تبلیغات
لیـــــــــــــــراوی
 
لیـــــــــــــــراوی
نو یافته هایی از تاریخ و فرهنگ خلیج فارس
درباره وبلاگ


لیراوی نام یک طایفه و ناحیه در کناره ی خلیج فارس با بیش از 700 سال تاریخ روشن می باشد و بلوک لیراوی به طور کامل در شهرستان دیلم (استان بوشهر ) واقع شده است. لیراوی در قرن هشتم هجری از طوایف مشهور لر بزرگ و دارای دوبخش لیراوی بالابند و دشت لیراوی بوده. نخستین شخصیت تاریخی آن شیخ محمود لیراوی در اواخر سال 792 توسط شاه منصور آل مظفر حکومت قلعه گل و گلاب - زیدان و بندر مهروبان را به دست گرفت(مثلثی که حدود جغرافیایی دشت لیراوی را تعیین می کند).
لیراوی ها در طول 700 -800 سال اخیر نقش برجسته ای در تاریخ ایران زمین داشته اند مانند امیر جلال الدین مسعودشاه لیراوی [867تا896] سرخیلی لشکر قراقوینلوها و امارت دیوان اغوزی آق قویونلو ها را برعهده داشت و در شمار "امرای کبار" فارس بود.
لیراوی های ساکن در بالابند(کوه) به ایلات بهمئی ، طیبی ، خدری ، شیرعالی ، یوسفی و ... و در دشت لیراوی(دامن بند) نیز به ایلات خضری ، باباحسنی ، خواجه گیری ، اکبرغالبی ، چاه تلخی ، کاوی ، احمد حسینی ، بوالفتحی ، بویراتی ، گرّه ای و ... تقسیم می شوند.
پراکندگی و سکونت گاه های طوایف لیراوی پیش از صد ساله اخیر :
استان بوشهر ؛ علاوه بر دهستان های لیراوی در شهرستان دیلم در شهرستان بوشهر بلوک انگالی (هفت جوش و حیدری ) دشتستان : سعدآباد ، شبانکاره، در تنگستان (خضری تنگستانی مشهور به خذرو).
استان فارس روستاهای سیف آباد و بالاده از بخش جره کازرون ، روستای بورکی در بخش خشت .
استان چهارمحال و بختیاری روستای لیرابی در شهرستان اردل.
استان خوزستان شهرستان های باغملک و رامهرمز (بهمئی ها ).
استان کوه گیلویه و بویر احمد شهرستانهای بهمئی ، گچساران و دهدشت .


قدم در ساحل پاییز می زد
فلوتی داغ و حزن انگیز می زد
نه تنها از دلش می زد غریبه
خدایا از دل من نیز می زد

مدیر وبلاگ : علیرضا خلیفه زاده
برچسبها

گفتگوی علیرضا خلیفه‌زاده با سایت هنر آنلاین 

کلیک نمایید

  علیرضا خلیفه‌زاده˝هفت شهر لیراوی و بندر دیلم˝ / انتشار ˝قدم در ساحل پاییز˝ با مقدمه منوچهر آتشی





نوع مطلب : هفت شهر لیراوی و بندر دیلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 مهر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

کتاب خشت و کمارج گذرگاه خلیج فارس نوشته ایرج خسروانی از سوی بنیاد فارس شناسی
منتشر شد.
این کتاب به کوشش " ایرج خسروانی " توسط بنیاد فارس شناسی و با همکاری انتشارات ادیب مصطفوی  در تیراژ 1000 نسخه  چاپ و انتشار یافت .

خشت و كمارج در موقعیت سوق الجیشی و تسلط بر راه های  تجاری خلیج فارس از یك سو و وجود رودخانه ی شاپور و خاكی حاصلخیز از سوی دیگر، از دیر باز خشت و كمارج را به " بصره ی فارس" معروف كرده و همین عوامل زمینه را برای ورود به عرصه ی معادلات سیاسی فارس و گاه كشور فراهم نموده است.

خشت و كمارج  نام کتابی است که به کوشش ایرج خسروانی گردآوری شده است.

بنیاد فارس شناسی این اثر را با همکاری انتشارات ادیب مصطفوی در 344 صفحه وزیری، با شمارگان یک هزار نسخه در آبان ماه 1392 منتشر کرده است.

این کتاب   با همت آقای ایرج خسروانی دبیر محترم آموزش و پرورش منطقه خشت و کمارج به رشته تحریر در آمد و منتشر گردید .

 

این اثر که در شش فصل تدوین و تنظیم شده، حاصل سه سال تلاش و کوشش نویسنده است تا با وجود کمی منابع، گرد و غبار گمنامی را از چهره ­ی خشت وکمارج زدوده و تحولات آن را با تکیه بر اسناد و متون تاریخی و تحقیقات میدانی در ابعاد سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی مورد بررسی قرار دهد.

فصل نخست با عنوان جغرافیای طبیعی و تاریخی خشت، به موضوعاتی از قبیل؛ آب و هوا، آب­ها، پوشش گیاهی و زندگی جانوری، موقعیت، حدود و وسعت، روستاها، راه­ها، خشت و کمارج در سفرنامه­ ها، وجه تسمیه، پیشینه و تقسیمات کشوری می­ پردازد.

فصل دوم این پژوهش به تحولات اقتصادی خشت اختصاصی دارد. در این مبحث به نحوه‌ی مالیات­ گیری و عایدات خوانین خشت، قیمت و ارزش کالاها در منطقه، نقش راه‌ها در رشد تجارت، کشاورزی و دامپروری و تأثیر آن در معیشت مردم و بالاخره صنایع و معادن موجود در منطقه خشت و کمارج پرداخته است.

در این فصل در بخش­­های کشاورزی و دامپروری و آمار و ارقام مربوط به آن، از جهاد کشاورزی بخش خشت و کمارج و جهاد کشاورزی شهرستان کازرون کمک گرفته شده است.

فصل سوم به اوضاع سیاسی خشت و کمارج از زندیه تا انقلاب اسلامی پرداخته است،


 این منطقه اگرچه از لحاظ قدمت بسیار کهن است، اما از آنجا که از دوران زندیه به بعد نقش مردم و خوانین این منطقه در تحولات سیاسی فارس و فراتر از آن در متون تاریخی بصورت بارز، ثبت و ضبط شده بود، لذا نقطه‌ی عطفی شد تا آغاز این تحقیق از زندیه قرار گیرد. در این قسمت سعی شده با تلفیق خاطرات شفاهی سالخوردگان و آثار مکتوب باقی مانده، به نقش حکام و خوانین خشت در عصر زندیه و شورش­ها و برخوردهای آنان با حاکمان فارس در عصر قاجاریه و پهلوی پرداخته شود.

 فصل چهارم تحت عنوان اوضاع اجتماعی، به بحث درباره گروه­ها و قشرهای اجتماعی، بافت قومی، زبان، دین، نژاد، خوراک و پوشاک و مسکن، موسسات اجتماعی، جمعیت و ترکیب سنی آن بر اساس سرشماری­های مختلف می­ پردازد.

فصل پنجم نیز به معرفی ابنیه و آثار تاریخی منطقه خشت اعم از قلعه‌ها، کاروانسراها، آب انبارها، مسجدها، زیارتگاه‌ها و برج‌ها می‌پردازد.

در تهیه و تدوین مطالب این فصل از مساعدت اداره­ میراث فرهنگی شهرستان کازرون بهره گرفته شده است .

فصل ششم با پرداختن به آداب و رسوم، ترانه‌ها و اشعار محلی، شعرا و نویسندگان،‌ قصه‌ها و ضرب‌المثل‌های رایج منطقه، سعی دارد تا مخاطب را با کلیاتی از فرهنگ مردم خشت و کمارج  آشنا کند.

 ب





نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 31 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

مرتضی سراجی : درگذشت استاد حسن زنگنه پژوهش گر و خلیج فارس شناس نامی بوشهر را تسلیت گفت.


در این پیام آمده است:

از شمار دو چشم یک تن کم             وزشمار خرد هزاران بیش

 یاران سبز :سالها پیش، کمی بعد از حماسه دوم خرداد ۷۶ که تاریخ را برگ زرینی ورق زده شد او را همراه با دوستان تازه آشنایم-لاوری ، نکیسا ، شادروان کمالی ، رحیمی و عباسی -  ملاقات نمودم. در بین این جماعت همراه و همفکر، در مرحله  اول  موی سفید  او  بود.  ، ولی بعدها که کم کم آشناییم با این جماعت بیشتر و بیشتر شد از حیص  شخصیتی با این تکونام مرد بیشز و بیشتز آشنا شدم .شاید باور نکنید دُر مکشوف شده من گران بهاترین دُر کرانه خلیج همیشه فارس بود ؛ قیمتی نداشت که بتوان بدان قیمت گذاشت.در تخیل و اندیشه تازه شکوفه زده ام گنجینه ای پیدا و هویدا شده بود که زبان در باب آشنایی ایشان کم می آورد .  ارزش و بهای گنجینه ی مستور مانده در قفسه گرانبهای قلب زیبنده ی اکواریمی استاد حسن زنگنه مرا بدان داشت تا که بیشتر و بیشتر همنشین و تعلق خاطری به ایشان پیدا نمایم . انسانی رئوف ، مهربان ، خوش رو ، خوش یرخورد ، تاریخی زنده و سیار ، از سرزمین کهن دیار پارسیان ، ار بندری که عظمت و شوکت آن در ادوار و تاریخ گذشته ایران کهن بوم من مایه ی فخر و بالندگی مردمانی سخت کوش و جویای نام و نامدارانی همیشه مانا و جاودانه به مثل و مانند خلیج همیشه فارس شان بر پهنه گیتی با نام آوری و تجارت و سخت کوشی زبان زد همه ملل های پیشرفته دنیا در هر زمان بوده اند. و چه زیبا وقتی که در مجلسی اینچنین روایتگر ان تاریخ نادری چون استاد حسن زنگنه سییر و سلوک در تاریخ پر فراز و نشیب این بندر کهن را با گوش جان شیفته شنیدن می شدی ، گویا که تاریخ را در سی دی فشرده شده ای بوسیله دستگاه مرورگر دوباره به نظاره نشسته ای .استاد زنگنه مفاهیم جهانی را با زبان و گویشهای جهان در قالب انگلیسی به رشته ترجمان فارسی و محلی بوشهر به شکل بسیار زیبا و سلیس برای تعالی اهل فرهنگ و ادب باز می گشودی که ساعتها تلمذ در همنشینی او، تو را وقت کم می بود . همیشه خنده رو و خوش ذوق وخوش قریحه بود . او یکی از پدیده های نسل به شکوفه نشسته سالهای رنسانس گونه ما از  دهه  ۴۰ به بعد بود . استاد زنگنه وهمه آنانی که بعدها تاریخ ساز شدند .حاصل درد و رنج بیتوته نشینان مدرنیزاسیون تجدد خواهانه در بهاران پس از مشروطه بودند . استاد و یارانش هماره دستی بر فرهنگ و ادب این دیار  به خصوص ادیبات  معاصر داشته  و دارند .فراخنای ذوق و قریحه این رادمرد ترجمان خطه جنوب در دفتر یاد و خاطرات ما آنهم با قلم ناچیز امثال منی دل ریش ریش داشتن است ، ولی چاره چیست . در طول این سالها همیشه در پستوی تصمیم این رادمرد تجربه گران سنگ سالهای بحران و درد و رنج انقلابیون و آنگاه انگارشماری و در به دری فرهیخته گان و فرزان گان ایران زمین و دنیای ناشناخته و شناخته شده او که باب ترجمان این همه اثر تاریخی بوده  است .اسباب دور اندیشی  و تساهل و تسامح مرد فرنگ شناخنه به فرنگ نرفته ما شده بود که هماره باب نصایح و توصیه ای عالمانه برای تدبیر عقلایی برای منی که خود شیفته دانش اکتسابی حضرت استاد بودم شده بود، اگر هم سن و سالان و یا جویندگان علم و دانش و نحقیقات  در موطن  من کمی به خود زحمت  می داد ند  و  خاطرات و نوشته های این ستارگان پر فروغ علم و دانش را در این خطه در سالهای ۵۰ به بعد باز شناسی و باز خوانی  می نمودند  به بوشهری بودن خود افتخار می کردند  . شخصیتها  و نامهایی که بر قلل پر افتخار داستان نویسی  ، نویسندگی  ، شعر  ، ترجمه  و  تاریخ نگاری و تاریخ نویسی این استان می زیسته و درخشیده اند  همواره  افتخاری برای ایران و ایرانیان بوده اند . بنابراین می بینیم که چگونه بوشهریها در این کشور بنا به جمعیت و پهنای جغرافیایی خود حکایت گر رسنانسیون تاریخ معاصر ایران زمین  بوده اند .  جا دارد از آنانی که  از بین ما کوچیده اند به نیکی  یاد کرد که این عین  حسن اخلاق است . حال بیایید بخاطر گرامیداشت  فرهیختگان  استانمان بوشهر از بازماندگان این نسل به خوبی تقدیر و تشکر به عمل آوردیم .

استاد زنگنه در این  چند سال آخر کوهی از بارقه و امید بود که در مقابل مشکلات چون کوه یخینی  بیش نماند تا آنجا که قطره قطره ذوب شد تا آنگاه که جان به جهان آفرین تسلیم کزد و به دریا پیوست . در طول این سالها این فرهیخته نادر استان من نه تنها به فکر تجدد و اعتلای نام خلیج  همیشه فارس بود بلکه همواره در آرزوی اعتلای ایران بزرگ نیز بود ، در این راستا همزیستی عالمانه و همه جانبه را در پیوند با باورهای زیست بومی و مذهبی ایرانیان را خود تجلی دیگری بود تا جاهای  پبش  رفت که طعنه همراهان دیروز غبار غم آلود امروز ش در پی  بود ولی افسوس که در آرزوی عدالت و آزادی و پبشرفت و مساوات این آب و خاک بعد از ۶۵ سال جهد و تلاش با کوله باری از تجارت و آرزوهای به وقوع نپیوسته نا به هنگام  شمع جانسوز وجودش در واپسین روز جمعه  آخر شهریور به خاموشی گرایید . پس از سالها درد و رنج و مبارزه با بیماری سرطان هیچگاه از تلاش علمی باز نایستاد و همواره برای اثباط به همه دوستان و آشنایان توکل کردن به ذات احدیت را سرلوحه زیستن خود عنوان می نمود و از او فقط انتظار و امید داشت و همه دوستان را با ملاطفت خاص خودش به یکدلی و یکرنگی دعوت می نمود و حال جا دارد که ما از خود بپرسیم آیا این است راه و رسم احترام به بزرگان خود در پیشگاه تاریخ که ما پی گیر بوده ایم . ای کاش در واپسین روزها و لحظات سخت و جانکاه زندگی آن فرهیخته فرزانه به یک بار دیگر به فراست پاس داشتی دیگر برای تقدیر و نجلیل از آن یگانه ترجمان خلیج فارس استاد حسن زنگنه زنگار از تاریخ بر می گرفنیم .

تقدیم به روح پر فروغ شادروان حسن زنگنه و خانواده گرامی ایشان

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود                    داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود.





نوع مطلب : مشاهیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

اسناد تاریخی خاندان غفاری گردآورنده:اصفهانیان، کریم و افشار، ایرج و غفاری، بهرام و عمران، علی  ناشر:  بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار محل نشر:تهران  سال نشر: ١٣٨۵

ص ٣۴۶


سرافكندگى احمد میرزا معین الدوله از خلعت نوروزى 
در مقابل دشتى و دشتستانى

پشت نامه مهر كوچك مربع به سجع «احمد» و خط شكسته نستعلیق بسیار خوش

قبله و امیدگاها بعد از آنكه مقتضى شود در حق احدى از چاكران از جانب اولیاى دولت اظهار مكرمتى شود مثل خلعت نوروزى و غیر آن، بهتر این است محلّ مأموریت و وضع خدمت مرجوعه را ملاحظه فرموده درخور آن مرحمتى مبذول شود.

رسم دولت علیه است كه مأمورین خدمت را محض تقویت و پیشرفت خدمت مرجوعه، سالى یك دفعه یا دو دفعه، به اظهار عنایتى امیدوار دارند.

یك سال متجاوز است كه اخلاص شعار از جانب دولت، به اقتضاى ولایت سرحدداران مأمور به خدمات عمده است، به قدرت و قابلیت خود قصورى در انجام خدمت مرجوعه به خود گمان ندارد. تقویت و اظهار عنایتى كه از جانب اولیاء دولت علیه به ظهور رسید، همین خلعت شب عیدى معمول است كه عالیجاه محمد ابراهیم بیك حامل بود؛ آن هم یك ثوب جبّۀ كرمانى بسیار نالایقى.

اخلاص شعار كه از جانب دولت به این ولایت و سرحد مأمور است، اگر بخواهد از جانب دولت علیّه به ضبّاط و اعیان دشتى و دشتستانى خلعتى بدهد، اگر جبّۀ كرمانى باشد هرگز قبول نمى‌كنند. خلعتى كه از جانب دولت به آنها داده و مى‌دهد، جبّۀ ترمۀ كشمیرى با شمشیر و کار و [كارد] طلا است.

٣۴٧ص

بعد از آنكه ملاحظه كنند، شأن حاكم ایشان در دولت این است، دیگرچه اطاعتى از او خواهند كرد. محض پیشرفت خدمات دولتى این جسارت را نمود و الاّ جبّۀ كرمانى هم براى اخلاص شعار زیاد است. زیاده جسارت مى‌كنم.





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
استاد حسن زنگنه درگذشت.(28شهریور1393 )
 خبری اندوهبار از مترجمی پرکار ، نامی که برابر پژوهش های خلیج فارس شناسی می باشد. چهره ی صمیمی که از اواخر سال 1388 با سرطان درگیر شد . چند ماه در مشهد_ نزد دخترش -  زیر نظر متخصصان به مداوا پرداخت . اردیبهشت 89 وقتی به بوشهر برگشت نویسندگان و اهل قلم بوشهر به استقبال و دیدارش رفتند . اما از چندی پیش دوباره خبر های ناگواری از حال استاد زنگنه به گوشمان می رسید . چندی پیش وقتی زنگ زدم منزلشان ، همسرش پاسخ داد و گفت : زنگنه حالش خوب نیست و نمی تواند صحبت کند و فردا می خواهیم او را برای درمان به مشهد ببریم . 
حسن زنگنه شوخ طبع و کریم و پرکار بود . بیش از 40 کتاب عمدتاً با محوریت خلیج فارس در  طول بیش از 20 سال تلاش مداوم (1393-1373) انجام داد. آخرین کاری که تمام کرده بود و آماده چاپ بود گزارش های دفتر سیاسی انگلیس در بوشهر مربوط به دوره پهلوی اول است که انتشار آن خدمتی بزرگ به تحقیقات بوشهر شناسی و مناطق و بنادر ساحلی خلیج فارس می کند . 
من به شخصه در پژوهش هایم استفاده بسیاری از حاصل زحمات استاد حسن زنگنه نموده ام و به عنوان یک شاگرد کوچک همیشه سعی می کردم قدر دان خدمات پر ارزش ایشان باشم و دلخوشی او نیز همین بود که توانسته باشد برای محققان و پژوهش های خلیج فارس شناسی گامی برداشته باشد. 
روحش شاد و یاد گرامی باد.




نوع مطلب : مشاهیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
جغرافیای مفصل ایران - جلد 1

نویسنده: 

اولین مؤلف کتاب‏های جغرافیا به منظور تدریس در دانشگاه آقای مسعود کیهان بود که در سال‏های ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۲ جغرافیای مفصل ایران مشتمل بر سه بخش طبیعی، سیاسی و اقتصادی را در سه جلد تألیف کرد. جلد دوم این کتاب مربوط به جغرافیای سیاسی بود که با بیش از ۵۵۰ صفحه و ۲۸ نقشه و ۷۳ گراور در سال ۱۳۱۱ منتشر شد.

در این کتاب در آغاز پس از شرح سرحدات قدیم و مختصری از تاریخ جغرافیایی، حدود و ثغور امپراتوری مورد بحث قرار گرفته و سپس سرحدات کنونی ایران و در ادامه درباره نژاد، خط، مذهب و آداب و رسوم مردم ایران، ایلات و طوایف شناخته شده ایران بحث شده است. بقیه کتاب تحت عنوان طرز حکومت و تشکیلات مملکتی ایران، به جزئیات تقسیمات کشوری در آن زمان پرداخته است و جلد سوم ‏این کتاب‎ ‎مربوط به اقتصاد ایران است .

 لیراوی (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج )  2 شعبه ٔ دوم از طوایف کوه گیلویه ٔ ). (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 88 و89

لیراوی نیز به دو دسته لیراوی کوه و لیراوی دشت منقسم گردد و لیراوی کوه دارای تقسیمات کوچکی چون : طیبی ، یوسفی ، بهمنی ، شیرعلی و جز آن باشد. (از جغرافیای تاریخی غرب ایران ص 183.

لیراوی مرکب از چهل خانوار که در جره و فاسو[فامور] سکونت دارند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 84.)


دیلم . [ دِ ل َ ] نام یکی از بخشهای هفتگانه ٔ شهرستان بوشهر درشمال باختر شهرستان واقع و محدود است از شمال باختر به شهرستان بهبهان از خاور به بخش خشت شهرستان کازرون و از جنوب خاوری به بخش گناوه ، از باختر و جنوب به خلیج فارس ، هوای بخش گرم مرطوب و شغل اهالی بخش زراعت و باغبانی و صید ماهی و باربری دریائی است . این بخش از یک دهستان بنام لیراوی تشکیل شده مجموع قراء و قصاب آن 36 و نفوس در حدود 12900 تن و قراء مهم آن عبارتند از: بابا حسنی شمالی و جنوبی ، حصار ،گربه ، عامری، گزلوری ، گاوزرد ،احمد حسین مال سنان و بویر ات . مرکز بخش و دهستان بندر دیلم است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).





نوع مطلب : لیراوی شناسی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 22 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
لیراوی نام یک طایفه و ناحیه در کناره ی خلیج فارس با بیش از 700 سال تاریخ روشن می باشد و بلوک لیراوی به طور کامل در شهرستان دیلم (استان بوشهر ) واقع شده است.
 لیراوی در قرن هشتم هجری از طوایف مشهور لر بزرگ و دارای دوبخش لیراوی بالابند و دشت لیراوی بوده. نخستین شخصیت تاریخی آن شیخ محمود لیراوی در سال 793 توسط شاه منصور آل مظفر حکومت قلعه گل و قلعه گلاب - زیدان و بندر مهروبان را به دست گرفت(مثلثی که حدود جغرافیایی دشت لیراوی را تعیین می کند). 
لیراوی ها در طول 700 -800 سال اخیر نقش برجسته ای در تاریخ ایران زمین داشته اند مانند امیر جلال الدین مسعودشاه لیراوی [867تا896] سرخیلی لشکر قراقوینلوها و امارت دیوان اغوزی آق قویونلو ها (سر لشکریی) را برعهده داشت و در شمار "امرای کبار" فارس بود. 
لیراوی های ساکن در بالابند(کوه) به ایلات بهمئی ، طیبی ، خدری ، شیرعالی ، یوسفی و ... و در دشت لیراوی(دامن بند) نیز به ایلات خضری ، باباحسنی ، خواجه گیری ، اکبرغالبی ، چاه تلخی ، کاوی ، احمد حسینی ، بوالفتحی ، بویراتی ، گرّه ای و ... تقسیم می شوند. 
پراکندگی و سکونت گاه های طوایف لیراوی پیش از صد ساله اخیر :
استان بوشهر ؛ علاوه بر دهستان های لیراوی در شهرستان دیلم در شهرستان بوشهر بلوک انگالی (هفت جوش و حیدری ) دشتستان : سعدآباد ، شبانکاره، در تنگستان (خضری تنگستانی مشهور به خذرو). 
استان فارس روستاهای سیف آباد و بالاده از بخش جره کازرون ، روستای بورکی در بخش خشت . 
استان چهارمحال و بختیاری روستای لیرابی در شهرستان اردل.
استان خوزستان شهرستان های باغملک و رامهرمز (بهمئی ها ). 
استان کوه گیلویه و بویر احمد شهرستانهای بهمئی ، گچساران و دهدشت (ایلات منشعب از لیراوی مانند: طیبی ، بهمئی و...).
از چند شخصیت تاریخی لیراوی در میانه سالهای 800 تا 900 هجری در منابع تاریخی اشاراتی پر افتخار دیده می شود که در فرصتی دیگر به آنها پرداخته خواهد شد. 




نوع مطلب : لیراوی شناسی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
از  روز 22 شهریور 1393 چاپ دوم کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم را در کتابفروشی های


 دیلم 
- کتابفروشی سعید بیراتی 
 
  کتابفروشی محمد پیرو 

گناوه 
- کتابفروشی مرکزی با مدیریت حسین خدر پور 

- کتابفروشی دریادلان - با مدیریت استاد غلامرضا کرمی 

مراکز عرضه در تهران
کتاب فروشی طهوری - روبه روی دانشگاه تهران 
کتاب فروشی توس - خیابان انقلاب 
کتابفروشی افتخارزاده - پاساژ فروزنده - خیابان انقلاب 
کتابفروشی کامران - نبش کتابفروشی گوتنبرگ - خیابان انقلاب

  کرج  
کتابفروشی هجران - میدان شهدا 

کازرون (به زودی اعلام می شود)

مصیری (شهرستان رستم ) (به زودی اعلام می شود)

و سایر شهر ها متعاقبا اعلام خواهد شد 

علاقه مندان به تاریخ ایران - بنادر تاریخی خلیج فارس - استان بوشهر - لیراوی - شهرستان دیلم - مناطق لر نشین و سرگذشت طوایف لر بزرگ و ... در این کتاب می توانند پاسخ بسیاری از سوالات خود را بیابند. 

http://shaloo1.ir/images/KHABAR/06.93/liravideylam.jpg

 هفت شهر لیراوی و بندر دیلم

اثر: علیرضا خلیفه زاده

انتشارات شروع - بوشهر 

چاپ دوم 

تعداد صفحات 752 

قیمت : 45000 تومان 

فصل اول رستاق ریشهر(ریواردشیر)

فصل دوم سینیز

فصل سوم اسلجان (روستای شهرویران لیراوی)

فصل چهارم  بندر مهروبان

فصل پنجم سنجاهان (میانه روستای شیرونک و بینک)

فصل ششم قوستان (در حوالی مهروبان)

فصل هفتم  لیراوی 

فصل هشتم بندر دیلم 

فصل نهم بندر حماد 

فصل دهم بندر امام حسن (مرکز دهستان لیراوی میانی)






نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 21 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
با طرح کمیسیون داخلی و شوراهای مجلس؛ نمایندگان بوشهر در مجلس به 5 نفر می رسد
 هم اکنون استان بوشهر 4 نماینده از حوزه های انتخابیه "بوشهر، گناوه، دیلم"، "دشتستان"، "دشتی و تنگستان" و "دیر، کنگان، جم و عسلویه" در مجلس دارد.

نایب رئیس کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در مجلس با بیان اینکه طرح افزایش تعداد نمایندگان به زودی در صحن‌ علنی مجلس بررسی می‌شود، گفت: بر اساس این طرح تعداد نمایندگان مجلس از 290 نفر به 310 نفر افزایش می‌یابد.

 محمدابراهیم رضایی با تاکید بر پایان روند بررسی طرح افزایش تعداد نمایندگان و اصلاح جداول حوزه‌های انتخابیه در کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور، گفت: این طرح در نشست پایانی کمیسیون بررسی نهایی و به تصویب رسید و در هفته‌های بعد از تعطیلات مجلس در صحن علنی مجلس رسیدگی می شود.

نماینده مردم خمین در مجلس با بیان اینکه در 20 استان کشور حدود 20 نماینده اضافه شده‌اند، گفت: این استان‌ها برای افزایش تعداد نمایندگان خود اصلاحاتی را در ترسیم حوزه‌های انتخابیه انجام می‌دهند، همچنین یکی از حوزه‌های انتخابیه استان آذربایجان غربی که دارای دو نماینده بود بعد از تقسیمات کشوری به دو حوزه انتخابیه تقسیم می شود.

ایشان توضیح داد: بر اساس طرح افزایش تعداد نمایندگان و اصلاح جداول حوزه‌های انتخابیه، استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان‌غربی، همدان، قزوین، فارس، چهارمحال و بختیاری، البرز، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، گلستان، سیستان و بلوچستان، یزد، کرمان، مازندران، کرمانشاه، تهران، بوشهر، اصفهان، خوزستان و لرستان مشمول این طرح شده و هر یک از آن‌ها دارای یک نماینده اضافه می‌شوند.

این گزارش می افزاید: هم اکنون استان بوشهر 4 نماینده از حوزه های انتخابیه "بوشهر، گناوه، دیلم"، "دشتستان"، "دشتی و تنگستان" و "دیر، کنگان، جم و عسلویه" در مجلس دارد.

براساس قانون هر 10 سال با توجه به افزایش جمعیت، 20 نماینده به مجلس اضافه شود که لایحه دولت سابق برای انتخابات مجلس نهم به موقع تصویب نشد.





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 علوم انسانی، عامل پیشرفت جامعه / جان وودز

پروفسور جان وودز، استاد دانشگاه شیكاگو و شرق شناس برجسته این دانشگاه، برای اثری درخصوص تاریخ آق‌قویونلوها در سومین جشنواره بین‌المللی فارابی به عنوان برگزیده خارجی انتخاب شدند. ایشان به چندین زبان مسلط هستند و حدود چهل سال است كه در دانشگاه شیكاگو تدریس می‌نمایند. پروفسور وودز، به زبان فارسی نیز مسلط هستند و فارسی را با لهجه شیرینی صحبت می‌كنند. آنچه در ذیل می‌آید مشروح سخنان ما با ایشان در خصوص مسائل مختلفی در حوزه تخصصی‌شان است كه از نظرتان می‌گذرد.
من برای اولین بار سال 1955 به ایران آمدم. از سال 1964 تا 1969 نیز در ایران در دانشگاه تهران درس می‌خواندم. به همین جهت با فرهنگ، تاریخ و تمدن ایرانی آشنایی زیادی دارم و البته به آن بسیار علاقه‌مند هستم.
لطفاً خودتان را معرفی كنید؟ 
من جان وودز استاد دانشگاه شیكاگو، متولد سال 1938 هستم . 
تحصیلاتتان در چه رشته‌ای بوده است؟ 
دوره لیسانس با زبان رومانیایی، فرانسه، اسپانیولی و ایتالیایی آشنا شدم و دو سال هم عربی خواندم. من سابقه حضور در خاورمیانه را قبلا داشتم. پدر و مادرم در سال 1955 به عراق آمدند. پدرم مهندس برق بود و توسط دولت عراق استخدام شده بود. در ضمن پدر من در زمان جنگ دوم جهانی در پالایشگاه آبادان مشغول به كار بود. یك روز پدرم گفت من در زمان حضور در ایران، تنها در آبادان بودم و می‌خواهم سایر شهرها را هم ببینم. از این‌رو در سال 1956 با هم به تهران آمدیم و اصفهان را هم دیدیم. من از آن موقع به ایران علاقه پیدا كردم؛ البته در آن وقت بیشتر زبان عربی می‌دانستم. 
دبیرستانم را در بیروت تمام كردم. بعد از آن برای لیسانس به آمریكا برگشتم و در دانشگاه تگزاس زبان عربی خواندم. بعد از آن دو سال بورس گرفتم و به قاهره در مصر رفتم. تمام كارهایم در دورة لیسانس تقریباً به زبان عربی بود. سپس در دانشگاه پرینستون در دورة فوق‌لیسانس و دكتری پذیرفته شدم. در این دو دوره نیز با زبان و كشورهای عربی سروكار داشتم. در همین زمان بود كه با استاد مارتین دیكسون كار كردم. وی قبل از اینكه استادم باشد دوستم بود و من را خیلی تشویق كرد كه زبان فارسی را یاد بگیرم. من به منزل ایشان می‌رفتم و هر هفته دو بار قرار بود از ساعت 5/7 شب تا 9 فارسی بخوانیم كه البته معمولا تا نیمه شب طول می‌كشید. بعد از سه هفته من كتاب گلستان سعدی را در دست داشتم؛ پیشرفتم سریع بود چون عربی را خوب می‌دانستم. در اثر همین جلسات بود كه علاقة شدیدی به تاریخ و تمدن ایران پیدا كردم. 
سال بعد استاد محمد معین به عنوان مهمان به دانشگاه پرنیستون آمد و من با ایشان درس خواندم كه خیلی عالی بود. ایشان به من پیشنهاد كرد كه به ایران بیایم و از بورس مخصوص خارجی‌ها استفاده كنم و من را برای استفاده از این بورس معرفی كردند. سال 1964 ثبت نام كردم. بدین ترتیب از 64 تا 69 دانشجوی دانشگاه تهران بودم و هم‌زمان در انجمن آمریكایی آن زمان و دانشگاه ملی كه الان دانشگاه شهید بهشتی نام دارد، زبان انگلیسی تدریس می‌نمودم. 
من به تاریخ خیلی علاقه داشتم و می‌خواستم پایان‌نامه دكتری‌ام را در مورد اوایل دوره صفویه بنویسم. استاد دیكسون هم به من پیشنهاد كرد كه پایان‌نامه‌ام را راجع به روابط سیاسی سرزمین مصر و شاه اسماعیل كه تقریباً یك دوره 16 یا 17 ساله را شامل می‌شود، بنویسم. من تحقیق كردم و متوجه شدم این كار به علت كمبود اطلاعات دشوار است. بنابر‌این تصمیم گرفتم در مورد دورة قبل از آن یعنی دورة آق‌قویونلوها تحقیق كنم. این تحقیق را (كه در واقع تصحیح متنی از یك مورخ اصفهانی بود) به عنوان پایان‌نامه زیر نظر استاد عباس زریاب خویی انجام دادم كه به علل مختلف نتوانستم از آن دفاع كنم. به همین جهت دوباره به دانشگاه پرینستون رفتم و بعد از یك سال در دانشگاه شیكاگو استخدام شدم و تا الان 40 سال است كه در همین دانشگاه مشغول تدریس و تحقیق هستم. 
چه درس‌هایی تدریس می‌كنید؟ 
استادان دانشگاه دانشگاه شیكاگو باید سالی سه یا چهار كلاس درس داشته باشند و یكی حتماً باید برای دوره لیسانس باشد. من در مقطع لیسانس راجع به تاریخ خاورمیانه و دنیای اسلام از سال 1000 تا سال 1700 میلادی تدریس می‌كنم و سه درس هم در مقطع فوق‌لیسانس و دكتری دارم. مثلاً در خصوص زمان مغول یا عهد تیموریان یا صفویه كار می‌كنم. یك كلاس هم راجع به اسناد فارسی و متون تاریخی دارم 

و امسال می‌خواهیم یك متن تاریخی مربوط به دورة تیموریان را تصحیح كنیم. 
غیر از دكتر معین و دكتر زریاب خویی با كدام یك از استادان دانشگاه تهران آشنایی داشتید؟ 
عده‌ای از استادان مخصوص تدریس برای خارجی‌ها بودند و البته ما اجازه داشتیم هر كلاسی كه دوست داشتیم برویم. در آن دوره من با استادانی همچون مجتبی مینوی، ذبیح‌الله صفا، فروزان فر، نصر، ایرج افشار و دانش‌پژوه آشنا شدم. 
شما حدود 40 سال است كه در یك دانشگاه معتبر آمریكا تدریس می‌كنید. با توجه به سابقه و تجربیات زیاد شما، به نظرتان چگونه می‌توان در علوم انسانی بازده آموزش را بالا برد؟ 
در دانشگاه ما اوضاع فرق دارد. آنجا ما انگلیسی زبان هستیم و شرط اول برای ورود به علوم انسانی زبان است. برای ما زبان‌های شرقی مثل فارسی، تركی و عربی برای ورود به علوم انسانی مهم‌تر است و باید یك سری كلاس راجع به فرهنگ، ادبیات، تاریخ و تمدن، جامعه‌شناسی و علوم سیاسی دربارة كشوری كه می‌خواهیم درباره آن كار كنیم، بگذرانیم. 
برای من به عنوان یك آمریكایی مهم است كه مثلاً راجع به دین اسلام مطالبی بدانم و آنها را درست بفهمم. اگر كسی این فرصت را نداشته باشد مثل من به ایران و كشورهای عرب و جاهای دیگر مسافرت کند، برای فرا گرفتن خیلی مشكل خواهد داشت. به همین دلیل فكر می‌كنم این هم باید جزء برنامه‌های علوم انسانی باشد كه دانشجویان و پژوهشگران فرصت داشته باشند كه در كشور مورد مطالعه زندگی كنند و با شیوه زندگی افرادی كه مورد علاقه‌شان است، آشنا شوند. پس آشنایی با زبان، تاریخ، تمدن، فرهنگ و اقامت در كشوری كه مورد مطالعه است، نكات مهمی در آموزش در رشته تخصصی من است. 
در كدام دپارتمان كار می‌كنید؟ 
من در دپارتمان تاریخ عمومی آمریكا، اروپا و خاورمیانه هستم و ضمناً در دپارتمان زبان‌های خاور نزدیك هم كار می‌كنم. 
وضعیت بحث‌های تحقیقاتی و مطالعاتی در این دپارتمانها چگونه است؟ آیا امكان بورس و كارهای تحقیقاتی در كشورهای دیگر وجود دارد؟ برای این كارها بودجه و هزینه‌ای صرف می‌شود؟ 
دانشگاه ما یك دانشگاه خصوصی است و متأسفانه خیلی هم گران است. پرداخت هزینه برای دانشجویان لیسانس مشكل است چون هزینه دانشگاه الان تقریباً 40 هزار دلار در سال است. البته این‌ها شامل هزینه زندگی نیست. با هزینه زندگی، در هر سال برای یك نفر حداقل 50 هزار دلار تمام می‌شود كه خیلی زیاد است. البته دانشگاه تا حدودی به دانشجویان دوره لیسانس كمك می‌كند. در دوره فوق لیسانس اصلاً بورس داده نمی‌شود. ولی هر دانشجویی كه برای دوره دكتری پذیرفته می‌‌شود با پول دانشگاه یا دولت آمریكا تحصیل می‌كند. البته با وجود این بحران اقتصادی تعداد بورس‌ها برای دورة دكتری كم شده است. مثلاً امسال برای دپارتمان زبان‌های خاور نزدیك در حدود 12 نفر قبول كردیم كه این تعداد نصف سال قبل است. برای تحقیقات نیز همین‌گونه است كه دانشجویان می‌توانند به آن كشوری كه تخصص دارند و پایان‌نامه را راجع به آن می‌نویسند مسافرت كنند. البته نه برای همه بلكه برای دانشجویان ممتاز كه هزینه را دانشگاه یا دولت آمریكا می‌پردازد. 
این برنامه شرق‌شناسی از 1959 شروع شده كه درست سال قبل از آن شوروی ماهواره به فضا پرتاب كرد. آمریكایی‌‌ها ناراحت شدند كه نه فقط در علوم تجربی بلكه در علوم انسانی و زبان و علم تاریخ و تمدن‌‌های كشور‌های دیگر دارند عقب می‌مانند. به این دلیل قانونی در سال 1958 وضع كردند و از آن موقع دولت آمریكا هر سال به وزارت آموزش و پرورش یك مقدار پول می‌دهد؛ این پول هم صرف خرید كتاب برای كتابخانة مجهزی كه هست می‌شود و هم برای بورسیه دانشجویان و این خیلی كمك می‌كند و تقریباً دوازده نفر از طرف دولت آمریكا بورس می‌گیرند. 
بعد از سال 1969 چه زمانی به ایران آمدید؟ 
بعد از انقلاب اسلامی، آمدن به ایران برای آمریكایی‌‌ها مشكل شد و به همین دلیل من مجبور شدم به كشور‌های اطراف ایران بروم. مدتی در تركیه بودم. به ازبكستان و هندوستان هم سفر كردم و این باعث شد دید من وسیع شود. 
بنابراین در حقیقت شما حوزه تمدن ایران بزرگ را دیده‌اید؟ 
بله كاملاً درست است. زمانی‌كه‌ تا حدودی از تیرگی روابط كاسته شد در سال 1998 به ایران آمدم؛ پس از آن نیز در سال‌های2000 و 2001 به عنوان رئیس گروه توریستی به كشور شما سفر كردم. 
شما تا كنون چه جوایز علمی دریافت نموده‌اید؟ 
بورس‌‌های دولتی كه به آنها اشاره كردم به عنوان جایزه حساب می‌شود. من چهار بورس گرفتم. یك بورس تحقیقات در تركیه داشتم و یك بورس آیركس هم در مورد اسلام دریافت كردم و كتابی به اسم من نوشته شد كه من آن راجایزة بزرگی محسوب می‌كنم. اخیرا هم برنده جایزه فارابی شدم كه خیلی خیلی باعث افتخار من است. در دانشگاه شیكاگو نیز برای تدریس جوایز متعددی گرفتم. 
جایزه بین‌المللی فارابی را برای چه اثری دریافت كردید؟ 
این جایزه را برای كتابم راجع به «آق‌قویونلوها» كه در سال 1976 چاپ شده و بعد در سال 1999 با اضافات و الحاقاتی تجدید چاپ شده است، دریافت كردم. 

   عصر آق‌قویونلوها دورة مهمی در تاریخ است. آنها یكی از قبایلی بودند كه بعد از انقراض دولت مغول و درست بعد از آمدن عثمانی‌ها، از تركیه به ایران آمدند و حدود 40 سال سلطنت كردند و البته روابط نزدیكی با خاندان صفویه داشتند. مثلاً یكی از مشهورترین سلاطین آنها اوزون حسن بوده كه پدربزرگ شاه اسماعیل است. به همین دلیل تصمیم‌گرفتم راجع به آنها كتاب بنویسم. اطلاعات خیلی كمی داشتم و منابع خوب، زیاد نبود. خودشان دو تا تاریخ داشتند كه یكی عالم آرای امینی است. در اسناد به جا مانده از امپراطوری عثمانی اطلاعات زیادی درباره آنها وجود دارد چون با این امپراطوری در حال جنگ بودند. 
به نظر می‌رسد تاریخی كه مبتنی بر دوره‌های حكومتی باشد، بیشتر تاریخ جنگ‌ها است. چون آخر هر دوره‌ای پادشاهی كشته می‌شود. ولی اگر تاریخ بر اساس هنر فرهنگ یا غیره باشد شكل دیگری خواهد یافت؛ نظر شما چیست؟
بعد از جنگ آق‌قویونلوها و قراقویونلوها می‌گویند یك مسجد خیلی بزرگ به نام سلطان حسن ساخته شد كه الان اثری از آن نمانده و یك قصر بزرگ به نام هشت بهشت كه آن هم تخریب شده است. می‌دانیم كه این حكومت‌ها برای هنر، موسیقی، نقاشی و معماری و دیگر عرصه‌های فرهنگ برنامه داشتند. تیموریان هم برنامه‌هایی در این زمینه داشتند. با تمام این‌ها تاریخ یا بزم بوده و جشن و یا اینكه جنگ و آدم كشی بوده است. باید بیشتر در منابع پژوهش كرد تا بتوان در مورد فرهنگ هر دوره اطلاعاتی به دست آورد. من دوست دارم كه راجع به اینها یك دید كامل داشته باشم و فقط به حكومت‌ها و جنگ‌ها نپردازم.
در این خصوص به نظر می‌رسد به كار عمیق‌تر و ریشه‌ای‌ در تاریخ نیاز باشد؛ چون عموماً تاریخ گذشته و حتی تاریخ نوین بیشتر بر اساس حكومت‌ها و سلسله‌ها نوشته می‌شوند زیرا در گذشته پادشاهان به مورخین پول می‌دادند تا تاریخ خودشان را بنویسند. این دید عمیق با مراجعه بیشتر به اسناد به دست می‌آید. نظر شما چیست؟
مورخین معمولاً دید بسیار محدودی دارند و فقط به نوشته‌ها توجه می‌كنند. من فكر می‌كنم ما باید به تمام آثار تمدن یك دوره نگاه كنیم. در این نوع نگاه هم اشعار، هم نقاشی و به خصوص سكه خیلی مهم است. مثلاً در سكه كتیبه‌هایی راجع به سیاست یا مذهب وجود دارد كه من خوانده‌ام. مثلاً آق‌قویونلوها و تیموریان سنّی بودند، البته برخی هم شیعه بودند. ولی به هر حال برای هم احترام قایل بودند و این در سكه‌هایشان دیده می‌شود. این موضوع مهم در تاریخ دیده نمی‌شود ولی روی سكه‌ها هست. مثلاً كسی به اسم قاسم، سلطان تیموری، سكه می‌زد كه یك طرف آن اسم چهار خلیفه و طرف دیگر اسامی دوازده امام بود. این خیلی جالب است و یك مطلب مهم از تاریخ آن دوره به شمار می‌آید. پس ما نباید با یك دید محدود به تاریخ بنگریم كه فقط به تاریخ بزم و رزم تبدیل شود. 
اجازه دهید كمی راجع به علوم انسانی صحبت كنیم. در نظر شما علوم انسانی چه تعریفی دارد؟ 
با توجه به تخصص من این بحث بیشتر جنبه توصیفی دارد و ما باید با دید خاصی به آن نگاه كنیم. چون من آمریكایی هستم و به یك تمدن و فرهنگ و یك انسان خارجی نگاه می‌كنم كه جزو تمدن من نیست. من سعی كردم ابتدا دیگران را به وسیله زبان و خواندن تاریخ و غیره خوب بشناسم. حتی اگر مثلاً می‌خواستم در تاریخ آمریكا تحقیق كنم همین كار را باید می‌كردم تا خوب به تمام وجوه تمدن و علوم آن آشنا شوم. این كار خیلی طول می‌كشد تا انسان به طور عمیق وارد علوم انسانی شود. 
اگر این تقسیم‌بندی را بپذیریم كه ما شاخه‌های مختلف علوم داریم، مثل علوم تجربی، فنی مهندسی، پزشكی و انسانی، به نظر شما اهمیت علوم انسانی در چیست؟ 
از یك لحاظ علوم انسانی یاد گذشته و تجربه یك تمدن است. ما در شیمی و فیزیك می‌توانیم بگوییم از اینجا تا اینجا پیشرفت كردیم امّا در علوم انسانی برعكس است. معمولاً هر طبقه باید از طبقه گذشته یاد بگیرد و به طبقة آینده انتقال دهد. علوم انسانی از همین جهت با علوم دیگر فرق دارد و هیچ كدام از آنها در این موضوع كاری را كه علوم انسانی می‌كند، نمی‌كنند. از سوی دیگر پیشرفت با معنایی كه مثلاً در علومی مثل شیمی و فیزیك مطرح است در علوم انسانی زیاد مطرح نیست. 
بحثی كه راجع به علوم انسانی در جامعه ما وجود دارد این است كه اصلاً علوم انسانی مفید است یا خیر. نظر شما در این‌باره چیست؟ 
قطعاً این علوم مفیدند. اگر علوم انسانی نباشد جامعه به طور كلی نمی‌تواند پیشرفت كند. در دانشگاه‌های آمریكا بین علوم انسانی و علوم اجتماعی فرق است. مثلاً تاریخ در دانشگاه شیكاگو قسمتی از دانشكدة علوم اجتماعی است. در صورتی كه دپارتمان زبان‌شناسی كه من عضو آن هستم جزو علوم انسانی است. البته این تقسیم‌بندی‌ها اعتباری است كه آن هم از زمان قدیم از اروپا و آمریكا آمده است. من بین تاریخ یا علوم اجتماعی یا غیره مثلاً زبان و فرهنگ كه علوم انسانی است فرق نمی‌گذارم و این‌ها را جمع می‌كنم و به آن چیزی كه مورد علاقه من است با یك دید منسجم نگاه می‌كنم. 
ما در ایران علوم انسانی را به معنای عام و خاص به كار می‌بریم، عام یعنی مجموعة علوم اجتماعی، انسانی و رفتاری، و خاص فقط به معنای علوم انسانی است. علوم انسانی به معنای خاص و كاری كه شما انجام می دهید تا چه حد در جامعه آمریكا كاربردی است ؟ 
اصولاً كم است. مطالبی كه راجع به یك كشور دیگر یا تمدن دیگر باشد خیلی مورد علاقه مردم نیست. حتی استادان بخش تاریخ در دانشگاه شیكاگو نیز اغلب تاریخ خود آمریكا یا اروپا را می‌خوانند. به طور كلی بخش تاریخ این دانشگاه 50 استاد دارد و ما تنها سه نفر هستیم كه در مورد شرق تخصص داریم. البته الان دنیای اسلام اهمیت به خصوصی پیدا كرده است و می‌بینید كه وضع كم كم دارد در دانشگاه‌های آمریكا عوض می‌شود و خیلی از دانشگاه‌ها زبان عربی تدریس می‌كنند. 
آیا در این زمینه حوادث 11 سپتامبر تأثیری داشته است؟ 
بله بسیار تأثیرگذار بوده و در حال حاضر در دانشگاه‌های كوچك نیز زبان عربی و تا حدودی زبان‌های فارسی و تركی تدریس می‌كنند. برای شناخت خاورمیانه و دنیای اسلام این سه زبان اسلامی خیلی مهم است، امّا زبان عربی اهمیت بیشتری دارد. در دانشگاه‌های بزرگ مثل شیكاگو و همین‌طور دانشگاه‌های كوچك‌تر بعد از یازدهم سپتامبر توجه به اسلام زیادتر شده و دانشجویانی در این رشته‌ها و فراگیری این زبان‌ها ثبت نام می‌كنند كه نه خاورمیانه را دیده‌اند و نه با دنیای اسلام سروكار داشته‌اند و فقط برایشان جالب است كه در این‌باره بدانند. 
وقوع انقلاب اسلامی در سال 1979 میلادی در این خصوص چقدر تأثیر داشت؟ 
وقوع انقلاب تأثیرات مهمی داشت. مخصوصاً استادان علوم سیاسی تا قبل از آن هیچ اهمیتی برای مذهب و دین در كارهایشان قایل نبودند امّا بعد متوجه شدند كه این طور نیست و باید روی این عامل حساب باز كرد و این خیلی تأثیر مهمی است. الان كسانی كه در علوم سیاسی كار می‌كنند دین و مذهب، حالا چه اسلام و چه مسیحیت را، به عنوان یك عامل در تحلیل و بررسی به حساب می‌آورند. 
پاسخ شما در مورد رشته خودتان بود. وقتی شخصی رشته مهندسی برق یا مثلاً پزشكی می‌خواند، نتیجه‌اش مشخص است. اما در مورد كل علوم انسانی به طور مثال در مورد رشته‌هایی مثل زبان شناسی یا تاریخ سوالی كه مطرح است این است كه آیا كاربرد عملی در جامعه دارد یا خیر؟
بله نقش مهمی دارد. از دید من به عنوان یك آمریكایی برای ساختن جامعه بسیار لازم است. می‌دانید كه آمریكا عبارت است از مردمان مختلف از كشورهای مختلف و مذاهب مختلف. علوم انسانی می‌تواند در انسجام آنها برای تشكیل یك كشور بسیار تأثیرگذار باشد. به‌ویژه در مورد مسلمانان آمریكا كه وضعیت خاصی دارند. بعضی از دانشجویان كه در بخش ما درس می‌خوانند به میان آنها می‌روند و سعی می‌كنند مشكلات و كج فهمی‌ها حل شود یا حداقل تخفیف پیدا كند و راه‌هایی برای بهبود آن پیدا كنند و این یك نتیجة خیلی مثبتی است كه فقط مختص علوم انسانی است. شاید در ایران این‌گونه نباشد ولی در آمریكا این علوم مهم و كاربردی است. 
در آمریكا رویكرد به علوم انسانی چگونه است؟ كسانی كه اهل علم هستند، دانشجویان و استادان و از سوی دیگر دولت و سازمانهای سیاست‌گذار میان كسانی كه علوم انسانی خوانده و كسانی كه در حوزه‌های دیگر تحصیل كرده‌اند، تفاوت سطح و شأن قائل می‌شوند؟ 
عقیده مردم در این خصوص خیلی مهم است. مثلاً شما اگر به پدر و مادرتان بگویید می‌خواهید تاریخ بخوانید می‌گویند چرا مهندسی یا پزشكی نمی‌خوانی؟ آنجا هم این مسأله وجود دارد. حتی پدر خودم باور نمی‌كرد من كار واقعی داشته باشم تا اینكه دید من دفتر دارم و تلفن دارم و اسمم روی درب اتاق هست. آن زمان گفت واقعاً تو كار داری. او هیچوقت نمی‌خواست من وارد این كارها شوم و دوست داشت من زمین‌شناس یا مهندس برق شوم. پدر و مادر دانشجویان كه می‌آیند ما را ببینند از ما سؤال می‌كنند كه فرزند ما چه كار می‌تواند بكند و شغل آینده‌اش چه می‌شود؟ خوب البته اغلب آنها استاد می‌شوند، بعضی‌ها هم برای دولت یا مقامات مخصوص كار می‌كنند. این افراد تعدادشان نسبت به آنهایی كه استاد می‌شوند، اندك است.
آنهایی را كه دولت بورس می‌كند برای استفاده در مشاغل دولتی است؟ 
البته همه در درس مستقل هستند. یك نوعی از بورس هست به نامNSEP كه دانشجویان موظف هستند بعد از اتمام تحصیلات برای دولت كار كنند. آنها مجبور هستند كه در ازای دریافت بورس در یكی از مشاغل دولتی كه از ابتدا هم مشخص نیست، كار كنند. دسته دوم كه از بورس وزارت آموزش و پرورش استفاده می‌كنند و موظف به كار نیستند. این بورس FLES نام دارد و همان برنامه‌ای است كه از سال 1958 شروع شد. بورس نخست، شیوه‌ای تازه است و تعداد آن نسبت به بورس وزارت آموزش و پرورش كمتر است. 
مشكلی كه ما در بعضی از رشته‌های علوم انسانی و اجتماعی در ایران داریم این است كه بیشتر مباحث انتقادی جا افتاده تا اینكه به حل مشكل بپردازند. از آن‌جایی كه شما در دپارتمان علوم اجتماعی هم كار می‌كنید، آیا مباحث آن علوم بیشتر حالت انتقادی دارد یا رویكرد كاربردی و حل مشكل هم در آن دنبال می شود؟ 
این مسأله از دانشگاهی به دانشگاه دیگر فرق دارد. به طور كلی نمی‌توانم بگویم كدام رویكرد غلبه دارد. در دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه ما مباحث تئوریك جا افتاده است. اما مثلاً یكی از همكاران ما در آنجا به نام «جان میرشایمر» به همراه «استفان والت» كتاب خیلی جالبی راجع به نفوذ لابی اسرائیل در دولت آمریكا نوشته كه اصلاً رویكرد نظری ندارد. او هم جزء دپارتمان علوم سیاسی در دانشگاه شیكاگو است و این كتاب اصلا تئوریك نیست. بنابراین با توجه به شرایط مختلف و خود محققین مسئله متفاوت است.
چون شما با جامعه ایران و همین‌طور با مباحث علمی در رابطه با رشتة خودتان در ایران آشنا هستید، می‌خواستم نظر شما را در خصوص چند موضوع بدانم. نخست اینكه علوم انسانی در ایران كاربرد كمی دارد و بیشتر تحقیقاتی است كه بصورت آكادمیك انجام می‌شود و بعد در قفسه نگهداری می‌شود و به جامعه راه نمی‌یابد. حال به نظر شما كه تجربیاتی هم در ایران و هم در آمریكا داشته‌اید، چگونه می‌توان به سمتی رفت كه این تحقیقات كاربردی باشد؟ 
پاسخ به این سوال مشكل است. من وقتی از مشهد آمدم فكر كردم كسی باید یك تحقیق راجع به شهرسازی در مشهد بنویسد. چون اصلاً فكر نمی‌كردم مشهد به این بزرگی باشد؛ البته بودن مقبره امام رضا(ع) در آنجا خیلی تأثیر دارد اما گسترش شهر خیلی خیلی عجیب است. من از داخل هواپیما دیدم كه شهر خیلی بزرگ است. با توجه به همین مثال می‌توان گفت كه تحقیقات باید جنبه عملی داشته باشد و نظری صرف نباشد و روی یك مسأله اجتماعی تمركز كند. 
پس پیشنهاد شما این است كه علوم انسانی علاوه بر تحقیق نظری به سمت مسأله محور بودن نیز برود. نكته دوم اینكه شما گفتید كه در آمریكا علوم انسانی در جایگاه دوم قرار دارد. برای اینكه این وضع مقداری بهبود پیدا كند در آنجا چه كاری انجام شده است؟ 
به اندازه كافی كار نكرده‌اند. البته الان مثلاً آمریكایی‌ها می‌فهمند كه دانستن زبان عربی یا فارسی شاید مفید باشد. به همین خاطر دانشجویان بیشتر شده‌اند. مثلاً برای كلاس‌های عربی ما هر سال باید معلم بیشتری استخدام كنیم چون كلاس‌ها كم كم دارند بیشتر می‌شوند و الان این مسئله به یك موضوع برای دوره لیسانس تبدیل شده كه قبلاً نبوده است. 
الان زیاد هستند كسانی كه زبان های عربی و فارسی و تاریخ خاورمیانه می‌خوانند. وقتی شرایطی مثل یازده سپتامبر در زندگی مردم یك كشور پیش می‌آید این باعث می‌شود مردم به دنبال آشنایی بیشتر با مسأله باشند. وقتی این اتفاق افتاد عده‌ای كارشناس به تلویزیون دعوت شدند كه ما هیچ كدام را نمی‌شناختیم. آنها عقاید دولت را طرح می‌كردند ولی ما را دعوت نمی‌كردند چون من و تمام متخصصین خاورمیانه با جنگ عراق مخالف بودیم. نمی‌خواهم بگویم دولت آمریكا همه چیز را كنترل می‌كند اما عجیب بود كه هیچ كدام از ما دعوت نشدیم. 
در ایالات متحده تأثیر یازده سپتامبر توجه به اسلام و شرق بود؛ امّا رویكرد ایجاد شده در این زمینه بیشتر منفی بود یا مثبت؟ 
بیشترمنفی بود. اما این باعث شد كه مردم بیشتر به خاورمیانه و به دین اسلام توجه داشته باشند و الان این رویكرد در حال بهتر شدن است. از نظر من دانشجویانی كه الان در دانشگاه ما ثبت‌نام می‌كنند همه خیلی ایده آلیست هستند و می‌خواهند دنیا را عوض كنند و آمریكا مثل زمان جرج بوش عمل نكند. شاید برای همین كمك كردند كه اوباما انتخاب شود چون به طور كلی حرف‌هایش شیرین بود. 
شما با خیلی از اساتید بزرگ زبان و تاریخ ایران معاشرت داشتید. در پایان این مصاحبه اگر خاطره جالبی از آنها دارید تعریف كنید. 
یك روز با مرحوم دكتر شهیدی داشتیم اشعار انوری (كه خیلی هم مشكل است) را می‌خواندیم. ایشان از من امتحان گرفت. با وجود اینكه قبول شدم، گفتم: ما هیچ وقت بچه‌های آمریكایی را مجبور نمی‌كنیم این اشعار را بخوانند! از حرف من عصبانی شد و گفت پس شما آنها را محروم می‌كنید. 
خاطره جالبی هم از مرحوم استاد مینوی دارم. یك روز كه به منزل ایشان رفته بودیم خیلی راجع به دانه بهشتی صحبت می‌كرد. می‌دانید كه می‌گویند اگر یك انار بخورید یكی از دانه‌هایش دانة بهشتی است و اگر آن را بخورید حتماً به بهشت می‌روید. برای من خیلی جالب بود. تعداد زیادی انار را دانه كرده بود. من ‌پرسیدم كه حالا كدام دانه بهشتی است؟ خاطره بعدی اینكه یك روز كه در دانشگاه پرینستون با استاد معین قدم می‌زدیم یك پرنده سیاهی را دیدیم. استاد پرسید: اسم این پرنده چیست؟ گفتیم: ما به این می‌گوییم پرنده سیاه. گفت: این چه اسمی است؟ پس شما باید مثلاً به این درخت بگویید درخت سبز؟! 
فكر می‌كنم شما با مرحوم معین بیشتر از بقیه معاشرت داشتید. 
بله چون استادم بودند. 

فكر می‌كنید چه زمانی دوباره به ایران بیایید؟ 
بهار سال آینده یك گروه توریست از طرف دانشگاه شیكاگو به ایران می‌آیند كه من مسؤول آنها می‌شوم. 
برای چه كاری می‌آیند؟
اعضای این تور برای تحقیق می‌آیند و كارشان جنبه باستان‌شناسی دارد.
نشریه فارابی: با تشكر فراوان از شما كه وقت زیادی را برای این مصاحبه اختصاص دادید. به این امید كه در آینده نیز بتوانیم شما را در ایران ببینیم.
پایان

 





نوع مطلب : مشاهیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

به قلم : دکتر عبداله گندم کار   

     نگاهی به تاریخ گذشته ایران، شکوه اقوام و طوایف ایرانی را متجلی می سازد و ما را با نیاکان مان آشنا می نماید تا مبادا در گرداب تهاجم دشمنان خارجی و داخلی این مرز و بوم، اصالت خویش را فراموش سازیم.

     لیراوی های مقیم شهر بالاده در شهرستان کازرون بیش از دو قرن پیش در منطقه جره بالاده ساکن بوده اند. این قوم بعد از مهاجرت به بخش جره بالاده؛ ابتدا روستایی بنام لیراوی در شمال بالاده و نزدیک به روستاهای سیریزجان و ابوالحسنی فعلی تشکیل داده و سپس به بالاده نقل مکان می نمایند.در حال حاضر زمین های محدوده ی روستای فوق هنوز به عنوان "لیراوی" یا به تلفظ اشتباه "لیرابی"مورد نظر عامه ی مردم منطقه بوده و در اصل روستای لیراوی اکنون خالی از سکنه و فقط نام زمین های محدوده آن روستا می باشد. " اولین منبعی  که به صراحت از روستای (لیراوی) در بخش جره بالاده از کازرون نام برده ؛ نزهت الاخبار نوشته خورموجی می باشد. منبعی دیگر از تعداد طوایف لیراوی که در ناحیه جره بالاده کازرون زندگی می کنند نام می برد ؛ در کتاب مردم شناسی هنری فیلد ترجمه دکتر عبدالله فریار، این موضوع مطرح شده است ."

    قابل توجه است هم اکنون خانواده های اصیل لیراوی منشعب از فرزندان ذکور با نام های خانوادگی گندم کار وعارف پور  ( فرزندان مرحوم حاصل) ،راستی ( فرزندان مرحوم کا مراد قلی) ، و صادقی (فرزندان مرحوم مُلا غلامحسین)و خانواده های متعدد دیگری از فرزندان اُناث این خانواده ها شامل ملک زاده(فرزندان مرحومه بانو " ثریا " مادر مرحوم حاج جواد و حاج مصطفی وخواهران آنها)، رنجبر،دهقان و میرشکاری (فرزندان مرحومه بانو "حُسنی" از روستای نرگسی)، صادقی(همسرو فرزندان مرحوم مصطفی خان)، رضایی(مادروهمسر و فرزندان حاج محمود خان)، ایلان (همسر و فرزندان مرحوم ابوالحسن)، شفیعی(همسر و فرزندان مرحوم محمد رضا از روستای قصر علی)، فرامرزی (همسر و فرزندان مرحوم ملاخداداد)، چراغی (مادر و فرزندان مرحوم حاج حسین و حسن و خواهران آنها از روستای جدول ترکی)، رنجبر، ظرائف،جعفری ،لَرکی و راستی (فرزندان اُناث مرحوم ملک)، محمدی،زالی پور،ایلان کشکولی و دهقان ( فرزندان اُناث مرحوم لطف الله ) و..... در بخش جره بالاده به خصوص بالاده  زندگی می نمایند. ( والبته تعداد فرزندان نسبی وسببی این طایفه بسیارند وبه ذکر همین چند مورد بسنده می نماییم ).

همچنین به اطلاع می رساند در روستای سیف آباد کازرون نیز ضمن ارتباط خویشاوندی با لیراوی های بالاده؛ خانواده های اصیل لیراوی منشعب از فرزندان ذکور با نام های خانوادگی شفیعی، قاسمی، و فامیل های متعدد دیگری منشعب از فرزندان اُناث این خانواده ها وجود دارد.

طایفه لیراوی نیز همچون دیگر طوایف ارزشمند میهن عزیزمان شاهد مردان و زنانی است که از حیث شخصیتی و توانمندی؛ شاخص بوده اند.به عنوان نمونه؛ مرحومه "ثریا " این دلاور زن فداکار و مهربان از این دست می باشد، او انسانی مردم دار همچون مرحوم حاج جواد را در دامن خود پرورش داد که چهره ماندگار و برتر عرصه طبابت؛ استاد دکتررضا ملک زاده (وزیر اسبق و معاون فعلی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) از وی به یادگار مانده است.همچنین از دیگر پیشینیان شاخص در این طایفه به مرحوم مُلا غلامحسین که بیان شیوایش، مرحوم کامرادقلی که شجاعت و مردانگی اش و مرحوم ملاولی که تدبیر و فن محاسبه اش سرآمد زمان خود بوده؛ می توان اشاره کرد.

هر چند بدیهی است که چهره های صالح ، شاخص و افتخار آفرین به نامبردگان محدود نمی شود و هستند تعداد متعددی از افراد تحصیل کرده ، توانمند و موفق که هم اکنون در قید حیات بوده و از ثمرات این طایفه می باشند و  ایکاش مجالی برای ذکر نام و یاد آنها فراهم می بود، چرا که همه آنها شایسته ستایش ، احترام و تکریم بوده و هستند.





نوع مطلب : لیراوی شناسی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
سراینده گمنام: علل بر افتادن صفویان «مكافات» (به ضمیمه چند رساله و مقاله درباره فتنه افغان و مسایل سیاسى - فرهنگى دوره صفوى) تصحیح و تألیف: رسول جعفریان، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامى، چاپ اول (تهران 1372) 440 ص.

كتاب مشتمل بر این مباحث است: سرآغاز، سراینده و تاریخ سرایش مكافات نامه (ص 18-9)، تحلیل مصحح از علل زوال دولت صفوى (ص‏37 - 19)، مكافات‏نامه و علل زوال دولت صفوى (صص 61- 38)، متن مكافات‏نامه (191- 65)، اشعار میرزا زكى مشهدى دراره فتنه افغان (صص 191 - 176) شاعر به عنوان شاهد، مشاهدات خود را از حمله افغانها به اصفهان به زبان شعر بیان داشته است؛ معرفى اجمالى قطب‏الدین نیریزى شیرازى ذهبى (صص 200 - 196)، [قطب‏الدین دیدگاههاى خود را درباره علل سقوط صفویان در سه جا بیان كرده است: رساله طب‏الممالك، در مقدمه فصل‏الخطاب، و سوم در خاطرات شفاهى كه در حاشیه «میزان‏الصواب» آمده است.] درباره رساله طب‏الممالك (جایگاه رساله در بین متون سیاسى و تحلیل آن). (صص 213 - 201)؛ متن عربى رساله طب‏الممالك (صص 234 - 217)، ترجمه فارسى رساله مزبور (صص 256 - 237)؛ معرفى اجمالى رساله فصل‏الخطاب، دیدگاه‏هاى قطب‏الدین در فصل‏الخطاب درباره تعارض فقیهان و عارفان و نیز تحلیل فتنه افغان و شكست ایران (صص 281 - 259)؛ خاطرات قطب‏الدین از حمله افغان به نقل از حاشیه كتاب «میزان‏الصواب» (صص 293 - 283)؛ علماى اصفهان در فتنه افغان (صص 310 - 297)؛ شیخ لطف‏الله و رساله اعتكافیه (صص 321 - 313)؛ آگاهى‏هاى اجتماعى و تنباكو در دوره صفوى (صص 356 - 349)؛ پاره‏اى از مسایل حجاج شیعى در دوره صفوى (صص 375 - 359)؛ ترجمه متون دینى به پارسى و نقش آن در ترویج تشیع در دوره صفوى (صص 414 - 379). فهرست راهنما.



نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پژوهشی بر فرهنگ و آداب رسوم طایفه کی یوسفی دوگنبدانگردآورنده : حبیبی‌نژاد - بهمن
محل نشر : یاسوج
تاریخ نشر : ۱۳۸۳/۱۱/۱۴
رده دیویی : ۹۵۵.۹۸۶
قطع : رقعی
جلد : شومیز
تعداد صفحه : ۱۲۸
نوع اثر : تالیف وگردآوری
زبان کتاب : فارسی
نوبت چاپ : ۱
تیراژ : ۱۰۰۰
شابک : ۹۶۴-۷۹۳۰-۲۰-۸

نگارنده در کتاب, درباره‌ی فرهنگ 'لر' و شاخه‌های قوم لر سخن می‌گوید, هم چنین, علاوه بر معرفی 'ایل یوسفی' و شخصیت‌های برجسته‌ی آن, آداب, سرگرمی‌ها, رسوم, سنن, اعتقادات و فرهنگ فولکلوریک منطقه را تشریح می‌کند.




نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده


نژاد مردم بهبهان

به قلم : خیر ا... محمدیان (بر اساس کتاب تاریخ شهرستان بهبهان اثر نورمحمد مجیدی )

در شهر باستانی ارگان که در 10 کیلومتری شمال خاوری بهبهان قرار داشته نژادهای گوناگونی می زیسته اند که برخی اصالتا ایرانی تبار بوده و کیش زردشتی داشته اند و پس از ورود اسلام به ایران در سال 16 هجری قمری و زمان خلیفه ی دوم به میل و رغبت خود مسلمان شده اند. ساكنان قدیمی بهبهان نیز علاوه بر بومیان منطقه ی کوشک دشت و بازماندگان شهر كهن ارجان ، مهاجرانی هستند که در زمان های مختلف و بر اساس وقایع گوناگون یا به زور و اکراه حاکمان و صلاحدید پادشاهان و یا بر اساس دلایل اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی به بهبهان کوچیده اند.

      نظر مؤلّف « تاریخ شهرستان بهبهان » در باره ی نژاد مردم بهبهان این است که « ارگانیانی که از ارجان به بهبهان کوچیده اند ، به دو گروه ارگانی و خواجگان تقسیم می شدند.

وی از سرشناسان گروه ارگانیان در دوران اخیر ، میرزا امان الله ارجانی سیاستمدار و روزنامه نگار و نماینده ی مردم بهبهان و کهگیلویه در دوره های دوم و سوم مجلس شورای ملی در اواخر دوره ی قاجاری و پهلوی اوّل

و از گروه خواجگان که در دوران سلطنت صفویان و پیش از سادات طباطبایی کلانتری بهبهان را در دست داشتند ، خواجه میرعنایت الله ، خواجه آصف ، خواجه حافظ فولاد ، خواجه محمّد آصف سلطان بهبهانی و نیز خواجه عزیز پدرزن علامه وحید بهبهانی را نام می برد. / تاریخ شهرستان بهبهان ، نورمحمّد مجیدی ، ص 98 نقل به اختصار »    

      قدر مسلّم هنوز هم فامیل های ارجانی و ارگانی در بین مردم این منطقه رایج است هر چند که این دلیل برای بازماندگی این کهن شهر کافی نیست و خودشان می گویند که اجداد ما در گذشته از بصره به بهبهان کوچیده اند. به هر حال امروزه جمعیّت بهبهان را تركیبی از پارسی تبارهای بهبهانی ، بومیان منطقه و مهاجران شهرها و روستاهای اطراف تشكیل می دهد. عدّه ای نیز در سالیان دور از شهرها و مناطق دیگر به این مكان كوچ كرده و بهبهانی شده اند.

مثلا « اوّلین گروه لرهای مقیم بهبهان در نیمه ی چهارم حکومت دیلمیان از ایلات لرستان بزرگ ( کهگیلویه ، ممسنی و بختیاری ) به ارگان و بهبهان و

دومین گروه ( طیبی ها ، بهمئی ها ، یوسفی ها ، نویی ها ، چرامی ها ، دشمن زیاری ها و) بعد از زمان آشفتگی های دوران زندیه تا قاجاریه به انگیزه های گوناگون مانند فرار از تنش های ایلی ، قحطی و خشکسالی ، محرومیّت از تسهیلات زندگی و .... از کهگیلویه و بویراحمد به بهبهان و حومه ی آن کوچیده اند./ همان ص 99 و 100 نقل به تلخیص »

     « همچنین در تذکره ی خطّی « بحرالانساب تیموری » تألیف میرزا ابوطالب سمرقندی که به فرمان الغ بیگ نوه ی امیر تیمور بازنویسی و اصلاح شده است ، از کوچ برخی از اعراب کوفه عراق ( از بازماندگان هانی ابن عروه مرادی ، مختار ابن ابو عبیده ثقفی ) و قوم مدحج بنی کعب خوزستان به فرمان امیر تیمور گورکانی به ارجان و کوشک دشت آن زمان و بهبهان کنونی خبر می دهد.

 بخشی از این طایفه چون در کاریززنی ، لایروبی ، نگهبانی ، سرپرستی و میرآبی قنات ها مهارت داشتند به « قنواتی » معروف شدند که تاکنون نیز همین عنوان را دارند./ همان ص 108 نقل به تلخیص »

 طایفه معمار قنوات خود را از قوم مدحج بنی کعب خوزستان می دانند. فامیل های قنواتی ، قنواتیان ، قنوات بهبهانی ، قنواتی نسب ، قنواتی نژاد ، قنواتی زاده و ... که جمعیت بسیاری از جنوب شرق خوزستان را تشکیل می دهند و در شهرهای بهبهان ، ماهشهر ، رامهرمز ، هندیجان ، جایزان ، رامشیر[بندر یلم و روستاهای لیراوی] و روستاهای این مناطق پراکنده اند ، همگی از بازماندگان این مهاجران هستند که گروه اوّلیه شان ابتدا در کوشک دشت ( بهبهان ) سکونت داشته و بعدها به مناطق دیگر کوچیده اند.

      از قدیم نیز شهر بهبهان به دو بخش عمده قنوات و بهبهان تقسیم می شد و بین آن مرزی بود که به آن « خط » می گفتند و دشمنی های این دو بخش و تنش ها و جنگ های خونین بین آنان که از زمان کوچ همان اعراب به کوشک دشت و ارجان آغاز شده بود ، ضرب المثل کتب تاریخی بوده است که خوشبختانه اکنون در پرتو آفتاب درخشان انقلاب اسلامی و بیداری و آگاهی آحاد مردم و ایجاد وحدت و یکپارچگی بین همه ی اقشار ملّت ایران این مسائل به فراموشخانه ی تاریخ سپرده شده است.

    در كتاب « فرهنگ كردی بوره كه ای » تألیف دكتر صدیق صفی زاده می خوانیم : « حدود سال500 هجری یكصد خانواده ی كرد فضلوی هم از سوریه وارد شدند و در سرزمین وزرای خورشیـدی مستقر گشتند و در آغاز قرن هفتم و هشتـم هجری قبایل جدیدی زیر درفش هزار اسب لـر بزرگ جمـع شدند..همه ی این قبایل كه از سوریه آمده بودند ، مهاجران كرد بوده اند. ابن بطوطه در آغاز قرن هشتم هنگامی كه به سوی پایتخت لر بزرگ می رفته ، نزدیك بهبهان و رامهرمز با این كردان دیداركرده است. /  فرهنگ كردی ، دكترصدیق صفی زاده بوره كه یی ، انتشارات پلیكان چاپ اول تهران ،1380صفحه 37  و نیز فرهنگ فارسی دكتر محمد معین ، بخش اعلام ، صفحه 1807 »

      احتمالا كردهایی كه ابن بطوطه در آن زمان دیده و زیر لوای لر بزرگ گردآمده اند ، همین ساكنان كنونی روستای كردستان بزرگ ( بعد از پل مارون و در بین راه بهبهان – رامهرمز ) هستند كه به تدریج و با مرور زمان با ایجاد پیوندهای خانوادگی با لرها ترکیب شده و گویش لری را پذیرفته اند.

        به علاوه سادات بلادی بحرینی ( فامیل های بلادی ، بلادیان ، موسوی / معین التّجار ، معین زاده ، بحرینی ، جدّبابایی و ....) در زمان فتنه ی فرقه ی وهّابیّت ( زمان سلطنت نواب کریم خان زند ) از بحرین ، سادات آقامیری ( سادات تنگاره ) ، سادات دهدشتی ، سادات دهدشتی حسن الحسینی ( سادات شفا ) ، غیاثی ها و ... بعد از ویرانی دهدشت به دست بویراحمدی ها از دهدشت ، 

 ترک های ایل افشاری ، جغتایی و آغاجری که از بازماندگان اقوام مغول و تاتارند در زمان ترکان سلجوقی و تیموری از ترکستان ،

صالحی ها و تقوایی ها از نیشابور ،

 احمدی ها و اکملی ها از اصفهان ، نایبی ها ، خرسندها ، آصفی ها و شیرازی ها از شیراز ،

 اهالی محل خالتیو ( خالدیون ) از نسل خالد ابن ولید هجرت کرده از کوفه ، 

 خندانی ها از نجف اشرف ،

 قره غانی ها از منطقه ی قراغان قزوین ،

معماران از كازرون ،

 رسولی ها و قیصی پورها از ابیورد درگز خراسان و .... به بهبهان و حومه ی آن مهاجرت كرده اند.

 طوایف شهرویی و شیرالی نیز مثل افشاری ها و جغتایی ها ترکان [لر؟]کوچیده به بهبهان هستند. همچنین هم اکنون تعداد قابل توجّهی از اهالی نجف و کوفه معتقدند که از بهبهانی های مقیم آنجا هستند.

     طبق نوشته ی « تذکره نصرآبادی » ایل بزرگ آغاجری در زمان وزارت امام قلی خان پسر الله وردی خان سردار نامی شاه عباس صفوی ( 1022 تا 1043 ه. ق. ) به منطقه « تاشان = تشان » کوچ داده شده اند که در اثر تنشهای میان این ایل و ایل بهمئی گرمسیری در منطقه ی تشان آن ها به روستای آغاجری و منطقه سنترلی ( شهر آغاجاری کنونی ) و بلوک زیدون مهاجرت نمودند.

( شرح مفصّل مهاجرت اقوام مختلف به حومه ی بهبهان را می توان در کتاب تاریخ  شهرستان بهبهان نوشته ی آقای نورمحمّد مجیدی کرایی مطالعه نمود. )

      همچنین ابوعلی ها ( بوالی ها = بوولی ها ) و گله دارزاده ها از فارس به بهبهان آمده و در سه نقطه ی شهر مستقر می شوند : عدّه ای در محل خراسانی ها ، گروهی در محل شاه زاده فضل (ع) و گروهی نیز در محل شاهزاده حسین (ع) هر چند كه اصل آن ها نیز از نهاوند و همدان به استان فارس رانده شده بودند و .... این مهاجرین حتّی لهجه های خود را حفظ كرده و گاهی اسم خاصّی هم روی آن گذاشته اند مثلا به نحوه ی صحبت كردن بوالی ها « گنم زبونی =  گندم زبونی » می گویند یعنی زبانی كه مثل خوشه ی گندم زیباست و...





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

کرایی های زیدون- گردآورنده علی حسین علمی

   به استناد تاریخ ایل باستانی کرایی,تالیف جناب آقای نورمحمدمجیدی کرایی,عده یی از ایل پس از مهاجرت از کهگیلویه در مناطق مختلف زیدون سکونت می یابندکه هر کدام از خانواده های آنهادر بین مردم محل و روستای خودوطوایف دیگر به واسطه صداقت , شجاعت ,مردم داری و تدین,دارای نفوذ و اعتبار بوده و در تمام مسائل اجتماعی و سیاسی تاثیرگذارونقش مهمی را ایفا نموده اندکه به اختصار بیان می گردد :

   1-خانواده کاید احمد فرزند کاید شهباز که بیش از100سال در سردشت و مرکز بخش زیدون به عنوان بزرگ ایل و همچنین بزرگ سردشت بوده اندو پس از او مرحوم کربلایی کریم پدر حاج غلامحسین احمدی دوست و دیگر مرحوم پرویز کوهی که از نظر فرهنگ و ادب و بیان در زیدون بی همتا بوده اند.

    اوج اقتدار و نفوذ ایل کرایی در زیدون در زمان کاید احمد بوده که به نقل از مرحوم پدرم{کاید شریف}دستگاه با عدالت و با کیاستی داشته و بسیار مردم دار و مصلح و مورد قبول ساکنین زیدون بوده اندو همواره با مشورت عمو زاده خودمرحوم کربلایی عباس کرایی{جدمادری کایدشریف و جد پدری کاید ابوالفتح کرایی} که فردی با سواد و با درایت بوده مدیریت ایل در اوج عظمت و قدرت انجام می گرفته و حکومت مرکزی زیدون و دیگر طوایف تحت نفوذ و کنترل ایل کرایی بوده است.

   لازم به ذکر است که از قلعه ی روستای تل چگاه و برج کاید عباس کرایی و جنگ ایل کرایی با قشون رضاخان(1299ه.ش)در کتاب سفرنامه خوزستان , نوشته ی رضاشاه کبیر یاد شده است که تعدادی از افراد ایل پس از به توپ بستن برج دستگیر وزندانی می شوندکه پس از دستگیری شیخ خزعل و به وساطت یکی از بستگان سببی خانواده کاید علی عسکراز زندان رضاخان رها می شوند.

  2-خانواده ی کاید علی عسکر  که در زمان بزرگ مرد خانواده مرحوم کاید شریف علمی فرزند کاید علمدار فرزند کاید علی عسکر فرزند کاید اسماعیل فرزند ملا عبداله فرزند محمد فرزند کاید علی که به نقل از مرحوم پدرم در حدودسال 1140ه.ش به زیدون مهاجرت نموده اند و از کرایی عروه می باشند.

   ایشان توانسته اند خدمات ارزنده ای برای ایل کرایی  انجام بدهند و به دلیل نفوذ و شایستگی , از طرف مالک وقت زیدون {سهراب خان بختیاری} به عنوان کدخدای روستای چم{1328تا1342ه.ش} منصوب می شوندو به علت مرکزیت چم مرحوم کاید شریف کمکهای بزرگی در پشتیبانی وحل مشکلات کرایی های ساکن روستاهای دیگر زیدون با همکاری برادرانش مرحوم حاج محمدرضاوکاید یوسف علمی و کایدمراد سیاری و فامیل های دیگر مستقر در روستای چم نموده و همواره منشا خدمت و پیشرفت برای ایل بوده اندو بزرگی شخصیت برجسته ایشان , مورد احترام روز افزون مردم در زمان حیاتشان بوده است.

بعداز انقلاب اسلامی و در زمان کنونی هم از شخصیت های برجسته کرایی های زیدون و تاثیرگذار در استان خوزستان و کهگیلویه و شهرستان بهبهان جناب مهندس شمس الله علمی فرزند محمد رضا علمی از خانواده کاید علی عسکری که در سال 1374 به عنوان نخستین کاندیدای مجلس شورای اسلامی از طایفه کرایی های زیدون با کسب 14000 رای توانستند برای اولین بار در تاریخ عشایر لر حومه شهرستان بهبهان در ایجاد اعتماد و خودباوری قوم لر در صحنه های سیاسی و اجتماعی تحول بزرگی ایجاد کرده وبرگ زرینی به تاریخ ایل باستانی کرایی بیفزایند.

   3-مرحوم کاید علی کرم  پایدار فرزند کاید علی حسین فرزند کاید علی عسکر که بسیار خوشنام و مورد وثوق مردم بوده و همچنین مرحوم ملا رجب حسینی و حاج الله کرم کریمی از بزرگان کرایی در روستای سعادت آباد و مرحوم کاید خداکرم و کاید عزیز ستوده که در روستای تل گرسنه و تل چگاه علیا ساکن بو ده اند.

  4-مرحوم حاج شهباز از مردان بنام و از مبارزین کرایی{جد مادری همسرم} و همچنین در حال حاضر کاید فرج کرایی فرزند کاید عبدالله فرزند کاید حسین, بزرگ خاندان حسن تک که برای حفاظت و دفاع از ایل کرایی در روستای شهریکهنه و اطراف آن مبارزات زیادی داشته اند.

  5-مرحوم حاج عزیز خان درونکی  بزرگ کرایی های روستای تل گوینه و مرحوم کاید رسول و کاید کریم مرادی و کایدحسن کرایی فرزند کاید عیوض ساکن در این روستا.

  6-در روستای چم کرته مرحوم حاج طهماسب کرایی که مبارزات و شجاعت و شهامت ایشان و همچنین خدماتی که در راه حفظ و وحدت طایفه کرایی و برقراری ارتباط با دیگر اقوام ساکن در زیدون و نقاط دیگر با برادران و فامیلهای خود به انجام رسانیدند بر هیچ کس پوشیده نیست .

در اینجا یاد مرحوم الیاس کرایی و جانباز شهید حاج ابوالقاسم کرایی از اهالی این روستا که علاقه فراوانی به یکپارچگی طایفه خود داشته اند را گرامی می داریم.

7- روستاهای گرگری مرحوم کاید رضا خزایی و سلطان شریفات و روستای سور مقداد حاج جمعه جوهری ‘ کربلایی خلیفه و کربلایی پوری کرایی.

منبعhttp://koraee.persianblog.ir/post/3/: 





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 15 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
کارنامه سیاسی و اجتماعی کریم‌خان زند

خان زند ورای شاهان تاریخ ایران هرگز به نامواژه‌ای پادشاهی نمی‌نازید و افتخار داشت که وی را وکیل یا وکیل الرعایا به معنای نماینده‌ی مردم خطاب کنند.

این کتاب، شرح فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی کریم‌خان زند است. کتاب حاضر، مشتمل بر شرح تلاش‌های متعدد کریم‌خان زند در زمینه‌های اجتماعی و سیاسی است. این کتاب، با هدف شناساندن چهرة واقعی نخستین پادشاه سلسلة زندیه تدوین گردیده است.

کریمخان زند را می‌توان با تفاوت‌هایی همتای شاه عباس اول صفوی و نادرشاه افشار به شمار آورد، چه در حیات این دو پادشاه مرزهای جغرافیایی کشور ایران اگر گسترده‌تر نشدند، کاهش نیز نیافته، چنانکه همین مرزها در زمان کریمخان زند پاس و نگهداری شده‌اند.

خان زند که از میان سیاه‌چادرهای ایلات لر زند و لک برخاست، ورای شاهان تاریخ ایران هرگز به نامواژه‌ای پادشاهی نمی‌نازید و افتخار داشت که وی را وکیل یا وکیل الرعایا به معنای نماینده‌ی مردم خطاب کنند.

کریمخان بیشتر پیروزی‌هایش مدیون حسن سلوک و گذشت و بخشایش او درباره ی سران و سرداران دشمنش بود، پس از پیروزی گاهی از گذشته‌هایی که دشمن به او روا می‌داشت توجهی نمی‌نمود و چشم از گناهان دشمن خود می‌پوشید. چنانچه هنگامی که آزاد خان افغان و فتحعلی خان افشار رومی و نصیرخان لاری تسلیم شده و به او پناه آورده‌اند، از گناهان آنان چشم پوشیده، و هر دو را تا پایان عمر در شیراز جای داد.

وی حتی با آقا محمدخان نیز در کارهای سیاسی خود به رایزنی می‌نشست و او را پیران ویسه بزرگ دستور افراسیاب تورانی خطاب می‌کرد.

کتاب حاضر، در فصل‌های زیر تدوین گردیده است:

  • پیشینه تبار ایلات زند و لک
  • مرگ نادرشاه افشار و سرداری کریمخان زند
  • آغاز نامجویی کریمخان زند
  • پیمان کریمخان با علی‌مردان خان و ابوالفتح خان بختیاری
  • نخستین جنگ کریمخان با محمدحسن خان قاجار
  • شکست کریمخان از آزاد خان افغان و علی‌مردان خان بختیاری
  • شکست آزاد خان افغان در سرزمین خشت کازرون
  • جنگ دوم سپاه کریمخان با محمدحسن خان و کشته شدن محمدحسن خان قاجار
  • شورش تقی خان درانی کرمانی
  • شورش میرمهنا وغایی در بندر ریگ
  • شورش سرزمین عمان
  • جنگ و بخشودگی شورش نصیرخان لاری
  • سرکوب شورشیان شهر بصره
  • شورش میرزا علیرضا خان طباطبایی بهبهانی حاکم کوگیلویه و بهبهان
  • شورش هدایت‌الله خان بیگلربیگی رشت
  • شورش حسین‌قلی خان پسر محمدحسن خان قاجار در مازندران
  • نافرمانی و ریاکاری زکی خان زند
  • خیزش عشایر عرب بنی کعب
  • شورش کردستان و سرکوب آن
  • شورش شیخ عبدالله بن معین در جزیره‌ی هرمز
  • استانداری صادق خان زند و سازماندهی نوین
  • شورش ایلات لیراوی دشت کوگیلویه
  • نافرمانی دوباره ی زکی خان زند و کشته شدن فتحعلی خان افشار
  • حیدرخان جامه بزرگی و کشته شدن میرزا محمدتقی گلستانه
  • کشته شدن علیمردان خان بختیاری به دست محمدخان زند
  • کشتار افغانان به فرمان کریمخان زند
  • کشتار افغانان به دست سپاهیان محمدحسن خان قاجار
  • مرگ کریمخان زند و پی آمد درگذشت او
  • شخصیت کریمخان زند
  • منش‌های نیک و کردارهای بهین کریمخان زند
  • دیدگاه مولف فارسنامه ناصری درباره‌ی کریمخان زند
  • دیدگاه نویسنده‌ی رستم التواریخ درباره‌ی جامعه‌ی دوران کریمخان زند
  • جریده بازی پهلوانان ایرانی و ترک
  • سازمان‌های لشگری و کشوری
  • سیاست داخلی و سازمان کشوری
  • رابطه سیاسی و اقتصادی با کشورهای بیگانه
  • سیاست و منش‌های مذهبی
  • پاسداشت هنرهای ملی
  • شهر شیراز پایتخت کریمخان زند
  • کارهای آبادانی و فرهنگی
  • آثار بجامانده‌ی کریمخان زند در شهر شیراز
  • منابع و مأخذ

«کارنامه سیاسی و اجتماعی کریم‌خان زند (وکیل الرعایا)» را نورمحمد مجیدی کرایی گردآوری کرده است.

انتشارات زیتون سبز این کتاب را در 512 صفحه به قیمت 145000 ریال به بازار کتاب عرضه نموده است که با شماره ثبت 495495 در کتابخانه شماره یک مجلس شورای اسلامی موجود است.





نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 15 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
جغرافیای طبیعی و تاریخی کوگیلویه و بویراحمد

تاریخ دیار آریو برزن، از پشتوانه فرهنگی غنی برخوردار است و مطالعات گسترده‌ای نیاز دارد.

به جز تاریخ باستانی، در دوران متأخر از دوره قاجار به بعد، نقش بی بدیلی در تاریخ کشورمان ایفا کرد. افزون بر تاریخ، جغرافیای طبیعی چشم‌نواز و بدیعی دارد که هر چند بسیاری از آنها شهرت ندارد، ولی دست کمی از برترین نقاط گردشگری ندارد. کتاب حاضر به جغرافیای طبیعی و تاریخی کوگیلویه و بویراحمد می‌پردازد. در مقدمه این کتاب آمده است:

این کتاب آثار برگرفته از کتب مستند جغرافیای سده های آغازین اسلامی و تواریخ دوران مختلف کشور است که گزیده‌هایی در رابطه با این استان در آن آثار چاپ و نشر یافته است.

این مجموعه فرهنگی که به دنبال سلسله آثار تاریخی پیشین خود به منظور شناخت بهتر و بیشتر زندگینامه نیاکان عشایری و ایلی ما تهیه و تألیف شده نمایانگر وجود اقوامی است که در بخشی از رشته کوه های زاگرس میانه با آیین و سنت های قومی ایرانی خود زندگی نموده و پس از هزارن سال این سنت های ویژه قومی به میراث به ما سپرده اند.

اگر با دقت و ژرف نگری به تاریخ پیشینیان خود بنگریم، خواهیم دید که با توجه به شجاعت و دلیری این مردمان که مهار و رام کردن آنان در طول حیات قوی خود محال و غیر ممکن بود عوامل دولت های ایران چه پیش و چه پس از اسلام تنها با ترفند و سیاست های جدایی افکنی های خاص خود میان اقوام یعنی برانگیختن ایلی بر ضد ایل دیگر تخم شوم و سیاه برادرکشی و خونریزی ها را می کاشتند تا قدرت آنان ضعیف و توانشان کاهش یافته تسلیم اراده و خواست عوامل دولت ها گردند.

با توجه به اعمال این سیاست ویرانگرانه دولت ها که به کرات در متون کتب تاریخی ثبت و ضبط شده بیشتر عشایر این سرزمین از بومگاه اصلی و میهن باستانی خود به نقاط دوردست کشور مهاجرت یا اجباراً وسیله عوامل دولت ها کوچ داده شدند که نمونه هایی را از بازماندگان را در خراسان، سیستان و بلوچستان، خوزستان، کرمان و دیگر مناطق استان ها می بینیم که برخی از نژاد و تبار قومی خود آگاه و بخشی نیز از هویت عشایری خود در اثر گذشت زمان بی اطلاع می باشند.

اگرچه گفتنی ها درباره ستم های عوامل دولتی قرون پیشین ویژه روزگاران شاهان صفوی، افشار، زندیه و قاجاریان حتی حکومت پهلوی اول بسیار است، اما مختصراً می نمایانیم که دوران شاهان یاد شده مجموع فرهنگ زندگی عشایری  و ایلات ضربات شمشیر و گلوله تفنگ و کشت و کشتار و برادرکشی و تاراج مردم و راهزنی و تجاوز به حقوق عامه و نیز همسایگان ایلی بوده است که با نهایت تأسف و تأثر باید گفت که نتیجه و بهره ی این شیوه غلط و نادرست تاریخی مسبب مرگ آفرینی و نابودی نسل های عشایری و قبیله ای بوده که با اعمال تحریک سران و ایلخان وابسته به منظور ثروت اندوزی و بقاء حاکمیت دولت ها انجام می گرفت.اما علی رغم آن همه نسل کشی و نابودی های روزگاران که آثار شوم و تاریکشان هنوز در حافظه و ویرگاه پیرمردان و سالمندان ایلی به جا مانده مردان و زنان ایلی با توجه به دگرگونی های زمان و پیدایش علوم نوین و گسترش ساخت و ساز ابزارهای علمی و همچنین توسعه و بسط و ایجاد دانشگاه های مختلف و آموزشکده های پیشرفته  و نیز وسعت و آبادی شهرهای نوپای استان سیر صعودی و بالارونده ی زندگی جامعه خود را می پیمایند که امیدوارم در آینده در پرتو اندیشه های شکوفای جوانان دختر و پسر استان این استان خورشید دانش و علمش بر تارک کشور بزرگ ایران بدرخشد و جامعه ای علمی و فرهنگی برای آیندگان به میراث بگذارد.

بخش یکم- جغرافیای طبیعی استان

بخش دوم- رودخانه ها

بخش سوم-آبشارها

بخش چهارم- نژاد نخستین مردم استان

بخش پنجم- اقوام پس از اسلام

بخش ششم- اقوام لر

بخش هفتم- شهرهای باستانی

بخش هشتم- شهر بهبهان

بخش نهم- بلاد شاپور (شهر دهدشت)

بخش دهم- بخش بندی های قومی دوران اتابکان لر تا دوران صفوی

بخش یازدهم- ایل نوئی

بخش دوزدهم- طوایف ترک نژاد استان

بخش سیزدهم- ایل بویراحمد

بخش چهاردهم- ایل بویراحمد گرمسیری

بخش پانزدهم- ایل دشمن زیاری

بخش شانزدهم- ایل چرام

بخش هفدهم- طوایف ممبینی

بخش هجدهم- ایل زنگنه

بخش نوزدهم- شیرالی ها

بخش بیستم- ایلات افشار کوگیلویه

بخش بیست و یکم- ایل لرکی

بخش بیست و دوم- مشایخ عباسی کرایی

بخش بیست و سوم- ایل کرائی

بخش بیست و چهارم- ایل بویری

بخش بیست و پنج- ایل بهمئی

بخش بیست و ششم- ایل بهمئی علاء الدینی

بخش بیست و هفتم- ایل پهونده

بخش بیست و هشتم- ایل یوسفی

بخش بیست و نهم- ایلات لیراوی

بخش سی ام- ایل طیبی

بخش سی و یکم- ساختار و بافت سیاسی و اجتماعی ایلات

بخش سی و دوم- جامعه زنان ایلی

بخش سی و سوم- سواد و آموزش

بخش سی و چهارم- حقوق اجتماعی زنان ایلی

بخش سی و پنجم- دانشمندان اسلامی

بخش سی و ششم- شاعران و سرایندگان

بخش سی و هفتم- زبان و گویش مردم استان

بخش سی و هشتم- خصوصیات و باورهای قومی

بخش سی و نهم- دگرگونی ها و تحولات نظام سنتی

«جغرافیای طبیعی و تاریخی استان کوگیلویه و بویراحمد» را نورمحمد مجیدی کرائی در 874 صفحه نگاشته است و انتشارات آرون در سال 93 آن را منتشر نموده است.

این کتاب با شماره ثبت 514363 در کتابخانه شماره یک مجلس شورای اسلامی موجود است.





نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 15 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

 تاریخچه پست و تلگراف بندرریگ::..



تاسیس دفتر پست و تلگراف بندرریگ_در سال 1285 خورشیدی

 سیم کشی خطوط از برازجان به بندرریگ از طریق آبپخش شبانکاره با تیر چوبی وسیله آقایان شیخ محمود خلیفات و شیخ علی خلیفات کشیده شد که پس از مدتی به تیر آهنی تبدیل گردید.

بار دگر جهت کم کردن فاصله خطوط از طریق احمدی و انگالی و رود حله به بندر ریگ - دیلم و بهبهان توسط آقایان نام برده بالا کشیده شد و بعدها نیز به اهواز متصل گردید و در نتیجه ارتباط تلگرافی از بوشهر به اهواز برقرار شد.

تلگراف به وسیله مورس مبادله میگردید.تا قبل از رسیدن مدیر مسول مرحوم یوسف خان قنواتی...تلگراف توسط شیخ محمود خلیفات مبادله میگردید.

آقای قنواتی 15 سال عهده دار این مسوولیت بودند که پس از ایشان به ترتیب.1-محمد علی مخبر

 2-حکمت شیرازی

 3-محمد حسن مودب

 4-غلامحسین ایمنی( پدر استاد سروش اتابک زاده و رضا ایمنی اهل بندر دیلم )

5-غلامشاه فروتن(اهل بندر دیلم )

6-علی مفتخر دشتی

 7-غلامحسین ایمنی

 8-سید حسین ریشهری

 9-عبداله خلیفات

 10-غلامرضا جلالی

11-محمود فقیه

 12-غلامحسین خلیفات

 13-دهباشی

 14-اسماعیل کرمی

15-عوض ذهبی

16-غلامحسین خلیفات

 17-اله کرم بهروزی

18-غلامحسین موتمن

19-نیازمند

 20-مهدی فروتن

 21-رضا ایمنی

22- عبد اله هادی پور

23-عطا اله خیاط زاده

 24-سید محمد رضا غالبی 17 سال مسوولیت پست را داشتند.

در سال 1353 پست و مخابرات از هم تفکیک شدند که مسوولیت پست به عهده آقای خیاط زاده و مخابرات به عهده آقای اسماعیل کرمی واگذار گردید.در فواصل مختلف و ایام مرخصی مدیران آقای حسن خلیفات که به امور تلگراف تسلط داشتند کفالت دفتر را عهده دار می شدند سپس حاج محمد خلیفات،محمد بحریه،محمد فریدونی،یونس داوودی،عبد اله نعمتی و محمد محمود نژاد تا کنون.محموله های پستی مدتی با هواپیماهای یک موتوره به ریگ ارسال و یا از ریگ فرستاده میشد.

در سال 1350 بندر ریگ دارای یک خط بوشهر به شماره 4035 و یک خط مغناطیسی شده در اردیبهشت سال 61 دستگاه N E C 60 شماره افتتاح گردید و در فروردین ماه سال 68 دستگاه100 شمارهP A B X  و در سال1375 مرکز هزار شماره ای دیجیتال با 15 کانال ارتباط ورودی و 20 کانال خروجی افتتاح و مورد بهره برداری قرار گرفت.

منبع : وبلاگ عباس عظیمی - میر مهنا بندرریگی





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

کورش تنگستانی  – کارشناسی ارشد حقوق بین الملل: نامگذاری دوازدهم شهریورماه سالروز شهادت رئیسعلی دلواری ( ۱۲۹۴ شمسی ) به نام روز مبارزه با استعمار انگلیس اقدامی هوشمندانه و بجا است که اگر با برنامه ریزی و هدف دار به آن پرداخته شود ، می تواند ضمن ارائه شناخت صحیح از چهرۀ استعمارگران و اهداف شوم آنها ، مدافعان و مبارزان وطن را به عنوان تابلوی زیبای آزادی و عزّت خواهی ملّتی که در طول تاریخ پر نشیب و فراز اما سراسر عزّت خود جز آزادی ، برابری و نوعدوستی برای ملّت ها ، چیزی به ارمغان نیاورده است ، به دنیا معرّفی کند .

مطلب حاضر تلاش دارد تا با تبیین این دیدگاه گرچه کوتاه تحلیلی واقع بینانه و درخور ارائه دهد .

یکی از رویدادهای تاریخی- سیاسی قرون اخیر که به نوعی بازتولید نظام بردگی کهن در اشکال به ظاهر موجّه بود ، پدیده « استعمار » است . حضور مستقیم و غیرمستقیم و دخالت قیّم مآبانه چند دولت قدرتمند توسعه طلب ، عمدتاً اروپایی در طی قرون متمادی در بخش قابل توجّهی از ممالک جهان ، از جمله کشورهای اسلامی رویداد تأمل برانگیزی است که همواره باید در بررسی اوضاع و شرایط کنونی این کشورها و موقعیّت جهانی آنها مورد توجّه قرار گرفته و انعکاس این رویداد مهم در تحولات بعدی مورد بازبینی و بازخوانی قرار گیرد استعمار در لغت به معنی « آبادانی خواستن » ، « آباد کردن » و « طلب آبادانی کردن » می باشد .

اما استعمار و استعمارگری از نظر اصطلاحی که امروزه به کار می رود عبارت است از تسلّط سیاسی ، نظامی ، اقتصادی و فرهنگی ملّتی قدرتمند بر یک قوم یا ملّت ضعیف که به بهانه پوچ ایجاد آبادی و رهبری مردم آن به سوی ترقّی و توسعه صورت می گیرد .

در حقیقت استعمار سیاست مبتنی بر برده کردن ، سودجویی از منابع طبیعی و بهره کشی از مردم کشورهای از نظر اقتصادی کم رشد و جلوگیری از پیشرفت فنی ، اقتصادی و فرهنگی آنها برای تحکیم سلطۀ سیاسی ، نظامی و اقتصادی دولت استعمار است .

در تعریفی دیگر استعمار  « قدرتی است که می خواهد از مرزهای ملّی و قومی خود تجاوز کرده و بر سرزمین ها ، ملّت ها و اقوام دیگر استیلا یابد و اراده اش را بر آنها تحمیل کند .»  چنین نگرشی انگیزۀ اصلی استعمارگران اروپایی خصوصاً انگلستان بوده است تا در بازۀ کوتاهی محدودۀ وسیعی از کرۀ زمین را در مناطق مختلف جهان تحت نفوذ و اشغال خود درآورند .

محدودۀ خاص قلمرو نفوذ استعمار در کشورهای اسلامی به صورت تفکیک نشده در ضمن این گستره جای دارد . دولت های استعماری اروپا از سال ۱۸۷۰ تا ۱۹۰۰ میلادی بیش از ده میلیون مایل مربع سرزمین و ۱۵۰ میلیون سکنه ( قریب ۲۰ درصد از سرزمین ها و  ۱۰ درصد از جمعیّت دنیا ) را تحت کنترل مستقیم خود درآوردند . از این میان بیشترین منفعت عاید بریتانیای کبیر شد . تقریباً نیمی از سرزمین ها و در حدود ۶۰ درصد از مردمی که تحت نفوذ استعمار قرار داشتند زیر سلطۀ انگلستان بودند.

حضور استعمارگران و دخالت های پیدا و پنهان آنان در امورات مختلف کشورها و ملّت ها ، از طرفی تحقیر و تضعیف باورها ، ارزش ها ، معیارها ، جلوه ها و سرمایه های فرهنگی و اجتماعی ملّت ها به منظور جدا کردن آنها از فرهنگ ، اصالت و هوّیت فرهنگی خود و متقابلاً تبعیّت و پذیرش بی چون و چرای الگوها و نمادهای فرهنگ استعماری ، زمینه ساز خیزش های مردمی به رهبری بزرگان ملّی و مذهبی بوده است که در قالب ها و اشکال گوناگونی ظهور و نمود یافته اند .

نمونۀ بارز و شاخص آن در ایران ، مبارزات مسلّحانه و خیزش های توده ای جنوب کشور به رهبری مجاهدان و مبارزان جنوب با حمایت و هدایت علمای مذهبی علیه نیروهای استعمارگر انگلیس در چند دوره بوده که فصولی از تاریخ این سرزمین را به خود اختصاص داده است .

فصولی زیبا و زرّین که چون نگینی تابناک بر تارک تاریخ این مرز و بوم می درخشد . موضوع جنبش جنوب ایران در واقع داستان جانفشانی ها و ازخودگذشتگی های مبارزان و سلحشوران تنگستان ، دشتی و دشتستان در بوشهر ، مبارزان کازرونی ، خشتی و قشقایی در فارس و بختیاری ها در خوزستان است که البته نقطۀ شروع  نبرد در تمامی دوره ها از بوشهر آغاز گشته و  دلیل آنهم ورود نیروهای متجاوز انگلیسی از خلیج فارس به بوشهر بوده است .

از آنجا که پرداختن به جزئیات این مبارزات مجالی بیش را طلب می کند ، صرفاً به ذکر عناوین اکتفا می گردد .

۱- حملۀ نیروهای انگلیسی به جنوب ایران در سال ۴-۱۲۵۳ هجری قمری به بهانۀ محاصره هرات توسط قشون محمّدشاه قاجار .

۲- حمله نیروهای انگلیسی به جنوب ایران در سال ۱۲۷۳ هجری قمری به بهانۀ تصرّف هرات توسط قشون ناصرالدین شاه قاجار که به صلح پاریس ختم شد .

۳- حمله نیروهای انگلیسی به جنوب ایران در سال ۳-۱۳۳۲ هجری قمری ( جنگ جهانی اول ) –  شهادت رئیسعلی دلواری .

در طی تجاوزات و حملات متعدد انگلیسی ها به جنوب ایران صدها دلیر مرد ایرانی در دفاع از آب و خاک خود و دفع متجاوز به شهادت رسیده اند که شهید رئیسعلی دلواری به عنوان نمادی از دلاوری و مقاومت ملّتی که شهادت را بر ذلّت و زبونی ترجیح می دهد به دنیا معرفی شده است . اقتدار و استقلال مرزی و معنوی هر کشوری باعث افتخار و سربلندی ملّت آن  است .

سرزمین ایران با توجه به خاستگاه مذهبی و ملّی خود همواره در گذر تاریخ جهت دستیابی به آزادی و استقلال و رهایی ار چنگال استعمار و استبداد بارها و بارها شاهد قیام و دفاع ملّی بوده است . ملّتی که همواره در طول طولانی ، پر افتخار و تاریخ ساز خود منادی یکتاپرستی و آزادی اقوام و ادیان مختلف در قلمرو وسیع فرمانروایی خود بوده است .

نکته آخر اینکه ملّت ایران پیگیری پروندۀ قطور تجاوزات انگلیس به ایران که علاوه بر نادیده گرفتن حقّ حاکمیّت کشور منجر به شهادت هزاران مبارز ایرانی نیز شده است را در مجامع بین المللی حقّ خود می داند . ذکر این نکته ضروری است که دو گورستان بزرگ افسران و سربازان متجاوز انگلیسی در شهر بوشهر از جمله نقاط گردشگری این شهر است که همه روزه بازدیدکنندگان بسیاری را شاهد است.






نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
 یک شاخه از طوایف خضری لیراوی در ناحیه تنگستان سکونت دارند که در روستا های مختلف این ناحیه زندگی می کنند و بارز ترین چهره تاریخی آنها رییس علی چاه پیری (تنگستانی) می باشد که حتی توسط رضاشاه پهلوی به تهران تبعید و صدتومان مددمعاش برایش تعیین شد . یک تیره از این خاندان حدود 120 سال از تنگستان به دشتستان آمدند و شهر سعدآباد را بنیان گذاردند کتابی که در این جا معرفی می شود براساس منابع مختلف به طور مفصل به چگونگی مهاجرت ایلات خدری(خضری) به لیراوی و تنگستان و در نهایت سعدآباد دشتستان می پردازد.   

 کتاب «از سرزمین بختیاری تا تنگستان و دشتستان» به قلم آقای کورش تنگستانی توسط انتشارات شروع در 294 صفحه به بازار کتاب عرضه شده است.

نویسنده در هفت فصل با ارائه ۱۴۰ صفحه سند و بیش از ۱۰۰ ارجاع به منابع مختلف به بررسی و تحلیل حضور ۳۰۰ ساله ی طوایف خضری تنگستانی در تنگستان و دشتستان 
(سعدآباد)پرداخته است.
فصل اول : بختیاری ها در بلوک لیراوی 
فصل دوم: از تنگستان تا دشتستان 
در این فصل به طور مختصر 27 سند از خاندان خضری(خذرو / خدری) درج شده که از لیراوی به تنگستان مهاجرت کرده اند و قدیمی ترین سند مربوط به 1204 قمری است.
فصل سوم: حاج عبداله تنگستانی 
عکس این شخص که در سال 1312 خورشیدی در سعدآباد  گرفته شده در سال های در همایش ها، کتاب ها و منابع  تاریخی به عنوان عکس رییس علی دلواری به چاپ رسیده است. 
 

فصل چهارم : حاج محمد تنگستانی 
فصل پنجم: اسناد و مکاتبات حاج محمد تنگستانی
فصل ششم : اسناد مربوط به تنگستان 
فصل هفتم: عکس ها و تصاویر. 




نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 11 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

 عملیات اجرایی احداث منطقه گردشگری بندرحماد با حضور معاون سیاسی استاندار بوشهر و جمعی از مسئولان شهرستان دیلم آغاز شد.

خبرگزاری فارس: عملیات اجرایی احداث منطقه گردشگری بندر حماد آغاز شد

شهردار بندر دیلم صبح امروز در این آیین اظهار داشت: این پروژه شامل جاده دسترسی به طول سه کیلومتر و عرض 12 متر و ارتفاع متغییر تا یک مترو سی سانتیمتر است که در حال حاضر  70 درصد پیشرفت فیزیکی دارد.

محمود طاهری‌نیا افزود: پروژه پارک، شامل سنگ چینی حدود 2500 متر مربع به ارتفاع 2 متر از ضلع غربی که برای جلوگیری از فرسایش خاک به دلیل جزر و مد آب دریا امسال انجام می‌شود تا این جزیره حفظ شود.

وی بیان داشت: 4هزار متر پیاده‌روسازی داخل جزیره، ایجاد پارکینگ، کمپینگ، آلاچیق، جاده سلامتی اطراف جزیره و کافی شاپ و ایستگاه بازی در دست طراحی است و امسال بخشی از آنها را تا جایی که اعبتارت اجازه دهند اجرا می‌شود.

شهردار بندر دیلم خاطر نشان کرد: در بندر تاریخی حماد هنوز درختان زیادی وجود دارد و درختکاری آن با حجمی حدود دو برایر وضع موجود تا آخر سال انجام خواهد شد.

طاهری‌نیا اضافه کرد: اعتبارات این پروژه از  محل منابع استانی حدود 700 میلیون تومان است که بخشی از تخصیص آن قرار است تامین شود.

وی به برق‌رسانی و آبرسانی به این منطقه اشاره کرد و افزود: چهار هزار و 500 متر شبکه  فشار متوسط و دو هزار متر روشنایی معابر برای برق‌رسانی به بندر حماد نیاز است که جمعاً حدود 450 میلیون تومان اعتبار نیاز دارد.

شهردار بندر دیلم تصریح کرد: خط انتقال آب به جزیره با یک لوله 4 اینچی به طول چهار و نیم کیلومتر هزینه‌ای در حدود 200 میلیون تومان نیاز دارد.

وی یادآور شد: این پروژه به مساحت 10 هکتار و 70 هکتار اراضی ساحلی حد فاصل دو خور جن و یفره(از خورهای محلی دیلم) در دست طراحی است.

طاهری‌نیا گفت:: 40 هکتار از این اراضی در حال آماده‌سازی است و کارهای اجرایی آن در حال انجام است که امیدواریم با اجرای این پروژه در بخش توسعه گردشگری و اقتصاد شهرستان قدم خوبی برداشته شود.

بندر تاریخی «حماد» برگرفته از نام «شیخ حماد» از  شیوخ بزرگ خلیفات است که روزگاری به اینجا مهاجرت کرده و در اینجا سکنی گزیده‌اند.

این بندر در زمان صفویه رونق داشته و آباد بوده و مردم در اینجا به تجارت می‌پرداخته، ولی در زمان کریم خان دوباره از رونق افتاده است.

در این منطقه درختان بلند کهور، انجیر، بید و اکالیپتوس و چاه آبی معروف به «مغدر» وجود دارد.

وبلاگ لیراوی:
گفتنی است خاندان صباح شیوخ امروزی کویت(اعراب عتوب بحرینی الاصل) پس از خروج از بحرین در سال 1112 قمری حدود یک سال و نیم نزد مشایخ خلیفات بندردیلم پناه گرفتند و ساکن بندر حماد شدند و پس از آن ابتدا به بصره و سپس به قرین رفتند (ناحیه قرین حدود 50 سال بعد به کویت به معنی کوت کوچک معروف شد.  کوت در هندی به معنی قلعه است در کلمه کوتوال به معنی نگهبان قلعه این واژه دیده می شود) شیوخ خاندان آل صباح که حلیف و هم پیمان خلیفات بندردیلم در رخدادهای خلیج فارس بودند همواره ارتباط خوبی با خوانین و بزرگان لیراوی نیز داشته اند. که شاید به دوره سکونت آنها در بندر حماد و بندر دیلم مرتبط باشد. 




نوع مطلب : دیلم پژوهی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 37 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :