محمدقلی شاعری از زبان یکی از نوادگان

چهارشنبه 26 دی 1397 01:28 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

وبلاگ لیراوی :

در مورد مجموعه اشعار  کربلایی محمدقلی شاعری متخلص به ناقص حیاتداودی  در کتاب گناوه اثر استاد غلامحسین دریانورد چند شعر آمده و در کتاب چهار فصل روستای محمدصالحی اثر خانم رقیه مرادی نیز متن کامل مثنوی جنگ نامه ایشان آمده

شعر خرمای ایشان را آقای امیرحسین خان حیاتداودی در مجله آینده به چاپ رسانده است.

آقای غلامرضا کرمی هم در دریادلان یک معرفی از ایشان چاپ کرده است

متن زیر را یکی از نوه های ایشان برای بنده (علیرضا خلیفه زاده) فرستاده که تقدیم به علاقه مندان می کنم.97/10/26 *******

 

 *سلام وقتتون بخیر. من حمیدرضاشاعری هستم پسرعبدالعزیز فرزندغلامشاه فرزندحسین فرزند محمدقلی شاعری

 من هرچی گشتم تا بدونم پدرجدم چه شعر هایی گفته نتونستم به نتیجه ای برسم پس تصمیم گرفتم پیش بزرگان روستامون برم و از اونا بپرسم اما بازم خیلی کم شعر هاشو بلد بودن و یا چیز هایی که بلد بودن ناقص بودن ولی با این وجود دوست داشتم اونا رو به اشتراک بگذارم .....

(پرسیدند از بقال ها چه شور و شادیه....

گفتندرطب گشته عیان دُور دُور ممصادیه...

پنگاش شابی چون کمون

 گشته چو پشت عاشقون

چین چین مجنون درمیون...

چون جنت شدادیون...

این بهترین ابادیه.................................................................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باغبانها کرده زنبیلان خود پُر از رطب

 ناقص بیچاره اندر پی تماشا میکند)

ببخشید ناقصه اگر کسی میدونه درستشو بنویسه..............

 (ای همنفسان تاکی از دل نکشم افغان ...

خون شُد جگر زارعِ از خشکی دشتستان...

نرگس شده پژمرده سر زیر بغل برده)............

(بنعمی داشتم از زیرکی و اُستادی

 این لطیفه به من آموخت زِ مُهمَدصادی.....

شخصی به جَبل بچه ی خرسی آورد

 مدتی خدمت بی فایده از جایش کرد...

 تا شود خرسک ناکس چو سمور...

جیره اش گِرده بود و جاش به نزدیک تَنور..................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یک شبی چون دل کافر تیره

 بَند گردن ببرید و شکم خواجه درید ...

هی به پا کرد و همه کوه و تِل و دشت دوید...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟....

گفت بَه بَه خُوشم آمد رُخ یاران دیدن...

 برسر شاخه نشستن و ثمارش چیدن.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.........

پرسیدند آدمیزاد چو هوش و چه فراست دارد...

که همه دَد و وحوش از او داد و شکایت دارد...

 گفت احمق تر آدمیان خلقی نیست...

سخن یاوِ اگر فاش کنی دلقی نیست........؟؟؟؟؟.........

دور خود جمع کنند دخترکان و پسران

 که منم باب شما ضامن رزق گذران)....

بازم ببخشید اینم ناقصه اگر کسی بلده تکمیلش کنه....

(خشت دیوار شود هر که به خود مغرور است...

فرق جمشید جهان جام کفِ فغفور است...

 ای که در دانه کشی طبع تو همچو مور است...

گفت لقمان سخنی بهر پسر مشهور است...

توشه بردار که بس راه قیامت دور است...

 تخت سنجر شده تابوت بر اون شاه نکو...

فاخته میکند از قصر هلاکو کوکو...

یعنی اون فر جهانشاهی و اون شاهی کو...

بئِ سبب نیست که کوکو بنماید کوکو)


آخرین ویرایش: چهارشنبه 26 دی 1397 01:31 ب.ظ

 

دلیل الاسفار للنوخدا و البحار فی‌ میاه‌ الخلیج‌ الفارسی

دوشنبه 24 دی 1397 12:44 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

دلیل‌ دلیل الاسفار للنوخدا و البحار فی‌ میاه‌ الخلیج‌ الفارسی/ تالیف‌ احمدبن‌ عبدالامام‌ النصاری‌ (القصبه‌)

شابک: 8000ریال‌ ؛ 8000ریال‌

سرشناسه: نصاری‌، احمد، - 1319

وضعیت ویراست: [ویرایش‌؟]

مشخصات نشر: قم‌: عمران‌ عبادی‌، 1418ق‌. = 1376.

مشخصات ظاهری: 302 ص‌.مصور (بخشی‌ رنگی‌)

وضعیت فهرست نویسی: فهرستنویسی‌ قبلی‌

یادداشت: عربی‌

موضوع: دریانوردی‌ -- خلیج‌ فارس‌ -- راهنماها

موضوع: خلیج‌ فارس‌ -- کشتیرانی‌ -- راهنماها

موضوع: ناخدا و ناخدایی‌ -- راهنماها

رده بندی کنگره: VK897‭/ن‌6د8 1376

رده بندی دیویی: 623/8922535

شماره کتابشناسی ملی: ‭م‌77-10983


آخرین ویرایش: دوشنبه 24 دی 1397 12:46 ب.ظ

 

وجه تسمیه بندر ریگ

شنبه 8 دی 1397 01:57 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
به قلم عباس عظیمی - دبیر بندرریگی 

..:::وجه تسمیه:::..

شهر بندرریگ برکرانه ی دریا واقع شده است.کناره ی دریا نیزشن و ماسه فراوان است.

درزبان سانسکریت ریگ به معنی ثروت است.

این بندر یک مرکزتجاری وبازرگانی بوده.ونماینده ی کمپانی هندشرقی انگلیس و واک هلنددراین شهر تاسیساتی داشته اند.

ریگ به انگلیسی بادبان کشتی برافراشتن است.

این بندرازقدیم الایام لنگرگاه کشتی های تجاری وبازرگانی بوده.

دو خور معروف   

خور"غراب" که در منتهی الیه شمال غرب بندرواقع شده است ازموقعیت خوبی برای عبوروتوقف کشتی های تجاری بادبانی قدیم بوده است همچنین

 خوردیگری موسوم به"هوله"به درنزدیکی همان خورغراب واقع است که دارای چنین شرایطی بوده است.

بندرریگ یکی ازمناطق زرتشتی نشین قدیم بوده است.آثاربجامانده ازقدیم در منطقه ی منتهی الیه جنوبی موسوم به"کون گیشهر"که ظاهرا "گبر شهر"بوده است حاکی از مسکونی بودن این منطقه درزمان آیین مزدایی لذا ریگ درزبان اوستایی یا فارسی باستان به معنی رودخانه می باشد.(دیدگاه آقای دکتر خیراندیش).

این بندربه وسیله ی رودخانه ی پرآبی که درقسمت جنوبی این منطقه یعنی "رودخانه ی حله"وکره بند که همواره جزیی از این ناحیه بوده اندبه مناطق پشت بندرخود متصل میشده و از این طریق آنان را با دریا مرتبط میساخته است .شایداین دیدگاه صحیح تر بنظر آید.

نظریات محلی دیگری هم وجوددارد که بیانش عاری از فایده نیست .مثلا منتهی الیه خورهای شمالی بندرریگ قسمتی ناحیه ای وجود دارد که موسوم به "رگه"است. خورهای شمالی با رگه هایی ازسنگ ازهمدیگر جداشده اند یعنی تعداد خورهای بی شماری کوچک و بزرگ وجود دارد که به وسیله ی رگه های سنگی تشخیص داده شده است .این لفظ رگه به مرورزمان دستخوش تغییر,خلاصه وتبدیل به ریگ شده است .


آخرین ویرایش: شنبه 8 دی 1397 01:59 ب.ظ

 

فروش اینترنتی کتاب تاریخ شول حیات داود

شنبه 8 دی 1397 12:42 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
سایت اینترنتی سیف کالای بندرگناوه 
راهی نزدیک مطمئن برای خریداری کتاب 
تاریخ شول حیاتداود 
نوشته علیرضا خلیفه زاده 
آدرس سایت لینک زیر است: 
https://selzir.com/%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF/26013554-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B4%D9%88%D9%84-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%AF

آخرین ویرایش: شنبه 8 دی 1397 12:44 ب.ظ

 

ایل لیراوی یا ایل جاکی؟

دوشنبه 12 آذر 1397 03:13 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

ایل لیراوی یا ایل جاکی؟

نویسنده : علیرضا خلیفه زاده 

اولین کسی که بدون اشاره به فارسنامه در این تقسیم بندی تردید ورزیده محمدعلی خان پرویزی (متولد۱۲۷۰خ) است. او در هنگام گفتگو با احمد اقتداری در چرام گفته است:

«چهار بنیچه کهگیلویه طوایف، نویی، چرام، بی رحمه و دشمن زیاری بوده اند و چهار بنیچه لیرووی: لیرووی، باوی، طیبی و بهمئی بوده اند.»

که می بینیم که به دو چهاربنیچه کهگیلویه و چهاربنیچه لیراوی اشاره کرده است.

اما نخستین پژوهشگری که در تقسیمات ایل جاکی، تردید ورزید، نویسنده «تاریخ سیاسی کهگیلویه» بود، سید مصطفی تقوی مقدم می نویسد:

مؤلف فارسنامه، منبع تقسیم بندی خود و همچنین نحوه انشعاب ایل جاکی را ذکر نکرده است و نویسندگان پس از او هم صرفاً با اتکاء به نوشته ی وی همین تقسیم بندی را نقل کرده اند. اما به نظر میرسد که تقسیم بندی مذکور جای بحث دارد و باب پژوهش در مورد آن باز بوده و مسایل متعددی را در این مورد می توان مطرح کرد، از جمله اینکه: این امر محتمل است که ایلهای لیراوی کهگیلویه نه از ایل «جاکی»، بلکه از اعقاب ایل «کوی لیراوی» یا لیراوی باشند که حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده (ص۵۴۱) همانند ایل جاکی از آن نام برده است.» شواهدی مانند تاریخ گزیده (سال۷۳۰ق)، شیرازنامه (سال۷۳۴ق)،تاریخ عالم آرای امینی (حدود۶-۸۹۲ق) که هر کدام به ایل لیراوی و قلعه دیر آب و قلعه لیراوی و طایفه لیراوی بطور مستقل و بدون پیشوند و پسوند اشاره کرده اند؛ سند ۱۰۶۸ ق که چندین نفر با شهرت لیراوی در آن دیده می شود ولی کسی با شهرت جاکی در آن دیده نشد.

هم این دلایل و منابع تاریخی و هم اولین منبع مستند موجود، تاریخ گزیده که این دو ایل را دو ایل جداگانه نوشته است، بهترین راهنما برای این نتیجه گیری است که بگوییم ایل جاکی همیشه از ایل لیراوی جدا بوده و چون بعد از تاریخ گزیده ما فقط «منتخب التواریخ» نطنزی(۸۱۶ق)

که با ملاحظه آن منبع نوشته شده و سپس در عالم آرای عباسی نامی از ایل «جاکی» می بینیم و چون حوادثی که عالم آرای عباسی از ایل جاکی نقل می کند مربوط به اطراف بهبهان نیست بلکه مربوط به اطراف دهدشت می باشد که با این نشانه جغرافیایی ، احتمالا ایلات بویراحمد ، نویی، دشمن زیاری و چرام، برخی منشعب ازآن ایل و برخی متحد شده با آن هستند.

اما در تقسیمات ایل لیراوی می توان این نظریه را با توجه به مطالبی که در قسمتهای قبل آورده ایم، مطرح کنیم که: ایل لیراوی از سال ۵۵۰ تا ۱۰۶۸ق ایلی جدا از ایل جاکی بوده و انشعاب خاصی نداشته فقط انشعاب «کماوی» لیراوی؛ ولی میانه سالهای (۱۲۰۰-۱۰۶۸)شعاب بهمئی ، طیبی ، یوسفی و شیرعالی بوجود آمدند که هیچ نامی از آنها در سند سال ۱۰۶۸ق دیده نمی شود، کم کم با نامگذاری نام بزرگان خود بر مناطق تحت تصرف ایلشان(لیراوی) به جزئیات دیگری تقسیم شده اند.

با این توصیف جدید نگارنده، طوایف لر کوه گیلویه، چهارایل بزرگ لیراوی، جاکی ، آقاجری، و باوی بوده اند. و «لیراوی بر دو قسمت شده، یکی را لیراوی دشت که در دهات ناحیه لیراوی دشت مسکن دارند، و دیگری لیراوی کوه که بر چهار ایل قسمت گشته است: بهمئی، شیرعالی،یوسفی و طیبی...»

«لیراوی کوه و لیراوی دشت: یعنی جماعتی که در دشت و صحرا ، خانه گلین ساخته و توطن نموده اند، یا در کوهستان سردسیر و صحرای گرمسیر ییلاق و قشلاق کنند»

فارسنامه اهالی کهگیلویه را به دو قسمت #زیرکوه و #پشتکوه تقسیم میکند که «نواحی زیرکوه بر سه قسمت است:

#ناحیه_حومه_بهبهان

#ناحیه_زیدون

#ناحیه_لیراوی

«...ناحیه لیراوی دشت از اقسام نواحی زیرکوه است، اگرچه اهالی آن در اصل باالوار پشتکوه، از یک طایفه اند.

انتخاب و انتشار : #مجتبی_بدرقه در سایت 

#کانال_بهمئی_الیمایی

http://khantela.mihanblog.com/

منبع:

کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم ، علیرضا خلیفه زاده ، بوشهر ، انتشارات شروع، چاپ اول 1382 چاپ دوم 1393


آخرین ویرایش: دوشنبه 12 آذر 1397 03:18 ب.ظ

 

خبری دردناک از اسناد بوشهر

سه شنبه 22 آبان 1397 08:22 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
در صورت ادامه ناتوانی مسئولان استانی؛

کتابخانه و اسناد ملی بوشهر به شیراز منتقل می‌شود!

خلیج فارس: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران هشدار داد اگر به مشکلات و کمبودهای شعبه استانی آن در بوشهر از سوی مسئولان توجه نشود، آن را به شیراز منتقل می نماید.

خلیج فارس: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران طی نامه کتبی هشدار داد اگر به مشکلات و کمبودهای شعبه استانی آن در بوشهر از سوی مسئولان توجه نشود، آن را به شیراز منتقل می نماید، موضوعی که محکی برای سنجش توانمندی و غیرت مدیران استانی خواهد بود.

به گزارش «خلیج فارس»؛ این مرکز از سال 86 که در ساختمان در اختیار گمرک در خیابان سنگی بوشهر راه اندازی شد، یکی از 13 شعبه اسناد و کتابخانه ملی می باشد که فرصتی برای پژوهشگران، دانشجویان و دانش آموزان استان و از سویی مرکزی برای آرشیو اسناد استان به عنوان هویت تاریخی و اجتماعی این منطقه محسوب می شود. اما عملی نشدن تعهدات مسئولان استانی برای احداث ساختمان مناسب و خطراتی که مکان کنونی اسناد تاریخی را تهدید می کند، سازمان مرکزی را ناگزیر کرده که بحث انتقال این مرکز به شیراز را پیش بکشد.

رییس اسناد و کتابخانه ملی شعبه بوشهر با حضور در جلسه شورای شهر بوشهر با اشاره به نامه اخیر سازمان، گفت: اگر همت و تلاشی از سوی استان به منظور فراهم کردن شرایط ماندن این مرکز صورت نگیرد، فرصت موجود از بوشهر به شیراز خواهد رفت.

غلامحسین نظامی با اشاره به پیگیری راه اندازی چنین مرکزی از سال 82 به همراه دکتر مشایخی رییس مرکز ایرانشناسی شعبه بوشهر، تصریح کرد: سرانجام با تاخیر 5 ساله، توانستیم مرکز اسناد و کتابخانه بوشهر را در سال 86 در منزل رییس بانک شاهی در خیابان سنگی که تحت تملک گمرک می باشد، راه اندازی کنیم و امروز فقط 13 استان قادر به راه اندازی آن شده اند، اما طبق تفاهم نامه ای که رییس وقت سازمان با استاندار وقت بوشهر (افراشته) داشت و همان تفاهم نامه نیز شرط راه اندازی مدیریت اسناد بوشهر شد، قرار بود زمین یا ساختمان مناسبی از سوی استان جهت احداث ساختمان جدید درنظر گرفته شود، ولی 11 سال در محل فعلی هستیم.

نظامی با اشاره به اینکه طبق قانون، اوراق بایگانی ادارات توسط مدیریت اسناد در استان ارزشیابی و نسبت به ثبت آن یا امحا اقدام می گردد، ادامه داد: با این فعالیت حدود 8 هزار متر فضای ادارات استان را آزاد کردیم که ضمن صرفه جویی در احداث ساختمان های جدید برای دستگاههای اجرایی، مجموعه ای از اسناد که از سالهای 1300 تا دوره اخیر را شامل می شود و هویت تاریخی، اجتماعی و اقتصادی استان می باشد جمع آوری، ضدعفونی و ثبت دیجیتال کردیم که امروز و در آینده مرجعی برای پژوهشگران است.

وی با اشاره به قرارداشتن 43 هزار نسخه با ارزش خطی، 2 هزار تصویر تاریخی قدیمی، 4 هزار پایان نامه استان، آرشیو و ثبت نشریات استان و کتب بالای 5 هزار شمارگان توسط مدیریت اسناد بوشهر تصریح کرد: درخصوص وضعیت ساختمان فعلی مرکز اسناد بوشهر هشدارهای مکرری داده ایم که شرایط مناسبی ندارد و باید چاره اندیشی کرد، چرا که اگر آتش سوزی یا حادثه ای رخ دهد، در افکار عمومی به معنای آتش زدن اسناد از آن یاد می شود نه صرفا بروز یک حادثه، چرا که فضای فعلی کفاف ماموریت های گسترده ما را نمی دهد و قرار بود فقط یکی دو سال در آن باشیم و امروز به یازدهمین سال رسیده است.

نظامی خاطرنشان کرد: نامه اخیر سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران که اعلام کرده درصورت احداث نشدن ساختمان جدید، مجموعه بوشهر را به شیراز منتقل می کند، تهدیدی جدی می باشد و اگر تلاشی در این خصوص صورت نگیرد، مدیریت اسناد به عنوان هویت تاریخی این منطقه و فرصت پژوهشی که اکنون در اختیار محققان و دانش آموزان و دانشجویان است به استان همسایه می رود و به آنجا وابسته می شویم. ایین در شرایطی است که به عنوان یکی از 3 استان های کشور، از سال گذشته تالار منابع دیجیتال یا تالار رقمی راه اندازی کردیم که این امکان را در اختیار پژوهشگران قرار بگیرد به شبکه وسیعی از اطلاعات ازجمله پایان‌نامه‌ها، مقاله‌ها، نسخه‌های خطی و غیره به‌صورت تمام متن دسترسی پیدا کرده و بسیاری از مراجعات آنها به تهران را رفع می کند.

وی در پاسخ به پرسش یکی از اعضای شورای شهر پیرامون اینکه تعهدات استانداران درباره مرکز اسناد ملی به کجا رسید؛ اظهار داشت: زمینی در کنار بیمارستان شهدای خلیج فارس به ما داده شد که زیرسازی و شمع کوبی آن هزینه بالایی می برد و شاید نیمی از هزینه یک ساختمان را برای تسطیح آن باید داد تا انگاه سازمان مرکزی برای احداث ساختمان اعتبار در نظر بگیرد، از این رو تاکنون به نتیجه نرسیده ایم که توقع داریم همه مسئولان استانی فرصت حضور مرکز اسناد و کتابخانه ملی که یکی از 13 شعبه استانی می باشد را درک کرده و با ایفای تعهدات، مانع از انتقال آن شوند.

رییس شورای شهر بوشهر نیز در پایان با بیان اینکه با همکاری شهردار و اعضای شورا آمادگی داریم برای تامین اعتبار تجهیزات و اسکن های خاصی که موردنیاز مرکز اسناد ملی در استان می باشد کمک کنیم، ادامه داد: اما تامین زمین و مکان مناسب در توان و اختیار استاندار می باشد که امیدواریم همه مسئولان درک و همت لازم را در این خصوص را داشته باشند و نگذارند فرصت حضور مرکز اسناد به عنوان هویت تاریخی بوشهر از دست برود و مانند برخی موارد مثل برق منطقه ای به استان همسایه وابسته شویم.


آخرین ویرایش: سه شنبه 22 آبان 1397 08:18 ق.ظ

 

رونمایی از کتاب "دستور گویش دشتی"

سه شنبه 22 آبان 1397 08:08 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


خلیج فارس: به مناسبت هفته کتاب و کتابحوانی ازکتاب 'بنیادهای دستور گویش دشتی' نوشته سید کوچک هاشمی زاده رونمایی شد.

به گزارش «خلیج فارس» به نقل از ایرنا؛ فرماندار دشتی در این آئین گفت: پایداری اندیشه انسان به ثبت و نوشتن آن در قالب کتاب میسر می شود و از نسلی به نسل دیگر و از دوره ای به دوره دیگر منتقل می شود.

عبدالله نادری افزود: اگر قلم و نویسندگی نبود، گفتارهای ارزنده انبیا و اولیا و گذشتگان نیز باقی نمی ماند.

وی با تقدیر از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دشتی به دلیل چاپ این کتاب اضافه کرد: هاشمی زاده نویسنده ای آگاه به زمان خود است که با سلاح قلم به میدان آمده و برای آنان چیزی نوشته که مورد نیاز آنهاست.

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دشتی گفت: هاشمی زاده از حدود نیم قرن پیش تاکنون به انجام کارهای پژوهشی پرداخته و تاکنون آثار گران بهایی را به زبان فارسی تولید کرده است.

حمید زارعی ادامه داد: اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دشتی از یک سال پیش در راستای وظایف فرهنگی و علمی خود بر آن شد تا کتاب 'بنیادهای دستور گویش دشتی' را به چاپ برساند.

وی تصریح کرد: این کتاب هدیه ای به فرزندان امروز و فردای شهرستان دشتی است تا با واژگان پر از مهر گویش مادری عشق و دوستی را به هم دیاران خود تقدیم کنند.

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دشتی گفت: کتاب 'بنیادهای دستور گویش دشتی' در هزار نسخه توسط انتشارات علم و دانش تهران چاپ شده است.


آخرین ویرایش: سه شنبه 22 آبان 1397 08:06 ق.ظ

 

آیین نکوداشت مترجم فقید بوشهری استاد حسن زنگنه +تصاویر

پنجشنبه 3 آبان 1397 07:23 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


خلیج فارس: آیین نکوداشت یاد و خاطره مترجم فقید بوشهری با عنوان "شب حسن زنگنه" با حضور شماری از مسئولان و فرهنگ دوستان برگزار شد.

خلیج فارس: آیین نکوداشت یاد و خاطره مترجم فقید بوشهری با عنوان 'شب حسن زنگنه' پنجشنبه شب با حضور شماری از مسئولان و فرهنگ دوستان بوشهری در سالن اجتماعات اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی این استان برگزار شد.

به گزارش«خلیج فارس»؛ در این مراسم که توسط روزنامه پیام عسلویه برگزار شد، رئیس بنیاد ایران شناسی شعبه استان بوشهر در این آیین گفت: اشراف زنگنه به زبان انگلیسی و تاریخ و فرهنگ بوشهر همواره در اثرهای وی موج می زند.

به نوشته ایرنا، عبدالکریم مشایخی افزود: این مترجم فقید بوشهری در مدت 20 سال کار حدود 25 کتاب ترجمه کرده که موضوع این کتاب ها در حوزه جنوب ایران و بویژه منطقه خلیج فارس است.

وی بیان کرد: امیدواریم فرزند زنگنه نیز بتواند راه درخشان این مترجم را در پیش گیرد.

مشایخی ادامه داد: اعتقاد دارم تاکنون یک چهارم رسالت و وظیفه ای که پیرامون معرفی خدمات حسن زنگنه باید انجام می گرفته انجام نشده است.

وی گفت: در این ارتباط جا دارد با همکاری سازمان های غیر دولتی همایش بزرگی برای پاسداشت زنگنه 'شیخ المترجمین خلیج فارس' برگزار شود.

مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان بوشهر گفت: با این وجود کم توجهی ها به زنگنه ولی چیزی از ارزش و اهمیت آثار این مترجم نکاسته است.

غلامحسین نظامی افزود: تواضع علمی از فضایل بزرگ این مترجم اثار خلیج فارس بود هیچگاه اهل مصاحبه، گزارش دادن و خودنمایی نبوده است.

نظامی بیان کرد: زنگنه دانش آکادمیک و علمی نداشت ولی نبوغ وی بسیار فراتر از این عرصه بود که روح حاکم بر آثار ترجمه های وی ناشی از این نبوغ علمی است.

وی گفت: تا قبل از زنگنه مترجم بوشهری آثار ترجمه شده پیرامون خلیج فارس بسیار محدود و مهجور مانده و با 25 اثر استاد زنگنه است منابع فاخری پیرامون خلیج فارس شناسی عرضه می شود.

نظامی اظهار داشت: آثار بجا مانده از این مترجم فقید بوشهری میراثی است که سال های سال مورد استفاده و جاودانه می ماند.

فرزند مترجم فقید بوشهری گفت: شایسته است که تا مفاخر در قید حیات هستند مورد پاسداشت و تجلیل قرار گیرند.

امیرحسین زنگنه افزود: قشر فرهنگی بسیار آسیب پذیر و مظلوم واقع شده و باید بسته ای فرهنگی ارائه شود تا از فعالان فرهنگی بصورت پوشش بیمه ای، پرداخت حقوق و یا اعطا تسهیلات حمایت شود.

وی تاکید کرد: در شرایطی که افسردگی، ناامیدی در جامعه بوجود آمده باید نخبگان فرهنگی بصورت ویژه مورد حمایت قرار گیرند.

حسن زنگنه سال 1328 دربوشهر متولد شد و تحصیلات ابتدایی را از سال 1334 تا سال 1340 در دبستان های باقری، فردوسی و مهران گذراند و سپس با تحصیل در دبیرستان سعادت، در سال 1346 مدرک دیپلم در رشته طبیعی را از این دبیرستان دریافت کرد.

وی خدمت سربازی در سپاه دانش با عنوان مترجم 'یونسکو' در سال 1349 به پایان رساند و پس از آن با همین عنوان به فعالیت در شرکت ها و مووسسه های خصوصی و دولتی پرداخت.

وی در کنگره ها و سمینارهای علمی و فرهنگی متعددی شرکت داشت و مقالاتی را ارائه کرد که از آن جمله می توان به کنگره های هشتادمین سالگرد شهادت رئیسعلی دلواری در بوشهر، فارس شناسی در شیراز، بزرگداشت حاج سیدعبدالحسین لاری در لارستان و کنگره سیراف در بوشهر اشاره کرد.

زنگنه همکاری صمیمانه ای با زنده یاد مرحوم حجت الاسلام نبوی در راه اندازی مرکز ایران شناسی (شعبه بوشهر) داشته و اسناد معتبری را به این مرکز اهدا کرده است.

هجوم انگلیس به جنوب ایران، لشکرکشی انگلیس به ایران، میرمهنا و شهر دریاها، دریای پارس و سواحل متصالح، خلیج فارس از دوران باستان تا اواخر قرن18، گزارش سرپرستی کاکس سرکنسول انگلستان در بوشهر، 7ـ خاطرات فردریک اوکانر، چالش برای قدرت و ثروت در جنوب ایران، حمله ناپلئون به مصر و رقابت فرانسه و انگلیس در ایران، جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان، تجارت برده در

دریای پارس توسط اعراب، خلیج فارس در آستانه قرن 20، ماموریت سرپرسی کاکس در ایران و خلیج فارس، روابط ایران و انگلستان در خلال جنگ جهانی اول و اسناد سازمان سیا درباره کودتای 28 مرداد و سرنگونی دکتر مصدق در همکاری با دکتر غلامرضا وطن دوست با مقدمه همایون کاتوزیان و محمد ترکمان از جمله آثار این مترجم بوشهری است.

نخستین فرستادگان پرتغال به دربار شاه اسماعیل، جنگ انگلیس و ایران 57 ـ 1856، نقش ارامنه در انقلاب مشروطیت، ایران و خلیج فارس، ظهور و سقوط بوشهر، روابط دولت و جامعه شهری دربوشهر و جزیره خارگ، ایران در گذر زمان، دروازه های خزر، اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی بوشهر به روایت بالیوز، برازجان بازارشهری در پس کرانه بوشهر و 2 داستان کوتاه 'یک تکه نان' و 'گردن بند بدلی' از دیگر آثار ترجمه مرحوم زنگنه است.

وی علاوه بر این ترجمه ها، مقالاتی درباره مسایل و تاریخ خلیج فارس، جنگ جهانی اول و انقلاب مشروطیت که در مطبوعات محلی منتشر شده دارد.


آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 آبان 1397 07:30 ق.ظ

 

یادواره شهید والامقام «عباس لیراوی» در دهستان لیراوی

سه شنبه 1 آبان 1397 08:16 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


شهید عباس لیراوی فرزند محمد در روستای گربه‌ای (والفجر کنونی)به دنیا آمد. به جبهه جنگ شتافت و هم دوش با برادران دینی خودش جنگید عباس به مدت سه ماه در جبهه بر علیه صدامیان کافر حضور داشت و در این مدت دو بار به مرخصی آمده و بار آخر که میرفت به پدر و مادرش گفته بود که من خواب دیده‌ام شهید می شوم.و سرانجام در 1364/5/25 به شهادت رسید.

آخرین ویرایش: سه شنبه 1 آبان 1397 08:15 ق.ظ

 

خلیج فارس در اینترنت2

سه شنبه 24 مهر 1397 02:53 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

آخرین ویرایش: سه شنبه 1 آبان 1397 08:15 ق.ظ

 

خلیج فارس منبع اینتزنت1

سه شنبه 24 مهر 1397 02:33 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

ظاهرا محقق است که از زمان‌های بسیار قدیم، سواحل عربی خلیج‌فارسی دشت‌های جنوب غربی کشور ایران و کشورهای سومری اورمسکن(از اقوام سامی‌نژاد) بوده است. به احتمال زیاد در حدود ۲۶۰۰‌سال قبل از میلاد در «اماکن» که شاید «عمان» امروزی باشد، مردمی دریانورد سکونت داشته‌اند و حتی پیش از این، بین هند و جنوب عراق ارتباط برقرار بوده است.

مسلما بابلی‌ها در قرن هفتم قبل از میلاد در خلیج‌فارس دریانوردی می‌کرده‌اند و با توجه به داستان اردوکشی «سنا خریب» ثابت می‌شود که بحر پیمایی در خلیج فارس از قرن هشتم قبل از میلاد به این طرف سابقه داشته است. آنان، پیش از تسلط آریایی‌ها بر سرزمین ایران، در کتیبه‌های خود از این دریا به نام «نارمرتو» که به معنی رود تلخ است نام برده‌اند.

پس از تاسیس دولت هخامنشی، سلاطین این سلسله به اهمیت نیروی دریایی در خلیج فارس واقف شدند و به تدریج ایرانیان در سواحل آن نفوذ یافتند.

در زمان هخامنشیان تمام سواحل و جزایر خلیج‌فارس تحت نفوذ ایران قرار داشت و ملوانان ایرانی با کشتی‌های خود در سرتاسر آن با حمایت دولت مقتدر هخامنشی که کلیه کشورهای بزرگ آن زمان را از پای درآورده بود، به سیر و سیاحت مشغول بودند. زمانی که داریوش اول در هند بود (۵۱۲ق.م) سفاینی ساخت و «اسکیلاس»، دریانورد یونانی، را مامور کرد تا درباره خلیج‌فارس و دریای عمان تحقیق و بررسی نماید.

پس از تاسیس دولت هخامنشی، سلاطین این سلسله به اهمیت نیروی دریایی در خلیج فارس واقف شدند و به تدریج ایرانیان در سواحل آن نفوذ یافتند

این ماموریت برای ایران اکتشافات جغرافیایی مهمی دربرداشت و توانست از طریق بنادر و جزایر خلیج فارس با سرزمین‌های دوردست، از جمله عربستان، هندوستان، چین و آفریقا به تجارت پردازند. به احتمال زیاد می‌توان ادعا کرد که ایران، تا دوران تسلط پرتغالی‌ها بر خلیج فارس، چنین وضعیت و نفوذی در منطقه داشته است.

در مدت سلطنت انوشیروان (۵۳۱-۵۷۹م) علاوه‌بر سواحل و جزایر خلیج فارس، دریای عمان، سواحل جنوبی عربستان، عدن و یمن نیز در تصرف ایران بود و نفوذ این کشور تا سواحل بحر احمر و آفریقا گسترش یافت. بنابر قول بلاذری مقارن ظهور اسلامی، بحرین به ایران تعلق داشته است. بعد از انقراض ساسانیان، در نتیجه فتوحات سپاهیان اسلام،‌ کشور ایران تحت حکومت اسلامی قرار گرفت و تا تاسیس سلسله آل‌بویه خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس بر جزایر و سواحل خلیج فارس تسلط داشتند. ضمن اینکه تا حدود یک قرن بعد از جنگ نهروان (۳۹هجری) بحرین، عمان و جزایر دیگر خلیج فارس پناهگاه «خوارج» شده بودند.


در زمان سلطنت کریم‌خان (۱۱۶۳-۱۱۹۳ هجری‌قمری) نیز، تحولات زیادی در اوضاع خلیج فارس به وقوع پیوست. مقارن این ایام تجارت بحری خلیج فارس در دست هلندی‌ها و انگلیسی‌ها بود.

چهار سال بعد از این واقعه انگلیس‌ها مرکز بازرگانی خود را به بندر بصره که آن زمان به امپراتوری عثمانی تعلق داشت، منتقل کردند. هلندی‌ها هم مراکز بازرگانی خود را از خلیج‌فارس به خاک عثمانی بردند.

در نتیجه بروز این حوادث لطمه شدیدی به تجارت ایران وارد شد. کریم‌خان که علاقه زیادی به پیشرفت بازرگانی ایران داشت، در سال ۱۱۷۷ هجری قمری انگلیس‌ها را به بندر بوشهر برگرداند و به آنها امتیازی داد، به طوری که عملا صادرات و واردات از راه بوشهر را در انحصار خود گرفتند و تا سال ۱۱۸۳ هجری قمری در همین بندر به توسعه تجارت اشتغال داشتند. در این تاریخ باز هم به علت  تعدیات شیوخ عرب و نداشتن امنیت، ناچار بوشهر را رها کردند و رهسپار بصره شدند.

در سال ۱۱۶۷‌هجری قمری (۱۷۵۳‌م) کنیپ هاوزن رییس تجارتخانه هلندی جزیره خارک را تصرف کرد و در آنجا قلعه نظامی بنا نمود و آن جزیره را مرکز صید و تجارت مروارید قرار داد. چندی نگذشت شیخ بندر ریگ یعنی «میر مهنا» بر «صادق‌خان» والی فارس شورش کرد و چون نتوانست در مقابل سپاهیان صادق‌خان مقاومت کند به جزیره خارک حمله برد و آنجا را از هلندی‌ها گرفت(۱۷۹ ق) و سپس به راهزنی در دریا پرداخت. کریم‌خان برادر مادری خود «زکی‌خان» را مامور سرکوبی وی کرد. میرمهنا به بصره گریخت و در آنجا کشته شد و جزایر خارک و خارکو به تصرف کریم‌خان درآمد.

با انتقال مجدد مرکز تجارتی انگلیس‌ها به بصره، کریم‌خان مصمم شد آنجا را تصرف کند، تا هم بصره را از اعتبار تجاری آن بیندازد و هم‌ انگلیس‌ها را مرعوب نماید. صادق‌خان در اجرای این تصمیم و مداخله در خاک عراق، سوء‌رفتار عثمانی‌ها را نسبت به زوار ایرانی بهانه قرار داد و حمله کرد و سرانجام بصره را در سال ۱۱۹۰‌هجری قمری به تصرف درآورد.

بعد از درگذشت کریم‌خان، اختلافات شدیدی که بین جانشینان او بر سر تصرف تاج و تخت به‌وجود آمد، نفوذ دولت ایران را در خلیج‌فارس و سواحل آن بسیار کاهش داد. مضافا به این که مقارن این ایام «وهابیه» هم از موقعیت استفاده کرد؛ از جمله محمدبن خلیفه در سال ۱۱۹۳ هجری قمری بحرین را به تصرف خود در آورد.

در اواخر سلسله زندیه اغلب بنادر و سواحل خلیج‌فارس تحت نفوذ «قواسم» بود. در سال ۱۲۰۹ هجری قمری سلطان احمدبن‌ احمد هم پس از تثبیت موقعیت خود در عمان، بنادر چاه‌بهار، جاسک، گواتر، بندرعباس و جزایر قشم و هرمز را تصرف کرد و برای تحکیم موقعیت خود در نقاط مذکور فرمانی از آغا‌محمد‌خان قاجار گرفت، حاکی از این که بندرعباس و جزایر قشم و هرمز به مدت ۷۵‌سال در اجاره او و فرزندانش باشد.

تا قرن نوزدهم میلادی فعالیت‌های شرکت هند شرقی بریتانیا تنها جنبه‌ تجاری داشت ولیکن از این پس با حمایت دولت انگلستان این فعالیت‌ها جنبه نظامی و سیاسی نیز پیدا کرد.


 

دریا‌زنی و برده فروشی در این قرن بهانه‌ای شد تا انگلستان در خلیج‌فارس دخالت کند با روسیه و فرانسه به رقابت‌های سیاسی پردازد.

در نتیجه، صدمات زیادی به ایران وارد شد و بسیاری از حقوق حقه ایران پایمال شد.

دریازنی در خلیج‌فارس سابقه‌ای طولانی دارد و مراکز مهم آن در شیخ‌نشین‌های سواحل عربستان مستقر بود.

بعد از کشته شدن نادر، «قواسم» بر فعالیت‌ دریازنی خود افزودند و ناحیه‌ای را که به سواحل «متصالح» یا «دریازنان» معروف بود، تصرف کردند و بندر بوشهر در معرض تهدید آنها قرار گرفت.

فتحعلی شاه قاجار برای جلوگیری از تجاوزهای «قواسم و اعراب عتوبی» در دوازدهم ذی‌حجه سال ۱۲۲۹ هجری قمری مطابق بیست و پنجم نوامبر سال ۱۸۱۴ میلادی پیمانی شامل یازده فصل، با دولت انگلستان منعقد کرد که متاسفانه باید آن را از بدترین معاهدات در تاریخ ایران دانست.

زیرا به موجب مفاد آن ایران در حقیقت از لحاظ ارتباط سیاسی، به طور دربست تحت نظر دولت انگلستان قرار می گرفت. خلاصه تعهدات انگلستان به شرح زیر بود:

 ۱-سالی یک صد و پنجاه هزار لیره به فتحعلی شاه بپردازد، به شرط این که این مبلغ با نظارت نماینده آن دولت فقط برای نگهداری سپاه در سرحدات شمالی ایران صرف شود.

 .در امور داخلی افغانستان به هیچ وجه مداخله نکند ۲-

 ۳-از کمک و معاونت به سرکشان و شاهزادگانی که علیه تاج و تخت پادشاه قاجار قیام کنند، خودداری نماید.

 ۴-اگر ایران به کمک نیروی دریایی انگلیس در خلیج‌فارس احتیاج داشته باشد به او (ایران) کمک کند مشروط بر این که این امداد عملا برای آن دولت (انگلستان) میسر باشد

. اگر دولت دیگری به خاک ایران تعرض کند، حتی‌المقدور از کمک مساعدت با ایران خودداری نکند ۵-

سرانجام قواسم مقهور شدند و شیوخ سواحل دریازنان در سال ۱۲۳۵ هجری قمری با انگلستان پیمانی مبنی بر ترک دریازنی امضا کردند.

درباره نام خلیج فارس تا اوایل دههء ۱۹۶۰ میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دانشنامه‌ها و نقشه‌های جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبان‌ها به همین نام یاد شده‌است

در اواخر قرن نوزدهم میلادی خرید و فروش سلاح در خلیج‌فارس جانشین برده فروشی شد و بوشهر و مسقط از مراکز مهم فروش آن بودند.

دولت ایران که خطر مسلح شدن ایلات و عشایر را احساس کرده بود با کمک انگلستان به اقدامات شدیدی مبادرت کرد.

با این همه قاچاق سلاح ریشه کن نشد و تنها مراکز فروش از مسقط به بندرگاه‌های کوچک مکران منتقل گردید.

انگلستان بعد از این که از توجه دولت روسیه به خلیج‌فارس و از توجه دولت آلمان به کویت مطلع گردید برای تثبیت موقعیت خود عهدنامه‌ای با شیخ مبارک، شیخ کویت منعقد کرد (۱۸۹۹م.) و اگرچه کویت تا اکتبر سال ۱۹۱۴ میلادی تابع دولت عثمانی بود لیکن طبق مفاد پیمان مذکور این کشور (کویت) تحت‌الحمایه انگلستان قرار گرفت.

در اوایل قرن بیستم به موجب مفاد قرارداد ۱۹۰۷ میلادی که بین دولت‌های روسیه و انگلستان منعقد شد، انگلستان نقشه روسیه را برای نفوذ در خلیج‌فارس نقش بر آب کرد.


 

با پیدایش نفت در مسجد سلیمان، خلیج‌فارس، سواحل، بنادر و جزایر این منطقه بیش از پیش مورد توجه انگلستان قرار گرفت.

دولت آلمان نیز برای راه یافتن به خلیج‌فارس امتیاز تاسیس راه‌آهن از آناتولی تا بغداد و بصره را از دولت عثمانی به خود اختصاص داد (۱۹۰۳م.). از طرف دیگر، طبق پیمانی که در سال ۱۹۱۳ میلادی بین دولت‌های عثمانی و انگلستان بسته شد، به موجب مفاد آن، انگلستان حق نظارت بر تاسیس راه‌آهن در جنوب بصره را به دست آورد.

گذشته از این، دولت عثمانی خودمختاری کویت و پیمان‌های منعقد شده بین انگلستان و شیوخ خلیج‌فارس را به رسمیت شناخت و همچنین از دعاوی خود نسبت به قطر و بحرین و مسقط صرف‌نظر کرد.

در جنگ جهانی اول، دفاع از منافع انگلستان در خلیج فارس، متضمن دفاع از شیوخ دست‌نشانده و منابع نفتی جنوب ایران بود. نقض بی‌طرفی ایران در جنگ جهانی اول، دخالت‌های ناروای انگلستان در امور داخلی ایران و انعقاد قرارداد ۱۹۱۹ میلادی با وثوق‌الدوله، نخست‌وزیر وقت، تماما برای حفظ منافع آن دولت در ایران، به ویژه در سواحل خلیج‌فارس بود. در جنگ جهانی دوم نیز، نقش خلیج‌فارس برای رسانیدن مهمات از طریق راه‌آهن سرتاسری به دولت روسیه بسیار تعیین‌کننده و به سود متفقین بود. با این همه دولت‌های انگلیس و روسیه شوروی به بی‌طرفی ایران توجه نکردند و از طریق خلیج‌فارس و جلفا یکی بعد از دیگری سرتاسر ایران را به اشغال خود درآوردند. آمریکا نیز در این جنگ برای اینکه از رقیبان و همرزمان خود عقب نماند، وارد میدان شد و موقعیت خود را در خلیج‌فارس و سرزمین‌های اطراف تثبیت کرد.

پیشینه تغییر نام خلیج فارس

 درباره نام خلیج فارس تا اوایل دههء ۱۹۶۰ میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دانشنامه‌ها و نقشه‌های جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبان‌ها به همین نام یاد شده‌است.

اصطلاح «خلیج عربی» برای نخستین بار در دوره تحت قیمومت شیخ نشین‌های خلیج فارس توسط کارگزاران انگلیس و بطور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج فارس به نام رودریک اوون در کتابی به نام حبابهای طلایی در خلیج عربی در سال ۱۹۵۸ نوشت که «من در تمام کتب و نقشه‌های جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج فارس متوجه شدم که ساکنان ساحل عرب هستند بنابراین ادب حکم می‌کند که این خلیج را عربی بنامیم» وی و فرد دیگری به نام سر چارلز بلگریو به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این موضوع را مطرح کردند.

سر چارلز بلگریو که بیش از ۳۰ سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده‌است، پس از بازگشت به انگلستان در سال ۱۹۶۶ کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن نوشت که «عرب‌ها ترجیح می‌دهند خلیج فارس را خلیج ع رب ی بنامند.»

بلافاصله پس از انتشار کتاب سرچارلز بلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی «ساحل دزدان» را بر روی کتاب خود نهاده اصطلاح «الخلیج ال ع رب ی» در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کرده و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «ع رب ی ن گولف» جایگزین اصطلاح «پرشین گولف» شد.

وبلاگ لیراوی : هزاران کتاب و سند هست که همه پیش از آن نوشته اند PERSIAN GULF

دور از تو باد اندیشه بدان!


آخرین ویرایش: سه شنبه 24 مهر 1397 02:33 ب.ظ

 

۱۲ دشت استان بوشهر ممنوعه شد

پنجشنبه 19 مهر 1397 08:49 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


خلیج فارس: مدیر دفتر حفاظت و بهره‌برداری منابع آب استان بوشهر گفت: به علت افزایش برداشت آب ۱۲ دشت استان بوشهر ممنوعه شده و یا در حال ممنوعه شدن است.

مدیر دفتر حفاظت و بهره‌برداری منابع آب استان بوشهر نیز با بیان این‌که تا سال 1394 تعداد 1500 حلقه چاه به کنتور هوشمند مجهز شدند گفت: در آینده تمام چاه‌های کشاورزی استان بوشهر به کنتور حجمی هوشمند مجهز می‌شوند.

وی افزود: از 16 دشت استان بوشهر 12 دشت ممنوعه شده است و  تنها چهار دشت در دیلم (دشت لیراوی)و گناوه (دشت حیات داود) ممنوعه نیست.

عبدالله روئین‌تن با بیان این‌که عمده دشت‌های استان بوشهر ممنوعه شده است افزود: دوازده دشت استان بوشهر ممنوعه و یا در حال ممنوعه شدن است که دشت‌های اهرم، شبانکاره و دالکی نیز در حال ممنوعه شدن است.


آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 مهر 1397 08:51 ق.ظ

 

سیری در تاریخ ایل بهمئی از لیراوی تا لیکک 2

شنبه 14 مهر 1397 01:12 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

 کتاب سیری در تاریخ ایل بهمئی از لیراوی تا لیکک با موضوع
✔ پیشینه ایل بهمئی
✔ رسم و رسومات مبارزات
✔ پتانسیل های شهرستان بهمئی

نوشته ابوتراب دهبانی پور منتشر شد.

ابوتراب دهبانی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد تاریخ و از فرهنگیان بازنشسته ی شهرستان بهمئی می باشد.

به گفته ی نویسنده، نزدیک به چهار سال طول کشیده تا این کتاب را منتشر کند.

هم اکنون مکان فروش کتاب در
✔کتابفروشی جان افزا واقع در فلکه اصلی شهر لیکک
✔ نوشت افزار مومنی جنب بانک ملی

در روزهای آینده سعی می کنیم با نویسنده ی این کتاب مصاحبه ای را داشته باشیم و آن را در همین سایت منعکس کنیم.

 

منبع :  

آخرین ویرایش: شنبه 14 مهر 1397 01:10 ب.ظ

 

کتاب سیری در تاریخ ایل بهمئی از لیراوی تا لیکک

شنبه 14 مهر 1397 01:01 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
ابوتراب دهبانی پور نویسنده کتاب "سیری در تاریخ ایل بهمئی از لیراوی تا لیکک" دانش آموخته رشته تاریخ در مقطع کارشناسی ارشد است

به گزارش پایگاه خبری عصر جهان، کتاب "سیری در تاریخ ایل بهمئی از لیراوی تا لیکک" نوشته ابوتراب دهبانی پور به تازگی چاپ و روانه بازار نشر شده است.
بنا به همین گزارش این کتاب 300 صفحه ای به پیشینه ایل بهمئی، آداب و رسوم، مبارزات و پتانسیل های شهرستان بهمئی می پردازد
ابوتراب دهبانی پور نویسنده کتاب "سیری در تاریخ ایل بهمئی از لیراوی تا لیکک" دانش آموخته رشته تاریخ در مقطع کارشناسی ارشد است
مکان فروش: شهر لیکک - 1- کتابفروشی جان افزا واقع در فلکه اصلی شهر،

       2-  نوشت افزار مومنی جنب بانک ملی


آخرین ویرایش: شنبه 14 مهر 1397 01:00 ب.ظ

 

مروارید عمان در شعر قاآنی

دوشنبه 19 شهریور 1397 10:10 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
گیرم که عنبرین سخنت نافه ختاست
کس نافه ارمغان نبرد جانب ختا
ختلان و خنگ چاچ و کمان، روم و پرنیان
توران و تیر مصر و شکر هند و توتیا
کرمان و زیره بصره و خرما بدخش و لعل
عمان و در حدیقه و گل جنت و گیا

آخرین ویرایش: دوشنبه 19 شهریور 1397 10:10 ق.ظ

 

شهر صفاره دشتستان

دوشنبه 5 شهریور 1397 03:11 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
اختصاصی اتحادخبر/ انجمن گردشگران دشتستان معرفی می کند(10)؛

اتحاد خبر: روزهای سه شنبه در تقویم انجمن گردشگران دشتستان ​"در روستا​" نامگذاری شده که هر هفته با کمک اعضاء انجمن به معرفی یکی از روستاهای دشتستان می پردازد، این هفته در یک گفتگوی مجازی به معرفی شهر باستانی صفاره پرداختیم. این شهر در شمال روستای دهقاید از توابع بخش مرکزی شهرستان دشتستان قرار داشته که قسمتی از آن توسط باستان شناسان حفاری...

اتحادخبر: روزهای سه شنبه در تقویم انجمن گردشگران دشتستان ​"در روستا​" نامگذاری شده که هر هفته با کمک اعضاء انجمن به معرفی یکی از روستاهای دشتستان می پردازد، این هفته در یک گفتگوی مجازی به معرفی شهر باستانی صفاره پرداختیم.
                                                            <br>

                    <div class= داغ کن - کلوب دات کام

آخرین ویرایش: دوشنبه 5 شهریور 1397 03:10 ب.ظ

 

برنو تفنگ لر

دوشنبه 5 شهریور 1397 01:06 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

وبلاگ لیراوی توضیح : من در بعضی از عکس های مشروطه خواهان بختیاری می بینم که به اشتباه از تفنگ برنو نام برده اند . در حالی که برنو تفنگ جنگ جهانی دوم است. 


برنو تفنگ قوم لر


بـِرنو (به چکی: vz. 24) تفنگی گلنگدنی از خانواده موزر ژ۹۸ است که پس از جنگ جهانی اول در چکسلواکی طراحی و بین سال‌های ۱۹۲۴ تا ۱۹۴۲ در این کشور تولید شد.
کالیبر برنو مثل دیگر تفنگ‌های موزر ۷٫۹۲ میلی‌متر است و از فشنگ‌های موزر ۷٫۹۲x۵۷ استفاده می‌کند. طول لوله آن ۶۰ سانتی‌متر است که در مقایسه با موزر ۹۸ پانزده سانتی‌متر کوتاه‌تر و خوش‌دست‌تر است. مبنای نظری انتخاب لوله کوتاه‌تر این بود که کوتاه شدن لوله تفنگ تاثیر ناچیزی بر خصوصیات بالیستیکی گلوله و در نتیجه دقت آن در بردهای متعارف جنگی می‌گذارد یا به عبارت دیگر کاهش دقت تفنگ با کوتاه‌شدن لوله در مسافت‌های کوتاه و متوسط ناچیز است اما کاربردپذیری و خوش‌دستی آن را بسیار افزایش می‌دهد.
واژه vz. که در نام دیگر تفنگ‌های چکسلواکی نیز دیده می‌شود- مخفف واژهٔ چکی vzor به معنی مدل است و ۲۴ نیز به سال آغاز تولید و انتخاب این تفنگ به عنوان سلاح سازمانی نیروهای مسلح چکسلواکی اشاره دارد. برنو نیز نام شهری است که یکی از کارخانه‌های اصلی تولید این تفنگ در آن قرار داشت و تفنگ‌های ارتش ایران در آن‌جا تولید می‌شد.
برنو علاوه بر چکسلواکی در کشورهای دیگری همچون رومانی، تایلند، چین، گواتمالا، اکوادور، ترکیه، بولیوی و ایران نیز به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار گرفت. بیشتر تفنگ‌هایی که به سفارش کشورهای آمریکای جنوبی تولید شدند با کالیبرهای ۷x۵۷ موزر اسپانیایی و ۷٫۶۵x۵۳ آرژانتینی ساخته می‌شدند. پس از اشغال چکسلواکی توسط آلمان در سال ۱۹۳۸ کارخانه‌های تولید این تفنگ به دست آلمانی‌ها افتاد و تولید آن با توجه به شباهت بسیار به تفنگ‌های موزر ژ۹۸ و کارابینر ۹۸ ادامه یافته و تفنگ‌های موجود به راحتی وارد ارتش آلمان شده و در جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفتند.
برنو کوتاه با نام چکی vz. 33 مدل کوتاه‌تر و سبک‌تر برنو است که تولید آن از سال ۱۹۳۳ آغاز شد و تفاوت جزئی با کارابینر ۹۸ سلاح سازمانی ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم دارد. در این مدل وزن سلاح از ۴٫۲ به ۳٬۳۵ کیلو و طول آن از ۱۱۰ سانتی‌متر
تا قبل از سال ۱۳۰۹ در نیروهای مسلح ایران تفنگ‌های مختلفی شامل مدل‌های مختلف تفنگ‌های موزر آلمانی، تفنگ‌های نوغان (Mosin Nagant) روسی و انفیلد و دیگر تفنگ‌های انگلیسی کاربرد داشت. 
رضا شاه که به خطرات استفاده سربازان از تفنگ‌های متفاوت آگاه بود تصمیم به انتخاب یک سلاح سازمانی برای ارتش ایران گرفت، در روز هفتم بهمن ماه ۱۳۰۹ (۲۷ ژانویه ۱۹۳۰) درپی یک بررسی طولانی، رضا شاه که فرمانده کل نیروهای مسلح بود موافقت کرد که یکی از مدل‌های «ماوزر» پس از یک دوره آزمایش چندساله، تفنگ رسمی ارتش ایران شود. این آزمایش روی ماوزرهای «وی‌زی ۲۴» (VZ24) ساخت سال ۱۹۲۴ چکسلواکی صورت گرفت و ستاد ارتش در سال ۱۹۳۴ (۱۳۱۳) به آن نمره قبولی داد. کارخانه ماوزر بعداً شعبه خود را در شهر «برنو» واقع در ایالت موراویای چکسلواکی دایر کرد و دولت ایران که مشتری کمپانی «اشکودا» بود ترجیح داد که تفنگهای ماوزر ساخت شهر برنو را خریداری کند. از آن پس در ایران نام «برنو» بر تفنگهای ماوزر گذارده شد که پنج تیر و تک تیر بودند. از دهه ۱۹۴۰، ایران خود دست به ساختن برنو زد و آن را در کارخانه‌های تسلیحات (معروف به مسلسل‌سازی واقع در نزدیکی دوشان تپه) تولید کرد.
در سال ۱۹۳۵ ارتش آلمان نیز تصمیم به انتخاب مدل کوتاه‌تر و سبک‌تری از موزر به عنوان سلاح سازمانی گرفت، تصمیمی که پیشتر در بریتانیا نیز با انتخاب مدل کوتاه‌تر اس‌ام‌ال‌ئی انفیلد گرفته شده بود. موزر کارابینر۹۸ که شباهت بسیار زیادی به برنو داشت در سال ۱۹۳۵ جایگزین موزر ژ۹۸ به عنوان سلاح سازمانی این کشور شد. این تفنگ بلافاصله مورد توجه سربازان ارتش قرار گرفت، این سلاح آنچنان خوشدست بود که تا پایان جنگ جهانی دوم استفاده می‌شد. هنگامی که آمریکا وارد جنگ جهانی دوم شد تفنگ ام یک سلاحی بود که آمریکایی‌ها با آن می‌جنگیدند. ام۱ برخلاف تفنگ‌های روز دنیا از سیستم نیمه‌اتوماتیک استفاده می‌کرد و برای شلیک دوباره نیاز به کشیدن گلنگدن نداشت. این سیستم هرچند دقت تفنگ را کاهش و وزن سلاح را افزایش داده و احتمال گیر کردن و داغ کردن آن را بالا می‌برد اما قدرت آتش و سرعت بسیار بیشتری را به سربازان به خصوص در فاصله‌های کوتاه می‌بخشید. تفنگ‌های موزر با آنکه بسیار خوشدست بود ولی در جنگهای تن به تن از فاصله نزدیک به کارامدی ام یک نبود. زیرا گلنگدن آن باعث کند شدن عملکرد آن می‌شد. به همین سبب با آنکه دقت تیر ام یک از برنو کمتر بود ولی تا آنکه گلنگدن آن کشیده شود، سربازان آمریکایی توان شلیک هشت تیر پیاپی را داشتند. به همین جهت در اواخر جنگ آلمان نازی مدل اس‌تی‌جی ۴۴ که تفنگی اتوماتیک با فشنگ کوتاه‌تر و برد کمتر بود را وارد خدمت کرد.
برنو آنچنان مدل موفقی بود که با گذشت سالها حتی مدلهای باقی‌مانده در اسلحه‌خانه‌های ارتش ایران در اواخر جنگ ایران و عراق هنگامی که سایه فقر بر ارتش ایران گسترده شده بود، به عنوان سلاح تک تیرانداز همانند جنگ اول و دوم جهانی مورد استفاده قرار گرفتند.
مدلی که در ایران با نام برنو شناخته می‌شود مدلیست که به ایران فروخته شده بود. این سلاح با توجه به دقت بسیار بالا حتی امروزه نیز مورد توجه تیراندازان و شکارچیان قرار دارد. امروزه مدل بهینه‌سازی شده همین سلاح گلوله‌زنی برای استفاده شخصی همانند شکار توسط ماوزر و دیگر کارخانه‌های اسلحه سازی ساخته می‌شود. همچنین بسیاری از تفنگ‌های گلوله زنی سیستم گلنگدن بر پایه این سلاح را دارند. زمانی که سلاح ام یک وارد خدمت ارتش ایران شد، ارتش بسیاری از سلاحهای برنوی باقی‌مانده را فروخت، برخی از آنها با مزایده وارد بازار داخلی شدند که همکنون نیر با وجود کارکرد دراز مدت همچنان در دست شکارچیان داخلی بسبب نبود سلاحهای جدید می‌گردند و برخی نیز به خارج فروخته شدند و برخی بعنوان آهن پاره روانه صنایع فولاد شدند. امروزه بسیاری از کلکسیونرهای سلاح علاقه‌مند خرید مدلهای آنتیک این سلاح هستند. نشانهایی که درست جلوی گلنگدن روی جان لوله قرار دارد حکایت از ارتشی دارد که آن سلاح در آن خدمت کرده، امروزه می‌توان در کلکسیونها سلاحهای برنوی متعلق یه ارتش ایران، عثمانی و امپراتوری آلمان را یافت.
همچنان که ذکر شد برنو مشتریان بسیاری در سراسر جهان دارد، بهمین سبب کارخانه اسلحه سازی ماوزر که هم اکنون تبدیل به کارخانهٔ اسلحه سازی با تولید مصارف شخصی شده، این سلاح را در انواع و کالیبرهای گوناگون می‌سازد. گراورها و قنداقهای آنها بسیار گوناگون بوده و برخی از آنها با گراورکاری‌های بی‌نظیری ساخته شده و با قیمتهای کلان هزاران دلاری مشتریان خاص خود را می‌یابند و برخی در ساده ترین شکل ممکن با قنداق پلاستیکی بدون گراور به قیمت چند صد دلار قروخته می‌شوند. در سلاحهای شکاری، علاوه بر مارک و جنس قلمکاریهای موسوم به گراور عمده تعیین کنندهٔ قیمت سلاح می‌باشد.
تفنگ برنو پس از ورود به ایران در ردیف سلاح‌های سازمانی ارتش قرار گرفت امابا ورود تفنگ ام ۱ جای خود را به این تفنگ نیمه خودکار داد. اما همچنان جایگاه خود را در بین مردم و بخصوص عشایر لر حفظ نمود چرا که به عقیده آنها برنو بهترین بوده و هست. دسترسی عشایر به این سلاح بعد از شهریور ۱۳۲۰ و انحلال ارتش ایران در پی حمله متفقین صورت گرفت.
برنوهای ساخت ۱۳۰۹ و ۱۳۱۷ از اهمیت و قابلیت‌های بالاتری برخوردار هستند اما مدلی قدیمی تر از این اسلحه وجود دارد که نقش شاهینی در حال پرواز را برخود دارد که ورود آن را به سال ۱۲۹۸ و توسط میرزا کوچک خان نسبت می‌دهند به ۱۰۰ سانتی‌متر کاهش یافته‌است.   


آخرین ویرایش: دوشنبه 5 شهریور 1397 01:15 ب.ظ

 

میادین نفتی اسامی جدید و قدیم

یکشنبه 4 شهریور 1397 08:38 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

 مقاله : منابع با اهمیت  نفتی(مستقل و مشترک ) منطقه  

* عبدالرضا کیانی ده کیانی

 مستند به برآوردهای فنی مراجع ذیصلاح بیش از 50 درصد منابع نفتی امروز جهان در حوضة خلیج فارس واقع شده است و 75  درصد نیاز نفتی غربی ها و ژاپن را تأمین می نماید نخستین چاه نفت در پنسیلوانیا توسط کلنل ادوین در یک امریکائی حفر شد،

 و تأسیس استاندارد اویل توسط راکفلر و تقسیم آن به 30 شرکت از جمله استاندارد اویل آف نیوجرسی و موبیل اویل و استاندار اویل و آف کالیفرنیا بودند، و بعدها در امریکا دو خواهر دیگر چون گلف اویل و تگزاکو با سرمایه خانواده مورگان و راکفلر زاده شدند، در (اواخر قرن 19 و آغاز قرن 20م) کمپانی انگلیسی شل و هلندی رویال داج اتحاد تاکتیکی نموده و ششمین خواهر کمپانی های نفتی ایجاد شد با ریاست هانری دترکنیگ هلندی و هفتمین خواهر نفتی بنام بریتیش پترولیوم بود،

در 1901 م ویلیام ناکس دارسی با قرار دادی 60 ساله امتیاز نفت ایران با بازپرداخت 16% از سود مالیه آن به دولت ایران را در اختیار گرفت،[1] با سماجت رینولدز در (1908م) نخستین چاه نفت خلیج فارس در مسجد سلیمان بنام نفتون یا چاه شماره یک کشف و به استخراج رسید ،

و خبر آن زودتر توسط آرویلسون ستوان ارتش به لندن مخابره شد و سال بعد شرکت نفت ایران و انگلیس تأسیس گردید، و 51 درصد سهام شرکت توسط حکومت انگلیس در قالب بریتیش پترولیوم شکل گرفت، و استعمار نفتی در خلیج فارس بوجود آمد. در تقسیم سهام استعماری درصدی به شرکت نفت انگلیس و ایران و همین میزان به رویال داچ شل و کمپانی فرانسک دوپترول و 2 کمپانی امریکائی استاندارد اویل آف نیوجرسی و موبیل اویل و سهم آقای 5درصد (گالوست گلنبگیان) هم محفوظ بود، و بعدها در ادغامی بزرگ کارتل بین المللی نفت شکل گرفت، و حوزۀ نفوذ خود را با همة ابزارهای در اختیار خود در جهان تعیین نمودند، تا در برابر هرگونه مخالفتی اعم از ملل ودول مختلف متحد وارد عمل شده و آنان را سرجای خود فروبنشانند، و بازار بین المللی سرمایه داری نفت را در انحصار خود گرفتند،

 و درآمدهای کلان از سوداگری نفت به کمپانی  هفت خواهران نفتی این جسارات را داد که در فعالیتهای متعدد اقتصادی و نفوذ در بانک ها نوعی مرکزیت امپراطوری مالی ایجاد نماید، اما شعار خانواده آقای 5 درصد (گلبنگیان[2]) این است- باید بگویم که در سوداگری نفت حتی به بهترین دوستان هم نباید اعتماد داشت بالاخره در رقابت های اقتصادی منابع نفتی ایران و عراق در اختیار انگلیس و منابع نفتی عربستان در اختیار امریکائی ها قرار گرفت[3]، و شرکت جدید (اعراب- امریکا اویل کمپانی[4]) تأسیس شد، پای آمریکائی ها در حوزه های نفت خیز عربستان و بحرین گشوده گراید،

      آغاز دهه 1950م طوفانی بود در 1951م نهضت ملی ایران[5]  به رهبری دکتر محمد مصدق در جهت حق حاکمیت ملی ایران بالا گرفت، اما سایر کشورهای نفتی بجای حمایت از آن در نوسانات بازار نفتی به سود جویی و تأمین منافع خود پرداختند،[6] تحریم و محاصره غربی ها فروش نفت ایران را متوقف نمود تا 1953م که دولت ملی ایران ساقط گردید، و قرارداد کنسرسیوم نفتی به مدت 25 سال به امریکائی ها واگذار گردید، که کمپانی های انگلیسی و دیگر کشورهای غربی هم بی نصیب نماندند، سهم امریکائی ها در خلال(1950 تا 1955م)در استخراج نفت از 40% به بیش از 60% رسید[7]

  در این منطقه که از دریائی کم عمق و در واقع حاشیه ای از اقیانوس هند می باشد و وسعت آن حدود 50 درصد بحر خزر می باشد  وبالغ بر 57 حوزه نفتی در خلیج فارس وجود دارد که فعال و مورد بهره برداری قرار می گیرند بطوری که برخی از این حوزه ها در محدودة قلمرو دریائی بعضی از کشورهای حاشیه شمالی و جنوبی منطقه و منطقة آزاد قرار دارند و برخی نیز مشترکاً مورد بهره برداری قرار می گیرند،

(الف)- اسامی و اماکن حوزه های نفتی شمالی خلیج فارس:

1) میدان نفتی هندیجان - ایران[8]

2) میدان نفتی بهرگاسر- ایران

3) میدان نفتی نوروز  -  ایران

4) میدان نفتی اردشیر  ایران(ابوذر) فعلی

5) میدان نفتی داریوش- ایران(درود) فعلی

6) میدان نفتی سیروس- ایران(سروش) فعلی


ادامه مطلب
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 شهریور 1397 08:47 ق.ظ

 

تپه تل تل در حوالی شول گناوه

چهارشنبه 17 مرداد 1397 08:20 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

تپه تل تل مربوط به سده‌های اولیه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان گناوه، روستای شول واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۵۴۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۱]

 «دانشنامهٔ تاریخ معماری ایران‌شهر». سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران. 

این تپه با نام روستای تل تل که حدود 20 کیلومتر با شول فاصله دارد مشابه است . 

من در فارسنامه ناصری(1304ه.ق) ، نزهت الاخبار خورموجی(1296ه.ق) ، عشایر فارس  نوشته دو مورینی(1911) و گازتیه خلیج فارس نوشته لوریمر جستجو کردم در هیچ کدام نام روستای تل تل را ندیدم . 

به هر حال کتاب نگاهی گذرا به تاریخ و فرهنگ روستای تل تل / دهستان حیات داود / شهرستان گناوه اثر ماندنی عربزاده را به همه دوستان توصیه می کنم ملاحظه و مطالعه بفرمایند.


Image result for ‫فرهنگ  تاریخ تل تل ماندنی عربزاده‬‎Image result for ‫فرهنگ  تاریخ تل تل ماندنی عربزاده‬‎


آخرین ویرایش: چهارشنبه 17 مرداد 1397 08:45 ق.ظ

 

انوار حسینی/ سراینده غلامرضا کپتان متخلص به (طوفان)

سه شنبه 16 مرداد 1397 08:45 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

انوار حسینی/ سراینده غلامرضا کپتان متخلص به (طوفان).

شابک: ‏‫25000 ریال‭‬‭978-964-7121-96-5 :‬

سرشناسه: کپتان‌، غلامرضا، 1322-

مشخصات نشر: اهواز: مهزیار‏‫، 1389.‭‬‬

مشخصات ظاهری: ‏‫88 ص.‭‬‬

وضعیت فهرست نویسی: فتپا

یادداشت: چاپ اول: 1388(فیپا).

یادداشت: بالای عنوان : دفتر شعر.

یادداشت: عنوان روی جلد: مجموعه شعر انوار حسینی.

عنوان روی جلد: مجموعه شعر انوار حسینی.

موضوع: شعر فارسی -- قرن 14

رده بندی کنگره: ‭PIR8184/پ2‬‭‮الف‬8 1389‬

رده بندی دیویی: ‭8‮فا‬1/62‬

شماره کتابشناسی ملی: 1969603


آخرین ویرایش: سه شنبه 16 مرداد 1397 08:44 ق.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 50 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...