تبلیغات
لیـــــــــــــــراوی

نو یافته هایی از تاریخ و فرهنگ خلیج فارس

همایش ملی خلیج فارس در بندرکنگ 94

تاریخ:سه شنبه 1 اردیبهشت 1394-01:37 ب.ظ

شهردار بندرکنگ خبر داد

 برگزاری همایش ملی خلیج فارس در بندرکنگ حضور بزرگترین خلیج فارس شناسان، روسای سازمان اسنادی کشور و افرادی که در گذشته راجع به خلیج فارس و دو بندر فوق مطلب نوشته اند، می تواند نوید بخش توجه بیشتر این افراد درباره تاریخ و فرهنگ مردم خلیج فارس در آینده نزدیک باشد 
شهردار بندرکنگ از برگزاری همایش ملی خلیج فارس در بندرکنگ خبر داد و افزود : خلیج فارس در بنادر لنگه و کنگ و تاثیر آن بر جامعه دو بندر کنگ و لنگه به عنوان بنادر قدیمی خلیج فارس همواره در تجارت دریایی ایران با ممالک همجوار و صید مروارید نقش زیادی داشته اند . 
وی افزود : آبادانی این دو بندر در دوره مختلف تاریخی می تواند نشان اهمیت این دو بندر در عرصه سیاسی و اقتصادی ایران در ادوار مختلف باشد. ایوب زارعی ادامه داد : همایش خلیج فارس که با حمایت های استانداری هرمزگان، فرمانداری بندرلنگه، نیروی دریایی منطقه پنجم سپاه، اداره بنادر و گمرک ، تعاونی صیادی دو بندر، موزه مردم شناسی بندرکنگ، شهرداری بندرلنگه،شهرداری بندرکنگ، با همکاری مسوولین، علمای دینی و دانشگاهیان بندرکنگ و لنگه و به مناسبت روز ملی خلیج فارس در اردیبهشت سال ۱۳۹۴ در تالار الغدیر بندر کنگ برگزار می گردد، می تواند نشان دهنده توجه مردم و مسوولین استان هرمزگان به اهمیت این آبراهه بین المللی و پاسداشت از نام و فرهنگ آن باشد. 
شهردار بندرکنگ ادامه داد : استان هرمزگان و به ویژه دو بندر کنگ و لنگه میزبان خلیج فارس شناسانی هست که دارای مقالات متعدد درباره تاریخ خلیج فارس و به ویژه بنادر لنگه و کنگ می باشند. زارعی افزود : این همایش می تواند در شناسایی تاریخ خلیج فارس و بنادر کنگ و لنگه به جامعه فرهنگی ایران کمک شایانی نماید و باردیگر نام خلیج فارس و بنادر قدیم نظیر بندرکنگ و لنگه و اهمیت اقتصادی و تجاری آن ها را مورد بررسی قرار دهد و نشان دهد که بنادرکنگ و لنگه هنوز هم جایگاه خاص خود را در بین بنادر قدیمی و تاریخی خلیج فارس دارا است. 
شهردار بندرکنگ ادامه داد : مقالات و سخنرایی های ارائه شده در این همایش به صورت مجموعه مقالات و سخنرانی ها از طرف مسوولین همایش منتشر می گردد و می تواند جنبه های نهفته تاریخ خلیج فارس و به ویژه دو بندر لنگه و کنگ که همایش در آن ها برگزار می شود، از نگاه های متعدد مورد واکاوی قرار گیرد.
 ایوب زارعی افزود : علاوه بر آن با بازدید میدانی خلیج فارس شناسان از بنادر کنگ و لنگه و آثار تاریخی آن، این پژوهشگران در اینده می توانند تالیفات بیشتری در مورد خلیج فارس و این دو بندر تدوین کنند که این مهم از اثرات درازمدت همایش می تواند باشد. شهردار بندرکنگ در خاتمه افزود : حضور بزرگترین خلیج فارس شناسان، روسای سازمان اسنادی کشور و افرادی که در گذشته راجع به خلیج فارس و دو بندر فوق مطلب نوشته اند، می تواند نوید بخش توجه بیشتر این افراد درباره تاریخ و فرهنگ مردم خلیج فارس در آینده نزدیک باشد.  

منبع نوشته: www.lengehnews.com



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طوایف لیراوی در شهرستان رستم

تاریخ:سه شنبه 1 اردیبهشت 1394-10:17 ق.ظ

شهرستان رستم که از ممسنی تفکیک شده در استان فارس قراردارد و شاید کتاب گلشن مراد قدیمی ترین منبعی باشد  که از حضور همزمان نظامی و تاثیرگذار  طوایف لیراوی و ممسنی در دوره زند نامبرده  است. 

فروردین سال 1393 طی گفتگویی که استاد ابوذر همتی که به حق محققی ریز بین و علمی و پرکار می باشد و تحقیقات و تلاشی بسیار در تالیف تاریخ ممسنی دارد 
به من اطلاع داد که در پشت کوه منطقه رستم طوایفی مشهور به لیراوی سکونت دارند. 


نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خلیفه زاده ای مرد قلم زن

تاریخ:سه شنبه 1 اردیبهشت 1394-09:55 ق.ظ

خلیفه مبصری متولد سال 1317 شاعر گچسارانی در سال 1383 بعد از مطالعه کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم مرا مورد لطف خود قرارداد و مثنوی زیر را سرودند 

اینک خوشحال شدم که وبلاگی دارد با این آدرس: khalifemobasery.blogfa.com
و در فضای مجازی فعال است  . 
به منظور تقدیر از این دوستی که هنوز ایشان را ندیده ام  مثنوی شان در وبلاگ لیراوی قرار می دهم: 

خلیفه زاده ای مرد قلم زن 
همه خوشحال و راضی دوست و دشمن
غبار از چهره ی تاریخ زدودی 
تو گوی سبقت از این فن ربودی
نمی گنجد در این اشعار کارت 
بگیری اجر خود را از خدایت 
تو هستی لایق تمجید و تحسین 
امیدوارم نگردی گاه غمگین 
نوشتار تو شد الگوی دوران 
شدی الگو تو در جمع دبیران 
به جغرافی و تاریخ زمانه 
زدی از نو تو پیوند و جوانه 
ندیدم هیچ ایرادی در این کار 
خلیفه زاده جان! ای مرد پرکار 
بگویم من تو را صد بار تبریک 
تو با همکار هایت ، مردمِ نیک 
امیدوارم خداوند زمانه 
قلم بهرت بگردد جاودانه 
به استادی نوشتی علم اشیا
چو می خوانم روم من غرق رویا 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

همایش بزرگداشت خلیج فارس در بندر کنگ (هرمزگان)

تاریخ:دوشنبه 31 فروردین 1394-07:38 ق.ظ

از هفتم تا دهم اردیبهشت 1394 همایش بزرگداشت روز ملی خلیج فارس در بندر تاریخی و پرآوازه ی کُنگ با حضور خلیج فارس شناسان و محققان برگزار می شود. 

 برخی از سخنرانان این همایش :

1- دکتر عبدالمجید ارفعی
2- دکتر عبدالرسول خیراندیش - بندر کنگ در عصر صفوی ( اولین استعمارگر و آخرین بندر)
3-  محمدعلی مرشدی زاده
4- حسین صالحی 
5-  صالح دریانورد معاون برنامه ریزی استان هرمزگان
6 - دکتر مصطفی ندیم 

و این حقیر 
 علیرضا خلیفه زاده با مقاله انجمن های مشروطه خواه بندر لنگه





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شیرونک

تاریخ:دوشنبه 31 فروردین 1394-07:14 ق.ظ

شیرونک روستای مرزی بلوک لیراوی و بلوک حیات داود است.

نوع مطلب : شیرونک 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وهرسن یا بررستن

تاریخ:یکشنبه 30 فروردین 1394-08:39 ق.ظ

یک واژه جاری در گویش لیراوی وهرَسَن می باشد . مثال : هنی نه وهرسُ مه (هنوز کارم تمام نشده / هنوز دستم فارغ نشده) 

 وش وهرسم : از ... فارغ شدم . 
مِن کارم گرند افتاده نی وهره / در کارم گره افتاده تمام نمی شود.
وه- رَ-سن از ریشه مصدر فارسی بر-رستن و وا-رستن می باشد : 
یک نمونه از کاربرد این واژه را در کشف المحجوب ،1358، تهران ، طهوری صفحه 81 دیده ام که برایتان نقل می کنم: 
« و دیگر مسیح منسوبست به روح خذا [ با تلفظ محلی مردم لیراوی که دال را بین ذ و ی تلفظ می کنند] و کلمه خذا که بدمیذ در مریم از جهت بررستن و زاذن او را.» 
هر معانی : فارغ شدن / تمام شدن / رها شدن می دهد.


نوع مطلب : فرهنگ لیراوی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پرویز خلیجی و پیک خجسته

تاریخ:شنبه 29 فروردین 1394-10:47 ق.ظ

پرویز خلیجی که پدرش نخستین خبرنگار دیلمی بوده است از ۱۷ سالگی(یعنی سال ۱۳۳۴ و ۳۵ ) با همکاری خبری با پیک خجسته  (شیراز) و هفته نامه فریاد خوزستان(اهواز )  و آیندگان و... وقایع و اتفاقات و نیاز های شهر دیلم و بلوک لیراوی را انعکاس داده است و خوشبتختانه هم اکنون نیز در این زمینه فعال می باشد.
جستار هایی جسته - گریخته از پیک خجسته
بررسی مضامین سیاسی - اجتماعی روزنامه پیک خجسته از سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۶

مقطع:
نویسنده:
ماهریان، فریده
استاد راهنما:
موسوی، احمد
استاد مشاور:
رشته گرایش:
ادبیات و علوم انسانی
استاد ناظر:
دانشگاه:
دانشگاه آزاد اسلامی تهران
تاریخ دفاع:
1375
واحد:
چکیده:
‫هدف تحقیق نقد و بررسی روزنامه پیک خجسته است که همزمان با دوران پهلوی دوم انتشار می یافت و روزنامه ای دست راستی و طرفداری سلطنت محسوب می شد. براساس این پژوهش روزنامه پیک خجسته روزنامه ای بود که در دوران پهلوی دوم انتشار یافت و بر روی هم روزنامه ای دست راستی به شمار می رود. بیشتر مطالب و محتوای آن نشان می دهد که این روزنامه طرفدار سلطنت است و از اهداف آن طرفداری کرده است. هرچند که مطالب انتقادی در آن گاه به گاه مشاهده می شود ولی بر رویهم روزنامه ای وابسته است که در نشان دادن حقایق تامل کرده است. شکل و فرم روزنامه نیز چندان مخاطبان را جلب نمی کند.
پیک خجسته از نگاهی دیگر

جمله مى توان به اخبار و مقالات روزنك ، پیك خجسته اشاره كرد.
این روزنامه در شماره همان روز یعنى 27 دى ماه مهم ترین تیتر خود را به امام ره اختصاص داده و مى نویسدآیت الله العظمى خمینى تا پایان هفته آینده وطن مراجعت مى كند.
پیك خجسته همچنین طى مقاله مفصل به تشریح حوادث یك ساله گذشته از 17 دى ماه 1356 تا دى ماه 1357 مى پردازد و نوشتار خود را با تیترى تحت عنوان جرقه ، آتش ، خون ، اعتصاب آغاز مى نماید. در این مقاله روند حركت نهضت را به طور واقعى در خلال یك سال بررسى مى نماید.

روزنامه پیک خجسته، به مدیریت مرحوم مصطفی خجسته، فرزند مرحوم غلامعلی فرزند خواجه غلامحسین کازرونی، معروف به آقادائی، در سال 1327 شمسی آغاز به انتشار کرد و حدود ربع قرن، بدون وقفه، در شیراز منتشر شد. مندرجات روزنامه پیک خجسته، بیشتر در زمینه مسایل تاریخی، اجتماعی، سیاسی و دفاع از منافع مردم جزایر خلیج فارس و صفحات جنوب تنظیم می شد.

مرحوم خجسته که از نویسندگان خونگرم و مبارز فارس بود علاوه بر نشر روزنامه، به تحقیقات تاریخی نیز می پرداخت و کتاب (بحرین در دو قرن اخیر) که چاپ شده و طی آن با مدارک متقن تاریخی، حاکمیت ایران بر جزایر بحرین به اثبات رسیده، از کارهای تحقیقاتی اوست.





سندی در کتابخانه مجلس:
شناسگر رکورد:793765
شماره بازیابی:۲/۲۰۱۰/۴۰۵/۱/۲۰س
شماره بازیابی:۲/۲۰۱۰/۴۰۵/۱/۲۰
موضوع کارتن:[فارس]
زبان اثر:Per(فارسی)
عنوان اصلی:[مدیر روزنامه پیک خجسته]
تاریخ سند:۱۳۳۳/۲/۷ تا ۱۶/۴/۱۳۳۳
نام خاص و کمیت اثر:۶برگ، ۱پاکت
یادداشتهای مربوط به مندرجات:نامه مدیر روزنامه پیک خجسته شیراز در شکایت از اینکه روزنامه مزبور را بدون جهت توقیف نموده اند




نوع مطلب : دیلم پژوهی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آغاز برداشت گندم در لیراوی (شهرستان دیلم)

تاریخ:شنبه 29 فروردین 1394-07:36 ق.ظ

مدیرجهاد کشاورزی دیلم گفت: برداشت محصول گندم ازسطح پنج هزارهکتار از کشتزارهای دیم دهستان لیراوی (شهرستان دیلم) آغازشد.

به گزارش «خلیج فارس»؛ فرهمند آقایی (از عشایر کزینلی ماهور منطقه لیراوی) و  مدیرجهاد کشاورزی دیلم روز پنجشنبه (94/1/27)در گفت وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی افزود: سطح زیر کشت گندم و جو دیم در فصل زراعی بیش از 36 هزار هکتار بود که 31 هزارهکتار آن به دلیل بارش کم و نامناسب دچار خشکسالی شده و قابل برداشت نیست.

وی گفت: به منظور نظارت بر عملیات برداشت و جلوگیری از ضایعات هنگام برداشت در شهرستان دیلم اکیپ های ویژه تشکیل و آموزش های لازم نیز به همت مسووولان مرتبط به کشاورزان و کمباین داران ارایه می شود.

مدیرجهاد کشاورزی دیلم افزود: پیش بینی می شود عملیات برداشت به دلیل پراکندگی اراضی قابل برداشت تا نیمه های اردیبهشت ادامه یابد.

شهرستان دیلم در شمال استان بوشهر قرار دارد که بدلیل نبود منابع آبی لازم عمده اراضی کشاورزی بصورت دیم کشت می شود. ک/3


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

متن کامل مقاله ظهور و سقوط خلیفات بندر دیلم

تاریخ:پنجشنبه 27 فروردین 1394-11:47 ق.ظ



 

نویسنده: علیرضا خلیفه زاده (1)




 

چکیده

بندر دیلم در شمالی ترین نقطه ی استان بوشهر قرار دارد. این بندر با توجه به فاصله ی نزدیکش با شهر پس کرانه ای بهبهان و بهره مندی از محصولات کشاورزی بلوک حاصلخیز لیراوی، در طول تاریخ چهارصد ساله اش همواره مورد توجه دیگر بنادر نواحی شمالی و جنوبی خلیج فارس بوده است.
بر اساس منابع دوره ی صفوی، حکومت سیاسی این بندر در دست خاندان « خلیفات » بوده است. مشایخ خلیفات از اواخر دوره ی صفوی ( 1107هـ ق ) تا حدود 1253 هـ ق، حکومت سیاسی بندر دیلم را در دست داشتند. آن ها تابع حاکم کوه گیلویه ( به مرکزیت بهبهان / دهدشت ) بودند و در قشون کشی های سلطان حسین صفوی در نواحی ساحلی خلیج فارس حضوری پررنگ داشتند. خلیفات در دوره ی زندیه نیز از رقابت های سیاسی دو همسایه ی قدرتمندش « بنی کعب » در شمال و « امیران زعابی » بندر ریگ در جنوب، بی بهره نماندند.
در دوره ی قاجار و به ویژه در هنگام به قدرت رسیدن شیخ عبدالرسول خان آل مذکور ( 1247-1230 هـ ق ) و گسترش حوزه ی سیاسی نفوذش تا بندرهای ریگ و دیلم، مشایخ خلیفات از آل مذکور تبعیت نکردند و این مقاومت منجر به درگیری ها و زد و خوردهایی شد که در نهایت تفرقه و سقوط سیاسی آن ها را به دنبال داشت.
در این پژوهش برای نخستین بار براساس منابع تاریخی دست اول ایرانی، نسخ خطی، اسناد عثمانی، بریتانیا و هلند، دست نوشته های محلی و جست و جوهای میدانی، چارچوب حکومت خلیفات در بندر دیلم بررسی و تبیین شده است.

واژگان کلیدی:

ایران، بندر دیلم، بوشهر، خلیج فارس، خلیفات، لیراوی.

درآمد

آشنایی با اقوام و خاندان های حکومت گر در نواحی ساحلی خلیج فارس نقش مهمی در بازشناسی تاریخ سیاسی- اجتماعی و فرهنگی آن دارد. تاکنون تاریخ حکومت محلی خاندان « خلیفات » و حضور آن ها در بندر دیلم از دید بسیاری از پژوهشگران مسایل خلیج فارس پنهان مانده است. این پژوهش برای نخستین بار حضور تاریخی، نقش سیاسی و فعالیت های اقتصادی- اجتماعی خاندان خلیفات و چگونگی روابط آنان با دیگر حکام محلی و قبایل نواحی شمالی و جنوبی خلیج فارس را بررسی می کند.
خاندان خلیفات حدود 150 سال، از دوره ی شاه سلطان حسین صفوی تا اوایل دوره ی محمدشاه قاجار، در بندر دیلم حکومت کرده اند. اینکه آن ها از چه زمانی در این بندر سکونت داشته اند، به درستی روشن نیست؛ ولی نخستین منبع تاریخی که از بندر « دیلم » و بندر « حماد » در چهار کیلومتری شمال آن نام برده، ریاض الفردوس خانی تألیف 1802 هـ ق، می باشد (2). 25 سال بعد در وقایع سال 1107 هـ ق، در کتاب دستور شهریاران به روشنی از حضور با اقتدار خلیفات دراین بندر سخن رفته است (3).

موقعیت جغرافیایی بندر دیلم

بندر دیلم در طول جغرافیایی 50 درجه و 10 دقیقه و عرض جغرافیایی 30 درجه و 4 دقیقه و در ارتفاع 10 متری از سطح دریا قرار دارد. این شهرستان در 200 کیلومتری شمال غرب بندر بوشهر و در 72 کیلومتری جنوب شهرستان بهبهان ( در استان خوزستان ) و در 70 کیلومتری شمال شهرستان گناوه قرار دارد (4).

نسبت خلیفات




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نقشه ی گویش های ایران

تاریخ:چهارشنبه 26 فروردین 1394-02:20 ب.ظ



نوع مطلب : تاریخ جنوب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لیراب و کوه های خوزستان

تاریخ:چهارشنبه 26 فروردین 1394-10:41 ق.ظ

وه‌های استان خوزستان به ترتیب ارتفاع که در نواحی مختلف استان پراکنده‌اند عبارتند از:

کوه مونگشت: 

مونگشت یا منگشت کوهستانی است در شهرستان‌های ایذه و لردگان، مرکب از کوه‌های تنوش، ناشلیل، زردحلقه، نسا، سه‌پران، سرچاه، قوچه، بدرنگان، سفیدکوه، دشت‌مر، چلا، جیمه، تیربازک، دوتو، کِله، کلمه، برآفتاب، سردوفون و دوزرد.

این کوهستان که از شمال غربی (شرق دریاچه آب بوندان) شروع شده و تا حوالی روستای روریش به طول حدود 80 و عرض بین 20 تا 25 کیلومتر کشیده شده است، پهنه‌ای به وسعت حدود 1850 کیلومتر مربع را زیر پوشش قرار داده و از جنوب شرقی به وسیله کوه‌های سردوفون و جاشیرکش همچنان ادامه می‌یابد و از شمال غربی به کوه‌های زوزرک و کژگرد می‌پیوندد و جزو یکی از طویل‌ترین رشته کوه‌های زاگرس است. بلندترین قله این کوهستان 3613 متر ارتفاع دارد که در 55 کیلومتری جنوب شرقی ایذه و 52 کیلومتری غرب لردگان و 13 کیلومتری شمال غربی روستای لیراب واقع است. از دامنه‌های غربی این کوهستان، رودخانه‌های هلایجان، ابوالعباس، آب زرک، صیدون و از دامنه جنوبی آن رودخانه‌های لیراب و سمه سرچشمه می‌گیرند و رودخانه‌های خرسان و کارون سراسر دامنه شرقی آن را می‌پیمایند. بخش عظیمی از این کوهستان را جنگل‌های نسبتاً انبوه پوشانده‌اند و در منتهی‌الیه شمالی آن دریاچه‌ای به نام بوندان به ابعاد 2/5×2/5 کیلومتر قرار دارد و دریاچه کوچک دیگری به نام دوتو در دامنه جنوبی آن واقع است.


کوه دوتو: کوه دوتو در دهستان هپرو از توابع بخش جانکی و در 58 کیلومتری جنوب شرقی شهر ایذه و شمال شرقی روستای بن شور واقع است و حدود 3170 متر ارتفاع دارد. این کوه از جنوب به کوه کله و از شمال به کوه لیراب متصل است. دامنه‌های غربی آن به دره رودخانه صیدون منتهی می‌شود. در دامنه غربی این کوه دریاچه کوچکی به نام دوتو به ابعاد حدود 250×250 متر وجود دارد. آب این دریاچه از چشمه کوچکی که میان کوه‌های کله و دوتو از زمین می‌جوشد، تأمین می‌شود. دامنه‌های این کوه از جنگل پوشیده شده‌اند و جزو کوهستان مونگشت از رشته کوه‌های زاگرس به شمار می‌رود.


کوه کله: کوه کِله در دهستان هپرو از بخش جانکی شهرستان ایذه و در 59 کیلومتری جنوب شرقی شهر ایذه و شمال شرقی روستای بن شور واقع است و 3010 متر ارتفاع دارد. این کوه از شمال به کوه دوتو می‌پیوندد. رودخانه صیدون از غرب، رودخانه اعلاء از جنوب، رودخانه لیراب و سمه از شرق آن جریان دارند. در دامنه غربی کوه کله، چشمه‌ای وجود دارد که آب آن به دریاچه‌ای کوچک به ابعاد حدود 250×250 متر وارد می‌شود. این دریاچه دوتو نام دارد و در ارتفاع حدود 1680 متری واقع است. کوه کِله جزو کوهستان مونگشت از رشته کوه‌های زاگرس به شمار می‌رود و دامنه‌های آن پوشیده از جنگل است.


کوه علامت کوه: علامت کوه در 61 کیلومتری شمال شهر مسجد سلیمان و شمال غربی امامزاده بابا حسن قرار دارد و ارتفاع آن حدود 1950 متر است. این کوه به طول 16 کیلومتر و عرض 2/5 کیلومتر به صورت رشته باریکی از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده و از غرب به کوه کمره و از شمال شرقی به کوه شیرکان متصل است و جزو کوهستان زاگرس شمرده می‌شود.





نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آبشار های کوهستان منگشت

تاریخ:چهارشنبه 26 فروردین 1394-10:22 ق.ظ

اگر از حومه شهر قلعه تل به سمت شمال شرق برویم به تنگه ای طولانی بر می خوریم که با شیبی تند دامنه جنوب غربی منگشت را شکافته و از بالادست آن انبوهی آب با جوش و خروش سرازیر است. 

در مسیر این آب چندین آبشار زیبا که ارتفاع بعضی از آنها بیش از ۲۵متر است به وجود آمده و به جز درختان معمول زاگرس از قبیل بلوط و بن و کلخونگ و … در این تنگه درختان انجیر و مو و گردو نیز به چشم می خورد و در بعضی از جاها انبوه درختان مناظر شمال کشور را تداعی می کند. 

مسیر این تنگه طولانی و سنگلاخ و در بعضی جاها صعب العبور و دارای پرتگاه است و در طول راه بایستی به دفعات زیاد عرض رودخانه را طی کرد و حتی مقداری از راه را باید در داخل رود طی کرد. این مسیر نیاز به اصول فنی کوهنوردی را میطلبد.

آبشارهای قلعه تل



نوع مطلب : تاریخ جنوب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آب و هوای منطقه ی منگشت خوزستان

تاریخ:چهارشنبه 26 فروردین 1394-10:04 ق.ظ

آب وهوا

 
کوه  منگشت (قله منگشت شهرستان ایذه به ارتفاع ۳۱۰۰متر)
 دارای آب وهوای کوهستانی زمستان سرد وتابستان معتدل می باشد دارای قلل برفگیر مانند سردک،قارون،سرقوچ،انگشنه،سیروک،کله ومنگار می باشدکه دربرخی غارهای یخی قارون وسرقوچ یخچال طبیعی دارن ودرتمام ماههای سال برف دارند،
بلندترین نقطه منگشت سردک (آبسرد)یابرف انبار3613مترارتفاع دارد،
میزان بارش بطورمیانگیین 600میلی مترمی باشدوباشروع فصل زمستان بارش برف وباران منطقه منگشت رافرا می گیرد ،گردنه امامزاد عبدالله براثر بارش برف وکولاک شدید مسدود می گردد و ارتباط اهالی ساکن درمنطقه امامزاده عبدالله(شاه منگشت) باصیدون قطع می شود.

کوه منگشت دارای مکانها وجاذبهای دیدنی فراوانی است

 ازجمله مناطق زیبا وخوش آب وهوای امامزاده عبدالله ،گردوزار،منگار،تنگ چویل،نایاب،رزگه،اژه،گندمکار، تاگیک،انگشنه،سرقوچ،سیروک،قارون وقلعه معروف منگشت که دارای طبیعت زیباوبکری می باشند  این مکانهاتابه حال آنطور که باید معرفی نشده اندو ازجاذبهای کم نظیر گردشگری خوزستان به شمارمی روند.


منبع: http://mongashtdyareman.blogfa.com/


نوع مطلب : تاریخ جنوب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زیارتگاه شاه منگشت

تاریخ:چهارشنبه 26 فروردین 1394-09:45 ق.ظ

وقتی تاریخ امامزادگان جنوب را بررسی می کنیم مطالب تاریخی جالبی را می بینیم که گاهی اوقات از لحاظ تاریخی قابل تامل می باشند و نیاز به اصلاح دارند مانند اشاره به  اتابکان لر بزرگ در متن زیر که سیصد سال قبل از پیدایش آنها است اما حضور خاندان بدر و  امرای لر در این نواحی موصوف وجودداشته. چند بار تاحالا من به آن زیارتگاه رفته و شرح زیر را نیز بسیار شنیده ام ولی چون قلعه منگشت و آن نواحی در منابع دوره اتابکان فارس تا دوره مغول بسیار ذکر شده چند مطلب در پیرامون آن با موضوعات مختلف برایتان می آورم. (مدیر وبلاگ لیراوی )  
امامزاده عبدالله(شاه منگشت)
دربین سالهای200تا250 هجری  زمانی که امامزاده عبدالله(شاه منگشت)بن محمداکبربن حسن دکه بن حسین اصغربن امام سجاد(ع)که توسط بنی عباس دردوره اتابکان لر [امرای لر]که مرکزخلافتشان خرم آباد[ایذه تا کهگیلویه ]بود تحت تعقیب قرار داشت راهی این کوهستان گردید ماموران به جستجوی امامزاده تمام آبادیهاراگشته ومی گفتنددنبال شاه گمگشته میگردیم وامامزاده (ع)از ترس کفار و ماموران بیشتر جاهای کوهستان منگشت را گشته و مدتی در روستای نایاب فعلی مخفی یانایاب گردید و هنگام خروج از این منطقه در کنار محل دریاچه کنونی در جوار آرامگاه فعلی آن حضرت به یک آبادی رسید که ساکنان ان از ترس ماموران و کفار هبچکدام به امام زاده راه نداده و در حالی که آن حضرت از شدت گرسنگی دچار ضعف شده بود در نهایت یک پیرزن جواب سلام امام را داد و او را به خانه خود راه داد و مقداری کمی غذای(تپو)پخته شده خود را که برای خود و فرزندش ذخیره کرده بود به امام تعارف کرد که نقل شده که امام زاده از ان تپو سیر خورد و هیچی از آن هم کم نشد سپس به پیرزن فرمود همراه فرزندش از آن آبادی خارج شوندو هیچ وقت پشت سرخودرا نگاه نکنند و بعد این آبادی را مورد نفرین خود قرار داد که همه آن آبادی با ساکنانش به زیر آب رفتند.که حالا در منطقه ی بهمئی این نفرین بین مردم رایج است که مردم از دست کسانی که ناراحت اند به آنان میگوند (برمی چی برم شاه منگشت و جاتون ورا)یعنی محل زندگی شما مثل دریاچه امام زاده شود.از قضا آن پیرزن که فرزند خودر را به پشت داشت برگشت پشت سر خود را نگاه کرد که نقل می کنند به صورت درخت سوسنی درآمد که هر وقت آن درخت زخمی روی آن ایجاد می شد خون از آن خارج می شد که بعدا خشک شده و از بین رفته و امام زاده در حالی که در لابلای دشت ها و کوهها خسته و سرگردان بود در منطقه ای به نام پشته خسته به دست کافران دستگیر شد و در محلی به نام قتلگاه سرش را از بدنش جدا کردند که از جای ریخته شدن خون ایشان درختان چناری به صورت منظم و مربع شکل رشد کرده که هنوز این درختان بدون چشمه یا آبی در نزدیکی این محل سرسبز هستند و هر ساله منطقه قتلگاه که حدود3کیلومتری آرامگاه ان حضرت واقع است پذیرای حاجتمندان و زائران زیادی است.آن ماموران در حالی که جسد امام زاده را رها کرده و سر مبارک ایشان به سوی خرم آبادکه ان موقع مرکز فرمانروایی بود برده و در بین راه در منطقه ی شوشتر در حالی که خسته شده اند به خانه(مسافرخانه) یک پیرزن رفته تا استراحت کنند. نقل میکنند وقتی آن پیرزن آن سر مبارک و جمال پاک ان را دید در یک اقدام ابراهیم گونه در حالی که مامورین خواب بودند سرفرزند خود را بریده و جای سر آن حضرت گذاشت و ماموران با خود بردند.سپس سر مبارک ان امامزاده را به همراه جسد پسر خود همان جا به خاک سپرد  بعداً قبر ان پیرزن را در جوار ان ارامگاه به خاک سپردند که حالا ارامگاه ان امامزاده یکی از مکاهای زیارتی شوشتر به شمار میرود و جسد امامزاده را مردم بومی ساکن در منطقه منگشت کنار دریاچه به خاک سپردند و اکنون مرقدمطهر امامزاده در کوه منگشت یکی از مکانهای زیارتی استان خوزستان است و همه ساله پذیرای زائران زیادی می باشد. این کوه را به خاطر رشادت ها،رنج ها و سختی هایی که  امام در هنگام تعقیب و گریز متحمل شده و همه جای آن را گشته اند( مُن گشت) و امامزاده را شاهِ منگشت نامیده اند.
به نقل از وبسایت:
http://mongashtdyareman.adeb.biz/


نوع مطلب : تاریخ جنوب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قلعه تاریخی منگشت

تاریخ:چهارشنبه 26 فروردین 1394-08:44 ق.ظ

oqo_قلعه_منگشت.jpg


       قلعه تاریخی واستراتژیک منگشت برروی قله کوهی صعب العبور در5کیلومتری شمال شهر صیدون مشرف بر دره رودخانه نایاب و5کیلومتری شرق روستای سردره دارای ساختمانها وآثار قدیمی مربوط به دورانهای گذشته می باشد.
 این قلعه که قدمت آن را به اسماعیلیان وبعضی اتابکان لر[بزرگ]نسبت می دهند بربلندای کوهی بنا شده که تنها راه دسترسی طبیعی وآسان به بالای کوه و خود قلعه راهی است درضلع شمالی آن که به وسیله دیواری به ابعاد حدوداطول 200متر وارتفاع 4متر که عرض این دیوار از پی 1متر وتاانتها20سانتی مترمی باشد، این دیوار که به (دروازه )معروف است بیشتر آن تابه حال سالم مانده است و اصلی ترین راه دسترسی به قلعه می باشد.
  مصالح به کاررفته دراین دیوار وسایر بناهایی موجوددراین منطقه باستانی از گچ ،سنگ وسفال می باشد،که دربین دیوار دروازه ،ازچوب درختان  بن وبلوط جهت استحکام بنا استفاده شده است،
ساختمان اصلی ومرکزی قلعه برروی تپه ای دربلندترین و تقریبا"مرکزی ترین نقطه کوه واقع است ،این ساختمان که ابعادآن حدود 20×20متر مربع است و تنها اتاقهای طبقه زیرین آن باقی مانده اند که به شکل بناهای دوره سلجوقیان دارای سقفی هلالی شکل که با گچ وسنگ پوشیده شده اند و از طبقه بالای آنان فقط پی ودیوارهایی به جا مانده است.
 دراطراف قلعه وزمینهای پایین دست آن آثار منطقه مسکونی مردم عادی وساکنان دیده می شود و آثار یک منطقه مسکونی وسیع درحدود3کیلومتری ضلع شمالی این قلعه در تاوه دوبند وجوددارد که دارای قبرستانی وسیع می باشدوچندین راه دسترسی به بالای کوه وقلعه  که تقریبا"در سه ضلع دیگر آن واقع شده توسط ساکنان قلعه بوجود آمده اندکه این راه پله های درست شده هنوز مورد استفاد مردم بومی منطقه می باشند 
وهمه راههای دسترسی به قلعه بوسیله برجکهای نگهبانی محافظت می شدند.  این برجکها مشرف بر راهها و دروازه اصلی بنا شده اند.یک چشمه آب گواراکه از دل کوه می جوشد در قسمت غربی آن قرار دارد که آثار ساختمان وآب انبار در کنار آن وجوددارد و درنقطه مقابل آن چشمه ای دیگر درقسمت شرقی قلعه از پایین کوه می جوشد ودارای آب بیشتری است که به رودخانه نایاب در روستای کدیم می ریزد،که مردم محلی معتقدند که بیشتر آب مصرفی ساکنان قلعه ازطریق همین چشمه یا رودخانه نایاب بوسیله قرقره به بالای کوه فرستاده می شده است.
پوشش گیاهی این کوه وقلعه بیشتر از درختان بادام ،بن وبلوط می باشد که محصول آنها معروف می باشد.متاسفانه این آثارگرانبهای تاریخی دراثر گذر زمان و عوامل طبیعی وانسانی در معرض تخریب قراردارند که نیازمند نگهداری و محافظت ازسوی اداره میراث فرهنگی وسایر نهادهای ذیربط می باشند. 
وسایر نهادهای ذیربط می باشند. 

 

 

منبع : 

mongashtdyareman.blogfa.com



نوع مطلب : تاریخ جنوب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قلعه نادر بهمئی یا قلعه ناظر اسماعیلی

تاریخ:چهارشنبه 26 فروردین 1394-08:30 ق.ظ

فرهنگ و تمدن بهمئی : قلعه نادر

 به کوشش   :هدایت اله لطفی
تصحیح : وبلاگ لیراوی
 در فاصله 6 کیلومتری ناحیه شمال غربی شهر لیکک و غرب تنگه های سولک و ماغر ، کوه با صلابت ، با شوکت و با ابهتی تحسین برانگیز معروف به قلعه نادر (ناظر)سر بر افراشته است که دارای اهمیت استراتژیکی ، سیاسی ، نظامی و تاریخی بوده و ، نمادی از تجلی تمدن و شکوه و استقامت و سابقه تاریخی بخشی از سرزمین کهن ایران در محدوده جغرافیایی شهرستان بهمئی می باشد .
   این قلعه که در ادوار گذشته به کلات النظیر (کلات ناظر) موسوم بوده است .
بنا به نوشته امام شوشتری در کتاب تاریخ و جغرافیای خوزستان بنام قلعه ناظر معروف بوده است . به احتمال زیاد با توجه به تلفظ حرف ذ به جای د در برخی از کلمات در لهجه محلی بهمئی به مرور تلفظ کلمه ناظر به نادرتغییر یافته است .
   وجه تسمیه انتخاب نام قلعه ناظر بعلت اهمیت نظامی و استراتژیک این قلعه در اشراف آن بر مناطق رامهرمز ، بهبهان ، تشان ، جایزان ، منطقه زیر کوه بهمئی (شامل : کت ، لیکک، کارند و ابوالفارس) و کوه حاتم و تنگه های مهم ماغر و سولک و جاده مواصلاتی وترانزیتی که بنادر جنوب را از طریق ارجان ، تشان ، تنگ سولک و ... به اصفهان و مناطق مرکزی کشور متصل می کرده است

این قلعه به شکل یک هرم بوده که قاعده آن به قطر تقریبی 3 کیلومتر و رأس (نوک قلعه) به قطر حدود 15 متر می باشد . از قاعده تا قله کوه 8 چین یا طبقه می باشد که با توجه به اهمیت و اولویت ، استفاده امنیتی و نیازهای زیستی طبقات را مورد استفاده قرار می دادند . چون راه دسترسی برای رسیدن به طبقات انتهایی کوه وجود ندارد و با صعوبت و استفاده از ابزاری مثل طناب و یا راه پله سیار و یا اصول سنگ نوردی بایستی به رأس قله رسید طبقات بالایی از اهمییت استراتژیکی خاصی بر خوردار می باشند. 
در طبقات گوناگون قلعه آثار مختلفی از سازه های ساخته شده از مصالحی چون سنگ و گچ و ساروج و ... در قالب اتاقهای محل زیست (عمومی و شخصی) ، دیده بانی و پاسداری ، آب انبار و حوضهای ذخیره آب ، انبارهای مواد غذایی ، محل نیایش ، زندان ، طویله (محل نگهداری دام) ، قبرستان ، وارها (ورد) محلهای سکونت بهاره و زمستانی موقت و ... مشهود می باشد که قطعا به نسبت اهمیت و رتبه و مقام ساکنین مورد استفاده قرار می گرفتند . 
در مورد زمان و افراد استفاده کننده از این قلعه در تاریخ طبری[تاریخ ابن اثیر صحیح می باشد ] آمده است که ابوحمزه اسکافی ارجانی از داعیان بنام که از ملاحده فرقه اسماعیلیه ( فرقه ای ازشیعیان هفت امامی به رهبری حسن صباح ، که معتقد به پیشوایی یا امامت اسمعیل فرزند امام جعفرصادق(ع) و یا نوه اش محمد ابن اسمعیل بودند.) بود آنجا (قلعه نادر) و قلعه طنبور و وقلعه خلاد خدرا [قلعه جلادجان / حصار جلادجان احتمالا معرب گل و گلاب باشد.] را در قرن پنجم (سال 494 ه ق ) بدست آورده و محل دعوت و فرمانروایی خود قرارداده است .

 در دوران معاصر یکی از کلانتران بهمئی بنام حسین خان در سال 1303 (ه ق) بعد از شکست از نیروهای دولتی احمد شاه قاجار در زمان نخست وزیری رضاخان میرپنج (رضا شاه پهلوی بعدی) در این قلعه مستقر گردید . در منابع تاریخی در مورد استفاده از این قلعه قبل از اسمعیلیان اشاره ای نگردیده و یا اینکه برای من با بضاعت علمی ناچیز قابل دسترسی و استخراج نبوده است .ولی بنظر می رسد با توجه به اهمیت و قدمت تاریخی منطقه ارجان و جلگه تشان و راه سنگ فرش موسوم به راه شاهی درتنگ سولک به اصفهان و آثار کوره های ذوب آهن و آهنگری تنگ کپ متعلق به دوره هخامنشیان و سنگ برجسته های دوره الیمایی ، اشکانی (حدود قرن اول میلادی) و موارد دیگر ، این قلعه در ادوار محتلف تاریخ مورد استفاده حاکمان و پادشاهان وقت قرار می گرفته است .
 در جنوب قلعه نادر کوه سربریده و در اطراف آن تپه ماهورهای زیبا و دره های عمیق واقع شده اند . چشمه آب شیرین "او گازرون " در دامنه قلعه قرار دارد و در دامنه شرقی آن رود خانه گدارتختی جاری می باشد . این قلعه دارای چشم انداز بسیار زیبا و مناظر طبیعی و آثارتاریخی با اهمیتی است که برای علاقمندان به کوه نوردی و آثار تاریخی و طبیعت بکر و آب و هوای روح نواز و تمیز آن قطعا انتخاب بسیار مناسب و مفیدی است . برخی ضریب امنیتی آن را شبیه کاخ هگمتانه متعلق به پادشاهان ماد می دانند که دارای 7 طبقه تو در تو بوده است . در مورد زمان ساخت اماکن و سازه ها و همچنین زمان تخریب آنها احتیاج به مطالعه علمی و تاریخی توسط افراد ذیصلاح دارد که انتظار می رود توسط مسئولین گردشگری و جهانگردی توجه جدی و ویژه ای ار این خصوص صورت گیرد .
منبع : 
http://websolak.blogfa.com/


نوع مطلب : تاریخ جنوب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انتشار دو جلد تاریخ شبانکاره

تاریخ:چهارشنبه 26 فروردین 1394-07:46 ق.ظ

    پس از وقفه ای یکساله از انتشار و رونمایی کتاب های " تبارشناسی و جغرافیای تاریخی قوم شبانکاره" و " تاریخ شبانکاره" دو اثر ارزشمند از مولف و پژوهشگر جوان شبانکاره ای، هم اکنون(فروردین 94) این دو اثر در دسترس عموم قرار گرفته است.

علیرضا رمضانی مولف این دو کتاب متولد 1356 در شهر شبانکاره، کارشناس ارشد پژوهش هنر، کارشناس هنرهای تجسمی و کارشناس موسیقی می باشد. ایشان همچنین در آکادمی موسیقی "ژیوان گاسپاریان" ارمنستان تحصیل کرده است.

از دیگر فعالیت های وی، شرکت در دوره های آموزشی کنسرواتور پاریس، اجرای کنسرت های موسیقی در داخل و خارج از کشور، برگزاری نمایشگاه های آثار تجسمی و خوشنویسی، تدریس موسیقی در آموزشگاه های بوشهر و شیراز، مدرس رسمی هنرهای تجسمی در آموزش و پرورش، چاپ مقالات پژوهشی در نشریات گوناگون در راستای موسیقی، ادبیات و هنرهای تجسمی می باشد.

نویسنده در کتاب " تاریخ شبانکاره" به عناوینی نظیر "چگونگی مهاجرت عرب ها به شبانکاره ی امروزی"،"چگونگی ورود شبانکارگان به سرزمین جنوب"،" خانواده های شبانکاره"،" تشکیل طایفه شعبانی"،" ورود طایفه ی دشمن زیاری به شبانکاره"،" ورود طایفه خواجه ها به شبانکاره ی امروزی"،" احداث سد آقاخانی"،"آبادی سعدآباد به دست اسماعیل خان"،" جنگ ده بلوک" پرداخته است.
در این دو اثر برای اولین بار به تصاویری از برخی رجل سیاسی و مقام های دولتی، دست نوشته ها و مکاتبات رسمی، مکان های تاریخی و اکتشافات باستانی منطقه شبانکاره بر می خوریم.

شایان ذکر است علاقه مندان به تهیه این دو اثر می توانند به آدرس شبانکاره، میدان ساعت، خیابان شهید رجایی( جاده زکریایی) روبه روی داروخانه ، نوشت افزار دانشجو به مدیریت آقای مرادی فرد مراجعه نمایند.

منبع : وبلاگ شبانکارگان

مصاحبه مدیر وبلاگ لیراوی با مولف دو کتاب فوق در سال 1388 منتشره در هفته نامه پیغام . کلیک بفرمایید!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جشن آواهای لیراوی

تاریخ:سه شنبه 25 فروردین 1394-08:12 ق.ظ

یار یاری که دل می ربود+تصویر

یاران سبز: بعد از بهارونه لیراوی که در روستای بنه احمد برگزار شد لیراوی بار دیگر شاید یکی از برنامه های فرهنگی بود که اینبار روستای عامری شمالی ترین نقطه استان میزبان آن بود. جشن آواهای لیراوی که نگاهی به آوای یار یار داشت در جنگل عامری شب زیبایی را برای اهالی فرهنگ و هنر […]

یاران سبز: بعد از بهارونه لیراوی که در روستای بنه احمد برگزار شد لیراوی بار دیگر شاید یکی از برنامه های فرهنگی بود که اینبار روستای عامری شمالی ترین نقطه استان میزبان آن بود. جشن آواهای لیراوی که نگاهی به آوای یار یار داشت در جنگل عامری شب زیبایی را برای اهالی فرهنگ و هنر رقم زد. در این برنامه ابتدا بهرام منصوری یکی از اعضای شورای روستای عامری ضمن خیر مقدم به میهمانان که حضوری غیر قابل پیش بینی داشتند، گفت: حضور چنین جمعیتی را اصلا انتظار نداشتیم و بی شک با توجه به این استقبال در زمینه امکانات و مهمان نوازی دچار مشکل می شویم و شرمنده میهمانان هستیم . منصوری در ادامه اظهار داشت: از برگزار کننده گان تشکر می کنم و از همین فرصت استفاده می کنم و  حمایت بیشتر از این جنگل و پارک را از مسئولین شهرستانی و استانی در خواست می کنم. همانگونه که می بینید این جنگل فضای بسیار زیبایی را در شمالی ترین نقطه استان به وجود آورده است و گردشگران زیادی این مکان را برای بازیدی انتخاب می کنند اما کمبود وسایل رفاهی آزار دهنده است و انتظار می رود توجه دو چندانی به این مکان زیبا شود.

در ادامه این برنامه اله کرم لیراوی پژوهشگر تاریخی برای لحظات کوتاهی نگاهی به گویش های منطقه لیراوی انداخت و آواهای مختلف را در اسامی متفاوت از هم مجزا ساخت که مورد استقبال میهمانان قرار گرفت.

برنامه با حضور میهمانانی که آوای یار یار را با نی ترکیب می کردند به اوج رسید ، در این قسمت نی علیرضا فیاضی یکی از هنرمندان دیلمی و آواز اسماعیل پیرامون ، شاهپور صادقی ، امان اله رزمی ، عباس ملک زاده و سعید پیشاهنگ به زیبایی اجرا شد.پیرامون که از هنرمندان یاسوجس است دو قطعه محلی را هم اجرا کرد.

در پایان این برنامه از هنرمندان و برگزارکنندگان تقدیر گردید .لوح تقدیر شرکت کنندگان را علی حسنی معاون سیاسی فرمانداری شهرستان دیلم ، درویشی بخشدار دیلم ، اکبر مولایی رئیس دانشگاه فرهنگیان ، غلامرضا سادگی دهیار روستای عامری و داریوش رامشی یکی از اعضای شورای شهر دیلم اهدا کردند.

مجری این برنامه حسن دشتی بود.

در اجرای این برنامه شهرداری و شورای دیلم ، شورا و دهیاری عامری ، اداره کتابخانه های عمومی دیلم و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دیلم در کنار کانون فرهنگی هنری شهید داوودی عامری سنگ تمام گذاشتند.

غلامحسین آقاجری مسئول برگزاری این مراسم در پایان این برنامه گفت: هدف از برگزاری این جشن حفظ و احیای گویش های محلی در استان بوشهر و منطقه لیراوی است که در این برنامه بیشتر آوای یار یار مد نظر بود و در کنار این جشن هم نیت معرفی بیشتر جنگل عامری است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است و ما دوست داریم این میراثی که از تلاش گذشتگان به به یادگار گذاشته شده است حفظ و تقویت شود. آقاجری در ادامه بیان داشت: انتظار می رود مسئولین توجه بیشتری به این پارک کنند و با توجه به موقعیت بسیار خوب آن با نگاه کارشناسی اعتبار لازم هم به آن اختصاص داده شود تا بتوانیم نقش این جنگل را در جذب گردشگر پررنگتر ببینیم.

در حاشیه:

استقبال بسیار خوب از این برنامه بانیان را در مهمان نوازی دچار مشکل کرد.

یکی از نقاط ضعف این برنامه دیر برگزار شدن آن بود.

در پشت صحنه این برنامه تعدادی از جوانان عامری از خود گذشتگی نشان دادند تا کار به خوبی به اتمام برسد.جشن-آواهای-لیراوی.منصوری

ادامه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب

نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سفرهای دریایی دریانوردان بندر کنگ از خلیج فارس تا افریقا و هندوستان

تاریخ:یکشنبه 23 فروردین 1394-09:49 ق.ظ



 

نویسنده: حسین نوربخش




 

مقدّمه:

تا حدود نیم سده پیش، بازرگانان ایرانی ساکن در سواحل، بنادر و جزایر خلیج فارس به کار حمل و نقل کالا از بنادر خود به سواحل کشورهای مسلمان حوزه ی خلیج فارس، از جمله عراق، کویت، عربستان، بحرین، قطر، مسقط، جلفار ( رأس الخیمه ) و غیره مشغول بودند و سعی می کردند مایحتاج سواحل خلیج فارس و به ویژه نیازمندی های کشورهای مسلمان منطقه و شیخ نشین ها و حتی احتیاجات شهرهای داخلی کشور را فراهم سازند. برای این کار از وجود دریانوردان با سابقه و معمر بندر کنگ، بندر لنگه، بندر بوشهر و جزایر کیش، قشم و هرمز استفاده می کردند.
برای حمل کالا به سواحل و بنادر داخل خلیج فارس و نیز رفتن به بنادر شرقی قاره ی آفریقا و سواحل و بنادر پاکستان و هندوستان، دریانوردان به چندین گروه و دسته تقسیم می شدند که هرگروه در سفر به یک نقطه تخصص داشتند.
هر گروه از دریانوردان نیز دارای چندین کشتی و لنج بودند و شناورهای گروه با هم و در یک روز معین از بنادر و جزایر حرکت می کردند تا اگر در طی راه یک کشتی دچار توفان و یا خطر تصادم با سنگ های زیر آبی گردد و خسارتی به بدنه و دَکل کشتی وارد آید و یا با حمله ی دزدان دریایی مواجه شوند، کشتی های دیگر به کمک او بشتابند.
در میان دریانوردان سواحل و بنادر خلیج فارس، دریانوردان بندر کنگ سابقه ی بیشتری در مسافرت به شیخ نشین ها و بنادر و سواحل آفریقا، پاکستان و هندوستان داشتند.
دریانوردان بندر کنگ در هنگامی که جهازها ( کشتی های بادبانی ) با شُراع و یا بادبان و به نیروی باد حرکت می کردند، در سال یک بار به مسافرت های دور می رفتند و امروزه اگر راه دور نباشد، سالی دو بار سفر می کنند.
دریا نوردان بندر کنگ در ماه های خرداد، تیر و مرداد که باد مخالف به سینه ی کشتی آن ها می وزید، استراحت می کردند و مسافرت خود را به ماه های دیگر سال موکول می ساختند که باد موافق بود و به پشت کشتی آن ها می وزید.
موقعِ حرکت کشتی ها در بندر کنگ به سمت و سوی آبادان و شیخ نشین های خلیج فارس از اول شهریور ماه هر سال بود و از آخر شهریور ماه تقریباً می توانستند به خارج از خلیج فارس و تنگه ی هرمز نیز رفته و راهی سفرهای طولانی تر از جمله سواحل پاکستان، هندوستان و آفریقا شوند. این قبیل سفرها، حداکثر تا نُه ماه از سال ادامه داشت.

انواع سفرهای دریایی

سفرهای دریایی اهالی بندرکنگ در روزگاران گذشته را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:
1- سفر به بنادر عراق،
2- سفر به بنادر یمن،
3- سفر به بنادر آفریقای شرقی،
4- سفر به سواحل پاکستان و هندوستان،

انجام مقدمات کار:

برای شروع هر مسافرت دریایی، ناخداها در ابتدا تعداد سی تا چهل جاشو، (1) استخدام می کردند. به هر یک از آنان مبلغی به عنوان بیعانه یا به قول خودشان « یدید » (2) می دادند تا جاشوها در لنج های دیگر کار نگیرند. برای بین راه نیز یک گاو خریداری و با مقداری ماهی سور ( شور ) یا گوشت نمک سوده که در حلب قرار داده بودند، آماده نگاه می داشتند.
در گذشته که بندر کنگ فاقد موج شکن و پناهگاه لنج و کشتی بود، تمام جهازهای بادی بندر کنگ را به بندرگوران، که یکی از بنادر جزیره ی قشم است، می بردند و در ساحل آنجا کشتی ها را نگه می داشتند و یا به اصطلاح محلی « جَدَف » (3) می کردند.
جَدَف به تیرهای بلند چوب گفته می شد که به طور عمودی در اطراف کشتی، در خشکی به زمین فرو می کردند تا کشتی را در مقابل فشار باد و توفان محافظت نمایند. هنوز هم کشتی ها و لنج های ماهیگیری را به هنگام استراحت با چوب، جَدَف می کنند.
روز اول که به بندر گوران می رفتند سایه بان کشتی را خراب می کردند

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کنگ، شهر دریانوردان 2

تاریخ:یکشنبه 23 فروردین 1394-09:33 ق.ظ


                         نویسنده:     غلامرضا زعیمی

شهر بندری کنگ در شش کیلومتری شرق بندر‌لنگه واقع شده است. آنچه که امروزه به عنوان کنگ خوانده می‌شود، شهر کوچکی است که حدود پنج کیلومتر مربع مساحت دارد. کنگ تا پیش از رونق لنگه و تبدیل شدن آن به مهمترین مرکز تجاری ایران در خلیج‌فارس،بندری آباد بوده که «عمارات عالیه» و کاروانسراها و قلعه‌ای داشته که «منشأ تعجب ناظرین بوده». کازرونی که به روزگار محمد شاه قاجار (1250 تا 1264ق / 1834 تا 1847م) از جنوب ایران بازدید کرده، دربارة این بندر نوشته است:

«بندر کنگ که سابق بر این اعظم بنادر فارس بود، مسافت یک فرسنگ و نیم کلاً نخلستان و بساتین و در میان آن بساتین قراء و بیوتات بسیار، وآب شرب آنها اکنون تا آخر اسد از آب انبارهاست، در اول سنبله محتاج به آب چاه می‌شدند و آب چاههای آنجا با کمال حلاوت است، مگر آنکه در سالهایی که نزول رحمت الهی کم شود، آب چاههای آن سامان اندک به شوری و تلخی می‌گراید.» (1367، ص 119-118)

پس از افوال هرمز ومناقشاتی که میان دول بیگانه برای گسترش تجارت دربندر‌عباس صورت گرفت، کنگ به عنوان منطقه‌ای امن مورد توجه قرارگرفت و تجار پرتغالی پس از شکست دولت متبوعه به این بندر رفتند. شاه عباس اول نیز به رغم شکست سیاسی و نظامی دولت پرتغال، بنابه مصالحی مانع فعالیت اقتصادی تجار پرتغال نشد. سدیدالسلطنه در این باره نوشته است:

«شاه عباس کبیر در خصوص گمرک بندر کنگ با پرتغالی‌ها همان قسم معامله کرده بود که با انگلیسیها در باب گمرک بندر‌عباس عهدنامه‌ای بسته بود، اما بعد از آنکه قوای پرتغالیها به واسطة جنگ با هلاند (هلند) ضعیف شد، با آنها هم مثل انگلیسیها رفتار نمودند بلکه بدتر، و چیز مختصری که حالا به آنها می‌دهند به زحمت این نمی‌ارزد که یک مأمور در آنجا نگاهدارند.» (1342، ص 437)

بندر کنگ تا قرن دوازدهم هجری مرکز ناحیة وسیعی موسوم به لَشتان بوده است. این بندر در اوایل دورة قاجاریه جای خود را به لنگه داد که در یک فرسخی (حدوداً شش کیلومتری) آن قرار داشت. کازرونی در ادامة گزارش خود آورده است:

«در این اوقات دو محله از بندر مذکور آباد است، یکی محلة شیعة اثنی‌عشری و یکی محلة شافعی مذهب و در هر محله به قدر سیصد خانوار ساکن و گاو و گوسفند و افرا دارند و معادل سیزده باب دکان کوزه‌ساز اهل جراش (گراش) لار در بندر کنگ مشغول کوزه‌سازی » (1367، ص 119)

مردم شهر کنگ مانند دیگر ساحل‌نشینان جنوب، اغلب به دریانوردی و صید و صیادی اشتغال دارند. یکی از مشاغل مردم این منطقه لنج‌سازی است که از مهمترین صنایع جنوب به شمار می‌آید. لنج‌سازی از صنایع ممتاز اهالی کنگ به شمار می‌آید. در گذشته بسیاری از لنجهای خلیج‌فارس توسط صنعتگران کنگی ساخته می‌شد اما به دلیل مشکلاتی که پیش آمده است از جمله تهیة چوب، این صنعت رو به کسادی نهاد.

زنده به گور، بِردخان، کنگ، باکنی، کهورک، هوچا، کوی، چاکو و نوره از مهمترین دهات و آبادیهای کنگ بوده که در اواخر دورة قاجاریه رو به ویرانی نهادند، چنانکه در روزگار بازدید کازرونی از این بندر تنها دو محله که یکی شیعه‌نشین و دیگری سنی‌نشین بود، آباد و این دو محله هر کدام «به قدر سیصد خانوار ساکن» داشته است. (کازرونی ، 1367، ص 119). تفکیک محلات شیعه و سنی‌نشینی یکی از ویژگیهای جامعة کنگ به شمار می‌آید. به طوری که بافت قدیمی بسیاری از محلات کنگ اینگونه شکل گرفته است. در هر محله نیز خانه‌ها به صورت مجزا از یکدیگر بنا شد، و اکثر خانه‌ها شبیه قلعه‌ای مستحکم در یک یا دو طبقه بنا شده است. بیشتر این ساختمانهای قدیمی بین قلعة پرتغالی‌ها و اسکلة جدید کنگ واقع شده است.

مردم کنگ در گویش محلی خود این شهر را به چهار منطقه تقسیم می‌کنند که عبارت است از: کوش (شرق)، شمال (غرب)، سهیل (جنوب)، گاه (شمال). یکی از مسائلی که در جنوب در مورد مختصات جغرافیایی وجود دارد اینکه جهات اصلی را همچون بقیة مناطق کشور به صورت شمال، جنوب، شرق و غرب نمی‌خوانند. بلکه در جنوب منظور از شمال جهت وزیدن باد شمال است که عموماً از غرب می‌وزد. جنوب و جنوب‌غربی را سهیل یا سهیلی می‌گویند که جهت وزش باد سهیلی از آن جانب است. گاهی نیز جهات جغرافیایی را با انتساب به یک مبدأ جغرافیایی مثلاً کوه، دریا و یا حتی یک محله، آبادی و شهر شناسایی می‌کنند. مانند محلة قبله که در چندین جای استان، از جمله قشم وجود دارد. بر این اساس کنگ از چند محله تشکیل شده است:

1- محله گِل کنی در شرق کنگ قرار دارد. از آنجایی که گِل مورد نیاز ساختمان‌سازی محله‌های کنگ از این منطقه تأمین می‌شود، بدین نام خوانده شده است. چندین محله به نام گِل‌کنی در استان از جمله بندر‌عباس وجود دارد. صورت دیگر تلفظ محله‌های گِل‌کنی، ده گِل‌کن است که جایی به همین نام در رودان وجود دارد.

2- محلة هوجا که در گذشته مرکز شهر کنگ بوده است. دلیل رونق این محله احتمالاً داشتن آب شرب (هو) است که وجه تسمیة هوجا نیز به این دلیل است. این محله را پشت قبرستان هم می‌خوانند.

3- محلة قبرستانی تقریباً در مرکز شهر، جایی که بازار ماهی‌فروشان در آنجا بنا شد قرار دارد و وجه تسمیة آن قبرستانی بوده که در گذشته در آن وجود داشته است.

4- محلة گود ساروج در غرب کنگ واقع شده و در گذشته ساروجِ مورد نیاز برای ساختن برکه‌های آب و ساختمان‌سازی از این منطقه تأمین می‌شده است.

5- محلة یهودی‌ها به دلیل اقامت چند خانوادة یهودی در آن بدین نام خوانده شده و حدوداً در پشت شهرداری فعلی کنگ واقع شده است.

6- محلة لاور که گودلاور خوانده می‌شود و میدان بزرگ شهرداری کنگ در محل این محلة قدیمی بنا شده است.

7- محلة بردغون یا بردغان که وجه تسمیة آن به درستی روشن نیست. برخی عقیده دارند که نام این محله در اصل بردگان بود، که به مناسبت اقامت بردگانی که در آن اقامت داشته‌اند به این نام خوانده شده است. (نوربخش، 1374، ص 26)

8- محلة کوشکی که محل اقامت مهاجران کوشک خمیر بوده و بدین نام خوانده شده است. کوشک به معنی قصر آمده است.

9- محلة قزوینی‌ها که محل اقامت آهنگران قزوینی بوده و احتمال می‌رود این گروه به کار تهیة میخ مورد نیاز لنج‌سازی اشتغال داشته‌اند. میخ مورد نیاز این صنعت از هند تهیه می‌شد که چون بزرگ و کلفت بوده اما میخ قزوینی‌ها چون باریک‌تر بود بهتر در بدنة لنج فرو می‌رفته است.

تاریخ  بندر کنگ به درستی روشن نیست. مردم کنگ معتقدند که تاریخ بنای این شهر بیش از 1800 سال می‌باشد. بر این اساس برخی معتقدند که کنگ چهار دورة تاریخی را پشت سر گذاشته است. امروزه ویرانه‌های چندین برج و بارو، بند ساحلی، لنگر‌گاه و اسکلة قدیمی به صورت تلی از ماسه، شن و سنگ در این شهر به جا مانده که نیاز به کاوشهای باستانشناسی (دیرینه ‌شناسی) دارد. نوربخش در کتاب بندرکنگ شهر دریانوردان و کشتی‌سازان نوشته است:

«شنیدم که در محل زیارت خضر پیامبر‌‌ (ع) واقع در شمال غربی کنگ و نزدیک پنج برکه در گورستان بزرگ و قدیمی شهر، سنگ قبری بوده است که تاریخ روی آن مربوط به 1100 سال پیش بوده است.» (1374، ص 33)

درمورد قدمت تاریخی منطقه‌ای که امروزه کنگ جزیی از آن محسوب می‌شود، هیچگونه شکی نیست. اما به نظر می‌رسد که به دلیل ساحل پهناور شهرستان لنگه در هر برهه یک نقطه از این ساحل به عنوان بندر‌گاه صید و صیادی و مبادلات بازرگانی بوده است. تا پیش از شهرت کنگ، بندر تُمدان (تمدون) که در شرق کنگ امروزی و در دامنة کوهی موسوم به کوه پل غار واقع بوده، مرکزیت داشته است. تُم به معنی تپه است که در برخی مناطق به معنی درختچة کوچک نخل که در جوار درخت نخل مادر می‌روید نیز اطلاق می‌شود. امروزه محلی موسوم به تمدو در همان نزدیکی وجود دارد که

«پیرمردهای محلی می‌گویند آثاری از بارانداز و کشتی‌بندان و فعالیتهای بندری در آنجا دیده می‌شود.» (نوربخش، 1374، ص 24)

پس از کوه پل غار و بندر‌گاه تمدان، کوه ِببیان (ببیون) قرار داشته که گویا بر روی آن شهری بنا شده بود که آثار خانه‌های سنگی درآن وجود داشته است. این دو منطقه تمدان و ببیون بعدها جزئی از منطقة لشتان به شمار آمد. لشتان دارای قلعه‌ای محکم و استوار بود که مرکز فعالیتهای سیاسی و اقتصادی لنگة فعلی به شمار می‌آمد. با ویرانی این مناطق کم کم شهر کنگ به عنوان یک بندر‌گاه پررونق و آباد شکل گرفت. محمد اعظم بنی عباسیان در کتاب تاریخ جهانگیریه و بنی عباسیان بستک درمورد کنگ آورده است:

« کنگ قدیم که اکنون به نام سلطان‌العلماء بَستَکی «سلطان‌آباد» نامند، به زنده به گور معروف بوده و بعداً دو کیلومتری شرقی آن ده مخروبه، خانه و عمارت ساختند و اهالی متفرقة دیگر در آنجا سکونت کرده به نام کنگ جدید شهرت یافت.» (1339، ص 49)

دو نام زنده به گور و سلطان آباد که بنی‌عباسیان بدان اشاره کرده نام دو محلة قدیمی در شهر کنگ بوده است. زنده به گور تا روزگار قاجاریه آباد و معمور بوده است.

به دنبال رونق و اعتباری که کنگ به ویژه پس از افوال هرمز و بندر‌عباس به دست آورد، این بندر مرکز منطقة وسیعی شد که پیشتر با نام لشتان شهرت داشت. به رغم تمامی شهرتی که کنگ به دست آورده است هنوز هم وجه تسمیة آن به درستی معلوم نیست. درزبان فارسی کنگ به معنی مرد سطبر و قوی هیکل (برهان قاطع)، مرد شناور، استوار خلقت و بیخ و بن خرما (ناظم‌الاطباء برهان قاطع) آمده است. حمدالله مستوفی در نزهه‌القلوب اشاره به کند کرده و نوشته است:

«آنچه مشهود است هرمز و قیس، بحرین، خارک، خاسک و کند که از آثار قدیمة آن قدمت و عظمت آن مشاهده می‌شود.» (1336، ص146)

در روایت مستوفی، منظور از خاسک همان جاسک است که البته نه شهر جاسک که در ساحل دریای عمان بوده بلکه منظور وی جزیرة قشم است که برخی منابع جغرافیایی نام آن را جاسک ذکر کرده‌اند. اصطلاح کند هم که مستوفی بدان اشاره کرده است همان کنگ است که چون اعراب بنی‌کنده در آن ساکن بودند به این نام خوانده شده است. سدیدالسالطنه نوشته است:

«بنی‌کنده درآنجا مقیم بودند و تقریباً چهار میل انگلیسی [هر مایل 1852 متر]، مشرق بندر‌لنگه واقع، بعد از انهدام آنجا، لنگه آباد و بنی‌کنده به لنگه آمدند و هنوز موجودند (نگارنده [سدیدالسلطنه] را نژاد از همان سلسله است) (1342، ص 292)

انتساب کنگ به بنی‌کنده خطای تاریخی است هر چند که بنی‌کنده برای مدتی در این بندر‌گاه سکونت گزیده‌اند، اما سابقة کنگ و بندر‌گاههای همجوارش بیش از آن است. کنگ به لحاظ زبانی کلمه‌ای است فارسی که در شاهنامة فردوسی به معنی مرد سطبر (همان کنگ مردان چون شیریله اباطوق زرین و مشکین کله) آمده است. اما هیچ دلیلی در دست نیست که این معنی در مورد کنگ به کار رفته باشد. در مورد قدمت تاریخی این شهر روایتی وجود دارد که گویا این شهر برای مدتی محل تجمع زرتشتیان بوده که بعدها به علت فشاری که بر آنها وارد شده (احتمالاً به وسیلة اعراب مسلمان) ترک دیار کرده و به هندوستان مهاجرت کرده‌اند. (نوربخش، 1374، ص 22)

از مجموع روایتهایی که در مورد این بندر به کار رفته دو وجه تسمیه به حقیقت نزدیکتر است: نخست کنگ به معنی میوة نارس خرما که در جنوب به مرحله‌ای که میوة نخل دورة سبزرنگی (خَمل یا خِل یا خَنَگو یا خارک) را پشت سر می‌گذارد و بنا به نوع نخل، قرمز با زرد رنگ می‌شود، اطلاق می‌گردد. اما چه دلیلی وجود دارد که بتوان این معنی را به بندر‌کنگ اطلاق کرد؟ در گذشته بیشتر کشاورزی شهرستان لنگه فعلی در بخش شرقی این شهرستان یعنی جایی که کنگ و آبادیهای جانب شرقی آن واقع شده‌اند، انجام می‌گرفت. گویا در زمانهای قدیم درخت خرما در این منطقه فراوان بوده است. همچنین گفته شده است که مردم کنگ، خرمای نارس (کنگ) را می‌جوشاندند، و آن را خشک می‌کردند و علاوه بر مصرف خانگی آن را به هندوستان نیز صادر می‌کردند. در هند کنگ خشک شده را به مصرف رنگرزی و همچنین مصرف خوراکی می‌رسانند و حتی در برخی مناطق بر روی جهیزیة دختران خود مقداری از کنگ را برای تزئین می‌گذاشتند. گفته شده بدون کنگ جهیزة دختران کامل نمی‌شد. از آنجا که این‌گونه خرما از این بندر به هندوستان صادر می‌شد، نام آن به کنگ شهرت یافت.

قول دیگری هم وجود دارد که اذغان می‌دارد تلفظ کنگ دراصل کَنگ (به فتح کاف) بوده که بعدها به ضم کاف خوانده شده است. براین اساس کَنگ به معنی جایی است که میان دو خور پر‌آب قرار گرفته باشد، مانند کنگان در بوشهر، کنگاور در کرمانشاه و میان‌کنگی در سیستان و بلوچستان . در شهر کنگ آثار دو خور بزرگ به نامهای خورسور و خورغاریه وجود دارد که در گذشته مملو از آب بود چنانکه کشتیها برای تخلیه و بارگیری در آنها تردد می‌کردند. سور خور توسط اهالی منطقه از جانب شمال غربی کنگ (نزدیکی قلعة لشتان) به سمت شمال شرقی و سپس جنوب بندر حفر شده و به خلیج‌فارس ختم می‌گردد. این خور به منظور کنترل سیلابهای زمستانی، پناهگاه قایقها و لنج‌ها و نیز تردد بنا شده است. خور دیگری که در جانب غربی لنگ وجود دارد غاریه خوانده می‌شود. این دو خور بافت قدیمی کنگ را احاطه کرده و شاید به این مناسبت باشد که شهر را کَنگ می‌گفتند که بعدها به کُنگ تغییر نام داده است.

دو فرضیة دیگر هم در مورد وجه تسمیة کنگ ذکر شده است. برخی معتقدند که چون پرتغالی‌ها بعد از هرمز به این بندر آمدند و آن را آباد و زیبا دیدند به آن کینگ به معنی شاه گفتند و عده‌ای دیگر کنگ را معادل واژه‌ای چینی می‌دانند به معنی معطر که این دو روایت نادرست است.

نام کنگ در برخی متون به صورت کونگ (ویلسن، 1348، ص 176) و کنج نیز آمده است. کنج معرب کنگ می‌باشد.

گاهی نیز نام یکی از محلات کنگ به سراسر این بندر‌گاه اطلاق شده است، مانند زنده به گور که بعدها سلطان‌آباد نامیده شد (منسوب به سلطان‌العلماء بَستَکی) و یا هوجا که خوجا نیز خوانده شده است. هوجا از قدیمی ترین محله‌های کنگ بوده که در شمال بندر کنگ فعلی قرار داشته و اینک متروک است. شاید این نام مرکب از دو پارة هو به معنی آب و جا به معنی مکان باشد یعنی جایی که دارای آب و به ویژه آب شرب بوده است. شاید هم جا همان چاه باشد. امروزه درنزدیکی بندر کنگ روستایی به نام بارچاه وجود دارد که گویا برای مدتی مرکز لشتان بوده است. همچنین احتمال می‌رود که این محله هوشاه یا اوشاء باشد. هوشاء (اوشاء) در گویش مردم جنوب به معنی آبادی آمده است.

پرتغالی‌ها در سال 1625م/ 1035ق (پس از شکست از سپاه ایران و انگلیس) پیمان عدم تعرضی را با ‌شاه‌عباس یکم به امضاء  رساندند که به موجب آن تمام تجهیزات دریایی به جز صیدگاههای مروارید در بحرین و گمرک قشم را از دست دادند.

 با افول قدرت پرتغال حکمران کنگ از پرداخت بخشی از مالیات گمرک‌خانه کنگ که طبق قرارداد مقرر شده بود به پرتغالیها پرداخت شود، خودداری نمود. وادالا، نایب کنسول فرانسه در بوشهر، در کتاب خلیج‌فارس در عصر استعمار نوشته است:

«پرتغالیان بسیار تلاش نمودند و حتی یک ناوچه به کنگ روانه کردند، پرداخت گمرکی سالانه 15000 کورون تعیین شده بود که تا سال 1711م [1123ق] می‌بایست تأدیه شود. این برداشتها و عاقبت کار کشف پرشکوه و سودآور کرانه‌های خلیج‌فارس که پرتغالیان هرگز نتوانستند دیگر درآنجا ظاهر گردند.» (1356، ص 43-42)

با افول قدرت پرتغال، دولت قدرت‌طلب و سودجوی بریتانیا آخرین ضربه را با دستبرد به اموال و تأسیسات پرتغالیها در کنگ به پیکر این نخستین قدرت استعمارگر در خلیج‌فارس وارد آورد و بدینسان تا ورود دو قدرت هلند و فرانسه، انگلیس یکه‌تاز میدان گردید.

به روزگار نادرشاه افشار، چون وی درصدد ایجاد یک ناوگان دریایی به منظور پیشبرد اهداف نظامی و اقتصادی خود در خلیج‌فارس بود، به کنگ که شهرکشتی و لنج‌سازان خلیج‌فارس در آن زمان به شمار می‌آمد، توجه شد. نادرشاه به کشتی‌سازان کنگی که آوازة آنها در همه جا پیچیده بود دستور داد تا کشتی‌های جنگی برای نیروهای ایران در خلیج‌فارس بسازند. برای این منظور وی بودجه‌ای در اختیار کشتی‌سازان کنگی گذاشت که با حملة ملک تیهال درانی به بندر‌عباس و کنگ این تلاش به نتیجه‌ای نرسید. (رائین، 2536، ص 651-648) دسیسه‌چینی انگلیسیها و مرگ زودهنگام نادر از علل عمدة ناتوانی وی بود.

در روزگار کریم‌خان زند ادارة لنگه و کنگ به خوانین بَستَک واگذار گردید. (موحد، 1349، ص 38) یکی از دلایل شاه زند از واگذاری بنادر جنوب به خوانین بَستَک مقابله با نصیر‌خان لاری که علیه کریم‌خان عصیان کرده بود و دیگر مقابله با شیوخ جاسمی بود که به سواحل و جزایر خلیج‌فارس تعرض می‌کردند.

به رغم تلاش خوانین بَستَک، در ابتدا شیخ صقرقاسمی بر قلعة کنگ وارد شد. اما شیخ محمد خان بَستَکی دستور محاصرة قلعه را داد. در کنگ سه قلعه وجود داشته، یکی قلعة لشتان در جانب شمال غربی، دیگر قلعة پرتغالیها در کرانة ساحل و قلعه‌ای در وسط دریا بود. احتمالاً شیخ صقرقاسمی به این قلعة آخری وارد شده است. به دنبال محاصرة قلعة کنگ، شیخ صقر به لحاظ آذوقه در مضیقه افتاد و تسلیم شد. (بنی‌عباسیان، 1359، ص 129)

به روزگار قاجاریه لنگه جای کنگ را گرفت. مروارید لنگه این بندر را به چنان شکوهی رساند که شهرة آفاق گردید و بدینسان کنگ بار دیگر به حاشیه رفت تا در ساحل دریا همچون پیری با کهن خاطراتش نظاره گر آبی دریایی باشد که روزگاری مردانش راهنمایان آن به شمار می‌آمدند و فراموش نكنیم كه راهنمای واسكودوگاما برای دور زدن دماغة امید نیك در جنوب قارة آفریقا و رسیدن به هند، دریا سالاری كنگی به نام شیخ شهاب الدین ابن ماجد سعدی كنگی بوده است




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :45
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo