ایل لیراوی یا ایل جاکی؟

دوشنبه 12 آذر 1397 03:13 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

ایل لیراوی یا ایل جاکی؟

نویسنده : علیرضا خلیفه زاده 

اولین کسی که بدون اشاره به فارسنامه در این تقسیم بندی تردید ورزیده محمدعلی خان پرویزی (متولد۱۲۷۰خ) است. او در هنگام گفتگو با احمد اقتداری در چرام گفته است:

«چهار بنیچه کهگیلویه طوایف، نویی، چرام، بی رحمه و دشمن زیاری بوده اند و چهار بنیچه لیرووی: لیرووی، باوی، طیبی و بهمئی بوده اند.»

که می بینیم که به دو چهاربنیچه کهگیلویه و چهاربنیچه لیراوی اشاره کرده است.

اما نخستین پژوهشگری که در تقسیمات ایل جاکی، تردید ورزید، نویسنده «تاریخ سیاسی کهگیلویه» بود، سید مصطفی تقوی مقدم می نویسد:

مؤلف فارسنامه، منبع تقسیم بندی خود و همچنین نحوه انشعاب ایل جاکی را ذکر نکرده است و نویسندگان پس از او هم صرفاً با اتکاء به نوشته ی وی همین تقسیم بندی را نقل کرده اند. اما به نظر میرسد که تقسیم بندی مذکور جای بحث دارد و باب پژوهش در مورد آن باز بوده و مسایل متعددی را در این مورد می توان مطرح کرد، از جمله اینکه: این امر محتمل است که ایلهای لیراوی کهگیلویه نه از ایل «جاکی»، بلکه از اعقاب ایل «کوی لیراوی» یا لیراوی باشند که حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده (ص۵۴۱) همانند ایل جاکی از آن نام برده است.» شواهدی مانند تاریخ گزیده (سال۷۳۰ق)، شیرازنامه (سال۷۳۴ق)،تاریخ عالم آرای امینی (حدود۶-۸۹۲ق) که هر کدام به ایل لیراوی و قلعه دیر آب و قلعه لیراوی و طایفه لیراوی بطور مستقل و بدون پیشوند و پسوند اشاره کرده اند؛ سند ۱۰۶۸ ق که چندین نفر با شهرت لیراوی در آن دیده می شود ولی کسی با شهرت جاکی در آن دیده نشد.

هم این دلایل و منابع تاریخی و هم اولین منبع مستند موجود، تاریخ گزیده که این دو ایل را دو ایل جداگانه نوشته است، بهترین راهنما برای این نتیجه گیری است که بگوییم ایل جاکی همیشه از ایل لیراوی جدا بوده و چون بعد از تاریخ گزیده ما فقط «منتخب التواریخ» نطنزی(۸۱۶ق)

که با ملاحظه آن منبع نوشته شده و سپس در عالم آرای عباسی نامی از ایل «جاکی» می بینیم و چون حوادثی که عالم آرای عباسی از ایل جاکی نقل می کند مربوط به اطراف بهبهان نیست بلکه مربوط به اطراف دهدشت می باشد که با این نشانه جغرافیایی ، احتمالا ایلات بویراحمد ، نویی، دشمن زیاری و چرام، برخی منشعب ازآن ایل و برخی متحد شده با آن هستند.

اما در تقسیمات ایل لیراوی می توان این نظریه را با توجه به مطالبی که در قسمتهای قبل آورده ایم، مطرح کنیم که: ایل لیراوی از سال ۵۵۰ تا ۱۰۶۸ق ایلی جدا از ایل جاکی بوده و انشعاب خاصی نداشته فقط انشعاب «کماوی» لیراوی؛ ولی میانه سالهای (۱۲۰۰-۱۰۶۸)شعاب بهمئی ، طیبی ، یوسفی و شیرعالی بوجود آمدند که هیچ نامی از آنها در سند سال ۱۰۶۸ق دیده نمی شود، کم کم با نامگذاری نام بزرگان خود بر مناطق تحت تصرف ایلشان(لیراوی) به جزئیات دیگری تقسیم شده اند.

با این توصیف جدید نگارنده، طوایف لر کوه گیلویه، چهارایل بزرگ لیراوی، جاکی ، آقاجری، و باوی بوده اند. و «لیراوی بر دو قسمت شده، یکی را لیراوی دشت که در دهات ناحیه لیراوی دشت مسکن دارند، و دیگری لیراوی کوه که بر چهار ایل قسمت گشته است: بهمئی، شیرعالی،یوسفی و طیبی...»

«لیراوی کوه و لیراوی دشت: یعنی جماعتی که در دشت و صحرا ، خانه گلین ساخته و توطن نموده اند، یا در کوهستان سردسیر و صحرای گرمسیر ییلاق و قشلاق کنند»

فارسنامه اهالی کهگیلویه را به دو قسمت #زیرکوه و #پشتکوه تقسیم میکند که «نواحی زیرکوه بر سه قسمت است:

#ناحیه_حومه_بهبهان

#ناحیه_زیدون

#ناحیه_لیراوی

«...ناحیه لیراوی دشت از اقسام نواحی زیرکوه است، اگرچه اهالی آن در اصل باالوار پشتکوه، از یک طایفه اند.

انتخاب و انتشار : #مجتبی_بدرقه در سایت 

#کانال_بهمئی_الیمایی

http://khantela.mihanblog.com/

منبع:

کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم ، علیرضا خلیفه زاده ، بوشهر ، انتشارات شروع، چاپ اول 1382 چاپ دوم 1393


آخرین ویرایش: دوشنبه 12 آذر 1397 03:18 ب.ظ