نو یافته هایی از تاریخ و فرهنگ خلیج فارس

اسنادی از پیشینه ی تاریخی آل مذکور از عهد صفوی تا قاجار

تاریخ:دوشنبه 10 فروردین 1394-12:39 ب.ظ

چکیده

تبیین تاریخ سیاسی خلیج فارس و رخدادهای مهم آن، نیاز به بازشناسی دقیق حکمرانان و حکومت های محلی کرانه و پس کرانه ی آن دارد. یکی از سلسله های محلی پرنفوذ و تأثیرگذاری که در تحولات هر دو سوی خلیج فارس از دوره ی صفویه تا دوره ی قاجاریه نقشی مهم داشته خاندان « ابومهیر » یا « آل مذکور » می باشد. اطلاعات ما از فعالیت های سیاسی این خاندان در دوره های صفوی و افشار تاکنون بسیار اندک بوده است. در این مقاله یک نسخه خطی منحصر به فرد که تاکنون از دید خلیج فارس پژوهان به دور مانده است، معرفی و ترجمه می گردد. این نسخه ی خطی به نام الذخایر فی جغرافیا البنادر و الجزایر اثر شیخ محمدعلی آل عصفور، امام جمعه ی بوشهر ( 1351-1289 هـ.ق ) است. در این گنجینه ی نویافته، طی دو فصل، به طور مفصل متن مکاتبات مشایخ این خاندان با پادشاه ایران و حکام و اشخاص دیگر آورده شده است. این مکاتبات شامل سواد هفت نامه از مکاتبات متقابل مشایخ آل مذکور با شاه عباس صفوی و سلطان عمان در سال های 1021-1010 هـ.ق و سواد پانزده سند تاریخی ارزشمند از دوره ی نادرشاه افشار است. بی شک این اسناد می تواند برای پژوهشگران حوزه ی مطالعات خلیج فارس از زوایای مختلفی حرف های تازه داشته باشد.

واژگان کلیدی:

آل عصفور، آل مذکور، ابومهیر، بحرین، بنادر، بوشهره، جزایر، خلیج فارس.



نوع مطلب : مقالات 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شب شعر بهارونه لیراوی 94

تاریخ:دوشنبه 10 فروردین 1394-12:38 ب.ظ

هشتمین دوره شب شعر بهارونه لیراوی در روستای بنه احمد  لیراوی شهرستان دیلم با حضور مسوولان این شهرستان برگزار شد.

به گزارش «خلیج فارس»؛ این محفل ادبی که با هدف پاسداشت عید باستانی نوروز و فرهنگ کهن،غنی و گویش محلی جنوبی و همچنین گرامیداشت یاد ونام استاد ایرج شمسی زاده از شاعران محلی سرای بندرگناوه برپا شد شاعران به خواندن اشعار و سروده های خود با موضوعات مختلف نظیر بهار، طبیعت، نوروز و قدمت فرهنگ لیراوی پرداختند.

این برنامه ادبی با استقبال چشمگیر شهروندان دیلمی وشهرهای همجوار روبرو شد بگونه ای که جمع زیادی بصورت ایستاده این محفل ادبی را نظاره کردند.

ریس اداره فرهنگ وارشاد اسلامی دیلم در این آیین با قدردانی از دست اندرکاران این مراسم ادبی حفظ واحیا زبان و گویش های محلی وسنتی را یکی از اقدامات ممتاز در حوزه فرهنگ برشمرد و گفت: زبان و گویش هر منطقه باعث معرفی بیشتر آن جامعه خواهد شد.

عبدالصمد دشتی افزود: این اداره در راستای اهداف فرهنگی هنری و در جهت تقویت وتوسعه زبان و گویش های محلی در بهمن ماه سال گذشته پنجمین جشنواره استانی شعر محلی را برگزار که با استقبال خوب علاقه مندان مواجه شد.

مسوول انجمن ادبی و دبیربرگزاری مراسم ادبی گفت: استقبال شهروندان دیلمی از شب شعر بهارونه کم نظیر است.

امراله خدری افزود: استقبال علاقه مندان به هنر و ادب از این آئین نشانه پیوند عمیق مردم شهرستان با فرهنگ،سنت،آئین و گویش محلی زیبا و شیرین جنوب است.

وی با گرامیداشت یاد و خاطره استاد ایرج شمسی زاده به تاثیرگذاری شعر در جریان های مختلف اجتماعی اشاره کرد و گفت: شعر یکی از اصلی ترین آثار هنری و ادبی هر فرهنگ است.

در این مراسم ادبی که بیشتر تحت تاثیر درگذشت استاد ایرج شمسی زاده برپا شد اغلب شاعران اشعار خود را در یاد ونام او قرائت کردند.

اجرای موسیقی سنتی وآینی برگرفته از اشعارمرحوم ایرج شمسی زاده ازسوی مهدی متوسلیان و همچنین اجرای سنتی در دستگاه شور ازسوی علیرضا آقاجری از هنرمندان خوزستانی وشاگرد استاد محمدرضا لطفی و در ادمه اجرای موسیقی محلی توسط مرتضی احمدی از حاشیه های این مراسم بود.

این آئین هنری و ادبی به همت انجمن ادبی روستای بنه احمد برگزار و در پایان به شاعران جوایزی اهدا شد.

شهرستان دیلم در شمال استان بوشهر قراردارد.

منبع: ایرنا


نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نمایندگان مجلس شورای ملی لیراوی و بندر دیلم در دوره قاجار و پهلوی

تاریخ:شنبه 8 فروردین 1394-11:34 ق.ظ

اتحادجنوب ـ علیرضا خلیفه زاده: در دوره ی اول و دوم مجلس که همزمان با سال های آخر کلانتری حاج حسن خان لیراوی بود، هم منطقه کهگیلویه و بهبهان و لیراوی هم منطقه بوشهر و بنادر نماینده مستقلی در مجلس شورای اسلامی نداشتند. در این سال ها بلوک لیراوی رسماً جزو خاک کهگیلویه بود، ولی تلاش های دامنه داری به دنبال تجزیه و جدایی آن از کهگیلویه و الحاق به...

نمایندگان مجلس شورای ملی لیراوی و بندر دیلم در دوره قاجار و پهلوی

علیرضا خلیفه زاده:*

در دوره ی اول و دوم مجلس که همزمان با سال های آخر کلانتری حاج حسن خان لیراوی بود، هم منطقه کهگیلویه و بهبهان و لیراوی هم منطقه بوشهر و بنادر نماینده مستقلی در مجلس شورای اسلامی نداشتند.
در این سال ها بلوک لیراوی رسماً جزو خاک کهگیلویه بود، ولی تلاش های دامنه داری به دنبال تجزیه و جدایی آن از کهگیلویه و الحاق به حکومت بنادر بود.
نماینده بهبهان و کهگیلویه و لیراوی در مجلس سوم سید امان الله بهبهانی بود و نماینده بوشهر و بنادر دیلم گناوه، ریگ، دیر و کنگان نیز حاج آقا محمد بوشهری (معین التجار) و میرزا محمدعلی خان ملک التجار بود، البته معین التجار به نمایندگی از طرف تجار تهران در دوره اول به مجلس راه یافته بود.
مجلس چهارم: این مجلس بعد از فروکش کردن تشنجات جنگ جهانی اول، پس از شش سال توقف، در 1/4/1300 افتتاح شد. در این سال بلوک لیراوی و بندر دیلم هر دو جزو حکومت بنادر بودند و نماینده بوشهر بنادر و دشتستان 1ـ میرزا علی کازرونی 2ـ محمود بهبهانی (پوررضا)
این مجلس در 30/3/1302 در مهلت قانونی به کار خود پایان داد.
مجلی پنجم: این مجلس در 22 بهمن 1302 افتتاح شد.نمایندگان بوشهر  میرزا احمدخان اخگر و میرزا علی کازرونی (مجدداً) بودند. این مجلس به انقراض سلسله ی قاجار رسماً رأی داد و سلطنت را به دودمان پهلوی سپرد.
اختتامیه این مجلس اوایل پادشاهی رضا پهلوی و در 22/11/1304بود.
مجلس ششم: این مجلس نیز در 9/4/1305 آغاز به کار کرد، نمایندگان بوشهر و بنادر (دیلم و لیراوی و...)
1ـ شیخ علی دشتی 2ـ میرزا محمدعلی خان نظام مافی بودند.
میرزا محمدعلی خان یا نظام السلطنه سوم، مالک املاک شبانکاره بود. پایان کار مجلس ششم در 22/5/1307 بود.
مجلس هفتم شورای ملی ایران: آغاز آن 14/7/1307 و اختتام آن 14 آبان 1309 بود و نماینده بوشهر، بنادر و جزایر و همچنین بندر دیلم و بلوک لیراوی علی دشتی (مجدداً) و محمدرضا شیرازی بودند.
مجلس هشتم: از 24 آذر 1309/ 24 رجب 1349 تا 24 دی ماه 1311/ 17 رمضان 1351 این دوره به طول انجامید.
مجدداً علی دشتی و برای اولین بار آقا محمد بهبهانی (حاج محمدرضا پوررضا) نمایندگی بوشهر، بنادر و... را بر عهده داشتند.
مجلس نهم: در این دوره نیز علی دشتی و آقا محمد بهبهانی از 24/12/1311 تا 24/1/1314 نمایندگی مردم بوشهر و... را بر عهده داشتند و همچنین در بهبهان نیز سلطان علی خان سلطانی (شیخ الاسلامی) از این دوره تا دوره ی هجدهم، نه دوره ی متوالی نمایندگی بهبهان را بر عهده داشت.
این نماینده بهبهان  در برخی از جریانات و اتفاقات ناحیه لیراوی معمولاً طرف اعتماد خوانین لیراوی بوده است.
مجلس دوره ی دهم: حاج محمدرضا بهبهانی وشکرا... صفوی در این دوره از 15/4/1314 تا 22/3/1316 نمایندگی بوشهر و سایر مناطق را که امروزه دراستان بوشهر قرار دارند، برعهده گرفتند.
مجلس یازدهم: از 20 شهریور 1316 تا 27 شهریور 1318 نمایندگان حوزه ی بوشهر، شکرا... صفوی و محمود عزیزی بودند. این دوره مصادف با تبعید و درگذشت آقاخان لیراوی بود.
مجلس دوازدهم: از 3/8/1318 تا 9/8/1320 به طول انجامید. نمایندگان دوره ی قبل (صفوی وعزیزی) در حوزه بوشهر و... مجدداً برگزیده شدند.
یکی دو ماه آخر این مجلس، مصادف با برکناری رضاشاه و آغاز پادشاهی محمدرضا پهلوی شد.
دوره ی سیزدهم مجلس: از 22/8/1320 تا 1/9/1322ادامه داشت. صفوی (چهارمین بار ) و عزیزی برای سومین بار متوالی برگزیده شدند.
مجلس چهاردهم: از 7/12/1322 تا 21/12/1324 مشغول به فعالیت بود و نمایندگان بوشهر و سایر مناطق مربوط به آن ناحیه 1ـ شکرا... صفوی 2ـ خلیل دشتی بود.
این دوره مصادف با درگیری های مهم منطقه لیراوی در حصار (1323) و در گره و بوالفتح (1324) بوده و در جریان انتخابات سال 22 صفوی و دشتی مورد حمایت خوانین حیات داوود بودند. اما طرف اعتماد اهالی لیراوی سلطانعلی سلطانی نماینده بهبهان بود در این دوره نامزد مورد حمایت لیراویان، احمد فرامرزی بود که از راهیابی به مجلس بازماند.
مجلس پانزدهم: از 25/4/1326 تا 6/5/1328 نمایندگان بوشهر و بندر دیلم، بلوک لیراوی و... 1ـ شکرا... صفوی (برای ششمین بار متوالی) 2ـ احمد فرامرزی مدیر مسئول روزنامه خاور بود.
احمد فرامرزی در این دوره نیز از جانب محمدعلی خان لیراوی و اهالی لیراوی مورد حمایت قرار گرفته بود. روزنامه خاور که اولین شماره آن در 31 فروردین 1324 انتشار یافت، سرشار از مقالاتی در انتقاد از خوانین حیات داود بود ولی در برابر محمدعلی خان موضعی جانبدارانه داشت.
دوره شانزدهم: از 20/11/1328 تا 29/11/1330 دو نماینده بوشهر و دیگر نقاط هم حوزه 1ـ شکرا... صفوی (برای هفتمین بار) و 2ـ دکتر حسن علوی بودند.
دوره هفدهم: از 7/2/1331 تا 28/8/1332 که همزمان با دوره ی نخست وزیری دکتر محمد مصدق بود، نمایندگان بوشهر و دشتستان، دیر، کنگان، دشتی، بندر گناوه، بندر ریگ، بندر دیلم و لیراوی این دو تن بودند:
میرزا احمدخان اخگر (مجدداً بعد از دوره پنجم در این دوره انتخاب شد).
2ـ احمد فرامرزی (مجدداً بعد از دوره پانزدهم در این دوره انتخاب شد) این دو نماینده هم با محمدعلی خان لیراوی و هم با روشنفکران و فعالان سیاسی لیراوی روابط خوبی داشته اند.
دوره هجدهم: از 27/12/1332 تا 26/1/1335 نمایندگی مردم را در حوزه بوشهر و... :
محمدباقر بوشهری
2ـ احمد فرامرزی (برای سومین بار) بر عهده داشتند.
دوره نوزدهم: از 10 خرداد 1335 تا 29 خرداد 1339 1ـ باقر بوشهری (دوباره) 2ـ عبدا... دشتی
نمایندگی مردم حوزه بوشهر و بنادر و... را بر عهده داشتند. این دوره اولین دوره ی چهارساله مجلس است.
دوره ی بیستم: در این دوره برای اولین بار استان کنونی بوشهر به دو حوزه ی، شامل مناطق مستقل تقسیم شد که یک حوزه بوشهر، گناوه، دیلم، لیراوی و بنادر دیر و کنگان و حوزه دیگر حوزه دشتستان و دشتی بود.
از حوزه بوشهر و ... برای سومین بار، باقر بوشهری برگزیده شد و از حوزه ی دشتستان عبدا... دشتی انتخاب شد. شروع این دوره 2/12/1339 بود ولی مجلس بیستم در 9/02/1340 به دستور نخست وزیر امینی جهت تسهیل در اصلاحات ارضی منحل شد.
دوره ی بیست و یکم: از 14 مهر 1342 تا 13 مهر 1346، از حوزه بوشهر و... هم محمدباقر بوشهری و از حوزه دشتستان رسول پرویزی برگزیده شد. این دو سال های بعد در شمار سناتورهای مجلس سنا قرار گرفتند.
دوره ی بیست و دوم: از 14 مهر 1346 تا 9 شهریور 1350 (هنگام برگزاری جشن های 2500 ساله) همچون دوره ی قبل، بوشهری و پرویزی نمایندگی حوزه بوشهر و حوزه دشتستان را بر عهده داشتند.
دوره ی بیست و سوم: از 9/6/1350 تا 16/6/1354 مجدداً بوشهری (برای ششمین دوره متوالی) و پرویزی (برای سومین بار متوالی) نمایندگی دو حوزه ی مزبور را بر عهده داشتند.
دوره ی بیست و چهارم مجلس شورای ملی: در این دوره نمایندگان استان بوشهر سه نفر شدند.
در حوزه بوشهر دو نفر: آقایان محمدصادق صفری پور (که اعتبارنامه اش در کمیسیون تحقیق مسکوت ماند) و دکتر سیدحسین طبیب انتخاب شدند.
از حوزه دشتستان، ابراهیم ماحوزی برگزیده شد. دکتر طبیب شکایات گشتاسب گشتاسبی، کدخدای روستای دهک لیراوی را علیه هادی خان نره ای حمایت و پیگیری کرد و از جدا کردن اراضی سامان شمالی لیراوی و الحاق آن ها به استان کهگیلویه و بویراحمد جلوگیری نمود.
مجلس 24 آخرین مجلس شورای رژیم پهلوی بود که در 22 بهمن 1357 با به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی به این مجلس پایان داده شد.

 

*نویسنده کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مسافران پگاه نامزد کتاب سال دفاع مقدس

تاریخ:شنبه 8 فروردین 1394-11:25 ق.ظ

نامزدهای زندگی‌نامه‌ کتاب سال دفاع مقدس


نامزدهای برتر گروه زندگی‌نامه‌ جایزه کتاب سال دفاع مقدس در سه شاخه «زندگی‌نامه مستند»، «زندگی‌نامه داستانی» و «مجموعه زندگی‌نامه» مشخص شدند.

به گزارش ایسنا، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس‌ اعلام کرد: هیات داوران گروه «زندگی‌نامه» در سه شاخه «زندگی‌نامه مستند»، «زندگی‌نامه داستانی» و « مجموعه زندگی‌نامه» در مجموع از میان 944 عنوان کتاب‌، تعداد 46 عنوان را شایسته حضور در مرحله نهایی «شانزدهمین دوره جایزه کتاب سال دفاع مقدس‌» دانسته و به عنوان نامزدهای این گروه معرفی کرده است.

بنا بر این گزارش‌، از میان 389 عنوان کتاب «زندگی‌نامه مستند» تعداد 19 عنوان‌، از میان 147 عنوان کتاب «زندگی‌نامه داستانی» تعداد 13 عنوان و از میان 408 عنوان کتاب «مجموعه زندگی‌نامه» تعداد 14 عنوان به عنوان نامزدهای این گروه به دور نهایی راه پیدا کرده‌اند.

نامزدهای بخش زندگی‌نامه مستند:

1-آبی آسمونی اثر علی اکبر خاوری نژاد(نماشون:1392)

2-آبی به رنگ لبخند اثر سعید اصغری آذر(یاس نبی:1390)

3-آشنایی غریب اثر فرزانه مردی‌، فرحناز رسولی(آرمان براثا:1391)

4-آقا سید مجتبی اثر اصغر فکور(نشر شاهد:1391)‌

5-اشتباه می‌کنید من زنده‌ام اثر حسین شرفخانلو(روایت فتح:1392)

6-کتاب‌های بالی برای پرواز و تا به سحر یادم کن اثر لیلا کریمیان(ستارگان درخشان:1391)

7-برای خداحافظی برمی‌گردم اثر ابوالفضل قنبرنژاد(نوج:1391)

8-بوی تربت اثر سیدولی هاشمی(نشر شاهد:1390)

9-پشت شیشه تنهایی اثر مرضیه پورمحمدی (ستارگان درخشان:1391)

10-تا نقطه پرواز اثر محمود وضیع(جهانی:1391)

11-در هاله‌ای از غبار اثر گل علی بابایی(صاعقه:1391)

12-دیده بان /انتشارات(دفتر مطالعات و ادبیات پایداری حوزه هنری)(1391)

13-زندگی و مبارزات حجت الاسلام سیدعلی اکبر ابوترابی اث رجواد عاملی(مرکز اسناد انقلاب اسلامی:1390)

14-عید پاییز اثر نرگس قادری نجف آبادی(ستارگان درخشان:1392)

15-ماربن اثر مژگان حضرتیان فام(سوره سبز:1390)

16-ماه همراه بچه‌هاست اثر گل علی بابایی(صاعقه:1391)

17-نوزاد با قنداق قرمز اثر الهام عسگری(کنگره بزرگداشت سرداران و ده هزار شهید مازندران:1392)

18- کتاب یک عمر بیداری اثر محمود نصر (انتشارات سوره سبز)

نامزدهای گروه زندگی‌نامه داستانی:

1- آسایشگاه شماره 4 اثر محمد حنیف(سوره سبز:1390)

2- آقای بامداد اثر حمید اکبر پور(کنگره سرداران و چهارده هزار و ششصد شهید استان فارس:1391)

3- آن مرد با بهار آمد اثر نصرالله احمدی(کنگره سرداران و چهارده هزار و ششصت شهید استان فارس:1391)

4- انگورهای تلخ اثر علی رستمی(ال احمد1392)

5- چشم بیدار اثر جلیل امجدی(نشر شاهد:1391)

6- حاج روح الله اثر معصومه قیطاسی(سوره مهر:1392)

7- روایت نیمه روز بیست و چهارم اثر کاوه بهمن(فاتحان:1391)

8- کتاب‌های سرباز وطن(آجا:1390) و عبور از چارچوب هر دو کتاب اثر محمد علی گودینی(اجا:1392)

9- عیسای من همینقدره...؟! اثر اعظم پشت مشهدی شقایق(کتاب آشنا:1391)

10- فقط ماه حسین را می‌پایید اثر زهرا اسپید(کتاب آشنا: 1391)

11- کمانی برای آرش /اثر محمد محمودی نورآبادی(کنگره سرداران و چهارده هزار و ششصد شهید استان فارس:1391)

12- میان دار اثر مریم شیدا (انتشارات کنگره سرداران وچهارده هزار و ششصد شهید استان فارس)

نامزدهای گروه مجموعه زندگی‌نامه:

1- آن‌ها که رفتند اثر ساسان ناطق(آریتان:1390)

2- اصحاب خورشید اثر قنبرعلی گرجی دیزآبادی(انتشارات ساری:1390)

3- جرعه نوشان کوثر اثر امیر رجبی(نگین سبلان:1391)

4- حنجره‌های زخمی اثر اسماعیل وکیل زاده(سریر: 1392)

5- راهیان خرابات اثر بنیاد سعادتی(نشر شاهد:1392)

6- ستاره‌های نبرد هوایی(جلد1) اثر احمد مهرنیا(سوره مهر:1391)

7- شعله ‌های عاشق اثر رقیه صادقی نیری(نشر شاهد:1390)

8- شناسایی اثر گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی (امینان:1390)

9- شهیدان همبستگی اثر مصطفی محمدی(معاونت روابط عمومی و انتشارات سپاه پاسداران:1390)

10- گل‌های سپید اثر کمیل رضوان خواه گل سفیدی(امینان:1390)

11- مردان دفاع/موسسه فرهنگی هنری رسول آفتاب(علمی فرهنگی صاحب الزمان(عج):1392)

12- مرواریدهای کیو اثر پروانه قبادی کیا(نشر شاهد:1392)

13- مسافران پگاه اثر علیرضا خلیفه زاده (دریانورد:1390)

14- هفتاد پلاک سرخ اثر محمد هادی شمس الدینی (1390)

بنا بر اعلام، به سبب کثرت منابع در این گروه هر یک از سه شاخه مذکور توسط گروهی مستقل داوری شده است.



نوع مطلب : معرفی کتاب  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وداع زیبای مردم با اسطوره شعر محلی جنوب ایران زمین

تاریخ:شنبه 8 فروردین 1394-10:18 ق.ظ

گناوه آنلاین – الیاس احمد حسینی، حسین غلامی: مردم جای جای کشور به ویژه جنوب ایران دیروز آمدند تا با اسطوره و ملک الشعرای شعر محلی جنوب ایران زمین زنده یاد ایرج شمسی زاده وادع کنند و چه زیبا وداع کردند.
به گزارش گناوه آنلاین، استاد ایرج شمسی زاده از نوادر شعر محلی در ایران زمین است که در سال ۱۳۲۱ در محله عبدامام شهر گناوه چشم به جهان گشود و متاسفانه در شامگاه ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۳ چشم از جهان فرو بست.

IMG-20150324-WA0037
زنده یاد شمسی زاده از مفاخر شعری استان بوشهر و از معاصران زنده یاد منوچهر آتشی و دیگر بزرگان شعر استان بوشهر چون علی باباچاهی، بیابانی و … است.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دیشموک در لیراوی کوه

تاریخ:شنبه 8 فروردین 1394-09:14 ق.ظ

دیشموک شهری است در استان کهگلویه وبویراحمد و شهرستان کهگیلویه، این شهر دارای آب و هوای سردسیری و مردمی خون‌گرم در میان کوهای سر به فلک کشیده، و یکی از مکانهای گردشگری در سطح استان می‌باشد جمعیت این شهر در سال ۱۳۹۰ حدود پنج هزارنفر (دقیقا ۴ هزار و ۸۷۵ نفر) بوده، وسعت بخش دیشموک: ۹۷۶ کیلومتر مربع، ارتفاع شهر دیشموک از سطح دریا: ۱۷۷۵ متر می‌باشد.

مردم این شهر به زبان لری (گویش بهمئی) و از ایل بزرگ بهمئی (سردسیری) می‌باشند. این شهر دارای زمستان خیلی سرد و تابستانی با هوای بسیار خنک و مردمی مهمان نواز می‌باشد،

 

موقعیت

شهر دیشموک از شمال به شهرستان لردگان چهارمحال و بختیاری، از غرب به ایذه و باغملک خوزستان، از جنوب به ارتفاعات ۳ هزار متری کوه سیاه و بخش بهمئی گرمسیر و از شرق به بخش‌های مارگون و چاروسا و شهر دهدشت ارتباط دارد. طبق گفتهٔ پژوهشگران، لیراب دیشموک یکی از سه خاستگاه احتمالی قوم لر بوده است.

اماکن گردشگری

از جمله مکان‌های گردشگری این شهر عبارتند از:

  • قلعه تاریخی دیشموک
  • گور دخمه (در کوهٔ بر فراز شهر دیشموک)
  • سد خاکی (بند خاکی گراب) در فاصله یک کیلومتر جنوب دیشموک احداث شده که زیبایی جالب توجهی را داراست
  • امامزاده میرسالار (واقع در ۵ کیلومتری جنوب شهر دیشموک)
  • قلعه شاه منصور (واقع در روستای لیراب)
  • رودخانه گندمکار (در شمال غربی دیشموک محل احداث سد جدید)
  • کوه سر به فلک کشیده دل افروز (دومین محل رویش کرفس دنیا)***گونهٔ گیاهی کرفس: این گونه تنها در سه نقطهٔ دنیا می‌روید؛ نقطهٔ وسیعی از آلپ در کشور سوئیس و دو نقطه در ایران؛ یکیزردکوه بختیاری و دیگری نقطهٔ وسیع شمال بهمئی سردسیر؛ از کوههای دل افروز تا غارون به طول بیش از چهل کیلومترمربع (کوههای حوالی شهر دیشموک)
  • غار ده احمد در ۵ کیلومتری شمال غرب دیشموک: این غار درای قندیل‌های زیبا و مجسمه عروس و داماد می‌باشد که حدود یک کیلومتر این مسیر می‌بایست بصورت پیاده و در سربالایی کوه طی شود تا به این غار رسید

 

معادن

معدن نیترات پتاسیم لیراب با ظرفیتی بیش از یک میلیون تن؛ چاه‌های نفت پارسی کوه سیاه و چاه‌های پلمپ شدهٔ برفکون

 

قلعه دیشموک

استان کهگیلویه وبویراحمد بخشی از سرزمین کهن ایران عزیزاست؛ که مجموعه‌ای از آثار باستانی این مرز و بوم را از دورترین دوران تاکنون در سینه خود حفظ کرده است. 

قلعه دیشموک یکی ازاین مجموعه‌های باارزش است که درمنطقه کهگیلویه قرار گرفته است. 

قلعه دیشموک بر بلندای صخره‌ای گچی واقع شده است. ابعاد تقریبی آثار فوق در حدود ۲۵۰*۲۵۰ متر و ارتفاع آثار در حدود ۲۵ متر می باشدکه در نوع خود بینظیر است. در زیر قلعه آثاری وجود دارد که قدیم تر از خود قلعه است و بعدها قلعه بر روی خرابه‌های آن آثار ساخته شده است. نوع مصالح ساختمانی که در این قلعه بکار برده شده است عبارتند از سنگ وملات گچ که دارای استحکام خوبی هستند. برای تأمین آب آشامیدنی ساکنین قلعه و راه ورودی قلعه، راهی خاص و زیر زمینی وجود داشته که بیش از ۲۰۰ متر طول دارد.

چون بعد از گذشت این همه سال هنوز اینطور پایدار مانده، از نظر مهندسی و طراحی بسیار جالب بوده است. 

قدمت این آثار به دوره‌های تاریخی واسلامی می‌رسد. این قلعه در غرب شهر دیشموک قرار گرفته است. دراطراف قلعه طبیعت بسیار زیبا و چشم اندازهای زیادی وجود داردکه توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند. وهرساله گردشگران زیادی را استانهای هم جوار (خوزستان-شیراز-بوشهر-اصفهان و چهارمحال بختیاری) به خود جذب می‌کند.

 گوردخمه یا گوردالو

این سنگ از نوع سنگ‌های استودان و استخوان‌دان است که در دوره پیش از اسلام طبق فرهنگ آریایی‌ها مردگان را در آن دفن می‌کردند.

 

 

 

از آنجا که آنان معتقد بودند اگر اجساد را بعد از مردن بلافاصله در خاک دفن می‌کردند باعث آلوده شدن زمین و سفره‌های آب زیرزمینی می‌شود و گیاهانی که در زمین‌های محل دفن مردگان می‌رویند مورد استفاده حیوانات اهلی از جمله گاو و گوسفند می‌شوند و انسان هم به دلیل استفاده از شیر و گوشت آن حیوانات دچار امراض می‌شوند به این دلیل هنگام مردن اجساد را در این سنگ که در ارتفاع بلند بود دفن می‌کردند.

پس از تجزیه اجساد استخوان‌های مردگان را در محلی نزدیک به خانه‌ها دفن می‌کردند. در گذشته این گوردخمه دربی سنگی داشته است که به مرور زمان تخریب شده و سنگ مذکور ظرفیت همزمان سه جسد را داشته است.



نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معدن نیترات لیراب (لیراوی کوه)

تاریخ:شنبه 8 فروردین 1394-08:58 ق.ظ

مدیرکل صنعت و معدن کهگیلویه و بویراحمد از کشف معدن 605 هزار تنی نیترات در این استان خبر داد . 


آقای دیودیده با بیان اینکه این میزان نیترات دارای عیار مناسب یک و هشت دهم درصد است گفت : سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور این معدن را در یک ماه اخیر در منطقه کوهستانی و کاملا سردسیری لیراب (لیراو) کشف کرد .

آقای دیودیده افزود : این اولین معدن نیترات استان کهگیلویه و بویراحمد است و بزودی پس از اکتشافات عمقی در این محدوده و صدور گواهی کشف ، مرحله بهره‌برداری و تولید نیترات آغاز می شود که با بهره برداری از این معدن از واردات نیترات بی نیاز خواهیم شد .
ماده معدنی نیترات در حوزه‌های مختلفی از جمله صنعت نفت و گاز ، پالایشگاه‌ها ، صنایع داروسازی و دستگاه‌های سرمایشی و تهویه مطبوع کاربرد دارد .
لیراب از توابع بخش دیشموک از توابع شهرستان کهگیلویه(به مرکزیت دهدشت) است که در منطقه ای سردسیری و کاملا کوهستانی [در مرز سه استان کوه گیلویه و بویر احمد- خوزستان - چهارمحال بختیاری ) واقع شده است.



 منبع :
http://ahmad0394.blogfa.com/post/13/


نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عید نوروز سال 431 خورشیدی ناصر خسرو در مهروبان

تاریخ:دوشنبه 25 اسفند 1393-12:42 ب.ظ

ناصر خسرو  در روز یک شنبه نهم اسفند سال 430 مطابق 19 شوال 443  از آبادان وارد بندر مهروبان شد . عید نوروز را در این بندر گذراند و سپس راهی ارغان (ارجان/بهبهان) گردید. 

روز یک شنبه یکم فروردین 431 برابر 11 ذی قعده 443 مطابق 21مارس 1052 بی شک ناصر خسرو در کنار بازرگانان مهروبانی و امواج خروشان خلیج فارس عید نوروز را گذارنده است. 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کوه بیکس

تاریخ:دوشنبه 25 اسفند 1393-08:43 ق.ظ

بهار است وقت صفا کوه بیکس 

شکوفا شده غنچه ها کوه بیکس 
بروب از دل پاک هر چه کدورت 
به گل خنده ای لب گشا کوه بیکس 
روان داده آب روان بوسه ای شاد 
لب خشک هر دره را کوه بیکس 
 پیشاپیش عید نوروز بر همه دوستان و دوستداران وبلاگ لیراوی مبارک !


نوع مطلب : دفتر شعر من  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شهید ناصر داودی درخاطرات علی لیراوی از فرهنگیان شهرستان دیلم

تاریخ:شنبه 16 اسفند 1393-10:40 ق.ظ

شهید ناصر داودی  درخاطرات آقای علی لیراوی از فرهنگیان شهرستان دیلم

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید ناصر داودی درتاریخ 22/3/1342 هجری شمسی در خانواده ای متوسط و متدین در شهرستان گناوه چشم به جهان گشود که سرانجام در تاریخ 2/1/1361 درعملیات فتح المبین در جبهه شوش به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

ناصرانسانی وارسته ، مومن وانقلابی

می دانیم که بهترین دوستی ها همیشه دریاد و خاطره ها می مانند آن هم 

 یاد وخاطره شهیدی والا مقام، وارسته همراه با عشق ومعنویت. دوست دارم  

مطالبی را ازدوست عزیزم شهید ناصرداودی ازدیده ی دل هرچند ناقص ومعیوب 

 اما برحسب وظیفه وادای تکلیف تقدیم دارم که درایام دوستی کمتر چشمان 

 کم سویم به سیمای مه پیکرش منور گردید وشاید هم حقیرلیاقت همنشینی 

 بیشتربا این انسان ماورایی را نداشته و نتوانستم در دوران حیات پرخیرو 

برکتشان فضائل اخلاقی وکمالات معنوی این انسان وارسته و دوست صمیمی 

 را درک و توشه ای ذخیره نمایم وهمه آرزوها واحساسات درونی ام نسبت 

 به این شهید همیشه جاوید دردلم محبوس گشت ولی امیدوارم درروز قیامت 

 جزء هفتاد نفری که به فرموده ی پیامبر بزرگ اسلام ازطرف شهداء مورد  

شفاعت قرارمی گیرند باشم.

در فروردین ماه سال 1357 که برای دیدار خویشان خود به روستای بابا حسنی 

 منطقه لیراوی رفته بودم وناصرعزیزنیزبه همین منظوربه آن روستا آمده بود 

 آشنا شدم . در اولین برخورد وآشنایی او را فردی مؤمن وانقلابی یافتم وطی 

 سفری زیارتی که در همان ایام به اتفاق اهالی روستا به بی بی حکیمه  

داشتیم دوستی ما بیشتروصمیمی تر شد. بعدازآن کمتر موفق می شدیم 

 حضورا همدیگرراببینیم وگاها که به گناوه می آمدم سعی می کردم حتی 

 برای لحظات کوتاهی هم که شده آن عزیزرا زیارت نموده و به امید دیدار های 

 آینده با حسرت وآه ازهمدیگرخداحافظی می کردیم ولی با نوشتن نامه که  

آن زمان مرسوم بود ازحال واحوال همدیگرباخبر می شدیم. با شروع جنگ 

 تحمیلی وهشت سال دفاع مقدس، توانستیم چند بارآن دوست باصفا وبا وفا  

را که همیشه تبسم برلبانش نقش بسته بود ازنزدیک زیارت نمایم که هربار 

با تمام وجود و خلوص کامل ازانقلاب وامام ، جنگ وجبهه سخن می گفت و 

من هم اندیشه ناب وعزم استوارش را تحسین می کردم.

مدتی گذشت و آن وقت من در دیلم دانش آموز دبیرستان بودم و سرگرم درس 

 و امتحانات واز حال و احوال ناصرهم بی خبر بودم. اواخردیماه 1360بود که  

ناصر برایم نامه ای نوشت و مرا از زخمی شدن خود درعملیات طریق القدس 

 چنین آگاه کرد: ... خدایی که همیشه بنده اش را یاری می کند و به عهدش 

 وفا می کند این سعادت را نصیبمان کرد که بتوانیم مدتی درجبهه بسر ببریم  

و بهترین ساعات زندگیم را بگذرانم و باز هم این نعمت بزرگ را نصیبم کرد تا 

 در راه خودش زخمی شوم، پس خدا را شکر می کنم که این نعمت را نصیبم 

 کرد و شاید که دیگر سعادت نداشتم که نعمات بزرگتر را نصیبم کند 1و ... .

در انتظار دیدارش لحظه شماری می کردم تا نوروز سال 1361 فرا برسد و  

بتوانم دگر بار بهترین دوست مخلص و مهربانم را ببینم، اما انگار دوران وصال 

 پایان یافته وموسم هجران و فراق رقم خورده بود.

با شنیدن خبرشهادت آن عزیز بلافاصله خود را به گناوه رساندم و با دلی 

 اندوهگین و چشمی اشکبار درمراسمات گرامیداشت آن یار سفر کرده  

تا ملکوت اعلی شرکت نمودم. باور کنید تا همیشه مهرویاد او را در دل 

 داشته وهیچگاه خاطراتش ازذهنم ودرونم کم و کسر نخواهد شد.

امیدوارم ناصرعزیزم درجهان باقی درصف شهدای کربلا قرار گیرد. 

 روحش شاد

علی لیراوی- 15/10/1393

منبع: http://martyr-naser-davodi.blogfa.com/

 


ادامه مطلب

نوع مطلب : باباحسنی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زیــنب لیراوی رتبه نخست رشته قرائت بانوان مسابقات قرآن

تاریخ:شنبه 16 اسفند 1393-10:35 ق.ظ

هفتمین دوره مسابقات سراسری اوقاف

سرکار خانم زنیب لیراوی متولد شهرستان گچساران از توابع استان کهکیلویه و بویر احمد است. وی فروردین ماه 1356 در خانواده ای مذهبی و از اهالی قرآن با اصالتی بوشهری متولد شد. لیراوی از سال 78 به شهر مقدس قم نقل مکان نمود و قرائت قرآن را بصورت حرفه ای در این شهر دنبال کرد. وی دارای مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه یاسوج بوده و هم اکنون نیز به عنوان معاون پرورشی ناحیه یک اداره آموزش و پرورش استان قم مشغول به کار است و در شهر قم نیز سکونت دارد.

به بهانه کسب رتبه نخست سی و هفتمین دوره مسابقات سراسری اوقاف و امور خیریه در رشته قرائت بانوان که اسفندماه جاری در کلان شهر تبریز برگزار شد طی تماسی با ایشان در مورد چند و چون این افتخار آفرینی پرس و جو کردیم. نظر شما را به خواندن مصاحبه اختصاصی سایت میعاد با این بانوی قرآنی از جامعه قرآنی شهر مقدس قم جلب می نمائیم...


میعاد: خانم لیراوی ضمن عرض خسته نباشید و تبریک بابت کسب این مقام ارزشمند لطفاً در مورد این اتفاق مبارک توضیح دهید.

ضمن عرض سلام به شما و همه عزیزان قرآن دوست و مخاطبین سایت میعاد قم. به لطف خدا سی و هفتمین دوره مسابقات سراسری اوقاف به میزبانی شهر بزرگ تبریز برگزار شد. بنا به اذعان کارشناسان و بخصوص داوران، این دوره از مسابقات به لحاظ نوع برگزاری و سطح متسابقین خیلی تفاوت چشمگیری نسبت به سایر ادوار داشت. البته نحوه نمره دهی و کسب امتیاز متسابقین خیلی متفاوت بود طوری که اکثر شرکت کنندگان را به تعجب وا می داشت. بدون تعارف عرض می کنم سطح شرکت کنندگان بقدری بالا بود که اصلاً تصور کسب رتبه اول را نداشتم. سطح متسابقین استان های تهران، البرز، اردبیل کرمانشاه گیلان مازندران بوشهر و حتی دیگر شرکت کننده استان قم سرکار خانم کرمی پارسا بسیار بالا بود و رتبه اول به راحتی برای من بدست نیامد.

 

میعاد: کیفیت برگزاری مسابقات و میزبانی تبریز را چطور دیدید؟

خب، البته برگزاری مسابقات در فصل سرد سال در یکی از سردسیرترین نقاط کشور دلهره زیادی داشت. تصور ما این بود که چون از شهر قم به تبریز می رویم بدلیل سرد بودن بیش از حد هوا به لحاظ آمادگی صدایی با مشکل مواجه خواهیم شد، ولی بحمدلله پس از استقرار در این شهر با هوایی مطبوع و معتدل روبرو شدیم. گرچه بیشتر اوقات در هتل یا در محل برگزاری مسابقات بودیم و در صورت سردی هوا نیز مشکل خاصی ایجاد نمی شد. سالن برگزاری مسابقات بسیار بزرگ و مجلل بود، اطلاع رسانی خوبی بلحاظ تبلیغات محیطی و خبری انجام شده بود و می توان گفت همه مسئولین شهر و استان آذربایجان شرقی برای برگزاری هر چه باشکوه تر این مسابقات هم قسم شده بودند.کیفیت صوت، نور، مجری توانا و کارشناس سرکار خانم غفاری و حتی نحوه برگزاری اختتامیه نیز جالب بود چرا که امسال در زمان اعلام نام برنده های هر بخش رتبه های پنجم تا اول بصورت گروه گروه و مجزا دعوت می شدند و حتی در هنگام اعلام اسم برگزیده ها بخش هایی از تلاوت یا ترتیل (البته آقایان) در سالن پخش می شد که حس و حال خوبی به مدعوین می داد. این مطلب را هم باید عرض کنم سطح رقابت ها در قسمت قرائت نسبت به سایر ادوار واقعا سنگین بود چرا که از 54 نفر بانوان شرکت کننده واقعا حدود 40 نفر تلاوت قابل قبول و قوی داشتند.

 

میعاد: نحوه داوری و ترکیب هیات داوران چطور بود؟

در بخش بانوان تغییرات قابل ملاحظه ای در این بخش صورت نگرفته بود. الحمدلله اکثر شرکت کننده ها راضی بودند گرچه تا روز برگزاری ترکیب داوری و نتایج واقعا غیر قابل پیش بینی بود. در بخش قرائت از ترکیب همان داوران ادوار قبل استفاده شده بود. در بخش صوت و لحن خانمها صحاف، گنبدی، نافذکلام و سلطانی نمره می دادند که همه راضی بودند، همچنین خانم ها عچرش و فلکی نیز در بخش وقف و ابتدا و خانمها نظری عباسی و دیانی در بخش تجوید داوری می کردند.

 

میعاد: لطفا توضیح دهید که برای کسب رتبه اول چه برنامه ای داشتید و چه مشقت هایی را متحمل شدید؟

من قرائت را از دوران کودکی و به تشویق خانواده، خصوصاً پدر و مادرم آغاز کردم. اینطور که تلاوت عبدالباسط را از شش سالگی به مدت 13 سال تقلید می کردم و خوب هم می خواندم، البته بدون نظارت هیچ استادی! دوره دبیرستان از اساتید مرحوم شحات انور و مرحوم مصطفی اسماعیل تقلید می کردم. واقعاً تا قبل از مسابقات دانش آموزی غیر از یک نفر آقا که استاد تجویدم بود هیچ استادی نداشتم.

تا اینکه سال 78 توفیق دست داد و به شهر مقدس قم آمدیم. در قم از کلاس سرکار خانم فاطمه ایزدی در بخش صوت و لحن بهره بردم. دوره تربیت معلم تجوید هم در سازمان تبلیغات زیر نظر اساتید محترم شهیدی پور و ترکمن بودم. ولی در کل بصورت فردی کار می کردم. برنامه روزانه من هم اینطور بود که روزانه حداکثر یک ساعت تلاوت می کردم و هنوز هم می کنم و همیشه سعی من این است که صدای خودم را آماده نگه دارم. بعضی وقت ها هم با دوستان که خود صاحب نظر هستند و حتی رتبه نیز دارند مانند خانم کرمی پارسا مباحثه می کنیم. از کمترین فرصت پیش آمده از طریق گوشی، نوار و ... قرائت های مختلف را گوش می دهم و واقعاً یکی از لذت بخش ترین کارهای من همین است.

 

میعاد: سبک و سیاق تلاوت های شما بیشتر به کدام یک از اساتید شبیه است؟

من بیشتر به تلاوت های مرحوم شحات علاقمند هستم. پایه تلاوت و لحن های استفاده شده من از شحات است ولی سبک و سیاق استاد منشاوی (بیات رست) را هم می پسندم. از ملودی اساتید مختلف هم استفاده می کنم مانند مصطفی اسماعیل، محمد رفعت، استاد غلوش منشاوی ومحمود رمضان( مقام کرد). خوشبختانه اشراف کامل به دستگاه های عربی دارم که در این زمینه هم کاملاً مستقل عمل کردم.

 

میعاد: آیا تاکنون حمایت مادی و معنوی از سوی شخص یا ارگان خاصی از شما و فعالیت های قرانی تان شده است؟

خیر، متاسفانه، هیچ حمایتی تاکنون از بنده نشده است و حدود 14 سال که آموزش و پرورش هستم و حتی رتبه دوم کشوری آموزش پرورش را هم دارم ولی نه تنها کوچکترین حمایت مادی و معنوی از من نمی شود حتی هیچ استفاده ای هم از این ظرفیت در امور قرآنی آموزش و پرورش نشده است.

 

میعاد: سطح حضور بانوان در رشته های مختلف قرآنی نسبت به آقایان چطور است؟

مسلماً خانم ها نسبت به آقایان محدودیت های فراوانی را پیش روی خود دارند. شاید خیلی وقت ها هم با بی مهری های بیش از حد برخی مسئولین مواجه شوند مبنی بر چرایی حضور بانوان در مسابقات قرآنی. محل تمرین و محدودیت های شرعی و عرفی نیز وجود دارد. گرچه حضور خانم ها باعث ایجاد انگیزه بیشتر در آنهاست. بسیاری از دوستان حافظ و قاری که کمی ضعیف تر مسابقات را دنبال می کنند می گویند که انگیزه کمی برای حضور دارند مخصوصا خانم های قمی. البته حق هم دارند چون محافل قرآنی برای بانوان بسیار کم است. همچنین استاد متخصص و محل تمرین مشخص و معین نیز وجود ندارد، خیلی جزئی هست. فقط از موسسات خاص یا حرم استفاده می شود که آن هم بلحاظ محدودیت شرعی کنسل شده است. معمولا از این ظرفیت بانوان استفاده نمی شود. پیشنهاد خود من این است که حداقل در قم،  در حرم مطهردر شبستان نجمه خاتون(س)که از بخش آقایان جداست زمانی را اختصاص دهند تا محافلی باشد ولو هفته ای یکبار جلساتی گذاشته شود. حتی حضور بانوان در کاروان نور مکه مکرمه و اعزام های تبلیغی ماه مبارک رمضان نیز می تواند پیگیری شود. این را هم بگویم تاکنون از ما و بانوان همتراز من برای حضور به عنوان مدعو در محافل قرآنی بیت رهبری نیز دعوت نشده است.

 

میعاد: لطفاً تعدادی از مقام هایی که در مسابقات مختلف کسب کرده اید را نام ببرید.

رتبه های دوم، سوم و چهارم مسابقات سراسری دانش آموزی

رتبه دوم مسابقات سراسری دانشجویان در اهواز

رتبه سوم مسابقات سراسری بسیج

رتبه نخست قرائت تحقیق و دوم ترتیل مسابقات سراسری اداره کار و امور تعاون

رتبه های دوم و چهارم مسابقات سراسری اوقاف در سالهای 91 و 92

رتبه نخست سی و هفتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم اوقاف در تبریز

 

میعاد: آیا در دیگر فعالیت های قرآنی نیز شرکت دارید؟

بله از افتخارات بنده شرکت در محافل قرآنی حرم مطهر بخصوص ترتیل خوانی ایام ماه مبارک رمضان است همچنین جلسات اموزش صوت و لحن نیز دارم. البته اخیراً با حضور برخی دوستان گروه تواشیح کریمه (س) را نیز جهت اجرای برنامه های مناسبتی در قم تشکیل داده ایم.

 

میعاد: قاریان ایرانی مورد علاقه شما؟

استاد حاج احمد ابوالقاسمی،حاج سعید طوسی،حاج حامد شاکرنژاد. البته در قرائت هایم از آقای حاجی حسنی رتبه دوم مسابقات امسال در بخش آقایان نیز الهام می گیرم.

 

میعاد: قاریان مصری مورد علاقه شما؟

از قاریان مصری هم استاد شحات انور، مصطفی اسماعیل، محمد عمران، محمود رمضان، منشاوی و غلوش.

 

میعاد: در پایان اگر صحبتی دارید بفرمائید.

لازم می دانم از دوستانم که همه از اهالی خوب قرآنی شهر مقدس قم هستند بخصوص خانم ها دیاری، ادیب زاده و کرمی پارسا بدلیل اینکه بصورت گروهی خصوصاً در تجوید و صوت و لحن تمرین می کردیم و از هم تاثیر پذیری زیادی داشتیم تشکر کنم. جا دارد از اساتید گرانقدرم استاد شهیدی پور و استاد ابوالقاسمی و همچنین سرکار خانم ایزدی هم تشکر کنم.

من کسب این رتبه ارزشمند را لطف خداوند متعال و ائمه اطهار می دانم و از خداوند منان می خواهم که همواره من و همه قرآنیان را در راه عمل به آن و استوار ماندن در راه اعتلای فرهنگ قرآنی ثابت قدم بدارد. از شما و دست اندرکاران سایت میعاد نیز بخاطر ترتیب این مصاحبه بسیار متشکرم.

 

میعاد: با سپاس از وقتی که در اختیار ما قرار دادید ما هم برای شما و همه بانوان قرآنی آرزوی توفیق بیش از پیش و موفقیت های روز افزون داریم.



نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یادی از استاد تاریخ محلی لیراوی

تاریخ:شنبه 16 اسفند 1393-10:22 ق.ظ

آرامگاه تاریخ دان منطقه لیراوی، شهرستان دیلم ،مرحوم مشهدی عبداله دشمن زیاری ف مراد درروستای کنارکوه از بلوک لیراوی.



منبع :http://ziarideilam.blogfa.com/


نوع مطلب : مشاهیر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پنجمین جشنواره شعر «سنگار افتو» دیلم استان بوشهر به سرانجام رسید

تاریخ:دوشنبه 11 اسفند 1393-08:54 ق.ظ


پنجمین جشنواره شعر «سنگار افتو» دیلم استان بوشهر به سرانجام رسید
پنجمین جشنواره شعر «سنگار افتو» دیلم استان بوشهر به سرانجام رسیدمردم جنوب آیین اختتامیه پنجمین جشنواره استانی شعر محلی «سنگار افتو» دیلم در استان بوشهر با حضور مقامات استانی و شهرستانی و با حضور جمعی از شاعران کشوری و استانی روز پنج شنبه 30 بهمن ماه 93 در سالن مجتمع فرهنگی و هنری پیامبر اعظم (ص) دیلم برگزار شد

عبدالصمد دشتی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیلم و دبیر اجرایی جشنواره هدف از برگزاری این جشنواره را پاسداشت زبان و ادبیات و گویش های محلی  دانست و گفت : پنجمین جشنواره استانی شعر محلی «سنگار افتو» با استقبال خوب شاعران مواجه شد و 162 اثر به دبیرخانه جشنواره رسید.

دشتی اضافه کرد: بر اساس رای هیئت داوران، در بخش جوان جشنواره، مهدی شیخیانی از دشتی مقام اول، زینب مفتاحی مقدم از تنگستان مقام دوم و ایمان جمشید پور از بوشهر  موفق به کسب مقام سوم شدند.

وی ادامه داد : در بخش بزرگسال بر اساس رای هیئت داوران، معصومه خدادادی از دشتستان مقام اول ، عبدالحسین ستوده و امان اله ابراهیمی از دشتستان به طور مشترک مقام دوم و جمشید لیراوی از بلوک لیراوی و غلامعلی زارعی از دشتی به طور مشترک به مقام سوم دست یافتند.

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیلم اعلام کرد: سعید بیابانکی از شاعران نام آشنای کشور مهمان ویژه این برنامه بود که در این مراسم شعرخوانی کرد.

دشتی برپایی نمایشگاهی از آثار هنرمندان حوزه هنرهای تجسمی ، اجرای موسیقی، پخش نماهنگ و توزیع بسته های فرهنگی را از دیگر بخش های این برنامه عنوان کرد.

جشنواره استانی شعر محلی «سنگار افتو» هر ساله به میزبانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیلم برگزار می شود.




نوع مطلب : دیلم پژوهی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سی بهمن 93

تاریخ:دوشنبه 11 اسفند 1393-08:44 ق.ظ



نوع مطلب : مشاهیر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کوچ نورمحمد مجیدی بزرگمرد تاریخ و جغرافیای جنوب

تاریخ:دوشنبه 11 اسفند 1393-08:39 ق.ظ

نورمحمد حسینی سوق در یادداشتی که در اختیار بویرنیوز قرار داد نوشت:

بی شک سابقه مطالعات روستایی و عشایری در ادبیات ،به مطالعه ای تحت عنوان المسالک و الممالک ابن خردادبه (۲۵۰)هجری بر می گردد. بعدها این رویه توسط جغرافی دانان و مورخان ادامه پیدا می کند. آثاری مثل البلدان یعقوبی و التنبیه الاشراف مسعودی و المسالک و الممالک اصطخری و صوره الارض ابن حوقل و سفرنامه ناصر خسرو و و فارسنامه ادریسی ،نزهه القلوب مستوفی ،سفرنامه ابن بطوطه ، فارسنامه ناصری ،ادامه رویه فوق می باشند.در.این آثار نویسندگان، توانستند به نحوی نحوه حیات و زندگی در جوامع آن زمان را برای نسلها و تاریخ ماندگار نمایند.

download

تا ابتدای قرن ۱۴ شراط به همین نحو ادامه پیدا می کرد . مطالعات مدون و مدللی در حوزه مناطق عشایری و روستایی وجود نداشت. کتای مطلع الشمس ضیع الدوله شاید اولین کتابی است که بتوان آن را آغار مطالعات روستایی ایران فرض نماییم
سپس در سال ۱۳۳۱ جلال آل احمد کـتاب«اورازان»را در بـاب«وضع محل،آداب و رسـوم، فلکور و لهـجه»دهکده‌ اورازانـ‌ از توابع‌ طالقان که به گفتهء نـویسنده«مولد اجـداد او بوده است»منتشر کرد
در پی مـوفقیت تـحقیقاتی بخش روستایی در دانشگاه تهران ،در سال ۱۳۴۳بخش مطالعات عـشایری بـه سرپرستی‌ نادر افشارنادری تشکیل شد و این بخش نیز نخستین‌ فعالیت‌ مطالعاتی‌ خود را بـه صـورت مقدماتی‌ در «دشت‌ میشان»آغاز‌ کرد و سپس در سـال ۱۳۴۴ همزمان با تشکیل سـازمان عـمران کهکیلویه و بویراحمد مطالعات خود را در آن منطقه مـتمرکز ساخت
تشکیل سـازمان عمران کهکلیویه و بویراحمد(وابسته‌ به‌ سازمان برنامه و بودجه)در سال ۱۳۴۵ و ارائه سفارش کار از طریق آن سـازمان بـه موسسه‌ مطالعات‌ و تحقیقات اجتماعی موجب شـد که بخش مطالعات‌ عشایری مـوسسه نـیز،نظیر بخش روستایی،از طریق‌ تزریق‌ اعـتبارات مـطالعاتی تقویت شود.گزارشهایی از قبیل«بررسی مقدماتی و طرح مطالعه آینده ایلات کهکیلویه و بویراحمد»(۱۳۴۴)،«جمعیت و شناسنامه‌ ایلات‌ کهکیلویه»(۱۳۴۶)کار‌ نـادر افـشار نادری و دیگران،«چرام»(۱۳۷۴)کار عزیز رخش خـورشید، اطلس ایـلات کـهکیلویه(۱۳۴۷)و«سی‌سخت بویراحمد سفلی»(۱۳۴۷)هر‌ دو‌ کـار جـواد صفی‌نژاد و نیز مونوگرافی سوق طیبی و
مطالعه ارزشمند«بامدی طایفه‌ای‌ از‌ بـختیاری»(۱۳۴۶)که‌ زیـر نظر پرویز ورجاوند و با همکاری‌ عزیز‌ رخش‌ خورشید و هوشنگ کشاورز صورت گرفت،همگی از آثار این دوره پررونـق مطالعاتی در‌ بخش‌ عشایری‌ موسسه مطالعات و تحقیقات اجـتماعی هستند.اگرچه‌ گـزارشهای‌ تحقیقاتی سـالهای‌ اول‌ فـعالیت‌ ایـن بخش همه از حیث کـیفیت رتبه‌ بالایی‌ را احراز می‌کنند اما در بین این مطالعات«مونوگرافی ایل بهمئی»که در سال‌ ۱۳۴۷‌ در‌ بالغ بر۱۹۰صفحه بـه قـلم‌ دکتر نادر افشار نادری‌ منتشر‌ شـد جـایگاه ویـژه و بـی‌نظیری‌ دارد.ایـن‌ گزارش‌ شرح یافته‌هایی اسـت کـه مؤلف و همسرش(الویااسترپو-افشار نادری-و هردو انسان‌شناس)از طریق زندگی و همراهی‌ با‌ خانوارهای کوچندهء ایل بهمئی در‌ مدتی‌ بالغ‌ بر ۶ مـاه،گردآوری‌ کـرده‌ بودند.این مطالعه تا سالها در سازمان برنامه ، مهمترین ماخذ بودجه ریزی عشایری بوده است
بعدها در ایران مطالعات روستایی و عشایری به شیوه علمی تر استمرا پیدا می کند که ماحصل آن اسناد و کتابهای زیادی در حوزه مردم شناسی و جامعه شناسی عشایری می باشد.
مطالعات محلی در استان که بواسطه پژوهشگران غیر بومی آغاز شده بود بعدها توسط پژوهشگران بومی جان تازه ای گرفته بود. شاید یکی از پیشتازان این عرصه را بتوان کی عطا طاهری نامید. عطا طاهری با کتابهای کم حجم خود به قلم بدستان این استان جسارت نوشتن داد.برادران غفاری (هیبت الله و یعقوب ) از جمله کسانی بودند که اهالی کتاب و رساله این استان با قلم و آثار آنها آشنا شدند.نصر احمدی با کتاب مرفولوژی کرانه گمنام خود غنای ادبیات عشایری استان را زیاد تر نموده بود.
بدنبال این جهش ،نویسندگانی چون نورمحمد مجیدی ، مصطفی تقوی ،کشواد سیاهپور ،آذرپیوند ،داوری ،گشتاسبی و برادران اکبری وتابان سیرت،رگبار مقدم….دست به قلم بردند و برای ثبت میراث فرهنگی مان زحمت بسیار کشیدند و زجر فراوان بردند.درمیان این نویسندگان ،نورمحمد مجیدی ازحیث پرکاری مقام برجسته ای پیدا کرده است.
نورمحمد مجیدی دارای زندگی دوگانه است. دوره اول که تا پیروزی انقلاب و حدود ۱۳۶۰می باشد. در این دوره در روستای تراب طیبی از توابع سوق ، در کنار رودخانه مارون ساکن بود وبه کارهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی مشغول بود. در دوره دوم زندگی، این مرحوم تمام زندگی خود اعم از کار و سرمایه و..را فدای تحقیق و نگارش کتاب وتحقیق می نماید.
کل نورمحمد مجیدی ،از ملاها و باسوادان حوزه طیبی با استفاده از فراغتی که پس از هجرت خویش بدست آورد به ناگهان با شجاعت تمام اولین کتاب خویش را تحت عنوان تاریخ و چغرافیای کهگیلویه و بویراحمد به زیور طبع آراست.سبک نگارش این کتاب ،متاثر از ادبیات و نوشته هایی بسیار قدیمی و تاریخی است.نثر ساده کتاب و بیان کلی وقایع و ورود نویسنده به بسیاری از موضوعات تاریخی و اجتماعی و حتی نام کتاب ، ما را به با یک پایه ای از وقایع و رخدادها و موضوعات می رساند که برای تکمیل و تحقیق آن باید تیم های تحقیقاتی و علمی زیادی را تشکیل داد.
برای هم تباران خودمان یعنی ممسنی ها ، نورمحمد مجیدی همین شیوه بررسی را ادامه می دهد. او با نگارش تاریخ و جغرافیای ممسنی به نوعی سبک نگارش خود را به حوزه جغرافیایی دیگری وصل می کند که در نوع خود بدیع و تازه بود
کار ارزشمند دیگرایشان ثبت و ضبط سروده ها و رزنمامه های عشایری بوده است که به صورت شفاهی در جامعه نقل و قول می شد . اولین همکاری بنده با ایشان در همین حوزه بود. نتیجه تحقیقات ایشان را ابتدا در فصلنامه فرهنگی آوای دنا چاپ نمودیم و سپس ایشان آن مطالب را همراه با عناصر فرهنگ عامه استان به عنوان یک کتاب به جامعه ادبی تقدیم نمود.
خدمت فرهنگی دیگر ایشان معرفی علما و مشاهیر استان بود. مشاهیری که ناشناخته و گمنام بودندو کسی از کم و کیف زندگی آنها آگاه نبود.این مطالعه که با همکاری امور اجتماعی استانداری صورت گرفته بود بعدها هم به عنوان کتابی به همین عنوان چاپ شده است.
دغدغه آخر عمر ایشان معرفی طایفه کرایی به عنوان یک طایفه مهم و پرجمعیت در استان و حتی ایران بود. تعصب ایشان به این طایفه و برادران خویش ،تا بدانجا پیش رفت که این طایفه را تاحد ایل بالا برده است. کتاب تاریخ باستانی ایل کرایی در پاسخ به این دغدغه فکری و تعصب قومیش نوشته شده است
سایر مطالعاتش در حوزه بهبهان و ایران خواندنی و قابل تامل است..
به هر حال ایشان یک کلکسیونر تاریخی بود. اسناد و اطلاعات تاریخی زیادی در حوزه کهگیلویه و بویراحمد و بهبهان و ممسنی داشت. یاد داشت های مستندی هم در اختیار داشت. او همانند یک مردم شناس محلی تحقیق می کردو می نوشت و با شجاعت تمام چاپ می کرد.
به هر حال شهرت مرحوم کل نورمحمد مجیدی ، را فقط باید مدیون همین نوشته ها و رسالاتی بدانیم که تا آخر عمر جهان نام وی را جاودانه می کند.
بنده به سهم خویش ضمن عرض تسلیت به جامعه فرهنگی و اهل قلم استان و پیشکسوتان فرهنگی ،ازخانواده فرهنگ دوست شان درخواست دارم که ضمن صیانت از نوشته های چاپ شده اش،برای انتشار یادداشتهای احتمالی اش نهایت دقت و تلاش را داشته باشند.



نوع مطلب : مشاهیر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پنجمین جشن فرهنگ گناوه

تاریخ:دوشنبه 4 اسفند 1393-09:20 ق.ظ

رییس اداره فرهنگ وارشاد اسلامی گناوه گفت: برپایی جشن فرهنگ از مهم ترین و پرمخاطب ترین رویدادهای هنری این شهر است که توانسته جایگاه خاصی در بین مردم پیدا کند.

  
علیرضا سبحانی در گفت وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی افزود: این جشن که امسال برای پنجمین بار برگزار می شود، در نمایان و زنده نگه داشتن فرهنگ و تمدن این شهر حایز اهمیت و اثرگذار است.

وی اظهارکرد: متولیان و دست اندکاران این جشن برنامه های فراوان و متنوعی که از چهارم تا دهم اسفند اجرا می شود، پیش بینی کرده اند و از مردم انتظار داریم که حضوری گسترده دراین برنامه ها داشته باشند.


مسوول شورای هماهنگی جشن فرهنگ گناوه گفت: برای هرچه باشکوهتر برگزاری این جشن نشست های متعددی برگزار شده است.

غلامحسین دریانورد افزود: جشن فرهنگ گناوه شامل تئاتر صحنه ای، خیابانی و نمایشنامه خوانی، شب شعر، شب آواها و نواهای محلی، همایش تاریخ و فرهنگ گناوه، برنامه سینمای جنوب، نمایشگاه های عکس با قابی از گناوه، نقاشی، خوشنویسی کلک ساحل و از گناوه تا کتاب از مهم ترین برنامه های این رویداد فرهنگی هنری است.

وی گفت: جشنواره نگاره های ساحلی، بازی های محلی وبومی، کارگاه های نقد و آموزش و آیین اختتامیه از دیگر برنامه های مهم جشن فرهنگ است.

وی یادآورشد: پنجمین جشن فرهنگ گناوه در تالار فرهنگ، نگارخانه شادوران افتخاری، پلاتوی نمایش، مجتمع فرهنگی خلیج فارس، بوستان هنرمندان وخور، ساحل وزمین چمن مصنوعی و تالار هنر برگزار می شود.

در برگزاری جشن فرهنگ گناوه، فرمانداری، اداره فرهنگ وارشاداسلامی، شهرداری و انتشارات دریانورد مشارکت و همکاری دارند.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به همت یک کتابفروشی؛ دیدار با مردی كه عمری در تاریخ خلیج فارس پژوهش كرد+ عکس

تاریخ:یکشنبه 3 اسفند 1393-11:16 ق.ظ

 نهمین جلسه «دیدار و گفت و گو با استادان و بزرگان فرهنگ و ادب ایران» برگزار شد که طی آن، کتابفروشی آینده، این بار میزبان «احمد اقتداری» بود و اجرای برنامه را هم سیدعلی آل داود بر عهده داشت. 

 وی در ابتدا از خاطرات خود گفت و پیش و بیش از بزرگانی چون عباس زریاب خویی، کیکاووس جهانداری، محمدامین ریاحی و منوچهر ستوده بر دوستی با ایرج افشار تاکید کرد و اظهار داشت: ما 65 سال شبانه روز و در سفر و حضر با هم بودیم. یک روح بودیم در دو بدن. هیچ کاری را بدون مشورت با او انجام نمی دادم و حتی قلم روی کاغذ نمی بردم. او همواره بهترین راهنمای من بود. مرحوم افشار انسان کم نظیری در تاریخ فرهنگ ایران بود که شاید سال ها بگذرد و مردی چون او زاده نشود. او تمام مطالعات خارجی ها درباره ایران را خوانده بود و به آنها احاطه کامل داشت. 

http://media.isna.ir/content/1424429433613_17.jpg/4


احمد اقتداری افزود: دوست دیگری هم که اغلب با ما همنشین بود منوچهر ستوده بود. پس از شهریور 1320، من رئیس فرهنگ لارستان و بنادر خلیج فارس بودم که در این دوران، اول کتاب خلیج فارس و بعد فرهنگ لارستانی و لارستان کهن را نوشتم. و مطالعاتم به همین ترتیب ادامه پیدا کرد تا آنکه به مرور، کتاب خاطرات سدیدالسلطنه را گردآوری کردم. 

وی در ادامه گفت: من مدتی هم مامور تحقیق و مطالعه درباره پیشینه فرهنگی جنوب ایران شدم. اول به بوشهر و خارک رفتم و سپس به مدت سه ماه و نیم پای پیاده از دیلم تا چابهار را طی کردم! نتیجه این تحقیق کتابی دو جلدی شد به نام دیار شهریاران که درباره فرهنگ و عقاید و زبانشناسی در شوش و شوشتر و هفت تپه و چغازنبیل و اهواز است. 

http://media.isna.ir/content/1424429433255_16.jpg/4


اقتداری سبب همه این فعالیت ها را عشق به ایران دانست و بیان داشت: دلیل تمام کارها و پژوهش های من این بوده که وطنم را بسیار دوست می داشتم و همواره فکر می کردم باید برای مملکتم کار مفیدی انجام بدهم. اکنون هم فکر می کنم این وظیفه مهم برعهده جوانان این سرزمین است. خصوصاً دختران و زنان که ثابت کرده اند در عرصه های گوناگون با مردان یکسان و برابرند. من معتقدم فرهنگ ایرانی خودزا و زایا است. هرچند که در بزنگاه های تاریخی دچار بحران می شود، ولی مانند ققنوس دوباره از خاکستر خود متولد می شود.

این نویسنده سپس به کتاب‌ها و آثار پژوهشی خود اشاره کرد و توضیح داد: من مدتی هم مأمور تحقیق و مطالعه دربارۀ پیشینۀ فرهنگی جنوب ایران شدم. اول به بوشهر و خارک رفتم و سپس به مدت سه ماه و نیم پای پیاده از دیلم تا چابهار را طی کردم! نتیجۀ این تحقیق کتابی دو جلدی شد به نام دیار شهریاران که دربارۀ فرهنگ و عقاید و زبانشناسی در شوش و شوشتر و هفت تپه و چغازنبیل و اهواز است. بعد دیدم که کار تحقیقی مهمی در مناطق خوزستان و کهکیلویه و بختیاری و ممسنی و ایذه صورت نگرفته است. به بررسی نقوش آن نواحی پرداختم که حاصل آن کتاب چاپ نشده‌ای؟ [جایی بحرین گناهی نابخشودنی؟]است به نام خوزستان و کهکیلویه و ممسنی[این کتاب چاپ شده]. کتاب چاپ نشدۀ دیگری هم دارم به نام ایرانیان از طوفان شکست خوردند نه از یونان.



http://media.isna.ir/content/1424429432833_15.jpg/4

او همچنین گفت:خواسته‌ام که در تمام کتاب‌های من که بنیاد موقوفات منتشر می‌کند متنی به احترام ایرج افشار چاپ شود. چون فکر می‌کنم نام و یاد ایرج افشار باید همواره زنده و جاوید بماند؛ خصوصاً در عرصۀ تحقیق و پژوهش چراکه هر کلمه‌ای که او می‌نوشت با فکر و مطالعه و وسواس فراوان بود.


اقتداری همچنین اعلام کرد: کل کتابخانۀ خود را به دایره‌ المعارف بزرگ اسلامی اهدا کرده است و تمام کتاب‌های منتشر نشده‌اش نزد دخترش است تا در زمان مناسب خود چاپ شود. 


http://media.isna.ir/content/1424429434237_19.jpg/4

این نویسنده در پایان سخنانش گفت: تا کنون 33 کتاب از من چاپ شده‌ که دو جلد از آن‌ها را بنیاد موقوفات منتشر کرده است و دو کتاب افسانۀ حیات و کاروان عمر (چاپ دوم) را نیز به زودی منتشر می‌شود. 

دلیل تمام کارها و پژوهش‌های من این بوده که وطنم را بسیار دوست ‌داشتم و همواره فکر می‌کردم باید برای مملکتم کار مفیدی انجام بدهم. اکنون هم فکر می‌کنم این وظیفۀ مهم برعهدۀ جوانان این سرزمین است. خصوصاً دختران و زنان که ثابت کرده‌اند در عرصه‌های گوناگون با مردان یکسان و برابرند، من معتقدم فرهنگ ایرانی خودزا و زایا است. هرچند که در بزنگاه‌های تاریخی دچار بحران می‌شود، ولی مانند ققنوس دوباره از خاکستر خود متولد می‌شود.



نوع مطلب : مشاهیر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگی مستند ابوسعید گناوه ای

تاریخ:یکشنبه 3 اسفند 1393-10:27 ق.ظ

جَنّابی‌ ، ابوسعیدحسن‌بن‌ بهرام‌، بنیانگذار دولت‌ قَرمَطیان‌ بحرین‌ در سده سوم‌. او ایرانی‌ و اهل‌ جَنّابه (گناوه‌) فارس‌ بود. روشن‌ نیست‌ كه‌ او مدعی‌ نسب‌ سلطنتی‌ ایرانی‌ بوده‌ است‌ یا اینكه‌ این‌ ادعا را بعدها دیگران‌ به‌ وی‌ نسبت‌ داده‌اند. دانسته‌های‌ ما از آغاز زندگی‌ او در خور شهرتش‌ نیست‌. در باره تاریخ‌ تولد و بخشی‌ از زندگی‌ او كه‌ در گناوه‌ گذشته‌، گزارشی‌ در دست‌ نیست‌. جُوبَری‌ (ص‌ 12) به‌ آغاز فعالیت‌ او در 252 اشاره‌ كرده‌، اما دخویه‌(ص‌ 36) این‌ تاریخ‌ را نادرست‌ و سال‌ مذكور را تاریخ‌ تولد او پنداشته‌ و این‌ با گزارش‌ مقریزی‌ (1387، ج‌ 1، ص‌ 165)، كه‌ جنّابی‌ را هنگام‌ قتل‌ در 301 یا 302، شصت‌واند ساله‌ دانسته‌، ناسازگار است‌. اگر گزارش‌ مقریزی‌ صحیح‌ باشد، جنّابی‌ احتمالاً بین‌ سالهای‌ 230 تا 240 متولد شده‌ است‌. آرای‌ نویسندگان‌ در باره پیشینه او قبل‌ از قیام‌ بر ضد معتضد عباسی‌ (حك : 279ـ289) گوناگون‌ است‌؛ گویا زمانی‌ آردفروش‌ (رجوع کنید به حدودالعالم‌ ، ص‌ 132؛ اصطخری‌، ص‌ 149؛ قس‌ ثابت‌بن‌ سنان‌، ص‌ 192؛ قاضی‌ عبدالجباربن‌ احمد، ج‌ 2، ص‌ 378) و روزگاری‌ پوستین‌دوز ( بحرالفوائد ، ص‌ 347؛ دواداری‌، ج‌ 6، ص‌ 55؛ مقریزی‌، 1387، ج‌ 1، ص‌ 159) بوده‌ است‌. ذهبی‌، به‌ نقل‌ از صولی‌، نوشته‌ است‌ كه‌ جنّابی‌ از راه‌ وصله‌ كردن‌ كیسه‌های‌ آرد روزگار می‌گذرانید (1405 ب‌ ، ج‌ 1، ص‌ 411؛ قس‌ ابن‌عماد، ج‌ 2، ص‌ 192) و افزوده‌ است‌ كه‌ شغل‌ وی‌ در بصره‌ وزن‌ كردن‌ غلات‌ بود (همانجا؛ نیزرجوع کنید به دیاربكری‌، ج‌ 2، ص‌ 344). این‌ روایات‌ ممكن‌ است‌ ناظر به‌ زمان‌ فرار جنّابی‌ از گناوه‌ و ورودش‌ به‌ بحرین‌ باشد (دخویه‌، همانجا).

از جزئیات‌ زندگی‌ و دانش‌اندوزی‌ جنّابی‌ اطلاعی‌ در دست‌ نیست‌. محمدبن‌ مالك‌ حمادی‌ (ص‌20) او را فیلسوف‌ خوانده‌ و جوبری‌ (همانجا) نیز وی‌ را آشناترین‌ مردم‌ به‌ كتاب‌ نوامیس‌ افلاطون‌ دانسته‌ است‌. برخی‌ مؤلفان‌ در باره جنّابی‌ اوصافی‌ آورده‌اند كه‌ در منابع‌ دیگر به‌ آنها اشاره‌ نشده‌ و ازاین‌ رو صحت‌ آنها محل‌ تردید است‌. به‌ گفته ابن‌خلّكان‌ (ج‌ 2، ص‌ 150)، ابوسعید جنّابی‌ كوتاه‌ قد، سیاه‌ چرده‌ و زشت‌ چهره‌ بود و ازاین‌رو به‌ او قرمطی‌ می‌گفتند. جوبری‌ (همانجا) نیز اشاره‌ كرده‌ است‌ كه‌ سمت‌ راست‌ بدنش‌ (قس‌ دخویه‌، ص‌ 208) از كار افتاده‌ بود و نمی‌توانست‌ راه‌ برود یا بدون‌ یاری‌ دیگری‌ سوار اسب‌ شود. مسعودی‌ (متوفی‌ 346)، تاریخ‌نگارِ هم‌روزگار جنّابی‌، به‌ ورود وی‌ به‌ قَطیف‌ اشاره‌ كرده‌ است‌ (1967، ص‌ 395). در 281 مردی‌ به‌ نام‌ یحیی‌بن‌ مهدی‌، كه‌ خود را داعی‌ و فرستاده مهدی‌ (محمدبن‌ عبداللّه‌بن‌ محمدبن‌ حنفیه‌) می‌خواند، به‌ قطیف‌ آمد و علی‌بن‌ مُعلّی‌بن‌ حمدان‌، از موالی‌ بنی‌زیاد، را با خود همداستان‌ كرد. علی‌بن‌ معلّی‌ نیز نوشته‌ای‌ از مهدی‌ را كه‌ نزد یحیی‌ بود، برای‌ شیعیان‌ قطیف‌ خواند و همه‌ را به‌ خروج‌ بر انگیخت‌. آنگاه‌ پیام‌ را به‌ اطراف‌ بحرین‌ رساند و جنّابی‌ كه‌ در آنجا اقامت‌ داشت‌، به‌ او پیوست‌. یحیی‌بن‌ مهدی‌ پس‌ از آن‌ دوباره‌ نامه‌ای‌ از مهدی‌ نشان‌ داد، حاكی‌ از آن‌ كه‌ زكات‌ و وجوه‌ دیگر را به‌ یحیی‌ بدهند. در این‌ میان‌ ابراهیم‌ صائغ‌، كه‌ نخست‌ از گروندگان‌ به‌ یحیی‌ بود، نزد علی‌بن‌ مِسْمار، امیربحرین‌، رفت‌ و جنّابی‌ و یحیی‌ را به‌ اباحیگری‌ متهم‌ كرد؛ یحیی‌ مجازات‌ شد، ولی‌ ابوسعید به‌ جنابه‌ گریخت‌ و از آنجا به‌ كوفه‌ رفت‌ (ثابت‌بن‌ سنان‌، همانجا؛ قاضی‌ عبدالجباربن‌ احمد، ج‌ 2، ص‌ 378ـ380؛ ابن‌اثیر، ج‌ 7، ص‌ 493ـ495). به‌ گفته نویری‌ (ج‌ 25، ص‌ 233) و مقریزی‌ (1387، ج‌ 1، ص‌ 159ـ 160)، او در اطراف‌ كوفه‌ با دختری‌ از بنی‌قَصّار (قس‌ تامر، ص‌ 94) ازدواج‌ كرد و به‌ آنان‌ پیوست‌. بنی‌قصّار از پایه‌گذاران‌ قرمطیان‌ در آن‌ دیار بودند. برخی‌ خویشاوندی‌ جنّابی‌ را با بنی‌قصّار، عامل‌ گرایش‌ وی‌ به‌ این‌ فرقه‌ دانسته‌اند. گروهی‌ نیز تمایلات‌ شخصی‌ را عامل‌ این‌ ازدواج‌ می‌دانند. بعضی‌ دیگر بر آن‌اند كه‌ آرای‌ وی‌ بر گرفته‌ از نظریات‌ حمدان‌ قرمط‌ * است‌ (مقریزی‌، 1387، ج‌ 1، ص‌ 160).

ادامه مطلب

نوع مطلب : گناوه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یادگاران زابل

تاریخ:پنجشنبه 30 بهمن 1393-10:29 ق.ظ


از راست خلیفه زاده - چنگیز هژبرنیا - اهل خراسان؟ - ؟ - مسعود خلیفه پور - بهمن بهزادی - عباس اسدی - محمدرضا نصیری 1374 تراس خوابگاه دانشجویی


از راست بر فراز کوه خواجه کنار دریاچه هامون زابل - اسدی بهزادی - خلیفه زاده - نصیری و  ؟ 



نوع مطلب : تاریخ جنوب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سنگار افتو

تاریخ:سه شنبه 28 بهمن 1393-01:12 ب.ظ

ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیلم

با سلام و احترام

بازگشت به دعوت نامه شماره 40/93/3/20 مورخ 27/11/1393 برگزاری پنجمین جشنواره سنگار افتو را به شما تبریک می گویم و برای همه شاعران شرکت کننده محلی سرا آرزوی موفقیت در حفظِ فرهنگِ غنی    محلی مان را دارم. امید است در فرصت های آینده بتوانم از نزدیک قدر دان تلاش های پر ارج شما باشم.

دوبیتی زیر را به شما و همه ی شاعران و مهمانان فرهیخته تقدیم می نمایم:

تو ایدونی ! چه وابی وخت جیلُم       (آیا می دانی در وقت درو گندم چه اتفاقی افتاد؟)

گُلِ گندم به رهت و منده عیلُم                  (گل و خوشه ی پُر از  گندم را چیدند و بردند و اینجا فقط                                                                                                         ساقه ی خشکیده ی گندم که به ریشه اش پابند است (عیلُم) مانده است)

  مُنُم عیلُم زِر افتو مِن غریبی                   (من هم مانند ساقه ی زرد و خشکیده گندم در زیر آفتاب و در غریبی هستم)

هَمَش مِن فگرِ لیراوی و دیلُم                   (ولی با همه ی وجودم در فکر و اندیشه ی (سرسبزی)                                                     و شکوفایی و ثمر دادن به زادگاهم لیراوی  و شهرستان دیلُم هستم.)

 

با سپاس

علیرضا خلیفه زاده

27/11/1393

کرج




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :41
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo