تبلیغات
لیـــــــــــــــراوی

فرماندار زند در خاطرات بوشهری‌ها

چهارشنبه 1 دی 1395 09:14 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
محمدرضا سعادت

فرماندار زند در خاطرات بوشهری‌ها

فرماندار زند در خاطرات بوشهری‌ها

از جمله شخصیت های بسیار خوش نام و خوش فکری که مدتی محدود در بوشهر مدیریت کردند ولی تا امروز ذکر نامشان به نیکی بین مردم بوشهر می رود یکی هم مرحوم علیمراد زند است. مرحوم زند در دو مرحله و با فاصله ای کمتر از ده سال به بوشهر آمد یک بار در سالهای میانی دهه سی و یک بار هم در ابتدای دهه چهل

در مرحله اول فرماندار بوشهر بود و 

در مرتبه دوم فرماندار کل بوشهر بود. 

در دور اول فرمانداری، اولین سرشماری تاریخ بوشهر را در سال 1335 انجام داد و در مرحله دوم و به دلیل جایگاه حقوقی خود، در بهمن ماه 1341 انقلاب سفید را به رای نهاد.

بوشهر در زمان حضور فرماندار زند 18 هزار نفر جمعیت داشت. اقتصاد آن دوره بوشهر بر مبنای تجارت و صیادی بود. فرماندار زند در این شهر 18هزار نفری شیوه ای بنا نهاد که تا امروز نام او بین نسل های مختلف بوشهر به نیکی می رود.

او هم راسا اقدام به کنترل قیمت کالاها در بازار سنتی این شهر می کرد و هم بر بهداشت محلات نظارت می نمود. بعد از ظهرها به دیدار معتمدان محلات می رفت و مشکلات محلی شهر را رصد می کرد.

از دیگر سو با ارتباط مستمر با اتاق بازرگانی هم این نهاد غیر دولتی را ارج می نهاد و هم تجار شهر را درگیر توسعه بوشهر می نمود. او با ارتباط با اتاق بازرگانی بوشهر نهاد تجارت بوشهر را بسیار تقویت نمود. نتیجه آن هم مشارکت بی سابقه تجار در فعالیت های عام المنعه از ساخت مدرسه و بورسیه دانش آموزان بود تا مشارکت در اقدامات مشابه که در اسناد تاریخی اتاق بازرگانی بوشهر موجود است.

امروز که به فعالیت های صورت گرفته در سطح استان نگاه می کنیم  و توسعه شهری را می بینیم باید به یاد داشته باشیم که مردی از تبار زند، روزی اولین خیابان شهر بوشهر را در دل بافت قدیم احداث نمود. این خیابان همان خیابان انقلاب (ششم بهمن سابق) است.

از دیگر فعالیت های بسیار چشمگیر فرماندار زند تقویت ورزش بوشهر است. علیمراد زند را باید پدر ورزش بوشهر به حساب آورد زیرا با حمایت های بی دریغ از مرحوم سیار (رئیس وقت تربیت بدنی بوشهر)، اولین ورزشگاه بزرگ و استاندارد این شهر (شهید بهشتی) تاسیس شد. از دیگر سو مرحوم زند بسیار پیگیر ورزش جوانان بود به همین دلیل ارتباط بسیار مستمری با ورزشگاه نیرومند و مرحوم پورصباغ داشت. فرماندار خوش نام بوشهر در اختتامیه اکثر فستیوال های ورزشی بوشهر حضور می یافت و با اهداء جایزه به ورزشکاران جوان، آنها را تشویق می نمود.

با همه خدمات درخشان فرماندار زند، امروز عکس یا دست خطی از این نیکمرد بوشهرساز در هیچ ارگان یا اداره ای نیست. خیابانی هم به نام او نیست. زندگینامه او در دسترس نیست و خدمات او پیش چشم مورخان قرار ندارد. شوربختانه باید گفت بوشهر ما بوشهر بی حافظه ای است. بوشهری که به دست "زند"ها زنده و پویا شد و به ما رسید اما حافظه خود را از حضور نیکمردانی همچون او پاک کرد.

از یکی از بزرگان بوشهر شنیدم روزی که فرماندار زند داشت از بوشهر می رفت از بزرگان شهر خواست تا مردم را مطالبه گر کند. علیمراد زند به بوشهری ها گفت در همه این سالها هیچ یک از شما هیچ چیز از من نخواستید. هر کاری هم که کردم به حکم شرف و سلیقه خودم بود. اگر می خواهید بوشهر باشکوه باشد از مدیران شهر بخواهید تا کار کنند. ایده بدهید و از آنها کار بکشید تا بوشهر پی


آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 دی 1395 09:59 ق.ظ

 

معرفی کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم

سه شنبه 23 آذر 1395 02:39 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

چاپ دوم با گذشت دو سال از انتشار در حال اتمام است

علیرضا خلیفه زاده متولد 28 اسفند 1351 در روستای « باباحسنی جنوبی» از دهستان لیراوی (شهرستان دیلم استان بوشهر ) است .

خلیفه زاده  که کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم را در سال 1382 به رشته تحریر درآورده بود اخیرا چاپ دوم این کتاب را با اصلاحات جدید در ده فصل عرضه نموده است.

در این کتاب هفت بندر ساحلی خلیج فارس ، ماهرویان ، سینیز، قوستان ، سنجاهان ، حماد ، بندر امام حسن و سه ناحیه تاریخی رستاق ریشهر ، بلوک لیراوی و شهر اسنجان که همگی در محدوده جغرافیای شهرستان دیلم (دهستان های لیراوی) قرار دارند مورد بررسی قرار گرفتهاند.

مولف علاوه بر سرایش شعر و داستان نویسی تاکنون مقالات متعددی را نیز در کنگرههای ملی و بین المللی و مجموعه مقالات مرتبط با خلیج فارس ارائه نموده است. وی همچنین چند کتاب در مورد تاریخ و زندگینامه شهیدان نوشته است .


http://shaloo1.ir/images/KHABAR/06.93/liravideylam.jpg

علیرضا خلیفه زاده با چاپ این کتاب در سال 1382 ، توانست مقام اول پژوهشهای برتر تاریخ استان بوشهر را کسب نماید.

برای این نویسنده و شاعر توانمند ، از خداوند بزرگ آرزوی موفقیت و تندرستی خواهانیم.

تهیه و تنظیم: سیدحسین میرجهانمردی

به تازگی از این نویسنده 

کتاب تاریخ شول حیات داود منتشر شده است. 


آخرین ویرایش: سه شنبه 23 آذر 1395 02:42 ب.ظ

 

نگاهی پژوهشی به فرهنگ منطقه چاه کوتاه

سه شنبه 23 آذر 1395 02:37 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


دیار شریف (نگاهی پژوهشی به فرهنگ منطقه چاه کوتاه)


پدیدآورندگان : نویسنده: سیدحسین موسوی
موضوع : فرهنگ عامه - ایران - چاه كوتاه
ناشر : شروع
محل نشر : بوشهر
قطع : رقعی
نوع کتاب : تالیف
زبان اصلی : فارسی
قیمت : 35000
نوع جلد : گالینگور
قطع : رقعی
تیراژ : 1000
تعداد صفحات : 346
تاریخ نشر : 1387/2/17
رده دیویی : 039080955
شابک : 978-964-166-007-1
 , "در این پژوهش، نویسنده مفهوم خرافات و سیر تاریخی آن را بیان می‌كند و از دیدگاه جامعه شناسی و دینی و عقلی به خرافات می‌نگرد. وی سپس باورهای عامیانه‌ی مردم ایران را از قول سیاحان غربی بازگو می‌كند و نقش درباریان و درویشان در رواج خرافات و انحرافات دینی و تعصبات مذهبی در میان عامه‌ی مردم را بررسی می‌كند. به گمان نویسنده از دلایل مهم عقب‌ماندگی مردم ایران، شیوع ذهن‌گرایی و تكیه بر باورهای ناصحیح عامیانه است و هرگاه جامعه به سوی عمل‌گرایی و منطق و علت‌یابی حوادث پیش‌ برود به سوی پیشرفت گام برداشته است."

آخرین ویرایش: سه شنبه 23 آذر 1395 02:39 ب.ظ

 

استاد حاج عبدالنبی خلیلی، خیاط با سابقه ی بندر دیلم

سه شنبه 23 آذر 1395 02:35 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

خلیلی در سال 1313 در بندردیلم متولد گردید، استاد در دوران كودكی به هنگامی كه هنوز قدرت راه رفتن نداشت، بردوش پدر، فاصله منزل واقع در محله ی بهبهانی را تا خیاطی  پدرش استاد علی محمد در بازاز شمالی نزدیك گود قصابخانه قدیم طی میكرد تا با هنر خیاطی بیش از پیش آشنا گردد.

پدرش مرحوم استاد علی محمد اصالتاً بهبهانی بوده و از شهر بهبهان استان خوزستان به دیلم آمده بود.ساكنان محله بهبهانی، عمدتاً افرادی بودند كه در جستجوی كار و امرار معاش از بهبهان به دیلم  مهاجرت كرده بودند. به قول قدیمی ها ، آن روزها بندر دیلم به دروازه ی بهبهان معروف بود. برادر بزرگ استاد حاج عبدالنبی، مرحوم استاد مصطفی (معروف به صفا اُس علی محد) یكی دیگر از خیاط های با سابقه شهر بود كه در این شغل به مردم خدمت میكرد.

از دیگر خیاط های قدیمی دیلم می توان از مرحوم حاج عبدالبنی قارونی ،مرحوم کربلایی آقا خلیجی ،مرحوم حاج محمد صبوری، مرحوم جعفر قانعی، مرحوم محمدحسن دیلمی،مرحوم محمدعلی خان ، مرحوم کربلایی ناصر نیکوان ، مرحوم حاج احمد پیران،مرحوم غفار قنواتی ، مرحوم حاج مصطفی خاکپور، صفر قارونی، حاج ابول اخلاق، حاج ابراهیم علی نیا، حاج عبدالله خواجه، حاج حبیب خلیجی، محمدشاه تركزاده و حسین بشیری نام  برد. استاد حاج عبدالنبی خلیلی اكنون با 80 سال سن، همچنان جهت كسب روزی حلال درخیاطی خود واقع در پاسا‍ژ دیلمی در نزدیكی میدان حسینیه (امام حسین)مشغول به فعالیت می باشد. در پایان از خدواند بزرگ برای استاد، توفیق روزافزون توام با سلامتی خواستارم.  

تهیه و تنظیم از : سید حسین میرجهانمردی


آخرین ویرایش: سه شنبه 23 آذر 1395 02:36 ب.ظ

 

مراکز فروش کتاب تاریخ شول حیات داود

سه شنبه 23 آذر 1395 02:14 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
مراکز فروش کتاب تاریخ شول حیات داود


1- تهران - خیابان انقلاب - کتابفروشی طهوری 
2- تهران - خیابان انقلاب - پاساژ فروزنده - طبقه منفی 2 - کتابسرای افتخارزاده 
3- گناوه - بالا تر از چهارراه بسیج - جنب داروخانه شبانه روزی - کتابفروشی  مرکزی - خدرپور 
4-  بازار گناوه - مغازه جعفر ملک محمدی 
5- کرج - میدان شهدا - کتابفروشی هجران 

آخرین ویرایش: سه شنبه 23 آذر 1395 02:19 ب.ظ

 

کتاب تاریخ شول حیات داود

پنجشنبه 11 آذر 1395 01:09 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 آذر 1395 01:10 ب.ظ

 

فروش کتاب تاریخ شول حیات داود

پنجشنبه 11 آذر 1395 01:01 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
کتاب تاریخ شول حیات داود جدیدترین اثر علیرضا خلیفه زاده در فصل اول به پراکندگی جغرافیایی شول در ایران و جهان می پردازد. در فصل دوم به قوم ایرانی شول در طول تاریخ پنج هزارساله اخیر پرداخته شده است.
برای خرید الکترونیکی می توانید به آدرس زیر مراجعه نمایید: 
http://cifkala.ir/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C/87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B4%D9%88%D9%84-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%AF.html



آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 آذر 1395 01:05 ب.ظ

 

تاریخ شول حیات داود

پنجشنبه 20 آبان 1395 02:02 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
کتاب تاریخ شول حیات داود اثر تحقیقی علیرضا خلیفه زاده از نیمه آبان 1395 منتشر شد علاقه مندان می توانند از کتابفروشی های گناوه و .... تهیه کنند. 
آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 آبان 1395 02:04 ب.ظ

 

نگاهی به سادات گمارون حیاتداود گناوه

یکشنبه 16 آبان 1395 08:43 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
نقد و نظر یکی از خوانندگان وبلاگ در خصوص سادات گمارون :


باعرض سلام تحیات
قدردانی میکنم از برادران عزیزم جناب آقایان خلیفه زاده و بخشی که درجهت معرفی دیارمان ومخصوصا گمارون تلاش های صادقانه ای انجام داده اند.کتاب آقای بخشی را مطالعه کردم و بنظر حقیر میتوانست بسیاز بهتر ازاین باشد.
1- میتوانستن فصلی را به عنوان اشاره به کرامات سادات گمارون اختصاص بدهند.
2-بخشی مجزا برای معرفی زنان سیده معروف وباکرامت گمارونی اختصاص بدهند که البته فقط از مادربزرگ مرحوم خودشان نام بردند وشایدیک مورددیگر....
3-اینکه درمعرفی شخصیت های گمارون باتحقیق از همه طوایف موجود درگمارون میتوانستند بهتر عمل نمایند که موجبات رضایت همه را ایجاد کنند یعنی اینکه بسیاری از شخصیت های معروف ,تاثیرگذاروباکرامت گمارونی در منطقه را که باعث اعتلای نام گمارون و سادات گمارون شدند را اصلا نام نبردند.به عنوان مثال درتایید حرف یکی از دوستانی که دربالا کامنت گذاشتن هیچ توضیح درباره بزرگان طایفه سیداحمدی وسیدباسیرو که دارای شخصیت های ممتازی در عرصه منطقه بودند نیامده مثل کربلایی سیدحیدرگمارونی که به جرات میتوان گفت بعداز خودشاه صدرالدین معروفترین سیدگمارونی است.مثل مرحوم کربلایی سید حسین سیداحمد.سیدغریب کل سیدحسین.سیدجبار.مرحوم سید حسن کل سیدحیدر .مرحوم سیدباسیرو بزرگ وسیدباسیرو سیداسماعیل.سیدحسین سیداحمدسیدغریب.مرحومه سیدزهرا.مرحوم سیدزبیده کل سیدحیدر.مرحوم حاج سیدسکینه کل سیدحیدر.مرحوم سیدمحمود سیدغریب .حاج سیدحسین سیداحمد.حاج سیدحیدر سیدحسن.حاج سیدغلامعباس سیدعلی آقا. و........
بدرستی که اعتلای نام گمارون وسادات گمارون گره خورده با بندگی خالص وتقوای ساداتش بوده و هست ان شاالله.
باکمال احترام به همه سادات جلیل القدر گمارونی و با خسته نباشید وخداقوت به جناب بخشی و خلیفه زاده عزیز
اجرتون با مادرسادات وجد بزرگوار سادات گمارونی

آخرین ویرایش: یکشنبه 16 آبان 1395 08:45 ق.ظ

 

دریافت حق سرپرستی و لغو آن در بلوک شبانکاره

دوشنبه 26 مهر 1395 10:54 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
برای مطالعه مقاله جدید آقای رضا علامی در خصوص دریافت حق سرپرستی و لغو  آن در بلوک شبانکاره به لینک زیر بروید
http://www.khalifehi.com/veghayh%2028%20mordad%2032rostah.html

آخرین ویرایش: دوشنبه 26 مهر 1395 11:52 ق.ظ

 

نگاهی دوباره به اشعار کل محمدقلی حیاتداودی

دوشنبه 26 مهر 1395 08:01 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

کربلای محمدقلی شاعری از روستای محمدصالحی گناوه

معرفی شاعری از روستای محمدعلی صالحی

به قلم غلامرضا کرمی - شماره 327 هفته نامه دریادلان

معرفی کربلایی محمدقلی شاعری از روستای محمدصالحی در پی در خواست یکی از دوستان که خواسته بود چنانچه افراد اطلاعی از زندگی و آثار محمدقلی شاعری داشته باشند مطالبی را درج نمایند لازم دیدم که بخشی از یادداشت ها و دیدگاههای خودم را در مورد این شاعر تقدیم نمایم

