تبلیغات
لیـــــــــــــــراوی

نو یافته هایی از تاریخ و فرهنگ خلیج فارس

به یاد دیارمان

تاریخ:دوشنبه 28 مهر 1393-03:05 ب.ظ


در شهر با نگاه خیابان غریبه ام

با لهجه ی سفیر بیابان غریبه ام

گنجشک زیر ابر غریبی نشسته است

من نیز زیر سایه ی باران غریبه ام

توفان سوار بودم و توفان تبار نیز

اما در این قبیله ی تو فان غریبه ام

گز آشنا ست سبز و تنومند بودنش

تعظیم باد کرده با آن غریبه ام

باید به آسمان جنوبم سفر کنم

در این کویر بی سر و سامان غریبه ام

غزل فوق را مهر 1373 در شهر زابل گفته ام حالا دوست خوب دوران دانشجویی ام مهندس حاج حمید بشیری نیا به شکل زیر در قالب طنز از آن استقبال کرده است: 

در این شهر بی سر و سامان غریبه ام

با نقشه ی قشنگ خیابان غریبه ام

مرکب سوار بودم و پاترول سوار نیز

اما در این قبیله ی پیکان غریبه ام

گنجشک زیر سقف غریبی نشسته است

من نیز زیر کولر امرسان غریبه ام

بلوط آشناست ، قامت سبز و تنومند بودنش

تعظیم خیابان کرده و با آن غریبه ام

باید به آسمان ده ام سفر کنم

با چراغ سبز خیابان غریبه ام


http://bashiredena.blogfa.com/


نوع مطلب : دفتر شعر من  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شیخ حسین محدث بندرریگی

تاریخ:شنبه 26 مهر 1393-03:17 ب.ظ

دریادلان؛ 

 حسینیه  صابری بندر ریگ

به قلم : غلامرضا کرمی
بندر ریگ  که روزگاری  یکی از آبادترین  بنادر  حاشیه خلیج فارس  و مرکز بلوک حیاتداود  بوده است مردمانی  را در خود پرورش  داده است  که قلب آنها  سرشار از   محبت ائمه اطهار است . بندر ریگی ها  آیین های مذهبی  را باشکوه  خاصی برگزار  می کنند  به ویژه  تاسوعا و عاشورای حسینی  با آنچنان عظمتی  برگزار  می شود که مردم شهرهای  دیگر را  به این بندر  می کشاند . در راستای  معرفی   حسینیه ها و هیاتهای مذهبی  در دومین قسمت  به معرفی  حسینیه  های بندرریگ  می پردازیم . حسینیه صابری  از قدیم ترین  حسینیه های  بندرریگ است . طبق اسناد  و به نقل از  بزرگان  و پیران  بندر این حسینیه  که معروف  به حسینیه کل خلف ( کربلایی خلف )  می باشد  در سال ۱۲۴۳  ه.ق  بازسازی شده است.  بانی و سازنده  آن شخصی به نام  مرحوم کربلایی خلف  بوده است  که پس از او فرزندش  حسن و نوه اش  کربلایی محمد  بانی و متولی این حسینیه  بوده اند .  

در حال حاضر  حاج حسین صابری  فرزند  کربلایی محمد ، متولی  و بانی  حسینیه  می باشد.   در فاصله  ۷۰ تا ۸۰ سال پیش   مرحوم  میرزاعلی  اکبر  و فرزندش  کربلایی  محمود آمیرزا  و حاج علی زنگویی  روضه خوان حسینیه صابری بوده اند . همچنین  در فاصله  ۵۰ تا ۳۰ سال  پیش  مرحوم  ملامحمد  ، مرحوم سید مختار  محدث  ،حاج شیخ حسین محدث  (بندر ریگی) و حاج محمد مصدر  و این اواخر  یعنی ۱۰ تا ۱۵ سال  پیش  کربلایی حسین داودی  و مرحوم علی  مهاجری  روضه خوانهای  حسینیه ی صابری بوده اند . 

 در دوره ی رضاشاه  که مراسم  عزاداری  ممنوع  بود  مرحوم  حاج قاسم  قاسمی  مقتل  خوان مراسم  در بندرریگ بود و بعد از ایشان  یعنی حدود ۳۰ تا ۵۰ سال پیش  شیخ غلامحسین اسلامی و ملامحمد درخشنده  مقتل خوان این حسینیه  بوده اند .  البته  افرادی  نظیر  مرحوم ابوطالب  طالبی ، عبدالرسول  زاهدی  وحاج  شیخ علی مصدق در ایام دیگر مقتل خوانی داشته اند .  در حال حاضر  حسن درخشنده  فرزند  ملامحمد  مقتل خوان حسینیه  می باشد.
بافت  حسینیه  تا سال  ۱۳۶۲  به صورت  خشتی و قدیمی  بوده است  که درسال ۱۳۶۲  با همکاری  مردم  و همت حسین صابری  به شکل  امروزی  نوسازی  و احداث گردید.
کتاب مقتلی دستنویس  در این حسینیه وجود دارد  که مهدی صابری  یکی از بانیان  حسینیه قدمت  آن را بیش از ۲۰۰ سال   می داند . این کتاب  به صورت دستنویس  و با خطی زیبا  نوشته شده است .
از نوحه خوانان  پامنبری  حسینیه در گذشته  می توان از آقایان  مرحوم  حاج  محمد بنیادی ، مرحوم عبدالعلی  مهاجری ، مرحوم عباس قرائتی ، مرحوم شیخ  علی مصدق  و شیخ غلانحسین  اسلامی  نام برد.
به نقل از  حاج  حسین اسلامی  در دوره ی پهلوی اول  که روضه خوانی   در حسینیه ها و مساجد ممنوع بود  مراسم  روضه خوانی  در منزل  حاج شیخ علی مصدق  برگزار می گردید.




نوع مطلب : مشاهیر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لیراوی ها در کمارج

تاریخ:سه شنبه 15 مهر 1393-02:39 ب.ظ

اردشیر خدری فرزند حاجی محمد از بزرگان روستای عامری لیراوی به من اطلاع داد که گروهی از لیراویان در کمارج و چنارشاهی جان با نام خانوادگی (قادری) زندگی می کنند. 

ایشان اشاره می کند : آنها معتقدند که اجدادشان اهل بلوک لیراوی واقع در کرانه ی خلیج فارس بوده و پس از آن که کریم خان زند آنان را به شیراز تبعید نموده از آنجا به منطقه جره از کازرون رفته اند و  روستای لیراوی و مزارع کشاورزی مشهور به لیراوی در  اطراف روستای بالاده را بنیادگذارده اند .  سپس از آنجا به کمارج آمده اند. 
برخی بزرگان خاندان قادری که اهل تجارت بوده اند ارتباط خوبی با بازرگانان بلوک لیراوی داشته اند و در کمارج دارای باغ و کشاورزی بوده اند.
امیدوارم به همت جوانان این خاندان اطلاعات بیشتری به دستمان برسد.


نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارش بزرگداشت استاد جواد صفی نژاد

تاریخ:سه شنبه 15 مهر 1393-02:14 ب.ظ





مراسم بزرگداشت استاد جواد صفی نژاد به همت انجمن ایرانی تاریخ در روز سه شنبه 8 مهرماه 1393 ساعت 15:30 با حضور استادان پژوهشگران و شاگردان استاد در سالن همایش های کتابخانه ملی برگزار شد.


مراسم بزرگداشت استاد جواد صفی نژاد به همت انجمن ایرانی تاریخ در روز سه شنبه 8 مهرماه 1393 ساعت 15:30 با حضور استادان پژوهشگران و شاگردان استاد در سالن همایش های کتابخانه ملی برگزار شد. 


آقای دکتر امامی خویی، دکتر سیمین فصیحی، دکتر عبداله ناصری، اعضای هیئت مدیره انجمن ایرانی تاریخ، حضور داشتند.


جلسه با پخش سرود جمهوری اسلامی ایران و تلاوت آیاتی از قرآن مجید آغاز شد.


در ابتدای جلسه دکتر امامی خویی به عنوان دوست قدیمی استاد صفی نژاد و عضو هیئت مدیره انجمن ایرانی تاریخ اولین سخنرانی این نشست را ارائه دادند. وی در آغاز سخن گفتند: از اینکه مرا اولین سخنران گذاشتید بسیار خوشحالم چون آشنایی من با استاد صفی نژاد به زمانی بر می گردد که دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بودم. نخستین کار تحقیقی استاد «طالب آباد» بود که مرجع بسیاری از تحقیقات و پژوهش های بعدی شد. دکتر امامی مطالبی را در مورد اهمیت آب و کشاورزی در ایران بیان کردند و اشاراتی به مساله اصلاحات ارضی داشتند. وی تاکید کردند که زمینه هایی که استاد در آنها دست به پژوهش زده اند از مسائل بسیار مهم ایران آن زمان و هم اکنون است. نخست: ایلات و دوم: آب. یکی از بزرگ ترین مشکلات این مملکت عدم آشنایی با ایلات است و مشکل دیگر مساله کم آبیه ایران. استاد صفی نژاد مشکل را درست تشخیص دادند. وی در پایان برای استاد آرزوی سلامتی کردند و این بیت شعر را قرائت کردند:


هر که عاشق وش به عمان سر زند دردانه دارد هرکه جان شکرانه بخشد در کفش جانانه دارد


سخنران دوم نشست عمادالدین شیخ الحکمایی، سند شناس و پژوهشگر تاریخ بودند


ادامه مطلب

نوع مطلب : مشاهیر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قاضی القضات کوه گیلویه و عسکر مکرم

تاریخ:سه شنبه 15 مهر 1393-09:28 ق.ظ

منصب قضای دو ناحیه کوه کیلویه و عسکر مکرم در میانه سال 383 تا 327 در دست یک نفر بوده است .

 این مطلب  از لحاظ جاری بودن نام کوه کیلویه در آن دوره زمانی برای بخش عمده ای از مناطق جنوب جالب است .  زیرا ظاهرا تا اوایل ظهور آل بویه، کوه گیلویه فقط منطبق با شهرستان های دنا و بویر احمد (یاسوج و سی سخت کنونی ) بوده و در دوره های تاریخی  بعد این نام به سرتاسر استان کنونی کوه گیلویه و بویر احمد تا ساحل خلیج فارس تسری یافته است . اما در مجالس مومنین در شرح زندگی قاضی این مناطق (ابو على الحسن بن ابى القاسم على بن محمد بن ابى الفهم التنوخى) در میانه سال های 327 تا 383 هجری قمری نکته جالبی دیده می شود. البته من معتقدم باید منبع اصلی پیدا و بررسی شود چون مجالس مومنین در دوره صفوی نوشته شده ، به هر حال اگر منبعی دیگر به کوه گیلویه و عسکر مکرم(واقع در میانه شوشتر و اهواز) در کنار هم اشاره نکرده بوده  پس نوراله شوشتری مطلب ذیل را از کجا یافته است؟

مجالس المومنین

ج1

ص 541

شوشتری

 

القاضى ابو على الحسن بن ابى القاسم على بن محمد بن ابى الفهم التنوخى (383 -327)

فرزند فاضل ارجمند قاضى ابو القاسم است كه قبل از این احوال او مذكور شد ابن خلكان گفته كه ثعالبى پدر و پسر را در یك باب ذكر نموده اما پدر را مقدم آورده و بعد از آن نام پسر را برده گفته هو هلال ذلك القمر و غصن هاتیك الشجر و الشاهد المعدل لمجد ابیه و فضله و الفرع المشید لاصله و النایب عنه فى حیاته و القایم مقامه بعد وفاته

ص ۵۴٢ 

(شعر)

پدرى را كه آنچنان خلف است           مادرى را كه آنچنان پسر است 
آفتابش بر آستین قبا است                    ماهتابش بر آستان در است 
و عبد اللّه بن حجاج بغدادى در مدح او گفته

شعر

اذا ذكر القضاة و هم شیوختخیرت الشباب على الشیوخ 
و من لم یرض لم اضعه الابحضرت سید القاضى التنوخ 
و از مصنفات او كتاب فرج بعد الشدة است و او را دیوان شعری ست بزرگتر از دیوان پدر و دیگر مصنفات دارد و از ابو بكر صولى و دیگران استفاده فرموده و آخر در بغداد اقامت نموده تا وقت وفات به درس حدیث اشتغال می فرمود و سماع حدیث او صحیح و مهارت او در علوم ادبیه آشكارا و صریح و شعر او فصیح بود و اوایل حال از جانب بعضى از وزرا و عمال بقضاى مصر و بابل اشتغال داشته و بعد از آن خلیفۀ بغداد مطیع للّه قضاى عسكر مكرم و كوه كیلویه(یعنی خوزستان و کوه گیلویه) را به او مفوض داشت و آخر او را مقلد به دیگر مناصب و حكومت ساختند

و ابن كثیر آورده كه در وقتیكه طایع خلیفۀ عباسى دختر ملك عضدالدوله را خواستگارى نمود خطبۀ عقد را قاضى مذكور خواند.

 ولادت او در یكشنبه بیست و ششم شهر ربیع الاول از سال سیصد و بیست و هفت 327بود در بصره

وفات او روز دوشنبه بیست و پنجم از سال سیصد و هشتاد و سه383 در بصره بود.



نوع مطلب : مشاهیر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پیشینه و بررسی راههای قدیم و جدید روستای بی بی حکیمه(س)

تاریخ:دوشنبه 14 مهر 1393-04:46 ب.ظ


اما قبل از ذکر نام محورهای مزبور ،پیشینه جاده شاهی و جاده ابریشم در محور این آستانه قابل بررسی است.

جاده شاهی:
جاده ایکه از فارس و از طریق ایستگاههای((خان اسد))،((دشت ارژن))و((دبه سر)) به کازرون هدایت می شود از طریق((دیه درین))،((سر عفبه)) ،((توّج)به جنابه(گناوه) می رسید.که قسمتی از آن در ناحیه جنوب غربی جزء جاده شاهی محسوب می شود.
جاده ابریشم(باستین):
احتمالاً کسانی که از شیراز قصد جنابه(گناوه) داشتند،با عبور از مجاور آستانه بی بی حکیمهدر امتداد محور راه((باستی(باستین))) و گربه ای(والفجر)به جنابه(گناوه) می رسیدند و این جاده،شاخه فرعی دیگری داشته که به ریشهر(بوشهر) و سپس به سیراف می رفته است. که قسمتی از آندر ناحیه شمال شرقی جزء جاده ابریشم محسوب می گردد.
اما شاخه دوم ،جاده ای که از شرق شیراز و از طریق ایستگاه هایخلار و گویم،جایجان،به خاک شولستان(ممسنی) می رسید و از آنجا به نوبندگان،(مسیر دوره ساسانی که از کازرون می آمد)می پیوست و به سمت درخید(دهنو ممسنی) و خوابدان(باشت)مرز شرقی ارجان(بهبهان)رهسپار می گردید.
در دوره اسلامی دو بندر سیراف و بصره سهم عمده ای در بخشی از این محور را از نظر تجاری به عهده داشت و ازآنجا ارتباط این دو بندر توسط بنادر ولایت ارجان ،مهرویان سی نیز،جنابه،میشان(منطقه بی بی حکیمه) برقرار می گشت. این دو راه،کاروانی و دریایی ،موقعیت ویژه ای برای رونق ارجان(بهبهان)و توابع را داشت.
منزلگاههای مسیر شرقی و غربی ولایت ارجان:
منزلگاه اول: خان حماد یا درخید(دهنو ممسنی) یا انبوران یا خوندان یا گشن
منزلگاه دوم: بندک(بیدک باشت)، یا گنبد ملغان(دوگنبدان) یعنی از بندک به دره کمبل محور بی بی حکیمه(س) و سپس از طریق رودخانه زهره به سمت هندیجان و یا از طریق ماهور میلاتی به منطقه میشان(بی بی حکیمه)به سمت دریا(دیلم،گناوهفهندیجان) رهسپار می شدند.
منزلگاه سوم: هیر با فاصله چهار فرسخی بیدک
منزلگاه چهارم: حبس(گچ عوض، هوس) یا لیشتر یا خیرآباد گچساران
منزلگاه پنجم: فرزدک(خیرآباد کنونی یا زیدون بهبهان)
منزلگاه ششم: خود ارجان(بهبهان) است.
منزلگاه هفتم: بوستانک یا بازار سنبیل،بابک،یا دهلیزان(بعد از بهبهان) است.
با توجه به مصادیق و پیشینه ذکر شده،راههای قدیم و کنونی را که به ابادی بی بی حکیمه منتهی می شوند در اصلاح بیان،راههای شوسه و مالرو و آسفالته قدیم نه چندان دور و جدید در مناطق گرم و خشک بوشهر و خوزستان و فارس و کهگیلویه وبویراحمد می باشد، که به هر طریقی از شهر و مکانی وارد می شدند،تا به آستانه مقدسه حضرت بی بی حکیمه(س) برسند. مهمترین این راهها که عموماً از نقاط کوهستانی صعب العبوری می گذرند به شرح زیر است:
الف: محور گراب(گرو) به بی بی حکیمه(س)در ضلع شمالی
این راه،مسیر کسانی بوده که بیشتر از منطقه بویراحمد یاسوج و کازرون و نورآباد وارد دوگنبدان قدیم می شدند، سپس به باباکلان و از آنجا به آبادی بن پیر و با عبور از دره پلنگی به کاکامبارک و گرو ،وارد روستای بی بی حکیمه ودر فاصله پانصد متری شمال،استانه مبارکه را زیارت می کردند. این راه در قدیم مالرو و با اغاز کار شرکت نفت و گاز ناحیه گچساران ،تبدیل به آسفالت ناهمگون و پرپیچ و خم شده است.این فاصله تا بی بی حکیمه بیش از صد کیلومتر است.یکی از زیبایی هایی که در این محور وجود دارد ،پوشش گیاهی و جنگلی است که به عنوان تفرجگاه ،میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
ب: محور باستی(باستین) و گربه ای(والفجر) به بی بی حکیمه (س)در ضلع جنوبی
جاده یاد شده از بوشهر و برازجان شروع به گناوه منتهی و از آنجا به روستای باستی امتداد می یابد،سپس از ابتدای دره بی بی حکیمه(س) شروع و با عبور از آب انبار حاج حسن خان لیرابی به دو دره و از آنجا به منطقه گرداب و آسیاب های قدیم، سپس وارد روستای بی بی حکیمه(میشان) می شود.این جاده به دلیل شوسه بودن آن در فصل بارندگی با مشکلات روبرو است. فاصله گناوه تا باستی و از آنجا تا بی بی حکیمه حدود شصت کیلومتر است.
ج:محور سیامکان به بی بی حکیمه(س) در ضلع غربی
این جاده پنجاه کیلومتری تا بندر دیلم ادامه جاده آسفالته بهبهان به بندر دیلم و از آنجا به بی بی حکیمه است.از دیلم به روستای سیامکان و از آنجا به روستای گزلوری و از آنجا به کوه دهک و با عبور از دره دو، سپس با فاصله بیست و چهار کیلومتری در ضلع شمال غربی وارد روستای بی بی حکیمه می شود. قسمتی از این جاده شوسه و به دلیل کوهستانی بودن دشوار است.
د:محور عبور عشایر و تاسیسات شرکت نفت به بی بی حکیمه(س)در ضلع شرقی
طول این جاده از مسیر نوراباد فارس به منطقه میشان و از آنجا به آب انبار حاج حسن لیرابی بیش از 150 کیلومتر است. قسمتی از این جاده در حوالی منطقه میشان به بی بی حکیمه(س)توسط شرکت نفت ناحیه گچساران آسفالت شده است،بقیه شوسه و کوهستان سخت و صعب العبور دارد. این جاده اصولاً محل عبور عشایر کشکولی بوده که از منطقه گردو و پارینه به بیدستان و از آنجا به گردنه انبار(محل تاسیسات نفت) وارد دروازه آستانه بی بی حکیمه (س) می شود.
ن: جاده تحمیلی فریدون خان کشکولی به کارکنان خارجی شرکت نفت
این جاده مخصوص شرکت نفت بوده که از شهر دوگنبدان تا ابتدای چاه شماره نه آسفالت بوده است،این جاده به دستور فریدون خان کشکولی به خارجیان شرکت نفت،تا اول روستای بی بی حکیمه(س)در بالای کوه امتداد یافته که زوار به راحتی میتوانند،پس از پیاده روی مختصر از کوه به پائین وارد آستانه مقدسه بی بی حکیمه(س) می شوند.قسمت پیاده روی این جاده در سال 1356(ه.ش) توسط فردی بنام حاج فتح الله خورشیدی اهل دوگنبدان بطور رایگان با دستگاه بلدوزر کوه بری و تسطیح شده است.

نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عید قربان

تاریخ:دوشنبه 14 مهر 1393-02:17 ب.ظ

 خلیفه زاده و دکتر رضا زمانی در کشتارگاه روز عید قربان - کرج 13مهر1393


نوع مطلب : عمومی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بررسی پراکندگی طوایف لیراوی در ایران

تاریخ:دوشنبه 7 مهر 1393-04:56 ب.ظ

کتاب آثار جعفری  پیرامون تاریخ و جغرافیای فارس اثر خورموجی در سال 1276 ه.ق در 206 صفحه چاپ سنگی شد. هرچند این کتاب را حاجی محمدجعفر خورموجی 22 سال بعد بسط داد و در سال 1298 با عنوان نزهت الاخبار به چاپ رساند . 


حاج میرزا محمد جعفر ملقب به حقایق‌نگار، (زاده ۱۲۳۵ (قمری) - درگذشته ۱۳۰۱ (قمری)مورخ و محقق معروف قرن سیزدهم یعنی عصر ناصری است که در خورموج شهرستان دشتی در استان بوشهر متولد شده و پس از کسب کمالات و تحصیلات دانش در جوانی ضابطی خورموج که از پدر به و ارث رسیده بود نایل گشت و تا ۱۲۸۵ ه. ق. بدین شغل منصوب بود اما در این سال بر اثر اختلافاتی که بین او و حاجی خان حکمران کل دشتی و پدر محمد خان دشتی در گرفت از این شغل معزول شد و به شیراز رفت و به امارت دیوان خانه عدلیه شیراز منصوب شد. در ۱۲۷۶ ه. ق. کتاب اثار جعفری در تاریخ و جغرافیای مملکت فارس را نوشت.

سپس به تهران رفت و به حضور ناصر الدین شاه رسید. شاه او را مامور تهیه کتاب حقایق تاریخ ایام خود کرد. سپس خورموجی با کمال صداقت به جمع آوری اخبار و درج آن اقدام کرد و کتاب حقایق الاخبار ناصری را نوشت و به لقب حقایق نگار ملقب گردید. به قول مرحوم عباس اقبال آشتیانی در یاداشتی که بر مقدمه کتاب به تصحیح شادروان حسین خدیو جم نوشته‌است این کتاب که تاریخ مختصر قاجار و تاریخ بالنسه مفصل سلطنت ناصر الدین شاه تا سال ۱۲۸۴ ه. ق. است ظاهرا مقبول نظر شاه نیفتاد و حاجی محمد جعفر مغضوب شد و به عراق مهاجرت نمود و در آنجا مقیم شد تا آن که به سال ۱۳۰۱ ه. ق. در همان دیار وفات یافت.

زندگی علمی محمد جعفر خان از زمان هجرت آغاز گردید. ایشان صاحب تألیفات ارزشمندی می‌باشد که همگی از بهترین کتابهای عصر قاجاریه هستند.

مشهورترین و زبده‌ترین اثر این دانشمند مورخ حقایق الخبار ناصری است. او در این کتاب برای اولین بار قتل امیرکبیر را افشا می‌کند او در باب قتل امیر کبیر که همه مورخان معاصر او در گذشت امیر کبیر را بر اثر ناخوشی و تورم دست و پا و آماس بدن دانسته‌اند او این واقعه را به صراحت قتل نوشته‌است. و به همین سبب موجب غضب دربار قرار گرفته و به عراق مهاجرت می‌کند. او در سال ۱۳۰۱ ه. ق. در سن ۷۶ سالگی در عراق زندگی را بدرود گفت.

مشخصات چاپ جدید:
آثار جعفری  پیرامون تاریخ و جغرافیای فارس
حاجی محمدجعفر خورموجی
مقدمه و تصحیح : 
دکتر احمد شعبانی 
بنیاد فارس شناسی 
1380 

این کتاب دوبار به لیراوی اشاره می کند : 
اول: شانزده آبادی بخش جره  از کازرون را در صفحه 75 این گونه معرفی می کند:
1- نرگسی 2- سبیس
 3- شیب تنگ 4- کود دهگاه
 5- سیرزجان(سریزجان) 6- املاک
7- بالاده 8- قصرعلی 9- میدگان(بیدکان)
10- جعلقیان 11- حسن آباد
 12- لیراوی 13- حسین آّباد
14- سرمشهد 15- ویس آباد 16 - قنات . 

دوم : در صفحه 92 از  76 شهر و آبادی از کوه گیلویه نام می برد که 20 ناحیه از آنها متعلق به بلوک لیراوی می باشند: 
1- بهبهان 

11-  گلاب (قلعه)

53- کنارکوه
54-  بنه اسماعیل
55- داودی (عامری امروزی)
56- مظفری
57- خواجه جاگیران (خواجه گیر)
58- بنه احمد 
59- سیاه کون (سیاهکان/سیاهمکان)
60- باباحسینی (باباحسنی) 
61- کاه زرد(گاه زرد / گه زرد)
62 - بوالفتح 
63- گادار(گاودار)
64- امام حسن
65- حصار
66- چاه تلخ 
67- کرّه (گُرّه)
68- کزلوری(گزلوری)
69 - کربه(گربه)
70- بیدو
71- اسفندیار
72- باسطی 73- مال شیخ (شیخ زنگی؟)
76 - بندر دیلم 
... چند قریه مسمی به بلوک لیراوی که قریب بحر العجم (خلیج فارس)و آبش از باران است.صص 92تا 93


نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بزرگداشت استاد جواد صفی نژاد

تاریخ:یکشنبه 6 مهر 1393-04:44 ب.ظ



انجمن ایرانی تاریخ با همکاری اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می کند: جستجو در آب و خاک: بزرگداشت استاد جواد صفی نژاد 8 مهرماه 1393

جستجو در آب و خاک

بزرگداشت استاد جواد صفی نژاد



نشست تخصصی بررسی احوال و آثار استاد جواد صفی نژاد  (لر پژوه بزرگ کشور)


با سخنرانی:



عمادالدین شیخ الحکمایی

جلال الدین رفیع فر

غلامرضا امیرخانی
رضا یکرنگیان

 عطا طاهری



با مراسم شعرخوانی خانم حمیرا محب علی در وصف استاد صفی نژاد


و پخش مستند «زنده ام به جستجو» به کارگردانی منوچهر مشیری 

 


زمان: سه شنبه  8 مهر 1393 ساعت 15:30- 18


مکان: سالن همایش های کتابخانه ملی

 برخی آثار :

لرهای ایران 

عشایر مرکزی ایران 

تحلیل و بررسی اسناد روستایی و عشایری 2جلد 

بنه 




نوع مطلب : مشاهیر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جره و بالاده در دایره المعارف بزرگ اسلامی

تاریخ:شنبه 5 مهر 1393-10:36 ق.ظ

جِرِه‌ و بالاده ، بخشی‌ در جنوب‌ شهرستان‌ كازرون‌ در استان‌ فارس‌. از شمال‌ به‌ بخشهای‌ مركزی‌ و خشت‌ و كَمارَج‌ * در شهرستان‌ كازرون‌، از مشرق‌ به‌ بخشهای‌ كوهْمَره‌ و ارژن‌ در شهرستان‌ شیراز، از جنوب‌ به‌ بخش‌ فراشبند در شهرستان‌ فیروزآباد، و از مغرب‌ به‌ بخش‌ مركزی‌ شهرستان‌ دشتستان‌ (در استان‌ بوشهر) محدود می‌شود و مشتمل‌ است‌ بر سه‌ دهستان‌ فامور در شمال‌ و مشرق‌ (به‌ مركزیت‌ آبادی‌ نرگس‌زار)، جره‌ در مشرق‌ و جنوب‌ (به‌ مركزیت‌ آبادی‌ جره‌)، و دادین‌ در مغرب‌ (به‌ مركزیت‌ آبادی‌ دادین‌ علیا). مركز بخش‌، شهر بالاده‌ است‌. دریاچه پریشان‌ * در شمال‌ بخش‌ قرار دارد.
ادامه مطلب

نوع مطلب : تاریخ جنوب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لیراوی ها در شهرستان کیار

تاریخ:چهارشنبه 2 مهر 1393-04:29 ب.ظ

شهرستان كیار در۳۵ كیلومتری مركز استان ،شهركرد ودر منطقه كوهستانی زاگرس قرار دارد .این شهرستان در مركز استان چهار محال وبختیاری واقع واز شمال باشهرستان های شهركردوفارسان، از جنوب با شهرستان لردگان ،از شرق با شهرستان بروجن واز غرب با شهرستان اردل همسایه می باشد . مركز شهرستان كیار، شهر شلمزارمی باشد.این شهرستان بین طول جغرافیایی ۵۰ درجه و۲۵ دقیقه تا۵۱ درجه و۸ دقیقه وعرض جغرافیایی ۳۱درجه و۳۸ دقیقه تا ۳۲ درجه و۱۰ دقیقه قرار گرفته است .ارتفاع شهر شلمزار(مركز شهرستان)از سطح دریا۲۱۳۰ متراست واین شهرستان مساحتی بالغ بر ۱۶۶۰ كیلومتر مربع دارد. شهرستان كیار دارای شرایط جغرافیایی وكوهستانی ودارای آب وهوای سردكوهستانی وتابستان های معتدل می باشد.از قله های معروف آن می توان كوه كیار وسبزه كوه را نام برد .


 شهرستان كیار كه با مصوبه هیئت دولت در سال ۱۳۸۶ و با تجمیع بخش ناغان وبه مركزیت شهرشلمزار تشكیل شد وجزء شهرستان های هفت گانه استان و

دارای دو بخش مركزی (شامل دهستان های كیار شرقی،دستگردامامزاده وكیار غربی ) 

وبخش ناغان (شامل دهستان های ناغان ومشایخ) می باشد
كه دارای جمعیت عشایری،روستایی وشهری میباشد. 

مهندس امید سهرابی از محققان جوان این شهر ستان در خصوص لیراوی های ساکن در منطقه مشایخ از این شهرستان مطالب ارزنده ای را در وبلاگ چهراز قرارداده که در این جا به خوانندگان وبلاگ لیراوی تقدیم می شود: 

نگاهی به تاریخ مشایخ و چهراز
منطقه مشایخ و چهراز در اسناد قدیمی که شخصاً مشاهده کردم ، از اعمال کوره اصفهان و جبال عراق عجم معرفی شده است. این منطقه در چند سده اخیر از روستاهای پشتکوه  بشمار آمده است. منطقه پشتکوه که از چند جهت (از جنوب ، شمال ، شرق و غرب ) در پشت و عقب چندین کوه واقع شده است و در جوار منطقه میانکوه قرار دارد ، گاهی قلمرو آن محدود به دشتک ، الیکوه ، کاج ، بهشت آباد و اردل بوده و در برخی منابع و اسناد به منطقه ای وسیع اطلاق شده است که از دوآب صمصامی تا سبزه کوه  ، از دامنه های شمالی کوه گره تا دیناران را شامل  می شود. 

یکی از گروههایی که در این منطقه سکنی دارند ، مشایخ یا «شیخون» هستند. مشایخ  اصطلاحاً به سه گروه از سادات اطلاق می شود:

1- سادات سید صالح که در روستاهای گل سفید ، دوپلان ، رحیم آباد ، اسلام آباد ، فیروز آباد ، بره مرده ، جوزستان ، پوراز ، برنجگان ، گاوتوت ، باجگیران ، دهنو ، جغدان  و چهارطاق ساکن هستند.
2- سادات شاهپوری که در روستای دورک اناری ساکن هستند و سکونتگاه اولیه آنان  جوار امامزاده شهپیر در جنوب شرقی دهدز بوده است.
3- سادات مونگشتی  یا سادات موسوی که سکونتگاه اولیه آنان دامنه های شمالی کوه منگشت بوده است و جزو سادات موسوی ساکن در دنباله رود در منطقه دهدز بودند و در روستاهای آبشار ، معدن ، دره بید ، دره عشق ، دره یاس و... ساکن هستند.
گروهی از سادات حیات غیبی    نیز در روستای جوزستان ساکن هستند که معتقدند از مناطق لرستان مهاجرت کرده و در منطقه ساکن شدند. 

علاوه بر سادات گروههای دیگری نیز در این منطقه ساکن هستند که مهمترین آنها عبارتنداز:

شالوها ، اورکها و...

شالوها که به اولاد «الفاطی » (افلاطون ) شهرت دارند بیش از 240سال پیش به این منطقه مهاجرت کردند و در روستاهای گل سفید ، چهارطاق و باجگیران سکونت دارند.(در بخش اول خاطرات در باره چگونگی ورود آنها به این منطقه سخن گفته شد.) 

اورکها عمدتاً به دو گروه لیراوی و سخندری تعلق دارند. 

در حقیقت گله داران اورک     بودند که برای چرای دامهای خود به منطقه مشایخ می آمدند و به مرور جزو مشایخ محسوب شدند.

سخندری ها در روستای « گاوتوت» 

و لیراوی ها در روستاهای « تخته چوب » ، « اوگه لور»  ، و « بره مرده » سکنی داشته یا دارند. 


 

ادامه مطلب

نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نگاهی اجمالی بر بخش جره- بالاده کازرون

تاریخ:چهارشنبه 2 مهر 1393-02:05 ب.ظ


                                            

                                                                                     نمایی از شهر بالاده-عكاس:مجیدجعفری

  بخش جره _ بالاده در میان دنباله های كم ارتفاع سلسله جبال زاگرس قرار گرفته كه شاخه ای از این رشته كوه در شرق فامور از كوهمره سرخی و كوهمره نودان و شاخه ای دیگر از این رشته كوه دشت سر مشهد را از منطقه ی دشتستان بوشهر تفكیك می نماید و منطقه از نظر اقلیمی متنوع و حاصلخیز و با وسعت 1570 كیلو متر مربع و ظاهرا سندی كه از این منطقه نام برده فارسنامه ناصری می باشد كه به تفصیل این چنین بیان می كند : بلوك جره در اصل گره بوده و چنانچه گفته اند : (( برو از خطه ی شیراز و گشایش مطلب __ ز آنكه از زیر گره دارد و از بالا بند )) گره منظور از جره بلوك جره و بند   منظور از بند امیر در شمال شیراز است و دارای چندین قصبه می باشد. كه معروفترین قصبه اشفاقان كه همان جره است و باغدشت جنوب اشفاقان مزرعه نصر آباد كه حریم باغدشت از موقوفات مدرسه منصوریه شیراز است و بالاده دو فرسخ میانه شمال و مغرب اشفاقان است.

موقعیت جغرافیایی:

  
بخش جره _ بالاده در شرق و جنوب شرقی شهرستان كازرون واقع و بر روی طول جغرافیایی 38/51  قرار گرفته و در عرض 37/29 و ارتفاع  آن از سطح دریا 820 متر می باشد كه حدود اربعه  آن عبارتند از: از شمال: به كوهمره نودان و شهرستان كازرون و شرقا: به كوههای سر به فلك كشیده كوهمره سرخی از شهرستان شیراز از جنوب : به شهرستان فراشبند از توابع فیروز آباد . از غرب : به بخش تنگ ارم  دشتستان استان بوشهر و قسمتی از بخش خشت و كنار تخته محدود می باشد.
این بخش دارای 92 پارچه ده و دهكده كه جمعیتی بالغ بر 45000 نفر و خانوار می باشد كه از    چارطاق بالاده-عكاس:مجید جعفری   
این تعداد 5500 نفر در مركز بخش سكونت دارند . 
  از نظر تقسیمات به 3 دهستان به نامهای دهستان جره  فامور و دادین تقسیم می شود   
 كه روستاهای دهستان جره عبارتند از:
جره _ جدول تركی _ تل ابیض _ بیكوه _ تل گاو _ زرین كویه _ ایلان _ قصر علی 
بید كان _ تل بیدكان _ حسن آباد سفلی _ حسن آباد علیا _ خرمزار _ گیخ _
 جوالیقان _ كانرود _ نرگسی
شیب تنگ _ گود گاه _ سه بیس _ سیریزجان _ ابوالحسنی _ شاملو _ پریزاد لو _ بلبلك 
بید زرد _ كتخفر 
اسد آباد _ باغدشت _ محمد آباد _ بلوچ _ بكك _ رباطك _ والی آباد _ ولید آباد _ آبكنارو و 
آب نیك
روستاهای دهستان دادین عبارتند از :
_ شاه منظر _ مركزی _ سراب خشك _ اولاد چلكو _ علی آباد موصلو _ كنار مكتب
یاندرانلو _ حشمت آباد _ یوسف آباد _ خانقلی آباد _ رضا آباد _ جواد آباد _ عرب دادین _ رود 
بال _ لته كوه _ سه تلان 
سر مشهد _ تل سامان  و حسین آباد 
  روستاهای دهستان فامور عبارتند از :
  ملا اره _ كنار خشك _ نرگس زار _ قلعه نارنجی _ عرب فامور _ سی سختی _ قلعه میرزایی قلات نیلو _ هلك _ پریشان _ ده پاگاه _ مهبودی علیا _ مهبودی سفلی _ اسلام آباد جروق _ تنگ گاو _ درونك _ سرطاوه كشاورزی_  كوشك باقری _ بیخك.


 تقریبا بك سوم از جمعیت این بخش عشایری و مابقی روستایی و ساكن می باشند . تكلم این دیار به زبانهای فارسی محلی(لری) _ تركی _ عربی  و كوهمره ای می باشد و كلا منطقه را سلسله كوههای زاگرس محصور نموده است و چند رشته كوه این دهستانها را از هم تفكیك می نماید كه این عوامل طبیعی باعث تغییرات و دگر گونی هایی در آب و هوای منطقه شده به طوری كه دهستان دادین دارای آب فراوان و چشمه ساران و زمینهای حاصلخیز و قسمتی از این دهستان به نام سر مشهد كه دارای زمین های مسطح و مراتع فراوان اما فاقد آب كه كشاورزی در آن بصورت دیم می باشد این محل قشلاق عشایر می باشد و دهستان جره دارای رود خانه ای بزرگ و زمین های حاصلخیز و باغات فراوان و آب. رود خانه ی جره به دالكی می ریزد و از آنجا به خلیج فارس جریان می یابد و دهستان فامور به علت دارا بودن دریاچه ی شیرین پریشان كه یكی از موهبات الهی می باشد دارای طبیعتی زیبا و منطقه ای توریستی و زمینهای حاصلخیز كه اكثرا به وسیله ی حفر چاه و تلمبه آبیاری می گردند و قسمتی از این دهستان معروف به جروق كه مردم با اراده و سختكوش كه به لهجه ی خود ( كوهمره ای ) صحبت می كنند و دارای ییلاقی خوش آب و هوا می باشند  كوههای بخش جره و بالاده و جنگل های پراكنده همچون درخت سدر (كنار) كه به وفور یافت می شود و بادام تلخ و پسته ی كوهی ( بن كولخونگ) پوشانده است  

  سیمای اقتصادی :
    

    1: كشاورزی: سه دهستان به علت شرایت آب و هوایی و سیستم خاك آنها دارای كشاورزی متفاوتی می باشند.   الف ) دهستان جره: كه در مركز بخش واقع گردیده و به علت آب جاری كه از رودخانه ای كه از وسط دهستان می گذرد دارای زمین های مناسب برای كشت گندم_ جو_ پیاز _ سیب زمینی – كه عمده ترین محصولات آن پیاز و سیب زمینی است كه سالانه مقدار قابل توجهی از آن صادر می شود . ب ) دهستان داد ین: به علت چشمه سار های فراوان و زمین های حاصلخیز برای كشت شلتوك (برنج كاری) مناسب و علاوه بر این گندم – جو -  خیار سبز _ كدو _ بادمجان _ و سیب زمینی هم كشت می شود و بخشی از این منطقه به نام سر مشهد به علت عدم وجود آب كافی به صورت دیم كشت و زرع می نمایند. ج ) دهستان فامور: اكثرا به علت وجود دریاچه پریشان در آن مبادرت به حفر چاه و احداث تلمبه نموده اند و بیشتر كشاورزی آنها عبارتند از : خیار سبز _ سبزیجات _ گوجه فرنگی _ فلفل سبز. ماهی گیری یكی دیگر از منابع درآمد ساكنان آن می باشد . 2 دامداری و دامپروری : این بخش به علت وجود كوهستان های سرسبز و مراتع فراوان خدادادی و دشت و به دلیل بارش نسبتا كافی در طول سال در این ناحیه مراتع قابل توجهی بخصوص اواخر زمستان و اوایل بهار توجه عشایر را به طرف خود جلب می كند و دامداری به صورت سنتی اداره می شود و مطابق آمار ارائه شده در این بخش حدود 500 هزار بز و گوسفند و حدود 20 هزار راس گاو كه تقریبا سالانه حدود 20 هزار تن گوشت قرمز تولید می كنند و برای مردم منطقه در آمد نسبتا خوبی می باشد 3 ) باغات:از آنجائیكه پیامبر اكرم (ص) و ائمه ی اطهار به خصوص حضرت علی (ع) علاقه ی شدیدی به كاشت خرما داشته  و هم در آیات و روایات  هم سفارش بسیار شده مردم منطقه به تبعیت از بزرگان دین مبادرت به كاشت نخل نموده اند كه خرمای منطقه به خصوص روستای جدول تركی از شهرت خاصی برخوردار است و زبان زد خاص وعام است و می توان ادعا كرد كه بهترین خرما در ایران می باشد و به طور كلی جهت سوغات خریداری شده و به سراسر ایران و حتی خارج فرستاده می شود . صنایع دستی : زنان عشایر منطقه با آن تبحر و زبر دستی هم دوش مردان خود جهت تامین نیازهای زندگی خود به كارهای سختی همچون قالی بافی _ جاجیم بافی _ گلیم بافی مبادرت می ورزند كه هم صادر می شود و هم شهرت جهانی دارد . سیمای فرهنگی :اقدام برای با سواد كردن فرزندان این دیار محروم و مظلوم به دلایل موقعیت خاص جغرافیایی  روستاها و عشایر و عدم وجود امكانات آموزشی و سیاستهای غلط رژیم ستم شاهی كه قصد انزوا و كشاندن روستائیان و عشایر و عظیمت آنها به گوشه ی شهر ها و اجرای سیاستهای مصرفی اربابان خود دارای سابقه ی طولانی می باشند اگر چه كسانی بودند كه دارای مكنت مالی و معنوی بودند و برای با سواد شدن فرزندان خود چه از   طریق دعوت از ملا های با سواد از مناطق دیگر و یا فرستادن فرزندان خود به مكتب خانه و یا اعزام آنان به شهر ها از هیچ كوششی دریغ نمی كردند اما باید اذعان نمود كه خستین روزنه های علم و دانش باعزام معلمان عشایری وبر افراشته شدن چادر های سفید به نام مدرسه عشایری گشوده شدند.
اما آن هم گره گشای مشكلات آموزشی در همه ی مقاطع تحصیلی نبود بطوری كه اكثریت فرزندان روستاها و عشایر فقط تا پایان دوره ی ابتدایی تحصیل می كردند اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری زعیم عالیقدر امام خمینی (ره) مشكلات آموزشی این خطه همچون سایر مناطق كشور تا حدودی مرتفع گردید تا جایی كه در سال تحصیلی 61_ 60 جهت هدایت و پیشرفت آموزش و پرورشی نمایندگی اداره در مركز بخش دایر گردید و به مدت 10 سال به فعالیت خود ادامه داد كه با افزایش جمعیت دانش آموزی و توجه بیدریغ مسئولین دلسوز و خدمتگزاران مخلص در سال 71_ 70 آموزش و پرورش این منطقه از شهرستان كازرون جدا شد و به صورت مستقل هدایت بیش از 11 هزار نفر از فرزندان این دیار محروم را در همه ی مقاطع تحصیلی بر عهده گرفت و با عنایت ویژه ی مسئولان آموزش و پرورش منطقه هر روز شاهد امكانات آموزشی مناسبی در اكثر روستاهای دور افتاده هستیم و با گسترش امكانات آموزشی عده ی كثیری از جوانان كه تحصیلات متوسطه خود را به پایان رسانده اند به مراكز عالیه راه یافته اند  تعداد قابل ملاحظه ای هم تحصیلات عالیه را طی كرده اند و به زاد گاه خود بازگشته اند و هر كدام به نحوی در رفع مشكلات كشور و منطقه می كوشند  كه حتی به سطح وزارت هم راه یافته اند و پزشكان _ مهندسان _ دبیران _ معلمان _ جهاد گران _ پاسداران _ كارمندان مختلف این منطقه خود گواهی است بر این مدعا كه الحمد الله میرود كه منطقه از نیروی انسانی به خد كفایی برسد 
گلزار جره-عكاس:مجید جعفری


اماكن متبركه : 


     امامزاده سیدكمال الدینامام زاده ها و آثار و ابنیه ی تاریخی چندی در جره و بالاده وجود دارد كه هر كدام برای خود افسانه ها و حكایتهایی از گذشته ی تاریخ اسلامی و باستا نی دارند كه تعدادی از آنها به شرح زیر می باشد: 1-امام زاده سید كمال الدین كه در قسمت غربی شهر بالاده قرار دارد كه گلزار شهدای عزیز مركز بخش در جوار آن قرار دارد 2- امام زاده پیر علوی واقع در شرق روستای جره می باشد كه مورد احترام اهالی منطقه می باشد و طبق اظهار بعضی از زائران افراد مریض را شفا و حاجتشان را روا داشته است . 3- امامزاده سید حسین در جنوب غربی روستای ابو الحسنی واقع گردیده است .4- شاهزاده محمد واقع در شرق روستای جوالیقان و امامزاده سید محمد در روستای سر مشهد .


امامزاده سیدكمال الدین بالاده-عكس از:داراب امیری

















  آثار تاریخی :
 آثار تاریخی چندی در منطقه وجود دارد كه مهمتر از همه یكی از آثار باستانی آتشكده بهرام كور  از دوره ی ساسانیان معروف به چهار طاق است و همجوار با آن تپه ای است در وسط رودخانه معروف به تل منظری ( منطر بانو دختر یا همسر بهرام بوده است) در شرق بالاده قرار دارد و آثار تاریخی گل اندام كه متعلق به زمان بهرام گور در غرب روستای تل گاو و هفت خان واقع در روستای گیخ و قلعه بیگی در روستای نرگسزار متعلق به قبل از دوره ی ساسانیان و نقش بهرام گور در دامنه ی كوهی واقع در روستای سر مشهد حك گردیده است


 حضور در صحنه های انقلاب و مصاف با دشمنان بعثی:
 مردم شهید پرور منطقه هم دوش و همگام با سایر آحاد ملت غیور و سلحشور ایران اسلامی برای پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی و همچنین دفاع از حریم مقدس سرزمین كشورشان از هیچ كوششی دریغ نكردند بالاخص جوانان و نو جوانان متدین و مخلص این دیار به ندای امام راحل لبیك گفته و به جبهه ی حق علیه باطل یورش بردند  كه در این راستا 80 نفر شهید تقدیم انقلاب نمودند . روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.
 
ادارات و مراكز دولتی كه در مركز بخش به امر خدمت رسانی و رفع مشكلات به مردم محروم منطقه مشغولند عبارتند از:آموزش و پرورش _ شهر داری بالاده _ بخشداری _ سپاه پاسداران _ جهاد سازندگی _ خدمات كشاورزی – منابع طبیعی _ مخابرات _ پست_ اوقاف – خانه ی بهداشت _ بانك كشاورزی و صادرات _ ثبت احوال _ پاسگاه نیروی انتظامی _ دادگاه عمومی _ آبفای روستایی _ آبفای شهری _ شركت گاز.

*به نقل از كتاب برنامه آموزش و پرورش جره بالاده-سال تحصیلی87-86-به اهتمام آقای قدرت اله شمیرانی و همكاران
*تایپ و طراحی جهت درج در پایگاه: آقای علی حاتمی-دانش آموز سوم دبیرستان شهید جهانزیر دهقان(همكار افتخاری پایگاه )


نوع مطلب : تاریخ جنوب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کهن دیارم جره و بالاده

تاریخ:چهارشنبه 2 مهر 1393-01:08 ب.ظ


منصور طبیعی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در شیراز کتاب «خشت و کمارج گذرگاه خلیج فارس» را جدیدترین اثر چاپ شده در بنیاد فارس‌شناسی دانست و اظهار کرد: بنیاد فارس‌شناسی چهار کتاب جدید را در دست چاپ دارد.

وی با بیان اینکه کتاب روز شمار انقلاب اسلامی در فارس، خوان خنده، قصه‌های مردم فارس و کهن دیارم جره و بالاده چهار کتاب در دست چاپ بنیاد فارس‌شناسی هستند، تصریح کرد: همه مراحل چاپ کتاب «روز شمار انقلاب اسلامی در فارس»  انجام شده و منتظر تامین اعتبار مالی برای چاپ نهایی است.

رئیس بنیاد فارس‌شناسی با اشاره به تالیف کتاب «خوان خنده» با همکاری دانشگاه جهرم، افزود: این کتاب که فرهنگ تعبیرها و عبارت‌های طنزآمیز متداول در لهجه شیراز است و کارهای تایپ و ویرایش آن انجام شده و در مرحله دریافت مجوز برای چاپ نهایی است.

وی از تالیف کتاب «قصه‌های مردم فارس»  توسط ابوالقاسم فقیری خبر داد و گفت: تمام مراحل چاپ این کتاب انجام شده و در انتظار مجوز چاپ است.

طبیعی افزود: کارهای اولیه چاپ کتاب «کهن دیارم جره و بالاده»  انجام شده و برای بررسی نهایی برای اساتید بنیاد فارس‌شناسی فرستاده شده است.

وی با بیان اینکه  95 درصد کار تالیف کتاب جامعه شناسی در مورد شهرستان استهبان نیز انجام شده، اظهار امیدورای کرد که در سال 93 کار تالیف آن به پایان برسد.

رئیس بنیاد فارس شناسی تصریح کرد: بنیاد فارس شناسی کتابی نیز درباره فسا و فساییان در دست تالیف دارد.



نوع مطلب : معرفی کتاب  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بازنامه ناصری به کوشش دکترهیبت‌الله مالكی

تاریخ:چهارشنبه 2 مهر 1393-01:01 ب.ظ

معرفی کتاب

کتاب بازنامه ناصری نوشته تیمور میرزا حسام‌الدوله همراه با تصحیح، مقدمات، ‌تعلیقات و توضیحات هیبت‌الله مالكی منتشر شد.
مقدمه: دریای بی‌كران ادبیات فارسی آن‌قدر گسترده و عمیق است كه كم‌تر دُرِ معنی می‌توان یافت كه در قالب صدف‌های آن یافت نشود؛ در این میان نثر فارسی عرصه ای فراخور برای معرفی شیوه ی شكار، چگونگی تربیت پرنده های شكاری دست آموز شاهان و آموزش شكار دارد و این نكته سبب شده كه از دیرباز به دستور پادشاهان، ‌بسیاری از اهل قلم آثاری بنویسند كه در اصطلاح نثر فارسی به آنان «بازنامه»، «صیدنامه»،‌ «‌شكره‌نامه»‌،‌ «رساله فی‌الصید» و... می‌گفته اند.

کتاب بازنامه ناصری، چنانکه از نامش پیداست، در روزگار ناصرالدین شاه قاجار، به سال 1284 قمری به قلم تیمور میرزا حسام‌الدوله فرزند حسینعلی میرزا فرمانفرمای فارس نوشته شده است.
بازنامه کتابی است در شناخت انواع پرندگان شکاری و دیگر پرندگان و چگونگی آموزش این پرندگان و بررسی بیماری‌ها و بالاخره چگونگی تیمار و معالجه امراض آنان شاهزاده تیمور میرزا که خود از سال‌های آغازین کودکی و نوجوانی به شکار و شکارچی‌گری بیش از حد معمول دل بسته بود و به همراه قوشچیان پدرش به پرورش پرندگان شکاری پرداخته بود در روزگار تبعید به عراق و اقامت در شهر بغداد و نجف و کربلا، فارغ از دغدغه حکومت و گرفتاری‌های ریاست، همواره به مطالعه شکارنامه های پادشاهان گذشته مشغول بود و آنچه را در کتاب‌های گذشتگان می‌دید. خود نیز عملاً تجربه می‌کرد.

تیمور میرزا در تهران، به فاصله سال‌های 1279 تا 1284 قمری کتاب بازنامه را نوشت و به نام ناصرالدین شاه «بازنامه ناصری» نامید.

قدمت این گونه آثار در فرهنگ ایرانی و حتی غیرایرانی بسیار است، تا آن‌جا‌كه برخی اولین بازنامه‌نویس را جمشید پادشاه اسطورهای ایرانی می‌دانند؛ هرچند علی غروی در «تاریخ مختصر بازنامه‌نویسی»، اولین بازنامه‌ها را منسوب به بقراط، جلینوس و جاماسب می‌داند. پژوهش‌گرانی دیگر  نیز اولین بازنامه را مربوط به دوران انوشیروان پادشاه ساسانی و به قلم بوذرجمهر می‌دانند.

یكی دیگر از دوره‌های توجه به بازنامه‌نویسی را باید،‌ زمان ناصرالدین شاه قاجار دانست. علاقه‌ی مفرط شاه به شكار و تربیت پرندگان شكاری و اهمیت یافتن«قوشخانه‌ی سلطنتی» در زمان او سبب شد كه نویسندگان متعددی چون محمد حسین حسینی كرمانی شیرازی در «انیس‌الامرا» و جمال‌الدین میرزا در «شاهبازنامه» به این نوع ادبی توجه كنند.

یكی دیگر از بازنامه‌ها‌ی مهم این دوره، «بازنامه‌ی ناصری»‌ نوشته‌ی تیمور میرزا حسام‌الدوله است كه تا سال 1284ه.ق نگاشته شده است. این اثر كه هم از نظر شیوه‌ی نثر فارسی و هم از منظرهای تاریخی و اجتماعی و حتی پرنده‌شناسی و طب پرندگان مهم است، ‌پیش از این در هندوستان منتشر شده است و اینك به همت هیبت‌الله مالكی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی فیروزآباد تصحیحی نیكو یافته و همراه با مقدمات، ‌تعلیقات و توضیحاتی در آشنایی با نویسنده، دوستان او و هم‌چنین سبك كتاب و محتوای آن منتشر شده است.

بازنامه ناصری به همت مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس و بنیاد فارس شناسی در 280 صفحه با شمارگان 1000 نسخه در اسفندماه 1390 توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران با همراهی مرکز فارس و بنیاد فارس شناسی به زیور چاپ آراسته شده است.



نوع مطلب : معرفی کتاب  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کتاب خشت و کمارج گذرگاه تاریخ

تاریخ:چهارشنبه 2 مهر 1393-12:37 ب.ظ


کتاب خشت و کمارج گذرگاه خلیج فارس نوشته ایرج خسروانی از سوی بنیاد فارس شناسی
منتشر شد.
این کتاب به کوشش " ایرج خسروانی " توسط بنیاد فارس شناسی و با همکاری انتشارات ادیب مصطفوی  در تیراژ 1000 نسخه  چاپ و انتشار یافت .

خشت و كمارج در موقعیت سوق الجیشی و تسلط بر راه های  تجاری خلیج فارس از یك سو و وجود رودخانه ی شاپور و خاكی حاصلخیز از سوی دیگر، از دیر باز خشت و كمارج را به " بصره ی فارس" معروف كرده و همین عوامل زمینه را برای ورود به عرصه ی معادلات سیاسی فارس و گاه كشور فراهم نموده است.

خشت و كمارج  نام کتابی است که به کوشش ایرج خسروانی گردآوری شده است.

بنیاد فارس شناسی این اثر را با همکاری انتشارات ادیب مصطفوی در 344 صفحه وزیری، با شمارگان یک هزار نسخه در آبان ماه 1392 منتشر کرده است.

این کتاب   با همت آقای ایرج خسروانی دبیر محترم آموزش و پرورش منطقه خشت و کمارج به رشته تحریر در آمد و منتشر گردید .

 

این اثر که در شش فصل تدوین و تنظیم شده، حاصل سه سال تلاش و کوشش نویسنده است تا با وجود کمی منابع، گرد و غبار گمنامی را از چهره ­ی خشت وکمارج زدوده و تحولات آن را با تکیه بر اسناد و متون تاریخی و تحقیقات میدانی در ابعاد سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی مورد بررسی قرار دهد.

فصل نخست با عنوان جغرافیای طبیعی و تاریخی خشت، به موضوعاتی از قبیل؛ آب و هوا، آب­ها، پوشش گیاهی و زندگی جانوری، موقعیت، حدود و وسعت، روستاها، راه­ها، خشت و کمارج در سفرنامه­ ها، وجه تسمیه، پیشینه و تقسیمات کشوری می­ پردازد.

فصل دوم این پژوهش به تحولات اقتصادی خشت اختصاصی دارد. در این مبحث به نحوه‌ی مالیات­ گیری و عایدات خوانین خشت، قیمت و ارزش کالاها در منطقه، نقش راه‌ها در رشد تجارت، کشاورزی و دامپروری و تأثیر آن در معیشت مردم و بالاخره صنایع و معادن موجود در منطقه خشت و کمارج پرداخته است.

در این فصل در بخش­­های کشاورزی و دامپروری و آمار و ارقام مربوط به آن، از جهاد کشاورزی بخش خشت و کمارج و جهاد کشاورزی شهرستان کازرون کمک گرفته شده است.

فصل سوم به اوضاع سیاسی خشت و کمارج از زندیه تا انقلاب اسلامی پرداخته است،


 این منطقه اگرچه از لحاظ قدمت بسیار کهن است، اما از آنجا که از دوران زندیه به بعد نقش مردم و خوانین این منطقه در تحولات سیاسی فارس و فراتر از آن در متون تاریخی بصورت بارز، ثبت و ضبط شده بود، لذا نقطه‌ی عطفی شد تا آغاز این تحقیق از زندیه قرار گیرد. در این قسمت سعی شده با تلفیق خاطرات شفاهی سالخوردگان و آثار مکتوب باقی مانده، به نقش حکام و خوانین خشت در عصر زندیه و شورش­ها و برخوردهای آنان با حاکمان فارس در عصر قاجاریه و پهلوی پرداخته شود.

 فصل چهارم تحت عنوان اوضاع اجتماعی، به بحث درباره گروه­ها و قشرهای اجتماعی، بافت قومی، زبان، دین، نژاد، خوراک و پوشاک و مسکن، موسسات اجتماعی، جمعیت و ترکیب سنی آن بر اساس سرشماری­های مختلف می­ پردازد.

فصل پنجم نیز به معرفی ابنیه و آثار تاریخی منطقه خشت اعم از قلعه‌ها، کاروانسراها، آب انبارها، مسجدها، زیارتگاه‌ها و برج‌ها می‌پردازد.

در تهیه و تدوین مطالب این فصل از مساعدت اداره­ میراث فرهنگی شهرستان کازرون بهره گرفته شده است .

فصل ششم با پرداختن به آداب و رسوم، ترانه‌ها و اشعار محلی، شعرا و نویسندگان،‌ قصه‌ها و ضرب‌المثل‌های رایج منطقه، سعی دارد تا مخاطب را با کلیاتی از فرهنگ مردم خشت و کمارج  آشنا کند.

 ب



نوع مطلب : معرفی کتاب  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به یاد فرهیخته مرد جنوبی

تاریخ:دوشنبه 31 شهریور 1393-12:34 ب.ظ


مرتضی سراجی : درگذشت استاد حسن زنگنه پژوهش گر و خلیج فارس شناس نامی بوشهر را تسلیت گفت.


در این پیام آمده است:

از شمار دو چشم یک تن کم             وزشمار خرد هزاران بیش

 یاران سبز :سالها پیش، کمی بعد از حماسه دوم خرداد ۷۶ که تاریخ را برگ زرینی ورق زده شد او را همراه با دوستان تازه آشنایم-لاوری ، نکیسا ، شادروان کمالی ، رحیمی و عباسی -  ملاقات نمودم. در بین این جماعت همراه و همفکر، در مرحله  اول  موی سفید  او  بود.  ، ولی بعدها که کم کم آشناییم با این جماعت بیشتر و بیشتر شد از حیص  شخصیتی با این تکونام مرد بیشز و بیشتز آشنا شدم .شاید باور نکنید دُر مکشوف شده من گران بهاترین دُر کرانه خلیج همیشه فارس بود ؛ قیمتی نداشت که بتوان بدان قیمت گذاشت.در تخیل و اندیشه تازه شکوفه زده ام گنجینه ای پیدا و هویدا شده بود که زبان در باب آشنایی ایشان کم می آورد .  ارزش و بهای گنجینه ی مستور مانده در قفسه گرانبهای قلب زیبنده ی اکواریمی استاد حسن زنگنه مرا بدان داشت تا که بیشتر و بیشتر همنشین و تعلق خاطری به ایشان پیدا نمایم . انسانی رئوف ، مهربان ، خوش رو ، خوش یرخورد ، تاریخی زنده و سیار ، از سرزمین کهن دیار پارسیان ، ار بندری که عظمت و شوکت آن در ادوار و تاریخ گذشته ایران کهن بوم من مایه ی فخر و بالندگی مردمانی سخت کوش و جویای نام و نامدارانی همیشه مانا و جاودانه به مثل و مانند خلیج همیشه فارس شان بر پهنه گیتی با نام آوری و تجارت و سخت کوشی زبان زد همه ملل های پیشرفته دنیا در هر زمان بوده اند. و چه زیبا وقتی که در مجلسی اینچنین روایتگر ان تاریخ نادری چون استاد حسن زنگنه سییر و سلوک در تاریخ پر فراز و نشیب این بندر کهن را با گوش جان شیفته شنیدن می شدی ، گویا که تاریخ را در سی دی فشرده شده ای بوسیله دستگاه مرورگر دوباره به نظاره نشسته ای .استاد زنگنه مفاهیم جهانی را با زبان و گویشهای جهان در قالب انگلیسی به رشته ترجمان فارسی و محلی بوشهر به شکل بسیار زیبا و سلیس برای تعالی اهل فرهنگ و ادب باز می گشودی که ساعتها تلمذ در همنشینی او، تو را وقت کم می بود . همیشه خنده رو و خوش ذوق وخوش قریحه بود . او یکی از پدیده های نسل به شکوفه نشسته سالهای رنسانس گونه ما از  دهه  ۴۰ به بعد بود . استاد زنگنه وهمه آنانی که بعدها تاریخ ساز شدند .حاصل درد و رنج بیتوته نشینان مدرنیزاسیون تجدد خواهانه در بهاران پس از مشروطه بودند . استاد و یارانش هماره دستی بر فرهنگ و ادب این دیار  به خصوص ادیبات  معاصر داشته  و دارند .فراخنای ذوق و قریحه این رادمرد ترجمان خطه جنوب در دفتر یاد و خاطرات ما آنهم با قلم ناچیز امثال منی دل ریش ریش داشتن است ، ولی چاره چیست . در طول این سالها همیشه در پستوی تصمیم این رادمرد تجربه گران سنگ سالهای بحران و درد و رنج انقلابیون و آنگاه انگارشماری و در به دری فرهیخته گان و فرزان گان ایران زمین و دنیای ناشناخته و شناخته شده او که باب ترجمان این همه اثر تاریخی بوده  است .اسباب دور اندیشی  و تساهل و تسامح مرد فرنگ شناخنه به فرنگ نرفته ما شده بود که هماره باب نصایح و توصیه ای عالمانه برای تدبیر عقلایی برای منی که خود شیفته دانش اکتسابی حضرت استاد بودم شده بود، اگر هم سن و سالان و یا جویندگان علم و دانش و نحقیقات  در موطن  من کمی به خود زحمت  می داد ند  و  خاطرات و نوشته های این ستارگان پر فروغ علم و دانش را در این خطه در سالهای ۵۰ به بعد باز شناسی و باز خوانی  می نمودند  به بوشهری بودن خود افتخار می کردند  . شخصیتها  و نامهایی که بر قلل پر افتخار داستان نویسی  ، نویسندگی  ، شعر  ، ترجمه  و  تاریخ نگاری و تاریخ نویسی این استان می زیسته و درخشیده اند  همواره  افتخاری برای ایران و ایرانیان بوده اند . بنابراین می بینیم که چگونه بوشهریها در این کشور بنا به جمعیت و پهنای جغرافیایی خود حکایت گر رسنانسیون تاریخ معاصر ایران زمین  بوده اند .  جا دارد از آنانی که  از بین ما کوچیده اند به نیکی  یاد کرد که این عین  حسن اخلاق است . حال بیایید بخاطر گرامیداشت  فرهیختگان  استانمان بوشهر از بازماندگان این نسل به خوبی تقدیر و تشکر به عمل آوردیم .

استاد زنگنه در این  چند سال آخر کوهی از بارقه و امید بود که در مقابل مشکلات چون کوه یخینی  بیش نماند تا آنجا که قطره قطره ذوب شد تا آنگاه که جان به جهان آفرین تسلیم کزد و به دریا پیوست . در طول این سالها این فرهیخته نادر استان من نه تنها به فکر تجدد و اعتلای نام خلیج  همیشه فارس بود بلکه همواره در آرزوی اعتلای ایران بزرگ نیز بود ، در این راستا همزیستی عالمانه و همه جانبه را در پیوند با باورهای زیست بومی و مذهبی ایرانیان را خود تجلی دیگری بود تا جاهای  پبش  رفت که طعنه همراهان دیروز غبار غم آلود امروز ش در پی  بود ولی افسوس که در آرزوی عدالت و آزادی و پبشرفت و مساوات این آب و خاک بعد از ۶۵ سال جهد و تلاش با کوله باری از تجارت و آرزوهای به وقوع نپیوسته نا به هنگام  شمع جانسوز وجودش در واپسین روز جمعه  آخر شهریور به خاموشی گرایید . پس از سالها درد و رنج و مبارزه با بیماری سرطان هیچگاه از تلاش علمی باز نایستاد و همواره برای اثباط به همه دوستان و آشنایان توکل کردن به ذات احدیت را سرلوحه زیستن خود عنوان می نمود و از او فقط انتظار و امید داشت و همه دوستان را با ملاطفت خاص خودش به یکدلی و یکرنگی دعوت می نمود و حال جا دارد که ما از خود بپرسیم آیا این است راه و رسم احترام به بزرگان خود در پیشگاه تاریخ که ما پی گیر بوده ایم . ای کاش در واپسین روزها و لحظات سخت و جانکاه زندگی آن فرهیخته فرزانه به یک بار دیگر به فراست پاس داشتی دیگر برای تقدیر و نجلیل از آن یگانه ترجمان خلیج فارس استاد حسن زنگنه زنگار از تاریخ بر می گرفنیم .

تقدیم به روح پر فروغ شادروان حسن زنگنه و خانواده گرامی ایشان

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود                    داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود.



نوع مطلب : مشاهیر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ضبّاط و اعیان دشتى و دشتستانى

تاریخ:یکشنبه 30 شهریور 1393-03:09 ب.ظ

اسناد تاریخی خاندان غفاری گردآورنده:اصفهانیان، کریم و افشار، ایرج و غفاری، بهرام و عمران، علی  ناشر:  بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار محل نشر:تهران  سال نشر: ١٣٨۵

ص ٣۴۶


سرافكندگى احمد میرزا معین الدوله از خلعت نوروزى 
در مقابل دشتى و دشتستانى

پشت نامه مهر كوچك مربع به سجع «احمد» و خط شكسته نستعلیق بسیار خوش

قبله و امیدگاها بعد از آنكه مقتضى شود در حق احدى از چاكران از جانب اولیاى دولت اظهار مكرمتى شود مثل خلعت نوروزى و غیر آن، بهتر این است محلّ مأموریت و وضع خدمت مرجوعه را ملاحظه فرموده درخور آن مرحمتى مبذول شود.

رسم دولت علیه است كه مأمورین خدمت را محض تقویت و پیشرفت خدمت مرجوعه، سالى یك دفعه یا دو دفعه، به اظهار عنایتى امیدوار دارند.

یك سال متجاوز است كه اخلاص شعار از جانب دولت، به اقتضاى ولایت سرحدداران مأمور به خدمات عمده است، به قدرت و قابلیت خود قصورى در انجام خدمت مرجوعه به خود گمان ندارد. تقویت و اظهار عنایتى كه از جانب اولیاء دولت علیه به ظهور رسید، همین خلعت شب عیدى معمول است كه عالیجاه محمد ابراهیم بیك حامل بود؛ آن هم یك ثوب جبّۀ كرمانى بسیار نالایقى.

اخلاص شعار كه از جانب دولت به این ولایت و سرحد مأمور است، اگر بخواهد از جانب دولت علیّه به ضبّاط و اعیان دشتى و دشتستانى خلعتى بدهد، اگر جبّۀ كرمانى باشد هرگز قبول نمى‌كنند. خلعتى كه از جانب دولت به آنها داده و مى‌دهد، جبّۀ ترمۀ كشمیرى با شمشیر و کار و [كارد] طلا است.

٣۴٧ص

بعد از آنكه ملاحظه كنند، شأن حاكم ایشان در دولت این است، دیگرچه اطاعتى از او خواهند كرد. محض پیشرفت خدمات دولتى این جسارت را نمود و الاّ جبّۀ كرمانى هم براى اخلاص شعار زیاد است. زیاده جسارت مى‌كنم.



نوع مطلب : تاریخ جنوب 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درگذشت استاد حسن زنگنه

تاریخ:یکشنبه 30 شهریور 1393-08:54 ق.ظ

استاد حسن زنگنه درگذشت.(28شهریور1393 )

 خبری اندوهبار از مترجمی پرکار ، نامی که برابر پژوهش های خلیج فارس شناسی می باشد. چهره ی صمیمی که از اواخر سال 1388 با سرطان درگیر شد . چند ماه در مشهد_ نزد دخترش -  زیر نظر متخصصان به مداوا پرداخت . اردیبهشت 89 وقتی به بوشهر برگشت نویسندگان و اهل قلم بوشهر به استقبال و دیدارش رفتند . اما از چندی پیش دوباره خبر های ناگواری از حال استاد زنگنه به گوشمان می رسید . چندی پیش وقتی زنگ زدم منزلشان ، همسرش پاسخ داد و گفت : زنگنه حالش خوب نیست و نمی تواند صحبت کند و فردا می خواهیم او را برای درمان به مشهد ببریم . 
حسن زنگنه شوخ طبع و کریم و پرکار بود . بیش از 40 کتاب عمدتاً با محوریت خلیج فارس در  طول بیش از 20 سال تلاش مداوم (1393-1373) انجام داد. آخرین کاری که تمام کرده بود و آماده چاپ بود گزارش های دفتر سیاسی انگلیس در بوشهر مربوط به دوره پهلوی اول است که انتشار آن خدمتی بزرگ به تحقیقات بوشهر شناسی و مناطق و بنادر ساحلی خلیج فارس می کند . 
من به شخصه در پژوهش هایم استفاده بسیاری از حاصل زحمات استاد حسن زنگنه نموده ام و به عنوان یک شاگرد کوچک همیشه سعی می کردم قدر دان خدمات پر ارزش ایشان باشم و دلخوشی او نیز همین بود که توانسته باشد برای محققان و پژوهش های خلیج فارس شناسی گامی برداشته باشد. 
روحش شاد و یاد گرامی باد.


نوع مطلب : مشاهیر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لیراوی در جغرافیای کیهان

تاریخ:یکشنبه 23 شهریور 1393-09:16 ق.ظ

جغرافیای مفصل ایران - جلد 1


نویسنده: 

اولین مؤلف کتاب‏های جغرافیا به منظور تدریس در دانشگاه آقای مسعود کیهان بود که در سال‏های ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۲ جغرافیای مفصل ایران مشتمل بر سه بخش طبیعی، سیاسی و اقتصادی را در سه جلد تألیف کرد. جلد دوم این کتاب مربوط به جغرافیای سیاسی بود که با بیش از ۵۵۰ صفحه و ۲۸ نقشه و ۷۳ گراور در سال ۱۳۱۱ منتشر شد.

در این کتاب در آغاز پس از شرح سرحدات قدیم و مختصری از تاریخ جغرافیایی، حدود و ثغور امپراتوری مورد بحث قرار گرفته و سپس سرحدات کنونی ایران و در ادامه درباره نژاد، خط، مذهب و آداب و رسوم مردم ایران، ایلات و طوایف شناخته شده ایران بحث شده است. بقیه کتاب تحت عنوان طرز حکومت و تشکیلات مملکتی ایران، به جزئیات تقسیمات کشوری در آن زمان پرداخته است و جلد سوم ‏این کتاب‎ ‎مربوط به اقتصاد ایران است .

 لیراوی (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج )  2 شعبه ٔ دوم از طوایف کوه گیلویه ٔ ). (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 88 و89

لیراوی نیز به دو دسته لیراوی کوه و لیراوی دشت منقسم گردد و لیراوی کوه دارای تقسیمات کوچکی چون : طیبی ، یوسفی ، بهمنی ، شیرعلی و جز آن باشد. (از جغرافیای تاریخی غرب ایران ص 183.

لیراوی مرکب از چهل خانوار که در جره و فاسو[فامور] سکونت دارند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 84.)


دیلم . [ دِ ل َ ] نام یکی از بخشهای هفتگانه ٔ شهرستان بوشهر درشمال باختر شهرستان واقع و محدود است از شمال باختر به شهرستان بهبهان از خاور به بخش خشت شهرستان کازرون و از جنوب خاوری به بخش گناوه ، از باختر و جنوب به خلیج فارس ، هوای بخش گرم مرطوب و شغل اهالی بخش زراعت و باغبانی و صید ماهی و باربری دریائی است . این بخش از یک دهستان بنام لیراوی تشکیل شده مجموع قراء و قصاب آن 36 و نفوس در حدود 12900 تن و قراء مهم آن عبارتند از: بابا حسنی شمالی و جنوبی ، حصار ،گربه ، عامری، گزلوری ، گاوزرد ،احمد حسین مال سنان و بویر ات . مرکز بخش و دهستان بندر دیلم است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7).



نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طایفه و ناحیه لیراوی

تاریخ:شنبه 22 شهریور 1393-08:11 ق.ظ

لیراوی نام یک طایفه و ناحیه در کناره ی خلیج فارس با بیش از 700 سال تاریخ روشن می باشد و بلوک لیراوی به طور کامل در شهرستان دیلم (استان بوشهر ) واقع شده است.

 لیراوی در قرن هشتم هجری از طوایف مشهور لر بزرگ و دارای دوبخش لیراوی بالابند و دشت لیراوی بوده. نخستین شخصیت تاریخی آن شیخ محمود لیراوی در سال 793 توسط شاه منصور آل مظفر حکومت قلعه گل و قلعه گلاب - زیدان و بندر مهروبان را به دست گرفت(مثلثی که حدود جغرافیایی دشت لیراوی را تعیین می کند). 
لیراوی ها در طول 700 -800 سال اخیر نقش برجسته ای در تاریخ ایران زمین داشته اند مانند امیر جلال الدین مسعودشاه لیراوی [867تا896] سرخیلی لشکر قراقوینلوها و امارت دیوان اغوزی آق قویونلو ها (سر لشکریی) را برعهده داشت و در شمار "امرای کبار" فارس بود. 
لیراوی های ساکن در بالابند(کوه) به ایلات بهمئی ، طیبی ، خدری ، شیرعالی ، یوسفی و ... و در دشت لیراوی(دامن بند) نیز به ایلات خضری ، باباحسنی ، خواجه گیری ، اکبرغالبی ، چاه تلخی ، کاوی ، احمد حسینی ، بوالفتحی ، بویراتی ، گرّه ای و ... تقسیم می شوند. 
پراکندگی و سکونت گاه های طوایف لیراوی پیش از صد ساله اخیر :
استان بوشهر ؛ علاوه بر دهستان های لیراوی در شهرستان دیلم در شهرستان بوشهر بلوک انگالی (هفت جوش و حیدری ) دشتستان : سعدآباد ، شبانکاره، در تنگستان (خضری تنگستانی مشهور به خذرو). 
استان فارس روستاهای سیف آباد و بالاده از بخش جره کازرون ، روستای بورکی در بخش خشت . 
استان چهارمحال و بختیاری روستای لیرابی در شهرستان اردل.
استان خوزستان شهرستان های باغملک و رامهرمز (بهمئی ها ). 
استان کوه گیلویه و بویر احمد شهرستانهای بهمئی ، گچساران و دهدشت (ایلات منشعب از لیراوی مانند: طیبی ، بهمئی و...).
از چند شخصیت تاریخی لیراوی در میانه سالهای 800 تا 900 هجری در منابع تاریخی اشاراتی پر افتخار دیده می شود که در فرصتی دیگر به آنها پرداخته خواهد شد. 


نوع مطلب : لیراوی شناسی  

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :42
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo