بهانه سرودن

پنجشنبه 17 اسفند 1396 10:06 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

پیشاپیش نوروز 1397 بر شما دوستان خوبم در هر کجا که هستید مبارک 

غزلی از دفتر اشعارم تقدیم به شما 

گاهی برای از تو سرودن بهانه نیست

چیزی شبیه شوق در اطراف خانه نیست

مثل همین دقایق خاموش  و سرد سرد

آواز گرم و مستی چنگ و چغانه نیست

ساکت نشسته ام لب دریا به یاد عشق

عشقی که رفت و نقشی از آن بر کرانه نیست

مانند عصر روز خداحافظی ببین

خورشید صبح چشم تو هم شادمانه نیست

غربت وزید و بغض غزل خیز خیس شد

جایی که بغض و مرثیه باشد  ترانه نیست


آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 اسفند 1396 10:08 ق.ظ

 

یا ضامن آهو

پنجشنبه 12 مرداد 1396 10:05 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

یا ضامن آهو

یکشنبه 12 آذر 1385 03:12 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

این مثنوی را تقدیم به ساحت  امام رضا (ع ) می کنم :

باد فرمان تو را تعظیم کرد

پرده ی تزویر را دو نیم کرد

گزمه ها حیران از این فرمان بری

گر سلیمان است  کو انگشتری ؟

نقش شیر روی پرده نوکرت

می خورد با یک اشاره منکرت

و آن  که در تابوتی از نیرنگ خفت

دشنه شد نیرنگ و در جانش نهفت

آفتاب چهر ه ات تابنده شد

چشم آهو انعکاس خنده شد

بی قراری را دوباره سر گرفت

اشک ها از دیدگان تر گرفت

التجا  آورد آهو  پیش  تو

- گو که آزادم کند  درویش تو

نا گهان صبح امید آغاز شد

طوق تقدیر از گلویش باز شد


آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 مرداد 1396 02:11 ب.ظ

 

نوروز 96

دوشنبه 23 اسفند 1395 04:16 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

حق با ترانه بود که از ما غزل سرود

خط زد تمام صفحه ی غم را ، غزل سرود

لبخند زد بهاری و آری بهشت شد

آری بهار آمد و دنیا غزل سرود

خوشحال و شاد شد مترنم ، شکفته رو

غوغا نمود و هلهله بر پا ، غزل سرود

آرام پلک روی هم انداخت ، خنده کرد

مانند موج و ماسه ی دریا غزل سرود

از روز های روح فزا ، روزهای عید

از هفت سین سفره ی فردا غزل سرود

بر سر رسید کادوی من شاعری نوشت:

نوروزتان مبارک و امضا ؛ غزل سرود



برچسب ها: نوروز ترانه 96 ،
آخرین ویرایش: - -

 

سیب

سه شنبه 8 تیر 1395 02:05 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
دلم من سیب سرخ چونه شون ره
وه ای ره روز و شو و بونه شون ره
منه سنگل هیم زن هی مو رهتم
پس کوشم من ره هونه شون ره
آخرین ویرایش: - -

 

روز برفی کرج

دوشنبه 19 بهمن 1394 09:10 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
فردا 
رد پایت را 
به باغ 
شکوفه پوش سیب تان 
                                 ببر

آخرین ویرایش: دوشنبه 19 بهمن 1394 09:21 ق.ظ

 

پاییز

دوشنبه 12 بهمن 1394 08:02 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
کمی پاییز از سمت بهاری 
به هر جا می روی جایی نداری 
تو که خوبی ، منم پاییز بد نام 
بگو آیا مرا تو دوست داری؟

آخرین ویرایش: دوشنبه 12 بهمن 1394 08:04 ق.ظ

 

کوه بیکس

دوشنبه 25 اسفند 1393 07:43 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
بهار است وقت صفا کوه بیکس 
شکوفا شده غنچه ها کوه بیکس 
بروب از دل پاک هر چه کدورت 
به گل خنده ای لب گشا کوه بیکس 
روان داده آب روان بوسه ای شاد 
لب خشک هر دره را کوه بیکس 
 پیشاپیش عید نوروز بر همه دوستان و دوستداران وبلاگ لیراوی مبارک !

آخرین ویرایش: دوشنبه 25 اسفند 1393 07:47 ق.ظ

 

به یاد دیارمان

دوشنبه 28 مهر 1393 02:05 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

در شهر با نگاه خیابان غریبه ام

با لهجه ی سفیر بیابان غریبه ام

گنجشک زیر ابر غریبی نشسته است

من نیز زیر سایه ی باران غریبه ام

توفان سوار بودم و توفان تبار نیز

اما در این قبیله ی تو فان غریبه ام

گز آشنا ست سبز و تنومند بودنش

تعظیم باد کرده با آن غریبه ام

باید به آسمان جنوبم سفر کنم

در این کویر بی سر و سامان غریبه ام

غزل فوق را مهر 1373 در شهر زابل گفته ام حالا دوست خوب دوران دانشجویی ام مهندس حاج حمید بشیری نیا به شکل زیر در قالب طنز از آن استقبال کرده است: 

در این شهر بی سر و سامان غریبه ام

با نقشه ی قشنگ خیابان غریبه ام

مرکب سوار بودم و پاترول سوار نیز

اما در این قبیله ی پیکان غریبه ام

گنجشک زیر سقف غریبی نشسته است

من نیز زیر کولر امرسان غریبه ام

بلوط آشناست ، قامت سبز و تنومند بودنش

تعظیم خیابان کرده و با آن غریبه ام

باید به آسمان ده ام سفر کنم

با چراغ سبز خیابان غریبه ام


http://bashiredena.blogfa.com/

آخرین ویرایش: دوشنبه 28 مهر 1393 02:08 ب.ظ

 

گرامی داشت روز خلیج فارس

چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 03:36 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

خانم خلیج فارس



خانم خلیج فارس 
روی صندلی تکیه داده است 
و روز نامه ی ایران را ورق می زند 
نزدیک تر می شوم 
مشغول خواندن صفحه ی حوادث آن است 
کنارش که نشستم 
آهسته گفت: پرواز بوشهر تاخیر دارد 
در فرصتی که به پرواز مانده بود 
سرگرم صفحه های شعر و تاریخ آن شدم.

آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 03:37 ب.ظ

 

خورشید

سه شنبه 27 اسفند 1392 07:51 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
می آمد و 
ستاره ها 
پیش پایش خاک می شدند 

می رفت 
ستاره ها 
پشت سرش 
... 
     (زبانم لال!)

آخرین ویرایش: سه شنبه 27 اسفند 1392 07:53 ق.ظ

 

جزیره مجنون

سه شنبه 27 اسفند 1392 07:44 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
غروب 
با سرانگشت اشک 
بر ماسه ها 
مرثیه می نویسم 

ای باد "شَرطه" های شهر مرا 
                               تا کجا می بری؟

از این این جزیره 
آیا 
    تا ساحل بندر لیلی نمی روی؟

شاید این ماسه ها 
در دستهای او 
قصری 
برای بازگشت من 
                         گشت! 

* شَرطه/ شَرته : ریزه های ماسه که باباد جا به جا می شوند. 

آخرین ویرایش: سه شنبه 27 اسفند 1392 07:50 ق.ظ

 

مژده

یکشنبه 1 دی 1392 09:52 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
در سرزمین برف 
تا فصل خوشه های نوشکفته گندم 
هر که را 
هنوز چند «ماه» فاصله باقی ست.
پیوند من و تو را 
  -رهایی  دست من از برف و 
   پیوند به دامان سبز تو - 
تنها 
برخاستن دو خورشید و یک «ماه»
و ...
       خفتن آنها 
                     حوصله کافی ست.

آخرین ویرایش: یکشنبه 1 دی 1392 09:58 ق.ظ

 

بادبان سوخته

چهارشنبه 20 آذر 1392 10:29 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
خورشید 
شراع سوخته 
از غروب بنفش
تا صبح زرین دور 
      جاری بود

...
مسافری 
جامانده از کشتی خورشید
کم کم 
اندوه ، اندوه
با نخلهای ساحلی
در شب سرد می پیچد.

92/2/26

آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 آذر 1392 10:35 ق.ظ

 

کشتی نجات

چهارشنبه 15 آبان 1392 03:38 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
کشتی نجات یا اباعبدالله 

جانم به فدات یا اباعبدالله

هرصبح سلام بر پیمبر ، امشب

 بر تو صلوات یا اباعبدالله 

آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 آبان 1392 03:49 ب.ظ

 

زبان لال

سه شنبه 29 اسفند 1391 04:09 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
می آمد و 

ستاره ها 

پیش پایش
 
خاک می شدند.

می رفت 

ستاره پشت سرش
...
       (زبانم لال )

آخرین ویرایش: - -

 

مشق

سه شنبه 29 اسفند 1391 04:07 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

بر دفتر مشق دریا 

خورشید 

خواب رفته است 

هوا 

خط خطی شده.

آخرین ویرایش: - -

 

مژده

سه شنبه 29 اسفند 1391 03:56 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
در سرزمین برف 
تا فصل خوشه های نوشکفته ی گندم 
هر که را 
هنوزچند "ماه" فاصله باقی ست.

پیوند من و تو را 
- رهایی دست من از برف و 
پیوند به دامان سبز تو را - 
تنها 
برخاستن دو "خورشید "و یک" ماه
و ...
خفتن آنها 
حوصله کافی ست. 

آخرین ویرایش: - -

 

کادوی دریا

سه شنبه 29 اسفند 1391 03:41 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
ستاره 
سخت چسبیده بود به شن ها.
موجها 
خسته از مدّی بلند 
سمت دریا
وامی گشتند.
خورشید 
لحاف دریایی اش را 
به رویش کشید 
و "پی سوز های خارگ" 
چهارشنبه سوری ساحل نشینان را 
جشن گرفته بودند.
تورها را 
چند ماهیگیر 
شاد و خسته 
به ساحل می کشاندند

کودک 
روز تولدش بود و 
پس فردا عید نوروز! 

صبح لحاف دریایی اش را 
از روی سرش برداشت 
چه خوب می دانست 
هنوز 
ستاره اش 
سخت چسبیده به شن ها 
توی تاقچه!



آخرین ویرایش: - -

 

کبک

چهارشنبه 2 اسفند 1391 08:56 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
چنان کبکی و آتش زیر گامت 
شرر می ریزد از هر حرف نامت 
«قیامت قامتِ قامت قیامت »
جهنم شد بهشتِ صیدِ دامت

آخرین ویرایش: - -

 

غربت سرود

پنجشنبه 12 بهمن 1391 01:46 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
تبعید 
از بهشت خورشید 

---
در سر زمین بی اجاق شب 
پیچیده شولای 
با بهانه ی سیمین مهتاب 
سر پنجه هایم گرم می شوند 
با دو تاری 
از ترانه 
از غزل

آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 بهمن 1391 02:02 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 4 ) 1 2 3 4