مروارید عمان در شعر قاآنی

دوشنبه 19 شهریور 1397 10:10 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
گیرم که عنبرین سخنت نافه ختاست
کس نافه ارمغان نبرد جانب ختا
ختلان و خنگ چاچ و کمان، روم و پرنیان
توران و تیر مصر و شکر هند و توتیا
کرمان و زیره بصره و خرما بدخش و لعل
عمان و در حدیقه و گل جنت و گیا

آخرین ویرایش: دوشنبه 19 شهریور 1397 10:10 ق.ظ

 

شهر صفاره دشتستان

دوشنبه 5 شهریور 1397 03:11 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
اختصاصی اتحادخبر/ انجمن گردشگران دشتستان معرفی می کند(10)؛

اتحاد خبر: روزهای سه شنبه در تقویم انجمن گردشگران دشتستان ​"در روستا​" نامگذاری شده که هر هفته با کمک اعضاء انجمن به معرفی یکی از روستاهای دشتستان می پردازد، این هفته در یک گفتگوی مجازی به معرفی شهر باستانی صفاره پرداختیم. این شهر در شمال روستای دهقاید از توابع بخش مرکزی شهرستان دشتستان قرار داشته که قسمتی از آن توسط باستان شناسان حفاری...

اتحادخبر: روزهای سه شنبه در تقویم انجمن گردشگران دشتستان ​"در روستا​" نامگذاری شده که هر هفته با کمک اعضاء انجمن به معرفی یکی از روستاهای دشتستان می پردازد، این هفته در یک گفتگوی مجازی به معرفی شهر باستانی صفاره پرداختیم.
                                                            <br>

                    <div class= داغ کن - کلوب دات کام

آخرین ویرایش: دوشنبه 5 شهریور 1397 03:10 ب.ظ

 

برنو تفنگ لر

دوشنبه 5 شهریور 1397 01:06 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

وبلاگ لیراوی توضیح : من در بعضی از عکس های مشروطه خواهان بختیاری می بینم که به اشتباه از تفنگ برنو نام برده اند . در حالی که برنو تفنگ جنگ جهانی دوم است. 


برنو تفنگ قوم لر


بـِرنو (به چکی: vz. 24) تفنگی گلنگدنی از خانواده موزر ژ۹۸ است که پس از جنگ جهانی اول در چکسلواکی طراحی و بین سال‌های ۱۹۲۴ تا ۱۹۴۲ در این کشور تولید شد.
کالیبر برنو مثل دیگر تفنگ‌های موزر ۷٫۹۲ میلی‌متر است و از فشنگ‌های موزر ۷٫۹۲x۵۷ استفاده می‌کند. طول لوله آن ۶۰ سانتی‌متر است که در مقایسه با موزر ۹۸ پانزده سانتی‌متر کوتاه‌تر و خوش‌دست‌تر است. مبنای نظری انتخاب لوله کوتاه‌تر این بود که کوتاه شدن لوله تفنگ تاثیر ناچیزی بر خصوصیات بالیستیکی گلوله و در نتیجه دقت آن در بردهای متعارف جنگی می‌گذارد یا به عبارت دیگر کاهش دقت تفنگ با کوتاه‌شدن لوله در مسافت‌های کوتاه و متوسط ناچیز است اما کاربردپذیری و خوش‌دستی آن را بسیار افزایش می‌دهد.
واژه vz. که در نام دیگر تفنگ‌های چکسلواکی نیز دیده می‌شود- مخفف واژهٔ چکی vzor به معنی مدل است و ۲۴ نیز به سال آغاز تولید و انتخاب این تفنگ به عنوان سلاح سازمانی نیروهای مسلح چکسلواکی اشاره دارد. برنو نیز نام شهری است که یکی از کارخانه‌های اصلی تولید این تفنگ در آن قرار داشت و تفنگ‌های ارتش ایران در آن‌جا تولید می‌شد.
برنو علاوه بر چکسلواکی در کشورهای دیگری همچون رومانی، تایلند، چین، گواتمالا، اکوادور، ترکیه، بولیوی و ایران نیز به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار گرفت. بیشتر تفنگ‌هایی که به سفارش کشورهای آمریکای جنوبی تولید شدند با کالیبرهای ۷x۵۷ موزر اسپانیایی و ۷٫۶۵x۵۳ آرژانتینی ساخته می‌شدند. پس از اشغال چکسلواکی توسط آلمان در سال ۱۹۳۸ کارخانه‌های تولید این تفنگ به دست آلمانی‌ها افتاد و تولید آن با توجه به شباهت بسیار به تفنگ‌های موزر ژ۹۸ و کارابینر ۹۸ ادامه یافته و تفنگ‌های موجود به راحتی وارد ارتش آلمان شده و در جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفتند.
برنو کوتاه با نام چکی vz. 33 مدل کوتاه‌تر و سبک‌تر برنو است که تولید آن از سال ۱۹۳۳ آغاز شد و تفاوت جزئی با کارابینر ۹۸ سلاح سازمانی ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم دارد. در این مدل وزن سلاح از ۴٫۲ به ۳٬۳۵ کیلو و طول آن از ۱۱۰ سانتی‌متر
تا قبل از سال ۱۳۰۹ در نیروهای مسلح ایران تفنگ‌های مختلفی شامل مدل‌های مختلف تفنگ‌های موزر آلمانی، تفنگ‌های نوغان (Mosin Nagant) روسی و انفیلد و دیگر تفنگ‌های انگلیسی کاربرد داشت. 
رضا شاه که به خطرات استفاده سربازان از تفنگ‌های متفاوت آگاه بود تصمیم به انتخاب یک سلاح سازمانی برای ارتش ایران گرفت، در روز هفتم بهمن ماه ۱۳۰۹ (۲۷ ژانویه ۱۹۳۰) درپی یک بررسی طولانی، رضا شاه که فرمانده کل نیروهای مسلح بود موافقت کرد که یکی از مدل‌های «ماوزر» پس از یک دوره آزمایش چندساله، تفنگ رسمی ارتش ایران شود. این آزمایش روی ماوزرهای «وی‌زی ۲۴» (VZ24) ساخت سال ۱۹۲۴ چکسلواکی صورت گرفت و ستاد ارتش در سال ۱۹۳۴ (۱۳۱۳) به آن نمره قبولی داد. کارخانه ماوزر بعداً شعبه خود را در شهر «برنو» واقع در ایالت موراویای چکسلواکی دایر کرد و دولت ایران که مشتری کمپانی «اشکودا» بود ترجیح داد که تفنگهای ماوزر ساخت شهر برنو را خریداری کند. از آن پس در ایران نام «برنو» بر تفنگهای ماوزر گذارده شد که پنج تیر و تک تیر بودند. از دهه ۱۹۴۰، ایران خود دست به ساختن برنو زد و آن را در کارخانه‌های تسلیحات (معروف به مسلسل‌سازی واقع در نزدیکی دوشان تپه) تولید کرد.
در سال ۱۹۳۵ ارتش آلمان نیز تصمیم به انتخاب مدل کوتاه‌تر و سبک‌تری از موزر به عنوان سلاح سازمانی گرفت، تصمیمی که پیشتر در بریتانیا نیز با انتخاب مدل کوتاه‌تر اس‌ام‌ال‌ئی انفیلد گرفته شده بود. موزر کارابینر۹۸ که شباهت بسیار زیادی به برنو داشت در سال ۱۹۳۵ جایگزین موزر ژ۹۸ به عنوان سلاح سازمانی این کشور شد. این تفنگ بلافاصله مورد توجه سربازان ارتش قرار گرفت، این سلاح آنچنان خوشدست بود که تا پایان جنگ جهانی دوم استفاده می‌شد. هنگامی که آمریکا وارد جنگ جهانی دوم شد تفنگ ام یک سلاحی بود که آمریکایی‌ها با آن می‌جنگیدند. ام۱ برخلاف تفنگ‌های روز دنیا از سیستم نیمه‌اتوماتیک استفاده می‌کرد و برای شلیک دوباره نیاز به کشیدن گلنگدن نداشت. این سیستم هرچند دقت تفنگ را کاهش و وزن سلاح را افزایش داده و احتمال گیر کردن و داغ کردن آن را بالا می‌برد اما قدرت آتش و سرعت بسیار بیشتری را به سربازان به خصوص در فاصله‌های کوتاه می‌بخشید. تفنگ‌های موزر با آنکه بسیار خوشدست بود ولی در جنگهای تن به تن از فاصله نزدیک به کارامدی ام یک نبود. زیرا گلنگدن آن باعث کند شدن عملکرد آن می‌شد. به همین سبب با آنکه دقت تیر ام یک از برنو کمتر بود ولی تا آنکه گلنگدن آن کشیده شود، سربازان آمریکایی توان شلیک هشت تیر پیاپی را داشتند. به همین جهت در اواخر جنگ آلمان نازی مدل اس‌تی‌جی ۴۴ که تفنگی اتوماتیک با فشنگ کوتاه‌تر و برد کمتر بود را وارد خدمت کرد.
برنو آنچنان مدل موفقی بود که با گذشت سالها حتی مدلهای باقی‌مانده در اسلحه‌خانه‌های ارتش ایران در اواخر جنگ ایران و عراق هنگامی که سایه فقر بر ارتش ایران گسترده شده بود، به عنوان سلاح تک تیرانداز همانند جنگ اول و دوم جهانی مورد استفاده قرار گرفتند.
مدلی که در ایران با نام برنو شناخته می‌شود مدلیست که به ایران فروخته شده بود. این سلاح با توجه به دقت بسیار بالا حتی امروزه نیز مورد توجه تیراندازان و شکارچیان قرار دارد. امروزه مدل بهینه‌سازی شده همین سلاح گلوله‌زنی برای استفاده شخصی همانند شکار توسط ماوزر و دیگر کارخانه‌های اسلحه سازی ساخته می‌شود. همچنین بسیاری از تفنگ‌های گلوله زنی سیستم گلنگدن بر پایه این سلاح را دارند. زمانی که سلاح ام یک وارد خدمت ارتش ایران شد، ارتش بسیاری از سلاحهای برنوی باقی‌مانده را فروخت، برخی از آنها با مزایده وارد بازار داخلی شدند که همکنون نیر با وجود کارکرد دراز مدت همچنان در دست شکارچیان داخلی بسبب نبود سلاحهای جدید می‌گردند و برخی نیز به خارج فروخته شدند و برخی بعنوان آهن پاره روانه صنایع فولاد شدند. امروزه بسیاری از کلکسیونرهای سلاح علاقه‌مند خرید مدلهای آنتیک این سلاح هستند. نشانهایی که درست جلوی گلنگدن روی جان لوله قرار دارد حکایت از ارتشی دارد که آن سلاح در آن خدمت کرده، امروزه می‌توان در کلکسیونها سلاحهای برنوی متعلق یه ارتش ایران، عثمانی و امپراتوری آلمان را یافت.
همچنان که ذکر شد برنو مشتریان بسیاری در سراسر جهان دارد، بهمین سبب کارخانه اسلحه سازی ماوزر که هم اکنون تبدیل به کارخانهٔ اسلحه سازی با تولید مصارف شخصی شده، این سلاح را در انواع و کالیبرهای گوناگون می‌سازد. گراورها و قنداقهای آنها بسیار گوناگون بوده و برخی از آنها با گراورکاری‌های بی‌نظیری ساخته شده و با قیمتهای کلان هزاران دلاری مشتریان خاص خود را می‌یابند و برخی در ساده ترین شکل ممکن با قنداق پلاستیکی بدون گراور به قیمت چند صد دلار قروخته می‌شوند. در سلاحهای شکاری، علاوه بر مارک و جنس قلمکاریهای موسوم به گراور عمده تعیین کنندهٔ قیمت سلاح می‌باشد.
تفنگ برنو پس از ورود به ایران در ردیف سلاح‌های سازمانی ارتش قرار گرفت امابا ورود تفنگ ام ۱ جای خود را به این تفنگ نیمه خودکار داد. اما همچنان جایگاه خود را در بین مردم و بخصوص عشایر لر حفظ نمود چرا که به عقیده آنها برنو بهترین بوده و هست. دسترسی عشایر به این سلاح بعد از شهریور ۱۳۲۰ و انحلال ارتش ایران در پی حمله متفقین صورت گرفت.
برنوهای ساخت ۱۳۰۹ و ۱۳۱۷ از اهمیت و قابلیت‌های بالاتری برخوردار هستند اما مدلی قدیمی تر از این اسلحه وجود دارد که نقش شاهینی در حال پرواز را برخود دارد که ورود آن را به سال ۱۲۹۸ و توسط میرزا کوچک خان نسبت می‌دهند به ۱۰۰ سانتی‌متر کاهش یافته‌است.   


آخرین ویرایش: دوشنبه 5 شهریور 1397 01:15 ب.ظ

 

میادین نفتی اسامی جدید و قدیم

یکشنبه 4 شهریور 1397 08:38 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

 مقاله : منابع با اهمیت  نفتی(مستقل و مشترک ) منطقه  

* عبدالرضا کیانی ده کیانی

 مستند به برآوردهای فنی مراجع ذیصلاح بیش از 50 درصد منابع نفتی امروز جهان در حوضة خلیج فارس واقع شده است و 75  درصد نیاز نفتی غربی ها و ژاپن را تأمین می نماید نخستین چاه نفت در پنسیلوانیا توسط کلنل ادوین در یک امریکائی حفر شد،

 و تأسیس استاندارد اویل توسط راکفلر و تقسیم آن به 30 شرکت از جمله استاندارد اویل آف نیوجرسی و موبیل اویل و استاندار اویل و آف کالیفرنیا بودند، و بعدها در امریکا دو خواهر دیگر چون گلف اویل و تگزاکو با سرمایه خانواده مورگان و راکفلر زاده شدند، در (اواخر قرن 19 و آغاز قرن 20م) کمپانی انگلیسی شل و هلندی رویال داج اتحاد تاکتیکی نموده و ششمین خواهر کمپانی های نفتی ایجاد شد با ریاست هانری دترکنیگ هلندی و هفتمین خواهر نفتی بنام بریتیش پترولیوم بود،

در 1901 م ویلیام ناکس دارسی با قرار دادی 60 ساله امتیاز نفت ایران با بازپرداخت 16% از سود مالیه آن به دولت ایران را در اختیار گرفت،[1] با سماجت رینولدز در (1908م) نخستین چاه نفت خلیج فارس در مسجد سلیمان بنام نفتون یا چاه شماره یک کشف و به استخراج رسید ،

و خبر آن زودتر توسط آرویلسون ستوان ارتش به لندن مخابره شد و سال بعد شرکت نفت ایران و انگلیس تأسیس گردید، و 51 درصد سهام شرکت توسط حکومت انگلیس در قالب بریتیش پترولیوم شکل گرفت، و استعمار نفتی در خلیج فارس بوجود آمد. در تقسیم سهام استعماری درصدی به شرکت نفت انگلیس و ایران و همین میزان به رویال داچ شل و کمپانی فرانسک دوپترول و 2 کمپانی امریکائی استاندارد اویل آف نیوجرسی و موبیل اویل و سهم آقای 5درصد (گالوست گلنبگیان) هم محفوظ بود، و بعدها در ادغامی بزرگ کارتل بین المللی نفت شکل گرفت، و حوزۀ نفوذ خود را با همة ابزارهای در اختیار خود در جهان تعیین نمودند، تا در برابر هرگونه مخالفتی اعم از ملل ودول مختلف متحد وارد عمل شده و آنان را سرجای خود فروبنشانند، و بازار بین المللی سرمایه داری نفت را در انحصار خود گرفتند،

 و درآمدهای کلان از سوداگری نفت به کمپانی  هفت خواهران نفتی این جسارات را داد که در فعالیتهای متعدد اقتصادی و نفوذ در بانک ها نوعی مرکزیت امپراطوری مالی ایجاد نماید، اما شعار خانواده آقای 5 درصد (گلبنگیان[2]) این است- باید بگویم که در سوداگری نفت حتی به بهترین دوستان هم نباید اعتماد داشت بالاخره در رقابت های اقتصادی منابع نفتی ایران و عراق در اختیار انگلیس و منابع نفتی عربستان در اختیار امریکائی ها قرار گرفت[3]، و شرکت جدید (اعراب- امریکا اویل کمپانی[4]) تأسیس شد، پای آمریکائی ها در حوزه های نفت خیز عربستان و بحرین گشوده گراید،

      آغاز دهه 1950م طوفانی بود در 1951م نهضت ملی ایران[5]  به رهبری دکتر محمد مصدق در جهت حق حاکمیت ملی ایران بالا گرفت، اما سایر کشورهای نفتی بجای حمایت از آن در نوسانات بازار نفتی به سود جویی و تأمین منافع خود پرداختند،[6] تحریم و محاصره غربی ها فروش نفت ایران را متوقف نمود تا 1953م که دولت ملی ایران ساقط گردید، و قرارداد کنسرسیوم نفتی به مدت 25 سال به امریکائی ها واگذار گردید، که کمپانی های انگلیسی و دیگر کشورهای غربی هم بی نصیب نماندند، سهم امریکائی ها در خلال(1950 تا 1955م)در استخراج نفت از 40% به بیش از 60% رسید[7]

  در این منطقه که از دریائی کم عمق و در واقع حاشیه ای از اقیانوس هند می باشد و وسعت آن حدود 50 درصد بحر خزر می باشد  وبالغ بر 57 حوزه نفتی در خلیج فارس وجود دارد که فعال و مورد بهره برداری قرار می گیرند بطوری که برخی از این حوزه ها در محدودة قلمرو دریائی بعضی از کشورهای حاشیه شمالی و جنوبی منطقه و منطقة آزاد قرار دارند و برخی نیز مشترکاً مورد بهره برداری قرار می گیرند،

(الف)- اسامی و اماکن حوزه های نفتی شمالی خلیج فارس:

1) میدان نفتی هندیجان - ایران[8]

2) میدان نفتی بهرگاسر- ایران

3) میدان نفتی نوروز  -  ایران

4) میدان نفتی اردشیر  ایران(ابوذر) فعلی

5) میدان نفتی داریوش- ایران(درود) فعلی

6) میدان نفتی سیروس- ایران(سروش) فعلی


ادامه مطلب
آخرین ویرایش: یکشنبه 4 شهریور 1397 08:47 ق.ظ