زندگینامه شهید غلامحسین لیراوی

شنبه 23 شهریور 1398 09:09 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
شهید غلامحسین لیراوی در سال 1339 در روستای باباحسنی از توابع شهرستان دیلم دیده به جهان گشود. فعالیتهای فوق‌العاده ای از قبیل به اعتصاب کشاندن هنرستان،تهیه و توزیع اعلامیه‌ها و نوارهای امام داشت شهید به مدت هفت ماه در بنیاد مسکن به محرومان جامعه خدمت نمود و سرانجام از طرف بسیج بندر دیلم به جبهه های حق علیه باطل اعزام و در منطقه شوش در تاریخ 1360/3/13 به خیل شهداء پیوست .
زندگینامه شهید غلامحسین لیراوی 

زندگی نامه شهید

 

شهید غلامحسین لیراوی در سال ۱۳۳۹ در روستای باباحسنی از توابع شهرستان دیلم در خانواده‌ای مذهبی و مستضعف دیده به جهان گشود.در سن هفت سالگی راهی دبستان روستای خویش به نام شفق گردید . وی از شاگردان ممتاز و باهوش کلاس به شمار می رفت.

همواره محصلی مهربان و وظیفه‌شناس و با عاطفه بود و رابطه‌ای خاص با همکلاسیهایش داشت.

پس از گذراندن دوره ابتدایی جهت ادامه تحصیل با شور و شوق فراوان رهسپار دیلم شده و در مدرسه هدایت آن شهر مشغول به تحصیل شد .

وی پس از دریافت مدرک سیکل بدلیل نبوغ سرشار و همچنین بالا بودن معدل کل موفق به ثبت نام در هنرستان صنعتی بوشهر در رشته صنایع فلز گردید.و همزمان با این دوره بود که در مجالس و محافل شرکت می نمود و نوارهای و اعلامیه‌های امام و کتابهای اساتید بزرگ همچون مطهری را جهت استفاده به روستاها می‌آورد و در بین مردم توزیع می‌کرد و در سال دوم هنرستان از طرف دانش‌آموزان چون فردی لایق و مسئولیت پذیر و متدین به شمار می رفت به عنوان مسئول شورای مالی هنرستان انتخاب گردید .

جهت بیشتر آشنا شدن با معارف اسلامی و آموختن قرائت قرآن ، در کلاس قرآن نماینده استان بوشهر شهید عباس حیدری شرکت می‌جست و پس از مدت کوتاهی قرائت قرآن را کاملاً یاد گرفت .

با اوج گیری مبارزات انقلاب اسلامی فعالیتهای فوق‌العاده ای از قبیل به اعتصاب کشاندن هنرستان ،تهیه و توزیع اعلامیه‌ها و نوارهای امام داشت .

شهید در سال ۱۳۵۷ با یاری عده‌ای از دوستانش دست به دایر نمودن کتابخانه‌ در روستای بابا حسنی به نام کتابخانه امام خمینی زد که فعلاً بعنوان نمازخانه مدرسه به کار می رود

در سال ۱۳۵۸ که ماه‌های آخر تحصیلش را می‌گذرانید یکی از روستاها توسط عده‌ای فئودال به آشوب کشیده شد که وی به اتفاق چند نفری دیگر از سوی مقامات ذیصلاح ماموریت یافتند جهت حل و فصل موضوع به آن روستا برود که پس از ورود به روستا توسط عمال فئودال به مدت یک شبانه روز به گروگان گرفته می‌شود و با میانجی‌گیری استاندار و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوشهر آزاد ‌شد .

سرانجام در پایان خرداد همان سال موفق به اخذ مدرک دیپلم ‌شد . او زاده محرومیت و با او انس گرفته بود و هر گز پول را هدف و نردبان ترقی نمی‌دانست .

پس از برگشت به روستا رسماً از طرف مسئول بنیاد مسکن انقلاب اسلامی دیلم از ایشان درخواست می شود که در آن نهاد فعالیت کند و ایشان متقابلاً با عشق و علاقه وافر پذیرا و به عنوان مسئول بنیاد تعیین می‌شود و شروع به کار می‌کند و خدمات شایان توجهی از خود به جا گذاشت که برای تمام محرومین آن دیار ماندنی است .

وی با زبان روزه در آن گرمای جان فرسا تمام روستاها را میگشت و مشکلات روستاییان رسیدگی می نمود .

شهید به مدت هفت ماه در بنیاد مسکن به محرومان جامعه خدمت نمود و سرانجام از طرف بسیج بندر دیلم به جبهه های حق علیه باطل اعزام و در منطقه شوش در تاریخ ۱۳۶۰/03/۱۳ به خیل شهداء پیوست .

 


آخرین ویرایش: شنبه 23 شهریور 1398 09:10 ق.ظ

 

مصالح مسجد باباحسنی در سال 1362

چهارشنبه 21 فروردین 1398 10:14 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
‏شناسه سند:۲۹۳/۱۲۲۸۹۲
‏عنوان:تامین اعتبار اجرای طرح‌های عمرانی روستایی و شهری دیلم[سند]
‏منشا:فرمانداری گناوه
‏تاریخ /دوره ایجاد:‏‫۱۳۶۲.‬
‏مشخصات ظاهری:‏‫۳۸ برگ.‬
‏دامنه و محتوا:‏‫مکاتبات بخشداری و شهرداری دیلم و فرمانداری شهرستان گناوه پیرامون طرح‌های عمرانی جهت جلوگیری از مهاجرت روستائیان
شامل آبرسانی، افتتاح بهداری، برق‌رسانی و جاده‌کشی روستاها، تامین اعتبار ساخت پارکینگ بخشداری دیلم، خاک‌ریزی کوچه‌ها، شن ریزی و تسطیح و مرمت معابر و تامین مصالح ساختمانی ساخت مسجد روستایی باباحسنی.‬
‏توصیفگر:استانداری بوشهر 
ایران. وزارت نیرو 
ایران. وزارت آموزش و پرورش 
Iran. Vezarat Amuzesh va Parvaresh 
فرمانداری گناوه 
‏‫بخشداری دیلم‬
‏توصیفگر:اع‍ت‍ب‍ارات‌ 
طرح‌ه‍ای‌ ع‍م‍ران‍ی‌ 
Development Projects 
ع‍م‍ران‌ روس‍ت‍ای‍ی‌ 
Rural Development 
آب‌‌‌‌رسانی 
Water Supply 
ت‍وس‍ع‍ه‌ ک‍ش‍اورزی‌ 
Agricultural Development 
برق‌رسانی 
راه‌سازی 
Ontology 
ن‍وس‍ازی‌ ش‍ه‍ری‌ 
Urban Renewal 
خ‍ی‍اب‍ان‌ه‍ا و ک‍وچ‍ه‌ه‍ا 
Streets and Alleys 
مصالح ساختمانی 
س‍اخ‍ت‍م‍ان‌س‍ازی‌ 
ت‍ش‍ی‍ی‍د الأب‍ن‍ی‍ة 
بخشداری‌ها 
م‍س‍ج‍د ه‍ا 
Mosques 
پ‍ارک‍ی‍ن‍گ‌ه‍ا 
Parkings 
ه‍زی‍ن‍ه‌ ه‍ا 
Costs 
Credits
‏توصیفگر:دیلم 
Deylam (Iran)
‏مركز نگهداری سند:آرشیو ملی ایران
‏شناسه سند:۲۹۳/۱۲۲۸۹۲
‏شماره فیش:‏‫شناسه انتقال ۸۴۱.‬ 
‏‫شماره پرونده ۷ ـ ۴.‬

آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 فروردین 1398 10:17 ق.ظ

 

اسناد ساکنین و زارعین باباحسنی جنوبی

چهارشنبه 21 فروردین 1398 09:54 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
پنج برگ سند از  ساکنین و زارعین باباحسنی جنوبی مربوط به سالهای 1341تا1345  در اسناد ملی ایران  وجود دارد: 

‏شناسه سند:۳۲۰/۳۲۰۶۵
‏عنوان:صورت اسامی کشاورزان دریافت کننده اراضی کشاورزی در روستای بابا‌حسن جنوبی بخش دیلم شهرستان بوشهر[سند]
‏منشا:ایران. وزارت جهاد کشاورزی
‏تاریخ /دوره ایجاد:‏‫۱۳۴۱_۱۳۴۴.
‏مشخصات ظاهری:‏‫۵ برگ.
‏دامنه و محتوا:‏‫صورت اسامی و مشخصات زارعین و ساکنین قریه بابا‌حسن جنوبی واقع‌ در بخش دیلم بوشهر دریافت کننده زمین مزروعی و عرصه اعیانی از سوی اداره کشاورزی و عمران و اصلاحات ارضی بنادر و جزایر خلیج فارس.
‏توصیفگر:ایران‏‫. وزارت کشاورزی‬‏‫. سازمان اصلاحات ارضی‬ 
سازمان اصلاحات ارضی ناحیه بنادر و جزایر خلیج فارس و بحر عمان
‏توصیفگر:بخشداری‌ها 
ب‍خ‍ش‍داران‌ 
Governors of a District 
روس‍ت‍ا [۱] 
Village 
آم‍ار 
Statistics 
ک‍ش‍اورزان‌ 
Farmers 
اص‍لاح‍ات‌ ارض‍ی‌ 
Land Reforms 
تدارکات 
اراض‍ی‌ ک‍ش‍اورزی‌ 
Agricultural Lands
‏توصیفگر:بوشهر 
‏‫‭Bushehr (Iran)‬‬ 
بندر دیلم 
Bandar Deylam (Iran) 
باباحسنی جنوبی 

‏‫‭Babahasani- ye Jonubi(Iran)‬‬
‏مركز نگهداری سند:آرشیو ملی ایران
‏شناسه سند:۳۲۰/۳۲۰۶۵
‏شماره فیش:‏‫شناسه انتقال ۸۵۰۱ .‬ 
‏‫شماره پرونده ب ۲.‬

آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 فروردین 1398 09:57 ق.ظ

 

آب انبار باباحسنی

چهارشنبه 21 فروردین 1398 09:47 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
شناسه سند:۹۳/۳۲۰/۵۲۰
‏عنوان:احداث آب‌انبار[سند]
‏منشا:سازمان جهاد کشاورزی استان بوشهر
‏تاریخ /دوره ایجاد:‏‫۱۳۵۶-۱۳۵۱.‬
‏مشخصات ظاهری:‏‫۲۸۰ برگ.‬
‏دامنه و محتوا:‏‫پروژه عمرانی احداث آب انبار قراء گورک‌سلیمانی، باباحسنی، حمود، کلر، جتوط، بنه‌چاوشی، حومه بوشهر، دیلم، گناوه و سعدآباد از سوی اداره کل تعاون و امور روستاهای استان بوشهر به پیمانکاری محمد چرومی.‬
‏توصیفگر:ایران. وزارت تعاون و امور روستاها. اداره کل تعاون و امور روستاهای بنادر و جزایر خلیج‌ فارس(بندر بوشهر)
‏توصیفگر:طرح عمرانی 
آب‌انبارها 
ع‍م‍ران‌ روس‍ت‍ای‍ی‌ 
Rural Development 
ق‍رارداد ه‍ا 
پیمانکاران 
ه‍زی‍ن‍ه‌ ه‍ا 
Costs 
Contractors 
Agreements
‏مركز نگهداری سند:مرکز اسناد بوشهر
‏شناسه سند:‏‫۹۳/۳۲۰/۵۲۰‬

آخرین ویرایش: چهارشنبه 21 فروردین 1398 09:50 ق.ظ

 

تنگلوشی و روستای باباحسنی

شنبه 9 تیر 1397 10:03 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
یکی از خانواده های مهاجر در روستای باباحسنی جنوبی در بلوک لیراوی شهرستان دیلم نام خانوادگی تنگلوشی داشتند و به دلیل استبعاد معنا آنها تنگلوشی را به شکوهی تغییر دادند
 تصورم این بود تنگلوش اسم مکان اولیه مهاجرت آنها می باشد  اما امروز دیدم که تنگلوش معنای جالبی دارد و حتا خاقانی و نظامی هم در شعر از آن استفاده کرده اند ، بار دیگر به عقیده رسیدم که کسانی که شناسنامه می داده اند عجب آدمهای با سوادی بوده اند و اطلاعات گسترده ای داشته اند حالا از جلد 5 لغت نامه دهخدا تنگلوشی را مرور کنیم : 


تنگلوش.

[تَ گَ] (اِخ) تنگلوشا. (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج) (شرفنامهء منیری). نام کتاب لوشای حکیم رومی است و صنایع و بدایع این کتاب در برابر صنایع و بدایع ارتنگ مانی نقاش است، و همچنانکه کتاب مانی را ارتنگ خوانند این کتاب را تنگ نامند. و بعضی گویند علم خانهء رومیان است در صورتگری و صنایع و بدایع نقاشی، و این در مقابل نگارخانهء چینی باشد. و بعضی گویند نام حکیمی است بابلی. (برهان). رجوع به تنگلوشا شود.

تنگلوشا.

[تَ گَ] (اِخ) بمعنی تنگلوش است که کتاب و صفحهء لوشای حکیم باشد، چه تنگ بمعنی صفحه(1) و لوشا نام حکیمی است رومی و بعضی گویند بابلی بوده و او صاحب علم کیمیا و سیمیا و تکسیر است و در صنایع و بدایع نقاشی و مصوِّری ثانیِ مانی بوده است، چنانکه کتاب مانی را ارتنگ می خوانند کتاب او را تنگ می گویند. و بعضی گفته اند تنگلوشا و ارتنگ نام دو کتاب است. و نام علم خانهء رومیان هم هست در نقاشی و صورتگری، و با ثانی مثلثه هم آمده است. (برهان). کتابی که لوشای حکیم صورتها و نقشها و اسلیمی خطائیها و گره بندیها و سایر صنایع و بدایع تصویر و نقاشی که خود اختراع کرده بود در آن ثبت نمود، و این کتاب در برابر ارتنگ مانی است و همچنانکه مانی سرآمد نقاشان چین بوده او سرآمد مصوِّران روم بوده و کارنامهء نقاشان چین را ارتنگ و کارنامهء نقاشان روم را تنگ نامند. (فرهنگ رشیدی) (از فرهنگ جهانگیری) (از انجمن آرا) (از آنندراج). بعضی آنرا از اهل روم دانسته اند و چنان نیست، اصح آنکه

تنگ لوش از اهل بابل و معاصر ضحاک و بر ملت صابئین و صاحب کتاب وجوه و حدود بوده است... (انجمن آرا) (آنندراج). محمد معین در حاشیهء برهان آرد: 
تنگلوشای بابلی تألیف توکروس(2) یونانی بوده که ظاهراً در عهد انوشیروان از یونانی به پهلوی و کمی بعد، از پهلوی به زبان آرامی ترجمه شده و این نسخهء آرامی در دست مؤلفان اسلامی بوده است. بقول نالینو در کتاب علم الفلک، این کتاب که ظاهراً در قرن دوم هجری از زبان پهلوی به عربی ترجمه شده در بین منجمان اسلام معروف بود. و در تاریخ الحکماء قفطی آمده: «در دست مردم مشهور است» و علاوه بر اقتباسات و اقتطافاتی که در کتب عربی از آن دیده میشود قسمتهایی از آن در طی کتاب ابومعشر بلخی بنام المدخل الکبیر، که در سال 1160 اسکندری (224 - 275 ه . ق.) تألیف شده بدست ما رسیده و آن در فصل اول از مقالهء ششم آن کتاب است و عین این فصل را یعنی متن عربی آن را، بل در کتاب خود درج کرده و با آنچه از اصل یونانی کتاب توکروس بدست آمده تطبیق نموده است(3)، درنتیجه معلوم شده که
 این تنگلوشای بابلی مسلماً همان تکروس یونانی بوده که ظاهراً در نیمهء دوم قرن اول میلادی کتاب خود را به یونانی نوشته و بعدها به پهلوی ترجمه شده بوده و حتی در کتاب «بزیدج» (ویزیدک) پهلوی... از آن کتاب منقولاتی بوده است. در موقع ترجمهء کتاب توکروس از پهلوی به عربی که به «کتاب الوجوه و الحدود» معروف شده، به علت اغتشاش خط که قابل همه گونه تصحیف است اسم مؤلف که به پهلوی نوشته می شده به تنگلوش و تنگلوشا (تینکلوش، تینکلوس، طینفروس) تبدیل شده و نسبت بابلی بدان داده شده است (گاهی نسبت قوفانی هم هست که منسوب به قوف باشد که اکنون به عقرقوف معروف است). موضوع این کتاب صور نجومی (غیر از صور چهل وهشت گانهء معروف بطلمیوس) و دلالت طلوع آنها در افق شهری در موقع طلوع وجهی از وجوه دوازده گانه بر حوادث حیات مولود است که آنرا در بعض کتب عربی صور درجات فلک نامیده اند و به یونانی پاراناته لونتا(4) گویند. در کتاب ابومعشر صور وجوه برطبق عقیدهء یونان (مقصود بطلمیوس است) و عقیدهء هندوان و عقیدهء ایرانیان شرح داده شده و غالباً عقیدهء ایرانی از تنگلوشا نقل شده و اسامی فارسی آن صورتها نیز ثبت گردیده است. از این آثار استنباط می شود که ظاهراً این کتاب نیز ترجمهء صِرف از یونانی نبوده بلکه کتاب یونانی تا حدی به قالب ایرانی ریخته و مطالب ایرانی در آن داخل شده بود. کتابی که منسوب به تنگلوشا و ترجمهء ابن وحشیه است و اکنون بعضی نسخه های نادر از آن در یکی از کتابخانه های شخصی تهران نیز هست به اسم «صور الدرج و الحکم علیها فیما تدل علیه من طوالع المولودین لتنکلوشا البابلی القوفانی بترجمه ابن وحشیه»، بنابر تحقیقات نالینو بکلی مجعول است و هیچگونه ارتباطی با تنکلوس (توکروس حقیقی) ندارد و اص مطالب آن بی معنی و ساختگی است و از کتاب اصلی یعنی ترجمهء عربی از پهلوی خبری نیست و ظاهراً از میان رفته است. (از گاه شماری تقی زاده صص317-319) (علم الفلک،تاریخه عند العرب فی القرون الوسطی، نالینو چ روم 1911 م. ص202) :

بنام قیصران سازم تصانیف

به از ارتنگ چین و تنگلوشا.خاقانی.

       قطبی از پیکر جنوب و شمال

تنگلوشای صدهزار خیال(5).    نظامی.

تنگی جمله را مجال تویی

تنگلوشای این خیال تویی.

نظامی.


آخرین ویرایش: شنبه 9 تیر 1397 10:16 ق.ظ

 

شهید عبدالرضا باباسنی

پنجشنبه 7 تیر 1397 01:49 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

اسامی شهدای عملیات کوی ذوالفقاری در آبان ۱۳۵۹

چهارشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۵، ۰۲:۱۵ ق.ظ

حامد عطشانی ؛ اسامی شهیدان عملیات مردمی و حماسه ی مادگار مردم آبادان و تعدادی از نیروهای شهربانی ؛ ژاندارمری و نیروز زمینی ارتش ؛ در نهم آبان ۱۳۵۹ در منطقه ی ذوالفقاری آبادان و در حاشیه نخلستان ها رخ داد را منتشر کرده است . او در ابتدا ذکر کرده که « آنهایی که در معرکه و یا در شهر در تاریخهای هشتم تا دهم آبان ۱۳۵۹ شهید شدند و یا زخمی شده و چندروز بعد شهید شدند». روحشان شاد و نام و یادشان جاویدان باد.

photo_2016-10-29_12-55-05

شهید احمد(بهنام) رفیعی بلمیری
شهید احمد شاکری
شهیدجاویدالأثر حجّت الإسلام شیخ احمدرضا ظریفیان یگانه
شهیدجاویدالأثر اسماعیل غلامی خراجی
شهیدجاویدالأثر اسماعیل قیصری
شهید اسماعیل لطیفیان
شهید الیاس آقاجری
شهید ایرج فرّخی
شهید بهرام ورامینی
شهید بهمن نوری موسی
شهیدجاویدالأثر پنجه علی بهرامی
شهیده پروانه قیّم
شهید جمشید رئیسی ازناوله
شهید جمشید نیک فر
شهیدجاویدالأثر جهانگیر رهنما
شهیدحسن پارسایی
شهید حسین خلیفه زاده
شهید حاج حسین آتشکده
شهیده حلیمه دریس
شهید حمیدرضا پروین
شهید دریاقلی سورانی
شهید رحیم ذبیحی سهروفیروزانی
شهید سیّدعلی عیسی زاده
شهید سیف الله بهارلویی
شهیدجاویدالأثر صفر لُرقبا
شهید عبدالباری محمودی
شهید عُبِید خضیراوی
شهید عزیزالله پولادوند
شهید علی غابشی
شهید علی اصغر مشهدی اسماعیلی
شهید علی اکبر راستی
شهیدجاویدالأثر علیرضا جوهری نیا
شهید غلامحسین پاداشی
شهیدجاویدالأثر فریدون کَشَم
شهیدجاویدالأثر کاظم نام نیک
شهید کوروش رایزن
شهید مبارک عبدالله زادهء دریایی
شهید محمّد ناظمی
شهید محمّدآقا سلطانی سامانی
شهیدجاویدالأثر محمود مُمتاز
شهید جاویدالأثر مرتضی شاملی
شهیده مریم سلمان زاده
شهید مسعود ابراهیمی خورزوقی
شهیده مکّیه دریس
شهید منصور چهره افروز
شهیدجاویدالأثر نقی کُریوند
شهیدجاویدالأثر هوشنگ ادیبی سدّه
شهیدجاویدالأثر یاسین چادگانی شیرعلی
شهید یدالله طاهری
شهیدجاویدالأثر یدالله قائدی برازجانی
شهیدجاویدالأثر یوسف چادگانی شیرعلی
شهدای عملیات کوی ذوالفقاری آبادان :
(آنهایی که در معرکه نبرد حضور داشتند و بعداً شهید شدند)

شهید ابراهیم(مهران) باج وند
شهید حجّت الإسلام ابراهیم بحرانی
شهید ابراهیم شریفی
شهید ابوذر طبرزدی
شهید احمد آقابابائیان دهاقانی
شهید احمد آقاجری پورزیدانی
شخید احمد بیرم وند
شهید احمد ستایندهء دوانی
شهیدجاویدالأثر احمد علاقه بند
شهید احمد(بهادر) علیزاده
شهید احمد یاردون
شهید احمدرضا آذرمهر
شهید حجّت الإسلام احمدرضا اسکندری
شهید احمدرضا ضرغامی
شهید احمدرضا لیراوی
شهید احمدعلی کودکاری
شهید اسدالله بهرامی ده توتی
اسدالله عادّی زاده
شهید اسماعیل رنجه
شهید اسماعیل شریفی
شهید اکبر علی پور
شهید اکبر کواری
شهید امین رشیدی
شهید بهرام سلیمانی الیگودرزی
شهید بهزاد قبادی
شهید بیژن برون
شهید جمال غلامحسین گودرزی
شهید جمشید برون
شهید جمشید گلابی
شهید جواد خنافری
شهید حاج ارسلان فهیمی
شهید حاج سعید سیّاح طاهری
شهید حاج عبدالجلیل نصّاری
شهید حاج عبدالرسول گندمکار باقری
شهید حاج عنایت الله رئیسی نافچی
شهید حاج محمود تاج الدّینی
شهید حاج منصور عطشانی
شهید حبیب ناصری
شهید حجّت الله نصّاری
شهید حسن سیفی
شهید حسن عبدالله پور
شهید حسن غابشی
شهید حسین ذاکر امام رضا
شهید حسین علی حیدری
شهید حشمت الله ایران دوست
شهید حفیظ الله رضایی
شهید حمزه(کیخسرو) ابولپور مفرد
شهید حمید قبادی نیا
شهید حمیدرضا پرورش
شهید حمیدرضا ذاکری ده وسطی
شهید حمیدرضا طاهری خراسانی
شهید خسرو امینیان
شهید خسرو رجبی
شهید داریوش عبداللّهیان
شهید رامین نعمتی
شهید رجب ذاکر امام رضا
شهید رحمان دوسری
شهید رضا طاهری
شهید سعید نصّاری
شهید سیّدابراهیم حجازی طاقانکی
شهید سیّداحمد ابطحی
شهید سیّدجعفر موسوی
شهید سیّدحشمت الله حجازی طاقانکی
شهید سیّدداریوش مهربان عراقی
شهید سیّدطاهر اهل دیّری
شهید سیّدعیسی موسوی دهموردی
شهید سیّدمحمود حجازی طاقانکی
شهید سیّدمسعود ساجد
شهید شیرمحمد کنارکوب(حکمت)
شهید صفرعلی بیگدلی
شهیدجاویدالأثر عبّاس سهیلی فر
شهید عبّاس گیوه کی
شهید عبّاس علی کمالی پور بندری
شهید عبدالأمیر یازعی
شهید عبدالجلیل(فریدون) کارکوب زاده
شهید عبدالحسین تنها
شهید عبدالحمید زارعی
شهید عبدالخلیل(جمال) کارکوب زاده
شهید عبدالرحیم شولی
شهید عبدالرضا باباسنی

