تبلیغات
لیـــــــــــــــراوی

درگذشت دکتر سید شمس الدین وهابی

سه شنبه 22 مرداد 1398 08:33 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
شمس الدین وهابی نماینده مجلس ششم و عضو جبهه مشارکت شب گذشته بعد از تحمل یک دوره بیماری در سن ۶۴ سالگی درگذشت. او از نمایندگانی بود که در اعتراض به رد صلاحیت‌ها تحصن کرده بود.

دانشجوی حط امام درگذشت/ شمس الدین وهابی نماد تعهد تشکیلاتی

رویداد۲۴ چهل سال از سالروز تسخیر سفارت آمریکا می‌گذرد. آن زمان بین جناح چپ و راست دفتر تحکیم وحدت (که از دانشجویان مبارز انقلابی مسلمان تشکیل شده بود) اختلاف افتاده بود. جناح راست با حضور چهره‌هایی همچون محمود احمدی نژاد و محمد سیدنژاد معتقد به تسخیر سفارت شوروی بود و جناح چپ به رهبری ابراهیم اصغرزاده، محسن میردامادی و حبیب الله بیطرف معتقد به تسخیر سفارت آمریکا.

بعد از تسخیر سفارت، به مرور دانشجویانی که در این برنامه نقش داشتند به دانشجویان پیرو خط امام مشهور شدند تا راه خود را از جناح اقلیت جدا کنند. تسخیرکنندگان سفارت یک بازوی اجرایی هم داشتند. شورایی دوازده نفره متشکل از علی‌اصغر زحمتکش، عباس عبدی، سیدمحمد هاشمی اصفهانی، اکبر رفان، محمدرضا خاتمی، محسن امین‌زاده، رحمان دادمان، شمس‌الدین وهابی، وفا تابش، محمد نعیمی‌پور، حسین شیخ‌الاسلام و فروز رجایی‌فر.

از این جمع رحمان دادمان سال ۸۰ در زمانی که مسئولیت وزارت راه را بر عهده داشت، در سانحه هوایی جان سپرد و شب گذشته نیز خبر رسید که سید شمس الدین وهابی، دیگر دانشجوی حاضر در ماجرای تسخیر نیز به خاطر بیماری جان به جان آفرین تسلیم کرده است.

در تمام این سال‌ها شمس الدین وهابی هویت خود را به عنوان یکی از دانشجویان پیرو خط امام حفظ کرد. او که استاد معدن دانشگاه تهران و نماینده مجلس ششم و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و حزب اتحاد ملت بود، در کنار چهره‌هایی مثل محمد کیانوش راد و... از حامیان گفتمان عدالتخواهی در میان اصلاح طبان به شمار می‌رفت و به خصوص در زمان حضور در مجلس، پیگیر وضعیت دانشجویان بازداشتی و گسترش فضای آزادی بیان در محیط دانشگاه بود.

آخرین کادر به یادماندنی از شمس الدین وهابی، کنگره سوم حزب اتحاد بود که قصد نامزدی برای شورای مرکزی این حزب را نداشت، اما با اصرار جوانان سرانجام برای آخرین بار به وظیفه تشکیلاتی خود عمل کرد.

سید شمس الدین وهابی از جمله نمایندگانی بود که در ماجرای تحصن مجلس ششم حضور داشت؛ حضور او در جمع تحصن کنندگان در حالی اتفاق افتاده بود او حکم تایید صلاحیتش را برای حضور در انتخابات مجلس هفتم دریافت کرده بود، با این حال او در اعتراض به رد صلاحیت‌های گسترده در کنار دیگر همفکرهای سیاسی خود حضور یافت.

وهابی در سال ۱۳۶۶ در رشته مهندسی معدن کارشناسی ارشد خود را گرفت و در سال ۱۳۹۵ در رشته علوم اقتصادی مدرک دکترای خود را کسب کرد.

از جمله فعالیت‌های او در سال‌های پس از انقلاب می‌توان به این موارد اشاره کرد: معاونت جنگ دانشگاه تهران،معاونت دفاعی دانشگاه تهران، عضویت در  شورای معادن کشور به عنوان نماینده وزارت علوم، معاون دانشجویی دانشگاه تهران، معاون مالی اداری دانشگاه تهران.

مراسم ختم شمس وهابی روز یک شنبه در مسجد نور میدان فاطمی برگزار شد.

مراسم ترحیم سید شمس الدین وهابی نماینده مردم تهران در مجلس ششم عصر دوشنبه21مرداد1398 باحضور جمعی از فعالان سیاسی، نمایندگان پیشین و فعلی مجلس شورای اسلامی و تعدادی از اعضای کابینه دولت و بستگان آن مرحوم در مسجد نور تهران برگزار شد.

 

به گزارش ایسنا، ابوترابی فرد امام جمعه موقت تهران، دعایی، موسوی خوئینی‌ها، موسوی لاری، ابطحی، بهزاد نبوی، سعید حجاریان، مصطفی تاجزاده، ابراهیم اصغرزاد، وزاری نفت و جهاد کشاورزی، استاندار و شهردار تهران و ... از جمله شخصیت های سیاسی حاضر در این مراسم بودند.




مجلس ترحیم سید شمس‌الدین وهابی - 13

عباس اسدی و حقیقی از گناوه 
مجلس ترحیم سید شمس‌الدین وهابی - 8
دکتر سید علاالدین وهابی برادر مرحوم و حجه الاسلام  ابوترابی 
مجلس ترحیم سید شمس‌الدین وهابی - 16
شاه حمداله وهابی 
حضور بسیاری از اهالی لیراوی خانواده های نجدی و دهقانی ، کیانی ، حقیقی ، اسدی و خلیفه زاده در مراسم های تشییع و ترحیم مشهود بود. 
ارتباط سادات جلیل القدر وهابی بهبهان با مردم لیراوی سابقه تاریخی و دیرینه دارد. از این رو مردم قدر شناس لیراوی در این دو روز به منظور ابراز تسلیت در کنار خاندان مرحوم وهابی بودند. 

آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1398 09:10 ق.ظ

 

انتشار اینترنتی کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم

یکشنبه 13 مرداد 1398 09:09 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

آدرس سایت برای دانلود کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم  اثر تاریخی علیرضا خلیفه زاده 

www.liravi7.ir



آخرین ویرایش: یکشنبه 13 مرداد 1398 09:15 ق.ظ

 

راه اندازی نسخه آزمایشی کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم

چهارشنبه 26 تیر 1398 07:31 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
نظر سنجی سایت الکترونیکی و نرم افزار موبایلی با قابلیت آسان دانلود؛
کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم اثر اینجانب علیرضا خلیفه زاده به زودی راه اندازی و منتشر می شود. 
به منظور دسترسی آسانتر علاقه مندان به این کتاب و دوستداران تاریخ ایران و خلیج فارس، استان بوشهر، کوه گیلویه و بویراحمد و قوم لر 
و به ویژه تاریخ بلوک لیراوی و تاریخ بندر دیلم.  
 خواهشمندم نظرات خودتان را راجع به این انتشار اعلام کنید و میزان استقبال مخاطبان را ارزیابی کنید.


آخرین ویرایش: چهارشنبه 26 تیر 1398 07:34 ب.ظ

 

نقد حضور لرها و شولها در کوه گیلویه

سه شنبه 25 تیر 1398 10:59 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

سلام جناب رحیمی

با این نظر شما موافقم .

من کتاب تاریخ شول حیاتداود کمی به این موضوع در صفحات 69تا 77 پرداخته ام .

خلاصه : لرها از سال 300 تا 504 در اطراف ارجان (کوهگیلویه)حضور تاریخی داشته اند .

شولها مرکز اصلی شان همانطور که مینورسکی حدس زده در حدود شهرستان رستم امروزی بوده اند و نور آباد ممسنی. حالا پیشروی شولها به طرف کوه گیلویه احتمالا تا حدود باشت امروزی بوده

زیرا حکام لر مانند ابرک لر حضورش در وقایع سال 502 به همراه اتابک چاولی دیده می شود (ابن اثیر ) . پسرش نصیر الدین بن ابرک لور هم که تا 504 زنده بوده .

پس شولها نمی توانسته اند سرزمین این حاندان دیرسال لر  را کامل تصرف کرده باشند.

اما کشاکشی در میان بوده

همانطور احتمالا بین جایزان تا ارجان(بهبهان) نیز در دست اتابک چاولی بوده بین سالهای 490تا 509 .

در حدود زیدون هم که اجداد اتابکان سلغری فارس خیام افراشته بودند . ( به سه قزینه 1- حضور در کوه گیلویه و البته اطراف بروجن نیز   2- نام زیدان یا به قول قارسنامه زیدون در اسامی بچه هایشان .  3 - پناهنده شدن بوزابه در سال 531 در قلعه گلاب).

پس شول ها اگر کر وفری داشته اند و نیمی از کوه گیلویه یا لرستان را در دست داشته اند همان تا حدود با شت بوده زیرا دهدشت و کوه منگشت (با توجه به جدال مکرر بر سر آن) در قلمرو خاندان ابرک لور کوه گیلویه ای بوده تا ظهور اتابکان لر بزرگ .

اما مهاجران خاندان فضلو که از جبل سماق حلب در حدود سال 500 به کوه گیلویه آمده اند احتمالا یک جایی مانند باشت فرود آمده اند (شبانکاره ای می گوید در حدود ایالت شولستان. مستوفی می گوید : کوه گیلویه. ).

شبانکاره ای می گوید : ابتدا امرای شول خواستند پیش از برخاستن درد سر از این مهاجران جدید آنها را برانند. صص 206 و 207 .

 اما روز بعد  امیرعلی فضلوی با شولها درگیر شد و آنها را عقب راند لابد تا همان محدود قومی و جغرافیایی و تاریخی شان مثلا رستم امروزی .

من حدس می زنم اجداد اتابکان لر بزرگ ،  اول شول ها را از حدود باشت بیرون کردند .

در گام بعدی بر نصیرالدین لور از خاندان بومی - سنتی حاکم کوه گیلویه احتمالا در حدود سال 504 غالب شدند .

امیرعلی جد اتابکان لر بزرگ حدود 5 سال بر میراث خاندان نصیرالدین لور حکومت کرد و طبق گزارش جهان آرا توسط شول ها کشته شد.(غفاری ، ص170).

پس در خصوص شول ها و لرها که بومیان کوه گیلویه بوده اند و سپس حضور ترکمن ها سلغری ها و خاندان اتابک چاولی که بعد از قدرت گرفتن سلجوقیان در جنوب ایران دیده می شوند . جای تحلیل زیاد است که می توانید به کتاب تاریخ شول حیاتداود اثر اینجانب علیرضا خلیفه زاده مراجعه نمایید . صفحات 68 تا 80 و بعد تر.

25 تیر 1398


آخرین ویرایش: یکشنبه 13 مرداد 1398 09:13 ق.ظ

 

نقد و نظر ارسالی از مخاطبان وبلاگ لیراوی

سه شنبه 25 تیر 1398 10:49 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


 نویسنده : مسعود رحیمی دبیر تاریخ بهبهان : تیرماه 1398

با سلام دوباره خدمت اقای خلیفه عزیز .
ماجرای طوایف مهاجر و اتابکان لر بزرگ از جمله جالب ترین مباحث تاریخ لر هست که کمتر بهش پرداخته شده
به طور کُلی از شواهد و قرائن میشود اینگونه تفسیر کرد که سرزمین لر بزرگ در گذشته به طور گسترده توسط قبایلی به نام "شول" مسکون بوده
ضبط نام قبایل شول تا درگیری نهایی با اتابک هزار اسف ادامه پیدا کرده و از این تاریخ به بعد ساختار لر بزرگ وارد فاز جدیدی شد که امروزه به بختیاری ، کهگیلویه و ممسنی تقسیم شده.درواقع تحلیل تاریخ لر بزرگ میبایستی با پیشفرض بومی بودن شولان ادامه پیدا بکند
و اما بحث حول طوایف مهاجر
طوایفی که احتمالا مقارن حکومت هزار اسف از سرزمین شام به سرزمین شولستان ( با شولستان فارس قرون بعدی اشتباه نشود) رخنه کردند برخلاف اندیشه رایج در برخی تحقیق ها و دفترها نمیتوانند ریشه قومی کُردی داشته باشند
جدا از اینکه احتمالا چنین طوایف فاتح و غالبی باید حداقل اثار فرهنگی و زبانی اولیه کُردی خود خود بجای گذاشته باشند(که چنین نیست) ، وجود برخی نام های " پارسی " در طوایف مذکور خود حاکی از عدم ارتباط این مردم با کُرد زبان ها بوده . به طور مثال بررسی زبان شناختی نام خاص طایفه "کَمانکَشی" در این لیست دلیلی بر این ادعاست .
کمانکشی هرگز نمیتواند اشتقاق کُردی(به طور خاص تر کُرمانجی) داشته باشد ، به طور کلی ضفت کمانکش در میان مردم کُرد رواج چندانی ندارد و آنهم بنا به قاعده زبانی کُردی تبدیل میم میان واکه ای به واو تبدیل به کَوان میشود (مثل میهمان به میوان و...). "کَش" بن مضارع پارسی از کشیدن است ، در حالی که بن مصارغ کردی این فعل kish است . در نهایت شکل کُردی "کمانکشی" میباستی کِوانکیشی باشد که انهم رواج چندانی ندارد و به جای آن از صفاتی مانند tiravej (تیرانداز) و یا kevanjen (کسی که کمان میزد ، ژَن اسم فاعلی از مصدر ژنین) استفاده غالب دارند . در نهایت در قرن 7 هجزی وجود یک طایفه شامی کُرد زبان به نام کَمانکشی خلاف قواعد زبان شناسی است

بسیاری از محققین معتقدند این طوایف بنا به دلایلی نامعلوم(شاید تبعید) به شام رفتند و پس از مدتی با فراهم شدن اوضاع به ایران بازگشتند ، با توجه به اینکه از قدیم الایام بخش وسیعی از منطقه لر بزرگ توسط طوایف باستانی چون شول و کواراکان و غیره مسکون بوده نمیتوان بدون قید و شرط طوایف برگشتی به لر بزرگ را بومی همین منطقه دانست. اما کجا ؟ حدس و ظن برای این سوال کمی پیچیده است چرا که از این تبعید یا کوچ چیزی ضبط نشده است ، شاید بتوان حدس زد این قبایل قبل از هجرت به شام در فارس و و یا کرمان ساکن بودند . چنانچه ذکر نام کُردان(عشایر) از دوره ساسانی تا دوره اسلامی موجود است . دور از ذهن نیست برخی از این طوایف بنا به دلیلی نامعلوم به شام رفته باشند. گویش لُری جنوبی(بختیاری و کهگیلویه) پیوستگی خاص و عمیقی با گویش های لاری و کرمانی گرمسیری دارد ، زبان ایلی به نام کردشولی نگدر فارس نیز همینگونه ، به طور مثال یک ویژگی خاص این گویش ها استفاده از نشانه استمراری "ای" به جای "می" است که خاص این گویش هاست. به طور کُلی مقوله ای به نام زبان لری به نظر میرسد اجتماعی نامتقارن از چند گویش پارسی تبار باشد که به دلیل شکل گیری ناحیه ای به نام "لُر" در قرون اولیه اسلامی و جغرافیای مشترک طی گذشت قرن ها قومیت لُر را شکل داده است. بنا به همین موضوع تاکنون متر و معیار زبانشناسی که مرز مشخصی بین زبان لری و دیگر گویش های پارسی تبار مشخص کند ارائه نشده و بخاطر همین ابهام گاها گویش هایی مثل لکی(که اصولا جزوی از ایرانی شمال غربی است) و یا دشتستانی و غیره جزوی از لری محسوب میشوند . لری شمالی و لری جنوبی بیش از انکه از لحاظ ساختاری شبیه به هم باشند به همسایگان خود شبیه ترند ، چنانچه گفته شد لری جنوبی به طرز واضحی پیسوتگی عمیقی با گویش های فارس ،بوشهر و کرمان دارد


آخرین ویرایش: سه شنبه 25 تیر 1398 10:59 ق.ظ

 

نظریه پردازی در خصوص لیراوی و جاکی

سه شنبه 18 تیر 1398 01:06 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
 نویسنده با نام مستعار ایلم بهمیی 
با سلام دوباره . 
بنظرم به چنین روایاتی باید به دید کلاسیک اسطوره شناسی یا mythology نگاه کرد.
3 نکته : 
1- در روایت بایوجمان ، فردی به نام "لیراو" احتمالا وجود فردی نداشته ، بلکه میتواند صرفا معرف منتسب بودن طوایف لیراوی کوه به طایفه قدیمی "کوی لیراوی" در ردیف مهاجران برگشتی لر بزرگ باشد . چنانچه در همچین روایاتِ اسطوره شناسی (mythology) در بین اقوام و مردم مختلف معمولا نام های قومی به صورت نام فرد در تبارنامه های اسطوره/افسانه ای ذکر میشوند. مثلا افسانه معروف فریدون و سه فرزند ایرج ، تورج و سلم که میتواند صرفا حاکی نزدیکی زبانی/قومی ایرانیان ، تورانیان و سلم ها(سارومات، قومی در شمال قفقاز باستان )باشد . 
2- کهگیلویه تا پیش قرون نهم و دهم ه.ق ظاهرا توسط توده هایی از طوایف قدیمی چون کرائی ، شهرویی و غیره مسکون بوده ، ظهور ساختار های معاصر(جاکی ، ممسنی) در منطقه بنظر حاصل جنبش شرق گرای برخی طوایف مثل جاکی ، ممسنی و کوی لیراوی به منطقه بوده باشد . شاید بتوان گفت دلیل تعلق و گرایش نسبی برخی روایات مانند بایوجمان به سرزمین بختیاری دقیقا همین موضوع باشد که ریشه این طوایف در صفحات بختیاری بوده . ضمن اینکه بنظر میرسد طوایف کوی لیراوی و جانکی دارای اشتراکات تاریخی / زبانی نزدیک تری نسبت به دیگر طوایف لر باشند ، چنانچه هنوز هم از لحاظ گویشی مردم جانکی و بهمئی/طیبی نزدیکی چشم گیری دارند . ممسنی نیز قبل از هجرت به فارس(َشولستان) در زمان قاجار ، مدت زیادی را در کنار طوایف چهاربنیچه ی جاکی گذرانده بود. 
3- در مورد "عالی" : بهمئی ها و ایضا یوسفی ها با شمردن 11 الی 12 نسل خود را به شخصی به نام عالی میرسانند ( حدودا 600 سال و یا کمتر) . با توجه به پسوند "-عالی" در اسامی چون شیرعالی و خیرعالی به احتمال فراوان "عالی" یا علی واقعا شخصی حقیقی بوده که نسب "برخی" از طوایف روایت به این شخص میرسد .برخی طیبی ها اما تاریخ موجودیت خود را بالا تر از زمان احتمالی شخصی به نام عالی میرسانند ، همچنانچه وجود شخصی تاریخی به نام "طیب" در میان طیبی ها در هاله ای از ابهام است.
شاید وجود طیبی ها ( و یا دیگر طوایف) در این روایف ناشی از اشتباه روایت چی ها بوده باشد که سعی در گردهمایی تباری تمام طوایف لیراوی کوه تحت لوای تباری "عالی" را داشتند . جمان) 

این خوانند فهیم وبلاگ لیراوی قبلا نیز پیام و تحلیل زیر را برایم فرستاده است که به لحاظ اهمیت آنرا اینجا قرار می دهم: 



چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 10:05 ب
با سلام
اگر نگاهی به اسامی قبایل درج شده در تاریخ گزیده موستوفی بیندازیم به سادگی قابل درک است که برخی از این طوایف در بعضی دیگر با گذشت زمان "حل و جذب" شدند . 
به طور مثال نام طایفه "بختیاری" یکی از طوایف 28 گانه مهاجر هم اکنون نام مشترکی برای بازماندگان بسیاری از قبایل مذکور هستند چنانچه نام برخی طوایف مانند : آسترکی ، زاکی(راکی) ، گُتوندی ، هارونی هم اکنون جزوی از اتحادیه و ایل بختیاری هستند .
 همچنین نام طایفه کمانکشی(طایفه ای از ایل چرام) و احتمالا ممویی (طایفه شیخ ممویی دهدشت؟) در اسامی طوایف جاکی دیده میشود.
دور از ذهن نیست تصور این موضوع که کوی لیراوی ها نیز سرانجام به اتحادیه جاکی پیوسته باشند.
وجود برخی شهرت ها مانند جاک نژاد و جاک زاده در میان بهمئی ها خود گواه بر این موضوع است

وبلاگ لیراوی : با تشکر . من در نسخه خطی فردوس التواریخ ابرقوهی که به نحوی روی نویسی از تاریخ گزیده در سال 812 است وقتی نام قبایل لر را نوشته بین کوی* لیراوی * ستاره گذاشته و دو طایفه جداگانه محسوب کرده است. علیرضا خلیفه زاده 

آخرین ویرایش: سه شنبه 18 تیر 1398 01:16 ب.ظ

 

مصاحبه با فرهنگ خوزستان در 1383

سه شنبه 18 تیر 1398 12:28 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

  مصاحبه هفته نامه فرهنگ جنوب 

اقزوده جدید از وبلاگ لیراوی : این مصاحبه حدود شش ماه بعد از چاپ اول کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم، درست 15 سال پیش، در تیرماه 1383  با حضور آقای عبدالرحمان نیک سرشت عضو هیات تحریریه هفته نامه فرهنگ خوزستان (چاپ اهواز) در بندرگناوه انجام شده است. ایشان و همراهان ابراز می کردند که پس دیدن کتاب مشتاق شده اند که مصاحبه ای با مولف کتاب داشته باشند. وقتی با موتور سیکلت به استقبالشان رفتم با تعجب گفتند: منتظر بودیم نویسنده با ماشین بیاید!! این مصاحبه بازتاب خوبی داشت و هفته نامه پیغام با مدیریت دکتر رضا معتمد در مهر ماه 1383 آن را با مقدمه ذیل باز نشر کرد. 

          هفته نامه پیغام :

            علیرضا خلیفه‌زاده از شاعران، روزنامه نگاران و پژوهشگران موفق استان بوشهر است كه ‏چاپ بیش از پنجاه مقاله در مطبوعات محلی و هم‌چنین چاپ كتابی با عنوان «هفت ‏شهر لیراوی و بندر دیلم» هم اكنون به عنوان یك نویسنده موفق در سطح كشور مطرح ‏می‌باشد. ‏ چاپ كتاب «هفت شهر لیراوی و بندر دیلم» علاوه بر آن كه توانست مقام اول ‏پژوهش‌های تاریخی سال 1382«استان بوشهر» را كسب نماید، توانست بازتاب خوبی نیز ‏در سطح مطبوعات استان‌های همجوار داشته باشد، [هفته نامه پیغام ]به لحاظ اهمیت موضوع متن ‏كامل گفت و گوی این پژوهشگر موفق با

هفته نامه فرهنگ جنوب (خوزستان )«شماره 265 -‏‏17تیرماه83» 

را نیز در این شماره [هفته نامه پیغام ، شماره مهر۱۳۸۳]به چاپ می رساند.

به امید موفقیت‌های بیشتر ‏خلیفه‌زاده این گفت و گو را می‌خوانیم:‌ ‏


      ‏‌× جناب آقای خلیفه‌زاده لطفاً شرح كوتاهی از خودتان را برای خوانندگان نشریه ‏فرهنگ خوزستان بیان فرمایید. 

‏ 
به نام خدا، علیرضا خلیفه‌زاده هستم تاریخ دقیق تولدم 28/12/51 در روستای ‏باباحسنی جنوبیدهستان لیراوی از توابع شهرستان دیلم واقع در استان بوشهر است.

 دارای دو ‏فرزند و همسری فداكار و ادیب می‌باشم. دانش آموخته رشته دامپزشكی و در حال حاضر در شبکه دامپزشكی شهرستان گناوه شاغل می‌باشم(هم اکنون تیرماه 1398 ساکن کرج هستم).

در ‏كنار حرفه اصلی به كار تحقیق در تاریخ به عشق ملك و آیین و اصالت ماندگار ملت ‏عزیزم پرداخته و در صدد بیانی واقعی با تمسك از مدارك و اسناد شفاف و غیر ‏مغشوش از تاریخ می‌باشم. ‏ 
‏× كار پژوهشی خود را از چه زمانی آغاز نموده‌اید؟
به صورت جوششی از اوایل دهه 70 به بعد و به صورت كوششی و جدی از سال 78 ‏اقدام به این مهم نمودم.


‏ ‏× كدام شخصیت تاریخی الگو و راهنمای شما در تعیین علاقه به این كار بوده است؟
عوامل جلو برنده و مشوقان اصلی بنده عبارتند از :‌‏
استاد احمد اقتداری از حیث تلاش خستگی ناپذیرش در تاریخ به خاطر جستارهای بی ‏نظیری كه در جنوب كشور به عمل آوردند. ‏

 تلاش عالمانه پرفسور اتریشی آقای هاینس گاوبه مؤلف كتاب ارجان و كهگیلویه از آن ‏جهت كه ایشان از حیث روش تحقیق بعد از جستار در منابع با حضور عملی خود در ‏مناطق جنوب ایران(كهگیلویه و خوزستان) با روش تحقیقات میدانی در مورد جغرافیای ‏تاریخی و ایلات جنوب به خصوص لیراوی اقدامات ارزشمندی را به عمل آورد و چون ‏بنده لیراوی هستم برایم بسیار جالب و جذاب بوده كه شخصی محقق و تاریخ شناس ‏به خود زحمت داده تا درباره ایل، خاك و تاریخ من تحقیق بنماید. این جرقه در من ‏زنده شد كه به اصالت و هویت قومی و ملی خود اهمیت داده و در این باره با توجه به ‏فراغ بالی كه از حیث آشنایی با منطقه ، زبان و پیشینه قومی خود داشته،‌ توانسته‌ام با ‏بهره‌گیری از تجربیات تاریخی و مستند دیگران در این عرصه فعالیت نمایم. ‏

 مكاشفه تاریخی روهر  برن  نویسنده كتاب نظام ‌ایالات صفوی به خاطر تأسی ایشان به ‏آثار و منابع كهن با ذكر صفحه و سطر نسخ فارسی و به علت تاكیدش در روش‌های ‏درست خوانی كلمات و آشنایی ایشان با ساختار زبان فارسی در سطوح مختلف ادواری ‏كه این خود امری بالنده و منحصر به فرد است مرا در نحوه‌ی بیان تاریخ راهنمایی ‏شایانی نموده است. ‏ 


× استقبال عمومی از اثر تاریخی شما(هفت شهر لیراوی و بندر دیلم) در استان بوشهر ‏چگونه بوده و كلاً جوّ فرهنگی استان خود را از حیث علاقه‌مندی به تبار شناسی ‏تاریخی بیان فرمایید؟ 
با توجه به امكانات محدود ساختارهای فرهنگی در استان و به نسبت محدودیت مكانی ‏پخش انتشارات، استقبال عمومی مردم بسیار خوب بوده است. از سه هزار جلد در نوبت ‏اول بعد از 5 ماه هزار جلد آن به فروش رفته است. با توجه به این كه پراكندگی قومی ‏لرها در استان‌های دیگر مانند خوزستان،‌ كهگیلویه،‌ لرستان، چهارمحال بختیاری، ‏فارس ‌و سایر مناطق دیگر می‌باشد و هنوز در این مناطق اقدامی به پخش كتاب خود ‏ننموده‌ام. ‏ به جرأت می‌توانم بگویم در سطح استان بوشهر كار از استقبال خوبی برخوردار شده ‏است. جوّ فرهنگی استان بوشهر مستعد است و بعضی از جوانان با مراجعه به بنده اظهار ‏علاقه‌مندی خود را اعلام و نظرات جالب خودشان را بیان نمودند. برای این كه این اثر ‏در تاریخ پدرانشان و 
برای شناسائیچگونگی فرهنگی آنها  مؤثر بوده است. ‏[این اثر هم اکنون چاپ دوم آن نیز نایاب است]. ‏

× با توجه به تنظیم عالی و مدیریت در ارائه مطالب این اثر از طرف حضرت عالی و با ‏توجه به نوع ذهنیت مردم استان بوشهر از تاریخ خودشان در بیان حقایق تلخ و شیرین ‏با چه عكس‌العمل‌هایی مواجه بوده‌اید؟ 
در مجموع چون تمامی مطالب ارائه شده مستند بودند مقاومت یا برافروختگی ‏اجتماعی، ‌قومی و عجولانه‌ای مشاهده نكرده‌ام ولی برخی از اشخاص به علت اطلاعات ‏شفاهی پراكنده‌ای كه در ارتباط با وقایع تاریخی منطقه داشتند. به شكل گلایه‌وار ‏تعارضاتی بروز داده كه متأسفانه در مقابل اسناد و مدارك معتبر هم سر فرود نیاوردند و ‏به صحت دانستنی‌های خود اصرار ورزیدند. آنها هدف‌شان از بیان تاریخ قهرمان پروری ‏بوده و شاید هم در وقایع تاریخی چنین نقش‌هایی وجود داشته اما بنده تاكنون به ‏صورت مستند سرنخی به دست نیاورده‌ام اینجانب در بیان تاریخ بنا بر سلایق شخصی و ‏خدای ناكرده بر اساس كدورت‌های محلی و محضِ بد آمد و خوش‌آمدگویی‌های این و ‏آن، اغماضی در امر پژوهشی خود به عمل نیاورده‌ام. من در بیان تاریخ نه به كسی ‏شجاع گفته‌ام و نه ترسو، ‌نه كسی را ستوده و نه تحقیر كرده‌ام. ‏


× از دید داوران انتخاب كننده بهترین اثر تاریخی در سال 1382 استان بوشهر بنا بر ‏كدامین شاخصه،‌ اثر ارائه شده شما مورد توجه قرار گرفت؟‏ 

الف : گستردگی منابع مستند تاریخی اثر 
ب: استفاده بهینه از اسناد ملی و محلی با حجم گسترده و تطبیق آن، با توجه به سه ‏هزار صفحه مدارك استفاده شده ‏ 
ج: ‌بهره‌گیری مستدل از روایات شفاهی و متواتر بومی و برقراری ارتباط عملی آنها با ‏وقایع تاریخ. ‏ ‏


×‌ با توجه به این كه مطالب استنادی این كتاب تنها به استان بوشهر محدود نمی‌شود و ‏سایر استان‌های دیگر را هم در برمی‌گیرد،‌ چه برنامه‌ای برای بسط فرهنگی تاریخی در ‏نظر داشته و عكس‌العمل حضرتعالی در مقابل امواج پرسش گرایانه چه می‌باشد؟ 
   لرها از لحاظ تاریخی از جمله اقوام اصیل ایرانی می‌باشند كه در تمام برهه‌های زمانی ‏هرگز اندیشه تجزیه طلبانه نداشته و جغرافیای مكانی آن ها تأیید كننده این مدعاست. ‏ ملیت پنداری جزو لاینفك این قوم وفادار به كشور می‌باشد. از قرن چهارم هجری تا ‏قبل از صفویه دارای تاریخی مشترك بودند و از دوره صفویه به این سو نفوذ تاریخی و ‏اجتماعی آنها در ایران گسترده‌تر گردیده مانند سركار آمدن طایفه كوچكی از زندیه كه ‏چند صباحی حكومت را در دست داشتند.

 از زند به بعد تاریخ آنها از حیث مشترك ‏بودن خارج گردیده و شاخه شاخه شدند. ‏ نقش آنها در به وجود آوردن مشروطیت مهم بوده و عكس‌العمل بنده نسبت به سایرین ‏این است كه قصد من از ارائه این،‌ بیان حقیقی تاریخی می‌باشد و ایل لیراوی را جدا از ‏لر بزرگ ندانسته و افتخارات لیراوی كه ایلی از ایلات لر بزرگ است به شكل پررنگ از ‏سلجوقیان تاكنون و با توجه به منابعی كه به دستم رسید به تحریر درآورده ام و از تمام ‏خوانندگان جهت پرسش‌گری‌های روشنگرایانه خود استقبال می‌نمایم و چنانچه اسناد ‏معتبر از قراردادهای تاریخی و یا تاریخچه‌های دست‌نویس قدیمی را در اختیار دارند ‏خواهشمندم ارائه فرمایند تا انشاءالله بنده در اثر بعدی در مجموعه مطالعات خود بیان ‏نمایم. ‏ 


‏× در خاتمه چه توصیه‌ای برای پژوهشگران و دوستداران تاریخ نگاری بومی ارائه ‏می‌كنید؟ 

بنده كوچك‌تر از آنم كه برای كسی توصیه‌ای داشته باشم ولی احساس خود را به این ‏شكل بیان می‌نمایم:‌ به مراكز مختلف و متعدد نگه‌داری اسناد كشوری مراجعه فرمایند ‏ـ غبار غربت را از اسناد تاریخی ایل و سرزمین مادری خود بروبند ـ به اصالت قومی، ‏‏‌دینی،‌ ملی و میهنی، ‌خود واقف باشند و از بیان آن هیچ ابایی نداشته باشند. ‏ ‏


× جناب آقای خلیفه‌زاده بنده مجاز هستم شما را چنین بخوانم: ساده، ‌خودمانی، ‌روان، ‏‏‌بی‌ریا، ‌اصالت مدار، ‌صاحب ذهنی قوی، ‌متواضع و متقی ! 

این نظر لطف شما[عبد الرحمان نیک سرشت] و نشریه فرهنگ خوزستان است مخصوصاً جناب آقای امید حلالی ‏شاعر بزرگوار معاصر و سردبیر محترم نشریه فرهنگ خوزستان .




آخرین ویرایش: سه شنبه 18 تیر 1398 02:33 ب.ظ

 

دریادلان ویژه نامه دکتر حسین جلالپور

چهارشنبه 5 تیر 1398 10:55 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 تیر 1398 10:56 ق.ظ

 

سایت کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم

دوشنبه 3 تیر 1398 07:21 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


مژده به دوستان و دوستداران تاریخ ایران و خلیج فارس 


کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم 

 از طریق سایت 

www.liravi7.ir 

در حال بارگذاری و قابل دستیابی و جستجو برای همه می باشد. 

آخرین ویرایش: دوشنبه 3 تیر 1398 07:25 ق.ظ

 

پنج اثر تاریخی- فرهنگی فقط از بوشهر و دشتی ثبت آثار ملی کشور

سه شنبه 10 اردیبهشت 1398 12:18 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

ثبت پنج اثر تاریخی- فرهنگی بوشهر در فهرست آثار ملی

خلیج فارس: به گفته سرپرست اداره کل میراث فرهنگی استان، به منظور ساماندهی بهتر و جلوگیری از دخل و تصرف های خارج از موازین قانونی و تغییر هویت های احتمالی این اقدام صورت گرفته است.

خلیج فارس: پنج اثر تاریخی- فرهنگی بوشهر ثبت آثار ملی کشور شد و مراتب ثبت توسط علی اصغر مونسان رییس سازمان میراث فرهنگی کشور به استاندار بوشهر ابلاغ گردید.

به گزارش «خلیج فارس»؛ ارغوان مهدی زاده سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان در این خصوص گفت: به منظور ساماندهی بهتر و جلوگیری از دخل و تصرف های خارج از موازین قانونی و تغییر هویت های احتمالی، نسبت به ثبت پنج اثر غیر منقول استان در فهرست آثار ملی اقدام شد که امروز این آثار تحت نظارت مستقیم این اداره کل و سازمان میراث فرهنگی قرار گرفته است.

مهدی زاده افزود: این آثار شامل 

خانه درخشان (دوره قاجاریه/ محله دهدشتی بوشهر)، 

خانه مجاب (دوره قاجاریه/ کوچه مجاور عمارت امیریه بوشهر)، 

خانه زنده پی (دوره قاجاریه/ پشت عمارت کمندی)، 

محوطه تل گنبد (دوره ساسانی و قرون اولیه اسلامی/ غرب شهر خورموج) 

و محوطه تل دره قافله کش (دوره ساسانی و قرون اولیه اسلامی/ روستای کشو دشتی) می باشد.

وی ادامه داد: در آینده چنانچه نیاز به مرمت و بازسازی داشته باشند برابر نظارت و تاییدیه مستقیم سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری و این اداره کل صورت خواهد پذیرفت.


آخرین ویرایش: سه شنبه 10 اردیبهشت 1398 12:23 ب.ظ

 

مصالح مسجد باباحسنی در سال 1362

چهارشنبه 21 فروردین 1398 10:14 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
‏شناسه سند:۲۹۳/۱۲۲۸۹۲
‏عنوان:تامین اعتبار اجرای طرح‌های عمرانی روستایی و شهری دیلم[سند]
‏منشا:فرمانداری گناوه
‏تاریخ /دوره ایجاد:‏‫۱۳۶۲.‬
‏مشخصات ظاهری:‏‫۳۸ برگ.‬
‏دامنه و محتوا:‏‫مکاتبات بخشداری و شهرداری دیلم و فرمانداری شهرستان گناوه پیرامون طرح‌های عمرانی جهت جلوگیری از مهاجرت روستائیان
شامل آبرسانی، افتتاح بهداری، برق‌رسانی و جاده‌کشی روستاها، تامین اعتبار ساخت پارکینگ بخشداری دیلم، خاک‌ریزی کوچه‌ها، شن ریزی و تسطیح و مرمت معابر و تامین مصالح ساختمانی ساخت مسجد روستایی باباحسنی.‬
‏توصیفگر:استانداری بوشهر 
ایران. وزارت نیرو 
ایران. وزارت آموزش و پرورش 
Iran. Vezarat Amuzesh va Parvaresh 
فرمانداری گناوه 
‏‫بخشداری دیلم‬
‏توصیفگر:اع‍ت‍ب‍ارات‌ 
طرح‌ه‍ای‌ ع‍م‍ران‍ی‌ 
Development Projects 
ع‍م‍ران‌ روس‍ت‍ای‍ی‌ 
Rural Development 
آب‌‌‌‌رسانی 
Water Supply 
ت‍وس‍ع‍ه‌ ک‍ش‍اورزی‌ 
Agricultural Development 
برق‌رسانی 
راه‌سازی 
Ontology 
ن‍وس‍ازی‌ ش‍ه‍ری‌ 
Urban Renewal 
خ‍ی‍اب‍ان‌ه‍ا و ک‍وچ‍ه‌ه‍ا 
Streets and Alleys 
مصالح ساختمانی 
س‍اخ‍ت‍م‍ان‌س‍ازی‌ 
ت‍ش‍ی‍ی‍د الأب‍ن‍ی‍ة 
بخشداری‌ها 
م‍س‍ج‍د ه‍ا 
Mosques 
پ‍ارک‍ی‍ن‍گ‌ه‍ا 
Parkings 
ه‍زی‍ن‍ه‌ ه‍ا 
Costs 
Credits
‏توصیفگر:دیلم 
Deylam (Iran)
‏مركز نگهداری سند:آرشیو ملی ایران
‏شناسه سند:۲۹۳/۱۲۲۸۹۲
‏شماره فیش:‏‫شناسه انتقال ۸۴۱.‬ 
‏‫شماره پرونده ۷ ـ ۴.‬

آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 فروردین 1398 10:17 ق.ظ

 

اسناد ساکنین و زارعین باباحسنی جنوبی

چهارشنبه 21 فروردین 1398 09:54 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
پنج برگ سند از  ساکنین و زارعین باباحسنی جنوبی مربوط به سالهای 1341تا1345  در اسناد ملی ایران  وجود دارد: 

‏شناسه سند:۳۲۰/۳۲۰۶۵
‏عنوان:صورت اسامی کشاورزان دریافت کننده اراضی کشاورزی در روستای بابا‌حسن جنوبی بخش دیلم شهرستان بوشهر[سند]
‏منشا:ایران. وزارت جهاد کشاورزی
‏تاریخ /دوره ایجاد:‏‫۱۳۴۱_۱۳۴۴.
‏مشخصات ظاهری:‏‫۵ برگ.
‏دامنه و محتوا:‏‫صورت اسامی و مشخصات زارعین و ساکنین قریه بابا‌حسن جنوبی واقع‌ در بخش دیلم بوشهر دریافت کننده زمین مزروعی و عرصه اعیانی از سوی اداره کشاورزی و عمران و اصلاحات ارضی بنادر و جزایر خلیج فارس.
‏توصیفگر:ایران‏‫. وزارت کشاورزی‬‏‫. سازمان اصلاحات ارضی‬ 
سازمان اصلاحات ارضی ناحیه بنادر و جزایر خلیج فارس و بحر عمان
‏توصیفگر:بخشداری‌ها 
ب‍خ‍ش‍داران‌ 
Governors of a District 
روس‍ت‍ا [۱] 
Village 
آم‍ار 
Statistics 
ک‍ش‍اورزان‌ 
Farmers 
اص‍لاح‍ات‌ ارض‍ی‌ 
Land Reforms 
تدارکات 
اراض‍ی‌ ک‍ش‍اورزی‌ 
Agricultural Lands
‏توصیفگر:بوشهر 
‏‫‭Bushehr (Iran)‬‬ 
بندر دیلم 
Bandar Deylam (Iran) 
باباحسنی جنوبی 

‏‫‭Babahasani- ye Jonubi(Iran)‬‬
‏مركز نگهداری سند:آرشیو ملی ایران
‏شناسه سند:۳۲۰/۳۲۰۶۵
‏شماره فیش:‏‫شناسه انتقال ۸۵۰۱ .‬ 
‏‫شماره پرونده ب ۲.‬

آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 فروردین 1398 09:57 ق.ظ

 

جاده باباحسنی 1372

چهارشنبه 21 فروردین 1398 09:52 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
اسناد مکاتبات برای احداث جاده باباحسنی شمالی و جنوبی در سال 1372  در مرکز اسناد ملی ایران :

شناسه سند:۲۹۳/۱۲۷۵۸۳
‏عنوان:تعمیر راه‌ها و جاده‌های روستایی گناوه [سند]
‏منشا:ایران. وزارت کشور
‏تاریخ /دوره ایجاد:‏‫۱۳۷۲.‬
‏مشخصات ظاهری:‏‫۷ برگ.‬
‏دامنه و محتوا:‏‫مکاتبات استانداری بوشهر با فرمانداری گناوه و جهادسازندگی بوشهر درخصوص تعمیر و مرمت و آسفالت راه‌ها و جاده‌های روستای باباحسنی شمالی و جنوبی.‬
‏توصیفگر:ایران. وزارت کشور 
سازمان برنامه و بودجه 
جهاد سازندگی
‏توصیفگر:استانداری‌ها 
فرمانداری‌ها 
طرح‌ه‍ای‌ ع‍م‍ران‍ی‌ 
آسفالت 
روستا‌‌ها 
راه‌ه‍ا 
گ‍زارش‌ ه‍ا 
نامه‌نگاری 
مدیران 
مرمت 
س‍ازم‍ان‌ه‍ای‌ دول‍ت‍ی‌
‏توصیفگر:بوشهر 
دالکی
‏مركز نگهداری سند:آرشیو ملی ایران
‏شناسه سند:۲۹۳/۱۲۷۵۸۳

آخرین ویرایش: - -

 

آب انبار باباحسنی

چهارشنبه 21 فروردین 1398 09:47 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
شناسه سند:۹۳/۳۲۰/۵۲۰
‏عنوان:احداث آب‌انبار[سند]
‏منشا:سازمان جهاد کشاورزی استان بوشهر
‏تاریخ /دوره ایجاد:‏‫۱۳۵۶-۱۳۵۱.‬
‏مشخصات ظاهری:‏‫۲۸۰ برگ.‬
‏دامنه و محتوا:‏‫پروژه عمرانی احداث آب انبار قراء گورک‌سلیمانی، باباحسنی، حمود، کلر، جتوط، بنه‌چاوشی، حومه بوشهر، دیلم، گناوه و سعدآباد از سوی اداره کل تعاون و امور روستاهای استان بوشهر به پیمانکاری محمد چرومی.‬
‏توصیفگر:ایران. وزارت تعاون و امور روستاها. اداره کل تعاون و امور روستاهای بنادر و جزایر خلیج‌ فارس(بندر بوشهر)
‏توصیفگر:طرح عمرانی 
آب‌انبارها 
ع‍م‍ران‌ روس‍ت‍ای‍ی‌ 
Rural Development 
ق‍رارداد ه‍ا 
پیمانکاران 
ه‍زی‍ن‍ه‌ ه‍ا 
Costs 
Contractors 
Agreements
‏مركز نگهداری سند:مرکز اسناد بوشهر
‏شناسه سند:‏‫۹۳/۳۲۰/۵۲۰‬

آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 فروردین 1398 09:50 ق.ظ

 

لیراوی ها در روستای نظرآقا دشتستان

چهارشنبه 21 فروردین 1398 09:36 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
  خانم حلیمه جره 
ذیل مطلب لیراوی های جره در وبلاگ لیراوی  به ما از لیراوی های ساکن جره اطلاع می دهد و می نویسد : 

"سلام من نیز افتخار میکنم که یک لیراوی هستم و اجداد من در گذشته در بالاده کازرون سکونت داشتند و پدرم که در قید حیات هستند شاید بتواند کمکی کند در باز گویی خاطراتی که از پدرش و پدر بزرگش از گذشته خود در جره بالاده . و او هم اکنون در دشتستان و روستای نظر اقا زندگی می کند بنام حاج حسین جره. "
دوستان و اعضای این خانواده اگر اطلاعات بیشتری دارند برایمان بفرستند. 



آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 فروردین 1398 09:41 ق.ظ

 

مرقد و زیارتگاه امامزاده بی‌ بی حکیمه خاتون

شنبه 17 فروردین 1398 10:14 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


آرامگاه بی‌بی حکیمه

مرقد و زیارتگاه امامزاده بی‌ بی حکیمه خاتون (س) دختر بلافصل امام هفتم موسی‌ بن‌ کاظم (ع) در 81 کیلومتری و جنوب گچساران در ضلع شرقی روستای بی‌بی حکیمه از توابع و روستاهای این شهرستان، حد فاصل بندر گناوه به مرکز گچساران (دوگنبدان) در میان تنگه‌ ای بزرگ و طولانی قرار گرفته است.


این مرقد در فضایی تقریبا مدور قرار گرفته است که در اصل فضایی باز و  طبیعی بوده و در عمق کوهستانی صعب ‌العبور و منحصر به فرد ایجاد شده است به گونه‌ ای که سقف آن به شکل ناهمواری سنگ‌ تراشی شده و دیواره‌ های آن با سیمان زبره‌ کاری شده است.

آرامگاه بی‌ بی حکیمه (س) دقیقا در نقطه مرکزی و وسط دایره قرار نگرفته و بیشتر به سمت شمال قرار گرفته است. در کنار این آرامگاه، قبر دیگری وجود دارد که بر اساس روایات معتبر این محل به گل‌ گل خاتون کنیز با نجابت و وفادار بی‌بی حکیمه (س) تعلق دارد.


ارتفاع آرامگاه بی‌بی حکیمه (س) از کف تا سقف بیش از 10 متر و مساحت فضای حرم افزون بر 420 متر مربع بوده و از کف حرم تا کف ساختمان اصلی که به در ورودی حرم منتهی می‌ شود 12 پله وجود دارد که منتهی به ورودی راهرو و بین دو جایگاه مردانه و زنانه است.

در نزدیکی آرامگاه بی‌ بی حکیمه (س) درب کوچکی به نام«باب‌المراد» وجود دارد که به روایات متعدد ورودی غاری بوده که بی‌ بی حکیمه (س) به همراه کنیز خود در آن پناه گرفته و از دست دشمنان پنهان شده بودند.

مرقد مطهر بی‌ بی حکیمه (س) دختر بلافصل امام موسی کاظم(ع)، یکی از پرآوازه‌ ترین امامزاده‌ های جنوب کشور است که همه ساله پذیرای زائران بسیار زیادی از جنوب کشور و کشورهای حوزه خلیج فارس و شیعه‌ نشین از جمله کویت، بحرین، امارات، قطر و دیگر کشورهای عربی از جمله لبنان، عراق، عربستان و سوریه است.

در زمینه عزیمت این امامزاده به ایران روایاتی متعددی نقل شده است از جمله اینکه در حدود یک سال بعد از سفر حضرت معصومه (س) به ایران ، گروهی از خانواده ایشان به سرپرستی احمد بن موسی (ع) به قصد زیارت امام رضا (ع) از راه ارجان به شیراز  به سمت ایران حرکت می‌کنند از جمله افرادی که در این سفر حضور داشتند می‌ توان به «حسین موسی» و «محمد بن موسی» و «حکیمه» که هر سه از فرزندان امام هفتم بودند اشاره کرد که با عبور از شهر باستین وارد شهر متروکه میشان که تنگه‌ ای عظیم و امن داشته می‌ شوند و سپس در مکان کنونی سکنی می‌گزینند.


آخرین ویرایش: شنبه 17 فروردین 1398 10:17 ق.ظ

 

بی بی هیبت باکو یا بی بی حکیمه

شنبه 17 فروردین 1398 10:04 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
وبلاگ لیراوی : می دانیم که بارگاه حضرت بی بی حکیمه س خواهر امام رضا علیه السلام طبق روایت بحارالانوار و سایر منابع در کوه گیلویه در روستای بی بی حکیمه قراردارد . این روستا تا قبل از انقلاب اسلامی جزو بلوک لیراوی در شهرستان دیلم بوده و خادمان این امامزاده که به خلیفه های حضرت مشهور بوده اند از جانب کلانتر لیراوی معاف از مالیات بوده اند که چند مورد سند را بنده (علیرضا خلیفه زاده) دارم . اینک با پخش کلیپی در صدا سیما امامزاده بی بی حکیمه را در باکو دانسته اند که طبق متن زیر نشان می دهد این امام زاده با کرامت تا سالهای اخیر مشهور به بی بی هیبت بوده است. متن خبر: 
همه‌چیز درباره بی‌بی هیبتچرایی دفن خواهر امام رضا(ع) در جمهوری آذربایجان

حرم مطهره فاطمه صغری (س) ملقب به بی‌بی هیبت خواهر گرامی امام رضا (ع) هر ساله پذیرای خیل عاشقان اهل‌بیت(ع) است اما اگر شما تاکنون نام این بانوی گرانقدر را نشنیده‌اید گزارش زیر را بخوانید.

چرایی دفن خواهر امام رضا(ع) در جمهوری آذربایجان

به گزارش خبرگزاری فارس از آستارا، مرقد مطهره فاطمه صغری (س) ملقب به بی‌بی هیبت خواهر گرامی امام رضا (ع) در جمهوری آذربایجان زیارتگاه شیعیان است.

تعدادی از خبرنگاران آستارا در سفر رسانه‌ای به جمهوری آذربایجان که هم‌مرز و همسایه دیوار به دیوار شهرستان آستاراست، به زیارت مرقد مطهره بی‌بی هیبت خواهر گرامی امام رضا (ع) رفتند تا یادی از این خواهر در غربت مانده امام هشتم (ع) شود.

چهار دختر گرامی حضرت موسی کاظم (ع) «فاطمه » نام داشتند و مورخان و نسب‌شناسان به هنگام شمارش دختران این امام همام از چند دختر به اسم فاطمه نام بردند.

امام هفتم شیعیان جهان چهار دختر به نام‌های فاطمه کبری، فاطمه صغری، فاطمه وسطی و فاطمه اخری داشت که «فاطمه کبری» مشهور به «حضرت معصومه (س)» در «قم» مدفون است و حرم باشکوهی دارد که همواره پذیرای خیل عظیمی از زائران و عاشقان اهل بیت (ع) است.

«فاطمه صغری (س)» دومین دختر امام موسی‌بن‌جعفر (ع) و ملقب به «بی‌بی‌هیبت» بوده که در مدخل شهر «باکو» پایتخت جمهوری آذربایجان مدفون است.

«فاطمه وسطی» مشهور به «ستی فاطمه» دختر دیگر امام موسی کاظم (ع) در اصفهان مدفون است و حرم باشکوهی دارد.

آخرین دختر امام هفتم شیعیان جهان نیز «فاطمه اخری» مشهور به «خواهر امام رضا (ع)» در رشت مدفون است و حرم باصفایی دارد.

چگونه بی‌بی هیبت در جمهوری آذربایجان مدفون شد

طبق روایت، پس از شهادت امام رضا (ع) در طوس نزدیکان و کسان آن حضرت متفرق شدند و بی‌بی هیبت (س) از خواهرش حضرت معصومه (س) جدا شد و به رشت آمد و از آنجا به باکو رفت و در دهکده شیعه‌نشین «شیخ‌اف» سکونت گزید و در همان مکان وفات یافت.

اهالی با ایمان و شیعیان با اخلاص روستای شیخ‌اف پس از ارتحال دختر گرامی حضرت موسی بن جعفر (ع) پیکر پاکش را در محل حرم فعلی‌اش به خاک سپردند و بر فراز قبر شریفش سایبان ایجاد کردند و سه تن از منسوبین خاندان عصمت و طهارت نیز در کنار مرقد مطهرش دفن است.

با گذشت قرن‌ها، مردم مسلمان و اهل ایمان کرامت‌های فراوانی از مرقد مطهره دختر باب‌الحوائج مشاهده کردند و آوازه‌ آن در همه جا طنین‌انداز و دل‌های شیفتگان اهل‌بیت (ع) از اقطار و اکناف به سوی آن جذب شد.

با نذورات فراوان مرقد مطهره گنبد و بارگاه مجلل و باشکوه‌تری برای آن ساخته شد که امروزه به عنوان یکی از شاهکارهای معماری شرق مطرح است.

در این حرم با صفا زیباترین معماری شیروان‌ـ‌آبشرون به‌کار رفت، مناره‌های زیبا، گنبد با عظمت، سالن‌های بزرگ، دو مسجد و تعدادی بنا، مقبره و سردابه در اطراف آن ساخته شد.

آستانه مبارکه «بی‌بی هیبت» در طول قرون و اعصار مورد توجه خاص شیعیان شیفته و دلسوخته بود که از نقاط مختلف جهان برای آستان‌بوسی حرم مطهرش رنج سفر بر خود هموار می‌کردند و به سوی مرقد شریفش می‌شتافتند.

زیارتگاه بی‌بی‌حکیم «بی‌بی هیبت» در منطقه شیخ‌اف در ورودی باکو از سمت جنوب روی تپه‌ای مشرف به دریای خزر قرار گرفته‌است و تا پیش از 1316 ش، مجموعه‌ای از دو مسجد و مناره و کتابخانه در محوطه‌ای قرار داشت که دروازه آن مدت‌ها پس از ویرانی این مجموعه در سال مذکور پابرجا بود.

در زیر یکی از پایه‌های ورودی این دروازه، زیارتگاه بی‌بی هیبت قرار دارد و در سال 1377 ش، مقبره جدید با دستور رئیس جمهور وقت آذربایجان حیدر علی‌اف که دو سال بنای آن طول کشید، مرمت و افتتاح شد.

امروزه مردم مرقد مطهره بی‌بی هیبت را «بی‌بی حکیمه خانم» می‌نامند و زیارتگاه شیعیان و عاشقان اهل بیت (ع) است. 
سراسر تپه مذکور از قدیم گورستان شیعیان بوده و امروزه سنگ قبرهایی با نوشتارهایی به فارسی، عربی و ترکی در آن دیده می‌شود.



آخرین ویرایش: شنبه 17 فروردین 1398 10:13 ق.ظ

 

جلالپور اقتداری نیرم دشتی خلیفه زاده گناوه آذر84

دوشنبه 12 فروردین 1398 11:54 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
Hosted by Tinypic.com
آخرین ویرایش: دوشنبه 12 فروردین 1398 11:56 ق.ظ

 

اسفند 1387 لار فارس همایش بین المللی و مشاهیر ایران

دوشنبه 12 فروردین 1398 11:50 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

باستانی پاریزی علیرضا خلیفه زاده حسین جلالپور ایرج افشار 

آخرین ویرایش: دوشنبه 12 فروردین 1398 11:52 ق.ظ

 

20 آذر 1384 قاب خندان یاران

دوشنبه 12 فروردین 1398 11:46 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

آخرین ویرایش: دوشنبه 12 فروردین 1398 11:47 ق.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 52 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...