معرفی کربلایی محمدقلی شاعری از روستای محمدصالحی 
در پی در خواست یکی از دوستان که خواسته بود چنانچه افراد اطلاعی از زندگی و آثار محمدقلی شاعری داشته باشند مطالبی را درج نمایند لازم دیدم که بخشی از یادداشت ها و دیدگاههای خودم را در مورد این شاعر تقدیم نمایم .
از شاعران برجسته منطقه حیاتداود می باشد. ساکن روستای محمد صالحی بوده و هم اکنون نوادگان او در این روستا زندگی می کنند . تخلص او ناقص حیاتداودی بوده است و درقالب های غزل ، مثنوی ، مسمط و اشعار محلی طبع آزمایی کرده است .
این شاعر حیاتداودی که در دوره ی قاجار می زیسته است منظومه ای تحت تاثیر شاهنامه فردوسی سروده که به در گیری خوانین حیاتداود ، شبانکاره و دیلم پرداخته است .
در دوران قاجار هیات حاکمه با مبلغ مشخصی مناطق را به خوانین اجاره می دادند و اجاره کننده می بایست از سرزمین اجاره ای خود حفاظت و نگهداری کند . دولت مرکزی نه تنها تعهدی نسبت به مستاجرین خود نداشت بلکه به درگیری های موجود دامن می زد . مثلا در جنگی که بین محمدعلی خان لیراوی و فتح الله خان حیاتداودی در می گیردلشکر فارس به حمایت از فتح الله خان وارد جنگ می شود و عده ای از دولتی ها در خوزستان به حمایت خان لیراوی بر می خیزند . در چنین اوضاع و احوال و دشمنی های منطقه ای که بیش از همه رعیت صدمه آن را می دیده اند و قحط سالی و خشکسالی منطقه مشکلی مضاعف برای مردم بوده ، کسانی هم یافت می شده اند که دلبستگی و عشق و علاقه به شعر و ادبیات نشان دهند . یکی از این افراد مرحوم کربلایی محمد قلی شاعری است که همزمان یا کمی بعداز خانعلی خان اول می زیسته است . اشعاری در قالب های مختلف از این شاعر برجای مانده که تا کنون به طبع نرسیده است . مثنوی معروف وی از نظر تاریخی ، اجتماعی و سیاسی قابل بررسی است . این مثنوی شرح تمام و کمال جنگ های حیاتداود ، لیراوی و شبانکاره است و می توان آن را تاریخ منظوم این در گیری دانست. مسمط زیبای این شاعر که جنبه ی پند و اندز دارد در بی ارزشی دنیا سروده شده است مخاطبان را توصیه می کند :
ای برادر غم دین خور که جهان را رفت به باد
هرکه شیرین طلبد تیشه خورد چون فرهاد
مطالعه بسیار شاعر در شاهنامه فردوسی باعث شده که نه تنها مثنوی معروف خود را به تقلید از این حماسه بزرگ بسراید بلکه مسمط زیبای ایشان که پر از پند و اندز و دوری از دنیا و اندیشه مرگ می باشد از اصطلاحات و شخصیت های شاهنامه نیز مایه بگیرد .
به کجا رفته فریدون و کیومرث و قباد
تور و تهمورث و هوشنگ کیانی بنیاد
اترت و زادشم وزال و فرامرز و شغاد
جهن و گرسیوز و شیداسب عفریت نهاد
از دغدغه های همیشگی مردم جنوب در کنار ظلم خان ها و هجوم بیگانگان ، قحطی و خشکسالی های طولانی بوده ، این خشک سالی ها که بیشترین ضربه را بر تن بی رمق زارع و رعیت می زده اند در اکثر شعر شاعران جنوب به ویژه" ناقص حیاتداودی " نمود پیدا کرده است.
ای همنفسان تا کی بردل نکشم افغان
خون گشته دل زارع از خشکی دشتستان
نرگش شده پژمرده ، سر زیر بغل برده
زین غم که همی بینم گلشن شده خارستان
خشکیده زبان گل ، داغش به بر بلبل
گوید دهن غنچه ، نم نیست در این بستان
خاشاک شده در گل ، هم زنگل و هم گوپل
نرگس چو رخ لیلی ، خوابیده به گورستان
تب لرزه به هرباغ است ، نیلی به بر زاغ است
زارع جگرش داغ است اردی شده تابستان
آمد پسرم پیشم ، ای باب وفاکیشم
کن تا رمقی داری زن بهر پسر بستان
ناقص " تو در این پستی در فکر عیال هستی
نه راحله بصره ، نه توشه کوهستان
سروده ها و اشعار کربلایی محمدقلی شاعری از پیچیدگی لفظی و معنوی به دور است . به طوری که عموم مردم به مفهوم و محتوای سروده های وی پی برده و به راحتی با شعر و دنیای شاعر ارتباط پیدا می کنند . شاید ذهن و زبان شاعر ناخود آگاه باجریان بازگشت ادبی گره خورده باشد .
گفتنی ها در مورد آثار کربلایی محمدقلی شاعری متخلص به ناقص حیاتداودی زیاد است اگر مجالی دست داد در فرصتی دیگر به شعرهای محلی و طنز این شاعر خواهیم پرداخت.
با تشکر غ- ک


آخرین ویرایش: دوشنبه 26 مهر 1395 08:33 ق.ظ

 

نقش‎آفرینی بانوی لیراوی در تولید فرش

چهارشنبه 20 مرداد 1395 08:25 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


 'صدیقه لیراوی' یکی از بانوان کارآفرین شهرستان گناوه با همت و تلاش بی وقفه، نقشی مهم در تولید فرش و جذب علاقه مندان زیادی به این حرفه داشته است.

 وی که هم اینک مدیرعاملی شرکت تعاونی فرش دستباف روستایی شهرستان گناوه را عهده دار است تاکنون علاوه براینکه توانسته زمینه اشتغال 700 نفر را بصورت فصلی دراین رشته فراهم کند، در راستای تهیه و تامین مواد اولیه و ابزار برای زنان بی سرپرست فرش باف گام های موثری بردارد.

وی در سال گذشته از سوی دفتر امور توسعه روستایی در نمایشگاه توانمندی های روستاییان در تهران به عنوان کارآفرین برتر معرفی شده است.

این بانو از نظر فعالیت درکشور مشارکت فعالانه ای در نمایشگاهها بویژه در سطح بین المللی در تهران و با دعوت اتحادیه مرکزی ایران سهم بسزایی در برپایی غرفه های فرش به نام استان بوشهر و شهرستان گناوه داشته است.

وی هرساله از طرف مرکز ملی فرش ایران دوره های آموزش گبه بافی که نقش موثری در تولید فرش و اشتغال زایی دیگر بانوان علاقه مند به این رشته دارد، برگزار می کند.

این بانوی کارآفرین درگفت وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی اظهارکرد: فرش ایران به عنوان هنر اصیل میهن از شهرت جهانی برخوردار است وهم اکنون در ردیف صادرات غیرنفتی می درخشد.

صدیقه لیراوی افزود: صنعت فرش حرف اول را در اشتغال زایی آبرومندانه، ایجاد درآمد در روستاها و رفع فقر و فساد می زند.

وی اظهارکرد: تولید فرش دراین منطقه بویژه گبه شول شهره جهانی و خریداران زیادی دارد.

لیراوی گفت: درمدتی که به این حرفه روی آوردم از نظر مالی به هیچ ارگان و موسسه ای وابسته نبودم و از زور و بازوی خود در امر تولید فرش و گبه امرار معاش می کنم.

وی بیان کرد: مدت 10 سال در حوزه صنایع دستی در مرکز فنی وحرفه ای و پنج سال نیز بصورت حق التدریسی به آموزش فرش و تابلو فرش کارآموزان دراین مرکز مشغول هستم.

این بانوی کارآفرین افزود: شرکت تعاونی فرش دستباف روستایی گناوه یکی از قابلیت های این شهرستان در زمینه فرش بافی است که چندین سال از راه اندازی آن می گذرد و با بکارگماردن شمار زیادی از زنان خانه دار با تهیه نخ و دار قالی بافی توانسته سهمی مهم در تولید گبه کشور و صدور آن به خارج ایفا کند.

وی به انتظارات و مشکلات خود و دیگر تولید کنندگان فرش دراین شهرستان اشاره کرد و گفت: باتوجه به سابقه 20 ساله و اینکه بصورت حق التدریسی در مرکز فنی وحرفه ای مشغول فعالیت هستم انتظار و توقع دارم که استخدام شوم.

به گزارش ایرنا، این بانوی کارآفرین اظهارکرد: تولید کنندگان فرش دراین شهرستان مکان مناسبی برای ارایه محصولات خود ندارند که باید مکانی در مرکز استان و یا شهرستان دایر شود.

وی گفت: برای برطرف شدن این مشکل دایرشدن اتحادیه مرکزی فرش دستباف در استان گره گشا خواهد بود.

لیراوی، ارایه تسهیلات ارزان قیمت و بیمه کردن تولیدکنندگان فرش واقعی را از دیگر خواسته و دغدغه های بانوان فرش باف این منطقه عنوان کرد.


آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 مرداد 1395 08:27 ق.ظ

 

کشف محوطه‌ای باستانی در زیر آب بوشهر

یکشنبه 17 مرداد 1395 08:49 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
مدیر گروه باستان‌شناسی زیر آب
وی از کشف خمره‌های اژدری متعلق به دوره ساسانی در آبهای بوشهر خبرداد و خاطر‌نشان کرد: با بررسی‌های انجام شده این خمره‌ها مخصوص حمل مایعات گران قیمت به کشورهای شرق آفریقا بوده است.
به گزارش سوک ؛ حسین توفیقیان با بیان اینکه خمره‌ای مربوط به دوره ساسانی در آب‌های دریایی شهر بوشهر کشف شد، اظهار داشت: کشف سفال‌های تاریخی در شبه‌جزیره بوشهر نشان از وجود یک محوطه باستانی زیر آب در سواحل کم عمق شبه جزیره بوشهر است.

وی از کشف خمره‌های اژدری متعلق به دوره ساسانی در آبهای بوشهر خبرداد و خاطر‌نشان کرد:  با بررسی‌های انجام شده این خمره‌ها مخصوص حمل مایعات گران قیمت به کشورهای شرق آفریقا بوده است.

مدیر گروه باستان شناسی زیر آب پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی با اشاره به کشف 20 قطعه سفال در این محوطه باستانی تصریح کرد: 5 غواص برای بررسی این محوطه زیر‌آب به بوشهر اعزام و سفال‌های کشف شده را از زیر آب خارج کردند.

توفیقیان با بیان اینکه حدود 20 خمره برای انجام مطالعات باستان‌شناسی از زیرآب خارج شد، افزود: نتیجه این باستان شناسی اطلاعات با ارزشی درباره تاریخ دریانوردی، کشتیرانی و تجارت دریایی خلیج فارس در دوره ساسانی ارائه می‌کند.

وی با اشاره به اینکه محوطه کشف شده در زیر آب بوشهر مربوط به کشتی غرق شده است گفت: محوطه تاریخی متعلق به کشتی تجاری غرق شده در دوره ساسانی است که به نظر می‌رسد، دیگر چیزی از آثار کشتی باقی نمانده و تنها محموله آن سالم باقی مانده باشد.

مدیر گروه باستان شناسی زیر آب پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی از ثبت محوطه باستانی زیر آن بوشهر در فهرست آثار ملی خبر داد و بیان کرد: با کشف آثار ارزشمندی با قدمت 1600 سال در محدوده شبه‌جزیره بوشهر این محوطه باستانی زیر آب در فهرست آثار ملی ثبت می‌شود.

توفیقیان با بیان اینکه تردد در این محوطه باستانی در زیر آب منع نمی‌شود گفت: محوطه باستانی زیرآب بوشهر دارای 300 متر طول و 150 متر عرض است و رفت‌و‌آمد شناورها مانعی ندارد ولی ساخت‌و‌سازها از جمله اسکله‌سازی در این محوطه تاریخی ممنوع است.


آخرین ویرایش: یکشنبه 17 مرداد 1395 08:50 ق.ظ

 

آغاز مشروطه در بوشهر و بنادر

سه شنبه 12 مرداد 1395 08:23 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

آغاز مشروطه در بوشهر و بنادر



جنبش مردم ایران در سال های آخر سلطنت مظفرالدین شاه قاجار و مخالفت با برخی پدیده های هنجارشکن دینی در تهران، شیراز و کرمان ، موجب شد تا علما با مهاجرت به شاه عبدالعظیم  و تحصن، اعتراض خود را به عوامل حکومتی به روشی مسالمت جویانه نشان دهند و چون با این عمل امور شرعی مردم معطل می ماند و جمع کثیری از مردم نیز آنها را همراهی می کردند از این رو حکومت تحت فشار قرار داشت تا به خواستۀآنها توجه کند. شاه برای پذیرش درخواست های معترضان اعلام آمادگی کرد ، یکی از درخواست های هشتگانۀآنها « تأسیس عدالت خانه در سراسر ایران برای رسیدگی به تظلمات رعیت» بود. این وظیفه را در غیاب عدلیه ، خواسته یا ناخواسته در بوشهر انجمن ولایتی به عهده گرفت که بخش عمده ای از وقت انجمن مصروف رسیدگی به تظلمات شد. البته در اواخر دوره ی اول مشروطه و در هنگام پراكنده شدن اعضای آخرین انجمن ولایتی برای حل این مسئله «انجمن عدلیه بوشهر» راه اندازی شد. به هر حال خواسته های اولیه مردم توسط کهنه اندیشان و عوامل استبداد بر زمین ماند. از این رو سختگیری ها و سیاست ارعاب دولت باعث بروز هیجانات ملت و منجر به مهاجرت کبرای علما به قم و بست نشینی گروه های زیادی از اصنافِ معترض، در سفارت انگلیس شد. همه این تحرکات موجب شد تا سرانجام مظفرالدین شاه قاجار خواسته های مردم را بپذیرد و در روز یکشنبه سیزدهم مرداد1285 برابر با چهاردهم جمادی الثانی 1324و پنجم اوت 1906 فرمان تأسیس مجلس را صادر نماید.

« با پایان یافتن تحصن سفارت و بازگشت مهاجران از قم ، که حدود یک ماه به طول انجامید ، در تهران جشن بر پا شد. کوچه و خیابان آذین بندی و چراغانی شد. بازارها باز شدند و برای تهیۀمقدمات تشکیل مجلس شورای ملی و تدوین نظامنامۀانتخابات ، در روز شنبه 26مرداد1285ش برابر با 27 جمادی الثانی 1324ه.ق در مدرسه نظام ، مجلسی متشکل از شمار زیادی از وزرا، درباریان،علما، بازرگان و سران جنبش برپا شد.»

سرانجام نظامنامه‌ی انتخابات در 20 رجب 1324 /17 شهریور 1285/ 9 سپتامبر 1906 به امضاء مظفرالدین‌شاه رسید. دو روز بعد نیز شاه به صدر اعظم دستور داد تا «برای هر ولایت یک نسخه بفرستند که از آن قرار، ترتیب انتخابات و شرایط آن عمل شود.»

طبق این قانون انتخابات، رأی دهندگان مردِ بالای 25 سال، به شش طبقه تقسیم شدند و افرادی مانند(حکام، معاونین و مستخدمین اداره نظمیه و ضبطیه) حق رأی دادن نداشتند. شرایط افرادی که می‌توانستند یا نمی‌توانستند نامزد انتخابات شوند را مشخص می كرد. بخشی دیگر از قانون اذعان می‌داشت که « افراد(تجار) ورشکسته‌ به تقصیر» نمی‌توانند برای انتخابات نامزد شوند. البته در گزارش‌های بالیوز انگلیس در بوشهر  این صفت را دیده می شود که دائم برای میرزا علی کازرونی به کار برده‌اند ، چهره مشروطه خواهی که از مخالفان سرسخت و همیشگی آن ها و از اعضای  فعال انجمن ولایتی بوشهر بود. طبق این قانون 60 نفر نماینده برای تهران و 96 نفر برای ولایات در نظر گرفته بودند که سهم فارس و بنادر 12 نفر بود. اگر چه فقط 8 نفر از فارس به مجلس راه یافتند و از بنادر که در دورۀاول یك نفر سهمیه داشت و در دوره دوم این سهمیه به دو نفر افزایش یافت اما به دلیل کارشکنی‌های حکام و اختلافات درونی اصناف و تجار، ناپایداری هیأت نظَار انتخابات و انجمن محلی(ولایتی) در هر دو دوره نماینده ای به مجلس راه نیافت. سهم بوشهر و بنادر در دوره‌ی اول طبق شواهد و اسناد،  یك نفر نماینده بوده ولی در گزارشی به سه نفر سهمیه نیز اشاره شده است. طبق این نظامنامه قرار بود که «در شهرهای جزو  هر ایالتی هر طبقه جداگانه جمع شده یک نفر را انتخاب نموده به کرسی ایالت بفرستند و این گروه منتخب نیز، نماینده‌ای (نمایندگانی) برای مجلس شورای ملی از میان خود برگزینند.» از آنجا که حکومت بنادر و جزایر خلیج فارس از دیلم تا چابهار گسترده بود، که دو شهر عمدۀ دیگر آن، بندرلنگه و بندرعباس هر کدام خواستار تشکیل انجمن ولایتی جداگانه بودند و برخلاف اهالی لنگه که راضی نبودند جزو حوزه لارستان باشند و تمایل داشتند نماینده اشان با بوشهر مشترک باشد، اهالی بندر عباس به دنبال این بودند که نماینده ای مستقل از بوشهر در مجلس داشته باشند.

قانونِ نظامنامه انتخابات نحوه تشکیل انجمن های محلی و ایالتی  و تعداد اعضایشان را مشخص می کرد. نظامنامۀانتخابات تصریح می کرد: «در هر محلی که انتخابات به عمل می‌آید، انجمنی برای نظارت انتخابات از معاریف طبقات ششگانه‌ی انتخاب کنندگان آن محل (مرکب از شش نفر) و در تحت نظارت موقتی (حاکم) یا (نایب‌الحکومه) همان محل تشکیل خواهد شد. از این قرار دو (نوع) انجمن تشکیل می‌شود انجمن "محلی" و "ایالتی" ؛  انجمن محلی در شهرهای جزء ایالات و انجمن ایالتی در کرسی ایالتی.» در بوشهر انجمن محلی تشکیل شد ولی با اعتراض بعضی گروه‌های رقیبِ در شهر ، در برخی از برهه ها ؛ شش تن از تجار و شش تن از روحانیون عضو انجمن بودند که عملاً انجمن محلی بوشهر تبدیل به انجمن ایالتی (!) شده بود. انجمن های محلی موظف بودند اسامی انتخاب کنندگان و انتخاب شدگان هر ولایت را به مجلس شورای ملی بفرستند. اگر چه نمایندگان ملزم به حضور در تهران و مجلس شورای ملی بودند ولی مجلس با حضور نمایندگان تهران (60 نفر) رسمیت می‌ یافت. خرج سفر و مقرری سالیانه‌ی نمایندگان نیز یکی از مشکلات عمده‌ی نمایندگان برگزیده بود که به تشخیص و تصویب مجلس واگذار شده بود. از این رو انجمن ولایتی بوشهر برای حل این موضوع نیز دچار مشکلاتی بود. چهار روز بعد از اعلان نظامنامه انتخابات، در تهران رأی‌گیری آغاز شد. در بوشهر نیز این نظامنامه خیلی زود امید به پایان استبداد و آغاز مشروطه ، قانون و مجلس را زنده کرد. روز سه‌شنبه 28 رجب 1324 / 25 شهریور 1285 / 17 سپتامبر 1906 این تلگراف از بوشهر به تهران ارسال شد:

«حضرت ملاذ الانام حجت‌الاسلام آقای حاجی میرزاسیدمحمد طباطبایی و سایر علمای اعلام دام ظلهم‌العالی

 به توسط صدارت عظمی، تلگراف دستخط مبارک اعلیحضرت دام مُلکه رسید. در خصوص فرمان تشکیل مجلس شورای ملی در تهران و قانون، موافق خواهش حضرتعالی و سایر آقایان، استعلام فرموده اظهار تشکر شد.» (سلیمان صدرالاسلام)

این تلگراف آغاز مشروطه را در بوشهر رقم زد و بوشهر جزو نخستین شهر هایی بود که به استقبال مشروطه ، آزادی خواهی و قانون مداری و ایجاد انجمن های مشروطه خواه مردمی رفت. 


آخرین ویرایش: سه شنبه 12 مرداد 1395 08:35 ق.ظ

 

مشروطه و مردم بوشهر

سه شنبه 12 مرداد 1395 07:47 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 




   هنگام وقوع انقلاب مشروطه، حکمرانی بخش عظیمی از مناطق ساحلی خلیج‌فارس زیر نظر حکمران بنادر و جزایر خلیج‌فارس با مرکزیت بوشهر بود. این شهر دروازه تجارت دریایی ایران در دوره قاجار ویکی از مناطق پیشرو در مسیر مشروطه‌خواهی بود زیرا در سال‌های قبل از مشروطه، چاپخانه، مدرسه، روزنامه و تلگرافخانه و ارتباطات گسترده دریایی_ تجاری با دیگر کشورها داشت و این عوامل بر افزایش آگاهی و نوخواهی بوشهریان هنگام وقوع مشروطه تاثیرگذاری فراوانی داشت. 

   وقتی نظامنامه انتخابات مجلس شورای ملی در 17 شهریور 1285به امضای مظفرالدین‌شاه رسید در بوشهر نیز این نظامنامه خیلی زود امید به پایان استبداد و آغاز مشروطه را زنده کرد و 25 شهریور 1285 سیدسلیمان صدرالاسلام بوشهر تلگرافی به تهران ارسال و ابراز همراهی با «قانون و مجلس» کرد. 

چندی بعد در 29 آبان 1285 احمدخان دریابیگی حکمران بوشهر و بنادر که از یک سو مرعوب حرکت مشروطه‌خواهی مردم شده بود و از دیگر سو اطلاع داشت که تحرکاتی برای عزلش دارد انجام می‌گیرد، در ساختمان حکومتی جلسه‌ای تشکیل داد و شعبات مجلس (هیات نظارت بر انتخابات) را در بوشهر و سایر شهرهای این ولایت پایه‌گذاری کرد. هنگام تهدید آزادی و مشروطه توسط محمدعلی‌شاه تعدادی از تجار بوشهر از آیت‌الله سیدمرتضی اهرمی درخواست کردند تا به پشتیبانی از مجلس شورای ملی تظاهراتی رهبری کند بنابراین در بوشهر نیز از 24 خرداد 1287 تا دو روز بعد از انحلال مجلس اول بازار تعطیل شد و مردم تظاهرات چندروزه‌ای برپا کردند و با جمع‌آوری پول به حمایت از مجلس شورای ملی پرداختند.

    پس از انحلال مجلس شورای ملی اول، حکمران بوشهر انجمن ولایتی را منحل کرد و تعقیب مشروطه‌خواهان را در سرلوحه کارش قرار داد. حتی دستوری به حکمران رسید تا آیت‌الله سیدمرتضی اهرمی را از بوشهر اخراج کند! سران انجمن‌های مردمی مشروطه‌خواه نیز به اجبار شهر را ترک کردند. محمدرضا بوشهری از مشروطه‌خواهان جوان در این اوضاع مشوش، بوشهر را ترک کرد و در شهر بمبئی روزنامه‌ «اصلاح» را بنیان گذاشت. 

اما چند ماه بعد از سرکوب مشروطه‌خواهان در سرتاسر ایران، گروه‌های سیاسی و مذهبی وارد مرحله درگیری نظامی با ماموران استبداد شدند. در نوروز 1288رهبران سیاسی- مذهبی بوشهر آیت‌الله سیدمرتضی حسینی‌اهرمی (علم‌الهدی چهارم) و میرزا علی کازرونی با حمایت نظامی رییس علی دلواری و بعضی خوانین نواحی اطراف بوشهر به تصرف ادارات دولتی پرداختند.

این روند با دسیسه‌های پنهان انگلیسی‌‌ها دچار اختلاف و انشقاق و دوگانگی مواضع سیاسی شد و درنهایت با حضور احمدخان دریابیگی حکمرانی که در دو جبهه آزادی‌خواهی و استبداد به خوبی نقش خود را بازی می‌کرد، رهبر مذهبی این جنبش 78روزه آیت‌الله اهرمی را پس از بمباران خانه و بازداشت به نجف تبعید کرد، رهبر سیاسی (میرزا علی کازرونی)مجبور به فرار و بازوی نظامی جنبش(رییس علی دلواری) مورد تهاجم نظامی شدید حکمران واقع شد. پس از تصرف کامل تهران مشروطه‌خواهان بوشهر، دست به کار شدند و به حمایت مالی، از مجاهدان تهران، اصفهان، تبریز و قزوین پرداختند و به سرداران ملی (فاتحان تهران) وکالت دادند، که به موجب قانون اساسی، حقوق ملی را ثابت و برقرار دارند. هنگام اتمام حجت روس که منجر به انحلال مجلس دوم شد در بوشهر مردم به تحریم کالاهای روس و انگلیس پرداختند و آیت‌الله سیدعبدالله بهبهانی لایحه جهادیه به منظور حمایت از اهالی آذربایجان صادر کرد. تاریخ معاصر نشان می‌دهد مشروطه‌خواهانی که رهبری مردم را در برابر استبداد برعهده داشتند هنگام جنگ جهانی اول نیز رهبری مردم در مبارزه با استعمار را به دست گرفتند.


آخرین ویرایش: سه شنبه 12 مرداد 1395 07:54 ق.ظ

 

طوایف و بلوکات لرنشین کرانه خلیج فارس ( بلوکل پا دریه)

یکشنبه 10 مرداد 1395 11:14 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

 

محسن خواجه گیری/

شعراى محلى سرا استان بوشهر به داد این گوییش رسیده و با سرودن اشعار لرى احیاگر زبان لرى با لهجه محلى خود گردیده اند برگزارى شب شعر محلى «سنگار افتو دیلم»، شب شعر بهارونه لیراوى، شب شعر دشتستان و .. 

 

 نشریه فرهنگی و اجتماعی لور، محسن خواجه گیری: قبل از عهد پهلوى تقسیمات کشورى به صورت شهر و شهرستان و استان نبود بلکه به صورت ایلات و بلوکات و ایالات و ممالک بود مثلا ایل بیر احمد، ایالت کهگیلو، مملکت فارس، که سر جمع همه ممالک مى شد «ممالک محروسه ایران» و گاهى نیز ممالک محروسه قاجار،  صفوى و یا هر دولتى دیگر. «ایل» به عشایر کوچرو مى گفتند و «بلوک» به عشایر ساکن در دهات و شهر در زبان لرى مناطق ساحلى خلیج فارس به دریا «دریه»  (به کسر دال سکون را  فتح یا و سکون ها) مى گویند در کرانه خلیج فارس در استان بوشهر تا جنوب شرق خوزستان به شهادت آثار باستانى و متون تاریخى از عهد دولت ایلام تا کنون مسکون بوده است.

آثار باستانى شهرهاى لیان، تاوگه، توج، گناوه (جنابه)، سنجاهان،  اسلجان، سینیز، قوستان، ماهرویان، ریشهر و رستاق آن، آسک و آثار صدها آبادى ناشناخته دیگر در سرتاسر شرق تا غرب کرانه شمالى خلیج فاس (بوشهر و خوزستان) وجود دارد.

مردم این سامان ساحلى به زبان لرى حنوبی با لهجه هاى مختلف سخن مى گویند، زبان لری در این سامان با سایر مردم لر بختیاری، لک، مینجایی و... اشتراکات بسیار زیادی دارد. در سال هاى اخیر به علت تردد بسیار و بعضا سکونت در کشورهاى عرب  حوزه خلیج فارس و همسایگى با اعراب خوزستان بعضى تاثیرات بر مردم این سامان داشته همچنین زبان رسمى ملى بر گوییش اثر فراوان تا جاى که اغلب کلمات اصیل لرى طى سى سال گذشته از این گوییش ها حذف گردید هر چند هنوز نیز معمرین همان واژگان را بکار مى برند.

الحمدالله شعراى محلى سرا استان بوشهر به داد این گوییش رسیده و با سرودن اشعار لرى احیاگر زبان لرى با لهجه محلى خود گردیده اند برگزارى شب شعر محلى «سنگار افتو دیلم»، شب شعر بهارونه لیراوى، شب شعر دشتستان و .. همه موجب حفظ این زبان کهن گردیده است. مناطق ساحلى سیستم عشیره اى دارند و هر شخص از ساحل نشینان تعلق خود به حونه، تیره، طیفه و بلوک خود را مى داند.

بلوکات لر نشین ساحلى از شرق تا غرب به این ترتیب است؛

دشتى (که خود داراى 9 بلوک مجزا از هم مى باشد)، دشتستان ( 11 بلوک بوده که فقط سه بلوک آن ساحلى است انگالى , رودحله و حیاتداوود)، لیراوى , هندیجان  و دورق

انگالى: این منطقه جزء شهرستان بوشهر است در سال 628 قمرى از راه جزیره  شیف که از دهات بلوک انگالى است صلاح الدین محمود لر با لشکر شول و الوار با کشتى جزیره هرمز و بحرین و سپس قطیف را فتح کرد و ضمیه حکومت اتابک سعد زنگى اتابک فارس نموددر سال 671 شمس الدین محمد بن على لر از خور شیف با لشکر الوار اقدام به فتح هرمز کرد وجود افرادى با پسوند لر و لشکر الوار در منطقه انگالى و ارتباط با دریا از عهد اتابکان استانگالى داراى چهار طایفه است:

الف) طایفه لر پشتونى که خوانین انگالى از این طایفه  هستند

ب) طایفه عمادینى شاخه اى از طایفه خدرى لیراوى مى باشد

ج) طایفه جمهورى که از لرستان به این بلوک مهاجرت کرده اند

د) خاندان ها و تیره هاى  مختلف لر دیگر در دهات انگالى هستند

تنگستان:  بلوکى ساحلى است که محدود به دشتى و دشتستان و دریا است در تقسیمات کشورى شهرستان تنگستان به مرکزیت اهرم مى باشد لهجه تنگستان براى گویشوران لر جنوبى کاملا قابل درک است  رشته کوهى مناطق ساحلى و داخلى تنگستان را از هم مجزا کرده است تنگستان داراى چند طایفه متعدد است که چند طایفه آن بزرگتر مانند خدرو، زندبودى، زنگنه، فولادى و طوایف خاندان هاى کوچکتر هستند مانند خاندان احمد شاه خانى، احمدى ممسنى، گتو، جمالى، شهابى و...

حکومت تنگستان از دوره زند با خاندان احمد شاه خانى بود که نام باقرخان و احمد خان تنگستانى را در جنگ ایران و انگلیس حوادث عهد ناصرالدین شاه قاجار داریم پس از خاندان احمدشاه خانى حکومت تنگستان بدست طایفه فولادى افتاد که زایر خضر خان هنگام جنگ بین الملل اول خان تنگستان بود , سپس خانى برقرار طایفه خدرو و ریس على خان خدرو تنگستانى و پسرش محمدعلى خان که تا اصلاحات ارضى خان تنگستان بود تنگستانی ها علاوه بر آنکه زبان لرى را به لهجه خاص خود سخن مى گویند , به گواه تصاویر باقى مانده از دوره قبل از تغییر لباس رضا خانى پوشش زنانه و مردانه لرى داشتند چندین طایفه تنگستانى اضافه بر موارد بالا منشاء نژادى لرى نیز دارند.

الف) طایفه خدرو : که اغلب حوادث تنگستان را رقم زده اند عموزاده طایفه خدرى لیراوى هستند.

ب) طایفه زنگنه : از ایل لک زنگنه هستند که در عهد صفویه ساکن این خطه مى باشد و مثل بقیه اهل تنگستان به شجاعت مشهورند.

ج) طایفه زنده بودى : این طایفه از الوار استان فارس هستند.

د) طایفه احمدى : این طایفه از الوار ممسنى مى باشد که ساکن چندین روستا تنگستان هستند , ریس على دلوارى از این طایفه است.

شهر بوشهر: در سال 1150 و اندى توسط شیخ ناصر آل مذکور ابومهیرى ناخدا باشى لشکر نادر شاه بنا نهاده شد، این شهر داراى چهار محله بوده که تجار از همه جاى ایران و جهان در این محلات سکونت داشته اند، دو محله این بندر به نام دو شهر لر نشین است، محله دهدشتى و محله بهبهانى  لهجه بوشهرى  فارسى آمیخته به لرى است و اغلب اصطلاحات و کلمات لرى را بکار مى برند.

بلوک دشتى : شامل شهرستان دشتى به مرکزیت خرموج و شهرستان دیر به مرکزیت  بندر دیر است.  لهجه دشتى خاص این خطه است و بیشترین قرابت را با زبان لرى جنوبی دارد و بعضى افعال بسیار نزدیک به لهجه بهبهانى و اردکانى است،  شاید بیش از نود در صد اصطلاحات لهجه دشتى با لرى جنوبی یکسان است پوشش زنانه و مردانه دشتى به گواه تصاویر باقى مانده از قبل از تغییر لباس رضاخانى لرى است حتى گاهى هم اکنون نیز زنان در مراسم عروسى لباس لرى مى پوشند بسیارى از طوایف دشتى اضافه بر اشتراکات بالا با لرها داراى نژاد لرى هستند طایفه جاگرو و جاگرانى این طایفه لر نژاد با طایفه خواجه گیرى لیراوى عموزاده هستند که حدود چهارصد سال پیش ساکن دشتى شده اند و اکنون در شهر بندر دیر، آبدان، روستاهاى تلخو، بادوله و .... سکونت دارند.

 طایفه خنسیر نیز لر نژاد است و با طایفه خدرى لیراوى و خدرو تنگستان عموزاده هستند  این طایفه ساکن کبگان،  لاور،  کلات، زیراهک،  بریکو، و .... ساکن هستند. قایدان , طایفه دیگر لر نژاد بلوک دشتى هستند، که ساکن حیدرى و احشام حسن محمد، قایدان و ....  مى باشند،  خواجه  نیز طایفه اى لر نژادند که  در دهات دومنالو و.... ساکن هستند.

فخرکو طایفه دیگر لر تبار این خطه است، على فخرایى کدخداى نوکن و مبارزه دوره پهلوى اول و دوم از این طایفه بود منشا نژادى دیگر طوایف دشتى را به فرصت دیگر مى گذاریم دشتى مهد علما , سادات و شعرا و خوانین بزرگى بوده که در تاریخ و فرهنگ جنوب و بلکه کل ممالک اسلامى نقش داشته اند.

دشتستان: این بلوک در گذشته بسیار وسیع تر از شهرستان کنونى دشستان به مرکزیت برازجان بود از رودخانه مند در دشتى تا رودخانه زهره در خوزستان را دشتستان مى گفتند و یازده بلوک و ناحیه مجزا از هم بود و خان و مالک جدا داشت، از آنجایى که در این مقاله قصد پرداختن به طوایف کرانه خلیج فارس را داریم از پرداختن بقیه مناطق لرنشین دشتستان صرف نظر کرده و به وقت دیگر موکول مى کنیم و فقط به بلوکات حیاتداود و رودحله و انگالى مى پردازیم  گوییش دشتستانى گوییشى از زبان لرى است که با کمى تفاوت در مناطق مختلف با لهجه هاى خاص همان مناطق تلفظ مى شود لباس زنانه و مردانه همه دشتستان کاملا لرى است و موسیقى , رقص و آوازها کلا لرى مى باشد، در سالهاى اخیر شعراى محلى سرا جهت احیا لهجه لرى دشتستان  جدا زحمت کشیده و اشعار زیبا سرودند خصوصا ملک الشعراى استان بوشهر مرحوم ایرج شمسى زاده.

رود حله و حیاتداوود: به جز دو طایفه عرب که زبان لرى را هم چون زبان مادرى شان تکلم مى کنند مابقى طوایف این دو بلوک لر مى باشند  خوانین حیاتداوود بر هر دو بلوک حکومت داشته اند از آنجاى که تمام طوایف حیاتداود لر زبان و لر نژاد هستند یکی از خوانین طوایف حیات داودی عبارتست از الله کرم خان حیاتداودى   در کتاب هفت فصل طایفه اش را از منشعب از طایفه حیات الغیب لرستان مى داند که در عهد سلاطین صفوى وارد این خاک شدند و بنام طایفه خود نمودند نخستین کسى از این طایفه که  در متون تاریخى از آن نام برده شده است کا حیدر حیاتداوودى و پس از او امیرعلى خان حیاتداوودى است که لطف على خان زند را یارى نمود.

لیراوى: تنها بلوک کوهگیلو که در ساحل خلیج فارس است در اردیبهشت سال 1295 شمسى از کوهگیلو مجزا و ضمیمه بنادر گردید ایل لیراوى از ایلات لر بزرگ بوده است و از عهد سلجوقى امیران لیراوى حاکم بر این ایل بودندپس از اتابکان لر امیر سهم الدین شنگل حاکم لر بزرگ گردیدتمام محدود شهرستان دیلم در بلوک لیراوى قرار دارد و همگى لرزبان و لر نژادند.

بلوک هندیجان: که شامل شهرستان هاى هندیجان، امیدیه و قسمتى از شهرستان ماهشهر است  و بسیارى از طوایف لر سکونت در این بلوک داشته اند  که در اینجا فقط بقسمت ساحلى این بلوک تا شهر بندر ماهشهر مى پردازیم طایفه شعبانى طایفه لر زبان جد خود را على خان و از خوانین شبانکاره مى دانند طایفه حیاتى دیگر طایفه لر نژاد بلوک هندیجان که با طایفه حیات داودی هم نژاد است.

دیگر طوایف لر این منطقه

بوالى، آغاجرى ها : بگدیل و گشتیل،  لیراوى، قنواتى، شیرعالى و دراویش، طوایف عرب هندیجان نیز لرى را همچون زبان مادرى تکلم مى کنند دراویش شاه حمزه دشت غزاله دیگر طایفه لر این صفحات هستند ساکنان بومى ماهشهر دو طایفه لرزبان بندرى و قنواتى هستند که لرى را با لهجه ماهشهرى تکلم مى کنند.

شهر شادگان: بومیان این شهر به لرى تکلم مى کنند هر چند عربى نیز خوب سخن مى گویند و خاندان حاج عبدالمهدى ترتیب با نام خانوادگى کاظمى و طایفه قنواتى لر زبانان بومى شادگان هستند.

 

منابع

تحقیقات میدانى و مشاهدات عینى و مصاحبه هاى حضورى در سطح مناطق یاد شده

راهنماى خلیج فارس ( تاریخ و جغرافیاى استان بوشهر) ج.ج لوریمر ترجمه مرحوم سید محمدحسین نبوى انتشارات نوید شیراز1379

شش فصل, الله کرم خان حیاتداوودى , مطبعه علوى بوشهر 1323 قمرى

شیرازنامه ابولعباس احمدابن ابى الخیر زرکوب شیرازى , به کوشش محمدجواد جدى / احسان الله شکراللهى زمستان1389 فرهگستان هنر

گوشه اى از تاریخ هندیجان و طایفه شعبانى , مرحوم حاج عبدالله دنیارى انتشارات افهام 1384

فارسنامه ناصرى جلد 1 و2 حاج میرزا حسن حسینى فسائى , تصحیح و تحشیه منصور رستگار فسائى, موسسه انتشارات امیر کبیر تهران 1392

مصاحبه با داریوش تنگستانى دبیر بازنشسته و نوه ریس على خان تنگستانى و زایر خضر خان تنگستانى که خود از طایفه خدرى تنگستان است

مصاحبه با نوروز رمضانى خواهر زاده على فخرایى

نگاهى به تاریخ ماهشهر , اسحاق شکیبا , انتشارات نوید شیراز سال 1386

هفت شهر لیراوى و بندردیلم دکتر علیرضا خلیفه زاده انتشارات شروع سال 1382

 


آخرین ویرایش: یکشنبه 10 مرداد 1395 11:16 ق.ظ

 

پیداشدن خانواده گناوه‎ای بعد از 64 سال

پنجشنبه 7 مرداد 1395 09:33 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

خانواده گناوه‎ای بعد از 64 سال گمشده‌اش را در عراق پیدا کرد+عکس

وبلاگ لیراوی :
وقتی 27 خرداد1331 رخدادی خونین در شول بین مردم و نیروهای ژاندارمری که به همراه چریک خان برای جمع آوری بهره مالکانه آمده بودند روی داد و  در این واقعه 4نفر از اهالی شول کشته شدند . یکی از این ها الا(اله کرم) ملک زاده پسر محمد پسر حاج علی بود . 
بعد از این رخداد خونین 13 نفر از سران روستا را نیز بازداشت کردند و عرصه بر مردم شول تنگ شد عده راهی کوه و کمر شدند سمت کشکولی ها , فرزندان و خانواده مرحوم اله کرم ملک زاده در تنگنا قرارگرفته بودند ناچار با لنجی راهی بصره شدند اما دچار سانحه ای تلخ شدند و فرزندان  آن شخص همه غرق شدند . اما 64 بعد از آن جریان فرزندان یکی از گمشدگان آن واقعه اینک از عراق به ایران آمده اند. 

خلیج فارس: خانواده گناوه ای بعد از شصت و چهار سال گمشده خود را در عراق پیدا کرد.

به گزارش «خلیج فارس»؛ در سال ۱۳۳۳ [درست 1331 ]تعدادی از اهالی روستای شول گناوه، با یک لنج بزرگ جهت خرید خرما راهی بصره می‌شوند.

این لنج در شط العرب با یک کشتی بزرگ برخورد می کند و تعدادی از مسافران غرق و تعدادی دیگر نجات پیدا می کنند.

در این لنج دختر ۹ ساله ای به اسم بهناز بوده که خانواده وی گمان می کرده اند غرق شده ولی بعد از چند روز به خانواده اش اطلاع می‌دهند که  توسط صیادان بصره ای زنده از آب گرفته شده است.

تلاشها برای پیدا کردن بهناز در آن وقت بی نتیجه می مانَد و خانواده اش به موطن خود برمی گردند، تا اینکه در سال ۹۳ بصورت اتفاقی یکی از شهروندان گناوه ای با بهناز در عراق برخورد می کند و بهناز که در کربلا زندگی می کرده شرح حال خود را به ایشان بازگو می کند.

از آنزمان تا بحال، «اله کرم کاید نظامی» پسر خواهرِ بهناز به دنبال گمشده خود در عراق بوده اند که به تازگی سر نخی از ایشان پیدا کرده و متوجه شده اند خاله شان فوت کرده است.

بعد از تلاش فراوان، دیروز دختر و پسر بهناز به گناوه آمده اند و مورد استقبال گرم خانواده و آشنایان قرار گرفته اند.

منبع: گناوه پورت


آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 مرداد 1395 10:12 ق.ظ

 

جعفر گره ای

سه شنبه 29 تیر 1395 02:59 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
تو بوشهر ای مردمان جنوب
اگر میتوانی تو دشمن بکوب
بسی مرد جنگی ز دشتی بیار
که آنها شجاعند در کارزار
ز دیلم بگیرید تا دشتسان
که دشمن در آنجا نیابد امان
کتاب دلیران تنگیستان
بخوان تا بیابی ز آنها نشان
گناوه ز لیراوی و آبپخش
بجنگید چون رستم تاجبخش
ز ریگ و شبانکاره آرید مرد
که آنها ز دشمن برآرند گرد
که این شعر جعفر گره ای نوشت
بود جای آنها همه در بهشت برکرفته از کتاب گلزار نوشته جعفر گره ای دشتستانی
آخرین ویرایش: - -

 

بندر سینیز تصویری از تمدن لیراوی

جمعه 25 تیر 1395 03:47 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
سینیزReviewed byتموکنonFeb 17Rating:

شهر باستانی سینیز

سینیز بندری باستانی در واقع در شهرستان دیلم استان بوشهر بوده‌است که در ناحیه شمالی استان بوشهر میانه دو بندر مهروبان و جنابه قرار داشته و صنعت پارچه‌بافی آن شهرتی جهانی داشته، متون ادبی از بزرگان سینیز بخوبی یاد کرده‌اند.

بندر سینیر به همراه غربی‌ترین بندر استان بوشهر یعنی بندر “مهروبان” و تا شرقی‌ترین بندر یعنی بندرهای سیراف و نای‌بند، همه بندرهای باستانی قدیمی و استراتیژیک استان بوشهرند. بنادر مهروبان و سینیز از منضمات ریشهر باستانی یا ریو اردشیر کهن بوده‌اند.

بررسی باستانشناسی
تل و تپه‌های به جا مانده از شهر تاریخی سینیز در میانه روستاهای حصار، گاودار، بنه‌احمدون و بندر امام حسن می‌باشد.
در دوره ساسانیان سینیز در جایگاهی بلند از علم و فرهنگ و تمدن قرار داشت به طوری که دارای یک مرکز علمی (دانشگاه) و کتابخانه‌ای بزرگ بود. از نظر وضعیت دریایی، کشاورزی و صنعتی نیز سینیز دارای رونق فراوان بوده است. پنبه مصری از عمده ترین واردات این بندر بوده و کشت کتان و کارگاههای بافندگی و روغن چراغ از جمله کالاهای پررونق آن بوده است. تجارت دریایی بندر سینیز با نقاط جهان از جمله: روم، مصر، هند، بصره و چین صورت می‌گرفته است. آب انبار قدیمی شهر تاریخی سینیز از آثار مشهور آن است.

بررسی تاریخی
درباره تاریخ سینیز و مطالب مرتبط با آن در منابع تاریخی متعدد نگاشته شده است. در حدود العالم من المشرق الی المغرب مولف ناشناسی می نویسد: « شینیز یا سینیز شهری است بر کران دریا، با نعمتهای بسیار و هوای درست و همه جامه های سینیزی از آنجا برند». در دورانهای مختلف تاریخی سینیز نیز همچون دیگر نقاط ایران دستخوش تغییرات فراوان گردیده و حاکمان فراوانی در آنجا حکمرانی نموده‌اند. بندر سینیز هرکز شوکت دیرینه خود را از دست نداد و در مقابل هجوم قرمطیان ایستادگى کرد

رویداد تاریخی
ابن حوقل در سال ۳۵۰ قمری از یک مرکز علمی (دانشگاه و کتابخانه بزرگ در سینیز در نواحی ارجان مربوط به قبل از اسلام خبر داده است. و استخری نیز در ناحیه شاپور از تصویر تمام شاهان و بزرگانی که بین ایرانیان معروف هستند و نقش تمامی محافظان آتش و موبدان بزرگ و دیگران بر کوه رسم خبر داده است. تصویر آنان در طومارها ثبت گردیده، این طومارها را کسانی که در نقطه ای از ارجان معروف به (قلعه شینیز) زندگی می‌کنند نگهداری می نمایند.

موقعیت جغرافیایی
تل و تپه‌های بجا مانده از شهر تاریخی سینیز در بندر امام حسن و حومه (حصار، گاودار و بنه‌احمدون) است. محل بندر تاریخی سینیز بعد از مهروبان و در کنار خلیج فارس است که بقایای آن در محل بندر دیلم کنونی است (جی لسترنج جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی). سینیز بعد از مهروبان و بندر دیلم، واقع است که اکنون قریه حصار نامیده می‌شود. خوری به نام خور امام حسن در اینجا هست که موقعیت بندری سینیز را از بندردیلم بهتر نموده است (سلطانعلی سلطانی، سمینار خلیج فارس ۱۳۴۳). چون از بندر امام حسن به سوی گناوه برانیم پس ازطی مسافتی حدود ۲۰ کیلومتر به قریه امام حسن می رسیم که امروز یکی از مراکز تأسیسات نفت جنوب است. ارتفاعات تپه مانندی وجود دارد که در دامان آن آثار خرابه‌های سینیز قدیم هویداست. این آثار عبارتند: از اطلال آکنده از سنگ و ملاط گچ و سنگهای دریایی و حصارهای خانه‌ها و آب انبارها و چاه ها و آبریزها و … از خرابه‌های این شهر کوزه‌هایی یافته‌اند که آن تخم گیاه ذخیره شده و در دل خاک مانده است … (احمداقتداری محقق فعال دو دهه چهل و پنجاه). شرکت نفت فلات قاره بهرگان هم اکنون در محل شهرتاریخی سینیز واقع شده است.

وجه تسمیه
در مورد نام سینیز روایت چندان معتبری در دست نیست اما چنانکه در بیان مردم قدیم منطقه امام حسن و سینیز رایج است نام سینیز در اصل شینیز بوده و شینزی شکل شکسته و تغییر یافته شه‌ناز می‌باشد. که در لهجه محلی به شی‌ناز خوانده می شده که حاکم این منطقه بوده تا اینکه سادات امام حسنی به این منطقه آمده‌اند و آنجا سکونت گزیده اند و به نام جد خود امام حسن شهرت داده‌اند. (کتاب هفت شهر دیلم و لیراوی نوشته: علیرضا خلیفه زاده)

بزرگان سینیز
معلی بزاز سینیزی یکی از بزرگان سینیز و پسر دانشمند و صاحب نامش «علی‌بن معلی بزاز سینیزی» که معروف به محدث سینیزی یا علی سینیزی بوده است از بزرگان تاریخ سینیزند. دیگر دانشمندی که از سینیز برخاسته «احمدبن عبدالکریم مقری سینیزی» می‌باشد.



آخرین ویرایش: جمعه 25 تیر 1395 03:49 ب.ظ

 

لوح طلایی تموکن

جمعه 25 تیر 1395 03:45 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

پیدا شدن ۴ تکه ورقه طلا که در مجموع ۳ کیلو و ۲۰۰ گرم وزن دارد و روی هم تا خورده‌ است، یکی از مهمترین یافته‌های باستان‌شناسی در شهر باستانی تموکن محسوب می‌شود.

لوح طلایی تموکن

به نظر می‌رسد که این ۴ تکه طلا به عمد زیر یکی از پایه ستون‌ها مدفون شده بود که باستان‌شناسان پس از ۲۵۰۰ سال آن را یافتند.

منبع سایت تموکن


آخرین ویرایش: جمعه 25 تیر 1395 03:47 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 48 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...