شهید عبدالرضا دولت خواه
شهید عبدالرضا رحمانی
شهید عبدالرضا طوینی
شهید عبدالزهرا غابشی
شهید عبدالعزیز محسنی پور بچاری
شهید عبدالعلی تمیمی
شهید عبدالکاظم شعیب زاده
شهید عبدالمجید منوّری
شهید علمدار چادگانی شیرعلی
شهید علی حمیدیان پور
شهید علی مرشد
شهید علی اصغر برون
شهید علی اصغر گذاری
شهید علی اکبر برون
شهید علی داد بیرم وند
شهید علیرضا پرورش
شهید علیرضا تاجیک
شهید علیرضا ذاکر امام رضا
شهید علیرضا(والا) آزادپور
شهید علیرضا تاج الدّینی
شهید غلام شاهدی
غلام علیخان زاده
شهید غلام حسین ابولپور مفرد
شهید غلام حسین سبعه
شهید غلام عبّاس زارعی
شهید فرج الله زال بهبهانی
شهید فرزاد دستور
شهید فرزاد نیکوئیان
شهید فوزی فرد
شهید قاسم فرّخی
شهید قربان علی کاظمی نافچی
شهید کامران جدّی نژاد
شهید کریم دویرزاویان
شهید مجید زاهدی
شهید محسن علی اموری
شهید محمّد افراشته
شهید محمّد پژگاله
شهید محمّد رزم آرا
شهید محمّد شعبانی
شهید محمّد طوینی
شهید حجّت الإسلام محمّدباقر حبیب اللّهی
شهیدجاویدالأثر محمّدباقر لاردور
شهید محمّدتقی محقّق زادهء دوانی اصل
شهید محمّدتقی نجیبی
شهید محمّدحسن عادّی زاده
شهید محمّدحسن گیوه کی
شهید محمّدحسین حسین زادهء دشتی
شهید محمّدرحیم دهداری
شهید محمّدرضا ابولپور مفرد
شهید محمّدرضا اخترکاوان
شهید محمّدرضا پرورش
شهید محمّدرضا پروین
شهید محمّدرضا عشقی
شهید محمّدرضا عطایی
شهید محمّدرضا غلامی
شهید محمّدرضا فخرایی
شهیدجاویدالأثر محمّدرضا کشاورزی
شهید محمّدرضا کنارکوب(حکمت)
شهید محمّدرضا لامی زاده
شهید محمّدعلی عسکری فرد
شهید محمّدعلی مرادی وستگانی
شهید محمّدسعید کریمی
شهید محمّدکاظم نوروزی
شهید محمود سرخیلی
شهید محمود شعبانی
شهید محمود صویلاتی
شهید محمود ناصری شبانکاره
شهید محمود یازعی
شهید مسعود بیرم وند
شهید مسعود ناصری شبانکاره
شهید مصطفی برفی
شهید مقداد(فریدون) ترکی زاده
شهید منصور داروئیان
شهیدجاویدالأثر منصور کارکوب زاده
شهید موسی آقاهادی فروشانی
شهید مهدی ارجمند
شهید مهدی روزبه
شهید مهرداد ابولپور مفرد
شهید موسی بان
شهید ناصر افشارپور
شهید ناصر پیمانی
شهید نصرالله طاهری
شهیدجاویدالأثر هادی راستی
شهید هادی قبادی
شهید هاشم(بهمن) قبادی
شهید هدایت الله رحمانی کرکوندی
شهید یحیی آوازه
شهید یعقوب پورحاجی
شهید یونس دریس
شهید یونس عوض دریس
(آنهایی که در معرکه و یا در شهر در تاریخ های هشتم تا دهم آبان ۱۳۵۹ شهید شدند و یا زخمی شده و چندروز بعد شهید شدند)
شهید احمد(بهنام) رفیعی بلمیری

شهید احمد شاکری
شهیدجاویدالأثر حجّت الإسلام شیخ احمدرضا ظریفیان یگانه
شهیدجاویدالأثر اسماعیل غلامی خراجی
شهیدجاویدالأثر اسماعیل قیصری
شهید اسماعیل لطیفیان
شهید الیاس آقاجری
شهید ایرج فرّخی
شهید بهرام ورامینی
شهید بهمن نوری موسی
شهیدجاویدالأثر پنجه علی بهرامی
شهیده پروانه قیّم
شهید جمشید رئیسی ازناوله
شهید جمشید نیک فر
شهیدجاویدالأثر جهانگیر رهنما
شهیدحسن پارسایی
شهید حسین خلیفه زاده
شهید حاج حسین آتشکده
شهیده حلیمه دریس
شهید حمزه علی قنبری
شهید حمیدرضا پروین
شهید دریاقلی سورانی
شهید رحیم ذبیحی سهروفیروزانی
شهید سیّدعلی عیسی زاده
شهید سیف الله بهارلویی
شهیدجاویدالأثر صفر لُرقبا
شهید عبدالباری محمودی
شهید عُبِید خضیراوی
شهید عزیزالله پولادوند
شهید علی غابشی
شهید علی اصغر مشهدی اسماعیلی
شهید علی اکبر راستی
شهیدجاویدالأثر علیرضا جوهری نیا
شهید غلامحسین پاداشی
شهیدجاویدالأثر فریدون کَشَم
شهیدجاویدالأثر کاظم نام نیک
شهید کوروش رایزن
شهید مبارک عبدالله زادهء دریایی
شهید محمّد ناظمی
شهید محمّدآقا سلطانی سامانی
شهیدجاویدالأثر محمود مُمتاز
شهید جاویدالأثر مرتضی شاملی
شهیده مریم سلمان زاده
شهید مسعود ابراهیمی خورزوقی
شهیده مکّیه دریس
شهید منصور چهره افروز
شهیدجاویدالأثر نقی کُریوند
شهیدجاویدالأثر هوشنگ ادیبی سدّه
شهیدجاویدالأثر یاسین چادگانی شیرعلی
شهید یدالله طاهری
شهیدجاویدالأثر یدالله قائدی برازجانی
شهیدجاویدالأثر یوسف چادگانی شیرعلی



دریافت شده از وبسایت خبری آبادانی ها abadaniha.blog.ir

آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 تیر 1397 01:49 ب.ظ

 

شهید سعید باباسنی

پنجشنبه 7 تیر 1397 01:13 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
o8i7_7.jpg
آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 تیر 1397 01:12 ب.ظ

 

خیابان باباسنی در شوشتر

پنجشنبه 7 تیر 1397 12:55 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

معاون شهرسازی و معماری شهرداری منطقه 15 اعلام کرد: یک تقاطع بزگراه امام رضا (ع) را به کمر بندی کمکی شوشتری متصل می کند.

سید حمید موسوی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با اشاره به این مطلب یادآور شد: از دیگر تقاطع های مهم بزرگراه شوشتری تقاطع غیر هم سطح بزرگراه شهید محلاتی است که در طرح های آینده در نظر داریم، این تقاطع را تا سمت شرق تهران و اتصال به بزگراه بسیج امتداد دهیم. 
معاون شهر سازی و معماری شهرداری منطقه 15 افزود: تقاطع انتهایی نیز در شمال این محور با بزرگراه شهید دوران است. 
وی مهم ترین هدف از اجرای طرح بزرگراه شهید شوشتری را هدایت وسایل نقلیه عبوری از بزرگراه بسیج به این کمربندی دانست و یادآور شد: انتظار داریم پس از افتتاح این طرح شاهد کاهش حجم تردد وسایل نقلیه در مسیرهای موازی با بزرگراه بسیج نظیر بزرگراه بسیج و شهید دوران باشیم. 
در ادامه ابراهیم نوروزی شهردار ناحیه یک منطقه 15 به اجرای عملیات بهسازی روکش آسفالت معابر ناحیه مربوطه اشاره کرد و افزود: اداره فنی و ترافیک ناحیه یک در راستای تسهیل در ارائه خدمات به شهروندان و با هدف ارتقا سطح کیفی در راستای طرح ناحیه محوری نسبت به پخش 23 تن آسفالت با سطح 180 متر مربع در کوچه سیاوش، 140 تن آسفالت در معابر خیابان باباسنی به طول 150 متر، عرض 14 متر و مساحت دو هزار و 100 متر مربع اقدام کرده است. 
نوروزی خاطرنشان کرد: مرمت روکش آسفالت کوچه رنجبر به طول 70 متر و عرض دو متر و مساحت 140 متر مربع ، کوچه مرتضایی به طول 70 متر و عرض سه متر و به مساحت 210 متر مربع و هم سطح سازی خیابان شهید بقایی از دیگر اقدامات انجام شده است. /ل


آخرین ویرایش: - -

 

درگذشت حاج کابونا لیراوی بزرگ روستای باباحسنی جنوبی

سه شنبه 19 خرداد 1394 03:13 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
روز شنبه 16خرداد 1394 پیامکی آمد که خبر از تشییع مرحوم حاج بمونا لیراوی می داد. 

 
حاج کابونا بزرگ روستای باباحسنی جنوبی (باسنی هیرونی ) در دهستان لیراوی شهرستان دیلم بود . او با اهدا اسناد عتیقه مربوط به دوره زند و قاجار رونق و جلوه ای دگرگونه به کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم داد . 
دوبیتی زیر را هم ولایتی فرهنگی ام آقای امیر قلی صداقت خواه در رثای حاج بمونا لیراوی سروده است: 

یلی دیگر ز لیراوی جدا شد 
دریغا «باسنی» بی کدخدا شد
میان بحر و امواج خروشان 
خدایا لنج ما بی ناخدا شد 

آخرین ویرایش: دوشنبه 1 تیر 1394 11:29 ق.ظ

 

شهید ناصر داودی درخاطرات علی لیراوی از فرهنگیان شهرستان دیلم

شنبه 16 اسفند 1393 09:40 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

شهید ناصر داودی  درخاطرات آقای علی لیراوی از فرهنگیان شهرستان دیلم

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید ناصر داودی درتاریخ 22/3/1342 هجری شمسی در خانواده ای متوسط و متدین در شهرستان گناوه چشم به جهان گشود که سرانجام در تاریخ 2/1/1361 درعملیات فتح المبین در جبهه شوش به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

ناصرانسانی وارسته ، مومن وانقلابی

می دانیم که بهترین دوستی ها همیشه دریاد و خاطره ها می مانند آن هم 

 یاد وخاطره شهیدی والا مقام، وارسته همراه با عشق ومعنویت. دوست دارم  

مطالبی را ازدوست عزیزم شهید ناصرداودی ازدیده ی دل هرچند ناقص ومعیوب 

 اما برحسب وظیفه وادای تکلیف تقدیم دارم که درایام دوستی کمتر چشمان 

 کم سویم به سیمای مه پیکرش منور گردید وشاید هم حقیرلیاقت همنشینی 

 بیشتربا این انسان ماورایی را نداشته و نتوانستم در دوران حیات پرخیرو 

برکتشان فضائل اخلاقی وکمالات معنوی این انسان وارسته و دوست صمیمی 

 را درک و توشه ای ذخیره نمایم وهمه آرزوها واحساسات درونی ام نسبت 

 به این شهید همیشه جاوید دردلم محبوس گشت ولی امیدوارم درروز قیامت 

 جزء هفتاد نفری که به فرموده ی پیامبر بزرگ اسلام ازطرف شهداء مورد  

شفاعت قرارمی گیرند باشم.

در فروردین ماه سال 1357 که برای دیدار خویشان خود به روستای بابا حسنی 

 منطقه لیراوی رفته بودم وناصرعزیزنیزبه همین منظوربه آن روستا آمده بود 

 آشنا شدم . در اولین برخورد وآشنایی او را فردی مؤمن وانقلابی یافتم وطی 

 سفری زیارتی که در همان ایام به اتفاق اهالی روستا به بی بی حکیمه  

داشتیم دوستی ما بیشتروصمیمی تر شد. بعدازآن کمتر موفق می شدیم 

 حضورا همدیگرراببینیم وگاها که به گناوه می آمدم سعی می کردم حتی 

 برای لحظات کوتاهی هم که شده آن عزیزرا زیارت نموده و به امید دیدار های 

 آینده با حسرت وآه ازهمدیگرخداحافظی می کردیم ولی با نوشتن نامه که  

آن زمان مرسوم بود ازحال واحوال همدیگرباخبر می شدیم. با شروع جنگ 

 تحمیلی وهشت سال دفاع مقدس، توانستیم چند بارآن دوست باصفا وبا وفا  

را که همیشه تبسم برلبانش نقش بسته بود ازنزدیک زیارت نمایم که هربار 

با تمام وجود و خلوص کامل ازانقلاب وامام ، جنگ وجبهه سخن می گفت و 

من هم اندیشه ناب وعزم استوارش را تحسین می کردم.

مدتی گذشت و آن وقت من در دیلم دانش آموز دبیرستان بودم و سرگرم درس 

 و امتحانات واز حال و احوال ناصرهم بی خبر بودم. اواخردیماه 1360بود که  

ناصر برایم نامه ای نوشت و مرا از زخمی شدن خود درعملیات طریق القدس 

 چنین آگاه کرد: ... خدایی که همیشه بنده اش را یاری می کند و به عهدش 

 وفا می کند این سعادت را نصیبمان کرد که بتوانیم مدتی درجبهه بسر ببریم  

و بهترین ساعات زندگیم را بگذرانم و باز هم این نعمت بزرگ را نصیبم کرد تا 

 در راه خودش زخمی شوم، پس خدا را شکر می کنم که این نعمت را نصیبم 

 کرد و شاید که دیگر سعادت نداشتم که نعمات بزرگتر را نصیبم کند 1و ... .

در انتظار دیدارش لحظه شماری می کردم تا نوروز سال 1361 فرا برسد و  

بتوانم دگر بار بهترین دوست مخلص و مهربانم را ببینم، اما انگار دوران وصال 

 پایان یافته وموسم هجران و فراق رقم خورده بود.

با شنیدن خبرشهادت آن عزیز بلافاصله خود را به گناوه رساندم و با دلی 

 اندوهگین و چشمی اشکبار درمراسمات گرامیداشت آن یار سفر کرده  

تا ملکوت اعلی شرکت نمودم. باور کنید تا همیشه مهرویاد او را در دل 

 داشته وهیچگاه خاطراتش ازذهنم ودرونم کم و کسر نخواهد شد.

امیدوارم ناصرعزیزم درجهان باقی درصف شهدای کربلا قرار گیرد. 

 روحش شاد

علی لیراوی- 15/10/1393

منبع: http://martyr-naser-davodi.blogfa.com/

 

ادامه مطلب
آخرین ویرایش: شنبه 16 اسفند 1393 09:48 ق.ظ

 

شهید عباس بچه لر

یکشنبه 22 تیر 1393 12:57 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

یکی دیگر از شهیدان طایفه باباحسنی از بلوک لیراوی شهید عباس بچه لر فرزند عبداله (عبدی شهباز از خاندان حیدر سعید باباحسنی) می باشد. این خاندان از طوایف اصیل طایفه باباحسنی می باشند که در روستای مظفری از بلوک لیراوی سکونت دارند. مادرش کزل نیز از خاندان های قدیمی و اصیل لیراوی می باشد که در کتاب ایل ستاره من به معرفی آن پرداخته ام . برادر شهید در حال حاضر نام خانوادگی (کوثری) برگزیده است. 

مادر شهید بچه لردر خصوص لحظه شنیدن خبر شهادت فرزندش می گوید : در اوایل مهرماه 1362 ‏نزدیکی های غروب ، خبر شهادت عباس را به ‏یکی از همسایگان ما دادند ‏همسایه ها که توان گفتن این خبر سنگین را نداشتند ؛ به من گفتند یک نامه از طرف عباس آمده ‏؛ فردا صبح آن را برایتان می آوریم فردا صبح برای گرفتن نامۀ پسرم عباس به خانۀ همسایه مان رفتم . دیدم که یک  مینی بوسی از سپاه  و یک ماشین  هم از بنیاد شهید  درب  حیاط آنها ایستاده اند . من از یکی از پاسداران که آن جا بودند پرسیدم ؛ ببخشید ‏خاله ، مگر  چه  خبر است ؟  ایشان  گفتند  خبر  خیر  است ؛ برادر بسیجی  ، عباس بچه لر به فیض شهادت رسیده ‏است .

‏‏در موقع به خاکسپاری شهید عباس بچه لر، مادر شهید به درون قبر رفت و با بوسه ای ‏مادرانه بر صورت پسرش عباس ، با او خداحافظی کرد.

قسمتی از وصیت نامه شهید: 

... آلان  که  صدای  جان گداز محرومان  و آوارگان لبنان  و  دیگر جاهای ‏مسلمان نشین دنیا که از زور و ستم ابرقدرت ها لحظه ای آرامش ندارند ؛ به گوش ما می رسد ، اگر چنانچه خود را پیرو مکتب حسین (ع) و پیرو مکتب آزادی بخش اسلام می دانیم ؛ باید ‏به سوی آزادی حرکت کنیم 

‏ای جوان ها پیام امام را گوش کنید و از مرگ سرخ شهادت نترسید . خود را بی تفاوت حساب نکنید ، چرا که این مرگ خود سرآغاز زندگی است و خوشا به حال کسی که چنین مرگی نصیب او گردد و جان بی ارزش خود را که باید روزی آن را از دست بدهد ؛ در راه خدا فدا سازد .....

« شهید عباس بچه لر »

شهرستان دیلم - دهستان لیراوی 

ایل ستاره

در ضمن طبق اطلاع خوانندگان وبلاگ شهید حسین لیراوی نیز پسر خاله نامبرده            می باشد. 


آخرین ویرایش: دوشنبه 30 تیر 1393 09:44 ق.ظ

 

شهید غلامحسین لیراوی

یکشنبه 22 تیر 1393 12:46 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

نام پدر: عبدالمحمد
محل تولد: بوشهر - گناوه - روستای باباحسنی
تاریخ تولد: 1339 
مدرک تحصیلی: دیپلم
رشته تحصیلی: هنرستان حاج جاسم - بوشهر  صنایع فلز 
محل شهادت: شوش
تاریخ شهادت: 1360/12/13 
گلزار شهید: گلزارشهدای گناوه
مزار شهید: خاکستان امامزاده سلیمان گناوه 
غلام‌حسین لیراوی در سال 1339 در روستای «باباحسنی» ( از توابع شهرستان گناوه) در خانواده‌ای مذهبی و فقیر، دیده به جهان گشود. در هفت سالگی راهی دبستان روستا (شفق) گردید. وی از شاگردان ممتاز و باهوش کلاس بود. مهربانی، وظیفه شناسی و ارتباط شدید عاطفی با هم‌کلاسان و هم‌سالان، از ویژگی‌های این شهید بزرگوار محسوب می‌شد. دوره‌ی راهنمایی را در مدرسه‌ی راهنمایی هدایت دیلم و با معدل بالا به پایان رساند. سپس در هنرستان بوشهر، در رشته‌ی صنایع فلز، ثبت‌نام نمود. 
غلام حسین  لیروای
در این ایّام بود که در محافل و مجالس مذهبی شرکت فعال داشت. نوارها و اعلامیه‌های حضرت امام (ره) و کتاب‌های استادان بزرگی هم‌چون مطهری و شریعتی را برای مطالعه به روستاها می‌آورد و در بین جوانان و مردم روستا توزیع می‌کرد. لیاقت، مسئولیت‌پذیری، تدیّن از غلام‌حسین چهره‌ای بارز و شاخص ساخته بود. همین امر باعث شده بود تا مورد توجه و مقبول دانش‌آموزان هنرستان باشد؛ به طوری‌که از طرف دانش‌آموزان مسئول شورای مالی هنرستان شد. وی به منظور آشنایی بیشتر با معارف اسلامی و آموزش قرائت قرآن، در کلاس‌های نماینده‌ی استان، شهید عباس حیدری شرکت می‌کرد. با اوج‌گیری انقلاب، فعالیت‌هایی از قبیل به اعتصاب کشاندن هنرستان، تهیه و توزیع اعلامیه‌ها و نوارهای امام (ره) را از او شاهد بودیم. کتاب‌خانه‌ی امام خمینی (ره) روستای باباحسنی شهرستان دیلم، نتیجه‌ی تلاش‌های لیراوی بود که با همکاری عده‌ای از دوستانش دایر شد. 
در سال 1358 ماه‌های آخر تحصیلاتش را می‌گذراند. روستای «کردلان» توسط عده‌ای فئودال به آشوب کشیده می‌شد. لیراوی و چند نفر دیگر، از طرف مقامات ذی‌صلاح مأموریت یافتند تا برای حل و فصل موضوع به روستا بروند. پس از ورود به روستا به مدت چند شبانه‌روز به گروگان گرفته شدند که با میانجی‌گری استان‌دار و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آزاد شدند. 
سرانجام خرداد همان سال موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید. پس از بازگشت به روستا، رسماً از طرف مسئول بنیاد مسکن انقلاب اسلامی دیلم، دعوت به همکاری شد. وی نیز با عشق و علاقه پذیرفت و مسئولیت روستاهای بنیاد را قبول و آغاز به کار کرد. وی در این راه خدمات شایان توجهی را از خود به جای گذاشت. خدمات ارزنده‌ی او برای روستاییان منطقه‌ی لیراوی فراموش‌نشدنی است. 
لیراوی در تاریخ 13/10/1360 عازم خطوط مقدم رزم گشت تا او نیز سهمی در دفاع از خاک کشور داشته باشد و سرانجام در تاریخ 13/12/1360 در سنّ 21 سالگی در شوش به شهادت رسید و در امامزاده سلیمان  بندر گناوه در کنار قبر پدرش به خاک سپرده شد. 

آخرین ویرایش: یکشنبه 22 تیر 1393 12:53 ب.ظ

 

صائب تبریزی و تاریخ روستای باباحسنی

جمعه 20 بهمن 1391 11:50 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

میرزا عبدالرحیم معروف به صائب تبریزی از استادان شعر فارسی در عهد صفوی قرن یازدهم ، خانواده او اصلا تبریزی بودند ولی خودش اصفهانی است ، ولی هیچگاه خودش تبریز را ندید. صائب از اعقاب شمس الدین محمد مغربی است . پدرش از بازرگانان تبریز بود كه در عهد شاه عباس به اصفهان مهاجرت كرد و در اصفهان سكنی گزید. سال تولد صائب دقیقا مشخص نیست 1016 یا 1010 ، صائب در اصفهان تحصیلات خود را به اتمام رسانید . عموی او شمس الدین تبریزی بوده است كه لقب شیرین قلم داشته و در نزد عموی خود به آموزش خط و فراگرفتن آن همت گماشت و او خط بسیار زیبایی داشت .
در روزگار جوانی به مكه و مشهد سفر كرد ه است . در عهد نورالدین جهانگیر پادشاه فارسی زبان هند به هندوستان مهاجرت كرد كه 7 سال طول كشید . در سال 1034 شروع و تا آخر سال 1039 طول كشید. در 6 سال مهاجرت پدرش به آگره آمد و از صائب خواست به خانه برگردد ، در سال 1039 به كشمیر رفت و یكسال طول كشید ، در سال 1040 به ایران بازگشت و به حضور شاه صفی(1038-1052) رسید ، شاه عباس دوم (1052-1077) به او لقب ملك الشعرائی داد. خانه صائب محل رفت و آمد و اجتماع دوست داران شعر بود . صائب به سال 1081 در اصفهان درگذشت و در اصفهان در باغی كه به باغ آقا معروف است دفن گردید.
یك بیت از غزلش را بر روی سنگ قبرش نوشته است:


در هیچ پرده نیست نباشد نوای تو         عالم پر است از تو و خالی است جای تو


صائب یك بیت شعر معروف دارد كه قبل از نوشتن این مطلب وقتی در اینترنت جستجو كردم دیدم در سایت های زیادی نوشته شده است:


چوب را آب فرو می نبرد حكمت چیست ؟

شرمش آید ز فرو بردن پرورده ی خویش


وقتی تاریخ روستای باباحسنی را ورق می زنیم برخی از بزرگان روستا معتقدند كه وقتی عباس میرزا جد باباحسنی ها از مبدا اولیه ی خود (چند روایت متفاوت وجود دارد اما این یكی از آنهااست.)   سوار كشتی می شود از منشی اش  می پرسد:


چوب را آب فرو می نبرد حكمت چیست ؟

منشی جد بزرگوار ما هم می گوید :

عارش آید ز فرو
بردن پرورده ی خویش

نكته بالا و دوره ی تاریخی سرایش شعر فوق یكی از راه هایی است كه ما می توانیم قدمت یك روایت شفاهی را رد یابی كنیم.
اما صحت آن را خدا داند!
یك راه دیگر همین واژه (میرزا ) است
كه نشان می دهد (عباس میرزا) یك واژه ی مربوط به قبل از دوره قاجار است زیرا در دوره قاجار میرزا پسوند نام شاهزادگان قاجاری بوده اما در دوره ی صفوی میرزا پیشوند نام شاهزادگان بوده و دیگر مردمان كاربرد میرزا برایشان به صورت پسوند بوده است .مانند عباس میرزا.

این جملات ، تحلیلی بر روایت فوق است . كالبدشكافی روایت های محلی یكی از راه هایی است كه یك روایت را به آسانی تایید یا رد نكنیم! 



آخرین ویرایش: جمعه 20 بهمن 1391 12:27 ب.ظ

 

بابا

یکشنبه 8 فروردین 1389 10:30 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
برای وجه تسمیه روستای باباحسنی نخست سراغ یک مقاله تحقیقی در  زمینه مفاهیم بابا در ادب فارسی و منابع تاریخی می رویم.
              «بابا ،
واژة فارسی به معنای پدر. این واژه که در اصل از زبان کودکان گرفته شده در بسیاری از زبانها مشترک است و علاوه بر صورت «بابا» بدین صورتها نیز دیده می شود: با «پ »، مانند papa در انگلیسی و فرانسوی و ایتالیایی ؛ با «ت »، مانند tata و atta (آتا) در ترکی ؛ با «د»، مانند dad و daddy در انگلیسی . کلمة «بابا» در عربی و ترکی و بربری و اردو نیز به معنای پدر است . در عربی فعل «بَأبَأ» به معنای بابا گفتن کودک است . «بابا» در فارسی به معنای پدر بزرگ نیز به کار می رود.

کلمة «بابا» مجازاً به معنی پیر و سالخورده و عنوان احترامی برای صوفیان و عارفان و حکیمان در فارسی و ترکی متداول بوده است . در ترکی به هر یک از افرادی که در رأس گروه یا سازمانی قرار دارند، حتی اگر سالمند نباشند، به قصد احترام بابا گفته شده است ، چنانکه به (اُروج رئیس ) بارباروس * ، امیردریادار معروف ترک در شمال افریقا، بابااروج و به کسانی که در رأس تشکیلات اصناف قرار داشتند اخی بابا (به غلط : آهو بابا) گفته می شد. ازینروست که هنوز هم ملوانان ترک ناخدای خود را بابا خطاب می کنند. حسن قوچین ، از امرای دورة شاهرخ ، عنوان امیر بابا داشت . محمود افندی اهل فِلبِه ، از شیوخ و مدرّسان مشهور قرن دهم / شانزدهم ، چون مورد احترام رستم پاشا بود در استانبول نفوذ زیادی کسب کرده و به بابا افندی اشتهار یافته بود. این واژه بعدها مستقیماً به عنوان اسم خاص به کار رفته است ؛ مانند باباگرای (صحیح آن گِرِی ) از خانان کریمه و بابابیگ ازشاعران قرن سیزدهم / نوزدهم آذربایجان که «شاکر» تخلص می کرد.

در مآخذ تاریخی به واژة بابا به عنوان اصطلاحی صوفیانه ، که دست کم از دوران سلجوقیان معمول شده است ، برمی خوریم . هنگامی که طغرل بیگ به همدان آمد به دو نفر صوفی به اسامی باباجعفر و باباطاهر برخورد، به اندرزهای باباطاهر گوش داد و باباطاهر او را دعای خیر کرد (راوندی ، ص 98ـ99). از آن زمان به بعد در ایران و بعدها در آناطولی و روم ایلی ، به مجذوبان و مشایخ و شاعران متصوفی که عنوان بابا داشتند، برمی خوریم ؛ مانند باباافضل کاشی ، شاعر و صوفی ، و باباکمال خجندی و باباسنکو درویش مجذوب و خلیفه هایش که عنوان بابا داشتند و تیمور آنها را در اَندَخود ملاقات کرد. همچنین می توان از باباشمس مسکین در سبزوار در همین دوره و باباسودایی در ابیورد در قرن نهم و باباخداداد و بابافغانی شاعر و باباکوهی و بابانعمت اللّه نخجوانی و غیره نام برد.

به گفتة جمال قارصی ، شیخ کمال الدین خوارزمی (متوفی 671) در میان ترکمنها شیخ بابا نامیده می شد؛ و این دلیلی است بر رواج کلمة بابا در میان نواحی ترک نشین مشرق ایران . بنابراین ، می توان گفت که در سرزمینهای ترک نشین شیوع کلمة بابا (و شکل کوتاه شدة آن : «باب » که مترادف با کلمة «آتا» (به معنی پدر) است ) تحت تأثیر احمد یَسَوی * و طریقة یسویه ، که در میان ترکان رواج فراوان داشت ، بوده است . اگر چه بارتولد ادعا کرده است که کلمة «باب » - که در عربی به معنی «در» است ـ عنوان کسانی بود که در ترکستان به گسترش و انتشار اسلام می پرداختند، هیچ سند و مدرکی دال بر تأیید این ادعا وجود ندارد. در ایران ، بویژه از قرن ششم در تبریز و آذربایجان ، به صوفیانی که عنوان بابا داشتند برمی خوریم ؛ مانند باباحسن سرخابی ، بابااحمد، باباعابدین ، باباعفیف ، بابامزید، بابافرج ، باباچوپان مراغی ، باباقلی اردبیلی ، باباطالب ترک و بسیاری دیگر. شیخ بزرگ باباحسن سرخابی (متوفی 610) که محمود شبستری در سعادتنامه با احترام از او یاد کرده است ، به گفتة ابن کربلائی مؤلف روضات الجنان ، به «بابای هفتاد بابا» شهرت داشته است ، از آنرو که هفتاد بابا ملازم مجلس او بوده اند. از اسامی این هفتاد بابا که در روضات الجنان (ج 1، ص 49ـ50) آمده پیداست که اکثر آنان از آذربایجان بوده اند. افلاکی دَدَه ، مؤلف مناقب العارفین ، از بابامرندی که در آناطولی در دربار سلجوقیان نفوذ بسیاری داشته ، نام برده است (ج 1، ص 146). بابامرندی ، چنانکه از نامش بر می آید، منسوب به باباهایِ آذربایجان بوده ؛ و براق بابا نیز که در پایان همین قرن ، در دورة ایلخانیان ، کم و بیش نقش سیاسی ایفا می کرده ظاهراً منسوب به این گروه بوده است . با اینهمه ، مهمترین شخص در تشکیلات این صوفیان ـ که از آذربایجان تا آناطولی گسترده بود ـ بابااسحاق (یا به تعبیر مریدانش : بابا رسول اللّه ) است که در زمان غیاث الدین کیخسرو دوم (حک . 634ـ643) جنبش بزرگ معروف به «عصیان باباییها» را تدارک دید (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به بابایی * ، بکتاشیه * ). مشایخ طریقت بکتاشیه منتسب به حاجی بکتاش که از مریدان او بودند، همگی از عنوان بابا استفاده می کردند. به مشایخ و پیروان عقاید ملامتیة قدیم در خراسان و مشایخ و درویشان طریقتهایِ قلندریه و حیدریه نیز، که از اختلاط اصول باطنی با سنن دینی تُرک به وجود آمده اند، عنوان بابا داده شده است . وجود بسیاری از درویشان مانند گِییکْلی بابا در اولین قرن حکومت عثمانی دلیلی بر این مدعاست . اسناد فراوان دال بر ادامة استفاده از اصطلاح بابا در ایران بعد از قرن نهم وجود دارد، و از وجود بابا رکن الدین در اصفهان و شیوخی با نامهای بابابیات و بابارجب مجذوب در شیراز و از شاعران و مجذوبانی مانند بابااصلی دماوندی و باباسلطانی قلندر قمی و باباطالب اصفهانی اطلاع داریم . در قرن یازدهم ، در اکثر نقاط ایران به شیوخ خانقاههای حیدری (حیدری خانه ) برمی خوریم که مانند بکتاشیها عنوان بابا داشته اند. شاه عباس اول باباسلطان قلندر را به شیخیِ خانقاهِ حیدری که در چهار باغ قرار داشت تعیین کرد و پس از او نیز بنوبت ، باباحیدر و پسرش باباشفیع و پسر دیگرش بابارضی را به این مقام منصوب کرد. شیخِ حیدری خانة قزوین هم عنوان بابا داشت .

در اصطلاح اداری ، در قلمرو ممالیک مصر و شام و حکومت عثمانی به واژة بابا برمی خوریم . به گفتة قَلقَشندی (ج 5، ص 470) ابتدا به مهترانی که مسئول طشت خانه بودند از روی احترام عنوان بابا داده شد و بعد در قرن دهم به طور کلی ، این اصطلاح شامل تمام مأموران طشت خانه شد. به چهل نفر از حاجبان ادارة حرمخانة دربار عثمانی نیز این عنوان داده شد که به متصدی آنها آغاباباسی می گفتند. در دربار عثمانی ، «اُجاقِ» آغابابا نیز وجود داشت که مقر آنها زیر درِمیانی (از دروازه های دربار) بود و باربران مورد نیاز دربار را با اخذ ضمانت استخدام و تربیت می کردند.

بر اثر گسترش واژة بابا از قدیم الایام در میان ترکها، این کلمه به مفهوم صوفیانه در اسامی نقاطی که صوفیان در آن زندگی می کرده اند به کار رفته است ؛ مانند قصبة باباداغی (به اعتبار نام صاری صالتق بابا که مزارش در آنجاست ) و قصبة زنگی بابا بر سر راهی که از خیوه به کراسنو وُدْسْک می رود و روستای بابانقاش در تراکیه و قصبة بابااَسکی * . همچنین نامهایی مانند باباداغی و بابابورنی ، خاطرة درویشانی را که در این نقاط سکونت داشته اند محفوظ می دارد.

منابع : ابن کربلائی ، روضات الجنان و جنات الجنان ، چاپ جعفر سلطان قرائی ، تهران 1344ـ1349 ش ؛ احمدبن اخی ناطور افلاکی ، مناقب العارفین ، چاپ تحسین یازیجی ، آنکارا 1959ـ1961؛ واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، اورته آسیا تورک تاریخی حقنده درسلر ، استانبول 1927، ص 171؛ محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ترجمه سی ، از مترجم عاصم ؛ محمدعلی تربیت ، دانشمندان آذربایجان ، تهران 1314 ش ، ص 58،61؛ عبدالرحمن بن احمد جامی ، نسائم المحبة (ترجمه از نفحات )، ترجمة علیشیرنوایی ، نسخة خطی کتابخانة ملی پاریس ؛ همو، نفحات جامی ترجمه سی ، ترجمة لامعی ، استانبول 1289، ص 489 و بعد؛ دولتشاه سمرقندی ، تذکرة الشعرا ، چاپ ادوارد براون ، ص 286،421،463؛ ] محمدبن علی راوندی ، کتاب راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق ، چاپ محمد اقبال ، تهران 1333 ش [ ، شرف الدین علی یزدی ، ظفرنامه ، چاپ مجموعة آثار هندی ، ج 1، ص 310؛ عطا، تاریخ ، ج 1، ص 302؛ ] احمدبن علی قلقشندی ، صبح الاعشی ، قاهره 1383/1963 [ ؛ فؤاد کوپریلی ، تورک ادبیاتنده ایلک متصوفلر ، استانبول 1919، ص 108؛ طاهر نصرآبادی ، تذکرة نصرآبادی ، چاپ وحید دستگردی ، تهران 1317 ش ، ص 141، 210 و بعد، 284؛ سعید نفیسی ، رباعیات باباافضل کاشی ، تهران 1311 ش ، ص 4؛ عثمان نوری ، مجلة امور بلدیه ، ج 1، ص 549 و بعد؛ عبدالباقی نهاوندی ، مآثررحیمی ، ج 3، ص 1259، 1292؛

Barbier de Meynard, Supplإment aux dictionnaires turcs , Ë , 251; G.Demombynes, La Syrie ب l'إpoque des Mamelouks, Paris 1923,l Ë Ë ; J.Deny, Sar i Salt i q et le nom de la ville de Baba dagh i , Mإlanges offerts a ¦ M. Emile Picot , Paris 1913, Ë Ë , 1-15; R. Dozy, Supplإment aux dictionnaires Arabes , Beirut 1981, Ë , 47; C. Huart, Les Saints des derviches tourneurs , Paris 1922, Ë ,113 f.; F. Justi, Iranisches Namenbuch , Marburg 1895; Karl Lokotsch, Etymologishes Wخrterbuch der europجischen Wخrter orintalischen Ursprungs , Heidelberg 1927.

/فؤاد کوپریلی ( د.ا.ترک )/»

آخرین ویرایش: - -

 

شاعر دوبیتی سرا

یکشنبه 11 فروردین 1387 08:03 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

چند دوبیتی از زنده یاد علیکرم خلیفه زاده (عادل )

 شاعر معاصر لیراوی متولد ۱۲۸۵ و

 متوفی ۱۲ فروردین ۱۳۶۹  

 به

 مناسبت ۱۲ فروردین هیجدهمین سالگرد در گذشت آن

شادروان تقدیم  می شود :

كجا حاتم شد و چون شد تهمتن 

كجا كیخسرو  و  سهراب و بیژن

گَهِ رفتن همه رفتند ، عادل !

به زیر خاك  باید  كرد   مسكن

 

به زانو زور رفته دل پر آزار

به خود درمانده ام بسیار بسیار

همه گویند : عادل ! پیری است این

نه چون زهر است ؛ تریاقش كند كار

 

ندانستم كه دنیا بی وفا هست

در او  یك چند روزی عمر ما هست

اگر عادل گریزد همچو سیماب

به هر جا رو كند مرگ از قفا هست

 

عزیزان عمر آدم در شتاب است

شدم پیر و دگر حالم خراب است

دوان عادل چو تشنه در بیابان

گمانم آب می بینم سراب است

 

شدم پیر و دگر بی تاب گشتم

چو ماهی من جدا از آب گشتم

دریغا از از جوانی رفت عادل !

شكسته زورق و غرقاب  گشتم

دو یار مهربان  بودند  با    من

در آخر هر دو   با   هم     گشته       دشمن

نیاید چاره ای  در دست عادل 

كه " جان " دارد رود  ، بی جان شود "تن


آخرین ویرایش: دوشنبه 8 فروردین 1390 12:02 ب.ظ

 

علی کرم خلیفه زاده متخلص به عادل

چهارشنبه 31 خرداد 1385 09:06 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

شاعر لیراوی علیكرم خلیفه زاده

علی کرم خلیفه زاده متخلص به عادل فرزند خلیفه لیراوی متولد

۱۲۸۵ در روستای بابا حسنی جنوبی از جوانی سرایش دوبیتی را آغاز کرد .

 این چهره فرهیخته علاوه بر غور در دیوانهای اشعار شاعران به ویژه شاهنامه

فردوسی و خمسه نظامی با زبان های عربی و انگلیسی نیز آشنایی خوبی داشت.

این شاعر دوبیتی سرا که سینه اش گنجینه ای از فرهنگ و ادبیات لیراوی بود

در ۱۲ فروردین ۱۳۶۹ در بندرگناوه در گذشت و مزارش در جوار امام زاده سلیمان گناوه قرار دارد.

عزیزان عمر آدم در شتاب است

شدم پیر  و  دگر حالم خراب است

دوان عادل چو تشنه از پی  آب

گمانم آب می بینم  سراب است!

                                                              نمونه امضا شاعر دوبیتی سرا


آخرین ویرایش: دوشنبه 8 فروردین 1390 12:06 ب.ظ