تبلیغات
لیـــــــــــــــراوی - بندر مهروبان طرح و نقشه

بندر مهروبان طرح و نقشه

یکشنبه 7 خرداد 1396 11:34 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


مجموعۀ «آثار شهرهای باستانی» که تاکنون چیزی درحدود 30مجلد از آن به طبع رسیده یکی از آثار مرجعی است که شهر به شهر و روستا به روستای ایران را به مخاطب معرفی نموده، خواننده اش را با خود از بزرگ ترین شهرهای چندهزارساله به کوچک ترین روستاهای دورافتاده می برد و حاوی نکاتی است بسیار جذاب و خواندنی. این مجموعه که به همت "انجمن آثار مفاخر فرهنگی" و "انتشارات روایت" و با مشارکت و حمایت معاونت امورفرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و استفاده از تسحیلات حمایتی منتشر گردیده، همچنین یکی از معتبرترین منابع و مراجع برای محققین است و تصاویر و عکس های قدیمی و اسناد و مدارکی که در لابه لای صفحات آن به چشم می خورد، بر ارزش علمی آن افزوده است.

در مقدمۀ جلد دوم این مجموعه که تحت عنوان فرعی«سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان» که توسط احمد اقتداری منتشر شده، آمده: "سال ها پیش که هنوزم شور و شوق جوانی درسربود، با فحصی در کتاب «جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی» تالیف مرحوم لسترنج به فکر آن بودم تا درباب شهرهای کهنی که بر کرانه های خلیج فارس و دریای عمان و بر جزایر این دریای پُرماجرای دنیای قدیم، روزگاری آبادان بوده اند و با گذشت زمان حتی نام آنها از خاطره ها رفته، و تنها در دل پراسرار کتب نام برخی از آنها به جامانده است، جستجویی کنم و حاصل مطالعات و تحقیقات خود را به صورت کتابی منتشر سازم، با انتشار کتاب ارجمند«اقلیم پارس» که به همت انجمن آثار ملّی منتشرشد و مولف دانشمند آن دقت و کوشش بسیار برای تدوین آن کتاب به کاربست، چراغ راهی برای اندیشۀ ناآرام خود یافتم و دریافتم همان بهتر که حاصل بررسی های خود را با ذکر آثاربازمانده از روزگاران کهن و کشف جای شهرهای قدیم، به مرحلۀ تدقیق برسانم."

باتوجه به شک و شبهاتی که اخیراً درخصوص نام خلیج همیشه فارس ازسوی همسایگان جنوبی و عرب زبان مان مطرح شد که موجی از اعتراضات را نیز به شیوه های گوناگون به راه انداخت، ما نیز نیک دیدم که درگام نخست یکی از شهرها و بنادرباستانی این خلیج نیلگون را معرفی نماییم تا ضمن نیل به هدف اصلی مان که همانا معرفی آثارباستانی شهرهای ایران زمین است، اسناد و نقشه هایی کهن که در آن نام این خلیج و دریای نیلگون، "فارس" ذکر شده را نیز بازنشر دهیم. ازسویی از آن جا این که این مطلب نخست به دلیل مقدمۀ مفصلی که در ابتدای آن گنجانده شده، بیش از حد به درازا کشید، لکن ناچاریم معرفی آثار این بندر زیبای "مَهروبان" را به مقالی دیگر واگذارده و تنها به اختصار به معرفی این بندر زیبا بر اساس متون و مستندات کهن، بسنده کنیم.

بندر مَهروبان

در متون قدیم بر ساحل شمالی خلیج فارس، مرز فارس و خوزستان را بندر«مَهروبان» نوشته اند که برساحل خلیج فارس و سرحدٌ ولایت «اَرٌجان» بوده است و مشهورتر بندر دریای عمان را بندر «تیس» ذکر کرده اند که برساحل دریای عمان و در کرانه ی مُکران بوده است و در ساحل جنوبی خلیج فارس، حتی به روزگارانی بس قدیم، از بندرهای «میش ماهیگ و اوال» و «ایکاروس» که درون جزیره هایی نردیک به ساحل جنوبی خلیج فارس قرارداشته اند، نام رفته است که رابط سرزمین های دور دست شرق و غرب عالم بوده اند و نقطۀ ارتباط تمدن های بین النهرین و ایلام و هند و سوداگری و بازرگانی دریایی اقوام هند و اروپایی و سامی و برخورد فرهنگ و تمدن های ایرانی و فینیقی و تُدمری «پالمیری» و رومی و یونانی گشته اند.

پس، بر مولف این کتاب فرض بود از بندر «مهروبان»، که اکنون دیهی از توابع بندر دیلم به نام «شاه عبدالله» برجای آن است تا بندر «تیس» و چابهار و خلیج گواتر در طول ساحل شمالی خلیج فارس، کرانۀ ساحل و درون درٌه های ناآبادان و صعب و سخت این راه دراز را بپیمایم و استقصا کنم و آگاهی گیرم و در عین حال بشب های سفر نیز بمطالعه ی کتب و متون بپردازم.

با مدد لطف خداوند سبحان از بندر دیلم آغاز نمودم و درطول چندهزار کیلومتر سواحل خلیج فارس و دریای عمان، سفرهای دراز چند ماهه کردم تا به چابهار و تیس رسیدم و از «پسابندر» مکران گذشتم با دیگر، از بلوچستان و گُواتر آغاز سفر کردم و بندر دیلم باز آمدم، و نیز در هر فرصت و هر موقعیت دیگر با هواپیما و زورق و کشتی و اتومبیل و اسب و الاغ و استر و شتر و پیاده از درون دره ها و بیابان ها و گذرگاه های بی آب، علف و بر قلٌه و کمرکش کوه ها گذشتم، کاویدم و جستجو کردم، یک بار در دریا غوطه ور شدم، باردیگر از رنج بی آبی و ناخوشی درمعرض تلف افتادم، به جزیره های غیرمسکون شتافتم و تا سواحل جنوبی خلیج فارس و امارات آن به جستجو و عکسبرداری پرداختم، بحرین و کویت و ریاض و قطیف و لحسا وهَفوُف و دٌمام وخ ُور و ذهران و تاروت و ثاج و جزایر خارک و هرموز و سُری و کیش و لارک و هنگام و قشم و لاوان و جزایر متعدد واقع برقرب ساحل جنوبی خیلج فارس چون جزایر «ابوظبی» و مجمع الجزایر بحرین و جزیرۀ «فَیلکه» و غیره را دیدم و بازیافتم و بازشناختم. موزه ها و کتابخانه های همسایه و غیرهمسایه از «بیروت» و « نیکوزیا» و «بغداد» و «کویت» گرفته تا «موزه بریتانیا» و موزه «لوور» و موزۀ جزیرۀ «یوتلند» دانمارک، بعضی را با سفر و دیدار، برخی را باخواستن کتاب ها و مجلات و عکس ها و گزارش های باستان شناسی وارسی و کنجکاوی نمودم و حاصل این دیدارها و پژوهش ها را به صورت کتاب حاضر درآوردم که در بیست و یک فصل با نقشه ها و تصاویر فراوان به زیور طبع آراسته گردیده است.

فصول کتاب از آخرین بررسی های علمی دربارۀ چگونگی موقع جغرافیایی و تاریخی هر شهر و آثار و اتلال کهن آن ناحیه، تا آن حد که بر کرانۀ دریا یا درون جزیره ها بوده است، بحث می کند. شهرهای باستانی که دربارۀ هریک، فصلی از این کتاب اختصاص یافته است. به ترتیبی که در کتاب مذکور افتاده است، عبارتند از: مَهروبان، سی نیز، گَنابا، تُوزو دشتستان، ریِشهر، دشتی و تنگستان، بُتانه و بَردِستان، سیراف، نابَند و کوشکنار، کُنگ و لِنگه، گُمبرون و سورو، جَرون و میناب، شهر تیس، بر ساحل خلیج فارس و دریای عمان و شهرهای: هرموز و لارَک و کِشم و هَنگام، کیش و سٌری، خارک، اُوال و میش ماهینگ، که امروز بحرین خوانده می شود و ایکاروس که امروز فَیلَکَه خوانده می شود در جزیره های خیلج فارس."

جغرافیاى تاریخى شهر مهروبان

در كتاب جغرافیاى تاریخى سرزمینهاى خلافت شرقى آمده است: «به فاصلۀ كمى از رودخانۀ شیرین یعنى رودخانۀ زهره كه به تازگى برودخانۀ طاب موسوم شده  است بندر مهروبان در مرز غربى فارس واقع است. این لنگرگاه اولین بندرى بوده كه كشتى‌ها وقتى از بصره و مصب دجله بعزم هند بیرون مى‌آمدند بآن مى‌رسیدند و این بندر یعنى مهروبان، بندر ارجان بشمار مى‌آمد و در قرن چهارم هجرى شهرى معمور بود و مسجدى خوب و بازارهائى آباد داشت.

بنابرآنچه در سفرنامۀ ناصر خسرو آمده است، یعقوب لیث تا این شهر را گرفته است و شاید خود باین شهر آمده، و ناصر خسرو نام او را بر منبر مسجد آدینۀ این شهر نوشته دیده است. ابن البلخى در قانون مال پارس گوید: «پارس با عشر مركبهائى كى بسیراف بیرون آید و مهروبان، دو هزار هزار و صد پنجاه هزار دینار.»  ٢ از این گفتۀ ابن البلخى و ذكر نام مهروبان در ردیف سیراف براى عشر مركبها یعنى گمرك كشتى‌ها معلوم مى‌شود كه مهروبان بروزگار ابن البلخى بندرى بزرگ و براى خزانۀ دولت قابل اهمیت بوده است. بروزگار تألیف كتاب المسالك و الممالك ابن خرداذبه، در ذكر كورۀ اردشیرخوره، در رستاقهاى آن سى‌نیز و سیراف ذكر شده ولى مهروبان ذكر نشده و در كورۀ سابورخوره هم ذكرى از مهروبان نیامده است. مهروبان با آبادانى بندر سى‌نیز و رونق آن بتدریج از آبادانى افتاد، و با برآمدن قرمطیان، مانند سى‌نیز ویرانه گشت.


در قریۀ عامرى نیز آثار خرابه‌ها و پى و بندها و دیوارهاى بارو و قلعه‌ها و آب‌انبارها نمایان است، كه بى‌شك بروزگار آبادانى مهروبان ساخته شده، و با ویرانى مهروبان ویران شده‌اند. پیوستگى تاریخى مهروبان و خرابه‌هائى كه فعلا در قریۀ عامرى وجود دارد. محل تردید نیست و در حفاریهاى علمى باستانشناسى هر دو منطقه حائز اهمیت خواهندبود. محمد حسن خان صنیع الدوله فرزند اعتماد السلطنه حاجى على خان، در مرأت البلدان، مهروبان را از شهرهاى مشهورخوانده و به نقل از حمزۀ اصفهانى گوید كه دریا در این محل به فارسى «زراه‌افرنگ» نامیده مى‌شود.


آخرین ویرایش: یکشنبه 7 خرداد 1396 12:00 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر