تبلیغات
لیـــــــــــــــراوی - یک روز با لیراوی های مقیم سیف آباد و بالاده کازرون

یک روز با لیراوی های مقیم سیف آباد و بالاده کازرون

پنجشنبه 2 مهر 1394 03:48 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

      برای رسیدن  به لیراوی های  مقیم سیف آباد و بالاده کازرون  نیاز به مقدمه ای است تا  خوانندگان  محترم  را بایک جریان تاریخی همراه سازد . از دوران کودکی و نوجوانی  وقتی با روایت های شفاهی  مردان و زنان سال خورده  منطقه لیراوی همراه می شدم  به روایت ها  و داستانهای  جذاب و  گاه دلخراشی  روبه رو می شدم  که سینه به سینه  و نسل به نسل به ما رسیده بود .  یکی از این روایت های شفاهی  حمله کریم خان زند به لیراوی  بود .   بعدها کتاب ارزشمند  دوست محققم علیرضا خلیفه زاده  به چاپ رسید  و کمی پس از آن  با مراجعه   به برخی  کتب تاریخی  از جمله فارسنامه ناصری  حقایق بیشتری  به صورت مستند  از قوم  لیراوی به دستم رسید  و برهمین اساس  دست به نوشتن  مطلبی  تحت عنوان  "حمله کریم خان  زند  به لیراوی"  به صورت پاورقی  در هفته نامه دریادلان به چاپ رساندم  که با چاشنی  تخیل هم همراه بودو یک نسخه کامل   از این نوشته ها  را به آقای خلیفه زاده   سپردم .

    مدت کوتاهی  از این موضوع  گذشته بود  که روزی از روزها  تلفن  بنده زنگ خورد تا مقدمه  یک آشنایی و روشن شدن  بخشی از تاریخ  گذشته منطقه  رقم بخورد  .  آری آن  سوی گوشی  پزشکی جوان و خوش مشرب بود  که علیرغم زندگی در شیراز  یکی از مهمترین  مراکزی پزشکی و علمی کشور  را در بالاده کازرون  اداره می کند .

       او خود را دکتر عبدالله گندمکار  و از لیراوی های  مقیم شهر بالاده کازرون  معرفی نمود . همان نسل از لیراوی هایی که در حمله کریم خان  زند به  لیراوی به شیراز تبعید شده اند  و پس از مرگ خان زند  تعدادی از آنها  به منطقه لیراوی باز گشتند ولی عده ای هم در مناطق مختلف پراکنده شدند .  تعدادی هم در روستای سیف آباد  و منطقه بالاده کازرون  سکنی گزیدند .  تماس های تلفنی بنده و دکتر عبدالله گندمکار  همچنان ادامه داشت  تا اینکه در هفته گذشته  پنجشنبه  19 شهریورماه  94 فرصتی دست داد  تا به اتفاق آقای خلیفه زاده  عازم این منطقه شویم .

 صبح زود  راه می افتیم  تا پس از عبور  از کازرون  و در مسیر جاده  فراشبند به  روستای سیف آباد  برسیم . آقای محسن شفیعی در روستای سیف  آباد منتظر ماست . او   انسان علاقه مندی است  که دستنوشته هایی در رابطه  با طایفه لیراوی جمع آوری نموده است  و امروز منتظر ماست تا نشستی با ایشان ، عمو ها و عموزاده هایش در سیف آباد داشته باشیم .   محبت و علاقه مندی  لیراوی های مقیم سیف آباد  ما را مجذوب خود می سازد .  روایت های شفاهی  که سالهاست  در بلوک لیراوی  و در افواه مردم،  مربوط به حمله کریم خان  و آن داستان خود داری  از پرداخت  خراج  که باعث  کشتار لیراوی ها گردید  در بین لیراوی های مقیم  سیف آباد با اندک تغییراتی وجود دارد .

 لیراوی های ساکن  سیف آباد می گویند : در زمان کریم خان  اجداد ما به این منطقه تبعید  می شوند  و در نزدیکی بالاده روستایی را  به نام لیراوی بنیان می نهند .  که هر چند امروز متروک شده است ولی هنوز بقایای آن  و زمینهای کشاورزی اش  به نام لیراوی    معروف هستند .  مقصد اصلی ما بالاده  است و برای نهار  دکتر گندمکار منتظر ماست  اما آن چنان مهر این سیف آبادی ها بردل مانشسته است  که با تاخیر  خود را به نهار دکتر و پسر عموی اش  می رسانیم  هر چند که با زحمت  از دست لیراوی های  سیف آباد  بیرون می آییم .  مردمان پاک  و صافدلی که  مهربانی را  از عمق نگاه تک تکشان  می توان  می خواند  .

      از آقایان شفیعی و قاسمی ها که  همه از یک طایفه  و اقوام نزدیک هستند  خداحافظی  می کنیم  تا خود را به بالاده کازرون برسانیم .

 دکتر گندمکار مرتب تماس  دارد  و مسیر حرکت ما را رصد می کند . در ورودی  شهر بالاده با پیشواز مهربانانه دکتر گندمکار  روبه رو می شویم .

 در همان آغاز به مرکز پژوهشی پزشکی  و علمی که تحت مدیریت دکتر گندمکار است می رویم . مرکزی که  ماموریت آن  پیشگیری  از بیماری هاست و 93 روستای منطقه  را زیر پوشش دارد  . به همراه دکتر چرخی در مرکز  پژوهشی  سلامت ( کهورت بالاده )  می زنیم . این مرکز  وابسته به  دانشگاه علوم پزشکی تهران (پژوهشکده  گوارش وکبد تهران ) و علوم پزشکی فارس می باشد .  

 مجری این طرح جناب آقای دکتر  رضا ملک زاده  وزیراسبق  بهداشت و درمان  می باشد . دکتر ملک زاده  در حال حاضر معاون  پژوهشی  وزارت بهداشت ،درمان  و آموزش پزشکی است . مسئولیت این طرح  هم بر عهده دکتر عبدالله گندمکار است که  این عزیزان هر دو از افتخارات طایفه لیراوی در بالاده کاررون   می باشند .

 طرح کهورت پارس  یکی از طرحهای  بزرگ مطالعاتی  در جنوب ایران می باشد  که می تواند  مسیر درمان  را موثرتر ، ساده تر و  ارزانتر نماید  واز بیماری های  غیر واگیری مانند  سکته های قلبی و مغزی ، بیماری های کبدی و کلیه ای ، سرطان ها و... جلوگیری نماید .

 این مرکز پژوهشی  جمعیت بالای  چهل سال  بخش  جره ی بالاده  که حدود ده هزار نفر می باشند را  تحت پوشش خود دارد .

 پس از  دیدار  از مرکز  پژوهشی  بالاده به سمت  منزل  حشمت الله راستی  پسر عموی  دکتر می رویم  در اینجا  دیداری  با حاج  حاج میرزا اسماعیل  راستی داریم . حاج  اسماعیل عموی دکتر  و پدر  آقای راستی است . او یکی از نام آوران  طایفه  لیراوی بالاده  و از تفنگچیان  بزرگ منطقه بوده است .  عده ای از عموزادگان دکتر  و آقای راستی به جمع ما می پیوندند .  خوشحالی زایدالوصفی  به همه دست داده است . روایت های مشترکی  از زبان لیراوی های مقیم  بالاده می شنویم  که مطابقت  بسیار نزدیکی از روایت لیراوی ها  استان بوشهر از حمله کریم خان  به لیراوی دارد .

 دکتر گندمکار  از شجره نامه ی  خانوادگی  اشان  می گوید.  از حمله کریم خان  و سپس عفو  این قوم  و مهاجرت به  منطقه ای  نزدیک بالاده  به  نام جلگه گره (جره )  که هنوز زمینهای  کشاورزی آن به نام  لیراوی موسوم است  وقول بازدید  از روستای متروکه لیراوی را به ما می دهد .

 دیگر عزیزی که  که در جمع ما حضور  داشت فرهنگی دوست داشتنی  آقای رضا  گندمکار بود که فوق لیسانس مترجمی  زبان انگلیسی دارد  و  چنین می گوید :  همیشه احساس می کردم که دست روزگار  ما را از سرزمینی  دیگری  به اینجا کشاندنده است گرچه می دانستیم که اجداد ما از منطقه لیراوی بوده اند ولی پیوند اصلی را گم کرده بودیم.

حشمت راستی می گوید: اجداد ما وقتی از شیراز به منطقه بالاده می آیند در سرزمینی اسکان می گیرند که این منطقه تاکنون بانام لیراوی معروف است. بعدها محمد حسن خان کرایی آن ها را به بالا ده می آورد. از ویژگی لیراوی های این منطقه تعصب و علاقه فامیلی بوده است که نسبت به هم داشته اند و سال ها به دنبال گمشده ی خودمان بودیم. هرچند که می دانستیم اصالت ما به لیراوی می رسد.

 کرامت گندمکار فرزند ملک از دیگر عموزاده های دکتر و از لیراوی های این منطقه می باشد. وی بسیار علاقمند است تا نسبت به پیشینه ی فامیلی و اصالت خاتنوادگی خود و چگونگی پیوند لیراوی ها با هم خواستار  آشنایی و ارتباط  بیشتر است.

عبدالخالق گندمکار فرزند مرحوم ملک  می گوید : طایفه ما  بیشتر به طایفه کاحاصل معروف است و آرزوهای همیشگی ما بود که ریشه و تبار خود را بیشتر بشناسیم. این آرزو امروز محقق شده است. هرچند که از قبل می دانستیم که اصل و تبار ما از لیراوی بوده است ولی امروز این ارتباط ایجاد شده  است.

آقای علیرضا خلیفه زاده هم که به اتفاق هم راهی این سفر شده ایم نکاتی را یادآوری می نماید از جمله اصطلاحات و ضرب المثل های مشترک طوایف لیراوی در دو منطقه را مطرح می نماید.

بعد از صرف نهار  به اتفاق دکتر گندمکار و عمو زاده ها به محل روستای اولیه و متروکه شده لیراوی می رویم. مکانی که هنوز نام  لیراوی را بر خود و زمین های اطرافش دارد. چند عکس می گیریم و برمی گردیم تا به منزل دیگر عموی دکتر یعنی حاج اکبر برویم. تعدادی دیگر از اقوام و بستگان لیراوی در منزل حاج اکبر جمع شده اند تا به دیدارشان برویم و پای سخنانشان بنشینیم. اخلاق خوب، بزرگ منشی و تواضع این مردان نیک واقعا ستودنی است. حس و حال خوبی از نشست های امروز با اهالی لیراوی بالاده پیدا کرده ام. هم بنده و هم آقای خلیفه زاده احساس می کنیم که پس از سال ها گم شدگانی عزیز را پیدا کرده ایم و همین احساس را از نگاه این عزیزان می خوانیم. حاج اکبر از خاطرات و شنیدنی های خود از بزرگان قوم برایمان  می گوید و یکی از جالب ترین بخش سخن های ایشان نقل قولی از بزرگان طایفه لیراوی است که خاستگاه و سکونتگاه اولیه آن ها را روستای گربه ای ذکر می کند روستایی در قلب بلوک لیراوی که  تابع شهرستان دیلم می باشد. صحبت های زیادی مطرح می شود ولی بی وفایی ضبط صوت ما در ضبط این مطالب ناتوان گذاشت تا تنها به ذکر گوشه هایی از این نشست بسنده کنیم.

در منزل عموی دیگر دکتر گندمکار بساط عروسی برپاست. برای عرض تبریک و سلام راهی منزل خانوده داماد می شویم. امروز لطف و احسان لیراوی های مقیم بالاده ما را شرمنده خود ساخته است. مردمانی سراسر پاک و مهربان و با احساس که هرچند دل کندن از آن ها آسان نیست ولی چه باید کرد که گرفتاری ها روزگار فرصت بیشتر ماندن را نمی دهد. از دوستان اصرار بر ماندن و ما تصمیم بر برگشتن به گناوه داریم.

دمدمه های غروب از بالاده بیرون می زنیم ولی قول می دهیم که به زودی برگردیم.

 ادامه دارد  -      غلامرضاکرمی

منبع هفته نامه دریادلان


آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 مهر 1394 03:52 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر