خبرنگاری عرصه مقدسی است چرا که خبرنگاران در بسیاری از مواقع حرف و درخواست مردم عادی و بی زبان را به گوش مسئولین می رسانند و به طور مداوم این سخنان و درخواست ها را پیگیری کرده و به نوعی می توان گفت خبرنگاران چشم و گوش و زبان مردم هستند.

امیدواریم عزیزانی که این افتخار را کسب کرده اند و وارد این عرصه شده اند به خوبی و بدون هیچگونه کم و کاستی از حق مردم دفاع کنند. همانگونه که استحضار دارید ۱۷ مرداد روز خبرنگار است.

جا دارد در ابتدای سخن، نام و یاد اولین شهیدان آوینی، غلامرضا رهبر و شهید محمود صارمی خبرنگار واحد مرکزی خبر و دیگر خبرنگارانی که در بین ما نیستند را گرامی بداریم همچنین جا دارد یاد و خاطره خبرنگاران بی نام و نشان شهرستان بهبهان را گرامی بداریم علی الخصوص مرحوم حاج شکرالله بهبهانی (موسس مطبوعات در بهبهان)، مرحوم مندنی دایی زاده و مرحوم فتح الله دایی زاده که زحمات زیادی را در عرصه خبر و مطبوعات برای شهرستان بهبهان و مردم فهیم آن کشیدند. (روحشان شاد)

به بهانه این روز،  تصمیم گرفتیم به سراغ یکی از قدیمی ترین خبرنگاران شهرستان که خوشبختانه در قید حیات هستند، برویم. مطمئناً حضور در کنار این عزیز، برای بنده افتخاری بزرگ است.

توجه شما را به این گفتگوی صمیمانه و خواندنی که به نوعی مصاحبه شاگرد با استاد است، جلب می کنم:

 با عرض سلام و وقت بخیر و همچنین آرزوی سلامتی برای شما استاد عزیز، لطفاً بیوگرافی کوتاهی از خود را بیان فرمایید؟

به نام خداوند لوح وقلم،ضمن اظهار تشکر از مسئولین محترم دانشگاه خاتم الانبیاء بهبهان به ویژه برادر ارجمند جناب آقای حاجوی مدیر محترم روابط عمومی دانشگاه که به وسیله همکاری صمیمانه ای با اصحاب رسانه به ویژه روزنامه های مربوط به این سرپرستی را دارند و درود به روان پاک شهید صارمی خبرنگار شهید خبرگزاری جمهوری اسلامی و شادی روح مرحوم فتح الله دایی زاده خبرنگار روزنامه اطلاعات و پیشکسوت مطبوعات، بدین وسیله آغاز شروع خبرنگاری را به استحضار می رسانم:
اینجانب پرویز خلیجی متولد ۱۳۱۷ فرزند مرحوم محمد حسن خلیجی، اصالتاً دیلمی هستم اما سالیان متوالیست که در بهبهان افتخار خدمت گذاری به مطبوعات را دارم. اینجانب کار خبرنگاری را در عنفوان جوانی یعنی در سال ۱۳۳۵ که حدوداً ۱۷ سال داشتم با روزنامه وزین فریاد خوزستان که در اهواز چاپ میشد به مدیریت سید عبدالمجید وکیل زاده ابراهیمی که روزنامه نگاری متحول ، شجاع و از صراحت لهجه برخورداربودند شروع نمودم.

لازم به ذکر است موجبات آشنایی اینجانب با مدیر روزنامه فریاد خوزستان  را مرحوم فخرالاشراف جدبابایی که ساکن بهبهان بودند، فراهم نمودند. عشق، علاقه به حرفه خبرنگاری را از مرحوم پدرم به ارث برده بودم، ایشان در آن روزگاران که نشریات اندک بود و گسترع امروزی را نداشت با روزنامه صوراسرافیل همکاری می کردند. اینجانب تا کنون علی الرغم کهولت سن و تبعیض ها و بی مهری هایی که از طرف بعضی از مسئولین در بهبهان از قدیم الایام اعمال شده و می شود، با عشق سرشار به این کار ادامه داده ام.

دلیل اینکه این حرفه را انتخاب کردید چه بود؟

۶ ساله بودم که پدرم فوت کردند. به دلیل علاقه پدرم به فرهنگ و باتوجه به روحیه آزادیخواهی که داشتند. در آن روز بیش از صدها کتاب متنوع داشتند،  وبا مطبوعات آن روزها همکاری می کردند. قصد و غرضم تعریف و تمجید از ایشان نیست واقعیتی است، آنروزهاکه اکثرشهرها و بخش ها از نظر فرهنگی عقب افتاده بودند ایشان به راه خود ادامه دادند و به خوبی یاد دارم انجمنی به نام انجمن اخوت که شعبه اصلی آن در بوشهر بود به مدیریت مرحوم یوسف اخوت مدیر روزنامه وقت اخوت تشکیل دادند. اینجانب هم به تبعیت از ایشان اشتیاق پیدا نمودم که وارد کار مطبوعاتی شوم.

پرویز خلیجی، از پیشکسوتان عرصه خبرنگاری بهبهان

پرویز خلیجی، از پیشکسوتان عرصه خبرنگاری بهبهان

 شغل شما چه بود؟ دلیل اینکه به بهبهان آمدید چه بود ؟

بنده در شهرستان دیلم کتابفروشی می کردم (در آن روزگاران تعداد کتابفروشی ها بسیار اندک بود، بنده به یاد دارم تنها کتابفروشی شهرستان بهبهان مرحوم مفید بودند که بنده از ایشان خرید می کردم) در سال ۱۳۴۱ در شهردای دیلم استخدام شدموتا سال ۱۳۵۸در شهرداری دیلم مشغول به خدمت بودم، در این سال به دلیل داشتن فرزندان دبیرستانی و فاقد بودن شهرستان دیلم از دبیرستان درخواست انتقالی به بهبهان را نمودم و در سال ۱۳۷۴ هم در شهرداری بهبهان به افتخار بازنشستگی نائل آمدم.

 اولین روزنامه ای که در بهبهان با آن همکاری کردید کدام روزنامه بود؟

اولین فعالیت من در بهبهان همکاری با پیک خجسته شیراز به مدیریت مرحوم مصطفی خجسته و خبر جنوب (چاپ شیراز) به مدیریت آقای واحدی پور بود.

 در حال حاضر با کدامیک از روزنامه ها همکاری می کنید؟

از سال ۱۳۷۰ تا حدود ۴ سال پیش به عنوان خبرنگار خبرگذاری جمهوری اسلامی( ایرنا) بودم چندین بار هم مورد تقدیر و تشکر قرار گرفتم.

۱-۰۰۱

 

از سال ۱۳۷۰ تا کنون خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی هستم و همچنین در حال حاضر با روزنامه های کیهان، طلوع، سرآغاز و هفته نامه آبادان نو همکاری دارم.

 نظر شما در مورد افرادی که می خواهند وارد این عرصه شوند چیست و چه پیشنهادی دارید؟

از جوانان لایق و همکاران جوان اصحاب رسانه که با عشق و علاقه وارد این عرصه پر فراز و نشیب شده اند از روی علاقه و به عنوان پیر مطبوعات استدعا دارم که در این موقع که وارد این جایگاه مهم شده اند با بینش کافی و سعه صدر و بلند نظری بر حرفه خود ادامه دهند و همواره مسائل شهر خود را بر دیگر مسائل حاشیه ای ترجیح داده تا با انسجام بیشتر یک دل و یک جان نسبت به انعکاس مشکلات شهر اقدام شود که انشاالله بهبهان و مردم فرهنگ پرور آن به جایگاه اصلی خود دست یابند.

 آیا می توان به نیت کسب سود و درآمد وارد این عرصه شد؟

ورود به این عرصه بسیار خوب است ولی در درجه اول عملاً این را باید درک و احساس کنند که این عرصه، عرصه فرهنگیست و آب و نانی ندارد. جز عشق و علاقه، انگیزه ای برای ورود به این عرصه نمی توان یافت، زیرا اگر خدای ناخواسته هر خبرنگاری غیر از این ایده داشته باشد و بخواهد در این عرصه و از این شغل کسب درآمد و زر اندوزی کند به عقیده بنده نمی شود و دیگر نمی توان وی  را خبرنگار را نامید، زیرا این دو با هم مغایرت دارند.

البته مردم بصیر و آگاه، خوب تشخیص می دهند که کدامیک از اصحاب رسانه با عشق و علاقه کار می کند و یا خدای ناخواسته نظریات آنچنانی در سر می پروراند.

به عنوان مثال بنده هزینه این دفتر را از طرق دیگر تامین می کنم و علت آنکه تا کنون این دفتر را رها نکرده ام عشق و علاقه ای است که به این کار دارم.

آیا تا کنون مشکل خاصی پیش آمده که از این کار خسته و دلسرد شوید و یا قصد کناره گیری از این کار را داشته باشید؟

خیر. خوشبختانه مشکل خاصی نبوده، البته دلیل آن اینست که بنده در ارسال خبرها از اوایل جوانی تا کنون دور از تنش ها اقدام می کردم و بیشتر، مشکلات شهر و شهرستان را در زمینه های مختلف دنبال می کردم و در مسائل خاص که مثلاً مربوط به انتخابات یا کاندیداها یا انتصابات و غیره بوده جانب گیری و جانب داری نکرده ام. ولی بی مهری ها و تبعیض ها زیاد بوده و هست اما همانگونه که در ابتدا به عرض رساندم علاقه به این کار تاکنون سبب شده که این ناملایمات را به جان بخرم.

 آیا تا کنون از طرف ادارات و نهاد های دولتی از شما تقدیر و تشکر شده است؟

بله،اینجانب بارها از طرف فرمانداران وقت شهرستان، مدیران وقت اداره فرهنگ ارشاد اسلامی و مدیران وقت سازمان تبلیغات اسلامی مورد قدردانی قرار گرفته ام.

خبرنگاری در گذشته و در زمان حال چه تفاوت هایی دارند؟

از نظر ارتباطات در زمان حال بسیار خوب شده است،در گذشته سریعترین ارتباط ما تلگراف بود

در حال حاضر نسبت به گذشته تعداد افراد روزنامه خوان بسیار کمتر شده است که مهمترین علت آن وجود کامپیوتر و اینترنت و غیره است.

اما از نظر جایگاه و مقامبه دلیل کمبود تعداد مطبوعات جایگاه خبرنگاران در گذشته بهتر بود. هرچند جایگاه هر خبرنگار در دست خودش می باشد.

پرویز خلیجی خبرنگار پیشکسوت بهبهان

روزنامه نگاری در گذشته به علت کمبود امکانات اولیه چندان رونقی نداشت و خوانندگان آن اندک بودند ولی مردم علاقمند به مطبوعات همکاری خوبی داشتند و خبرنگاران از امکانات آن روز بی بهره نبودند. به عنوان مثال چون وضعیت پستی و ارتباطات به صورت امروزی نبود ما خبرهای فوری را به صورت مطبوعاتی و تخفیف ویژه که اداره پست و تلگراف می داد به روزنامه مخابره می نمودیم. اینجانب برخی از خبرهایی را که در آن روزگاران و در روزنامه فریاد خوزستان چاپ شدند تصویر آن را تقدیم می دارم.

 نظر شما در مورد رسانه و اصحاب رسانه در بهبهان چیست؟

در جهت آگاهی بسیار خوب است، بیشتر سعی کنند مصالح شهر و رفاه مردم را در نظر بگیرند و از مواردی که ایجاد تنش زایی می نماید جداً پرهیز کنند. زیرا این اصل هم وظیفه اولیه خبرنگار است و هم موجب می گردد که در محیطی آرام و به دور از جناح بندی و تفکرات خاص در راه اشاعه خدمات فرهنگی موفقیت بدست آید.

متاسفانه جایگاه و منزلت خبرنگاران در بهبهان چندان ایده آل نبوده البته علاوه بر کم توجهی بعضی از مسئولین و عدم همکاری آنان با رسانه ها می توان گفت ارزش واقعی اصحاب رسانه را تا کنون عملاً حس نکرده اند یکی از مشکلاتی که خبرنگاران با آن مواجه هستند آن است که بهبهان تا کنون فاقد خانه مطبوعات بوده به نظر می رسد اگر امکاناتی فراهم گردد که این خانه تاسیس گردد در رفع مشکلات موجود خبرنگاران اثرگذار می باشد.

خبرنگاری سرشار از خاطرات تلخ و شیرین است، تلخ ترین و شیرین ترین خاطره شما در این کار چیست؟

تلخ ترین خاطره : برخورد فیزیکی بنده با فرمانده گارد گمرک دیلم ستوان شریف زاده در سال ۱۳۳۸ بود که مورد حمایت مدیر مسئول روزنامه فریاد خوزستان(سید عبدالمجید وکیل زاده ابراهیمی) قرار گرفتم و ایشان بر علیه ستوان شریف زاده در تمام روزنامه های استانی و کشوری آن روز مطلب زدند. جانب داری برحق ایشان از اینجانب منجر گردید که وی کتباً از بنده عذرخواهی کنند.

شیرین ترین خاطره : افتتاح آب لوله کشی بندر دیلم در سال ۱۳۳۸ بود. زیرا روزنامه فریاد خوزستان در این مورد نقش مهمی داشت و افتتاح آن بهترین خاطره است.

 به عنوان پیشکسوت در این عرصه چه درخواستی از مسئولین دارید؟

در حد توان اصحاب رسانه را حمایت کند و از تبعیض بین اصحاب رسانه که احیاناً موجب دلسردی خبرنگاران شود پرهیز کنند. البته خبرنگاران هم متقابلاً باید قداست و حرمت خود را نگه دارند.

همچنین امیدوارم ادارات در روابط عمومی خود یک دگرگونی مشهودی به وجود بیاورند که جوابگوی اصحاب رسانه باشند. از طرفی مدیران اجرایی باید به مسئولین روابط عمومی اختیاراتی را بدهند و با آنها هماهنگ باشند در واقع حرف و نظر مسئول روابط عمومی باید حرف و نظر مقام ارشد آن سازمان باشد.

 حرف آخر؟

حقیر اندک موفقیت بدست آمده را بعد از لطف خداوند مرحون همکاری و عنایت مرحوم وکیل زاده ابراهیمی مدیر مسئول روزنامه فریاد خوزستان می دانم در این فرصت بر خود فرض می دانم از عنایات ایشان به نوبه خود سپاسگزاری نمایم و بجا می دانم که از موسس مطبوعات در بهبهان مرحوم حاج شکرالله بهبهانی پدر والا مقام حاج محمد حسن بهبهانی پیشکسوت مطبوعات، ایشان در آن روزگاران هم خبرنگار روزنامه فریاد خوزستان بود و هم روزنامه کیهان و روزنامه های محلی دیگر، ایشان واقعاً حق بزرگی بر گردن مردم فهیم و آگاه بهبهان داشتند، همچنین پدر مرحوم فتح الله دایی زاده، مرحوم مندنی دایی زاده در اشاعه فرهنگ و در سمت خبرنگار روزنامه های مختلف سعی فراوان نمود. خداوند همه آنان را غریق رحمت خویش گرداند.

 

” ارگانیان : با تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید و با آرزوی سلامتی برای شما و دیگر پیشکسوتان این عرصه ”

 

 

بخشی از خدمات و تقدیرهای صورت گرفته از استاد پرویز خلیجی، پیشکسوت عرصه خبرنگاری شهرستان بهبهان :