نقد و نظر ارسالی از مخاطبان وبلاگ لیراوی

سه شنبه 25 تیر 1398 10:49 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


 نویسنده : مسعود رحیمی دبیر تاریخ بهبهان : تیرماه 1398

با سلام دوباره خدمت اقای خلیفه عزیز .
ماجرای طوایف مهاجر و اتابکان لر بزرگ از جمله جالب ترین مباحث تاریخ لر هست که کمتر بهش پرداخته شده
به طور کُلی از شواهد و قرائن میشود اینگونه تفسیر کرد که سرزمین لر بزرگ در گذشته به طور گسترده توسط قبایلی به نام "شول" مسکون بوده
ضبط نام قبایل شول تا درگیری نهایی با اتابک هزار اسف ادامه پیدا کرده و از این تاریخ به بعد ساختار لر بزرگ وارد فاز جدیدی شد که امروزه به بختیاری ، کهگیلویه و ممسنی تقسیم شده.درواقع تحلیل تاریخ لر بزرگ میبایستی با پیشفرض بومی بودن شولان ادامه پیدا بکند
و اما بحث حول طوایف مهاجر
طوایفی که احتمالا مقارن حکومت هزار اسف از سرزمین شام به سرزمین شولستان ( با شولستان فارس قرون بعدی اشتباه نشود) رخنه کردند برخلاف اندیشه رایج در برخی تحقیق ها و دفترها نمیتوانند ریشه قومی کُردی داشته باشند
جدا از اینکه احتمالا چنین طوایف فاتح و غالبی باید حداقل اثار فرهنگی و زبانی اولیه کُردی خود خود بجای گذاشته باشند(که چنین نیست) ، وجود برخی نام های " پارسی " در طوایف مذکور خود حاکی از عدم ارتباط این مردم با کُرد زبان ها بوده . به طور مثال بررسی زبان شناختی نام خاص طایفه "کَمانکَشی" در این لیست دلیلی بر این ادعاست .
کمانکشی هرگز نمیتواند اشتقاق کُردی(به طور خاص تر کُرمانجی) داشته باشد ، به طور کلی ضفت کمانکش در میان مردم کُرد رواج چندانی ندارد و آنهم بنا به قاعده زبانی کُردی تبدیل میم میان واکه ای به واو تبدیل به کَوان میشود (مثل میهمان به میوان و...). "کَش" بن مضارع پارسی از کشیدن است ، در حالی که بن مصارغ کردی این فعل kish است . در نهایت شکل کُردی "کمانکشی" میباستی کِوانکیشی باشد که انهم رواج چندانی ندارد و به جای آن از صفاتی مانند tiravej (تیرانداز) و یا kevanjen (کسی که کمان میزد ، ژَن اسم فاعلی از مصدر ژنین) استفاده غالب دارند . در نهایت در قرن 7 هجزی وجود یک طایفه شامی کُرد زبان به نام کَمانکشی خلاف قواعد زبان شناسی است

بسیاری از محققین معتقدند این طوایف بنا به دلایلی نامعلوم(شاید تبعید) به شام رفتند و پس از مدتی با فراهم شدن اوضاع به ایران بازگشتند ، با توجه به اینکه از قدیم الایام بخش وسیعی از منطقه لر بزرگ توسط طوایف باستانی چون شول و کواراکان و غیره مسکون بوده نمیتوان بدون قید و شرط طوایف برگشتی به لر بزرگ را بومی همین منطقه دانست. اما کجا ؟ حدس و ظن برای این سوال کمی پیچیده است چرا که از این تبعید یا کوچ چیزی ضبط نشده است ، شاید بتوان حدس زد این قبایل قبل از هجرت به شام در فارس و و یا کرمان ساکن بودند . چنانچه ذکر نام کُردان(عشایر) از دوره ساسانی تا دوره اسلامی موجود است . دور از ذهن نیست برخی از این طوایف بنا به دلیلی نامعلوم به شام رفته باشند. گویش لُری جنوبی(بختیاری و کهگیلویه) پیوستگی خاص و عمیقی با گویش های لاری و کرمانی گرمسیری دارد ، زبان ایلی به نام کردشولی نگدر فارس نیز همینگونه ، به طور مثال یک ویژگی خاص این گویش ها استفاده از نشانه استمراری "ای" به جای "می" است که خاص این گویش هاست. به طور کُلی مقوله ای به نام زبان لری به نظر میرسد اجتماعی نامتقارن از چند گویش پارسی تبار باشد که به دلیل شکل گیری ناحیه ای به نام "لُر" در قرون اولیه اسلامی و جغرافیای مشترک طی گذشت قرن ها قومیت لُر را شکل داده است. بنا به همین موضوع تاکنون متر و معیار زبانشناسی که مرز مشخصی بین زبان لری و دیگر گویش های پارسی تبار مشخص کند ارائه نشده و بخاطر همین ابهام گاها گویش هایی مثل لکی(که اصولا جزوی از ایرانی شمال غربی است) و یا دشتستانی و غیره جزوی از لری محسوب میشوند . لری شمالی و لری جنوبی بیش از انکه از لحاظ ساختاری شبیه به هم باشند به همسایگان خود شبیه ترند ، چنانچه گفته شد لری جنوبی به طرز واضحی پیسوتگی عمیقی با گویش های فارس ،بوشهر و کرمان دارد


آخرین ویرایش: سه شنبه 25 تیر 1398 10:59 ق.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر