لیـــــــــــــــراوی
نو یافته هایی از تاریخ و فرهنگ خلیج فارس
درباره وبلاگ


لیراوی نام یک طایفه و ناحیه در کناره ی خلیج فارس با بیش از 700 سال تاریخ روشن می باشد و بلوک لیراوی به طور کامل در شهرستان دیلم (استان بوشهر ) واقع شده است. لیراوی در قرن هشتم هجری از طوایف مشهور لر بزرگ و دارای دوبخش لیراوی بالابند و دشت لیراوی بوده. نخستین شخصیت تاریخی آن شیخ محمود لیراوی در اواخر سال 792 توسط شاه منصور آل مظفر حکومت قلعه گل و گلاب - زیدان و بندر مهروبان را به دست گرفت(مثلثی که حدود جغرافیایی دشت لیراوی را تعیین می کند).
لیراوی ها در طول 700 -800 سال اخیر نقش برجسته ای در تاریخ ایران زمین داشته اند مانند امیر جلال الدین مسعودشاه لیراوی [867تا896] سرخیلی لشکر قراقوینلوها و امارت دیوان اغوزی آق قویونلو ها را برعهده داشت و در شمار "امرای کبار" فارس بود.
لیراوی های ساکن در بالابند(کوه) به ایلات بهمئی ، طیبی ، خدری ، شیرعالی ، یوسفی و ... و در دشت لیراوی(دامن بند) نیز به ایلات خضری ، باباحسنی ، خواجه گیری ، اکبرغالبی ، چاه تلخی ، کاوی ، احمد حسینی ، بوالفتحی ، بویراتی ، گرّه ای و ... تقسیم می شوند.
پراکندگی و سکونت گاه های طوایف لیراوی پیش از صد ساله اخیر :
استان بوشهر ؛ علاوه بر دهستان های لیراوی در شهرستان دیلم در شهرستان بوشهر بلوک انگالی (هفت جوش و حیدری ) دشتستان : سعدآباد ، شبانکاره، در تنگستان (خضری تنگستانی مشهور به خذرو).
استان فارس روستاهای سیف آباد و بالاده از بخش جره کازرون ، روستای بورکی در بخش خشت .
استان چهارمحال و بختیاری روستای لیرابی در شهرستان اردل.
استان خوزستان شهرستان های باغملک و رامهرمز (بهمئی ها ).
استان کوه گیلویه و بویر احمد شهرستانهای بهمئی ، گچساران و دهدشت .


قدم در ساحل پاییز می زد
فلوتی داغ و حزن انگیز می زد
نه تنها از دلش می زد غریبه
خدایا از دل من نیز می زد

مدیر وبلاگ : علیرضا خلیفه زاده
برچسبها
چاپ دوم کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم را در کتابفروشی های


 دیلم 
- کتابفروشی سعید بیراتی 
 
-  کتابفروشی محمد پیرو 

- رضا خواجه گیری 

گناوه 
- کتابفروشی مرکزی با مدیریت حسین خدر پور 

- کتابفروشی دریادلان - با مدیریت استاد غلامرضا کرمی 
کتابفروشی شیخ محمد احمدپور - پاساژ حقیقت 
- روزنامه فروشی ماندنی خالقی 

بهبهان 
- آقای پرویز خلیجی - دفتر روزنامه طلوع 

رامهرمز
 - آقای یونس بالیوی 

شهرستان بهمئی (لیکک) :

 خیابان رهبری - جنب بانک ملی - عکاسی پوریا - عباسقلی پیرایی 

بوشهر - 
کتابفروشی پارکر (شهبازی فرد)
کتابفروشی  کتابشهر (خیابان مطهری /باغ زهرا)

مراکز عرضه در تهران
کتاب فروشی طهوری - روبه روی دانشگاه تهران 
کتاب فروشی توس - خیابان انقلاب 
کتابفروشی افتخارزاده - پاساژ فروزنده - خیابان انقلاب 
کتابفروشی کامران - نبش کتابفروشی گوتنبرگ طبقه اول - خیابان انقلاب

  کرج  
کتابفروشی هجران - میدان شهدا 

کازرون (به زودی اعلام می شود)

مصیری (شهرستان رستم ) (به زودی اعلام می شود)

و سایر شهر ها متعاقبا اعلام خواهد شد 

علاقه مندان به تاریخ ایران - بنادر تاریخی خلیج فارس - استان بوشهر - لیراوی - شهرستان دیلم - مناطق لر نشین و سرگذشت طوایف لر بزرگ و ... در این کتاب می توانند پاسخ بسیاری از سوالات خود را بیابند. 

http://shaloo1.ir/images/KHABAR/06.93/liravideylam.jpg

 هفت شهر لیراوی و بندر دیلم

اثر: علیرضا خلیفه زاده

انتشارات شروع - بوشهر 

چاپ دوم 

تعداد صفحات 752 

قیمت : 45000 تومان 

فصل اول رستاق ریشهر(ریواردشیر)

فصل دوم سینیز

فصل سوم اسلجان (روستای شهرویران لیراوی)

فصل چهارم  بندر مهروبان

فصل پنجم سنجاهان (میانه روستای شیرونک و بینک)

فصل ششم قوستان (در حوالی مهروبان)

فصل هفتم  لیراوی 

فصل هشتم بندر دیلم 

فصل نهم بندر حماد 

فصل دهم بندر امام حسن (مرکز دهستان لیراوی میانی)





نوع مطلب : هفت شهر لیراوی و بندر دیلم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 تیر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

وبلاگ دیلمی یل : نمی شود دیلمی بود و سنت زیبای گری گشو  " Gerey Goshoo"را دوست نداشت شاید یکی از تنها سنت هایی باشد که موانع و دیوارهای زمان را با موفقیت پشت سر گذاشته و خود را به قرن بیست و یکم رسانده و همچنان رنگ و بوی سنتی خود را حفظ کرده ؛هنوز هم دیلم در روز چهاردهم ماه مبارک رمضان شور حال دیگری دارد. و مردم از بزرگ و  کوچک در تکاپو و تلاشند بزرگترها برای خرید شیرینی و آجیل مخصوص گری گشو و کودکان در پی دوختن کیسه مخصوص آن.البته هنوز تا روز چهاردهم و شب پانزدهم ماه خیلی مانده است و امروز اول این ماه مبارک است ولی خواستم پیش دستی کرده باشم و تا قبل از اینکه نویسندگان بسیار خوبمان اقایان شهبازی و طاهری به این موضوع بپردازند من اغاز گر این مبحث باشم.

ابتدا برای اینکه سایر هموطنانی که به این وبلاگ سر می زنند بدانند که ما از چه سخن می گوییم شرحی کوتاه براین سنت و چگونگی آن می نویسم.

همان طور که در بالا هم اشاره شد در روز های نیمه ماه مبارک مغازه های خشک بار فروشی در دیلم جنبش و تکاپوی بیشتری دارند و و مشتریان گاه گاهی برای خرید شیرینی و آجیل مخصوص گری گشو مجبور به صف گرفتن می شوند این شیرینی شباهت زیادی به آجیل مشکل گشا دارد و معمولا شامل برنجک و گندم برشته هم می شود.

در شب پانزدهم ماه رمضان هنوز اولین لقمه افطاری را فرو نبرده ای که می بینی صدای کوبیدن شدید در بگوش می رسد اگر دیلمی نباشی ممکن است از این گونه در زدن نگران شوی و فکر کنی اتفاق ناگواری  رخ داده ولی در این لحظه افراد خانواده نگاهی با توام با لبخند به هم می زنند که بیانگر شروع شور حال کودکان در این شب است.در را که باز می کنی با موج شور و هیجان کودکانی روبرو می شوی که با شادی فریاد می زنند "گری گشو" ؛و اینجا نوبت به صاحبخانه می رسد که دست در ظرفی که همراه دارد بکند و  مشتی اجیل و شیرینی را در کیسه ی هرکدام از کودکان بریزد. وای به حال کسی که در خانه اش را باز نکند یا بازکند و بگوید چیزی برای دادن به کودکان ندارد آنوقت است که با فریاد "حونه ی گدا خیرشه ندا"ی کودکان مواجه می شود که به معنی اینست که از خانه خسیسان خیری به ما نرسید.

به هر حال بچه ها دسته دسته و محله به محله می دوند و فریاد می کنندو در می زنند تااینکه کیسه هایشان پر از شیرینی و آجیل گردد .و به این ترتیب این سنت زیبا به همان سرعتی که شروع می شود بعد از یکی دو ساعت هم تمام می شود،تا سالی دیگر و گری گشویی دیگر.

برنامه ای که برای این موضوع دارم بستگی به علاقه خوانندگان و همین طورسایر نویسندگان وبلاگ دارد،اگر دیدم که علاقه وجود دارد، آنرا ادامه می دهم و در غیر اینصورت به همین مطلب اکتفا می کنم.بنابر این هرگونه نظر یا پیشنهادی که در مورد این مطلب دارید را با ما در میان بگذارید.

گری گشو را از چند دیگاه می توان مورد بررسی قرار داد ،

دیدگاه اول ریشه ی تاریخی آن که از کجا آمده و در بدو شروع آن چگونه بوده ؟یکی از احتمالاتی که من شنیده ام ،علت آنرا مصادف با تولد امام حسن مجتبی(ع) دانسته اند و شروع ان را بخشش و کرم امام علی (ع) در شب تولد آن بزرگوار دانسته اند. از یک دیدگاه این احتمال قابل قبول است و انهم اینکه این سنت در میان اعراب زنده مانده و در شهرهای مرکزی ایران کمتر دیده شده است واین احتمال عربی بودن انرا زیاد می کند، ولی از یک نظر هم قابل رد است، با توجه به اینکه کشور های خلیج اهل سنت می باشند ترجیحا سنتهای شیعی را زیاد خوش ندارند.

دیدگاه دومی  که می توان در مورد گری گشو بررسی کرد گستره جغرافیایی این سنت در حال حاضر و در گذشته است.که در چه شهرهایی از ایران و جهان این سنت وجود دارد ایا این سنت ارتباطی با جشن هالوین آمریکایی دارد یا نه؟حداقل می دانیم که این سنت در حاشیه خلیج فارس وجود دارد و در کشور های عربی خلیج همیشگی فارس به این سنت توجه خاصی می شود.

دیدگاه بعدی می تواند ریشه این کلمه باشد که ایا این کلمه همان گره گشاست یا گیر گریعانست یا قیر قریعان یا چیز دیگری ؟ البته کلمه اول که ماهم این سنت را به این اسم می شناسیم در بین دیلمی یل قابل قبول تر می نماید و قرابتی هم بامشکل گشا و آجیل آن دارد.

خلاصه من قصد دارم با جستجویی در اینترنت ابتدا نگاهی به مقالات احتمالی عربی در این زمینه داشته باشم و ببینم نظر آنها چیست ؛دوم اینکه با صحبت با همکاران مختلف از همه جای ایران ببینم گستره جغرافیایی این سنت تا کجاست.و اگر فرصتی شد نگاهی هم به جشن هالوین آمریکایی خواهم داشتم که ببینم ریشه در کجا دارد.بازهم تاکید دارم در این جستجو نیازمند علاقه و کمک همه شما همشهریان هستم.


قسمت دوم 


بدنبال مطلب گری گشو به همان طور که قول داده بودم جستجویی در سایتهای عربی  مطالب جالبی یافتم که خلاصه ای از ترجمه دو تا از این مطالب را برایتان می نویسم.

نکته ای که متوجه شدم اینست که در بین اعراب بحث شدیدی وجود دارد که گروهی این سنت را بعنوان یک فرهنگ قدیمی بسیار با اهمیت می بینندو به آن علاقه مندند و سعی و تلاش زیادی برای زنده نگه داشتن آن انجام می دهند .وگروهی دیگر مخصوصا علمای سعودی این کار را بدعت می دانند و شدیدا آنرا نهی می کنند.در ادامه دوتا از این دست مطالب یکی موافق و دیگری مخالف آن را بریتان می نویسم.

 مقاله اول

قرقیعان یا قرقیعانه یا کرکیعان یکی از مهمترین رسوم ملی  ماه رمضان در کشورهای حاشیه خلیج فارس و سایر کشورها می باشدبطوری که این رسم در سراسر کشورهای کویت،سعودی،قطر،امارات ،جنوب ایران و در بصره و سایر شهرهای عراق و همینطور در سایر کشورهای اسلامی پخش شده است.

لازم به ذکر است که بازیگران اصلی جشنواره گری گشو کودکانند که در خیابانها و کوچه ها می دوند و از این مناسبت ماه رمضان سود می برند این چیزی است که از پیشینیان به ارث برده اند در حالی که لباسهای مخصوصی را که به همین مناسبت دوخته اند بر تن دارندو با خود کیسه های دارند که شیرینی ها و اجیلی را که بدست می اورند در آن می ریزند.

در مورد معنی کلمه "قرقیعان" نظرات مختلفی وجود دارد که یکی اینست که این کلمه از "قرع الباب" به معنی در زدن گرفته شده است ، بخاطر اینکه کودکان در خانه ها را می کوبند تا بیایند و به آنها چیزی بدهند.

نظر دوم اینست که از کلمه "قرّة العین" گرفته شده که به معنای شادی و سرور انسان می باشد.

در مورد ریشه این سنت هم در مقاله اشاره به تولد امام حسن مجتبی(ع) و  خوشحالی رسول خدا(ص) برای تولد اولین نوه اش می کند.

در این مقاله بعد از این نویسنده اشعاری که در این مراسم توسط کودکان در کشور های مختلف خوانده می شود را می نویسد.

در انتهای این مقاله نویسنده در مورد حکم شرعی این سنت می نویسد که بدون شک چون این سنت باعث ایجاد شور وشعف در میان کودکان می شود انرا امری پسندیده می داند مخصوصا اینکه مصادف است با تولد نوه پیامبر گرامی اسلام.و عجیب می داند که گروهی که با اهل بیت پیامبر خدا دشمنی می ورزند این سنت را بدعت می دانند.مطلب اصلی این مقاله را می توانید در سایت زیر مطالعه کنید.

http://www.islam4u.com/almojib/13/0/13.0.6.htm

 

مقاله دوم که بدعت "قرقیعان" در شب پانزدهم رمضان نام دارد بتندی شروع می شود و در همان ابتدا می گوید این شب "قرقیعان" نام دارد و عجیب اینجاست که هیچ ریشه ای ندارد و از قدیمی تر ها و پیرمردها که می پرسم که چرا این شب را به این نام می نامید و چرا شب پانزدهم رمضان را به آن اختصاص داده اید فقط در جواب می گویند که پدرانمان این کار را می کردند و ما نمی دانیم.و عده که سعی کرده اند که مدرک مستدلی در مورد ریشه این سنت پیدا کنند چیزی نیافته اند.و بعضی می گویند که اولین بار در زمان عباسیان بوجود آمده و بعضی هم آنرا عیدی ایرانی و زرتشتی ( الفرس و المجوس) می دانند و بعضی هم آنرا ریشه گرفته از مراسم هالوین مسیحیان که قبلا این مناطق جزَء مستعمره آنها بود می دانند ونویسنده  دلیل این که تنها در مناطق ساحلی وجود دارد وبعدهاهم فقط در قسمتی از شرق شبه جزیره عربستان پخش شده را خارجی بودن این سنت می داند.در ادامه نویسنده بصورت انتقادی به این مراسم می پردازد و در پایان هم چند فتوی از علما عربستان سعودی در مورد جایز نبودن و بدعت بودن این سنت می آورد.

این متن را هم می توانید در آدرس زیر مطالعه کنید.

http://www.6moo7.com/vb/showthread.php?t=8807


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 مهر1385 توسط مهدی شفیعی





نوع مطلب : دیلم پژوهی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 تیر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
تخریب آرامگاه «ابن اثیر»؛

نخستین اقدام «داعش» در محو آثار اسلامی موصل

تخریب آرامگاه ابن اثیر، یكی از نخستین اقدامات گروه داعش در راستای محو آثار و زیارتگاه‌های اسلامی در موصل است؛ این گروه می‌خواهد با عملی كردن تهدیدات خود در این زمینه، ضربه جبران‌ناپذیری به میراث دینی و تاریخی مسلمانان وارد كند.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حج، منابع خبری، روزدوشنبه ۲۶ خردادماه، از تخریب آرامگاه ابن اثیر مورخ بزرگ مسلمان در موصل به دست گروه داعش خبر دادند، دانشمندی كه از بزرگ‌ترین مورخان مسلمان و صاحب تألیفات با اهمیتی در زمینه تاریخ و تراجم و ادب بود.

شهر موصل، مركز استان نینوی، سومین شهر بزرگ عراق پس از بغداد و بصره، و مهم‌ترین شهر شمال عراق به شمار می‌آید. این شهر كه در ساحل رود دجله و در فاصله حدود ۴۶۰ كیلومتری بغداد قرار دارد، پیش از اسلام از مراكز مهم مسیحیان، و پس از اسلام نیز یك مركز مهم علمی بوده است.

این شهر در سده چهارم هجری، مركز حكومت امرای شیعه مذهب «حمدانیانِ موصل» بوده است؛ در نیمه نخست سده هفتم هجری نیز برای مدتی، «بدرالدین لؤلؤ»، حاكم شیعه مذهب، امارت خودمختار خود را در شهر موصل و اطراف آن تأسیس كرد. او در این منطقه تعداد قابل توجهی از بناهای یادمانی و زیارتگاه‌های شیعه را احداث كرد كه بیشتر آنها تا به امروز باقی مانده است و از آثار برجسته معماری اسلامی در عراق به شمار می‌آید.

با تسلط گروه داعش بر منطقه موصل و تهدید به تخریب زیارتگاه‌های اسلامی از جمله زیارتگاه حضرت یونس پیامبر (ع)، كه همواره مهم‌ترین زیارتگاه این شهر بوده است، بیم آن می‌رود كه این گروه با عملی كردن تهدیدات خود و از بین بردن این آثار معماری باارزش، ضربه جبران‌ناپذیری به میراث دینی و تاریخی مسلمانان وارد كنند؛ چراكه منابع خبری در ۱۶ ژوئن ۲۰۱۴ برابر با ۲۶ خرداد ۱۳۹۳، از تخریب آرامگاه ابن اثیر مورخ بزرگ مسلمان در موصل به دست گروه داعش خبر دادند.

ابوالحسن عزالدین علی بن ابوالكرم محمد بن محمد بن عبدالكریم بن عبدالواحد شیبانی، ملقّب به «ابن اثیر جَزَری» از بزرگ‌ترین مورخان مسلمان و صاحب تألیفات با اهمیتی در زمینه تاریخ و تراجم و ادب است. او در سال ۵۵۵ هجری در شهر «جزیره ابن عمر» (در جنوب تركیه امروزی) به دنیا آمد و در سال ۶۳۰ هجری در موصل از دنیا رفت. او دو برادر به نام‌های مجدالدین مبارك و ضیاءالدین نصرالله داشت كه این دو نیز از علما و اهل فضل بوده و آثار و تألیفاتی به یادگار گذاشته‌اند.

از عزالدین ابن اثیر تألیفات مهمی به‌جای مانده است كه عبارت‌اند از: ۱) «الكامل فی التاریخ»، از مهم‌ترین منابع تاریخ اسلام كه مؤلف آن، اخبار و گزارش‌های تاریخی را از زمان هبوط آدم تا سال ۶۱۹ هجری قمری در این كتاب گردآوری كرده است؛ ۲) «اُسد الغابة فی معرفة الصحابة»، از مهم‌ترین منابعی كه در شرح حال صحابه رسول خدا (ص) نگاشته شده است؛ ۳) «التاریخ الباهر فی الدولة الاتابكیة»، كه حاوی شرح حال و اخبار خاندان «آل زنگی» حاكمان موصل و مناطق شمال عراق و شام در قرن ششم هجری است؛ ۴) «اللباب فی تهذیب الانساب»، كه بازنویسی كتاب مشهور «الانساب» تألیف عبدالكریم سمعانی است.

آرامگاه ابن اثیر شامل چهارطاقی گنبد دار كوچكی بوده كه در وسط میدانی در محله «باب سنجار» موصل قرار داشته است. تخریب این آرامگاه، یكی از نخستین اقدامات گروه داعش در راستای محو آثار و زیارتگاه‌های اسلامی در موصل است؛ و در صورت استمرار تسلط آنها بر این شهر، شاید در روزهای آینده شاهد تخریب زیارتگاه‌های بیشتری باشیم.

احمد خامه‌یار از محققان پژوهشكده حج و زیارت




نوع مطلب : مشاهیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 یکی از رسوماتی که از گذشته های دور، نسل به نسل تا به امروز منتقل شده و خوشبختانه هنوز رنگی از کهنگی بر شکل و شمایل آن ننشسته، رسمی بنام گِرگِشو است.

به گزارش «خلیج فارس»؛ هرچند کلیت برنامه‌های ماه مبارک رمضان تقریبا ثابت است و روزه گرفتن و برگزاری برنامه‌های قرآنی و جلسات بحث و تفسیر قرآن و . . . را شامل می شود ولی سنت‌ها و روسوم ماه مبارک رمضان در هر استان و شهرستان و منطقه‌ با دیگر مناطق متفاوت است.

مردم استان بوشهر در ماه مبارک رمضان دارای رسم و رسومات مختلفی هستند که در شهرستان‌های مختلف نیز شاهد تنوع در این رسم و رسوم هستیم.

برپایی مراسم قرآن خوانی معروف به "مقابله" در مساجد، حسینیه و منازل شخصی با حضور مردم به‌ویژه جوانان و نوجوانان صورت می‌گیرد که این برنامه‌ها هر سال شکوه بیشتری را به خود می‌گیرد.


یکی از رسوماتی که از گذشته های دور، نسل به نسل تا به امروز منتقل شده و خوشبختانه هنوز رنگی از کهنگی بر شکل و شمایل آن ننشسته، رسمی بنام گِرگِشو است.

کلمه گِرگِشو تغیر یافته‌ کلمه گره گشاست که گویا اولین بار حضرت زهرا (س) به یُمن تولد اولین فرزند خود یعنی امام حسن(ع)، با پخش شیرینی میان کودکان همسایه و محله، خوشحالی خود را با آنها قسمت کرد.

در شهرستان جنوبی استان بوشهر نیز عصر روز 14رمضان هر سال، کودکان و نوجوانان  به صورت دسته دسته، در خانه ها را می زنند، صاحب خانه نیز با کیسه، مجمع یا ظرفی پر از خوردنی به میان آنها رفته و خوردنی ها را بینشان تقسیم می کند. این اقلام می تواند" شیرینی، پفک، آجیل، میوه، انواع بیسکویت و حتی پول باشد.

برگزاری آئین "گرگشو" به مناسبت میلاد امام حسن مجتبی(ع)

نویسنده و پژوهشگر دیری در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: در ماه مبارک رمضان برنامه های ویژه ای در دیر به مرحله اجرا در می‌آید؛ نیمه ماه مبارک رمضان که فرا می‌رسد به میمنت مولود مبارک امام حسن مجتبی(ع) بعداز افطاری مراسم خاصی برگزارمی شود که به "گرگشو" معروف است.

عبدالحسین بحرینی نژاد افزود: مراسم گرگشو در کشور بحرین وبرخی شهرهای خوزستان تحت عنوان گرگعان می باشد.


وی گفت: یکی دو روز قبل از پانزدهم رمضان خانوادهای دیری به نسبت وسعشان اقدام به خرید تنقلات می کنند و در شب پانزدهم ساعتی پس از افطاری کودکان و نوجوانان محل با در دست داشتن کیسه‌های که از قبل دوخته‌اند به درب خانه‌ها می‌روند و تقاضای گرگشو می‌کنند و با کیسه‌های پر از تنقلات و شیرینی به خانه‌هایشان برمی گردند.


وی اضافه کرد: بعضی از خانواده‌ها هم که امسال صاحب نخستین فرزند خود شده‌اند این رسم را پرشورتر برگزار می‌کنند و محتویات پذیرایی خود را تا هفت جور خوراکی در کیسه‌های کوچک قرار می‌دهند، خوراکی‌هایی مثل کشمش، نخود، نقل، نبات، پسته، بادام و انجیر، اما خیلی از خانواده‌ها پایبند سنت‌های قدیم خود می‌مانند.


این پژوهشگردیری گفت: البته ناگفته نماند هر خانه ای که گرگشو داشته باشد بچه ها شعر "خانه گچی پراز همه چی "می‌خوانند و اگر خانه ای چیزی نداشته باشد اشعار نادرستی سر می‌دهند.

مراسمات شب‌های قدر در شهرستان دیر

بحرینی نژاد افزود: در شب قدر ضمن تشکیل جلسات مقابله مراسم قرائت دعای جوشن کبیره وبرسرگذاشتن قرآن اقامه نماز مخصوص شب قدر قرائت زیارت عاشورا از جمله این برنامه هاست.


وی افزود: در گذشته هنگام قرائت دعای جوشن کبیره ظرف آبی تهیه می کردند و یکی از افراد مورد تایید تسبیح که استفاده نشده باشد در ظرف آبی می چرخاند وپس از اتمام دعا آب را به منظور تبرک بین افراد توزیع می شد.


وی شب زنده داری دراین شب را از رسوم مردم دیر دانست و گفت: در مراسم شب زنده داری، مراسم مقابله با سحری پیوند می زنند و در شب 27 نیز قرائت سوره الرحمن با خواندن هر فراز این سوره حاضرین در جواب آیاتی که به "فبای آلا ربکما تکذبان "ختم می شود به صورت دست جمعی می گویند" لابشی من آلا رب اکذب فلک الحمد".


مراسمات شب‌های پایانی ماه رمضان و روز عید فطر

وی اظهارداشت: درشب پایانی ماه مبارک رمضان سوره های پایانی قرآن کریم را دو بار قرائت می کنند و پس از پایان جز سی دو صفحه آغازین قرآن نیز قرائت کرده سپس دعای ختم قرآن توسط قاری خوانده می شود وحاضرین آمین می گویند.


وی اضافه کرد: در گذشته بسیار دور جهت عید فطر چند نمونه نان محلی تهیه می کردند که از جمله" نان شیرین" "نان خرخرو" و" شی چلی" بود ودر روز عید فطر نیز پس از اقامه نماز عید توسط بزرگ‌ترها سکه عیدی داده می‌شد.


بحرینی‌نژاد تصریح کرد: همچنین در این روز برای همدردی با کسانی که یک سال از فوت عزیزخود گذشته باشد در مزل آنان حضور پیدامی کنند که البته این رسم همچون گذشته استقبال نمی شود.


غذاهای افطاری در شهرستان دیر

از چیزهایی که معمولا در افطاری استفاده می شود غذای "کستر"، "سگو"، "شناسه" و "لگیمات" است.


غذای معروف مردم دراین ماه که اکثر خانواده استفاده می کنند غذای "قلیه ماهی" است که واقعا خوردن دارد.

منبع:مهر





نوع مطلب : برگ هایی از خلیج فارس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 21 تیر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
در مراسم افطاری انجمن ایرانی تاریخ در محل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی فرصتی شد که از نزدیک با استادان تاریخ آشنا شوم . همیشه برایم سوال بود دکتر هاشم آغاجری اهل کجاست ؟ شهر آغاجاری در کنار شهرستان  امیدیه یا ناحیه آغاجری در شهرستان بهبهان بخش زیدون ؟ بعد از احوال پرسی خودم را اهل گناوه و دیلم معرفی کردم . گفت : اتفاقا خاطرات زیادی ازگناوه و دیلم دارد. 
گفتم : شما از کدام آغاجاری هستید؟ گفت : پدرم و اصالت ما از ناحیه زیدون و قلعه کعبی آن دور و بر ها هستیم. 





نوع مطلب : مشاهیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
خبرگزاری میراث فرهنگی: یک باستان شناس امریکایی فعال در منطقه باستانی دخلا در مصر که محل گم شدن سربازان کمبوجیه در مصر است، مدعی است که داستان بلعیده شدن سربازان هخامنشی در توفان شن تنها یک پروپاگاندای موفق برای حفظ اقتدار امپراتوری ایران از سوی داریوش اول پادشاه پارسی بوده است.
 
 پس از ماجرای جنجالی کشفیات دو برادر ایتالیایی در مصر در سال ۲۰۰۹ و ادعای دست یابی به بقایایی از ابزارهای ارتش هخامنشی و استخوان‌های انسانی این بار "اولاف کاپر"استاد دانشگاه لیدن مدعی شده است که راز هزاران ساله ارتش گم شده کمبوجیه را در صحرای مصر را کشف و معما را حل کرده آ ست.
 
این خبر که در ساینس منتشر شده، معمای ناپدید شدن ارتش ۵۰۰۰۰ نفره ایرانیان هخامنشی در بیابان‌های مصر را در حدود ۵۲۴ پیش از میلاد، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین اسرار دنیای باستان شناسی از همان زمان بروز حادثه تا اکنون دوباره مطرح کرده است. معمای شگفتی که هنوز هم بحث و چالش‌های گوناگون و فرضیه‌های مختلف پیرامون آن در تمام محافل علمی و باستان شناسان جهان مطرح است.
 
به گزارش ساینس این فرضیه که دریک کنفرانس بین‌المللی نیز مطرح شده مدعی است که برخلاف گزارش هرودوت ، تاریخ نگار یونانی داستان گم شدن سربازان کمبوجیه در توفان شن در نزدیکی اقصر و بلعیده شدن سربازان در شن‌های روان به هیچ وجه صحت ندارد.
 
رد نظر هرودت
اولاف کاپر با رد این ادعا می‌گوید از قرن ۱۹ میلادی افراد بسیاری از جمله جویندگان و محققان آماتور و نیز باستان شناسان حرفه‌ای برای کشف بقایایی از این ارتش عظیم در مصر تلاش کرده‌اند و حتی برخی درپی آن بودند که تمامی آن ارتش بزرگ وتماما مجهز را جایی در زیر زمین کشف کنند اما اولاً طبق تجربه روشن است که هیچ فردی حتی به تنهایی براثر توفان شن نمی‌میرد چه برسد که ارتشی عظیم که یکجا و ناگهان ناپدید شود.
 

کاپربا این مقدمه توضیحی کاملاً متفاوت ارائه می‌کند. او مدعی شده است که ارتش کمبوجیه درمصر ناپدید نشده بلکه دراصل شکست خورده بود. او استدلال می‌کند که طبق تحقیقاتی که انجام داده روشن شده است که ارتش ایرانی به آسانی از بیابان مصر عبور نکرده‌است. بلکه مقصد نهایی که به آن راه یافتند تنها "واحه دخلاا" یا "دخله" بوده است. و این واحه دقیقاً همان محلی است که سپاهیان رهبر شورشیان مصر در آن دوران به نام "پتوباستیس"سوم، مستقر بوده است. او درنهایت ارتش کمبوجیه را عقب رانده و در ادامه کار از استقرارگاه خود در همان واحه موفق می‌شود بخش عظیمی از مصر را تحت فرمان خود درآورد و پس از آن نیز حتی موفق شده است تا در ممفیس پایتخت مصر، به عنوان فرعون، تاجگذاری کند.
 
داریوش شاه یک دکتر اسپین تمام عیار!
"اولاف کاپر"در ادامه فرضیه خود می‌گوید:«این واقعیت که سرنوشت ارتش کمبوجیه در مصر تا قرن‌ها همچنان رازی ناگشوده مانده، تماماً حاصل تدبیر و کاردانی داریوش اول شاه ایران است. شاهی که دوسال پس از شکست کمبوجیه به شورش مصر پایان داد. درواقع داریوش اول درست همانند یک "دکتر اسپین" تمام عیارعمل کرده است.» (منظور از دکتر اسپین، شخصیتی نمادین درادبیات وروابط عمومی است که به ویژه در اموری چون سیاست می‌کوشد، با تبلیغات و تفسیرهای متقاعد کننده، یک حادثه یا موضوع یا کمپین را در نظر مردم خوب یا بد جلوه داده و دیدگاه عمومی را به نفع یا زیان یک فرد یا گروه یا سازمان خاص جلب کند.)
 
کاپر با اشاره به شخصیت نمادین" دکتر اسپین" می‌گوید:«درواقع داریوش اول دراقدامی سیاستمدارانه، برای سرپوش نهادن بر شکست کمبوجیه وپیشگیری از شرمساری در دیدگاه دوست ودشمن و برای توجیه شکست سلف خود در برابر مردم و حفظ جایگاه و اقتدار امپراتوری، عناصر طبیعی را بهانه قرار داده است. این کار چنان استادانه وموثر بوده که حتی پس از گذشت ۷۵ سال ازاین حادثه، کسانی چون هرودوت نیز آن را پذیرفته و دربیان علت حادثه، فقط به توفان شن توجه کرده‌اند.
 
کشف قطعاتی از پازل
کاپر یادآور شده است که به هیچ وجه در جستجوی کشف این حادثه و معما نبوده و به طور کاملاً تصادفی و درجریان بررسی‌هایی که در همکاری با دانشگاه نیویورک و دانشگاه"لسه" درهمان منطقه داشته، به این فرضیه رسیده است.
 
او که مدت دو سال درگیر کاوش‌های باستان شناسی در محوطه"آمدیا" در" واحه دخلا" بوده، اوایل سال ۲۰۱۴ موفق به رمزگشایی فهرست کامل القاب "پتوباستیس"سوم فرمانده شورشی مصر در بلوک‌های ساختمانی دریک معبد باستانی می‌شود.این باستان شناس می‌گوید:«هنگامی که این القاب را کشف می‌کردم قطعات یک پازل دیگر درمورد سپاهیان کمبوجیه درجای خود قرار گرفت. زیرا بلوک‌های معبد نشانگر آن بود که همزمان با دوران آغازین امپراتوری پارسیان،درآن محل یعنی همان محل گم شدن سربازان ایرانی، یک حکومت محلی قدرتمند سلطه داشته است.» هنگامی که این اطلاعات و القاب را با اطلاعات محدود دیگری که از پتوباستیس سوم ونیز از کاوش‌های انجام شده در سایت و نیز از کتاب هردودت در اختیار داشتیم، کنارهم قراردادیم، توانستیم آنچه را که درآن زمان دراین محل رخ داده، باز سازی کنیم.
 
سپاه گمشده‌ی کمبوجیه به سپاه پنجاه هزار نفری‌ای گفته می‌شود که کمبوجیه دوم جهت تسخیر سرزمین آمونی‌ها واقع در لیبی امروزی اعزام کرد و از آن‌ها هرگز خبری باز نیامد.
 
در کتاب سوم تاریخ هرودوت آمده است که کمبوجیه پس از تسخیر مصر از مقر خود در شهر تبس واقع بر کرانه‌ی شرقی رودخانه‌ی نیل در مصر، سه لشکر از سپاهیان خود جدا کرد، یکی را مأمور فتح کارتاژ (تونس کنونی) و دیگری را به عزم تصرف حبشه روانه ساخت و دسته‌ی سومی را که هرودوت نوشته است، پنجاه هزار نفر بودند، برای انقیاد آمونی‌ها یا پرستندگان آمون پروردگار بسیاری از اقوام قدیمی به لیبی فرستاد. این عده با چند راهنما تا واحه‌ی سیوه در ناحیه‌ی مرزی مصر و لیبی پیش رفتند.
 
هرودت نوشته است: از اطلاعاتی که بدست آمده است چنین بر می‌آید که این لشکر به واحه‌ای که دیار سعیدان نام داشت رسیدند اما از آن پس راجع به سرگذشت آن‌ها هیچ گونه اطلاعی در دست نیست. در هر حال آن دسته به حدود آمونی‌ها نرسیدند و به مصر هم مراجعت نکردند ولی به گفته‌ی آمونی‌ها و دیگران که گویا از ایشان شنیده باشند هنگامی که این عده واحه را ترک کردند، ضمن پیشروی در صحرای بین این آبادی و سامان طایفه‌ی آمونی باد جنوبی با شدتی تمام برخاست و لشکر شاهی را که مشغول خوردن غذای نیمروز بودند، در زیر ریگ روان مدفون و به کلی ناپدید کرد.



نوع مطلب : نقد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 تیر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
همیشه عاشق و سرمست(لیان) *
همیشه عاشق و سرمست مجموعه اشعار نو شاعر و محقق بوشهری آقای عبدالمجید زنگویی است . این کتاب در 205 صفحه از سوی انتشارات لیان (با مدیریت عبدالمجید زنگویی) به قیمت 9000تومان در سال 92 به چاپ رسیده و شامل اشعار 1382تا 1392 می باشد. 

بوی خوش نرگس زارم 
آن گونه مست کرد که گفتم
دروازۀ بهشت 
بر روی من 
آغوش بگشوده است
امروز
خورشید هم 
دیگرگونه بر من طلوع کرد
همراه با اشارتی و گلخنده ای به مهر
انگار
بهار می رسد از راه.


جد ایشان با تخلص درایی نوحه سرایی توانا بوده که در روستای حصار از بلوک لیراوی در ماه های محرم و صفر حضور می یافته . موطن اصلی زنگویی ها بلوک چاه کوتاه در شهرستان بوشهر می باشد.
 نا گفته نماند دوست و همکار بازنشسته ام آقای عبدالحسسین زنگویی شجره نامه ای مفصل و جالب از پراکندگی  خاندان زنگویی خاندان  صاحب نام و دیرینه جنوب ایران تهیه نموده است.




نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بررسی وضعیت حكمرانی و خاندان های حكومتگر در نواحی ساحلی خلیج فارس ، نقش مهمی در ترسیم و تفهیم تاریخ سیاسی خلیج فارس در چند قرن اخیر دارد . نمی توان تاریخ خلیج فارس را منهای بندر ریگ و حكمرانان آن نوشت . آنها از دوران شاه سلیمان صفوی 1105-1077 تا محمدشاه قاجار 1264-1250 در رخداد های سیاسی ، در گیری های نظام ی با دیگر طوایف هر دو سوی خلیج فارس ، مبارز ات ضد استعماری ، بازرگانی ، صید ماهی و مروارید و ... حضوری پررنگ داشته اند. این خاندان همواره وطن دوست و مدافع حقوق كشور ایران بوده اند . تدابیر میر حمد ، نخستین چهره ی تاریخی آل زعاب ، استعمار ستیزی م یرمهنا و حسن خان زعابی (حسن سلطان) از نمونه های برجسته ی تاریخ این خاندان است . اوج گیری خاندان آل مذكور در بوشهر و دست اندازی مخرب شیخ عبدالرسول خان آل مذكورمقتول 1247-1230ه.ق و فرزندش شیخ نصر خان دوم 1266-1247ه.ق بر بنادر ریگ ، گناوه و دیلم وارد شدن در منازعات و اختلافات محلی ، نه تنها باعث سست شدن ستون قدرت آل مذكور شد؛ بل كه با عث تضعیف ، از بین رفتن و دگرگونی چند حكومت محلی هم جوار نیز گردید ، كه سقوط آل زعاب هم با این مواردارتباطی مستقیم دارد


كلمات كلیدی:

بندر ریگ ، خارك ، بوشهر ، زعاب ، آل مذكور ، میرحمد ، میر مهنا ، هلند.





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 تیر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده


1.
مسافران پگاه
مسافران پگاه
پدیدآورنده: علیرضا خلیفه زاده
ناشر: دریانورد، ستاد کنگره سرداران و 2000 شهید استان بوشهر - 04 تیر، 1391
قیمت پشت جلد:  50000 ریال


2.
ایل ستاره
ایل ستاره
پدیدآورنده: علیرضا خلیفه زاده
ناشر: دریانورد، ستاد کنگره سرداران و 2000 شهید استان بوشهر - 27 آذر، 1385
قیمت پشت جلد:  21000 ریال


3.
پردیس نشینان
پردیس نشینان
پدیدآورنده: علیرضا خلیفه زاده
ناشر: دریانورد - 13 مهر، 1387
قیمت پشت جلد:  16500 ریال




نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 تیر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده



دیلم شهرستانی است که آوازه اش با شرجی و گرما،تجارت و دریانوردی،صید ماهی و میگو و غذاهای بومی و محلی همچون قلیه ماهی،مچبوس ماهی،لِلَک عجین شده است.

نامش یادآور تاریخی کهن و مردانی دلیر و سلحشور همچون سردارخان و احمدخان قنواتی، نجات نیکرو ، محمد صحت پور، نجف جسمی و بزرگانی چون حاج رییس التجار ، حاج یوسف دیلمی پور ، مرحوم نیکپور و حاج عبدالرسول بشیری است.

این شهرستان 74 شهید گلگون کفن تقدیم اسلام و انقلاب کرده و جایگاه 5 لاله گمنام دوران دفاع مقدس در یادمان شهدای گمنام است و نامش یادآور رشادتها و پشتیبانی لنجدارانش از رزمندگان اسلام در حماسه هشت سال دفاع مقدس است.

آری دیلم شهرستانی است با آوازه ای خوش که حدود 2735 کیلومتر مربع مساحت و قریب  35 هزار نفر جمعیت دارد و شمالی ترین شهرستان استان بوشهر و در 200 کیلومتری مرکز استان واقع شده است.

شهرستان دیلم با سه استان خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد و بخشی از استان فارسهمجوار است و از سمت جنوب به شهرستان گناوه و از شمال با شهرستانهای گچساران، هندیجان و بهبهان همجوار است و 65 کیلومترهم با ساحل نیلگون خلیج همیشه فارس همجواری دارد.

این شهرستان دارای دو بخش مرکزی و امام حسن و دو شهر بندری دیلم و امام حسن بوده و دارای 37 روستا از عامری در شمالی ترین نقطه آن تا شیرونک در جنوبی ترین نقطه آن است.

بیدو، کنارکوه، بنه خاطر، بنه اسماعیل، سیامکان بزرگ و کوچک ، گزلوری، مظفری شمالی و جنوبی، گاوزرد، والفجر، بوالفتح، حصار، لیلتین، بنه احمد ،شیخ زنگی، بویرات، باباحسنی شمالی و جنوبی، مال سنان، گاودار، بنه احمدون، چاه تلخ، شهرویران، باستین و اسفندیاری از دیگر روستاهای این نقطه زرخیر ایران اسلامی است.

شهرستان دیلم قابلیتها و پتانسیل های بسیار مناسبی را در خودش جای داده و به دلیل میزبانی صنایع مختلف نفت و گاز و پتروشیمی از جمله منطقه نفت فلات قاره بهرگان و چاههای امام حسن و نوروز و سروش و شرکتها و خطوط متعدد انتقال نفت و گاز در نزدیکی روستای سیامکان یکی از شهرستانهای بسیار مهم و استراتژیک استان است.

اولین آوازه این شهرستان تجارت و بازرگانی و گمرک است که از قدیم الایام مردم این دیار به کار و فعالیت مشغول بوده اند و امروز آوازه ماندگاری از قدیم الایام دارد.

سواحل زیبا و شنی دیلم در استان بوشهر بی نظیر است و در بحث گردشگری قابلیت های زیادی در شهر دیلم و بندر امام حسن و روستاهای منطقه وجود دارد.

اماکن تاریخی و مذهبی (برگرفته از کتاب هفت شهر لیراوی و بندردیلم نوشته علیرضا خلیفه زاده):

 

1-     بندر مهروبان: خرابه های بندرتاریخی مهروبان از اوایل دوره اسلام در دل تپه های روستای شاه عبداله در 18 کیلومتری شمال بندردیلم قرار دارد.

2-    شهر سینیز: تل و تپه های بجا مانده از شهر تاریخی سینیز مربوط به دوره ساسانیان در میانه روستاهای حصار و گاودار و  بنه احمدون و بندر امام حسن قرار دارد.

3-    بندر تاریخی حماد مربوط به دوره صفویه در شمال دیلم

4-    قلعه آقاخان لیراوی معروف به قلعه حصار از آثار تاریخی دوره قاجاریه در روستای حصار

5-    بقعه متبرکه سید محمد جبل عاملی در دیلم

6-    عمارت تاریخی حاج رییس التجار در عمارت قلعه دیلم

7-    عمارت دیلمی پور در خیابان ساحلی دیلم

8-    تپه تل کم مربوط به دوره ساسانیان در روستای عامری

9-    امامزاده امام حسن در شهر امام حسن

10-  امازاده بی بی حلیمه در روستای گاودار از جمله اماکن تاریخی و مذهبی این شهرستان است.

11-  کاروانسرای حاج حسن خان لیراوی بین روستای باستین و بی بی حکیمه مربوط به عصر قاجار

12- قلعه چاه تلخ در روستای چاه تلخ مربوط به عصر قاجار

13- قلعه آقاخان مسیح خان در روستای باستین

14- آب انبارهای سنگ و ساروج در محوطه تاریخی اسلجان در روستای شهرویران

15- چاه سنگی درمحوطه باستانی سینیز (بندرامام حسن)

16- تو پیرو مربوط به دوره زندیه در گره

جاذبه های گردشگری و تفریحی:

پلاژ و ساحل ماسه ای دیلم:

یکی از زیباترین جاذبه های گردشگری این شهرستان که همه ساله مسافران ومیهمانان زیادی را از سراسر کشور به این خطه می کشاند پلاژ فوق العاده زیبا و ماسه ای بندردیلم است که دارای ماسه های نرم و یک دست بوده و از خور یُفره (آبراه اصلی دیلم) تا خور جِن (یکی از خورهای معروف دیلم) کشیده شده و بدون اغراق می توان گفت که یکی از بی نظیرترین سواحل استان و حتی کشور بحساب می آید.

وسعت ساحل زییای دیلم و ماسه های نرم آن موجب شده تا مسافران نوروزی همه ساله با خودروهای خود تا کنار آب رفته و از نزدیک از دریا و هوای مطبوع بهاری لذت ببرند و به شنا در دریا، قایق سواری، اسب سواری، موتورسواری و ماشین سواری بر روی ماسه های نرم ساحلی بپردازند و با پرواز بادبادکها بر فراز آسمان نیلگون خلیج فارس لحظات خوشی را در کنار خانواده خود سپری کنند.

بازار کویتی ها و  بازارچه ساحلی:

بازار کویتی ها در مرکز شهر و بازارچه ساحلی در انتهای خیابان ساحلی جنوبی ازدیگر جاذبه های گردشگری و قابل سرمایه گذاری این شهرستان است و یکی دیگر از عوامل حضور میهمانان و گردشگران نوروزی در این منطقه وجود همین دو بازار مهم و معروف دیلم است.

بازارچه دستفروشان:

برپایی بازارچه فصلی دستفروشان در ایام نوروز در کنار ساحل دیلم از دیگر جاذبه های این شهر توریستی است که عرضه انواع اجناس ایرانی و خارجی در غرفه های کوچک و بزرگ به قیمت مناسب و هیاهوی بازارچه و شلوغی آن علاوه بر مسافرین نورزی، دیلمی ها را هم درایام نوروز به این بازارچه می کشاند.

 اسکله صیادی و تجاری دیلم و بازار ماهی فروشان:

اسکله صیادی و تجاری دیلم و همچنین بازار ماهی فروشان ازدیگر جاذبه های گردشگری این شهرستان بوده که موجب شده تا گردشگران با حضور در کنار لنجهای صیادی و باری و تماشای خور و لنجها و قایق ها و خرید ماهی و میگوی تازه از این بندر زیبای جنوبی لذت ببرند.

کمپینگ ساحلی:

وجود سه کمپینگ اقامتی در خیابان ساحلی،کنار بازارچه ساحلی و گلزار شهدای گمنام شهرستان که دارای پارکینگ، آلاچیق، آبخوروی، تانکرهای مخصوص شستشو، اقامتگاه مناسب و امن، مساجد قلعه و اشرف و نور، رستوارنها و کبابی ها و امکان فروش مواد غذایی، سرویس های بهداشتی و حمام عمومی فضای مناسب و امنی را برای اقامت و حضور طولانی مدت گردشگران و میهمانان در ایام نوروز و سایر ماههای سال فراهم کرده است.

پارک آبی خاکی دیلم:

پارک ساحلی و آبی خاکی دیلم در کنار ساحل از دیگر جاذبه های این بندر بوده که با دارا بودن آلاچیق های زیبا، فضای سبز مناسب، استخر آبی جهت قایق سواری، سرویس های بهداشتی و حمام عمومی مکان خوبی برای اقامت و چادر زدن مسافرین فراهم می نماید و یکی از شلوغ ترین مکانهای اسکان مسافرین نوروزی است.

 پارک جنگلی عامری:

 

پارک جنگلی عامری که در 15 کیلومتری شمال دیلم واقع شده از دیگر جاذبه های تفریحی و گردشگری این شهرستان بوده که این روزها پذیرای گردشگرانی از شهرستان دیلم و شهرستانهای همجوار از جمله گچساران، امیدیه، گناوه، هندیجان و ماهشهر است.

طبیعت سرسبز و بهاری، وجود درختان فراوان و سایه گستر کهور، امکانات رفاهی و خدماتی متعددی نظیر آلاچیق، نمازخانه، سکوهای متعدد، روشنایی، آبخوری ها، پارک بازی کودکان، سرویس بهداشتی، نمازخانه و سوپرمارکت محل مناسبی برای استراحت مهمانان و گردشگران فراهم آورده است.

بندر تاریخی حماد:

بندرحماد در شمال بندردیلم از دیگر جاذبه های گردشگری این شهرستان است که با طبیعت زیبا و بِکر،سایه سار درختان کهور، آرامش و سکوت جزیره، نرمی ماسه های دست نخورده و غروب زیبای خورشید جلوه ی وصف ناپذیریی از خلقت خالق یکتا را برای هر دوستدار طبیعت و  گردشگری ترسیم کرده است.

 

وجود انواع‌ گَبگابهای (خرچنگ)کوچک و بزرگ،گُچ (صدف)‌،گوش‌ ماهی، حلزون‌ و "شِلَمبو" (نوعی‌ ماهی‌ دوزیست‌)‌ از دیگر زیبایی های این بندر تاریخی و قدیمی   است.

جنگل بیدو:

جنگل بیدو در 17 کیلومتری شمال شرقی دیلم و در کنار روستای بیدو با وجود درختان سایه گستر کهور ،تپه های سرسبز ماهوری و آرامش و طبیعت جنگلی دیگر جلوه ها و جاذبه های گردشگری شهرستان دیلم به شمار می رود.

کوه بیکس:

کوه بیکس در 10 کیلومتری دیلم و در جنوب شرقی دیلم چون نمادی استوار و پرصلابت یادآور شکوه و عظمت تاریخ بلندآوازه این شهرستان است که درفصل زمستان و بهار با دشتهای پرازگل و سرسبز و آرامش وصف ناپذیر در کنار دره منتهی به دریا به نام "دره بویرات" واقع شده و یکی دیگراز تفرجگاه های این دیار به حساب می آید.

جنگل دره امیری:

جنگل دره امیری در کنار دره امیری و در نزدیکی روستای مظفری شمالی که پوشیده از درختان کهور و تپه های سرسبز ماهوری است از دیگر نقاط دیدینی این شهرستان است.

جاذبه های گردشگری شهر امام حسن:

بندر امام حسن در 30 کیلومتری بندردیلم با وجود تفرجگاه ها و جاذبه های گردشگری مکان مناسبی برای اقامت مسافران نوروزی است.پارک ساحلی خلیج فارس، پارک سینیز، نخلستان امام حسن، بقعه امامزاده امام حسن(ع) از مکانهای دیدنی این شهر زیباست.

 

چشم اندازی زیبا و منحصر به فرد از خلیج فارس در کنار پارک ساحلی خلیج فارس و پارک سینیز و همچنین چشم انداز غروب زیبای خورشید از کنار نخلستان امام حسن در کنار تاسیسات عظیم نفت فلات قاره جلوه زیبایی به این بندر داده و آنرا جزو یکی از سواحل زیبای استان بوشهر و از مناطق دیدنی شهرستان دیلم کرده است.

گزارش و عکس از: اسماعیل طاهری نیا  


منبع سایت شورای شهرستان دیلم (استان بوشهر)




نوع مطلب : برگ هایی از خلیج فارس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 7 تیر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
بین ساعت 7 تا 8 عصر روزشنبه هفتم تیر1393 به اتفاق دکتر عمادی معاون وزیر آموزش و پرورش و رییس سازمان سنجش وزارت ، مهدی روشن روان معاون سیمای البرز  و دو تن دیگر از مدیران البرزی به دیدار سید حمید طهایی استاندار البرز رفتیم . درفضای صمیمی و آرام دیدار دوستان دیرین شیرین بود . وقتی ذکر خیر همدان بود  استاندار محترم نقبی زد به یک خاطره از دهه 60 و حرکتی که قاطعانه در حمایت از دانشجویان انجام داده بود.  اما از سرزمین الوند به آبی خلیج فارس هم سری زدیم ذکر خیری از دکتر مقتدایی استاندار خوزستان فضا را تا بندردیلم و کنارکوه و تاریخچه طایفه گله گیر هم برد . دکتر عمادی مشاور استاندار خوزستان یادی کرد از سرلشکر شهید بقایی - که از افتخارات ایل لیراوی می باشد - . 
 مهندس طهایی که تجربه سکانداری چند استان مختلف را در طول سالهای گذشته دارد به نکته مهمی اشاره کرد مبنی بر این در حال احیاء ردیف اعتبارات ملی برای توسعه فضای اداری استان البرز می باشد . این موضوع که در سه سال اخیر راکد مانده بود امید است با تدبیر و همت والای استاندار محترم به زودی وارد فاز عملیاتی شود. 




نوع مطلب : مشاهیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 7 تیر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

*به قلم  استاد ارجمند ابوذر همتی پژوهشگر و عضو هیات علمی دانشگاه

خوانین ممسنی در استان فارس

ایل ممسنی ساكن شهرستان ممسنی در شمال غربی استان فارس به زبان لری سخن می گویند. این طایفه در حال حاضر از چهار طایفه: بكش، جاوید، دشمن زیاری و رستم  تشكیل شده است. به استناد گزارش اروپاییانی كه در دوره قاجار از ممسنی عبور كرده اند، ممسنی ها به تبار سیستانی خود و وابستگی به رستم افتخار می كرده اند. از خوانین ممسنی دوره صفوی نام های: امام قلی خان، محمد خان، محمد حسن خان، باقر خان، قاید حسام الدین ، خواجه محمد حسین هزار اسپی، مقیم بیگ، بابا خلیل و ملك محمد باقی مانده است. وابستگی افراد نامبرده به طوایف گوناگون  ممسنی مشخص نیست.

اقتدار خوانین ممسنی در طوایف مربوطه در دوره قاجار و پهلوی رو به ضعف نهاد و از سال 1342شمسی با اجرای برنامه اصلاحات ارضی، سلطه تاریخی آنها به پایان رسید.

خوانین طایفه بكش

بكش در دوره هخامنشی نام منزلگاهی در حدود ممسنی امروزی بود. میری خان ممسنی از طایفه عالیوند بكش در سال 1196 كریم خان زند را در تسخیر شیراز یاری كرد. ولی خان فرزند خوبیار خان در اوایل حكومت فتحعلی شاه قاجار میری خان را از بین برد و سمت خانی طایفه بكش از خاندان میری خان به وی منتقل گردید.

ولی خان پس از سالها یكه تازی و قدرت نمایی در فارس ، در  سال 1252 ه.ق  در زمان فیروز میرزا حاكم فارس و وزارت منوچهرخان معتمدالدوله گرجی پس از جنگ با قاجاریه دستگیر و به اردبیل و بعدا تبریز تبعید شد و در آنجا درگذشت.

آخرین خوانین  بكش، ولی خان كیانی فرزند عبدالله خان و محمدخان كیانی فرزند شكرالله خان بودند كه به ترتیب در سال های 1353 و 1351 ش درگذشته اند.

خوانین دشمن زیاری

موجودیت دشمن زیاری احتمالا به زمان شكل گیری حكومت آل بویه برمی گردد. علی بویه دیلمی در حدود 320 ه.ق به یاری لرها یاقوت سردار خلیفه عباسی را در كوهگیلویه شكست داد و با كمك مالی و نظامی ابوطالب زید نوبندگانی، حاكم ممسنی فعلی، شیراز را تصرف و حكومت آل بویه را تاسیس كرد.

دشمنزیار از بزرگان دیلمی و دائی مجد الدوله دیلمی بود. ابوجعفرمحمد فرزند دشمنزیار بنیانگزار خاندان كاكویه  است. امیر گرشاسب و امیر فرامرز فرزندان ابوجعفر حاكم یزد و با سلجوقیان روابط حسنه ای داشتند.

رشیدخان دشمن زیاری سرسلسله این خانواده همراه با سایر خوانین ممسنی از كریم خان زند حمایت كرد. محمدرضاخان جانشین رشیدخان به دلیل مخالفت با حكومت قاجار در سال 1256 ه.ق اعدام گردید. آقاخان ، باباخان و علیرضاخان ایلامی از آخرین خوانین این خاندان بودند.

خوانین جاوید

طایفه جاوید یا جاوی از طوایف قدیمی ممسنی است. هسته اصلی جاویدی ها احتمالا از كردان جاوانی است. برخی خوانین جاویدی خاطره سكونت ممسنی ها در كردستان سوریه را به یاد دارند. و این نشانگر قدمت آنها در بین ممسنی ها می باشد. میرزا فتاح خان گرمرودی در گزارش سال 1260 ه.ق از آنها به نام نجیب ترین كلانتران ممسنی یاد كرده است.

بانی سلسله خوانین جاویدی شاهزاده خلیل الله است. باقرخان جاویدی فرزند زكی خان و نواده شاهزاده خلیل الله  در سال 1201 ه.ق در اعتراض به كشتن اكبرخان زند كه مادرش از ایل ممسنی بود در قلعه سفید به مخالفت با جعفرخان زند برخاست. وی  در سال 1208 ه.ق در آخرین سال حكومت زند در توطئه ای به قتل رسید.

شاپورخان جاویدی فرزند خلیل خان در بخش جاوید ماهور، محمدعلی خان، ملك منصور خان، حمدالله خان، اردوان خان و نصرالله خان فتحی نژاد فرزندان فتح الله خان در بخش جاوید لله آخرین نسل خوانین متنفذ این طایفه اند.

خوانین رستم

طایفه رستم كه سرزمین آنها در سال 1387 از شهرستان ممسنی جدا و به شهرستان رستم تبدیل گردید نمادی از هویت تاریخی ممسنی و وابستگی آنها به خاندان رستم در سرزمین سیستان است. گفته می شود كی خسرو پس از كناره گیری از پادشاهی و زمانیكه برای گوشه نشینی به سوی كوه دنا می رفت، در ممسنی فعلی توقف كرد و به پاس خدمات رستم به ایران این منطقه را به او هدیه كرد و گفت دشتی پر از زر را به تو می سپارم.

شجره خوانین رستم از كی گرجی شروع می شود. افراد این خانواده  با سركوب بزرگان سایر خاندان های قدیمی رستم به تدریج در ایل رستم به قدرت رسیدند. ایل رستم در سال 1257 ه.ق در زمان  خانعلی خان دوم فرزند الله قلی خان رستم معاصر با محمدشاه قاجار مورد حمله فرهادمیرزا برادر محمدشاه قرار گرفت. قلعه های باستانی طوس و فرامرز تخریب گردیدند و علی ویس خان برادر خانعلی خان اعدام شد.

امامقلی خان رستم  در سال 1312ش  به دستور رضاشاه و فرزندش حسینقلی خان و نوه اش جعفرقلی خان در سال 1343 ش به علت مخالفت با  اصلاحات ارضی اعدام شدند.

خوانین بلوچ و براهویی ممسنی

ایل براهویی و بلوچ ممسنی مشهور به محمدحسنی در نواحی مرزی ایران، افغانستان و پاكستان به سر می برند. ممسنی بلوچ براهویی از 24 طایفه تشكیل شده است.

نیای اولیه خوانین یا سرداران حاكم بر این ایل، سردار محمدخان ممسنی ساكن شیراز بود كه در زمان شاه عباس مهاجرت ایل ممسنی را به سیستان و بلوچستان رهبری كرد. در تاریخ خاندان محمدخان آمده كه جد او اهل فارس و از یاران امام حسین(ع) بوده است.

امروزه سیستم سنتی خانخانی بین قبایل بلوچ پاكستان و از جمله ممسنی ها برقرار است. معروفترین سرداران ممسنی بلوچ در دو قرن اخیر شهبازخان، رستم خان اول و رستم خان دوم و سلطان محمد هارونی  بوده اند. سردار عارف جان نوه سردار رستم خان دوم كه چندین دوره نماینده مجلس پاكستان بود در سال 1371 ش ترور شد. در حال حاضر سردارعلی حیدر، سردار شهباز خان، سردار فتح محمد و میر حبیب الرحمان محمدحسنی از خوانین متنفذ ممسنی در بلوچستان هستند.

سردار جمعه خان فرزند سردار پسندخان یاگی زهی  از نسل محمدخان، آخرین فرد مقتدر براهویی های سیستان و بلوچستان ایران در سن110 سالگی در سال 1348 شمسی درگذشت.

در افغانستان سردار باران خان ، سردار زبردست خان،  شاهگل خان و سردار سعید خان ممسنی در حوادث منطقه دخالت داشتند. امروزه سردار محمدحسن خان و سردار علی مردان خان لوارزهی در بین این طوایف مورد احترام اند. عبدالكریم براهویی وزیر قبایل و سرحدات افغانستان از تیره شاهگزهی ممسنی است.

طایفه بلوچ شه بخش(اسماعیل زهی)

نیای خوانین شه بخش محمدحسن خان ممسنی از فرماندهان سپاه نادر در لشكركشی به هندوستان بوده است. محمدحسن خان و بخشی از ممسنی ها پس از بازگشت از هند در بلوچستان ماندند. نام این طایفه از اسماعیل فرزند محمدحسن خان گرفته شده است.

معروف ترین سردار این طایفه سردار جمعه خان فرزند سردار جهل خان است . وی فردی وطن دوست و مخالف بیگانگان بود. در جنگ جهانی اول با نیروهای اشغالگر انگلیس در بلوچستان جنگید.

با برنامه خلع سلاح رضاشاه مخالفت كرد و دستگیر و تبعید گردید. رضاشاه به دلیل سابقه درخشان او در خدمت به ایران طایفه اسماعیل زهی را عفو كرد و نام آنها به شه بخش تغییر یافت. سردار جمعه خان در سال 1335 ش وفات كرد. فرزندش سردار نعیم خان به جای او سرپرست طایفه گردید.

خوانین شهركی و سرابندی سیستانی

از طوایف اصیل و قدیمی ممسنی هستند. شجره نامه خانوادگی آنها به  شهرك مرزبان پارس در اواخر ساسانیان منتهی می شود. برخی هم نسبشان را به مالك اشتر نخعی می رسانند. به روایتی شهرك از خاندان سورن پهلو بوده كه در سیستان و فارس حكومت می كردند. روایت دیگری نیای سرابندی یان را گودرز نامی از سركردگان زرتشتی سیستان می داند.

سران این دو طایفه در دوران ملوك كیانی سیستان سپهسالار سپاه ملوك بودند. در دوره صفوی نقیب محمدشاهی و نقیب جمال سرابندی و نقیب رییس شهركی و میرحاجی شهركی نام و نشانی داشتند. شمار بسیاری از دلاوران این دو طایفه در نبرد با تیمور گورگان كشته شدند و خانوارهای بسیاری به غرب ایران تبعید گردیدند.

امیر سیف الدین خان شهركی و امیرقنبرخان سرابندی  در زمان ملك فتحعلی خان كیانی فرماندهی سپاه سیستان را در سال 1160 ه.ق در نبرد با لشكر اعزامی نادر به سیستان بر عهده داشتند.

این دو در راس شجره نامه خوانین  طوایف نامبرده قرار دارند. شجره الملوك آز آنها یاد كرده است:

كه نواب جم قدر با دستگاه

ابا میر قنبر امیر سپاه

سر شهركی پهلو نامور

به فرمان او بست بر كین كمر

خردمند سیف الدینش نام بود

كه در رزم و پیكار ضیغام بود

ز خیل خود آن نامور یك هزار

گزین كرد مردانه از بهر كار

سردار محمدحسین خان سیستانی از طایفه شهركی در دوره زندیه بر بم و سیستان حكومت می كرد. اطلاعات ارزشمندی در مورد هویت قومی ممسنی های سیستان به  نقل از حاج عبدالله خان شهركی نوه او به ما رسیده است. خاندان شهركی و سرابندی امرای نامداری در سیستان داشتند كه تا سال 1284 ه.ق به صورت خودمختار در سیستان حكومت می كردند.

آخرین فرد نامدار سرابندی زنده یاد سردار محمدرضاخان پردلی فرزند سردار پردل خان است. وی بعنوان سیاستمداری ملی مذهبی محبوبیت زیادی بین مردم سیستان داشت و دهها سال با سلطه خاندان علم در سیستان مبارزه كرد و سالهای طولانی از عمرش را در زندان و تبعید به سر برد. مطالب مهمی مربوط  به تاریخ گذشته ممسنی به نقل از ایشان به یادگار مانده است. سردار محمدرضاخان در سال 1365 شمسی رخ در نقاب حاك كشید.

سردار ابراهیم خان پردلی برادر زاده سردار محمد رضاخان كه  در رژیم گذشته چند دوره نمایندگی مردم  سیستان را در مجلس  شورای ملی به عهده داشت در سال 1387 درگذشت.

از خوانین طایفه شهركی سیستانی سردار محمدعلی خان شهركی متولد 1314 ش و از شهركی های زرند كرمان حاج غلامحسین خان سیف الدینی از بزرگان قوم خود و آگاه به مسائل تاریخی بوده اند.

كردان ممسنی

طایفه كرد ممسنی از قبایل دیزه یی در منطقه سرگران كردستان عراق زندگی می كنند. دو تیره به نام فقیه اسماعیلی و بامند دارد. رئیس آنها در سال 1327 شمسی ابراهیم احمدآقا بوده است. طایفه ای كرد شهركی در كرمانشاه است که ممكن است با شهركی سیستانی هم تبار باشند.

منبع : وبلاگ قلعه سفید زادگاه من 






نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ب‍ن‍در دی‍ل‍م‌ در آی‍ی‍ن‍ه‌ی‌ گ‍ردش‍گ‍ری‌/ ب‍ه‌ ک‍وش‍ش‌ ع‍ب‍دال‍رس‍ول‌ خ‍ل‍ی‍ف‍ه‌
پدیدآور
خ‍ل‍ی‍ف‍ه‌، ع‍ب‍دال‍رس‍ول‌
تاریخ اثر، ۱۳۸۳
موضوع
بندر دیلم
شرح[۷۰] ص‌.:م‍ص‍ور، نقشه، ع‍ک‍س‌ (ب‍خ‍ش‍ی‌ رن‍گ‍ی‌)
ک‍ت‍اب‍ن‍ام‍ه‌: ص‌. ۵۰
ناشر
ب‍وش‍ه‍ر: ت‍ران‍ه‌ ق‍ل‍م‌
شابک‭964944744X
شماره بازیابی دیوی‭۹۵۵/۶۴۲۷
شماره بازیابی کنگره‭DSR۲۰۷۸/ی‌۷ ‏‫‭‭خ۷۷ ۱۳۸۳
شماره کتابشناسی ملی‭م‌۸۴-۴۰۲۱۸





نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 تیر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
تاریخچه کوتاهی از حضور سادات میرجهان مردی در [ بلوک لیراوی و بندر]دیلم بیان می کنم 
امید است برای چاپ دوم مورد استفاده قرار گیرد
 تقریباً در سال 1296که [قاید شاه قلی پدر]حاج حسن حاکم لیراوی و[برادرش] کامح شفبع(قاید محمدشفیع) در روستای بنه اسماعیل بود یکی از سادات به اسم سیدحاجی بزرگ که گنبد او در گزلوری است با آشنایی که با ایشان پیدا می کند از روستای گورک سادات واقع در همسایگی شهرک جدید عالی شهر بوشهر به روستای مذکور می آید ودر همان زمان که احتشام الدوله از لیراوی عبور می می نماید سید از وی تقاضای قطعه زمین کشاورزی (باغی)برای سبزیکاری می نماید که وی با دستنویسی قطعه زمینی را در آن روستا به سید هدیه می کند.
 بعد از رفتن احتشام الدوله ، حاج حسن[ احتمالاً قاید شاه قلی] از سید می خواهد که به روستای چاه تلخ محل حکومتش برود و کاغذ را با خود بیاورد. سیدحاجی آنجا رفته و خان تقاضا دارد کاغذ را ببیند با دیدن کاغذ آن را به آتش می اندازدو می گوید من حاکمم و کسی بدون اجازه من حق واگذاری ندارد.
      سیدحاجی ناراحت شده و قصد برگشت به روستای گورک سادات را دارد که کاکرم الله از ایشان می خواهد به روستای مال شهاب بیاید مدت کمی در این روستا و بعد در روستای خواجه گیر که در تملک کاکرم اله بود می ماند بعلت نداشتن آب چاهها خان در روستای گزلوری قطعه زمینی را به سیدحاجی می دهد و آنجا به کشاورزی می پردازد بعد از مدتی پسر دایی سیدحاجی ،سید محمد حسین با فرزندانش به سیدحاجی می پیوندد و چند سال بعد سید عباس که مجرد است از گورک به گزلوری می آید و سیدحاجی دختر خودسکینه را به عقد سید عباس در می آورد و سادات با 3 خانواده 
سیدحاجی 4پسرو4دختر =سیدمحمدحسین 2پسر و یک دختر و سیدعباس که تازه ازدواج کرده بود در روستای گزلوری به زندگی خود ادامه می دهند .
                  آرامگاه اجداد آنها در روستای عالی چنگی همجوار عالی شهر به اسم میر عبدالجبار و سید حیدر و سید مسافر
 که تقریباً به سال772ه ق سیدعبدالجبار -قب[به] رحمت ایزدی پیوست و بقیه برادران با یکی دو سال فاصله فوت نمودند آرامگاهشان در همان جا می باشد
مطلب فوق به نقل از مرحوم سید علی آقا میرجهان مردی و حاج سید مصطفی میرجهان مردی می باشد.

گردآوری " : سید عبدالحسین میرجهان مردی دبیر بازنشسته آموزش و پرورش




نوع مطلب : لیراوی شناسی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 تیر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده


این مناظره در حدود سال 400 تا 422 انجام شده و نشان می دهد سینیزی  دانشمندی صریح و صبور بوده و برای ارایه نظرش مغلوب نام و شهرت ماوردی نشده است.

 

معجم الأدباء (ترجمه)جلد:٢نویسنده:یاقوت حموی، یاقوت بن عبد الله

مترجم:آیتی، عبد المحمدناشر:سروش ( انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران)

محل نشر:تهرانسال نشر:١٣٨١

 [صفحه861]

على بن محمد بن حبیب ماوردى

وى از بصره بود و ابو الحسن كنیه داشت، ملقب به اقضى القضاة. در سال  ۴٢٩  این لقب را گرفت. بعضى از فقها چون ابو طیب طبرى و صیمرى این لقب را به دیدۀ انكار نگریستند.

و گفتند: جایز نیست كسى را بدین لقب ملقب ساختن. حتى وقتى خواستند جلال الدولة بن بهاء الدولة بن عضد الدوله را ملك الملوك الاعظم لقب دهند خطها گرفتند.

ماوردى در سال  ۴۵٠  وفات كرد. وى عالمى فرزانه و به دانشهاى گونه‌گون آراسته بود. در فروع شافعى بود و در اصول معتزلى.

ماوردى در نزد ملوك آل بویه مقامى ارجمند داشت. او را به هنگام اختلاف میان خود به وساطت مى‌فرستادند و به هر چه نظر مى‌داد خشنود بودند.


ماوردى را آثار نیكویى است در هر فنى چون:

كتاب تفسیر القرآن و

كتاب الاحكام السلطانیه و

 كتابى در نحو، كه من آن را دیده‌ام به حجم كتاب الایضاح است یا بزرگتر و كتاب قوانین الوزاره و كتاب تعجیل النصر و تسهیل الظفر.

در كتابى از یكى از مردم بصره خواندم كه القادر بالله [جلوس 381 -فوت422] چهار تن از ائمۀ مسلمانان را در [صفحه862]زمان خود از مذاهب چهارگانه فرا خواند تا هر یك كتابى مختصر نویسند و مذهب خود در آنها بیان دارند.

ماوردى كتاب الاقناع را [در مذهب شافعی؟]نوشت

و ابو الحسن قدورى كتابى در بیان مذهب ابو حنیفه نوشت به نام المختصر و

 قاضى ابو محمد عبد الوهّاب بن محمد بن نصر مالكى المختصر دیگر نوشت

و نمى‌دانم چه كسى رساله‌اى در مذهب احمد بن حنبل نوشت. نوشته‌هاى خود را به عرض خلیفه [قادر : جلوس 381 -فوت422] رسانیدند. خادم بیرون آمد و اقضى القضاة ماوردى را خطاب كرد كه امیر المؤمنین مى‌گوید: خدا دینت را برایت حفظ كند آن سان كه دین ما را براى ما حفظ كردى.

و در همین كتاب [ بالا این طور معرفی کرده:كتابى از یكى از مردم بصره] خواندم كه :

اقضى القضاة- رحمه الله-در باب تقسیم ارث رأیى داد كه نزدیك و دور به تساوى ارث مى‌برند و این مذهب بعضى از متقدمین هم هست. روزى سینیزى [ شینیزی] به مسجدى كه او [اقضى القضاة ماوردى] بود وارد شد و دو ركعت نماز به جاى آورد، سپس رو به او كرد و گفت: اى شیخ در دین متابعت كن و بدعت منه.

[ماوردی]گفت: بلكه اجتهاد مى‌كنم و تقلید نمى‌كنم.

 پس كفشهاى خود به پاى كرد و باز گشت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 تیر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده
 
تاریخ سلسله سلجوقی: زبدة النصره و نخبة العصرهجلد: ١ نویسنده:بنداری، فتح بن علیمترجم:جلیلی‌ کرمانشاهی‌، محمد حسینناشر:بنیاد فرهنگ ایرانمحل نشر:تهران
.
تاریخ سلسله سلجوقى ترجمه کتاب زبده النصره و نخبه العصره اثر بندارى اصفهانى است که توسط آقاى محمد حسین جلیلى به فارسى درباره تاریخ حکومت سلجوقیان، ترجمه شده است. پس از مقدمه اى، ترجمه کتاب زبده النصره و نخبه العصره بیان شده است.
انوشیروان بن خالد وزیر سلطان محمود بن‏ محمد بن‏ ملکشاه و سپس وزیر خلیفه مسترشد، کتابى به نام نفثة المصدور در تاریخ سلجوقیان نگاشت. عمادالدین اصفهانى که برادرزاده او بود، کتابش را با نام نصرة الفترة و عصرة الفطرة... به عربى ترجمه کرد و خود نیز حوادث رساله بعد از انوشیروان را به آن افزود. بندارى زمانى که در دربار دمشق مى‏ زیست، آن کتاب را براى ملک عادل مختصر کرد. خود او در مقدمه کتاب مى‏ گوید: چون از گزینش البرق الشامى اثر عمادالدین فراغت یافتم، نصرة الفترة او را مطالعه، و این گزیده را از آن استخراج، و کار آن را در ربیع الاول آغاز کردم. این کتاب نخست در  ٨٨٩ م توسط هوتسما در لیدن منتشر شد. سپس در  ٣٣۶ ق ٩١٨ /م، با عنوان‏ تاریخ ‏دولة آل سلجوق، بدون هیچ گونه مقدمه در قاهره به چاپ رسید. در  ۴٧٩ م، محمد عزاوى با حمایت مالىِ «بنیاد فرهنگ‏ایران» دوباره آن را در قاهره منتشر کرد و مقدمه‏اى کوتاه و مفید بر آن افزود. وى نام اصلىِ کتاب را که‏ زبدة النصرة و نخبة العصره بود، به کتاب باز گرداند. سرانجام در  ٣۵۶ ش، محمد حسین جلیلى در همان مؤسسه آن را به فارسى ترجمه کرد؛ ولى ترجمه روى هم رفته نازیبا و گاه مغلوط است، که تحت عنوان تاریخ سلسله سلجوقى نام گرفت. این کتاب سه بار تحریر شده و اتفاقا سه بار هم متن عربى آن طبع و نشر گردیده است.

در هنگام شرح وقایع سال 532 در اشاره به این که امیر بوزابه که از خاندان سلغریان فارس می باشد و منابع و شواهد تاریخی  به حضور آنها نواحی کوهگیلویه (و به نحوی زیدون) اشاره می کنند به هرحال بوزابه چند صباحی از شیراز فرار می کند و شیراز را به شاهزادگان سلجوقی وامی گذارد از این رو محل امن اقامت و پناهگاه خود را قلعه گل و گلاب قرار می دهد :به قول فردوسی:پناه دلیران ایران زمین گل است و گلاب و ستخر گزینمتن صفحه 224 که به این دو قلعه واقع در کنار رود زهره در میانه دهستان لیراوی و زیدون به صراحت اشاره می شود: 

اما اتابگ قراسنقر چون كمال الدین محمد خازن وزیر سلطان كشته شد وزیرش به وزارت سلطان مشغول شد و خود همراه شاهزادگان سلجوق و داود عزیمت فارس كرد. بوزابه چون از آمدن آنان آگاه شد به قلعه گل و گلاب كه میان خوزستان و فارس است پناه برد.

کوه-قلعه-گل

شاهزاده سلجوق به شهر شیراز وارد شد و با خوشحالى بر تخت سلطنت نشست و كارهاى پراكنده را منظم كرد. به حكومتى كه یافته بود گول خورد و از بازى تقدیر غافل شد. قراسنقر عزم كرد كه سپاهى كه سلجوق دارد و او را حمایت مى‌كند متفرق كند و دوروبر شاهزاده را خالى نماید. امیر غزاغلى سلاحى كه مقدم سپاه سلجوق بود از روى خودخواهى اظهار بى‌نیازى از مددكاران كرد و گفت نیازى ندارد. پس به قراسنقر گفت:

«من به هیچكس نیاز ندارم و محتاج به هیچ كمكى نیستم.» قراسنقر احتیاط را از دست داد و این قصد وى را تحسین كرد و پسندید. پس هریك از غزاغلى و قراسنقر مستقل در كار خود شدند و قراسنقر به جانب خوزستان رفت كه از آنجا به همدان برود.

دانلود آزاد و رایگان این کتاب  از  سایت مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه  





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1 تیر 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده


پدیدآورندگان : حمیدرضا اكبری، افروز موحد
موضوع : روستاها - ایران - بوشهر - دیلم - لیراوی - سیاه‌مكان
ناشر : حمیدرضا اكبری
محل نشر : تهران
قطع : رقعی
نوع کتاب : تالیف
زبان اصلی : فارسی
قیمت : 30000
نوع جلد : شومیز
قطع : رقعی
تیراژ : 1000
تعداد صفحات : 100
تاریخ نشر : 1389/11/30
رده دیویی : 09505642
شابک : 978-964-0444-70-2
, "روستای «سیاه‌مكان» جزء روستاهای منطقه «لیراوی» است. لیروای در دوره ایلامیان 3000-1000 قبل از میلاد قدمت داشته و در سده‌های ششم و هفتم، نام یكی از طوایف مقتدر لر بوده كه مناطق تصرف شده آنها در نواحی ساحلی و كوهستانی كهگیلویه، كم‌كم از قرن هشتم به بعد به این نام شهرت می‌یابد. در دوره هخامنشی نیز منطقه لیروای طبق كتیبه داریوش جزء ساتراپ پارس (استان پارس) محسوب می‌شده است. كتاب حاضر پژوهشی است درباره «سیاه‌‌مكان لیراوی» در تاریخ بوشهر كه در آن مواردی چون علت نام‌گذاری روستا به این نام، آثار باستانی و زیارتگاه‌ها، برخی از حوادث سیاه‌مكان، زبان و لهجه، دین و مذهب، پوشش ظاهری مردان، زنان، مراسم‌های مختلف، بازی‌های محلی، و چهره كنونی روستا عرضه می‌گردد."




نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 خرداد 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

منابعی که به محل دفن بی بی حکیمه  اشاره داشته اند

این زیارگاه ملجا ساکنان لیراوی و بندردیلم و مردمان بهبهان و گچساران و سرتاسر ایران و  جهان می باشد و در اراضی میانه شهرستان دیلم و شهرستان گچساران قراردارد .مدیر وبلاگ لیراوی 

چند سال پیش نزد مرحوم حاج جواد شیدا اسکناس هایی از عربستان ؛ اندونزی و کویت و ... در میان نذورات آن امامزاده دیده است. 

در کتاب دایره المعارف شجره آل رسول جلد ششم نوشته آقای سید علی موسوی نزاد سوق این چنین آمده: آیت گودرزی بروجردی، به نقل از آقا سید محمد علی سعادت بهبهانی در گزارشی به سازمان اوقاف و امور خیریه ،منابعی را که مرقد منور حضرت بی بی حکیمه(س)درآنجا مدفون است، به شرح زیر ذکر می کند:

1-سفینه البحار،شیخ عباس قمی،ج 1 ،ص 194

2-کشف الغمه ،ج 2،ص 236

3-عمده الطالب ، ص 196

4-تذکره الخواص ، ص 35

5-ریاحین الشریعه ،ج 4 ،ص 149

6-تحفه العالم ، ج 2 ، ص 23

7-الفصول المهمنه ، ص 236

8-مطالب السول ، ج 2 ، ص 236

9-اعیان الشیعه ، ج 4 ، ق 2/81

10-الانوار النعمانیه ،ج 1 ، ص 380

11-تاریخ الائمه ، ص 20

12-المستجار ، ص 144

13-تاریخ قم ، ص 199

14-تاج الموالید ، ص 124

15-مطالب السوال ، ج 2 ، ص 65

16-اعلام النوری ، ص 312

17-ارشاد ، ص 302

18-جامع الانساب ، ص 108

19-ناسخ التواریخ ، ج 7 ، ص 225

منبع :http://khaterateahuam.blogfa.com/1392/02





نوع مطلب : تاریخ جنوب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 خرداد 1393 :مدیر وبلاگ لیراوی : علیرضا خلیفه زاده

1393/3/21 چهارشنبه
مراسم تودیع علیرضا خلیفه زاده سرپرست اداره امور اداری ، رفاه و پشتیبانی اداره کل دامپزشکی استان البرز
 درمراسمی که با حضور مدیر کل ، معاونین ، مسئول دفتر حوزه نمایندگی ولی فقیه و جمعی از پرسنل اداره کل در سالن جلسات اداره کل برگزار گردید طی حکمی از طرف مدیر کل دامپزشکی استان البرز ،  فهیم عابدینی به عنوان سرپرست جدید اداره امور اداری ، رفاه و پشتیبانی منصوب گردید. دکتر برائی نژاد در این جلسه ضمن تشکر از زحمات  علیرضا خلیفه زاده در مدت تصدی این پست با برشمردن مشکلات و سختی های این کار  برای سرپرست جدید امور اداری آرزوی توفیق کرده و از همه همکاران با توجه به حجم کار محوله تقاضا نمود تا با سرپرست جدید همکاری نمایند.
خلیفه زاده در این مراسم بیان کرد : اموراداری ، رفاه و پشتیبانی در طول سه سال گذشته برایم آموزه های مدیریتی بسیاری داشت و مانند یک دانشگاه بود و آموزه های آن بیش از یک مقطع تحصیلی بود و این مراسم تودیع برایم مراسم جشن دانش آموختگی می باشد.


گفتنی است علیرضا خلیفه زاده همانند سه سال قبل همچنان مسئولیت بازرسی و ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایت اداره کل دامپزشکی البرز را برعهده دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 جلد کتاب

19 فروردین 1393 ساعت 10:53
کتاب «سدیدالسلطنه و سواحل خلیج‌فارس» می‌کوشد تا نقش سدید‌السلطنه کبابی را در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خلیج‌فارس واکاوی کند و گوشه‌های نهفته‌ای از تاریخ خلیج‌فارس و نقش خاندان دیوانسالار ایرانی را آشکار سازد.

 کتاب «سدیدالسلطنه و سواحل خلیج‌فارس» تالیف مشترک سیدعبدالله حسینی و محمد حسن‌نیا در قالب پنج فصل و با استفاده از اسناد آرشیوی موجود در ایران و منابع دست اول به جزییات حیات سیاسی و فرهنگی محمدعلی‌خان سدیدالسلطنه و خاندان او به‌عنوان خاندان دیوانسالار ایرانی در سواحل جنوبی و شمالی خلیج‌فارس با روش ادبیات هرمونتیکی می‌پردازد. 

نخستین فصل کتاب حیات اجتماعی خاندان کبابی و محمدعلی خان سدیدالسلطنه را بررسی می‌کند. این فصل شامل دو گفتار با عناوین «حیات اجتماعی و سیاسی حاج احمد خان کبابی» و «حیات اجتماعی محمدعلی خان سدیدالسلطنه» است. در پایان این فصل نیز آثار سدیدالسلطنه مانند «صید مروارید»، «اعلام الناس فی احوال بندرعباس»، «رساله اوزان‌چو»، «مفاتیح الادب فی تواریخ العرب»، «برهان سدید»، «التدقیق فی سیر الطریق»، «مشوش‌نامه»، «مجموعه الظرایف» و «مجموعه النوادر» به اختصار معرفی می‌شوند. 

در بخشی از این فصل درباره خاندان کبابی می‌خوانیم: «خاندان کبابی از خاندان دیوانسالار ایرانی در خلیج‌فارس بودند که در مناطق جنوبی و شمالی خلیج‌فارس خدمات اداری و فرهنگی زیادی انجام دادند و در دوره فترت، پس از مرگ نادر تا روی کار آمدن کریم‌خان زند، به‌واسطه درگیری‌ها و کشمکش‌های موجود در مناطق خلیج‌فارس، برخی از ایرانی‌ها به مناطق جنوبی خلیج‌فارس و از جمله عمان مهاجرت کردند. از جمله این افراد ملا علی‌شاه، از فرماندهان ناوگان دریایی نادر بود و فرزندان و نوادگان او در دربار امامان مسقط مناصب بالای اداری و نظامی به‌ دست آوردند. یکی از نوادگان او، حاجی احمدخان کبابی، پدر محمدعلی‌خان سدید‌السلطنه کبابی بوده است.» 

فصل دوم کتاب زندگی سیاسی محمدعلی‌خان سدیدالسلطنه را مورد واکاوی قرار می‌دهد. وی مناصب زیادی را در دوره مظفرالدین‌شاه، احمدشاه و رضاشاه در سواحل و جزایر خلیج‌فارس بر عهده داشت که نویسندگان در این فصل به برخی از مهم‌ترین آنها همچون کارگزار بندر لنگه، ریاست اداره تذکره بندرلنگه و برعهده داشتن مسایل مربوط به وزارت امورخارجه ایران در بوشهر اشاره کرده‌اند. 

فصل بعدی به حیات فرهنگی سدیدالسلطنه اختصاص یافته است و اقدامات علمی و فرهنگی وی را بیان می‌کند. نویسندگان در این فصل به تحلیل زندگی مذهبی، اقتصادی و فرهنگی سدیدالسلطنه از خلال کتاب یادداشت‌ها و سفرنامه‌ وی می‌پردازند. در فصل چهارم و پنجم کتاب نیز متن و اصل اسناد محمدعلی خان سدیدالسلطنه آورده شده است. 

در بخشی از کتاب درباره اقدامات فرهنگی سدیدالسلطنه آمده است: «سدیدالسلطنه در کرانه‌ها و پس‌کرانه‌های خلیج‌فارس در کنار کارهای سیاسی که انجام داده و دارای مناصب سیاسی بوده است، همواره به‌عنوان یک شخصیت فرهنگی شناخته شده است. با توجه به آثاری که سدید منتشر کرده است، نشان می‌دهد که بیشتر زمان حیاتش را به تالیف کتاب و سفرنامه پرداخته است و اگر به عناوین و لقب‌هایی که از مظفرالدین‌شاه و شاهان بعدی دریافت کرده توجه شود، مشخص می‌گردد که این القاب به خاطر کارهای فرهنگی و نوشتن تالیفات سدید به او واگذار شده است.» 

چاپ نخست «سدیدالسلطنه و سواحل خلیج‌فارس» تالیف مشترک سیدعبدالله حسینی و محمد حسن‌نیا در 320 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه و بهای 16 هزار تومان از سوی انتشارات جهاد دانشگاهی روانه بازار کتاب شد./





نوع مطلب : معرفی کتاب ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 37 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :