ناسپاسی چرا

دوشنبه 27 دی 1389 10:33 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
با دشمن و با دوست بدت می گویم
تا هیچ کست دوست ندارد جزمن
       با گذشت دو ماه از مصاحبه ای که در نهم آذر 1389 در برنامه تلویزیونی " شونشینی " ( شبکه استان بوشهر در فاصله ساعت 21:30تا 22  ) جهت معرفی کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم انجام  گرفت، امروز به  وبلاگ گناوه نیوز  _ آن هم به دعوت مدیر آن که پیام گذاشته بود خبر تازه دارد _ سر زدم .
 ناگهان مطلب زیر را  به قلم مدیر آن وبلاگ دیدم:

«علیرضا خلیفه زاده شاعر و عضو انجمن ادبی گناوه چهارشنبه  شب با شرکت در برنامه شو نشینی سیمای مرکز بوشهر بار دیگر با قدر ناشناسی از شهری را که او به واسطه اش در این سالها تواست نام و شهرتی بر هم بزند کامل کرد.

خلیفه زاده در این برنامه با رها و بارها تلاش کرد نام منطقه آبا و اجدادی اش یعنی دهستان لیروای را بر زبان بیاورد مگر به زعم خویش دین اش را به آن جا ادا کند بی آنکه از شهر و دیاری که تا بحال سکوی پرتاب او در اندک شهرتی که دارد شده کمترین اشاره ای هم داشته باشد.

خلیفه زاده   خود را فراتر از یک شاعر و روزنامه نویس می داند و با نوشتن کتابی باعنوان بندر دیلم و هفت شهر لیراوی در مدح خوانین دهستان لیراوی معتقد است مورخ نیز هست .

ایشان علیرغم اینکه در این کتاب به مداحی خاندان خوانین آن دیار پرداخته و سعی کرده با نام بردن از شخصیت های بندر دیلم نظر اهالی آنجا را به خود جلب کند اما استقبال کمرنگ مردم و به ویژه فرهنگیان دیلم موید این نکته است که آنان هنوز هم از اصطلاح تحقیر آمیز "صحره ی "(صحرایی) به مفهوم دهاتی برای ساکنان دهستان لیراوی از جمله آقای خلیفه زاده استفاده می کنند.

اما پیشنهاد ما به ایشان این است که بهتر است حد انصاف را رعایت فرموده و حال که با  شرایط و امکانات شهر گناوه  به این مرحله رسیده اید که برنامه شو نشینی از شما دعوت می کند تا در آنجا اظهار فضل فرمائید نامی هم از این بندر قدیمی که بواسطه نامش در سمینار ها و همایش ها شرکت می کنید ببرید.»

             زیر آن مطلب چند نفر سر در نقاب نام مستعار یا ناکامل کرده و پیام گذاشته اند و  اعتراض کرده اند که در آن برنامه چرا از گناوه چیزی نگفتی؟  حالا آن نظرات را ببینید:

ناسپاسی خلیفه زاده ،اینبار در برنامه" شو نشینی " - 7 نظر

« نویسنده: گناوه ای
پنجشنبه 11 آذر1389 ساعت: 16:10
آدم بی ...همینه !!! خلیفه زاده ... و ....... است !!!!!!!
نویسنده: لیراوی
جمعه 12 آذر1389 ساعت: 12:34
خلیفه زاده نماینده ما در امورفرهنگیه .به هر صورت ما باید یه نفر در این گناوه داشته باشیم که بتونه سخنگو ما باشه و منافعمون رو تامین کنه .تازه خلیفه زاده که بچه گناوه نیس .دوست عزیز زیاد سخت نگیر.
نویسنده: دشتی
شنبه 13 آذر1389 ساعت: 11:31
به نظر من ایشون تو این برنامه این حس رو نداشتن كه نماینده ی بندر گناوه هستن، در ضمن برای نماینده بودن در امور فرهنگی می بایست متخصص و آگاه در امور فرهنگی بود. تا زمانی كه ما اسیر ارزش های خودمون باشیم نمی تونیم نماینده ی گروهی از مردم باشیم
نویسنده: دشتی
شنبه 13 آذر1389 ساعت: 11:34
دوست عزیز گناوه ای بته نه بطه
نویسنده: حسین احمدی
یکشنبه 14 آذر1389 ساعت: 1:27
سلام
راستشو بخواین از اینکه دیدم بعد از فیلتر وبلاگ نشریه سیاسی بندر گناوه که انصافا مطالب پرباری داشت وبلاگ گناوه نیوز را پس از دو سه تا مطالب اولیه جانشین خوبی در غیاب نشریات خبری تحلیلی دیدم اما متاسفانه نشون دادید که تا رسیدن به آن مرحله راه درازی در پیش دارید.این در کلیت وبلاگ و اما در مورد اظهار نظرتون درباره علیرضا خلیفه زاده باز هم با کمال تاسف ما همیشه نیمه خالی ظرف رو می بینیم شما تا چه اندازه از وی شناخت دارید تا چه اندازه باکارهای علمی پزوهشی وی آشنا هستید کتاب های در دست چاپ وی را می دانید.عضو یت وی در دایرت امعارف بزرگ اسلامی به عنوان پژوهشگر دعوت از وی در تمامی سمینارهای خلیج فارس شناسی در تهران و....ما تا کی باید تعصب کورکورانه داشته باشیم یادمان نرود که تخصص وی در تاریخ خلیج فارس و هر آنچه در ارتباط با ان باشد که لیراوی هم جزئی از این موضوع می باشد.حال ما این محقق و پژوهشگر را بخاطر اینکه چرا بی ربط نیامده تعریف و تمجید از گناوه کند باید به سخره بگیریم و به وی توهین کنیم.اگر کمبود تعریف و تمجید و تملق توخالی داریم تیمور ...  و همپالگیهایش را که داریم که شبانه روز مصاحبه می کنن و ما رو مردمی فهیم و با سابقه تاریخی چند هزار ساله می دانند اما در عمل...! به اطلاع شما هم برسانم که کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم با همه کاستی هایی که دارد تنها منبع اطلاع از تاریخ منطقه به طورت منظم و منسجم است که بزرگان تاریخ ایران از جمله دکتر منوچهر ستوده و ایرج افشار استاد ان ماندگار تاریخ ایران به جهت مستند بودن کتاب خلیفه زاده در آثار خودشان در باره خلیج فارس به مطالب وی استناد کرده اند.به هر جهت نباید به خاطر دستمالی قیصریه ای را به آتش کشید.
لطفا جهت تنویر افکار عمومی و آزادی بیان این مطلب را در صفحه اصلی قرار دهید.
نویسنده: ج.ملک زاده
سه شنبه 16 آذر1389 ساعت: 20:26
باسلام

درمورد نظر حسین احمدی که ممکن است خود اقای خلیفه زاده یا دوستانش باشند باید بگویم در اینکه اقدام او در نوشتن یک اثر با محتوای تاریخ منطقه و زادگاه او که حاصل تلاش و کوشش اوست یک کار پژوهشی است شکی نیست و ما امروز در مورد گناوه از این دست کم داریم اما نباید تعصباتی که او در جریان فعالیتهای نوشتاری خود دارد و گاه به افراط کشیده می شود فراموش کرد .البته اگر ما امروز میبینیم خلیفه زاده با فراغ بال اقدام به این قبیل فعالیتها دارد باز هم نباید زمینه های آن در خود شهر گناوه که عبارت از وجود تعداد کثیری از مهاجران بلوک لیراوی می باشد و احتمالا هرروز بیشتر می شوند و قسمت زیادی از بازار شهر را در نفوذ خود دارند از نظر دور داشت.خلیفه زاده بدون شک تحت حمایت مالی همین افراد به فعایت های فرهنگی اش ادامه می دهد .نکته دیگر این است که چرا ما باید از خلیفه زاده انتظاری بیش از حد معمول داشته باشیم گرچه به قول نویسنده وبلاگ اگر او حد انصاف را رعایت می کردند و اشاره ای به محل سکونت خود و خانواده اش در گناوه که سالهای تقریبا طولانی هم می باشد می کرد بد نبود .به هر صورت ای را هم باید در نظر داشت که اقای خلیفه زاده یا امثال او اگر از این دیار کهن در یک برنامه 10دقیقه ای یادی نکنند افراد بزرگتری چون استاد ایرج شمسی زاده یا اقای دریانورد و ده ها شخصیت برجسته دیگر هستند که نام گناوه را نکو دارند!!!!!
نویسنده: عباسپور
پنجشنبه 9 دی1389 ساعت: 15:3
اینها خانوادتا گنده ....همشیره همین آقا خواستار "قطعه هنرمندان "جهت پدر بزرگشان بودند
از قرار از شعرای همعرض سعدی بوده»


            نظرات بالا را که علیه و له بنده در وبلاگ گناوه نیوز درج شده دیدید حالا شما  خوانندگان وبلاگ لیراوی هم می توانید ببینند و قضاوت کنید .

      اما قابل توجه دوستان معترض:
           (  آن برنامه جهت معرفی من و محل زندگی و ... نبود . آیا من از مقالات و کتابهای متعددی که تا کنون نوشته ام ؛ در  آن مصاحبه  اسم بردم؟   آیا از  سابقه ی شخصی خودم ؛  زندگی نامه و محل کار و ... چیزی گفتم؟
 در حالی که موضوع مصاحبه ,   آن مصاحبه هم چه بگویم ! مصاحبه ای که هشت  سال بعد از چاپ کتاب "هفت شهر لیراوی و بندر دیلم " انجام گرفت.  کتابی که رتبه اول پژوهش های تاریخی استان بوشهر را نیز کسب کرده  (1382) آن گاه جهت معرفی آن کتاب  فراموش شده !! این گفت و شنود کوتاه  انجام گرفت و زمان من مشخص و محدود بود ، چگونه می توانستم تمامی انتظارات به حقی را که شما دوستان همشهری (گناوه ای)  ؛ وبلاگ نویس ، شما دوستداران ترقی و رشد گناوه و ... دارید،  همه را در آن چند دقیقه بیان کنم؟  نمی شد که من متکلم وحده باشم  و یکریز صحبت کنم  . زیرا برنامه دو مجری هوشمند داشت  که هر لحظه دست روی نکته ای می گذاشتند  و ...
  به هر حال خدا را شکر می کنم که خیلی دیر این نوشته را در وبلاگ گناوه نیوز دیدم و بخت با من همراه بود تا از هر دو نگاه عزیزان با خبر شوم :

   گروه اول دوستانی بودند که  انتقاداتشان  بر قله ی دورادور آرزو هایم  چراغی فرارویم افروخت  که توجه و نگاه کردن به آن شعله ی رقصان در باد  مرا برای  رفتن به سوی آن قله ی دور و  نایل شدن به  انتهای مقصدم یاری می کند. مقصدی  که همانا نوشتن برای سربلندی ایران - خلیج فارس و وجب به وجب کرانه های خون گرم آن است .

   اما گروه دوم دوستانی بودند که ابراز لطف و محبت آن ها به قلبم گرما  و امید داد تا سرمای  دی را حس نکنم و هم چنان بنویسم  از آن چه تا کنون نا نوشته مانده است از این سرزمین آبی پهناور .

راستی آن دوستان که در نوشتن انتقاد قلمی توانا دارند چرا خوشان در راه اعتلای تاریخ و فرهنگ گناوه گامی بر نمی دارند  به جای آن که خلیفه زاده را به ناسپاسی و ...چه و ...چه و ... متهم کنند خودشان بنویسند تا آیندگان آن ها را متهم نکنند.

     و اما قطعه ی هنرمندان که در آخرین پیام به آن اشاره شده ؛ هر دو پدر بزرگ من یکی علیکرم خلیفه زاده شاعر دوبیتی سرا و متخلص به (عادل) در 12 فروردین 69 و دیگری حاج خلیفه یوسفی در 13شهریور 69 یعنی بیش از 20 سال پیش به جوار رحمت خدا رفته اند و دیگر به قطعه هنرمندان احتیاجی ندارند!!!
     اگر خواهر شاعر من خانم عزت خلیفه زاده در جلسه ای یا نوشته ای اشاره کرده اند که برای هنرمندان گناوه قطعه ای جداگانه در بهشت رضا قرار دهید ! این که در راستای احترام و بزرگداشت هنرمندان زنده  گناوه ای است! یک پیشنهاد خوب است یک نظر دلسوزانه است . کجای آن بی احترامی به فرهنگ و هنر گناوه است ؟ من نمی دانم آن منتقد که جمله ی آغازین کلامش نوع معرفتش را نشان داده ، چگونه از آن پیشنهاد گنده [!]   کشف کرده اند که مفهومش  ( پدر بزرگ خود را هم سنگ سعدی دانستن است؟)  یعنی چطور می شود ما مرحوم پدربزرگ شاعرمان را در قطعه ی هنرمندان گناوه که حتی هنوز جایش معلوم نیست،   بگذاریم !مرده ی 20 سال پیش را  که نبش قبر  نمی کنند !!!  این دلسوزی برای آیندگان است و نه رفتگان . آیندگانی که شاید این دوستان معترض هم  یکی دو مترش را محتاج و سزاوارش شوند . 


دو یار مهربان بودند بامن
در آخر هر دو باهم گشته دشمن
نیاید چاره ای در دست عادل
که جان دارد رود ؛ بی جان شود تن


واما در آخر خطاب به  همه ی دلسوزان فرهنگ گناوه  و سینه چاکان تاریخ گناوه  و ... اعلام می کنم که این جانب علاوه بر این که هدایت یک پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ  را راجع به تاریخ گناوه و حیاتداود  به عهده داشته ام . خودم نیز دو کتاب مفصل آماده ی چاپ دارم:  یکی راجع به تاریخ  گناوه ، حیات داود و بندرریگ   دیگری  تاریخ شول (حیاتداود) .

       حالا هر کدام از این منتقدان راستی راستی درد گناوه دارند و بیشتر از من گناوه ای هستند بسم ا... هزینه ی چاپ هر دو کتاب و آن پایان نامه  را که بیش از  20 میایون تومان است فراهم کنند !
برای نوشتن دو کتاب فوق ، من ده سال تک و دو کرده ام این طرف و آن طرف دنبال یک سطر مطلب رفته ام .وقت گذاشته ام   و هزینه کرده ام و دو کتاب فوق را راجع به   تاریخ گناوه ، بندرریگ و ...  نوشته ام- بدون یک قران حمایت شخصی یا دولتی - از آن حمایت مالی هم که در انتقادات فوق  آمده من که هیچ اطلاعی ندارم . تنها حمایت خنده دار این بود  که اگر کسی یک جلد از کتابم را خریده بود منت میگذاشت: « تو که کتابت را به ما ندادی !! خودم رفتم یکیش را خریدم(ستاندم) .»
   همچنین «محض ریا - جهت اطلاع »  تا کنون در  مقالات علمی - پژوهشی و دانشنامه ای متعددی  که راجع به گناوه ، بندرریگ و ...  نوشته ام  و اغلب هم چاپ شده اند ؛ تلاش کرده ام  قدمی کوچک برای اعتلای تاریخ و فرهنگ ،  شهرستان گناوه بر دارم. هیچ چشم داشت تقدیر و تشکری هم نداشته و ندارم . آن مصاحبه هم چه بگویم ! هشت  سال بعد از چاپ کتاب "هفت شهر لیراوی و بندر دیلم " که چه شری به پا  کرده !!!   البته  همانطور که در بالا اشاره کردم از دل این نقد ها و فحش ها من  راه "چه نوشتن و چگونه نوشتن" را پیدا می کنم.

نقد ها را بود آیا که عیاری گیرند
تا که این صومعه داران پی کاری گیرند!!!!!

آخرین ویرایش: دوشنبه 27 دی 1389 04:58 ب.ظ

 
جمعه 8 بهمن 1389 05:46 ب.ظ
جالب بود . از اینکه توانسته ای چالشی چنین ایجاد کنی . سپاسگزار باش . در هر صورت شما را نمی توان در عرصه تاریخ نویسی و پژوهشگری این کشور نادیده گرفت . از شما در اینده در عرصه تاریخ و ادبیات این زادبوم بیشتر خواهیم شنید . به دل نگیرید راه خود را ادامه دهید . ان شالله در شو نشینی بعدی و قتی در مورد کتاب تاریخ گناوه بحث و گفتگو می کنی درس بزرگی به من و دیگران خواهی داد. راستی برا ی چاپ کتاب های که اعلام کرده ای و اطمینان دارم که آثاری ماندنی خواهد بود در حد وسع اتشاراتم در خدمتم . بدرود
علیرضا خلیفه زاده
باسلام - از شما استاد گرامی و همه ی عزیزانی که پیام گذاشته اند سپاسگزارم.
جمعه 8 بهمن 1389 04:34 ب.ظ
سلام

شکر باید ...

جمعه 8 بهمن 1389 01:49 ب.ظ
با سلام

من منتقد ادبی و فرهنگی نیستم ولی تا آنجایی که آقای خلیفه زاده را میشناسم ایشان فردی بسیار علاقمند و صاحب نظر به تاریخ و ادب و انتقاد عده ای از دوستان را با این لحن و روش و متهم کردن آن استفاده از القاب و انساب ناصواب قبول ندارم.
سنگ بدگوهر اگر کاسه زرین بشکست
ارزش سنگ نیفزاید و زر کم نشود
پنجشنبه 7 بهمن 1389 11:14 ب.ظ
سلام
چطوری
عاقبت موفق شدم پیدات کنم مارا فراموش نکن منتظرم به روزم
سه شنبه 5 بهمن 1389 10:58 ب.ظ
سلام علیرضا جان
شاید هیچ کس به اندازه‌ی من با مشقت‌های تو نزدیک نبوده و از این که امروز این برخوردها را می‌بینی ناراحتم.
امّا شما هم که در کا تحقیق هستی حتما می‌دانی که با کار روزنامه‌نگاری که در مرحله‌ای سطحی‌تر قرار دارد تفاوت دارد. بسیاری از روزنامه‌نگاران هم متاسفانه نه رسالت خودشان را می‌شناسند و نه سررشته‌ای از کار پژوهشی دارند. مصاحبه هم که درباره‌ی کتاب خاصی بوده من هم نطر عزت‌الله را دارم راه خودت را برو و کاری به حاشیه نداشته باش.
سه شنبه 5 بهمن 1389 09:18 ب.ظ
سلام

به عقیده ی من روی حرفای یه مشت ادم عقده ای نباید بحث كرد!

پایدار باشید...
.










دوشنبه 4 بهمن 1389 10:59 ب.ظ
اقای خلیفه زاده با سلام. متاسف و متعجبم از اینکه بعضی دوست دارند عرصه فرهنگی را جولانگاه نبرد حیدری- نعمتی نمایند. ضمن تشکر از تلاش شما و همه کسانی که در زمینه مسایل فرهنگی و اجتماعی جای جای استان بوشهر دستی دارند سعه صدر و پذیرش واقعیات را به خود و دیگران یادآور می شوم . به عنوان نکته پایانی ضرورت اهتمام جدی تر برای تبیین جایگاه فرهنگ شمال استان بوشهر را متذکر می شوم
دوشنبه 4 بهمن 1389 03:51 ق.ظ
سلام جناب خلیفه زاده
وقت کردید خوشحال می شوم سری به وب من بزنید.
یکشنبه 3 بهمن 1389 08:42 ب.ظ
سلام

با اخبار جدید به روزم
یکشنبه 3 بهمن 1389 12:29 ب.ظ
در جواب فردی که اسمشونو اینجوری گفتنه:
(نا سپاسی چرا یا (یکی منو ببینه)) :

پیام شما خیلی به هم ریخته تر از اونی بود که بتونم پی ببرم چی می خواستی بگین و چی رو برسونیین !
در مورد لینک گناوه نیوز : بله ! من به دلیل احترام به دوستان آدینه و به خاطر اینکه وب یه همشهری بود ، لینک ایشون رو جواب دادم و حالا هم به دو دلیل حذفش نمی کنم
1- بخاطر اینکه این وبلاگ به شخص خاصی ( من نویسنده ) مربوط نیست که به دلایل شخصی تصمیم بگیرم
2- و برای اینکه لازم است گاه اعضا و دوستان آدینه ادبی خود را در آینه های محدب و مقعر هم ببینند !


در مورد مطلبی هم که همشهری مون در باره مطلب من در مورد امامزاده زده بود من حرفهای لازم رو همون روزها تو قسمت نظرات وبلاگ زده ام ، اینروزها هم برادر گرامی ام و بقیه دوستان حرفهای لازم را زده اند. اگر (کافر همه را به کیش خود پندارد ) من چرا غصه کفر کسی رو بخورم .

فقط این مطلب رو به همه ی دوستان همشهری بگم :
برنامه شونشینی اون شب ، علیرضا خلیفه زاده رو برا معرفی خودش دعوت نکرده بود بلکه بخاطر روز مجلس و... بوده چرا که می دونستنه او داره تو این زمینه کتاب ارائه میده .

راستی ما که به فکر انعکاس خورشیدیم چرا به یک روزنه اکتفا کنیم ؟ چرا خودمان روزنه ای به سمت روشنایی نباشیم ؟
یکشنبه 3 بهمن 1389 10:36 ق.ظ
هیات امنای انجمن آدینه ادبی گناوه "
اگه خیلی با این مطلب مخالفند چرا لینک "گناوه نیوز " رو جزو لینکهای بچه های انجمن قرار دادنه
به نظر من نویسنده وبلاگ و نظرات خیلی با شما غریبه نیست .
چه نیازی بود به دلیل آوردن که "شونشینی " ( شبکه استان بوشهر در فاصله ساعت 21:30تا 22 ) جهت معرفی کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم انجام گرفت، امروز به وبلاگ گناوه نیوز _ آن هم به دعوت مدیر آن که پیام گذاشته بود خبر تازه دارد _ سر زدم ."
آقای خلیفه زاده و دوستان "این کلکها دیگه قدیمی شده
پنجشنبه 30 دی 1389 02:08 ب.ظ
درود
به روزم با

مكو هاكو موكو،كلبم ضعیفن!
زوونت واپكو، كلبم ضعیفن!
میگم: واسو بیو امشو سلومی
میگو: نه! دوهتكو! كلبم ضعیفن!


Mokoo haakoo mokoo, kalbom zeifen!
Zovoonet vapoko, kalbom zeifaen!
Migam: vassoo bio omsho selomi
Migoo: na! dovahtekoo! Kalbom zeifen!
به من نگو این كار را بكن و آن كار نكن، قلبم ضعیف است!
زبان در دهان بگیر، قلبم ضعیف است!
می گویم: امشب به مهمانی ما بیا
می گوید: نه! دخترك! قلبم ضعیف است!








چهارشنبه 29 دی 1389 12:10 ب.ظ
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

سه شنبه 28 دی 1389 05:21 ب.ظ
در آخر اینکه ما نیامده بودیم از کسی که سالها رییس انجمن ادبی گناوه بوده دفاع کنیم ، از کسی که بخاطر شهرش کاندید شورای شهر شده و کسی که سالهاست دارد در مورد شهرش مطالب علمی و تاریخی فراهم می آورد تا به صورت کتاب به همه و همه جا و همه ی زمانها ارائه دهد . فقط میگوییم اگر آقای خلیفه زاده از نظر شما این همه کمرنگ است چرا حیفتان شده که نگفته من کجایی هستم ؟
آقای خلیفه زاده جاهای بزرگتری را برای معرفی شدن دارد جاهایی بزرگتر ازیک برنامه استانی چند دقیقه ای . مسلما کسی که در سمینارهای بین المللی شرکت کرده و با محققان و دانشمندان بزرگ بین المللی گپ و گفت داشته است ؛ از در دست گرفتن این میکروفن ها مغرور و دستپاچه نخواهد شد .

واما در پاسخ یکی دیگر از دوستان(؟) باید بگوییم که همین ایرج شمسی زاده هم که نام وی همیشه نام گناوه را تداعی می کندو از افتخارات بزرگ شهر مان هست، کلی از شعرهایش را به زبان دشتستانی سروده و همیشه از دشتستان (سرزمین مادری اش) صحبت می کند . واگر هم معروف شده و شعرهایش اینهمه طرفدار دارد دلیلش نه چاپ کتاب بوده و نه پشت هیچ تریبونی خودستایی کرده و گفته که من گناوه ای هسستم و نه... بلکه این هنر وی بوده است که وی را معرفی کرده و افتخاری که به این جهت نصیب ما هم شده . ( مصاحبه های مطبوعاتی و اینترنتی وی هم گواه همین مطلب اند.)

آدرس مطلب خانم خلیفه زاده به نام « امامزاده سلیمان و آأینه ادبی »
لطفا این مطلب را کامل و با نظرات مربوطه بخوانید و قضاوت کنید

http://www.adineheadabi.blogfa.com/post-64.aspx
سه شنبه 28 دی 1389 05:20 ب.ظ

در مورد انتقاد (عباسپور) که در مورد متن بسیار مفیدخانم خلیفه زاده و اینکه گفته اند ایشان (خانم خلیفه زاده )خواسته اند برای پدربزرگشون در خواست قطعه هنرمندان بدهند:
اولا که آقای خلیفه زاده حرفهای لازم را زده ولی از آنجا که حد مجاب دوستانی با این اندیشه معلوم هست که خیلی بالاتر از این حرفهاست و نیز جهت اطلاع دیگر دوستان عزیز که دوست دارند بدانندموضوع از چه قرار است آدرس مطلب مذکوره را اینجا می گذاریم تا دوستان بخوانند و قضاوت کنند . این مطلب نه تنها حرف خانم خلیفه زاده و برادر بزرگوارش و شاعران شهر ، بلکه حرف دل تمام اهالی هنر گناوه ( از همه ی زمینه های هنری ) و حتا هنردوستان این شهر بوده وهست .

دوما : چه اشکال دارد که هنرمندان شهر ما هم مثل دیگر شهرها قطعه ای جداگانه داشته باشند ؟ مگر نه این است که در همین مطلبی که در مورد ناسپاسی آقای خلیفه زاده بود از اینکه وی بحث جداگانه ای باز نکرده تا در این فرصت کوتاه و و محدود ( این محدود تنها شامل زمان نمی شود ) بگوید که من گناوه ای هستم ، اعتراض وارد شده است . ؟ ما هنرمندان می خواهیم حتا بعداز مرگمان هم بگوییم : بله ما گناوه ای هستیم و به غیر از این همه هنرمند زنده این همه هنرمند هم داریم که دیگر در بین ما نیستند .می خواهیم لااقل بعد از مرگمان ...

سوما اگر به وبلاگ شخصی خانم خلیفه زاده رفته باشید خواهید دید که وی در قسمت عنوان نویسنده وبلاگ ،بعد از نام خود ، عبارت ( بندر گناوه) را هم در پرانتز اضافه کرده است . مگر چه امتیازی به وی در قبال این عبارت می داده اند جز اینکه خواسته نام زادگاهش را ...( با توجه به اینکه این فرد مودب نوشته اند که اینها خانوادتاً ..) (ادب ما اجازه به نقل عین گفتار وی نمیدهد)
سه شنبه 28 دی 1389 12:50 ب.ظ
با سلام خدمت اقای خلیفه زاده
در مورد تحقیقات مرحوم اقای خرمی به این شرح بوده که طایفه خرمی با بهروزی های این زمان در خرم اباد از یک ریشه و نسل هستند.با تشکر از نظری که داده بودی.بدرود
سه شنبه 28 دی 1389 11:41 ق.ظ
سلام
قطار ایستاده سنگ نمی خورد
شما هم مختاری
یا "سنگ" یا "حرکت"
سه شنبه 28 دی 1389 10:25 ق.ظ

سلام دوست و همشهری عزیز

من کمی از نزدیک شاهد فعالیت های شما بوده ام و رنج و زجر کشیده در مورد تاریخ این مناطق را دیده ام علاوه بر کتاب هفت شهر لیراوی وبندر دیلم در آن برنامه به مناسبت روز مجلس از کتاب در دست چاپ نمایندگان استان بوشهر در دوره مشروطه شما هم استفاده کردند.

دوستان عزیز همشهری معترض گناوه ای بیایید این کتاب ها را چاپ کنید اگه به فکر شهرتونید با این همه سرمایه دار

آقای خلیفه زاده عزیز یه اسپند دود کن که داری انسانی موفق با فکری ازاد می شوی چون دوستانی با این همه تند نقد(دشمن) داری

سه شنبه 28 دی 1389 09:14 ق.ظ
مطلب زیر رو برای گناوه نیوز فرستادم
با سلام محضر گناوه ای عزیز و دلسوز
در مورد نقدی که بر اقای خلیفه زاده داشته اید ؛ مطلب ذیل را بدون تعصب و غرض خدمتتان عرض میکنم.
«« اگر به تیتر پست های ارائه شده در وبلاگ خود نظر بیندازی
منجمله صفحه اول
(((جدال خبر گزاری جمهوری اسلامی با شورای شهرگناوه
.گسترش روزافزون شعارنویسی در گناوه
سکوت "دریادلان"در قبال یک حادثه دلخراش
وقوع قتل به دستور مستقیم یک پلیس زن درگناوه
واکنش شهروندان به نصب یک بنر بر سردر شهرداری
بی کفایتی شهرداری گناوه در کنترل آبگرفتگی معابر
نظر شما در مورد عملکرد تعاونی مرزنشینان گناوه چیست؟!!
خط و نشان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر برای فرمانداری گناوه
محکومیت دوباره عطارزاده به اتهام توهین و افترا
چه کسانی نگران ابتذال اخلاقی بازار گناوه هستند
انتقاد شدید وزیر مسكن از عملیات اجرایی مسكن مهر در گناوه ))

؛ و این که قطعا بینندگان صدا و سیما(مردم ) مطالب شما را مطالعه می کنند ، آیا بردن نام زیاد از گناوه ؛ تیتر پستهای شما را در ذهن مردم (بینندگان صدا و سیما) تداعی نمی کند . . دوست عزیز با این مطالبی که در مورد فعالیتها و واقعیتهای اتفاق افتاده در گناوه می نویسی دوست داری دیگران (خوانندگان وبلاگ تان در خارج از گناوه ) در مورد گناوه چگونه فکر کنند ؟» به عقیده من با مطالبی که شما می نویسید همین بهتر که آقای خلیفه زاده نامی از گناوه نبرده است و باید از ایشان ممنون بود که تداعی گر این مسائل در ذهن مردم نشده است .
موفق باشی
سه شنبه 28 دی 1389 09:12 ق.ظ
سلام
من آن شب شهركرد بودم و برنامه را ندیدم و نمیتوانم نظر خاصی بدهم اما تا آنجا كه صدا و سیما و برنامه زنده و محدودیتهایش را میشناسم میدانم شما چه كشیده اید و چه چیزهایی خواسته اید بگویید و نشده و چه چیزهایی شده كه شاید نخواسته اید.به هر حال من در این جور مواقع توقع آنچنانی ندارم اما خودم هم با اینكه اجدادم شولی هستند همیشه از شول میگویم اما چون متولد گناوه ام و گناوه ای هستم هر جایی كه باشم نام گناوه نیز بر زبانم است.حالا شما هم سخت نگیرید و همانطور كه گفتید این انتقادات شما را در راهتان موفق تر میكنند.در مورد تاریخ گناوه و شول هم كه كتاب نوشتید ممنونم و ای كاش میتوانستم حمایت مال كنم.درمورد قطعه هنرمندان هم از آنهایی كه اینطور فكر كردند و حرف زدند در عجبم.ممنون كه بهم سر زدی دكتر هر جا هستی شاد و پیروز باشی
سه شنبه 28 دی 1389 01:43 ق.ظ
سلام علی جان . مدتی هست كه ندیدمت . امیدوارم كه روزهای خوبی داشته باشی . درمورد وبلاگ گناوه نیوز و نگاه انتقادی شان باید بگویم كه جای چنین وبلاگ هایی آنهم در شعرهای كوچك و كم قانونی مثل گناوه واقعن ضروری ست اما خود من هم دلیل پرداخت به شما را درك نكردم در حالی كه بارها شاهد بوده ام كه نگاههایی را به سمت گناوه متمركز كرده ای . البته من یك چیزی را نمی دانم و این كه مگر قرار است هر جا هر گناوه ای حرفی زد باید قبل از هر چیز بپردازد به اسم و رسم دیارش؟ حالا مثلن اگر خلیفه زاده اسم گناوه راتوی آن مصاحبه نبرد شهر ما كن فیكون می شود ؟ فكر كنم كمی از تعصبات رایج دست برداریم بهتر می دانیم جه خاكی دارند بر سرمان می پاشند چه بسا كه امروزه مسایل مهمتری مدنظر هست .
پاینده باشی علی جان
سه شنبه 28 دی 1389 01:15 ق.ظ
خلیفه زاده عزیز درود بر تو.ممنون از دعوتت.

راه خودت را برو و کار خودت رابکن.در نهایت هر کسی ان درود کار که کشت.

زنده باشی
سه شنبه 28 دی 1389 01:12 ق.ظ
از برخی نظرات توهین آمیز واصل مطلب وبلاگ بسیار متاثر شدم. برخی دوستان فراموش کرده اند که بسیاری افراد بزرگ هستند که شهر ودیار خود را مطرح می کنند. از این دوستان مدعی فرهنگ در گناوه انتظار نداشتیم بخاطر نشان دادن نظر وحساسیت خود به یک اثر مهم تاریخی که سالها نویسنده آن سختی را تحمل نموده وحتی به نویسنده آن اینگونه توهین کنند
دوشنبه 27 دی 1389 07:52 ب.ظ
سلام .مردم بوشهر مردمی خونگرم و بامحبتند اما متاسفانه ویژگی بسیار ناپسندی که دارند این است که مردم هر شهر آن به هریک از شهرهای دیگر استان به چشم دشمن می نگرد و همین عامل عقب ماندگی استان بوشهر نسبت به استان های دیگر است.
با آرزوی موفقیت برای شما.
دوشنبه 27 دی 1389 05:27 ب.ظ
سلام

عزیز دل برادر این واکنشها به مصاحبه تلویزیونی تان به این علت است که رسانه دیداری دارای برد صد چندانی از رسانه نوشتاری هست. و فکر کنم این موضع گیری ها تا حدی طبیعی باشه .
دوشنبه 27 دی 1389 03:22 ب.ظ
سلام آقای لیراوی
به نظر من ما مردم استان بوشهر علیرغم اینکه صفات خوبی مثل خون گرمی و سادگی و ...داریم دارای صفات منفی از جمله تنگ نظری در حق همدیگه و... هستیم و این هم از اونجا نشئت میگیره. وقتی ما دیلمیل خودمون صحریی و بندری میکنیم یا دیلم و گناوه و ایضا بقیه مناطق استانمون اینجوری به هم میپریم و اختلاف داریم بایدم وضع منطقه مون اینجوری باشه و با قرار داشتن روی بزرگترین میادین نفتی و گازی دنیا پولهامون خرج پل معلق جوادیه تهران و ....بشه.
یادمه دو سه سال پیش به مناسبتی در جلسه دانشجویان استان بوشهرمحصل در دانشگاههای تهران با نمایندگان استان شرکت کردم. حالا بماند فقط یکی از نماینده ها اومده بود و بقیه نیومدن(تازجلسه هم جمعه بود درجایی تو میدون ولیعصر). آقا در سلسله بحثهایی که شد یه جاییی بحث بین بچه های کاکی و تنگستون به این رسید که کاکی بخشه یا شهره یا دهستانه و... خلاصه الم شنگه ای راه افتاد و جلسه از بحث اصلی منحرف شد و کلا بهم ریخت و نیمه تموم رها شد من با چند تا از دوستان باخود گفتیم که اینها به عنوان قشر فرهیخته استان و به عنوان مدیران آینده وقتی اینجوری تنگ نظری دارن وای به حال فردا برسه که پای قدرت و پست مقام هم در میون باشه.حالا کاکی بخش باشه یا مرکز استان چه فرقی میکنه جلسه برای بررسی دغدغه های بچه ها برای مسایل کلان استان بود ولی دیدیم اینجوری به افتضاح کشیده شد
سرتون رو درد نیارم. میخوام بگم به نظر من که بیشتر اینجور مسایل بابت تنگ نظریهای خودمونه که انشالله با تغییر دیدگاههای خودمون امید است اصلاح بشه.
زیاد به دل نگیرید به قول معروف اگه ما آستانه تحمل خودمون رو بالا نبریم نمی تونیم تأثیر گذار رو دیگران باشیم.انشالله که هممون بتونیم اشتباهاتمون رو اصلاح کنیم
انشاالله که موفق و موید باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic