تبلیغات
لیـــــــــــــــراوی
 
لیـــــــــــــــراوی
نو یافته هایی از تاریخ و فرهنگ خلیج فارس
درباره وبلاگ


لیراوی نام یک طایفه و ناحیه در کناره ی خلیج فارس با بیش از 700 سال تاریخ روشن می باشد و بلوک لیراوی به طور کامل در شهرستان دیلم (استان بوشهر ) واقع شده است. لیراوی در قرن هشتم هجری از طوایف مشهور لر بزرگ و دارای دوبخش لیراوی بالابند و دشت لیراوی بوده. نخستین شخصیت تاریخی آن شیخ محمود لیراوی در اواخر سال 792 توسط شاه منصور آل مظفر حکومت قلعه گل و گلاب - زیدان و بندر مهروبان را به دست گرفت(مثلثی که حدود جغرافیایی دشت لیراوی را تعیین می کند).
لیراوی ها در طول 700 -800 سال اخیر نقش برجسته ای در تاریخ ایران زمین داشته اند مانند امیر جلال الدین مسعودشاه لیراوی [867تا896] سرخیلی لشکر قراقوینلوها و امارت دیوان اغوزی آق قویونلو ها را برعهده داشت و در شمار "امرای کبار" فارس بود.
لیراوی های ساکن در بالابند(کوه) به ایلات بهمئی ، طیبی ، خدری ، شیرعالی ، یوسفی و ... و در دشت لیراوی(دامن بند) نیز به ایلات خضری ، باباحسنی ، خواجه گیری ، اکبرغالبی ، چاه تلخی ، کاوی ، احمد حسینی ، بوالفتحی ، بویراتی ، گرّه ای و ... تقسیم می شوند.
پراکندگی و سکونت گاه های طوایف لیراوی پیش از صد ساله اخیر :
استان بوشهر ؛ علاوه بر دهستان های لیراوی در شهرستان دیلم در شهرستان بوشهر بلوک انگالی (هفت جوش و حیدری ) دشتستان : سعدآباد ، شبانکاره، در تنگستان (خضری تنگستانی مشهور به خذرو).
استان فارس روستاهای سیف آباد و بالاده از بخش جره کازرون ، روستای بورکی در بخش خشت .
استان چهارمحال و بختیاری روستای لیرابی در شهرستان اردل.
استان خوزستان شهرستان های باغملک و رامهرمز (بهمئی ها ).
استان کوه گیلویه و بویر احمد شهرستانهای بهمئی ، گچساران و دهدشت .


قدم در ساحل پاییز می زد
فلوتی داغ و حزن انگیز می زد
نه تنها از دلش می زد غریبه
خدایا از دل من نیز می زد

مدیر وبلاگ : علیرضا خلیفه زاده
برچسبها
دوشنبه 10 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
در نقشه زیر که در میانه سال های 1500تا1600 میلادی مطابق 900تا1000قمری ترسیم شده تلاش کرده ام برخی از مناطق ساحلی خلیج فارس را شناسایی کنم هر چند احتمال دارد در نقشه جابجایی های باشد مانند محل گنّابه(گناوه) اگر اشتباه از من نباشد. منبع سایت کتابخانه مجلس.
مناطق جغرافیایی شناخته شده در این نقشه قدیمی:
1- شبانکاره 
2- انگالی 
3- گنابه 
4- ریگ 
5- دورق (ذورق نوشته)
6- جزیره خارگ
7- سیراف 
8- کنگ 
9- تی ری ری ری (تمیمی؟) (رود بنی تمیم که الان مشهور به رود حله است.)
10 - جندی شاپور 
11- هرمز 
12- بصره

نمای نزدیک تر مناطق شمالی خلیج فارس





نوع مطلب : برگ هایی از خلیج فارس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

نویسنده  14 اثر تاریخی  
 نورمحمد مجیدی كرایی  نویسنده 14 اثر تاریخی از جمله " تاریخ و جغرافیای كهگیلویه و بویراحمد " ، " تاریخ و جغرافیای ممسنی " ، تاریخ كازرون " ، " تاریخ بهبهان " ، " اورنگ باختگان ایران در سه جلد " ، " علما و شعرای كهگیلویه و بویراحمد " و " مردم و سرزمین های كهگیلویه و بویراحمد "  است.

مجیدیی کرایی نویسنده کتاب تاریخ و جغرافیای ممسنی


این نویسنده ی برجسته هم اكنون در سن 80 سالگی بسر می برند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

فرستنده:جناب آقای حبیب نوشادی از کوپن

ممسنی بزرگ  روستای کوپن (کوپون)در کنار جاده ارتباطی شیراز-اهواز  یا شیراز به دوگنبدان و در انتهای مرز فارس با کهگیلویه و بویر احمد ،در بخش سورنا ی فارس و نزدیک پل معروف بریم قرار دارد . این روستا در واقع 4 بخش :

سورنا ، علیا ، وسطی و سفلی 

دارد که بخش سفلی به صورت مشخص ، مجزا می باشد . وجود رودخانه کره سیاه و تنگ شیب در کنار این روستا و نیز رشته کوه های زیبای مختلف با پوشش بلوط ، کشاورزی پر رونق و چشمه های پرآب زیبایی بی نظیری به آن بخشیده است .

اوج اعتدال در آب و هوای کوپن در بازه زمانی 15 اسفند تا 20 فروردین است . ولی در پاییز و زمستان معتدل و در ماه های آخر بهار و تابستان گرم است .عمده محصولات کشاورزی آن ، گندم و برنج است و سایر محصولات کم و بیش کشت می شوند. دامداری هم به ندرت وجود دارد و بیشتر به صورت پرورش سنتی گاو میباشد

ممسنی بزرگ

وجود مقبره امامزاده سید محمد کنار جاده اصلی واقع در کوپن سفلی و امامزاده حسن در کوپن علیا از جاذبه های مذهبی گردشگری این بخش میباشد .طبیعت بکر و زیبای این روستا هر سال پذیرای مسافران زیادی از سراسر کشور است . کوههای این روستا پوشیده از درختان بلوط ، کلخنگ ، بنه ، انجیر کوهی  و بیشه ها پوشیده از گز ( در گویش محلی : گزگ ) و بید و گل خرزهره است. بعضی گل های کم یاب در نقاط خاصی از این روستا می روید که عکس زیر یک نمونه از آنها است :
            ممسنی بزرگ

از جانوران بومی روستا میتوان تیهو ، دراج ، سمور ، سمور آبی ، انواع ماهی های رودخانه های آب گرم ، سگ گرگ ، روباه  را میتوان نام برد . گویش لری( و تکلم عربی ! ) همچون سایر نقاط ممسنی ، لهجه مردم در این روستا است . با همت مسوولین ، این روستا از امکانات آب سالم ، برق ، گاز ، تلفن ، پوشش صداوسیما و پوشش تلفن همراه برخوردار است . درصد بالایی از جوانان کوپن دارای تحصیلات عالی ، دارای مسوولیت های اداری و ساکن شهر ها و استان های مجاور هستند و در حال حاضر بیشتر جمعیت باقی مانده سال خورده و میانسال هستند .

ممسنی بزرگ

اما عشق به وطن هر ساله در ایام نوروز از سراسر کشور همه آنها را در حصار کوچک ولی گرم و صمیمی روستا گرد هم می آورد .در کوپن سفلی حدودا 50 خانوار ساکن هستند که اکثر آنها با هم روابط فامیلی و قوم و خویشی نزدیک دارند . مردم خونگرم و مهربان کوپن بسیار مهمان نواز ، ساده و بی آلایش هستند واین بزرگ ترین سرمایه و مایه افتخار مردم این روستا است .

برخی نظرات خوانندگان این مطلب در وبلاگ منبع: 

1- كوپنی كه جناب یوسفی نوشته معروف به كوپن حاج علی بوده ما كه از اوایل ساكن اینجابودیم نشنیدیم شاید تو خونواده یا فامیل خودشون این اسم رو گذاشته بودند.بیشتر به اسم كوپن ملا رستم معروف بود چون كدخدای اونا بود.

2- کوپن یکی از بزرگترین روستاهای ایران بوده که الان به بخش ارتقاء یافته است.درمسیر جاده اصلی بودن و طبیعت زیبا و سایر نقاط قوت از کوپن یک منطقه ویژه ساخته است.

3- نیما حمیدی: یكی از دوستان فرمودن كه روستای كوپن سفلی در قدیم به نام كوپن حاج علی معروف بوده. باید عرض كنم كه كوپن در قدیم بخاطر كوه هیاسی به نام كوهپن معروف بوده بعدها به كوپان و دست آخر به كپن تغییر نام یافته.زمانی هم ك كوپن با نام كوهپن یا كوپان معروف بوده فكر نكنم مرحوم حاجی مالك بوده باشن.اصلا كوپن اونقدر گسترده نبوده كه بخواد علیا و وسطی و سفلی و سورنا داشته باشه.

وبلاگ لیراوی : 

در نسخه خطی رحله مکیه نوشته سید علی موسوی از والیان مشعشعی در وقایع سال1111  در کنار اهالی لیراوی و خلیفات بندر دیلم به حضور اهالی محمدسینی (ممسنی؟) در تصرف بصره توسط لشکر ایران اشاره می کند . (ص220)

در صفحه 213 نسخه خطی نامبرده آمده است: «و سیود من الحویزه و اجزونی ان الخرجاء لفرج اله بان ابراهیم خان اعطوه البصره و الدورق و کوه قیلویه و الزیدان و کوپون بقیه و دشتستان و الدشت و جای الحویزه من طریق لزستان...»

شاید کوپون را محال شیخ فرهاد عرب نیز در آن دوره می گفته اند . اثبات نکته آخر را به استادان پژوهشگر ابوذر همتی و حسن حبیبی فهلیانی واگذار می کنم. 






نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

دخمه سنگی داو دختر

در انتهای شمال غربی ناحیه ممسنی دخمه سنگی بسیار قدیمی در كوه در ارتفاع 300 متری وجود دارد كه به داو دختر معروف است. نام محلی این دخمه " دی ودوور" به معنی مادر و دختراست. برای رسیدن به این اثر تاریخی باید با امتداد راه فهلیان به خوزستان، به محلی به نام كوپون (روستای عرب نشین ممسنی)رسید و مسیر كوهستان را در پیش گرفت.

این دخمه مركب از دو اتاق است كه نمای آن از دو طرف ورودی با دو نیم ستون تزیین شده است. بالای ستون ها هفت آتشدان كنگره دار هخامنشی را بر سنگ به طور برجسته حجاری نموده اند. مورخین معتقدند این مقبره باید متعلق به یكی از شهریاران هخامنشی ( احتمالاً كوروش اول) باشد و به 550 تا 650 سال پیش از میلاد تعلق دارد. عده ای نیز آن را به دوره ماد نسبت می دهند.

از دیگر نقش برجسته ها می توان به آثار حجاری كوه قلعه بندر در كوی سعدی شهر شیراز از دوره هخامنشی، نقش برجسته ساسانی شاپور اول در ضلع جنوبی شهر داراب، نقوش برجسته "برم دلك" در شیراز و نقش برجسته بهرام دوم ساسانی در گویم و كتیبه "تنگ براق" در مجاورت روستای تنگ براق بخش سرحد چهاردانگه شهرستان اقلید از دوره ساسانی اشاره كرد.





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده


معرفی نقش برجسته ها و آتشكده و برج های تاریخی استان فارس

چهار طاقیِ بزرگِ "گره" یا "جره" در بیرون روستای بالا ده  شهرستان كازرون واقع است. این بنا از سنگ و ملات گچ ساخته شده و ارتفاع آن 14 متر است. این آتشكده یكی از پنج آتشكده ای است كه مهر نرسی وزیر بهرام پنجم در بین كازرون تا فراشبند بنا نمود. به نظرمی رسد كه در قدیم اطراف این چهار طاقی شهری وجود داشت.





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مناطقی در نقشه که در قرن 16 بین سالهای 1500تا 1600 میلادی ترسیم شده در آن مناطق زیر دیده می شود:
1- LULUTEN 
2- REXELE
3- CAROUCI
4- XIRAZ
5- CAPO BARDISTAN
6- CAPO NABAND
7- Niquelus
8- porsios 
دیده می شود.
این نقشه توسط 
Antonio Dias farinha 
ترسیم شده است . که به ترتیب مناطق لولو تین (روستای کنونی لیلتین در دهستان لیراوی و حوالی بندر دیلم ) ، ریشهر ، خارک ، شیراز ، راس بردستان، راس نابند، نخیلو  و نام فارس تمامی این نواحی در بالای نقشه دیده می شود.




نوع مطلب : برگ هایی از خلیج فارس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 شهریور 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
سلوت هلندی در کتابی که درمورد طوایف عرب ساکن در خلیج فارس نوشته و توسط عایده خوری به عربی ترجمه و تحت عنوان (عرب الخلیج) به چاپ رسانده در صفحه 32 (در متن انگلیسی p:13 ) اشاره می کند که نام بندر دیلم در نقشه های هلندی دهه 1650 و قبل از آن در نقشه های پرتغالی دیده می شود. 
سلوت منبعش را این گونه معرفی می کند:
Duth Atlas of about 1650 in BL,Add.mss.34184.protuguess charts in corte sao ,monumenta vol.4,p.397

این موضوع از این لحاظ اهمیت دارد که قدیمی ترین منبع ایرانی در سال 1082قمری برابر 1671 میلادی (ریاض الفردوس خانی - تصحیح ایرج افشار و فرشته صرافان) از بندر دیلم نام برده است. 




نوع مطلب : دیلم پژوهی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 مرداد 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

روزنامه رسمی کشور شماره ۲۲۹۹

۱ شنبه ۱۴ دی ماه ۱۳۳۱ - سال هشتم

شماره مسلسل ۵۲

دوره هفدهم مجلس شورای ملی

مذاکرات مجلس شورای ملی - جلسه ۵۲

صورت مشروح مذاکرات مجلس (احمد اخگر نماینده بوشهر و بنادر )روز ۱ شنبه ۷ دی ماه ۱۳۳۱

 

حسین خسروزاده جانباز نهضت جنوب

 

احمد اخگر : نسبت به شهدای ارتش وسربازان شهیدیامعلولین آن طور که باید توجه نمی‌شود و تصورمی‌کنم به مورد باشد که وزارت دفاع ملی در این مورد اعمال نظری بنماید. 

مثلا حسین خسروزاده نام در جریان محاصره بوشهر در نهضت دروغی جنوب سرباز وظیفه بوده وبانهایت رشادت جنگید مورد اصابت دوگلوله قرارگرفته از دست وپای راست فلج شده از سال ۲۵تا۳۰ دوندگی برای برقراری ۲۰۰ ریال حق معلولیت اوادامه داشته تازه در سال ۳۰ به او نوشته‌اند که این مبلغ از سال ۲۹ به تو تعلق می‌گیرد جوانی دارای معلومات سیکل اول متوسطه به خدمت مقدس سربازی رفته مجروح و معلول شده و تمام هستی او و مایملک خود را به فروش رسانده فقط ۲۰۰ ریال ماهانه به او تعلق می‌گیرد آن هم از سال ۱۳۲۹ وحال آنکه او در۱۳۲۵ مجروح شده و عذر وزارتخانه این بود که چون پرونده شما در سال ۱۳۲۹ تکمیل شده و از کمیسیون گذشته از همان تاریخ قابل پرداخت است این جوان بدبخت معلول برای تهیه کاربه همه جا مراجعه نموده و سرانجام به او پاسخ داده‌اند که در شهرداری بوشهر به سمت رفتگر انجام وظیفه نماید.





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 مرداد 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

یکی از مالیات های مرسوم در لیراوی و مناطق همجوار مالیات گوش خری یا نواقلی یا حق العبور بوده که متن زیر نشان می دهد این مالیات در منطقه شولستان و ممسنی در دوره پهلوی توسط وزارت مالیه لغو گردیده است.

 روز شمار تاریخ معاصر - جلد دوم - صفحه 80

*لغو مالیات گوش‌خرى

وزارت مالیه در نامه‌اى به اداره مالیه فارس نوشت كه مالیات گوش‌خرى كه در شولستانات ممسنى مرسوم و به عنوان نوعى مالیات غیرقانونى گرفته مى‌شود ملغى شده و به هیچ اسم و رسمى به عنوان حق العبور نباید چیزى دریافت شود.

»هرگاه كدخدایان یا افراد متفرقه مرتكب این امر شوند توسط ایالت مورد مؤاخذه و تعقیب خواهند بود





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آیت الله سید جعفر مجتهد مزارعی نماینده شیراز در مجلس اول 

سید جعفر مجتهد مزارعی(دشتستانی ) از علمای طراز اول مشروطه بودند که همواره میداندار عرصه علم و سیاست بودند.

آیت الله سید جعفر مجتهد مزارعی در خانواده ای از سلاله سادات در شهر وحدتیه(مزارعی و بی برا) شهرستان دشتستان در استان بوشهر چشم به جهان گشود .دوران کودکی و نوجوانی را در قریه مزارعی (وحدتیه کنونی) سپری کرد و پس از آن کمر همت به تحصیلات حوزوی بست .وی برای پیگیری این مهم راهی نجف اشرف گردید و در آن شهر رحل اقامت افکند. در طول این دوره از محضر اساتید مبرّز حوزه نجف اشرف کسب فیض نمود و موفق به کسب درجه اجتهاد گردید.

 ایشان پس از این جهت ادای دین خود به مردم به روستای  خویش بازگشت و مدتی را در آنجا به تبلیغ علوم دینی مشغول بود. پس از مدتی  محیط روستا برای روح بزرگ او کوچک نمود و  تصمیم به مهاجرت به شهر شیراز گرفت.ایشان در آنجا به تدریس علوم دینی و فعالیتهای دینی و سیاسی پرداختند و در طی این دوران به عنوان یکی از علمای طراز اول حوزه شیراز مطرح گردید .با شروع مبارزات سیاسی مردم در دوره قاجار برای تاسیس عدالتخوانه و مجلس مشروطه در صدر رهبران سیاسی این جنبش قرار گرفت.

پس از صدور فرمان مشروطه و برگزاری انتخابات مجلس ایشان به عنوان نماینده علمای شیراز به مجلس اول مشروطه راه یافت.پس از به توپ بستن مجلس ،به شیراز بازگشت و به مبارزات مشروطه طلبی خود ادامه دادند .

با شروع مجلس دوم و تصویب متمم قانون اساسی مبنی بر انتخاب 5 مجتهد برای نظارت بر قوانین مجلس به گواهی اسناد مرکز اسناد مجلس ایشان به عنوان یکی از 20 مجتهد نامزد ،توسط علمای حوزه علمیه نجف اشرف به مجلس معرفی و توسط علمای حوزه علمیه قم تایید گردیدند .

فعالیتهای علمی و سیاسی ایشان تا جنگ جهانی اول ادامه یافت و در این دوران با حضور استعمار در فارس مبارزه ایشان شدت یافت .از جمله این موارد می توان به اعتراض ایشان به مجلس به سبب قتل عام مردم دالکی توسط مزدوران انگلیسی اشاره کرد .علاوه بر این حضور پررنگ مبارزاتی ایشان در اعلامیه ها و تلگرافهای علما و روحانیون شیراز در این دوره گواه این مدعاست.

سید محی الدین مزارعی  نماینده مجلس پنجم از شیراز

 فعالیتهای سیاسیآیت الله سید جعفر مجتهد مزارعی با شروع انتخابات مجلس پنجم به اوج می رسد و ایشان همراه با برادر زاده خود سید محی الدین مزارعی و دیگر علمای شیراز به تخلفات گسترده در انتخابات مجلس اعتراض نموده و لغو آن و برگزاری مجدد انتخابات را خواستار شدند .حکومت مجبور به ابطال این انتخابات در شیراز می شود و در نتیجه انتخابات مجدد مردم شیراز به سید محی الدین مزارعی برادرزاده ایشان رای اعتماد داده و ایشان را به مجلس می فرستند .این دو بزرگوار در این دوران در مقابل زیاده خواهی های  رضا خان قد علم کرده و به گواهی اسناد ((مرکز بررسی اسناد تاریخی ))حکومت هم در مقابل راهپیمایی هایی که ایشان در شیراز به راه می اندازند کوتاه می آید (متن نامه رضا خان موجود می باشد ). در این دوره سید محی الدین با هدایت و حمایت عمویش در مجلس در اقلیت مجلس به همراه شهید مدرس به مبارزه باسیاست های رضا خان پرداخت .

ایشان سرانجام پس از سالها فعالیتهای سیاسی و علمی در شهر شیراز و تربیت شاگردان متعدد دارفانی را وداع گفت و در حافظیه به خاک سپرده شدند.

در این تصویر جمع نمایندگان دوره اول مجلس شورای ملی را مشاهده می کنید که  (حاج سید محمدجعفر مجتهد) مزارعی در بالاترین گوشه سمت چپ تصویر به شماره 57 قابل مشاهده می باشد.در زیر تصویر اسامی نمایندگان به تفکیک حوزه انتخابیه آن ها درج شده است و نام آیت الله مجتهدمزارعی در قسمت وکلای فارس ذکر شده.

منبع  وبلاگ شهر وحدتیه





نوع مطلب : مشاهیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 مرداد 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
درویش های امامزاده حمزه در دشت غزاله حوالی ماهشهر خود را اصالتاً اهل شول حیات داود می دانند م. درویش از جوانان محقق این خاندان در وبلاگ ارض المقدسه الحمزویه شرحی آورده است . آنها ظاهرا از شول ابتدا به سلطان آباد رامهرمز رفته اند و سپس شعبه ای دشت غزاله رفته و عهده دار درویشی شاهزاده حمزه شده اند این تحقیقات قطعا توسط آن جوان پزتلاش پیگیری خواهد شد و حقایق بیشتری منتشر خواهد کرد.

خاندان درویش شول :

 پژوهش: م . درویش

بعداز شهادت حضرت امامزاده اباالقاسم المرتضی حمزه بن موسی الکاظم علیهماالسلام در بلدومنطقه دشت غزاله ، درصبح اوّل ذی القعده سال دویست وچهار هجری قمری درسجده نماز صبح، درکفّة نهر غزاله، به امر ودستورمآمون لعین ،بدست حاکم منطقه که شخصی بنام محمّدغزاّلی بوده است و بردن رآس شریفشان به منطقه ری،اولاد وذریه ی ایشان به دلیل فشار حکومتهای ظلم محلی وخلفای جورعباسی به مناطق مختلف وبلادسرزمینهای اسلامی روانه میشوند که طوایف وعشیره های متعددی از سادات بنی حمزه بن موسی الکاظم علیهماالسلام در بلادوممالک اسلامی تاکنون موجودند که منجمله ی اولاد ایشان، فرزند ارشدشان ،حضرت آقاامامزاده ابوالحسن قاسم بن حمزه علیهماالسلاممعروف به شاه صدرالدین به منطقه قوم شول گپ بلوک حیات داوود ساکن میشود ودر محلی که بعدها بنام گمارون نامیده میشود،سکنی میگزیندکه اولاد ایشان ازآنجابه شهرها وروستاهای کشور پراکنده میشوندوکماکان تعدادی از سادات درآن محل تاکنون زندگی میکنند.درطی قرون متمادی،درهردورانی سادات برای ماندن به نزد مرقدمطهر امامزاده حمزه علیه السلام میآمدندولی  بعدازمدتی حکومت ظالم وقت، ایشان را اذیت میکردوتحت فشار قرار میداد وایشان مجبور به فرار یابه شهادت میرسیدندتااینکه درحدودبیش از دویست وپنجاه  سال پیش،همزمان باتسلط ایل قاجار بر ایران،تیره ای ازسادات منطقه شولستان که از زمان جدّ اعلای خود( نوه امام هفتم)کم وبیش در منطقه شولستان وگمارون  سکونت داشتند و اولادایشان در منطقه حیات داوود(شول گپ)درجنوب کشور زندگی میکردندکه ازطریق کشاورزی ودامداری امرارمعاش میکردند به مرورزمان باآموزش تعالیم دینی به قوم شول و ازدواج های سببی با مردمان قوم شول وسکونت در مناطق تحت سیطره این قوم،ارتباطات خویشاوندی سببی نزدیک باآنان پیداکردندکه به سادات شول مشهور ومعروف گردیده اند،بعدازگذشت مدتی، اختلافی بر روی اراضی آن منطقه بین ایشان پدیدآمد که با خواستگاری یکی از جوانان آن منطقه از صبیه ی سیدناصر بزرگ سادات آ ن محل بنام سیده فاطمه وجلوگیری برادران وبنی اعمام او از این ازدواج،منجر به نزاع وکشته شدن افرادی میشود،که وقوع این حادثه،باعث میشودکه سادات وچندخانوار از مسببین از قوم شولی که نسبت خویشاوندی سببی باآنهاداشتند، به صورت شبانه ازآن منطقه کوچ میکنند وبه مناطق جنوبی امامیه ومعشور،رامشیر ورامهرمز درخوزستان کنونی ونواحی دیگر ایران وبعضی به خارج از ایران کنونی می روند وبرای اینکه تحت تعقیب حکومت وقت بودند،هویت اصلی سیادت خود را کتمان کردند تاشناسایی نشوندوبه شولی برّاکی (اولادمرحوم کاسیدعجید معروف به  برّاک) معروف میشوند ولی به عنایات وکرامات حضرت امامزاده حمزه علیه السلام وکلام سینه به سینه بزرگان وشواهد وقرائن شرعی وعلمی میدانستند تا اینکه مرحوم کربلایی آقاسیدمحمّد معروف به(درویش) برای ادای نذر وزیارت قبر جدّمکرمشان حضرت ولایت مآب مولی الموحدین امیرالمومنین علیه السلام وتحصیل علوم دینی به نجف اشرف تشریف بردند وبعدمدتی در رامهرمز،شروع به تبلیغ احیاء امر معارف وعلوم ذوات مقدسه ال البیت علیهم السلام کردند که باعنایات (دربیداری و رویاهای صادقه) حضرت امامزاده حمزه علیه السلام به مدفن تن شریف ایشان درمنطقه دشت غزاله در بین معشور وامامیه بازگشتند وقبرمطهّر حضرت امامزاده حمزه بن موسی الکاظم علیهماالسلام راکه به خرابه ی ویرانه ای توسط حکومتهای ظالم گذشته،تبدیل گردیده بود را ازنوبنا کردندکه بحمدلله ،اولادایشان ازآن تاریخ تاکنون توفیق خدمت وتولیت حرم مطهر جدّ شریفشان و سلاله ی پاک وخاص رسول الله صلی الله علیه وآله (ارض المقدسه الحمزویه)راباافتخاردارامی باشندکه در این منطقه به خاندان درویش معروف ومشهورند.

لازم بذکر است  در منابع تاریخی از ایشان به نام درویش یاد شده اما تعریف تاریخی درویش با تعریف فعلی درویش فرق می کند، در قدیم الایام به سادات بزرگ ونقبای انها،درویش میگفتند،بطور مثال در منابع تاریخی صدهها بار از سادات مرعشی مازندران بنام درویش یاد شده و میر بزرگ مدفون در آمل مرشد دروایش آن زمان بود، اکثر این دراویش طبرستان ،مورد اشاره ،که حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی هم از نسل خاندان سادات درویش طبرستان آنهاست، اینک بعنوان امامزاده مشهورند نه درویش. نا گفته نماند تعریف صوفی (حتی تعریف شیخ) هم در تاریخ با تعریف فعلی صوفی که به علی اللهی ها می گویند فرق داشته و بزرگ صوفی های ایران همان شیخ صفی الدین اردبیلی است که جدخاندان صفوی و شاهان صفویه است که دین شیعه جعفری اثنی عشری را دین رسمی ایران نمود و مرعشیان هم برای اولین بار این سلسله پادشاهی را پذیرفته و دولت خود را زیر مجموعه دولت صفوی کرده و با صفویه وصلت نمودندالبته خاندان سادات درویش از تیره آل المجیر الموسویة الحمزویة هستندکه جدّ ایشان، مرحوم کربلایی محمّد از علماء ومجتهدینی که سالهادرنجف اشرف توفیق خدمت وعلم آموزی از آستان  عرشی مقام عظمای ولایت علوی اروحنافداه رو داشته اند به آقابزرگ یا درویش ،مشهور ومعروف بوده اند،می باشند.

منبع: http://arzmoghadashamzavi.blogfa.com/





نوع مطلب : گناوه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 مرداد 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

چاه های کوه بیکس و قدمگاه حضرت علی (ع)

در  شرق روستای باباحسنی به فاصله ۳ کیلومتری رشته کوهی به طول و عرض ۳۰۰ در ۱۰۰۰ متر

ارتفاع 91 متر قرار دارد این برامدگی چون در دشت لیراوی تک و تنها است و رشته کوهی در کنار ان واقع نشده

است به نام بی کس نام گذاری شده است .

بربالای کوه بیکس دو حلقه چاه مربع شکل قرار دارد که در سنگ کنده شده اند و برخی معتقدندکه از پایین 

به هم متصل بوده اند و علاوه بر تامین آب برای مصارفی چون زاغه مهمات و زندان(؟) از آن استفاده می شده است که

تقریبا خراب شده اند . این باور هم در میان اهالی است یک کعره (بزغاله) این چاه ها افتاده و در کناره دریا حدود 14 کیلومتر بعد مقابل روستای لیلتین روی آب آمده!!

در پایه کوه بیکس بقعه ای به نام قدمگاه حضرت علی(ع) قرار دارد که قدیمی به نظر می رسد که محل

زیارت و نذورات اهالی اطراف ان می باشد 

بر بالای این کوه اثار شالوده خانه یا قلعه و آب انبار نیز پیداست که در سال های اخیر سنگ آن را درآورده و به روستاهای همجوار برده اند! آشیاء سفالی با لعاب های رنگی و خشت ها و اجرهای رنگی به شکل دوره ایلامیان تا ساسانی در ابعاد ۳۰ در ۳۰ یافت می شود منتها جنس ان از گل

پخته نیست بلکه می توان گفت از نوعی گچ محلی به نام چاری می باشد . در بالای این کوه آثاری مشخصاً از دوره خسرو پرویز و شاه عباس صفوی پیداشده که نشان می دهد در آن دوره ها این قلعه طبیعی محل سکونت این منطقه بوده اند . 

اب انبار دره کلاتک

کلاتک به معنی کلات کوچک یا قلعه طبیعی کوچک می باشد شاید نام قدیم کوه بیکس ، کلاتک بوده است. 

در عمق سه متری دره کلاه تک در جانب جنوب شرقی روستای بابا حسنی در منطقه لیراوی آب انبار بزرگی نمایان است

این آب انبار بزرگ که قدمت دیرینه و تاریخی دارد با مصالحی هم چون سنگ . ساروج . و خشت در

ان به کار رفته است که نشان از سالیان دور دارد .

چاهای خاصه کال چاه های اوزینو و برج اوزینو

از اثار مهم دشت لیراوی ۱۸ حلقه چاه خاصه کال و۲۲ حلقه چاه اوزینو واقع در کوههای عامری درمسیر

راه به طرف زیدون می باشد این چاهها که به صورت مربع ۱در۱ می باشند و بعضی مستطیل از دل

سنگ کنده شده اند و اب شرب ابادی های اطراف را تامین می کرده اند بعضی از انها اخیرا مسدود و

با گل ولای اطراف انباشته شده اند ظرافت چاهای قدیمی حکایت از تمدن قوی و صنعت مهم حفاری

چاهای اب داشته است این چاها دقیقا در مسیر قناتهای انتقال اب از حیدر کرار به تنگ استخری (از زیدون به سمت لیراوی )قرار

دارند در ان نزدیکی برجی معروف به برج رضاخان وجود دارد که قبلا حدود ۱۰ خانوار از روستای عامری

در ان سکونت داشتند و اطراف ان نیز چند قبر دیده می شوند.

 چاهای اب زینو در زمانی که برج به وسیله

رضاخان پهلوانی (از خوانین عامری لیراوی )ساخته شد شناسایی و خاک برداری شد.

 ولی چاههای خاصه کال درسال۱۳۳۲شمسی

به وسیله مرحوم کربلایی غلام عباس اغاجری ساکن روستای عامری لیراوی شناسایی وخاک برداری گردید.





نوع مطلب : لیراوی شناسی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 مرداد 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

ازسالخوردگان آن حدود نقل است که این بقعه متعلق به یکی از سردارن عرب بوده که هنگام تصرف شهر باستانی توج میان سالهای16 تا19 هجری قمری به وسیله اعراب,درآن جنگ کشته شده و در همان جا به خاک سپرده شد.بقعه مورد ذکر که در زمینی ناهموار و برروی تپه ای کم ارتفاع واقع شده از قدم لاایام موردتوجه ساکنین آن حدود بوده وامروزه نیز به عنوان زیارتگاهی محل توجه میباشد.بااولین برخورد و مشاهده بقعه موردنظر معلوم میگردد که بنای کنونی آن نسبتا جدید بوده و در طول زمان چندین مرتبه مورد مرمت و بازسازی قرارگرفته است.

آقای احمد اقتداری در کتاب "آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان"درباره این بقعه و گذشته آن مینویسد:

"چنین شهرت دارد که پیرهداف از امرا عرب بوده و در جنگ توج کشته شده و اعراب و نو مسلمان توج,برگور او بقعه ای ساخته اند وآن را مزار و مسجد ساخته اند."

اقتداری سپس نظریه بالا را مورد شک و تردید قرار میدهد و می افزاید.

"گمان من آن است که این گفته چندان درست نباشد,چه در هیچ یک از گتابهای جغرافی نویسان مشهور قدیم که کتب آنها ماخذ است,ذکری از چنین واقعه ای نکرده اند "

اقتداری در ادامه این گفتار نظریات دیگری مبتنی بر حدس و گمان درباره این بقعه بیان میکند,از آنجمله به استناد گفته ابن بلخی در فارسنامه اظهار میدارد:

"شاید در اساس پیرهداف مدفن پدرامیرفرامرز فرمانروای این دیار باشد,که به تدریج چون رنگ مذهب و مسجد گرفته است,امیر تبدیل به پیرو هداب تبدیل به هداف و بقعه مبدل به مسجد و زیارتگاه گشته است."

اقتداری همچنین می افزاید:

"بعید هم نیست که هداب یا هداف از سرکردگان شهرک مرزبان فارس بوده باشد که در جنگ با اعراب کشته شده و در این محل از طرف توزیان به خاک سپرده شده باشد,چه بسا خود مدفن هم قبلا معبد یا آتشکده زردتشتی آخر عهد ساسانی بوده است,چه سابقه تغییرآتشکده به مسجد در ایران زمین کم نیست..."

از آثار باقی مانده مانند پی ستون های قدیمی و آجرهای و سفال های شکسته که در پیرامون بقعه به چشم میخورد,به خوبی معلوم میگردد که بقعه مورد ذکر متعلق به زمان های بسیار دور بوده که در فواصل زمان متوسط اهالی آن حدود تجدید بنا گردیده و حتی تغییراتی در سبک بنای آن نیز بکار برده اند.مصالح های ساختمانی که در ساختمان های قدیمی و ستون وپی سازی بنا بکار رفته است همه از نوع مصالح ساختمانی ساسانی و پیش از اسلام است.

 

این مطلب را وبلاگ بوشهری های مقیم تهران گرفته ام 

http://www.lianclub.blogfa.com/post-122.aspx

توضیح مدیر وبلاگ لیراوی : البته چند سال پیش در یکی از هفته نامه های استان بوشهر دیدم دکتر هیبت اله مالکی حدس زده بود که آقا میر هداف پدر امیر فرامرز بن هداب نامبرده در فارسنامه ابن بلخی است که در سال 510 حاکم قلعه ریشهر بوده است. 





نوع مطلب : برگ هایی از خلیج فارس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 مرداد 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

انیس الناس نویسنده:شجاع به کوشش:افشار، ایرج ناشر:بنگاه ترجمه و نشر کتاب محل نشر:تهران سال نشر: ١٣۵۶

این کتاب که در سال 830 نوشته شده در صفحه 311 و 312 حکایتی از یک دانشمند لیراوی آورده است من نسخه خطی آن را که در مجلس است به همت دوست گرانقدرم سید محمدفاطمی نژاد به دست آوردم نوشته آن سراوی و لیراوی بسیار به هم نزدیک بود از سویی دیگر سایر منابع آن دوره به صراحت از شخصیت هایی با شهرت لیراوی نام برده اند در صورتی که شهرت سراوی در فارس نداریم : 

حکایت انیس الناس ص311:

دیگر آنكه آن متوقّع و ملتمس مرجو الحصول و ممكن الوصول باشد، چه اگر غیر این معنى را ملتمس سازى و متوقّعت مبذول نگردد از خام‌طمعى خویش دان نه از معروض علیه.

پس باید كه مسؤول و ملتمس ممكن الأخذ و سهل المأخذ بود و مسؤول عنه از قبول آن به تنگ نیاید و به قضاى آن حاجت و اداى آن التماس مكلّف نباشد.

 (ص   (٣١٢

و نه چون التماس سیّد شمس الدّین محمّد نجات[پسر سیّد شریف جرجانى]  از مولانا جمال- الدّین سراویى [لیراوی]بود.

حكایت

مولانا جمال الدّین سراویى[لیراوی] در مدرسۀ سنغریّه ساكن بود و چون ایّام تابستان بود به واسطۀ حرارت هوا هر صباح در صفّۀ آن مدرسه مى‌نشست و به كتابت كتابى علمى مشغول مى‌شد.

سیّد شمس الدّین محمّد نیز درین مدرسه ابتداى تذكیرى و بنیاد وعظى نموده بود و در مجلس شریفش جمعى حاضر مى‌شدند و در ازمنۀ وعظ مولانا جمال الدّین در برابر او در صفّۀ مذكوره به قاعدۀ معهوده به كتابت مشغول مى‌شد.

روزى سیّد محمّد از منبر فرود آمد و با جماعت مریدان به پیش مولانا جمال الدّین رفت و سلام كرده گفت توقّع دارم كه چون من وعظ گویم شما كتابت نكنید!

مولانا جمال الدین گفت توقّع دارم كه چون من كتابت كنم شما وعظ نگویید!

دیگر سیّد فرمود كه اگر این ملتمس و متوقّع من مبذول دارى اللّه تعالى حجّ پیادت روزى كند!

مولانا جمال الدّین گفت اگر این متوقّع من برآرى در راه خدا شهید شوى!

 





نوع مطلب : لیراوی شناسی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 مرداد 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
پارسال 17 شهریور 1392 به اتفاق دوست محققم محسن خواجه گیری و همولایتی ام اکبر لیراوی به نیت دیدار با یک نویسنده لیراوی در شهر امیدیه رفتیم اما لحظه ای سر کوچه رسیدیم پارچه های سیاه  و عزادارانی که  از سر مزار عزیزشان بازگشته بودند خبر خوشایندی برای ما نداشتند . آری معلم و نویسنده کتاب پایه گذاران جاهلیت عرب تاریخ ایران از ورود آریایی ها تا حمله اسکندر آقای مسعود لیراوی بر اثر سکته درگذشته بود حالا که سالگردش نزدیک است گفتم یادی از آن جاودان یاد شود . 
زنده یاد مسعود لیراوی در این کتاب این موضوع را مطرح کرده که حمله ی اسکندر مقدونی پایه گذار عصر جاهلیت  در حجاز بوده است
مشخصات و شرح مختصری از فصول کتاب : 

پایه‌گذاران جاهلیت عرب

پدیدآورندگان : نویسنده: مسعود لیراوی
موضوع : ایران - تاریخ - پیش از اسلام , ایران - تاریخ - جاهلیت
ناشر : عصر جوان
محل نشر : قم
قطع : وزیری
نوع کتاب : تالیف
زبان اصلی : فارسی
قیمت : 85000
نوع جلد : شومیز
قطع : وزیری
تیراژ : 2000
تعداد صفحات : 400
تاریخ نشر : 1391/8/3
رده دیویی : 0950501
شابک : 964-90798-9-0

 "موضوع کتاب حاضر، شرح تاریخ ایران در زمان «سلسله هخامنشیان، سلوکیان و اشکانیان» است. این کتاب، با هدف بازخوانی بخش‌هایی از تاریخ نخستین سلسله‌های پادشاهی در ایران و آشنایی با زوایای اجتماعی و سیاسی کشور در دوران مورد نظر تدوین شده است. کتاب، مشتمل بر سه فصل است.
در فصل نخست، تمدّن عصر هخامنشی ذیل عناوین شاهان هخامنشی و قشون‌کشی اسکندر به ایران مطالعه شده است. در این فصل، فعّالیت‌ها و تلاش‌های «کوروش» و «داریوش» در گسترش سرزمین ایران به همراه خصوصیات شاهان این سلسله و چگونگی حمله مقدونیان به ایران شرح داده شده و مذهب، صنایع و آثار به جا مانده از دوره هخامنشی معرّفی گردیده است.
در فصل دوم، پیروزی‌ها، کشورگشایی‌ها، رفتار و سیاست‌های اسکندر بررسی و جانشینان اسکندر، موسوم به «سلوکی‌ها» معرّفی شده‌اند.
فصل آخر کتاب، مشتمل بر بازخوانی تاریخ پارت‌ها شاهان اشکانی و بررسی اوضاع ایران از لحاظ تشکیلات دولتی، مذهب، زبان و خط و صنایع و فنون در این دوره است.".
منبعhttp://vista.ir/book/674531: 




نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 21 مرداد 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
در آبان 1337 دو نفر ارتشی با نام های سرهنگ سلحشور و سرهنگ حفاظت از طرف ستاد بزرگ ارتشتاران در بخش کازرون ، برازجان و بوشهر به تشکیل گروهانهای مردمی در قالب «سازمان نیروی مقاومت ملی» شدند. در رودحله طبق اسنادی که خودم نزد مرحوم نصرا... خان حیاتداودی دیدم ایشان مسئول این سازمان بود که اسناد و عکس های آن را به طور منظم آرشیو کرده بود و امیدوارم این بخش از تاریخ نواحی ساحلی خلیج فارس از بین نرفته باشد. 
در لیراوی نیز به گفته مرحوم سلیمان خان پهلوانی که از سران فعال این سازمان بوده به نگارنده گفت که سه گروهان تشکیل شد به فرماندهی کربلایی خداکرم لیراوی ، حاج کایید لیراوی و عباس خان لیراوی . 
در لیراوی هدف آنها مبارزه با اصول خان خانی بود . که بعد ها آنها به گروه ملتی ها (مردمی ) معروف شدند. عضو گیری آنها در تمامی روستا ها و ز میان مخالفان خان حاکم بر منطقه بود. (ر.ک صفحات 370 تا 377 کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم به قلم علیرضا خلیفه زاده)
عکس منحصر به فرد ذیل از گروهان حیاتداود را از وبلاگ تل ماری (چهارروستایی حیاتداود) گرفته ام 

حسن غلامی از خوانندگان توضیح می دهد: عکس دوره چریکی پهلو باغ هوشمند گرگعلی روستا یی شهریار سراجی دوتا اولی نمی شنا سم





نوع مطلب : برگ هایی از خلیج فارس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نویسنده: محمدحسین عزیزی خرانقی*

چهار روستایی بر سر جاده اصلی آسفالته برازجان به بندر گناوه قرار گرفته است. این روستا از توابع دهستان حیات داوود بخش گناوه و شهرستان بوشهر استان بوشهر در ارتفاع 35 متر از سطح دریا قرار گرفته است. بر اساس سرشماری سال 1385 آمار رسمی جمعیت آن 2247 نفر 501 خانوار) است. چهارروستایی، دشتی گرم و مرطوب در 25 كیلومتری شرق گناوه و در كنار جاده آسفالته گناوه – برازجان قرار گرفته و رودخانه شور در شرق این روستا جاری است. پوشش گیاهی این روستا عبارت است از درخت كنار و اهالی بیشتر به كشت دیم و در صورت بارندگی مناسب سالانه به كشت صیفی و سبزی می پردازند.
    بیشتر مطالعات باستان شناختی در استان بوشهر در دوره های اسلامی و تاریخی به دلیل وجود محوطه های تاریخی شاخصی از قبیل بند صیراف و كاخ های عظیم هخامنشی متمركز بوده و به دلیل اقلیم گرم و خشك و ویژگی های زمین شناسی این منطقه محوطه های اندكی از دوران پیش از تاریخ در این استان شناسایی شده است. منظور از محوطه های پیش از تاریخی، مكان های فرهنگی است كه تاریخ استقرار انسان در آنها به قبل از آغاز شهرنشینی و اختراع خط تعلق دارند.
    محوطه پیش از تاریخی چهار روستایی یكی از معدود محوطه های شناسایی شده طی بررسی های باستان شناختی صورت گرفته در سال 1384 است كه تیمی مشترك از پژوهشكده باستان شناسی به سرپرستی آقای دكتر حسین توفیقیان و كشور انگلستان به سرپرستی پیت كارتر شناسایی و معرفی شد.

    در مطالعه دوره پیش از تاریخ به دلیل عدم وجود خط و كتابت و همچنین عدم شكل گیری شهرها، سفال های سطحی به دست آمده از این گونه محوطه ها راهنمای باستان شناسان جهت ارائه گاه نگاری و تاریخ نسبی استقرار در آنها بر اساس مقایسه با دیگر محوطه هایی است كه سفال های مشابهی از آنها گزارش شده است كه به این نوع گاه نگاری، گاه نگاری مقایسه یی گفته می شود. سفال های سطحی به دست آمده از سطح محوطه چهار روستایی بیانگر استقراری از دوره فرهنگی باكون كه متعلق به هزاره پنجم قبل از میلاد یعنی حداقل هفت هزار سال قبل است، بود. لازم به ذكر است كه دوره باكون نامی است كه بخشی از دوره پیش از تاریخ در حوزه فرهنگی فارس كه شامل استان های فارس، چهارمحال و بختیاری، بخش های جنوبی اصفهان، بخش های غربی استان یزد و كرمان، استان بوشهر و استان هرمزگان می شود. دوره باكون یكی از بزرگ ترین و مهم ترین ادوار فرهنگی پیش از تاریخ در بخش جنوبی ایران در هزاره پنجم قبل از میلاد محسوب می شود كه برای نخستین بار در كاوش های باستان شناختی تل باكون در دشت مرودشت شناسایی و معرفی شد. پس از آن در هر محوطه باستانی كه سفال هایی شبیه به سفال تل باكون در مناطقی كه در بالانام برده شدند به دست آید با عنوان فرهنگ باكون شناسایی و معرفی می شوند. چگونگی ارتباطات فرهنگی در دوره باكون در چنان منطقه وسیع جغرافیایی و با قدمتی حدود هفت هزار سال قبل كه در بالاگفته شد، یكی از سوالات اصلی باستان شناختی در دوره پیش از تاریخ است كه كشف و مطالعه محوطه هایی چون چهار روستایی می تواند گامی در جهت توضیح بیشتر در این باره بردارد. هرچند تاكنون تنها مطالعات اندكی در این محوطه صورت گرفته و نیاز به كاوش های بیشتر و گسترده تر در محوطه های دیگری با فرهنگ مشابه دارد.
    
    
    موقعیت جغرافیایی محوطه چهار روستایی
    نخستین فصل كاوش های باستان شناختی محوطه چهار روستایی در خردادماه سال 1391 به سرپرستی نگارنده و همكاری پنج دانشجوی باستان شناسی از دانشگاه تهران آقایان مرتضی خانی پور، سلمان خسروی، وحید بارانی، سروش رازی و مهدی آذریان صورت پذیرفت. شایان ذكر است كه نخستین گام در مطالعات میدانی باستان شناسی پس از كشف و شناسایی، گمانه زنی و لایه نگاری است. به همین منظور نخستین فصل كاوش های محوطه پیش از تاریخی چهار روستایی با هدف ارائه گاه نگاری، لایه نگاری و تعیین عرصه و حریم این محوطه صورت پذیرفت.
    محوطه چهارروستایی در دو كیلومتری شمال غربی روستایی به همین نام و در كنار امامزاده امیرالمومنین(ع) قرار گرفته است. رودخانه شور تنها رودخانه تقریبا فصلی نزدیك این محوطه، از 5/4 كیلومتری آن عبور می كند. وسعت محوطه چهار روستایی هفت هكتار و روی تپه ماهورهایی از ماسه بادی شكل گرفته است. ارتفاع این محوطه از سطح دریا در بلندترین قسمت 30 متر و بخش های عمده آن به وسیله كشاورزان تسطیح و هموار شده است. بخش های جنوبی محوطه امروزه در زیر جنگلی از درختانی كه در محل با نام كر از آنها یاد می شود و در سال های اخیر توسط وزارت جهاد كشاورزی كاشته شده، قرار دارد. جاده خاكی دسترسی محلی نیز دقیقا از وسط محوطه گذشته و جاده یی نیز در بخش های شمالی آن كه دقیقا در كنار امامزاده امیرالمومنین قرار دارد، عبور می كند.
    
    
    كاوش در ترانشه C محوطه چهار روستایی
    در كاوش های صورت گرفته در این محوطه تعداد چهار ترانشه (با كارگاه كاوش كه كل عملیات حفاری و كاوش باستان شناسی در مطالعات میدانی باستان شناسی در قالب همین كارگاه صورت می گیرد) با ابعاد 2 × 2 متر در جهات اصلی با نام های A تا D و پنج گمانه تعیین حریم با نام های یك تا پنج به ابعاد 1 × 1 متر كاوش شد. در بخش های مختلف این محوطه شواهد نسبتا متراكم سفالی با فواصلی از هم دیده می شود كه روی نقشه توپوگرافی محوطه با دایره، مشخص شده اند. كاوش در همه ترانشه ها و گمانه ها تا حصول خاك بكر ادامه یافت. در كاوش های باستان شناسی به خاكی كه در آن هیچ گونه داده فرهنگی وجود نداشته باشد، كاملاطبیعی باشد، خاك بكر گفته می شود. با توجه به كاوش های صورت گرفته در این محوطه و همچنین پراكندگی سفال در بخش های مجزا می توان چهارروستایی را استقراری فصلی و موقت مربوط به هزاره پنجم قبل از میلاد و اقوامی دانست كه حوزه فرهنگی فارس به منطقه كوچ می كرده اند. تشابهات سفالی همگی گویای ارتباط قوی با فارس هستند كه در بخش سفال بدان پرداخته خواهد شد. احتمالاگروه های مستقر در این محوطه به صورت واحدهایی در یك محدوده ولی با فواصلی با هم زندگی می كرده اند، همان گونه كه امروزه در وارگه های عشایری مشاهده می شود. هر گروه عشایری دارای محل های خاصی هستند كه هرساله به آن بازمی گردند ولی هر خانواده نیز در آن محل مشخص دارای فضایی خاص است. تنها ترانشه D دارای وضعیتی دیگرگونه است. این ترانشه در گوشه شمال شرقی محوطه و درست در كنار جاده یی كه از شمال آن می گذرد روی تپه كوچكی كه شواهدی از گورستانی اسلامی بر آن دیده می شد، ایجاد شده است. یكی از گورهای مذكور جهت مطالعه بیشتر مورد كاوش قرار گرفت و شواهد به دست آمده و چگونگی شیوه تدفین، این قبر و قبور مجاور مربوط به دوره اسلامی است.
    
    سرپرست نخستین فصل كاوش های باستان شناختی محوطه پیش از تاریخی چهار روستایی
منبع: روزنامه اعتماد > شماره 2616 25/11/91 > صفحه 11 (سرزمین) 




نوع مطلب : گناوه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دبیر چهارمین دوره جایزه ادبی لیراو گفت: برگزیده داستان‌های چهار دوره جایزه ادبی لیراو به زبان کردی ترجمه می‌شوند.

 

حمیدرضا اکبری (شروه) در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ اظهار کرد: داستان‌های برگزیده چهار دوره مسابقه ادبی لیراو توسط یك گروه مترجم کرد از فارسی به کردی برگردان و منتشر می‌شوند.

 

وی به نقل از صلاح‌الدین خضیرنژاد که متولی این رخداد است تصریح کرد: هدف از این حرکت فرهنگی آشنایی کردهای داخل و خارج از ایران با داستان‌های برگزیده چهار دوره جایزه ادبی لیراو و شناساندن ادبیات معاصر ایران به کرد زبان‌ها است.

 

او اضافه کرد: تقریباً در هر دوره از جایزه ادبی 30 داستان برگزیده می‌شود که داستان‌های برگزیده هر چهار دوره برای ترجمه به آن‌ها داده شده است.

 

اكبری خاطرنشان كرد: پراكندگی نویسنده داستان‌ها از کل کشور است و هدف ما نیز معرفی جایزه ادبی لیراو و داستان‌نویسان جوان کشور به جامعه ادبی است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 مرداد 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

کتاب سیرت محمدیه اثر مورخ شیعی کویتی 
از خاندان کاحماد خضری لیراوی دکتر یوسف جعفر سعاده به وقایع و تاریخ صدر اسلام پرداخته متن ترجمه دکتر سعادت را می توانید از طریق لینک زیر دانلود نمایید.

 همانطور که در مقدمه این کتاب توضیح داده شده است این اثر گرداوری و تلخیص (اعداد و اقتباس) از کتاب "سید المرسلین" آیت ا... شیخ جعفر سبحانی می باشد که دکتر سعاده پس از دیدار با آیت ا... سبحانی در قم اقدام تهیه این اثر نموده است. 




نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 مرداد 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

آغاز مشروطه در بوشهر و بنادر

علیرضا خلیفه زاده

جنبش مردم ایران در سال های آخر سلطنت مظفرالدین شاه قاجار و مخالفت با برخی پدیده های هنجارشکن دینی در تهران، شیراز و کرمان ، موجب شد تا علما با مهاجرت به شاه عبدالعظیم  و تحصن، اعتراض خود را به عوامل حکومتی به روشی مسالمت جویانه نشان دهند و چون با این عمل امور شرعی مردم معطل می ماند و جمع کثیری از مردم نیز آنها را همراهی می کردند از این رو حکومت تحت فشار قرار داشت تا به خواستۀآنها توجه کند. شاه برای پذیرش درخواست های معترضان اعلام آمادگی کرد ، یکی از درخواست های هشتگانۀآنها « تأسیس عدالت خانه در سراسر ایران برای رسیدگی به تظلمات رعیت» بود . این وظیفه را در غیاب عدلیه ، خواسته یا ناخواسته در بوشهر انجمن ولایتی به عهده گرفت که بخش عمده ای از وقت انجمن مصروف رسیدگی به تظلمات شد. البته در اواخر دوره ی اول مشروطه و در هنگام پراكنده شدن اعضای آخرین انجمن ولایتی برای حل این مسئله «انجمن عدلیه بوشهر» راه اندازی شد.به هر حال خواسته های اولیه ی مردم توسط کهنه اندیشان و عوامل استبداد بر زمین ماند. از این رو سختگیری ها و سیاست ارعاب دولت باعث بروز هیجانات ملت و منجر به مهاجرت کبرای علما به قم و بست نشینی گروه های زیادی از اصنافِ معترض، در سفارت انگلیس شد. همه ی این تحرکات موجب شد تا سرانجام مظفرالدین شاه قاجار خواسته های مردم را بپذیرد و در روز یکشنبه سیزدهم مرداد1285 برابر با چهاردهم جمادی الثانی 1324و پنجم اوت 1906 فرمان تأسیس مجلس را صادر نماید.

« با پایان یافتن تحصن سفارت و بازگشت مهاجران از قم ، که حدود یک ماه به طول انجامید ، در تهران جشن بر پا شد. کوچه و خیابان آذین بندی و چراغانی شد. بازارها باز شدند و برای تهیۀمقدمات تشکیل مجلس شورای ملی و تدوین نظامنامۀانتخابات ، در روز شنبه 26مرداد1285ش برابر با 27 جمادی الثانی 1324ه.ق در مدرسه نظام ، مجلسی متشکل از شمار زیادی از وزرا، درباریان،علما، بازرگان و سران جنبش برپا شد.»

سرانجام نظامنامه‌ی انتخابات در 20 رجب 1324 /17 شهریور 1285/ 9 سپتامبر 1906 به امضاء مظفرالدین‌شاه رسید. دو روز بعد نیز شاه به صدر اعظم دستور داد تا «برای هر ولایت یک نسخه بفرستند که از آن قرار، ترتیب انتخابات و شرایط آن عمل شود.»

طبق این قانون انتخابات، رأی دهندگان مردِ بالای 25 سال، به شش طبقه تقسیم شدند و افرادی مانند(حکام، معاونین و مستخدمین اداره نظمیه و ضبطیه) حق رأی دادن نداشتند. شرایط افرادی که می‌توانستند یا نمی‌توانستند نامزد انتخابات شوند را مشخص می كرد. بخشی دیگر از قانون اذعان می‌داشت که « افراد(تجار) ورشکسته‌ی به تقصیر» نمی‌توانند برای انتخابات نامزد شوند.البته در گزارش‌های بالیوز انگلیس در بوشهر  این صفت را در فصل های بعد دیده می شود که دائم برای میرزا علی کازرونی به کار برده‌اند ، چهره ی مشروطه خواهی که از مخالفان سرسخت و همیشگی آن ها و از اعضای  فعال انجمن ولایتی بوشهر بود. طبق این قانون 60 نماینده برای تهران و 96 نفر برای ولایات در نظر گرفته بودند که سهم فارس و بنادر 12 نفر بود. اگر چه فقط 8 نفر از فارس به مجلس راه یافتند و از بنادر نیز در دورۀاول یك نفر سهمیه داشت و در دوره ی دوم این سهمیه به دو نفر افزایش یافت اما به دلیل کارشکنی‌های حکام و اختلافات درونی اصناف و تجار، ناپایداری هیأت نظَار انتخابات و انجمن محلی(ولایتی) در هر دو دوره کسی به مجلس راه نیافت. سهم بوشهر و بنادر در دوره‌ی اول طبق شواهد و اسناد،  یك نفر نماینده بوده ولی در جایی به سه نفر نیز اشاره شده است. طبق این نظامنامه قرار بود که «در شهرهای جزو  هر ایالتی هر طبقه جداگانه جمع شده یک نفر را انتخاب نموده به کرسی ایالت بفرستند و این گروه منتخب نیز، نماینده‌ای (نمایندگانی) برای مجلس شورای ملی از میان خود برگزینند.» از آنجا که حکومت بنادر و جزایر خلیج فارس از دیلم تا چابهار گسترده بود، که دو شهر عمدۀآن، بندرلنگه و بندرعباس هر کدام خواستار تشکیل انجمن ولایتی جداگانه بودند و برخلاف اهالی لنگه که راضی نبودند جزو حوزه لارستان باشند و تمایل داشتند نماینده اشان با بوشهر مشترک باشد، اهالی بندر عباس به دنبال این بودند که نماینده ای مستقل از بوشهر در مجلس داشته باشند.

قانونِ نظامنامه انتخابات نحوه تشکیل انجمن های محلی و ایالتی  و تعداد اعضایشان را مشخص می کرد. نظامنامۀانتخابات تصریح می کرد: «در هر محلی که انتخابات به عمل می‌آید، انجمنی برای نظارت انتخابات از معاریف طبقات ششگانه‌ی انتخاب کنندگان آن محل (مرکب از شش نفر) و در تحت نظارت موقتی (حاکم) یا (نایب‌الحکومه) همان محل تشکیل خواهد شد. از این قرار دو (نوع) انجمن تشکیل می‌شود انجمن "محلی" و "ایالتی" ؛  انجمن محلی در شهرهای جزء ایالات و انجمن ایالتی در کرسی ایالتی.» در بوشهر انجمن محلی تشکیل شد ولی با اعتراض بعضی گروه‌های رقیبِ در شهر ، در برخی از برهه ها ؛ شش تن از تجار و شش تن از روحانیون عضو انجمن بودند که عملاً انجمن محلی بوشهر تبدیل به انجمن ایالتی (!) شده بود. انجمن های محلی موظف بودند اسامی انتخاب کنندگان و انتخاب شدگان هر ولایت را به مجلس شورای ملی بفرستند. اگر چه نمایندگان ملزم به حضور در تهران و مجلس شورای ملی بودند ولی مجلس با حضور نمایندگان تهران (60 نفر) رسمیت می‌ یافت. خرج سفر و مقرری سالیانه‌ی نمایندگان نیز یکی از مشکلات عمده‌ی نمایندگان برگزیده بود که به تشخیص و تصویب مجلس واگذار شده بود. از این رو انجمن ولایتی بوشهر برای حل این موضوع نیز دچار مشکلاتی بود. چهار روز بعد از اعلان نظامنامه انتخابات، در تهران رأی‌گیری آغاز شد. در بوشهر نیز این نظامنامه خیلی زود امید به پایان استبداد و آغاز مشروطه ، قانون و مجلس را زنده کرد. روز سه‌شنبه 28 رجب 1324 / 25 شهریور 1285 / 17 سپتامبر 1906 این تلگراف از بوشهر به تهران ارسال شد:

«حضرت ملاذ الانام حجت‌الاسلام آقای حاجی میرزاسیدمحمد طباطبایی و سایر علمای اعلام دام ظلهم‌العالی

 به توسط صدارت عظمی، تلگراف دستخط مبارک اعلیحضرت دام مُلکه رسید. در خصوص فرمان تشکیل مجلس شورای ملی در تهران و قانون، موافق خواهش حضرتعالی و سایر آقایان، استعلام فرموده اظهار تشکر شد.» (سلیمان صدرالاسلام)

این تلگراف آغاز مشروطه را در بوشهر رقم زد و بوشهر جزو نخستین شهر هایی بود که به استقبال مشروطه ، آزادی خواهی و قانون مداری و ایجاد انجمن های مشروطه خواه مردمی رفت. 





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 36 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :