تبلیغات
لیـــــــــــــــراوی
 
لیـــــــــــــــراوی
نو یافته هایی از تاریخ و فرهنگ خلیج فارس
درباره وبلاگ


متولد 28 اسفند 1351 در روستای اجدادی ام « باباحسنی جنوبی» از دهستان لیراوی (استان بوشهر ) در ساحل خلیج فارس هستم و الآن دست تقدیر چندیست اقامت در کرج را برایم رقم زده است.

قدم در ساحل پاییز می زد
فلوتی داغ و حزن انگیز می زد
نه تنها از دلش می زد غریبه
خدایا از دل من نیز می زد

مدیر وبلاگ : علیرضا خلیفه زاده
برچسبها
یکشنبه 31 فروردین 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

بهارونه لیراوی + تصویر

یاران سبز : بهار که می آید دل دیگر در قفس سینه دل تنگ نیست ، خیالش پر می شود از پرواز و در میان فصل رویش نفسی تازه می کند ، شاعران با این فصل حرفهای بسیار دارند و شعر خوانی جایگاهی خاص در میان اهالی ادب دوست دارد. چند سالی است در روستای بنه احمد شب شعری بنام بهارونه لیراوی برگزار می گردد ، بهارونه ای که هر سال بهارش تازه تر می شود و نغمه هایش دلنشین تر ، امسال بهارونه لیراوی هفتمین بهار خود را پشت سر گذاشت . این برنامه که با مدیریت امراله خدری یکی از شاعران لیراوی و زاده بنه احمد شکل گرفته است امسال با حضور بزرگان عرصه شعر محلی استان پربارتر بود تا جایی که به قول ظریفی «ملک الشعرای استان» هم پا به این مراسم گذاشت .

در هفتمین بهارونه لیراوی که با خوش آمدگویی ناصر بویراتی آغاز شد ابتدا مهدی بشیری شاعر دیلمی شعرش را به حاضران تقدیم کرد . بشیری با شعر «آرزو» که مضمونی اجتماعی داشت آغازگر شعرخوانی در شب شعر لیراوی بود.

کاش می شد آرزو یک جا نمود          آرزو را پاکتر معنا نمود

این شعر که طلبی است برای رسیدن به روزهای زیبا و بدون جنگ ، این چنین ادامه پیدا می کند:

کاش می شد تا لباسی از خدا        یک به یک پوشیده بر تن ها نمود

مهدی دهقان دومین شاعری بود که در جایگاه قرار گرفت این شاعر جوان گناوه ای هم با یک غزل و یک مثنوی  شب را با شعرهای خود چراغانی کرد .غزل دهقان مضمونی عاشقانه داشت ، غزلی با نام «واگرد»

نیترم بیشِ یو دلتنگ بشینم، واگرد      می کجا رَهتیه ای یار شِرِینم ، واگرد

سپس غلامرضا ابراهیمی که تنش را زلزله شنبه لرزانده بود و تک تازش را دزدان به یغما برده بودند با زبان خاص خود برنامه را ادامه داد.

مبارکی از شاعران لر هم در این مراسم یک غزل و یک شعر محلی خواند . مبارکی این شعر را یک شوخی دانست با هم زبانان لر ، این شاعر  مشکلات روز جامعه را در شعر خود به طنز گرفته بود .

مختار تنگسیری از باتجربه های شعر از دیلم برنامه را با شعر مذهی «انتظار »پیش برد.

همه ی جمعه یل انتظار دلم   هَوَی دیدنت بی قرارِ دلم

این بیقراری که از ندیدن یار است در ادامه حرف از فرار دل از سینه دارد:

شَق ایخهِ وسینه بتنِگه دِرای    دَ تاب و توونی ندارِ دلم

خانم عزت خلیفه زاده از باباحسنی ، روستای همجوار بنه احمد با یک غزل و یک شعر محلی همه را میهمان کرد. جهانگیر اژدری شب را به سوی طنز پیش برد و نجفقلی محمودی از برازجان (انگالی)فضای مجلس را تغییر داد و صدای خنده را جایگزین حس شاعرانه مجلس نشینان کرد.

بعد از این برنامه برای دقایقی به سوی خاطرات شادروان اله کرم افتخاری  رفت که این قسمت هم توسط سید نواب موسوی یکی از هنرمندان برجسته استان در عکاسی تدارک دیده شده بود. موسوی در سالی که گذشت کاندیدای سیمرغ طلایی در قسمت عکس بود که علی رغم شایستگی به آن نرسید.

با ورود خانمها عسکری و معصومه خدادادی برای ادامه برنامه ، بار دیگر مجلس به سوی شعر متمایل شد که در این بین شعر زیبای خدادادی که تلنگری بود بر رفتار گروه ۵+۱ در جریان هسته ای و زلزله دشتستان نشان از توان این شاعره استان داد .این شعر تشویق حضار را در پی داشت.

مِنمِنی تحریم امریکا یه حَل    دَفه رِیمو زلزله هم خَرده پَل

علیرضا خلیفه زاده یکی از نویسندگان برجسته استان و نویسنده کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم که دست توانایی هم بر شعر دارد ابتدا نگاهی گذرا بر تاریخ[ادبیات لیراوی و شاعران معاصر آن] انداخت و سپس با یک غزل و چند دوبیتی محلی جایگاه را ترک کرد.

اصغر شمسی پور یکی از افرادی است که یک پای شب شعر بهارونه بنه احمد و لیراوی بوده است .شمسی پور در این شب هم با شعر اجتماعی «گرونی» که نگاهی انداخته بود به وعدهای دولت برای کنترل گرانی همه را میهمان کرد.

قشنگ اومه که سیمون کارسونی    چه خَش معنا که سی مردم گرونی

و در آخر به سراغ قیمت مرغی رفت که حالا حالاها باید با خیالش طی شود:

چِنو منها و جمع کِرد تقسم    که قیمت مرغ وابی کهکشونی

محمد غلامی یکی از باتجربه های دشتستان هم از میهمانان این برنامه بود غلامی که از محل کار خود از کنگان به این مراسم آمده بود یکی از شعرهای معروف خود را خواند.

لَولته تاگل دلخواه نادن     ری پهنه جگر مو آه نادن

چشلته تا که میخواسن بسازن     دو تا دریا میون ماه نادن

سید طالب هاشمی (از خشت فارس) که با شعرهای محلی خود نامی نیک در میان شاعران برجسته استان دارد هم از میهمانان خاص این شب شعر بود که سروده خود را به حاضران تقدیم کرد ، شعری خطاب به فرج اله کمالی که این شعر هم مضمونی اجتماعی داشت.

ای کمالی ای کمالت بی مثال        ای دلت مثل دل طالب بلال

 با ورود امراله خدری میزبان برنامه پشت تریبون ، برنامه به لحظات پایانی خود نزدیک شد .خدری شعری را خواند که مورد تشویق مداوم حاضران قرار گرفت «گفتی بِیار ، آوُردمه » که در قسمتی از آن اشاره داشت به حضور شاعران محلی سرای استان که به منظور شعر خوانی به شب شعر بهارونه دعوت شده بودند.

خدری شعر خود را با این پیام آغاز کرد ؛پیامی که قصد داشت ثابت کند گفته هایش در این شعر همراه با اسناد تاریخی است.

یه پَیومی سی شما اُمشو وَ یار آوُردمه    وصفِ حالی شاخصِ تذکره دار آوُردمه

و در پایان شاعر رو به عاشقان می کند و به آنها شعرهای عاشقانه ناب را تقدیم می کند:

گندمینه ی ایگه بی بیخ تیش خدری بگو    شعر فایز ، بیت باکی سی نگار آوردمه

 و اما پایان دفتر شب شعر بهارونه لیراوی را ایرج شمسی زاده با تشویق بدون توقف حاضران امضا کرد. ایرج شمسی زاده که ماه هاست با بیماری دست و پنجه نرم می کند همچنان کلمات در کامش به خوبی به بازی گرفته می شوند ، شناخت کافی و شاید بیش از اندازه شمسی زاده از زبان مادری از این نابغه محلی سرایی یکه تازی بی همتا در عرصه شعر محلی به وجود آورده است.« بیو بارون» یکی از  شعرهایی بود که ایرج شمسی زاده در این مراسم خواند .

هلاکُم ، تشنه یم ، بی جون ، بیو بارون     بشورم مِی کُناری زرغر طیفون ، بیو بارون

شمسی زاده در ادامه اشاره ای داشت به خاطرات خود و گروهی از دوستان و استاد بهزادی در ایام جوانی در سبزه زارهای روستای تل تل که در نزدیکی گناوه قرار دارد .شمسی زاده می گوید : در هوای دوستان سروری از برای قد رعنای دوستم خواندم که ناگهان با صدای کِل خانمهای اطراف همراه شد .شمسی زاده با شعر «عَیدِه بَیو» که به گفته خودش پیش از انقلاب و در شیراز سروده بود حس بهار را بهاریتر از چهچه هر پرنده ای به صدا در آورد.شعر شمسی زاده دارای چنان قدرتی است که مخاطب را در دل خود جای می دهد.

نوروز اِیا اُمرو صَوا آخِر زِمِستونه بیو    بِندِشک دور گَندُمَل مَی بُلبُل ایخونِه بیو

و سر انجام ضرب آهنگ شعر «هَمار »می شود و به طبع آن آواز «ایرجو »هم متفاوت :

اَی پَرپَروک یارم بِجو هَمار مِن گوشش بُگو   عَیدِ بیَو تَی «ایرجو»سیت عَیدی ایسونِه بِیو

در حاشیه:

این برنامه با نقاط قوتش حاضران را گرمی بخشید ولی سرمای شدید در دقایق پایانی تاب توان ریش سفیدها را گرفت.


برای انجام این مراسم عبدالحسین خواجه گیری ، عبدالرسول داریوشی و رضا خواجه گیری از روستای خواجه گیر ، اکبر لیراوی از روستای باباحسنی و محسن خواجه گیری از فعالان روستای بنه احمد سنگ تمام گذاشتند.

ایرج-شمسی-زاده..ابراهیمیبشیریدهقانمبارکیجهانگیر-اژدریمحمودی..محمد-غلامیعسکریاصغر-شمسی-پورعلیرضا-خلیفه-زاده شمسی-زاده.هاشمی.خدریسید-طالب-هاشمیخلیفه-زادهخدادادیتنگسیریامراله-خدریایرج-شمسی-زاده






نوع مطلب : نوروزانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 فروردین 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

تأسیس تلگرافخانه و کنسولگری انگلستان در بنادر و جزایر هرمزگان

                                                                                غلامرضا زعیمی

   چکیده:

بدنبال مشخص شدن نقاط ضعف انگلستان پس از بیداری ایرانیان بویژه بدنبال پیروزی در ماجرای رویتر و رژی ، بریتانیای کبیر سیاست تازه ای را در ایران آغاز کرد.ضرورت حفظ هندوستان و رویارویی با عثمانی خلیج فارس را به عنوان(( منطقه هارت لند)) در آورد.تا انجا که با تسلط بر این دریا همواره ایرا را مورد فشار و تهدید قرار میداد. انگلستان نه فقط برای حفظ مستعمرات خود در هند بلکه فی النفسه به خلیج فارس نیز توجه داشت. در واقع انگلستان خلیج فارس را به خاطر خلیج فارس می خواست. بنابر این، نمی توان تنها به این گفته بسنده کرد که "خلیج فارس دروازه ورود به هند" به شمار می آمد بلکه این دریا به خودی خود نیز حائز اهمیت بود چرا که بخش غیر قابل انکاری از منافع دولت بریتانیای بزرگ در آن قرار داشت. این منافع به قدری ارزشمند بود که می ارزید حتی این دولت امتیازات خود در ایران مرکزی از جمله رژی و رویتر را از دست بدهد اما در حاشیه امن خلیج فارس موقعیت ها و موفقیت های تازه ای را به دست آورد. سرانجام وقتی روس ها موفق شدند" ناوگان حربیه" و "سفاین تجاریه" خود را به خلیج فارس برسانند. (اواخر قرن نوزدهم و اوایل سده ی بیستم میلادی) امضای توافق نامه ی ریوال در 1907 م / 1325 ق و تقسیم ایران به منطقه نفوذ انگلیس در جنوب، منطقه به ظاهر بی طرف در مرکز و منطقه نفوذ روسیه در شمال، منافع انگلستان در خلیج فارس تثبیت  شد.از این پس این دولت به منظور سیطره کامل بر منطقه و انتقال سریع اخبار و اطلاعات و گرفتن نظر فوری از لندن و هندوستان تاسیسات تازه ای در خلیج فارس برخی جزایر ،کرانه ها و پس کرانه های آن ایجاد نمود که می توان به تاسیسات تلگرافخانه در مسقط،جزایر هنگام و قشم و بنادر جاسک و بندرعباس و امتداد آن از طریق کرمان و اتصال به تهران اشاره نمود.

انگلستان تلاش خود را برای ایجاد تلگرافخانه در بنادر و جزایر خلیج فارس در سالهای نخستین دهه ی هشتاد سده ی سیزدهم قمری آغاز کرد لذا در سال 1280 ق/1863 م کمپانی تلگراف هند و اروپا مشغول سیم کشی از هند به خلیج فارس شد. در سال 1281 ق این سیم به ایران رسید.

کنسولخانه های انگلستان در شهرهای متعدد ایران بویژه اصفهان، یزد ، کرمان ،مشهد ، شیراز و بندرعباس تشکیل شد که هر یک از آنها زیر نظر سفارتخانه ی این کشور در تهران اداره می شد و بنا به مقتضیات زمانه برخی از این کنسولگری ها به صورت مستقیم با لندن ارتباط برقرار می کردند. در این خصوص کنسولگری های  بریتانیا در خلیج فارس ( بوشهر و بندر عباس) از اهمیت زیادی برخوردار بودند.

تلاش دولت بریتانیا برای تأسیس کنسولگری در بندرعباس از سال 1320ق / 1902م آغاز گردید. برای این منظور نامه های متعددی میان سفارت انگلستان و وزارت امور خارجه ایران (به وزارت نصرالله مشیرالدوله) رد وبدل شده است.

کلید واژهای این پژوهش عبارتند از: ایران، خلیج فارس، بنادر و جزایر، انگلیس، تلگرافخانه، کنسولگری و عصرمشروطه.

 مقدمه

عصر مشروطه متأثر و تأثیر گذار بر بسیاری ازتحولات اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی وسیاسی ایران زمین است که میتوان دومرحله پیشینی وپسینی را برای آن درنظرگرفت.درتحلیل تاریخی ازوقایع دوره مشروطه - خواهی ایرانیان هر گاه به پیش از مشروطه نظر افکنده شود ناگزیر می بایست ایران عصر قاجار بویژه جنگ های ایران و روس، پیمان نامه های ایران- انگلیس و ایران- فرانسه و همچنین قراردادهای ایران با سایر دول آسیایی و اروپایی بویژه عثمانی مورد کنکاش قرار گیرد. حتی برای شناخت این دوره می بایست چرخش قدرت در جهان پرتلاطم آن روز و در نتیجه هم پیمانی طرفهای قرارداد با ایران با رقبای سابق خود که در واقع برای دفع آنها ایران نیز به بازی قدرتها کشانده شد را مورد بررسی قرار داد. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 فروردین 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
بوشهر در 1894

عکس/ بوشهر در 120 سال پیش
این تصاویر که برای اولین بار منتشر میشود مربوط به بوشهر و کنسولگری انگلیس در بوشهر در 120 سال پیش و در سال 1894 میلادی است و توسط عکاسی انگلیسی گرفته شده است.

 



منبع: سیرانا
میدان فوتبال در بالا دیده می شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 فروردین 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
مشهور است طایفه جاگیرو با نام خانوادگی جاگرانی ساکن منطقه دشتی  با طایفه خواجه گیری (خاجی ری تلفظ بر وزن مابینی) در چند روستای بلوک لیراوی  در شهرستان دیلم استان بوشهر با هم قرابت دارند .
 در حافظه مردم لیراوی در خصوص طایفه خواجه گیری دو ضرب المثل دیده می شود که یک ضرب المثل   بابی تاریخی را برروی ما می گشاید  مانند : خاجی ریم  کارد و نمک . ([ای پرنده ی شوم ] ما خواجه گیری هستیم [سرت رت می بریم با] کارد و نمک . 

ضرب المثل دیگر   " خاجی ریم  مشک الوس " قرینه ای هست برای اثبات قرابت دو طایفه موصوف زیرا با باورهای اهالی طایفه جاگیرو در ناحیه دشتی نیز  پیوند می خورد. 
ضرب المثل اول که درباور خواجه گیری ها مربوط به حضور اهالی این طایفه در لشکر نادرشاه افشار درهنگام فتح بحرین
می باشد که یک نفر از آنها یک پرنده را درمغازه ای در بازار بحرین می گیرد و چون این پرنده دم غروب صدای نحسی دارد او را تهدید می کنند : ما خاجی ریم و اگر بخواهی به اهالی طایفه ما صدمه ای بزنی با کارد سرت را می بریم و نمک می زنیم. (این باور هنوز در میان اهالی این طایفه مقبول و مشهود است.)
 این ضرب المثل به غیر از  اثبات یک حضور تاریخی،  اگر درمیان جاگیرو ها رایج نباشد می تواند ثابت کند که این دو طایفه (برادرخوانده) قبل از دوره افشار از هم جدا شده اند و ماجرای مشک الوس مرتبط با زمانی است که هنوز در کنار هم بوده اند . همانطور که  روایت آقای حیدر هاشمی در وبلاگ مشک الوسی گویای این موضوع است. 
بعد از شرح مختصر فوق دو روایت زیر را از وبلاگ های جاگیرو و مشک الوسی برایتان نقل می کنم . با سپاس از دوست خوبم آقای محسن خواجه گیری که وبلاگ مشک الوسی  را معرفی کردند . البته این نکته را نیز اشاره کنم که در هنگام بررسی طوایف کرد و ترکمن در دوره ترکمانان قراقویونلو و آق قویونلو نام طایفه جاگیرلو  را می بینیم که شاید به ریشه ی این روایات بتوان ارتباطی برقرار کرد :
mashkeeloosiajaagearoo.persianblog.ir

jaagearoo.parsiblog.com

« وبلاگ  مشک الوسی  در مورد خانواده ایی بزرگ از طایفه بزرگ جاگیرو می باشد 

خانواده ایی که خاستگاه اصلی انان ناحیه کرد نشین  این کره خاکی به نام کردستان  می باشد زندگی می کنند وتعدادی 

هم بر اثر اتفاقاتی به نقاط دیگر کشوریعنی به جنوب کشوربوشهر (یعنی جنابه یا گناوه ودیلم امروزی ) منتقل می شوند 

,بر اثر حوادثی که از قبل گفتم  از این سه برادر:

یکی به کردستان وناحیه کردها, محل تولد زندگی اجدادش  برمی گردد 

یکی هم از در گناوه ودیلم

 ودیگری هم درناحیه  دشتی ودشتستان بوشهر زندگی میکند 

ما فقط از نوادگان دو برادری که در استان بوشهر زندگی می کنند (که تعدادی هم از انان در اهواز واصفهان وفارس وخوزستان ... هستند ) [اطلاع داریم].

اما از دیگر برادر ومابقی طایفه ی جاگیرو که در کردستان زندگی می کنند اطلاع چندانی در دست نداریم.

  شمایی که از این طایفه هستید چه از این سه برادر چه از دیگر خانواده های طایفه ی جاگیرو ودر هر نقطه از این سرزمین زندگی می کنید مشخصات خود وادرس خود را برای مامبذول نمایید .»

                                                          

 ماجرای مشک الوس  طبق روایت وبلاگ جاگیرو: 

(ک خانواده  از  طایفه بزرگ جاگیرو  از میان قوم کرد بامنتقل شدن از کردستان به جنوب کشور (به دلیل مخالفت با حکومت مرکزی )

در منطقه انتقالی [در محل سکونت جدید]  با تاثیر اتفاقاتی در زندگی ایشان ,موجب جدایی انان از یکدیگر می شود.

 طی حادثه ای خواهرشان نا خواسته از بین می برند که کشته فساد وفتنه زن برادرشان شد ,که با حسادتی که برخواهر شوهرش

 روا می داشته و با طرح ریزی نقشه شوم فتنه وفساد موجب از بین رفتن خواهر شوهرش  ومنجر به جدایی این سه برادر می شود 

و انان قرار بر این می گذارند ما که از هم جدا می شویم بیاییم برای اینکه اینده فرزندانمان یکدیگر را راحت پیدا کنند نشانه ای برای خود 

به جا بگذاریم وبه فرزندانمان سینه به سینه بگوییم که اب خوردن در مشک الوسی بر ما حرام است

به این دلیل که یک عوامل دخیل در مرگ خواهرمان استفاده از مشک الوسی یا مشک سیاه وسفید بوده است .

و تا حال اب خوردن در این مشک بر خود حرام کرده ایم. وهر کس از این طایفه می باشد مشخصات وادرس خود را  به ما ارسال کند)

 





نوع مطلب : لیراوی شناسی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده


کتابشناسی آثار محمد ابراهیم باستانی پاریزی

محمد ابراهیم باستانی پاریزی که صبح روز سه شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۳ دیده از جهان فرو بست، آثار متعددی در حوزه فرهنگ و ادب این سرزمین از جمله کرمان به یادگار گذاشته است.

محمد ابراهیم باستانی پاریزی صبح روز سه شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۳ پس از یک ماه بیماری کبد در بیمارستان مهر تهران دیده از جهان فرو بست. زنده یاد دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی نویسنده، مورخ و

ادیب برجسته ایران آثار متعددی در حوزه فرهنگ و ادب این سرزمین از جمله کرمان به یادگار گذاشته است.

فهرست کتاب های استاد باستانی پاریزی به این شرح است:

الف- نخستین چاپ آثار مربوط به کرمان

پیغمبر دزدان (چاپ هفدهم 1382) 1324

نشریه فرهنگ کرمان (چاپ کرمان) 1333

راهنمای آثار تاریخی کرمان (چاپ کرمان) 1335

دوره مجله هفتواد (چاپ کرمان) 1337 - 1336

تاریخ کرمان (تصحیح و تحشیه تاریخ وزیری، چاپ چهارم، 1374) 1340

منابع و مآخذ تاریخ کرمان 1340

سلجوقیان و غز در کرمان (چاپ دوم 1373) 1343

فرماندهان کرمان (تصحیح و تحشیه تاریخ شیخ یحیی، چاپ سوم، 1371) 1344

جغرافیای کرمان (تصحیح و تحشیه جغرافی وزیری، چاپ پنجم، 1384) 1346

گنجعلی خان (چاپ سوم 1367) 1353

وادی هفت واد (انجمن آثار ملی، جلد اول) 1355

تاریخ شاهی قراختائیان 1355

تذکره صفویه کرمان 1369

صحیفه الارشاد (پایان صفویه) 1384

ب ــ مجموعه هفتی (سبعه ثمانیه)

خاتون هفت قلعه (چاپ ششم 1380) 1342

آسیای هفت سنگ (چاپ هفتم 1383) 1350

نای هفت بند (چاپ ششم 1381) 1353

اژدهای هفت سر (چاپ پنجم 1384) 1355

کوچه هفت پیچ (چاپ ششم 1370) 1355

زیر این هفت آسمان (چاپ پنجم 1368) 1358

سنگ هفت قلم (چاپ سوم 1368) 1358

هشت الهفت (چاپ دوم 1370) 1363

ج ــ سایر کتب:

یادبود من (مجموعه شعر) 1327

ذوالقرنین یا کوروش کبیر (ترجمه، چاپ نهم 1384) 1330

یاد و یادبود (مجموعه شعر، چاپ دوم، 1364) 1341

محیط سیاسی و زندگی مشیرالدوله (چاپ دوم، جیبی 1341) 1341

اصول حکومت آتن، ترجمه از ارسطو 1341 (با مقدمه استاد دکتر غلامحسین صدیقی، چاپ چهارم 1383)

تلاش آزادی (چاپ هفتم 1383، برنده جایزه یونسکو) 1347

یعقوب لیث (چاپ هشتم 1382) 1344 (این کتاب به زبان عربی ترجمه و در قاهره چاپ و منتشر شده است. 1976)

شاه منصور (چاپ ششم 1377) 1348

سیاست و اقتصاد عصر صفوی (چاپ پنجم 1378) 1348

اخبار ایران از ابن اثیر (ترجمه الکامل، چاپ دوم 1364) 1349

از پاریز تا پاریس (چاپ هشتم 1381) 1351

شاهنامه آخرش خوش است (چاپ ششم 1383) 1350

حماسه کویر (چاپ چهارم 1382) 1356

تن آدمی شریف است...1357

نون جو و دوغ گو (چاپ پنجم 1383) 1357

جامع المقدمات (چاپ دوم 1367، جلد دوم 1373) 1363

فرمانفرمای عالم (چاپ چهارم 1377) 1364

از سیر تا پیاز (چاپ سوم 1379) 1367

مار در بتکده کهنه (چاپ سوم 1380) 1368

کلاه گوشه نوشین روان (چاپ سوم 1380) 1369

حضورستان (چاپ دوم 1370) 1369

هزارستان (چاپ دوم 1382) 1371

ماه و خورشید فلک (چاپ دوم 1376) 1371

سایه های کنگره (چاپ دوم 1376) 1371

بازیگران کاخ سبز (چاپ دوم 1384) 1373

پیر سبزپوشان (چاپ دوم 1379) 1373

آفتابه زرین فرشتگان (چاپ دوم 1377) 1373

نوح هزار طوفان (چاپ دوم 1380) 1375

در شهر نی سواران (چاپ دوم 1378) 1377

شمعی در طوفان (چاپ دوم 1383) 1378

خود مشت مالی 1378

محبوب سیاه و طوطی سبز 1378

درخت جواهر (چاپ دوم 1383) 1379

گذار زن از گدار تاریخ (چاپ دوم 1384) 1381

کاسه کوزه تمدن 1381

پوست پلنگ 1381

حصیرستان (چاپ دوم 1384) 1382

بارگاه خانقاه 1384

هواخوری در باغ با گوهر شب چراغ 1384

گرگ پالان دیده 1390


محمد ابراهیم باستانی پاریزی در سوم دی‌ماه ۱۳۰۴ هـ. ش در پاریز، از توابع شهرستان سیرجان در استان کرمان متولد شد. وی تا پایان تحصیلات ششم ابتدایی در پاریز تحصیل کرد و در عین حال از محضر پدر خود مرحوم حاج آخوند پاریزی هم بهره می‌برد.

پس از پایان تحصیلات ابتدایی و دو سال ترک تحصیل اجباری، در سال ۱۳۲۰ تحصیلات خود را در دانشسرای مقدماتی کرمان ادامه داد و پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۲۵ برای ادامهٔ تحصیل به تهران آمد و در سال ۱۳۲۶ در دانشگاه تهران در رشتهٔ تاریخ تحصیلات خود را پی گرفت.

در ۱۳۳۰ از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و برای انجام تعهد دبیری به کرمان بازگشت. در همین ایام با همسرش، حبیبه حایری ازدواج کرد و تا سال ۱۳۳۷ خورشیدی که در آزمون دکتری تاریخ پذیرفته شد، در کرمان ماند.

باستانی پاریزی دورهٔ دکترای تاریخ را هم در دانشگاه تهران گذراند و با ارائهٔ پایان‌نامه‌ای دربارهٔ ابن اثیر دانشنامهٔ دکترای خود را دریافت کرد.

وی کار خود را در دانشگاه تهران از سال ۱۳۳۸ با مدیریت مجله داخلی دانشکده ادبیات شروع کرد و تا سال ۱۳۸۷ استاد تمام‌ وقت آن دانشگاه بوده و رابطهٔ تنگاتنگی با این دانشگاه داشته ‌است.





نوع مطلب : مشاهیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 10 فروردین 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده


ریچارد نلسون فرای ایرانشناس برجسته درگذشت
ریچارد نلسون فرای، ایرانشناس و شرق شناس برجسته آمریکایی، در سن 94 سالگی در شهر بوستون درگذشت.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) فرای که بنیانگذار کرسی مطالعات ایرانی در دانشگاه های کلمبیا و هاروارد بود و نوشته‌های فراوانی درباره تاریخ ایران داشت، دیروز (پنجشنبه) درگذشت. از او به عنوان برترین ایرانشناس معاصر جهان یاد می شود. وی دکترای تاریخ خود را از دانشگاه هاروارد در سال 1946 دریافت کرد که رساله دکترای او درباره تاریخ بخارا بود. ریچارد نلسون فرای از سال 1948 تا 1990 عضو هیات علمی دانشگاه هاروارد بود و به عنوان استاد میهمان در کشورهای مختلف به تدریس پرداخت و از جمله از سال 1970 تا 76 استاد میهمان دانشگاه شیراز بود. «ایران بزرگ» از جمله آخرین کتاب‌های وی بود که سال 2005 منتشر شد. «پرشیا» در سال 1969، «متدولوژی جدید در ایران شناسی» به زبان آلمانی در سال 1974، «دوران طلایی ایران: اعراب در شرق» در سال 1988 شماری از آثار وی درباره ایران و ایران‌شناسی است. ریچارد فرای پیشتر اعلام کرده بود که پس از مرگش، او را در حاشیه زاینده رود اصفهان دفن کنند.




نوع مطلب : مشاهیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 اسفند 1392 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
دوستان خوبم 

سال نو 

و نوروز 1393 

بر شما مبارک باد 


نه تنها ابر لطف ارزنده کرده 

نه تنها گل به رویم خنده کرده
 
بهار امسال بعد از روزگاری 

تو را در خاطر من زنده کرده





نوع مطلب : نوروزانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 اسفند 1392 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
می آمد و 
ستاره ها 
پیش پایش خاک می شدند 

می رفت 
ستاره ها 
پشت سرش 
... 
     (زبانم لال!)




نوع مطلب : دفتر شعر من ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 اسفند 1392 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
غروب 
با سرانگشت اشک 
بر ماسه ها 
مرثیه می نویسم 

ای باد "شَرطه" های شهر مرا 
                               تا کجا می بری؟

از این این جزیره 
آیا 
    تا ساحل بندر لیلی نمی روی؟

شاید این ماسه ها 
در دستهای او 
قصری 
برای بازگشت من 
                         گشت! 

* شَرطه/ شَرته : ریزه های ماسه که باباد جا به جا می شوند. 




نوع مطلب : دفتر شعر من ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 اسفند 1392 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
گناوه آنلاین- حسین غلامی: رئیس شورای مرکزی جشن فرهنگ گناوه گفت: برنامه های چهارمین جشن فرهنگ گناوه با گشایش نمایشگاه مردم شناسی در فرهنگسرای اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان گناوه از امروز ۱۷ اسفند ماه آغاز شد.
برنامه‌های چهارمین جشن فرهنگ گناوه با گشایش نمایشگاه مردم شناسی آغاز شد

غلامحسین دریانورد  با بیان این مطلب اظهار داشت: امروز همچنین نمایشگاه عکس آثار شادروان الله کرم افتخاری از هنرمندان برجسته شهرستان گناوه و استان بوشهر آغاز به کار می کند و هر دو نمایشگاه نیز در ساعت ۹ صبح گشایش یافت که ساعات بازدید از آنها ۹ تا ۱۳ و ۱۶ تا ۲۰ شب است.

دریانورد بیان داشت: در نخستین روز از جشن فرهنگ گناوه نمایشگاه عکس با قابی از گناوه در ساعت ۱۷ بعد از ظهر در پارک هنرمندان گشایش می یابد و ساعات بازدید از این نمایشگاه نیز ۱۷ تا ۲۲ شب است.

وی ادامه داد: این سه نمایشگاه از امروز ۱۷ اسفند ماه تا آخرین روز چهارمین جشن فرهنگ یعنی ۲۳ اسفند ماه در فرهنگسرا و نگارخانه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان گناوه و پارک هنرمندان واقع در بلوار خلیج فارس در ساعات یاد شده پذیرای علاقمندان به فرهنگ گناوه است.

برگزاری شب شعر بندر

دریانورد اضافه کرد: در دومین روز از چهارمین جشن فرهنگ گناوه شب شعر این بندر عزیز از ساعت ۱۹ تا ۲۱ به همت هنرمندان انجمن ادبی و در سومین روز نیز شب آواهای محلی از ساعت ۱۹ تا ۲۱ به همت هنرمندان انجمن موسیقی گناوه در مجتمع فرهنگی هنری خلیج فارس برگزار می شود.

وی تصریح کرد: کارگاه نویسندگی خلاق از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در سالن پلاتو اداره ارشاد و جشنواره تئاتر سطحه از ساعت ۱۶ تا ۱۸ در اسکله صیادی گناوه در مجاورت پارک خور از دیگر برنامه های سومین روز چهارمین جشن فرهنگ گناوه خواهد بود که جشنواره تئاتر سطحه از۱۹ تا ۲۱ اسفند ماه در زمان و مکان یاد شده ادامه دارد.

دریانورد اظهار داشت: در چهارمین روز جشن فرهنگ گناوه فیلم سینمایی مروا در مجتمع فرهنگی و هنری خلیج فارس در ساعت ۱۹ اکران خواهد شد؛ همچنین نشست چگونه کتاب خود را منتشر کنیم و معرفی آثار در سالن پلاتو اداره ارشاد از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در این روز برگزار می شود.

برگزاری همایش تاریخ و فرهنگ گناوه

وی عنوان کرد: در پنجمین روز جشن فرهنگ گناوه فیلم سینمایی بالابان ساعت ۱۹ در مجتمع فرهنگی هنری خلیج فارس اکران می شود؛ صبح این روز نیز کارگاه نقد عکس از ساعت ۱۰ در سالن پلاتو، فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار خواهد شد.

دریانورد خاطر نشان ساخت : در ششمین روز از چهارمین جشن فرهنگ نیز ابتدا هم اندیشی تئاتر سطحه در ساعت ۱۰ در سالن پلاتو اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و سپس همایش تاریخ و فرهنگ گناوه در ساعت ۱۸ در مجتمع فرهنگی هنری خلیج فارس بندر گناوه آغاز به کار می کند.

رئیس شورای مرکزی جشن فرهنگ گناوه در پایان گفت: در هفتمین و آخرین روز از چهارمین جشن فرهنگ گناوه ابتدا نمایشنامه خوانی خانه پدری در ساعت ۱۰ در سالن پلاتو اداره ارشاد و سپس همایش تاریخ و فرهنگ گناوه در ساعت ۱۸ در مجتمع فرهنگی هنری خلیج فارس و در ساعت ۲۱ به کار خود پایان خواهد داد.





نوع مطلب : گناوه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 اسفند 1392 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
مراسم ختم سید محسن پور فاطمی از سادات جلیل القدر کاکی دیروز(92.12.12) در تهران برگزار شد برای عرض تسلیت به برادر بزرگوار ایشان سید محمد مهدی (مجتبی) پورفاطمی نماینده مردم شریف دشتی و تنگستان و دوست دیرینه ام سید محمد (سید حامد ) به آنجا رفتم. دوستان انجمن بوشهر های مقیم تهران و از شهر های مختلف همه به میدان فاطمی مسجد نور آمده بودند. نمایندگان ادوار حاج شکرا... عطارزاده ، دکتر جلالیان ، آقای قیصر صالحی در این مراسم با تواضع خاصی همراهی داشتند. آقای علی خلیجی از دیلم ، یونس خسروانی و محمود خدری و مجتبی عوض پور از گناوه  و  عباس علوی نژاد فرماندار اسبق گناوه و  دکتر محمدجواد حق شناس و ... برای ابراز همدردی به آین مراسم ختم  آمده بودند. 
 آقای یونس خسروانی به من اطلاع داد که دوستان مان در گناوه برای روز پنجشنبه عصر از ساعت 3 تا 5 در مسجد شهیدان خسروی مراسمی را برنامه ریزی کرده اند  که حاکی از قدر دانی مردم گناوه از این خاندان جلیل القدر می باشد. 



لینک سایر عکس ها در سایت دلیران تنگستان و سری اول و سری دوم 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به همت داریوش راستی خیّر مدرسه ساز دیلمی انجام گرفت

به همت داریوش راستی خیّر مدرسه ساز دیلمی انجام گرفت
مراسم کلنگ زنی سالن گل بال دبستان استثنایی شکوفه های شهرستان دیلم صبح امروز با حضور فرهنگیان و مدیریت آموزش و پرورش شهرستان دیلم انجام شد.

به گزارش دیلم پرس ، مراسم کلنگ زنی سالن گل بال دبستان استثنایی شکوفه های شهرستان دیلم صبح امروز با حضور فرهنگیان و مدیریت آموزش و پرورش شهرستان دیلم انجام شد.

این سالن قرار است به همت  خیر مدرسه ساز دیلمی مهندس داریوش راستی، جهت استفاده دانش آموزان نابینای دبستان استثنایی شکوفه های شهرستان دیلم ساخته شود.

داریوش راستی که سابقه تدریس در مدارس شهرستان دیلم را هم در کارنامه دارد اکنون در شرکت پتروشیمی مشغول به کار بوده و ساکن شهرستان بهبهان استان خوزستان می باشد.

 

رضا عبدالهی رئیس آموزش و پرورش شهرستان دیلم در این مراسم ضمن خیر مقدم به حضار از حرکت خداپسندانه آقای راستی تقدیر کرد.

عبدالهی با اشاره به این موضوع که 4 دانش آموز نابینا در این مدرسه تحصیل می کنند افزود: با توجه به محدود بودن سرانه دانش آموزی و نبود بودجه لازم تا کنون امکان ساخت سالن ورزشی مخصوص نابینایان در این مدرسه فراهم نشده بود.

همچنین داریوش راستی خیر مدرسه ساز نیز در سخنانی با اشاره به اینکه خدمت به دانش آموزان نابینا که در شرایط خاص و ویژه ای تحصیل می کنند یک توفیق ویژه الهی است افزود: از مجمع خیرین و مدیریت آموزش و پرورش شهرستان دیلم که فرصت انجام این خدمت را برای بنده مهیا کردند سپاسگزارم.

گفتنی است داریوش راستی در عرصه فضای مجازی و وبلاگ نویسی هم فعال بوده و مدیر وبلاگ محبوب دیلُمیَل می باشد.

 

 






نوع مطلب : دیلم پژوهی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چکیده مقاله پذیرفته شده در دومین همایش سلجوقیان - انجمن ایرانی تاریخ

سیر تحولات پس کرانه های خلیج فارس در عصر سلجوقیان با تکیه بر نواحی کوه گیلویه ، زیدان و مهروبان

علیرضا  خلیفه زاده

آرمیندخت امین

ناصر ادیبان

   ارجان از ولایات و شهرهای آباد در دوره آل بویه بود که در دورۀ سلجوقیان تبدیل به ویرانه ایی گردید و کم کم تا پایان این دورۀ تاریخی نامش از جغرافیای ایران حذف گردید. عوامل طبیعی ، سیاسی ، مذهبی و اجتماعی بسیاری در افول این شهر و جای گزینی و اتلاق نام فراگیر کوه گیلویه (جبل جیلویه ، کوه جیلویه) بر آن ناحیه تاثیر فراوان داشته اند .

   اگرچه در قرن چهارم ارجان دارای سه ناحیه ساحلی (شامل شهر درحال افول سینیز ، بندر پررفت و آمد مهروبان و نواحی هندیجان، زیدان و قلعه های مجاور ) مرکزی( شهر ارجان نواحی باشت و مناطق میانه ارجان و رامهرمز) و نواحی کوهستانی (جومه و جبل جیلویه به مرکزیت شهر "زیز" ) بود اما برخی منابع هنگام شرح وقایع دورۀ سلجوقیان ؛ نام "کوه گیلویه" یا  "کوه گیلویه و زیدان " را برای تمامی این نواحی  (کوهستانی ، مرکزی و ساحلی) به کار می برند . از این رو بررسی اوضاع تاریخی _فرهنگی این ناحیه و تحولات جدیدی که منجر به زوال ارجان و  تسرّی نام کوه گیلویه در دورۀ سلجوقی به جای آن گردید ، هم در پژوهش های خلیج فارس شناسی و هم پژوهش های ایران شناسی دارای جایگاه ویژه ای می باشد. این ناحیه و اهمیت راهبردی آن در برخی از تحرکات اسماعیلیه و جنبش های مردمی ، سر برآوردن نخستین حکومت های محلی در پس کرانه های خلیج فارس ، برآمدن اتابکان فارس و قدرت یابی اتابکان لر بزرگ نقشی مهم دارد به طوری که می توان آن را سر منشأ دوره ای جدید از  پیدایش حکومت های محلی در پس کرانه های خلیج فارس و جنوب غربی ایران دانست .

   این پژوهش با تکیه بر منابع تاریخی و ادبی دست اول و منابع پژوهشی معاصر و به روش تحلیلی استقرایی، بسیاری از نقاط تاریک این دوره 95 ساله (543- 448) را روشن می کند . زیرا این منطقه با وجود افول شدید و خرابی محسوس شهرها و آبادی ها ، ناامنی ها ی بسیار در نواحی ساحلی و عدم حضور متمرکز و مقتدرانه سلجوقیان ؛ می توان آن را سر منشأ دوره ای جدید از  پیدایش حکومت های محلی در پس کرانه های خلیج فارس دانست .

کلید واژه: ارجان ، حکومت محلی ، خلیج فارس ، زیدان ، سلجوقیان ، کوه گیلویه ، مهروبان .





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 اسفند 1392 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
چکیده مقالات دومین همایش بین المللی «فرهنگ و تمدن ایران در دوره سلجوقیان» 


دومین همایش بین المللی «فرهنگ و تمدن ایران در دوره سلجوقیان» چهارشنبه و پنجشنبه 7 و 8 اسفند برگزار می شود. چکیده مقالات این همایش منتشر شده است و در روزهای همایش در اختیار شرکت کنندگان قرار خواهد گرفت.

تاریخ ایران در دوره حکومت خاندان سلجوقی و حکمرانان تابع، دوره ای منحصر بفرد بین مقطع بالندگی فرهنگ و تمدن جوامع اسلامی و تهاجم گسترده اقوام مغول به این جوامع بود. در این دوره تاریخی نظام اجتماعی و ساختار و عملکردهای نهادهای آن چنان قوام و استواری یافتند که تا دوران معاصر وجوهی از حیات جمعی ایرانیان را کم و بیش زیر تاثیرات آشکار و پنهان داشت. از این رو، است که در نظر برخی از صاحب نظران، شناخت تبار شماری از مسایل جامعه کنونی با ارجاع به خاستگاه ها و شرایط آغازین شکل گیری آن مقوله ها در دوره ای مهم چون زمانه مورد نظر در این گفتار است. سده های پنجم و ششم هجری قمری در تاریخ ایران، از چنان موقعیت مهمی برخودار است که کاویدن عالمانه  همه ابعاد جامعه آن دوره، نیازمند تلاش جمعی استادان و علاقمندان تاریخ این دوره است. به نظر می رسد یکی از موثرترین شیوه ها برای نیل به پویایی مطالعه تاریخی یک دوره انعقاد مجامع علمی از اصحاب اندیشه و تحقیق باشد، که در فواصلی منظم نقش مدیریت تولید دانش در این عرصه را بر عهده بگیرد. تشکیل مجمع علمی سلجوقی شناسی به عنوان یک رخداد علمی، با این هدف برنامه ریزی و پی گیری می شود. امید است در همایش های بعدی سلجوقی شناسی، گام های موثرتری در پژوهشی کردن این برنامه ها و نیز ترسیم برنامه کلان سلجوقی شناسی در کشور برداشته شود. این امر از طریق هم اندیشی صاحب نظران در قالب چنین برنامه هایی ممکن خواهد شد. 


گردش کار همایش دوم نیز به مانند روال معمول دعوت از کلیه علاقمندان برای ارایه چکیده مقاله و اصل مقاله بود. فراخوان به انگلیسی و ترکی استانبولی نیز ترجمه و اطلاع رسانی شد. اگرچه در سال های اخیر حضور میهمانان خارجی در همایش های داخلی به ناگزیر با هزینه شخصی انجام پذیر بوده است.  


طراحی فراخوان مقالات در این همایش، جهت گیری بیشتری به سوی سه حوزه تاریخ اقتصادی، تاریخ فرهنگی و تاریخ اجتماعی دوره سلجوقیان داشت و با عنایت به برگزاری همایش اول در سال قبل، می توان چنین انتظار داشت که مقالات ارسال شده به نوعی نتایج تحقیقات یک سال گذشته محققان کشور بوده است. محورهای اصلی فراخوان مقالات شامل این موارد بود:


محورهای اجتماعی: مسایل اجتماعی، نهاد خانواده، مهاجرت ها، تغییرات اجتماعی، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، باورها و گرایش های اجتماعی و مباحث زیبایی شناختی، روستانشینی، شهرنشینی، کوچ رویی.


محورهای اقتصادی: سیاست اقتصادی، فرهنگ، سکه ها،  حمل و نقل و راه ها، اقتصاد کشاورزی، اقتصاد تجاری، آراء اقتصادی، علمای زمانه.

محورهای فرهنگی: آموزش، سیاست فرهنگی، آراء و اندیشه های فرهنگی، جریان های فکری، فرهنگ اجتماعی جامعه، کانون های فرهنگی، مناسبات فرهنگی، فرهنگ عامه.


بدیهی است محورهای اعلام شده، تنها چارچوبی برای تعیین موضوعات مورد نظر بود و شورای علمی همایش از کلیه موضوعات پیشنهادی محققان در محورهای کلی همایش استقبال نمود.  بر این اساس بالغ بر 270 چکیده مقاله به دبیرخانه همایش واصل و مورد داوری قرار گرفت و در نهایت 111 چکیده مقاله پذیرفته شد و در مجموعه حاضر منتشر شد. تعداد 90 اصل مقاله به دبیرخانه واصل گردید و پس از طی مراحل داوری بالغ بر 40 عنوان از آن ها پذیرفته شد که شماری از آن مقالات به شکل سخنرانی در دو روز همایش ارایه می گردد. تمام مقالات منتخب نیز در مجموعه ای مستقل بچاپ خواهد رسید.


اینجانب به نمایندگی از انجمن ایرانی تاریخ و  مراکز همکار از تشریک مساعی استادان، همکاران ارجمند هیات علمی و دبیرخانه ای همایش نهایت قدردانی را اعلام می دارم: از ریاست محترم انجمن دکتر داریوش رحمانیان، اعضای هیات مدیره انجمن ایرانی تاریخ، جناب آقای دکتر اللهیار خلعتبری(رئیس شورای سیاست گذاری همایش)، اعضای محترم شورای علمی همایش، اعضای محترم کمیته علمی همایش، دبیر محترم اجرایی سرکار خانم لیدا ملکی و همکاران ارجمند دبیرخانه انجمن. نیز همت حامیان مالی و اداری همایش چون سازمان اسناد و کتابخانه ملی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، خانه اندیشمندان علوم انسانی، موزه مردم شناسی دکتر محمدصادق محفوظی، پژوهشکده تاریخ اسلام، و برخی دیگر موسسات، قابل تقدیر است که با یاریشان این برنامه علمی، به اجرا در می آید. امید است نتایج تلاش های انجام شده به مانند گامی درخور در گسترش و تعمیق مطالعات سلجوقی شناسی در این برهه از زمان منظور  گردد. 


دکتر شهرام یوسفی فر، دبیر علمی دومین همایش بین المللی فرهنگ و تمدن ایران در دوره سلجوقیان

 برای دریافت فابل pdf چکیده مقالات این همایش به بخش ضمایم پایین صفحه سایت انجمن ایرانی تاریخ مراجعه نمایید

متن مقاله مشترک علیرضا خلیفه زاده ،  آرمیندخت امین و ناصر ادیبان را در صفحه 61و62 مجموعه  چکیده مقالات می توانید ملاحظه بفرمایید.




نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 اسفند 1392 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

        

         به قلم : سید حسین میرجهانمردی  وبلاگ دیلمی یل 

امروزه بسیاری از هموطنان به ویژه همشهریان عزیز،  با داشتن تحصیلات عالیه و تجربیات ارزنده ، در خارج از کشور زندگی می کنند.امید است با تدبیر دولت مردان ، شرایطی در مملکت  ایجاد گرددتا مردم بزرگوار ما بتوانند از تخصص فرزندان این آب وخاک ، درکشور خود استفاده نمایند.

        یکی از چهره های موفق حال حاضر ، دکتر عبدالرسول نیکوپور دیلمی است .

        دکترعبدالرسول،  فرزند مرحوم حاج محمدحسن در سال 1324 درشهر بوشهر متولد گردید.

       در سال 1329 بنا به موقعیت شغلی  پدرش، به بندردیلم  سرزمین آباء و اجدادی خود عزیمت نمودند. دوران ابتدایی را در دبستان هدایت و دوره ی اوّل متوسطه را در دبیرستان هدایت  که در آن برهه به ریاست آقای عیسی فهیمی و دبیرانی چون آقایان هوشنگ کازرونی ، عبدالحمید نبوی ، نعمت الله عبادی  و مرحوم علی بخش مرادی اداره می شد، به پایان رسانید.

      ایشان جهت ادامه تحصیل، راهی شهر اهواز شدند  و در سال 1346 از دبیرستان دکتر محمود حسابی موفق  به اخذ دیپلم گردیدند.

       در همان سال با شرکت در کنکور سراسری به دانشگاه جندی شاپور(شهید چمران) اهواز راه یافت و در رشته ی علوم پزشکی مشغول به ادامه تحصیل شد . پس از یک سال به دانشگاه اصفهان منتقل و در رشته ی داروسازی تحصیلات خود را ادامه داد.

       موضوع تز (پایان نامه)  دکتر، بیماران دیابتی بود که در این خصوص به تحقیق ومطالعه پرداخت و پس از دفاع از آن و تایید اساتید، آن را به صورت یک کتاب به رشته تحریر در آورد و در کتابخانه دانشگاه اصفهان به ثبت رسانید که مورد استفاده  اساتید و  دانشجویان قرار گرفت.

      دکتر در سال 1351 موفق به اخذ مدرک دکترای داروسازی گردید.سپس جهت گذراندن دوران مقدس سربازی  با درجه ستوان یکمی ، به بیمارستان ارتش بیرجند اعزام گردید. همزمان در آموزشگاه پرستاری بیرجند  به تدریس دروس فارکامولوژِی (داروسازی) پرداخت. پس از اتمام خدمت سربازی در داروخانه خیام شیراز مشغول به خد مت شد.

        دکتر پس از دوسال به تهران منتقل  و در شرکت تولید دارو به فعالیت خود ادامه داد. در سال 1355 به استخدام سازمان تامین اجتماعی در آمد .بعد از  سه سال به مدیریت مرکز پزشکی شوش تهران منصوب و پس از آن، درشرکت داروسازی پارس دارو به کار خود ادامه داد تا اینکه جهت ادامه تحصیل  به کشور امریکا عزیمت نموده که در آنجا موفق به اخذ مدرک داروسازی بالینی (کلینیکال فارماسیست)شد. وی در سال  2012 به افتخار بازنشستگی نائل گردید.ایشان هم اکنون با مطالعه وتحقیق در  رشته تخصصی خود ، همچنان فعالیت گسترده ای دارد.دکتر عبدالرسول نیکوپوردیلمی در حال حاضر در ایالت کالیفرنیا(شهر ساکرومنتو) آمریکا سکونت دارد ولی ارتباط خود را با زادگاهش قطع نکرده، و در مواقع حضور در ایران ،جهت دیدار دوستان واقوام خود به دیلم هم مسافرتی دارند.

 در پایان ، ضمن تشکر از استاد جعفر توکلی به جهت گردآوری این مطالب،از خداوند بزرگ ، برای دکتر عبدالرسول نیکوپوردیلمی و خانواده گرامی ایشان ، موفقیت و تندرستی آرزومندیم.

به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است.





نوع مطلب : مشاهیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
گفتگوی اختصاصی عصر دیلم با ناصر مظفری

گفتگو با قهرمان هفده ماه مقاومت و مبارزه در زندان های ساواک

گفتگو با قهرمان هفده ماه مقاومت و مبارزه در زندان های ساواکناصر مظفری از شاخص ترین چهره های مبارز و انقلابی شهرستان دیلم می باشد که سابقه 17 ماه مقاومت و مبارزه قهرمانانه در زندان های مخوف رژیم پهلوی و تحمل شکنجه های طاقت فرسای ساواک را در کارنامه خود دارد .در گفتگویی کوتاه با خاطرات و مخاطرات این مبارز انقلابی آشنا می شویم.

به گزارش عصر دیلم ، ناصر مظفری از شاخص ترین چهره های مبارز و انقلابی شهرستان دیلم می باشد که سابقه 17 ماه مقاومت و مبارزه قهرمانانه در زندان های مخوف رژیم پهلوی و تحمل شکنجه های طاقت فرسای ساواک را در کارنامه خود دارد .

 

مظفری دارای مدرک فوق لیسانس ادبیات بوده و از معلمین بازنشسته شهرستان دیلم می باشد. وی در دوران بازنشستگی هم دست از مبارزه نکشیده است و در عرصه جنگ نرم کتابی با عنوان"مناظرات واقعی پیرامون مسائل اعتقادی" در دفاع از عقاید مذهب شیعه و پاسخگویی به شبهات اعتقادی تالیف نموده است که این کتاب تا کنون چهار بار تجدید چاپ شده است.

 

در گفتگویی کوتاه با خاطرات و مخاطرات این مبارز انقلابی آشنا می شویم:

 

1-لطفا خودتان را معرفی نموده و بگوئید از کی و به چه علت وارد عرصه مبارزات انقلابی شدید؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم . بنده ناصر مظفری هستم فرزند غلام. در یک خانواده مذهبی در روستای سیاهمکان از توابع شهرستان دیلم متولد شدم. تحصیلات ابتدایی را تا کلاس نهم در شهرستان دیلم گدراندم و برای ادامه تحصیلات به شهر بوشهر رفتم.

اولین بار هنگام انتخاب مرجع تقلید با نام حضرت امام خمینی(ره) آشنا شدم. وقتی که از محل اقامت ایشان پرسیدم فهمیدم که ایشان توسط شاه تبعید شده اند. همین موضوع بیشتر مرا کنجکاو کرد تا در مورد امام خمینی و شاه تحقیق کنم.

به این ترتیب بیشتر با جنایات شاه و نیز روند مبارزات و سخنان امام خمینی آشنا شدم. به همین دلیل تقریباً از سال 48 به عنوان یکی از مخالفین شاه شروع به فعالیت کردم.

 

2-از چه طریق با جریان مبارزات انقلابی و سخنان امام خمینی آشنا شدید؟

در آن زمان اکثر دیلمی ها مقلّد امام خمینی بودند و اکثراً از طریق آیت الله الهی و شیخ حسن معتمد که از بزرگان مذهبی شهر بودند با افکار ایشان آشنا می شدند. ولی مبارزه علنی خاصی وجود نداشت و اکثر فعالیت ها محدود به جلسات مخفیانه ای می شد که در آنها عملکرد شاه نقد و سخنان امام خمینی بازگو می شد.

 

این روند تا سال 53 یا 54 که بنده برای ادامه تحصیلات به بوشهر رفتم ادامه داشت. در بوشهر با چهره های برجسته انقلابی همچون شیخ مصطفی حسینی ،شیخ ابوتراب عاشوری،شیخ حبیب صداقت و ... آشنا شدم و مسائل بسیاری را از آنها آموختم. از آنجا که متاسقانه در محیط مدرسه بسیاری از معلمان مروج افکار ضد دینی بودند بنده جهت تقویت اعتقادات و باورهای دینی و پاسخگویی به شبهات مطرح شده به مطالعه کتب مذهبی روی آوردم. در خلال این مطالعات و با مشاهده وضع کنونی جامعه بیشتر با جنایات رژیم پهلوی آشنا شدم و تبلیغات خود را در محیط مدرسه افزایش دادم. در آن هنگام بدلیل فعالیت هایی که داشتم به عنوان مسئول شورای هنرستان شبانه روزی حاج جاسم بوشهری انتخاب شدم. از جمله کار هایی که در آن زمان علیرغم مخالفت ساواک و مسئولین مدرسه انجام دادیم این بود که یکی از کلاس های خالی مدرسه را به عنوان کتابخانه و نمازخانه ولی عصر(عج) نام گذاری کردیم.

 

به علت فعالیت ها و جلساتی که در این مکان داشتیم  بیش از 15 بار به ساواک احضار شدم ولی خوشبختانه در طول آن چند سال ساواک نتوانست این نمازخانه را تعطیل کند.

در سال 55 یا 56 موفق به اخذ مدرک دیپلم شدم و برای ادامه تحصیلات به شیراز رفتم.

 

3- ضمن تشریح فضای دانشگاه و شهر شیراز بفرمائید چطور شد که به زندان افتادید؟

بزرگان انقلابی و مذهبی شهر شیراز مانند آیت الله دستغیب، آیت الله محلاتی و ... در سخنرانی های خود به صورت کنایه و غیر مستقیم به بیان ظلم های نظام شاهنشاهی و معرفی شخصیت امام خمینی می پرداختند. ما هم با دانشجویان مسلمان در محیط دانشگاه جلسات محرمانه ای داشتیم.ولی بدلیل فضای خفقان حاکم بر جامعه امکان فعالیت علنی وجود نداشت.

تا اینکه در سال 56 شاه در یک سخنرانی همه زندانیان و تبعیدی ها را - که بزرگانی چون امام خمینی هم جزو آنها بودند -  انسانهای جانی و کمونیست دانست. در پی این سخنرانی عده ی زیادی در سراسر کشور به مخالفت پرداختند و راهپیمایی هایی را ترتیب دادند.

در این هنگام ماهم اطلاعیه ای از طرف دانشجویان مسلمان منتشر کردیم و اعلام کردیم که قصد راهپیمایی از مقابل شاهچراغ را داریم. که البته این راهپیمایی در همان آغاز توسط شهربانی و ساواک با بازداشت عده ای از معترضین و متواری شدن دیگران جمع و جور شد.

بعد از این راهپیمایی خفقان شدیدی در شهر شیراز حاکم شد و عملا شهر در حالت حکومت نظامی قرار گرفت. در این هنگام من با اصرار، یکی از دوستان به نام آقای حسین دهقان را راضی کردم که با همکاری یکدیگر اعلامیه های امام خمینی را در شهر پخش کنیم. نیمه شب مشغول چسباندن اعلامیه ها به دیوار بودیم که توسط چند نفر از ساواکی ها محاصره شدیم.

در این هنگام من از آقای دهقان خواستم که فرار کند و خود را نجات دهد. بنده را هم دستگیر کردند و به کلانتری بردند. از هنگام دستگیری به مدت چهار ماه در سلول های انفرادی و زیر زمین های تاریک شکنجه و باز جویی می شدم تا اینکه پس از  صدور حکم دادگاه  بنده به بند 4 عادل آباد که مخصوص زندانیان سیاسی بود منتقل شدم.

 

4- چه خاطراتی از فضای زندان بیاد دارید؟

دوران زندان بنده به دو قسمت انفرادی و عمومی تقسیم می شود. در دوران انفرادی علاوه بر شکنجه های مرسوم که بسیار شنیده ایم گاهاً با شکنجه های عجیبی روبرو شدیم. مثلا یکبار بمنظور ایجاد رعب و وحشت بنده را با چشمان بسته از سلول بیرون آوردند و گفتند می خواهیم تو را اعدام کنیم. در این هنگام ابتدا مرا از یک دالان پیچ در پیچ و تاریک به زیر زمین بردند. پس از آنکه مدت زیادی پایین رفتیم شنیدم که با خود می گفتند الان 50 متر زیر زمین هستیم. در این هنگام در یک سیاهچاله تاریک که صدای ناله و فریاد هایی در آن به گوش می رسید چشم من را باز کردند.در آنجا با اتاق تاریکی مواجه شدم که تعدادی جسد از سقف آن آویزان بود و فضای بسیار رعب آوری داشت. با دیدن این فضا و هنگامی که یکی از ساواکی ها مرا به مرگ تهدید می کرد بنده شروع کردم به خندیدن.

 

مامور ساواک که فکر می کرد من دیوانه شده ام گفت: چرا می خندی؟ مگر دیوانه شده ای؟ گفتم نه دیوانه نشده ام. ولی تهدید شما خنده دار است.من با مردن از زندان تنگ و مخوف شما راحت می شوم و به بهشتی می روم که سراسر راحتی است. بهشتی که هم ساکنانش از ساکنان زمین بهترند و هم امکاناتش از اینجا به مراتب بیشتر است. ماموران ساواک با دیدن این برخورد از این روش نا امید شدند و مرا به سلول باز گرداندند.

 

و اما خاطره ای که از بند عمومی دارم اینکه در این بند طبق قراردادی که زندانیان مذهبی و غیر مذهبی داشتند بحث و مناظره در مورد مذهب و اعتقادات ممنوع بود. چرا که معتقد بودند که در این بحث ها آنها نمی توانند همدیگر را متقاعد کنند و این بحث ها نتیجه ای جز درگیری و سوء استفاده رژیم در پی نخواهد داشت.

بنده که نمی توانستم این بی تفاوتی را قبول کنم به محض ورود به زندان سران مخالفان را به بحث و مناظره فراخواندم. در ابتدا آنها فکر می کردند با توجه به سن کم من می توانند به راحتی مرا به سمت خود بکشانند. ولی بنده با توجه به مطالعات گسترده مذهبی که داشتم به این مباحث مسلط بودم. حتی قبل از دستگیری هم در محیط مدرسه و دانشگاه بحث ها و مناظرات با اساتید مخالف داشتم. در مناظرات زندان هم به فضل خدا موفق بودم و حتی چند تن از سران فرقه های غیر مذهبی از جمله دکتر بهرام قبادی و  دکتر شاکر خانچی از رهبران جبهه رهایی بخش اهواز در این مناظرات به باطل بودن اعتقاداتشان نزد من اعتراف کردند ولی حاضر نشدند  علناً این موضوع را اقرار کند.

 

5- شما چند روز قبل از پیروزی انقلاب و در جریان آزاد سازی زندانیان سیاسی آزاد شدید. از حال و هوای آن روز ها چه خاطره ای دارید؟

پس از آزادی چند روزی را در شیراز ماندم تا اینکه آقایان عبدالله فاتحی و قائد اسلامی نسب از فعالین مذهبی و انقلابی بوشهر از من خواستند به بوشهر بیایم. چند روزی را در بوشهر بودم و از آنجا به دیلم آمدم تا در راهپیمایی ها و فعالیت های انقلابی دیلم شرکت کنم.

البته راهپیمایی ها در دیلم اکثراً آرام بوده و با  تخریب یا آتش سوزی همراه نمی شدند. چرا که بدلیل جو مذهبی شهر مراکز فساد مانند سینما ها و مشروب فروشی ها هیچگاه در دیلم ایجاد نشد. افسران شهربانی  هم هیچگاه جرات تیراندازی به مردم را نداشتند.

خاطره ای که از آن روز ها بیاد دارم این بود که در یکی از راهپیمایی ها رئیس ژاندارمری به نام وطن پرست جلوی مردم را گرفت و تهدید کرد که اگر متفرق نشوید به شما شلیک می کنم. در این هنگام برخی از جوانان مانند شهید علی پورابراهیم فریاد زدند مردم نترسید تیرها مشقی هستند و خطری ندارد.

وطن پرست برای اینکه ثابت کند که تیر ها واقعی هستند به یکی از مخازن فلزی آب  شلیک کرد که سوراخ شد و آب جاری گردید ولی مردم بدون توجه به تهدید وطن پرست به راه خود ادامه دادند. البته ماموران ژاندارمری هم تنوانستند به کسی آسیب برسانند.

این راهپیمایی ها و مبارزات ادامه داشت تا اینکه با پیروزی انقلاب همراه با مردم دیلم ژاندارمری را گرفتیم و رئیس شهر بانی را دست بسته به بوشهر برده و تحویل دادیم.

 

6- آیا قصد مکتوب کردن خاطرات خود را ندارید؟

تحقیق و تالیف راجع به شبهات و مسائل مورد نیاز جوانان را لازم تر می دانم و فعلاً وقت نوشتن خاطرات را ندارم. در آینده اگر فرصتی پیش آمد شاید اقدام به نوشتن آنها کردم.

 

7- حرف آخر؟

توصیه من به مردم این است که انقلاب و دین را متعلق به خود بدانند و اگر در مسئولین یا قسمتی از نظام مشکلی یا کمبودی را مشاهده کردند آن را به انقلاب یا به دین اسلام منسوب نکنند. نا خالصی ها و انحرافات در هر جامعه ای ممکن است وجود داشته باشند. نباید انحراف یک عضو پای یک مکتب و یک دین نوشته شود.

به مسئولین هم توصیه می کنم که از تاریخ عبرت بگیرند و بدانند که پست و مقام برای هیچ شخص یا گروهی نمی ماند آن چیزی که باقی می ماند نام نیکو و سنت ماندگاری است که می توانند از خود بجای بگذارند. الیته اگر این کار را هم نکنند دوران آنها خواهد گدشت ولی به قول معروف روسیاهی آن به زغال می ماند.

به قول سعدی:

ای دل تمام روی زمین را تو دیده گیر    /     ملک تمام روی زمین را خریده گیر

چندین هزار اطلس و دیبای زرنگار     /       ببریده گیر و دوخته گیر و دریده گیر

ملک سکندر و زر قارون و عمر نوح / این هر سه، کس ندیده به دوران ، تو دیده گیر

ناگه اجل درآید و گوید مجال نیست    /      آنگاه پشت دست به دندان گزیده گیر

منبع: وبلاگ عصر دیلم





نوع مطلب : مشاهیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 اسفند 1392 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده


این مطلب را از وبلاگ روستای پل نو رامجرد گرفته ام . قلعه استخر از مکان های مورد علاقه و کنجکاوی من و امیدوارم روزی از نزدیک آن را ببینم.(وبلاگ لیراوی)

در گذشته های نه چندان دور زمانی که جوان بودیم یکی از تفریحات سالم ما کوهنوردی بود.    

کوه دم افشان،استخر(قلعه) و...کوه هایی بودند که هر از چند گاهی با بالا رفتن از آنها و نگاه کردن به مناظر اطراف و دشت رامجرد احساسی وصف ناپذیر به ما می داد احساسی از جنس غرور و شادی و پیروز شدن بر سنگ سخت که لذت کوهنوردی را دو چندان می کرد. 

چون خانه پدری من در روستای دم افشان کنار کوه قرار داشت بیشتر به کوه علاقه داشتم و هر از چند گاهی با دوستان دم افشانی به کوه می زدیم و از مواهب آن لذت می بردیم از جمله این دوستان می توان از آقایان مجید آقایی، همایون صادقی، سیروس قربانی، برزالله صداقت، فرود قربانی، بیژن قربانی، محسن درستکار،جهانبین میرزایی،روزبهان میرزایی، شگرالله فکری،مصطفی آزادپور، حاتم جوکار، تیمور جوکار و ... نام برد.

از دوستان پل نویی که با آنها به کوه رفته ام می توان از آقایان کاظم شمشیری، رضا کشاورز،محمدرضا غلامی، محمد کشاورز، محمد مرادی، هوشنگ فرهادپور و ... نام برد.

وجود کوه های اطراف و شور و نشاط جوانی باعث می شد زیاد به کوه برویم و این منحصر به ما نمی شد و به نوعی همه افراد اعم از کوچکتر  و بزرگتر از ما را شامل می شد که نام بردن از تک تک آنها در اینجا میسر نیست.

بیشتر بچه ها کوهنوردی را دوست داشتند و به فراخور دوستی که با هم داشتند در گروه های مختلف به کوه های اطراف می رفتند.من، رضا و کاظم گروه کوهنوردی تشکیل داده بودیم و اسم آن را پل نو گذاشته بودیم.گروه ما از بقیه گروه ها منظم تر بود و به صورت حرفه ای تر به کوه های اطراف سر می زدیم.

بدنه اصلی گروه از ما سه نفر تشکیل می شد و گاهی محمد کشاورز،محمدرضا غلامی،فرود قربانی و آقای نظری (دایی رضا ) به ما اضافه می شدند و در کوه پیمایی با ما بودند.زمانی که دایی رضا با ما بود به دلیل بزرگتر بودن و همچنین تجربه بیشتر سرپرست گروه با ایشان بود و هر وقت با محمد بودیم ایشان راهنما و سرپرست گروه می شد.

رفتن به کوه استخر (قلعه) سفر همیشگی ما بود.صبح زود بیدار می شدیم و به مکانی که از قبل هماهنگ شده بود می رفتیم.هر گروهی که زودتر به آن مکان می رسید آتشی روشن می کرد تا گروه بعدی آن مکان را بهتر بشناسد و هم چنین برای گرم شدن استفاده می شد.معمولا من از دم افشان و رضا و کاظم از شهرک طالقانی در جایی نزدیک کانال آب تقریبا روبروی دم افشان همدیگر را می دیدیم و بعد از استراحت کوتاهی پیاده به طرف کوه استخر(قلعه) راه می افتادیم.

 یادم هست یکبار به سرپرستی محمد کشاورز(برادر رضا) در تاریکی به کوه رفتیم.عشایر در دامنه کوه چادر زده بودند و صدای سگ ها زوزه کنان در آن تاریکی به گوش می رسید و کمی دچار دلهره شده بودیم مبادا سگ ها به ما حمله کنند.محمد چون سرپرست گروه بود سعی داشت گروه را با سکوت مطلق به بالا ببرد و با حالتی خاص آرام آرام در جلو گروه قدم بر می داشت.کاظم و رضا پشت سرش بودند و گاهی صحبت می کردند و به نظر می رسید از صدای سگ ها واهمه ای نداشتند.من در آخر گروه بودم.محمد با عصبانیت خاص خودش اصرار داشت گروه در سکوت به صعود ادمه دهد و با کوچکترین صدایی می ایستاد و تذکر می داد.کاظم و رضا باز هم شیطنت می کردند و زمانی کار خنده دار شد که کتری از دست کاظم افتاد و در آن تاریکی قل قل کنان و با سروصدا به پایین سرازیر شد و سکوت را شکست.سگ ها بیشتر زوزه کشیدند.خنده ما نگذاشت صدای سگ ها به گوش مان برسد و همچنان می خندیدیم و محمد نهیب می زد که دیگر کارمان تمام است و حالا سگ ها جایمان را پیدا کرده اند و به ما حمله ور می شوند.البته خود محمد هم کمی خنده اش گرفت.سگ ها کمی زوزه کشیدند و جرات نکردند بالاتر بیایند و ما بعد از آن به صعود ادامه دادیم.

بیشتر کوه های اطراف را می رفتیم اما  کوه استخر یا قلعه صفای دیگری داشت و بیشترین کوهنوردی را در این کوه انجام دادیم. کوهی با عظمت و اسرار نهفته که سر به فلک کشیده است.هر وقت به این کوه می رفتیم  آن را تازه تر از گذشته می یافتیم.مسیر روبروی پل پل نو کمی دشوار بود و باید تپه ماهور های زیادتری را بپیمایی تا به قسمت اصلی برسی اما از روبروی روستای بنی یکه مسیر کمتر و بهتری بود که گاهی از آن طرف می رفتیم.در کنار کمرکش کوه تازه مسیر اصلی شروع می شد.مسیری که در زمان های دور برای حفاظت از قلعه بالای کوه محصور به یک تا دو راه بیشتر نبود و آن هم با دیواره هایی از سنگ و ساروج بسته شده بود.البته این دیواره ها حالا کمی از آن باقی مانده بود ولی از آثار باقیمانده آنها می توان به تلاش و سخت جان بودن سازندگان آن پی برد مخصوصا زمانی که در مسیر سنگ پل هایی برای بالا رفتن راحت تر کنده شده بود و هم چنین چاهی در دل سنگهای کوه درست شده انسان را به عظمت قلعه،انسان های ساکن قلعه و زیبایی های آن وا می داشت. همه این ها باعث شده بود وقایع گذشته قلعه محصور در این کوه با افسانه در آمیخته شود و سینه به سینه به زمان ما برسد و با دیدن کوه و یادآوری این داستان ها انسان را به تفکری عمیق وا دارد.گفتن از این کوه و قلعه بالای آن زمان بیشتری را می طلبد و در این چند سطر نمی توان عظمت آن را شرح داد.به نظر من بهتر است با همت دوستان و ثبت مشاهدات و خاطرات آنها از این کوه در وبلاگ پل نو مجموعه ای گردآوری کنیم و با چاپ این مجموعه به صورت کتاب آن را تقدیم دوستداران بنماییم.

بالای کوه استخر(قلعه)بزرگ و درخت سرو پیری است که همیشه برای ناهار و استراحت به کنار آن می رفتیم.از کنار سرو می توان آثار خانه ها درست شده از سنگ را مشاهده کرد که به کناره ها کوه کشیده می شد و در این کنار کوه دیواره عظیمی است که قلعه را از گزند دشمنان مصون می کرده و فقط از طریق گذرگاهی کوچک با راه پل های سنگی به بیرون راه داشته که حالا آثار کمی از آن باقی مانده بود.استخر بزرگ که در حقیقت آب انبار بزرگی برای ساکنان قلعه بوده زمانی که از آب باران پر می شده سر ریز می کرده است و چون در کنار دیواره بلند کوه کنده شده بود به محض سر ریز شدن آب به صورت آبشار از کوه سرازیر می شده است.در همین جای سرازیر شدن سنگ ها به علت اصطکاک آب سفید تر بودند و چون مشرف به منطقه و زمین های اطراف می شد و منظره بی نظیری داشت جایگاه ما برای دیدن و صحبت کردن بود و با نشستن در آنجا از مناظر اطراف لذت می بردیم.

یادم می آید در یکی از این سفرها زمانی که برای استراحت در کنار سرو نشسته بودیم کاظم و رضا با مشاهده سنگ نبشته هایی در همان نزدیکی فریادکنان به طرف آن دویدند.من هم با مشاهده آنها به همان طرف دویدم و کنده کاری به مضمون یا علی و جمله های دیگر بر روی سنگ ها یافتیم و این حادثه و نوشته ها برای ما جالب بود و خیلی خوشحال بودیم انگار کشف بزرگی کرده بودیم.

آثار زیادی در کنار کوه و بالای آن به صورت دست نخورده قرار داشت اما بعد از مدتی این محل هم مورد تاخت و تاز یغماگران قرار گرفت و همه جای آن را مورد کاوش های غیر فنی قرار دادند و بعضا این آثار را خراب کردند که نمونه بزرگ آن استخر بزرگ بالای کوه بود که همه جای آن را گودبرداری کرده اند.

دومین کوه که زیاد به آن رفتیم کوه دم افشان یا ایوب بود کوهی سخت که در ابتدا کوهپیمایی آسانی داشت اما در کمرکش سختی آن را کاملا می چشیدیم.بعضی مواقع به غار بزرگ و معروف آن صعود می کردیم و گاهی به بالای قله این کوه می رفتیم.

زمانی به قصد رفتن به غار کوه دم افشان عزم سفر کردیم.مقداری غذا و آب از خانه برداشتیم و به صورت تفریحی به کوه دم افشان زدیم.در این کوه پیمایی محمدرضا غلامی هم همراه ما بود.کاظم و رضا علاقه زیادی داشتند سنگ های بزرگ را با هل دادن در سراشیبی تند کوه آزاد کنند و از غلت خوردن های مدام سنگ و سرو صدای آن لذت ببرند.البته گاهی من و محمدرضا هم در این بازی سهیم می شدیم.با همین بازی ها کم کم به دروازه رسیدیم و بعد از گذشتن از آن به غار رسیدیم.در غار سیر و سیاحتی کردیم و برای ناهار نزدیک در ورودی غار نشستیم.دوستان اصرار داشتند نزدیک دیواره ای بلند که منتهی به پرتگاه می شد بنشینیم چون مکان جالبی بود.برای ناهار گوجه فرنگی هم آورده بودیم.ناهار خورده شد و گوجه قرمز و نسبتا بزرگی مانده بود.فکر کنم من آن را برداشتم و  می خواستم آن را بخورم که کاظم به زیر دست من زد و گوجه دست به دست شد و از دست کاظم هم در رفت و محمدرضا هم نتوانست آن را بگیرد و در آخر زمانی که داشت به پرتگاه می رفت رضا که در آخر در لبه نشسته بود گوجه را قاپید و آن را نوش جان کرد.گوجه مسیر از من تا رضا که حداقل دو سه متر بود به طرز جالبی پیمود و باعث تفریح و خنده ما شد.

کوه دم افشان  با آن سرسره های شنی اش گاهی لذت خاصی داشت.عصر که از کوه پایین می آمدیم در کنار کمر کوه چند سرسره شنی و سنگی داشت.با گروه سوار سرسر می شدیم.سنگها و شن زیر پا مانند جوی آب روان و سرازیر می شدند و ما همراه با این جوی سرازیر می شدیم و به پایین می آمدیم.

گاهی از طرف روستای بورکی به کوه صعود می کردیم که بالا رفتن از این مسیر سختی خاص خود را داشت.معمولا این مسیر را همراه آقای نظری بودیم و سرپرست گروه کوهنوردی را ایشان بر عهده داشت.

کوهنوردی علاوه بر لذتی که داشت باعث سلامتی و سرحالی ما می شد.یادم می آید وقتی از کوه پایین می آمدیم و روی زمین صاف راه می رفتیم خیلی راحت قدم بر می داشتیم و کلی انرژی داشتیم و گاهی از کنار کوه ها تا خانه پیاده راه می رفتیم و مشکلی نداشتیم.

مدت هاست دیگر به کوه نرفته ام و کوه پیمایی ام در حد کنار کوه دم افشان بوده است.رضا و کاظم هنوز به کوه می روند و لذت کوهنوردی را مثل گذشته تجربه می کنند.

 منبع: http://www.poleno1305.blogfa.com/tag/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%B1





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 اسفند 1392 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

به نام خدا

 

پناهگاه دلیران ایران زمین    گل است وگلاب وستخر گزین

معرفی برنامه: کوه استخر واقع در منطقه ی مرودشت ساختاری دژمانند داشته و همواره در طول تاریخ به عنوان مرکز فرمانروایی حکومت های مختلف مورد نظر قرار داشته است ساختار مکعبی و دیواره های مرتفع به صورت طبیعی این کوه را از جبهه های شمالی ـ شرقی وجنوبی غیر قابل نفوذ کرده و تنها دو راه در قسمت غربی این کوه برای صعود کوهنوردان وجود دارد که نیاز به داشتن راهنما دارد از جاذبه های زیبای برنامه وجود استخری بزرگ و پر اب واقع بر فراز این کوه است که در گذشته اب شرب و کشاورزی ساکنین قلعه را تامین می کرده است و نیز درخت سرو ۲۵۰۰ ساله ای که قطر تنه ی ان بیش از ۳ متر است میتوان نام برد ساختار قلعه و نیز اثار معماری گذشتگان به وفور در مناطق مختلف این کوه به چشم می خورد حجاری ها و خلق پلکان ها برج های دیده بانی وبسیاری از جاذبه های تاریخی و طبیعی در غالب یک مجموعه ی بی بدیل حکایت از هنرگذشتکان دارد.

پوشش گیاهی

با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی این منطقه در ارتفاعات كوهستانی و دشتهای كم ارتفاع پوشش گیاهی متنوعی وجود دارد. بعنوان مثال در ارتفاعات شاهد رویش درختان بلوط، بنه، ارژن، زالزالك، انجیر كوهی و در دشتها، گیاهان مرتعی كنگر ، خارشتر ، خارزرد و... هستیم.

در منطقه گیاهان خودروی زیادی از جمله: آویشن، اسپند، بابونه، پرسیاوش، پونه کوهی، ترشک، تره کوهی، چالمه، خارشتر، ختمی، خاکشیر، رازیانه، شنگ شیره، شیرین بیان، کنگر، گاوزبان، گون، و.....می روید که افراد روستا های اطراف از بعضی از آنها مانند آویشن جهت مصرف دارویی و معطر کردن غذاها، اسفند برای دود دادن و پاکیزگی خانه و کنگر جهت مصرف غذایی استفاده بیشتری می برند.

اجرای برنامه:

برای رسیدن به مقصد باید قبل از رسیدن به پل خان از طریق جاده کمربندی مرودشت به اصفهان مسیر را ادامه داد تا به منطقه باستانی نقش رستم رسید و از آنجا با استفاده از جاده فرعی، بسمت غرب تغییر مسیر داد تا به روستای میان قلعه رسید.

راه دشوار و منحصر بفرد این کوه ، آنجا را طوری مستعد ساخته که در حال حاضر هم چنانچه یک یا دو تفنگچی در راه بالا رفتن بکوه قرار بگیرد ، دیگر بهیچوجه دست یافتن ببالای کوه میسر نخواهد بود ، و حتی با سنگ اگر بمهاجم حمله شود ، قادر ببالا آمدن نخواهد بود ، زیرا فقط یک راه باریک و خطرناک دارد که از وسط کوه ببالا میرود و پیدا کردن این راه جز بکمک راهنما میسر هر راهگذر نخواهد بود . از جاده یعنی آنجائیکه با اتومبیل میتوان تا پای کوه رفت (از راه بنی یکه ) دو ساعت تمام طول میکشد که ببالا روند با آنکه بلندی خود کوه از سطح جلگه در حدود چهار صد متر بیش نیست ولی حدود یک فرسخ باید از کوه بالا رفت ، چند متری مانده ببالای کوه آثار پلکانی دیده میشود که از کوه تراشیده‌اند . در بالای کوه سه دره خاکی هر کدام بطول تقریبا” یک کیلومتر بموازات یکدیگر از شرق بغرب دیده میشود که مستعد برای زراعت دیم ( بدون آب)َ میباشد . و بطوریکه اظهار میدارند در سالهای نا امنی اشخاصی که در پناه این دژ بسر میبرده‌اند ، در همانجا زراعت میکردند . رود کر از دامنه غربی این کوه در بستر مارپیچی خود بی سر و صدا میگذرد و اراضی مرتب و منظم زراعتی اطراف ، از بالای کوه منظره بس زیبا و دیدنی دارد . در وسط دره دومی بالای کوه ، یک استخر بزرگ آبی است که 55 متر طول و بیست متر عرض و هشت متر عمق دارد و ظرفیت آن در حدود نه هزار متر مکعب میشود آب این استخر از آب بارانهای زمستانی و بهار تأمین میگردیده است . بدنه و کف استخر از سنگهای شالوده و ملاط آهک مستحکم گردیده ، دو استخر کم عرض دیگر که هرکدام تقریبا” سی متر طول و شش متر عرض و شش متر عمق دارد در امتداد این استخر ساخته‌اند که آنها نیز از سنگ و آهک ساخته شده ، آب آنها پس از پر شدن باستخر بزرگ میریزد . در کنار استخر میانی یک سرو کهنسال که در حدود ده متر ارتفاع دارد و محیط تنه آن 65 ر 4 متر است برپا میباشد . این درخت یکی از سروهای کهن روزگار و چندین سده را پشت سر گذارده و در 135 سال پیش که فلاندن آنرا دیده تقریبا” بهمین قطر و ارتفاع بوده و شکل آنرا در کتاب خود نقش کرده است.

گزارش برنامه:

روز جمعه ساعت 6/30از شیراز خارج شدیم وپس ار طی کردن حدود 70کیلومتردر جاده شیراز -مرودشت وسپس به سمت غرب حدود ساعت 8 به منطقه رسیدیم.

تعداد35 نفر متشکل از25نفر از اقایان و10 نفر ازخانمهابه سرپرستی اقای بهروز پایداری وخانم زهرا در خشان ومسیولین فنی اقای عطا اله کمالی نیا وخانم لیلا پیروی به سر قدمی اقای کریمی در یک صف شروع به بالا رفتن ازقله کرده 

 بعد از 2ساعت کوهپیمایی در مکان مناسبی برای خوردن صبحانه به مدت نیم ساعت توقف نمودیم. وپس ازساعتی به قله رسیدیم.

تعدادی عکس یادگاری گرفته وحدود ساعت 1از قله به طرف ابتدای مسیر فرود آمدیم.

ساعت 4/30ابتدای جاده بودیم وسرانجام با رسیدن به شیراز در ساعت 30/6برنامه به پایان رسید.

گزارش از آقای: مهدی صولتی .

اطلاعات تاریخی: از اقای کاتب.

عکاس :اقای سجاد رضایی.

گزارش برنامه:خانم سمانه  پورشمس

منبع : طبیعت دوست





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

این تحقیق اطلاعاتی از مجموعه رخدادهای بزرگ شامل مهاجرت از اروپا و آسیا، و همچنین نشانه‌هایی از یک تغییر ژنتیکی در حدود 4000 تا 5000 سال پیش به دست داده است.

تحقیق در مرکز DNA باستانی دانشگاه آدلاید استرالیا صورت پذیرفته است. محققین از DNA گرفته شده از نمونه‌های استخوان و دندان اسکلت‌های انسان‌های ماقبل تاریخ استفاده کردند، تا ویژگی‌های ژنتیکی اجدادی را که امروزه حدود 45 درصد اروپایی‌ها حامل آن‌ها هستند دسته‌بندی کنند. 

این تیم بین‌المللی همچنین شامل محققینی از دانشگاه Mainz آلمان و پروژه‌ی ژنوگرافی انجمن نشنال جئوگرافیک بوده است.

این نخستین ثبت کیفیت بالای ژنتیکی از این سلسله در طی زمان است. دکتر ولفگانگ هاک از دانشگاه آدلاید می‌گوید: «بسیار هیجان‌انگیز و جالب است که ما می‌توانیم در عین حال هم تکامل DNA انسان را در "زمان حقیقی" به صورت مستقیم شاهد باشیم و هم تغییرات شدید جمعیتی که در اروپا رخ داده‌اند را.»

«ما می‌توانیم 4000 سال از ماقبل تاریخ، از نخستین کشاورزان گرفته تا عصر برنز و تا دوران مدرن، پیگیری و مطالعه کنیم.»

ثبت عوامل ژنتیکی به ارث رسیده در این گروه که به نام Haplogroup H شناخته می‌شود، نشان می‌دهد که نخستین کشاورزان در اروپای مرکزی، نتیجه‌ی ورود کلی یک فرهنگ و ژنتیک، در اثر مهاجرت از ترکیه و خاور نزدیک بوده‌اند. این گروه حدود 7500 سال پیش به آلمان رسیده‌اند. پروفسور کوپر استاد راهنمای دانشگاه آدلاید می‌گوید: «نکته‌ی جالب توجه این است که این گروهِ سازنده‌ی عوامل ژنتیکی نخستین مرتبط با فرهنگ اروپایی، که به وضوح بسیار موفق بوده‌اند، بعد از دوره‌ای، که به حدود 4500 سال پیش برمی‌گردد، به طور ناگهانی تغییر می‌کنند. ما دلیل این تغییر را نمی‌دانیم. یک اتفاق بزرگ افتاده است و هم اکنون ما در حال مطالعه‌ی چیستی این "اتفاق" هستیم.»

این تیم تحقیقاتی پیشرفت‌های تازه‌ای در زمینه‌ی زیست‌شناسی مولکولی، برای دسته‌بندی تمام ژنوم‌های میتوکندری گرفته شده از اسکلت‌های باستانی، داشته است. این نخستین مطالعه‌ی جمعیت‌شناسی باستانی است که در آن از تعداد بسیار زیاد ژنوم‌های میتوکندری استفاده می‌شود. 

دکتر هاک می‌گوید: «ما ثابت کردیم که ریشه‌های ژنتیکی اروپای مدرن فقط در دوره‌ی  Mid-Neolithic (عصرحجر یا دوره نوسنگی میانی) است چرا که پیش از آن حدود 4000 سال پیش گذار بزرگ ژنتیکی رخ داده است. این تحول ژنتیکی سپس به واسطه‌ی ورود و گسترش فرهنگ‌ها از ایبریا و اروپای شرقی در دوره‌ی متاخر عصر حجر بیشتر تثبیت شده است.» 

دکتر Brotherton می‌گوید: «به نظر می‌رسد گسترش فرهنگ Bell Beaker، که در ایبریا حدود 2800 پیش از میلاد اتفاق افتاده و قرن‌ها بعد به آلمان رسیده، یک رخداد کلیدی بوده است. از آنجا که این گروه به گسترش زبان‌های سلتی در سواحل اقیانوس اطلس و همچنین در اروپای مرکزی مرتبط بوده است، گروه بسیار جالب توجهی است.»

پروفسور کوپر اذعان می‌کند: «این دسته‌بندی‌های ژنتیکی باستانی فرصت منحصر به فردی برای کشف تاریخ تغییرات زاد و ولد، مرگ و میر و مسائل آماری اروپا فراهم می‌کند. علاوه بر اینکه می‌توانیم میزان جمعیت را تخمین بزنیم، همچنین می‌توانیم به صورت دقیق محاسبه کنیم که نرخ تکامل دسته‌بندی‌ها چگونه بوده است. این کار با فراهم آوردن نمودار زمانی بسیار دقیقی از رخدادهای معنادار تکامل بشر در دوره‌های اخیر انجام می‌شود.»

این گروه در طول 7 تا 8 سال گذشته در حال مطالعه‌ی ماقبل تاریخ ژنتیکی اروپایی‌ها بوده است.

منبع





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 بهمن 1392 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

مؤسس جایزه ادبی لیراو گفت: برگزاری چهارمین دوره جایزه ادبی خصوصی لیراو با همکاری انجمن ادبی شعر فرا‌گفتار برگزار می‌شود.

 حمیدرضا اکبری (‌شروه) در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی و هنری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ اظهار كرد: این دوره با دوره‌های گذشته متفاوت خواهد بود و در حوزه شعر از هر شاعر چهار شعر حداکثر یک صفحه‌ای و  در حوزه  داستان نیز داستان‌های 200 کلمه‌ای می‌توانند شرکت داشته باشند.

وی گفت: در حوزه داوری نیز تغییراتی ایجاد كرده‌ایم تا داورانی که همیشه در کنار ما بوده‌اند در این دوره به عنوان مهمان ویژه برای شرکت‌کنندگان شعرخوانی و داستان‌خوانی كنند.

 

اكبری، با بیان این كه از بزرگان ادبی کشور نیز دعوت خواهد شد تا در کنار نسل جدید ادبی حضور پیدا کنند، خاطرنشان كرد: در این دوره بزرگداشتی نیز از یکی از بزرگان ادبیات داستانی چند دهه ایران خواهیم داشت.  دبیری این دوره جایزه نیز بر عهده جمال ‌بیگ خواهد بود که دبیر انجمن شعر فراگفتار است. 

 

مؤسس جایزه ادبی لیراو ادامه داد: در چهارمین دوره جایزه ادبی لیراو ما از یک سایت و ناشر فعال در حوزه ادبیات معاصر ایران نیز قدردانی خواهیم كرد.

وی تاكید كرد: متاسفانه نشر نصیرا و مس که قرار بود کتاب برگزیدگان دور سوم را چاپ كنند به یک باره شانه خالی کردند. ذکر این نکته جهت اطلاع برگزیدگان سومین دوره لازم بود تا دلیل عدم چاپ کارهایشان را بدانند و در جریان قضایا قرار بگیرند. به زودی فراخوان و شرایط شرکت در این دوره اطلاع رسانی خواهد شد.

اکبری در خصوص نام «لیراو» به خبرنگار ایسنای خوزستان توضیح داد: «لیراو» نام بلوکی در کنار خلیج فارس است که در سال ۱۳۷۴ به چهار دهستان لیراوی شمالی، لیراوی میانی، لیراوی جنوبی و حومه در شهرستان دیلم (استان بوشهر) تقسیم شده است. علاقه‌مندان برای کسب اطلاع از تاریخ این ناحیه از ایران زمین و مناطق تاریخی و تحولات آن می‌توانید به کتاب "هفت شهر لیراوی و بندر دیلم" نوشته علی‌رضا خلیفه‌زاده مراجعه كنند.

 

كد خبرنگار: 17027





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 33 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :