یک پیام یک خاطره

سه شنبه 13 مهر 1389 09:29 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

دوست قدیمی و خوبم اسلام ابراهیمی از شهر شنبه پیامی راجع به یال داده بود که پاسخ آن به خاطراتی ختم شد ،  دیدم بد نیست آن ها در وبلاگ خودم نیز یادگار بگذارم.  

اول درباره یال ، ما به غیر از یال ( آزار رسان)  یک موجود خیالی فریبنده به نام غولک نیز در فرهنگ مان داریم. همه ی اگر های شما جالب و گیرا بود ،

 با همه ی این توضیحات این جمله ی پدر بزرگ شاعرم علیکرم خلیفه زاده (عادل) را نیز فراموش نمی کنم که می گفت : هیچ گاه از یک آدم شجاع نشنیده ام که بگوید غولک دیده ام .

     حالا بماند این که ما به طور خانوادگی  تا 10 -20 سال پیش همه متهم بودیم (  بهره سواد ) داریم و آن را به یک داستان ساختگی ربط می دادند که پدر بزرگم کودک یک یال را نجات داده و مادرش نیز از او پرسیده : علیکرم ! هرچه می خواهی تا به تو بدهم . و او در می آورد می گوید : بهره سواد!

 توی روستای ما معروف بود پدر بزرگ صبور صبورصبور بی آزار ما اگر کسی را یک ترکه بزند با سواد می شود . اما خودش که متوفی فروردین 69 می باشد این توهمات را صریحا رد می کرد و می گفت : با تمرین و ممارست سواد یاد گرفته ام . و با خواندن نوشته های هرکاغذی که به دست شان می رسید .هرکاغذی که به دست شان می رسید .

 تابلو ی درس او از خاک نرم بود . تاحدود دهه 40 و  قبل استقرار دبستان شفق ( شهید غلامحسین لیراوی  کنونی ) او جوانان علاقمند  روستا را سواد خواندن و نوشتن و یاد گیری دیوان های حافظ ، شاهنامه فردوسی و خسرو شیرین نظامی می آموخت . حتی خود من را در سوم و چهارم ابتدایی تابستان ها که از گناوه به روستای باباحسنی می رفتم . به همین روش حروف الفبای انگلیسی آموخت . و من هم که پر از شوق بودم با شادی کودکانه ای بالای دفتر املای کلاس چهارمم می نوشتم :Ali Reza KHlifehzadeh


آخرین ویرایش: - -

 
سه شنبه 13 مهر 1389 09:42 ق.ظ
سلام استاد
...درست می فرمائید که ممکن است یال یا غولک زائیده ذهن انسانهای ترسو باشد، اما فراموش نکنیم تا به حال نشنیده ایم که بگویند غولک با انسانهای ترسو سر و کار داشته است و نشنیده ایم ادعا کنند که غولک در سالهای اخیر به کسی آزار رسانده است.هرچند بارها شنیده و دیده ایم که برای دفع غولک از فلز استفاده میکرده اند و شاید باور اینکه در این عصر ماشینی کمتر از غولک می شنویم وجود فلزات و باور ماشینی شدن زندگیست.
هرچند از قدیم گفته اند که این پدیده زائیده ذهن یک مشت انسانهای امی ، ساد دل و زود باور است اما قبول داشته باشیم که در این عصر بعضی از انسانها از غولک ،غولک ترند شاید از اینروست که کمتر از غولک می شنویم.
در نوشته ام اشاره ای به مرحوم پدربزرگم داشتم اما از وی اگر بیشتر بگویم خیلیها ادعا میکردند غولک دارد هرچند خودش منکر میشد و این را زائیده بخیلان میدانست جون خدا بیامرز میگفتند مثل غالب اهالی جنوب شغل کوخت نشینی داشته است و هشت روز متوالی هشت "چرخ" یا عقاب گرفته است که این به باور حسودان گذشته کار انسان عادی نبوده است مگر به حمایت" از ما بهترون".
اما در اینکه پدربزرگم انسان شجاع و نترسی بود شکی نیست چون به تنهایی و بدون سلاح برای کار کوخت نشینی و یا "تیفک" شکار کبک و تیهو مدتها در بیابانها و کوه می ماند حتی وقتی بدون سلاح تنها با طناب و تور آهو شکار میکرد و به ولات بر میگشت مردم بیشتر باورشان میشد که ... غافل از اینکه ایشان در کارشان تبحر داشتند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو