عید نوروز 1398

سه شنبه 28 اسفند 1397 09:15 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
فرارسیدن عید نوروز سال 1398 را به همه دوستان و همراهان وبلاگ لیراوی تبریک می گویم . 
آخرین ویرایش: سه شنبه 28 اسفند 1397 09:17 ق.ظ

 

شب شعر بهارونه ی لیراوی در روستای بنه احمد

یکشنبه 31 فروردین 1393 09:45 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

بهارونه لیراوی + تصویر

یاران سبز : بهار که می آید دل دیگر در قفس سینه دل تنگ نیست ، خیالش پر می شود از پرواز و در میان فصل رویش نفسی تازه می کند ، شاعران با این فصل حرفهای بسیار دارند و شعر خوانی جایگاهی خاص در میان اهالی ادب دوست دارد. چند سالی است در روستای بنه احمد شب شعری بنام بهارونه لیراوی برگزار می گردد ، بهارونه ای که هر سال بهارش تازه تر می شود و نغمه هایش دلنشین تر ، امسال بهارونه لیراوی هفتمین بهار خود را پشت سر گذاشت . این برنامه که با مدیریت امراله خدری یکی از شاعران لیراوی و زاده بنه احمد شکل گرفته است امسال با حضور بزرگان عرصه شعر محلی استان پربارتر بود تا جایی که به قول ظریفی «ملک الشعرای استان» هم پا به این مراسم گذاشت .

در هفتمین بهارونه لیراوی که با خوش آمدگویی ناصر بویراتی آغاز شد ابتدا مهدی بشیری شاعر دیلمی شعرش را به حاضران تقدیم کرد . بشیری با شعر «آرزو» که مضمونی اجتماعی داشت آغازگر شعرخوانی در شب شعر لیراوی بود.

کاش می شد آرزو یک جا نمود          آرزو را پاکتر معنا نمود

این شعر که طلبی است برای رسیدن به روزهای زیبا و بدون جنگ ، این چنین ادامه پیدا می کند:

کاش می شد تا لباسی از خدا        یک به یک پوشیده بر تن ها نمود

مهدی دهقان دومین شاعری بود که در جایگاه قرار گرفت این شاعر جوان گناوه ای هم با یک غزل و یک مثنوی  شب را با شعرهای خود چراغانی کرد .غزل دهقان مضمونی عاشقانه داشت ، غزلی با نام «واگرد»

نیترم بیشِ یو دلتنگ بشینم، واگرد      می کجا رَهتیه ای یار شِرِینم ، واگرد

سپس غلامرضا ابراهیمی که تنش را زلزله شنبه لرزانده بود و تک تازش را دزدان به یغما برده بودند با زبان خاص خود برنامه را ادامه داد.

مبارکی از شاعران لر هم در این مراسم یک غزل و یک شعر محلی خواند . مبارکی این شعر را یک شوخی دانست با هم زبانان لر ، این شاعر  مشکلات روز جامعه را در شعر خود به طنز گرفته بود .

مختار تنگسیری از باتجربه های شعر از دیلم برنامه را با شعر مذهی «انتظار »پیش برد.

همه ی جمعه یل انتظار دلم   هَوَی دیدنت بی قرارِ دلم

این بیقراری که از ندیدن یار است در ادامه حرف از فرار دل از سینه دارد:

شَق ایخهِ وسینه بتنِگه دِرای    دَ تاب و توونی ندارِ دلم

خانم عزت خلیفه زاده از باباحسنی ، روستای همجوار بنه احمد با یک غزل و یک شعر محلی همه را میهمان کرد. جهانگیر اژدری شب را به سوی طنز پیش برد و نجفقلی محمودی از برازجان (انگالی)فضای مجلس را تغییر داد و صدای خنده را جایگزین حس شاعرانه مجلس نشینان کرد.

بعد از این برنامه برای دقایقی به سوی خاطرات شادروان اله کرم افتخاری  رفت که این قسمت هم توسط سید نواب موسوی یکی از هنرمندان برجسته استان در عکاسی تدارک دیده شده بود. موسوی در سالی که گذشت کاندیدای سیمرغ طلایی در قسمت عکس بود که علی رغم شایستگی به آن نرسید.

با ورود خانمها عسکری و معصومه خدادادی برای ادامه برنامه ، بار دیگر مجلس به سوی شعر متمایل شد که در این بین شعر زیبای خدادادی که تلنگری بود بر رفتار گروه ۵+۱ در جریان هسته ای و زلزله دشتستان نشان از توان این شاعره استان داد .این شعر تشویق حضار را در پی داشت.

مِنمِنی تحریم امریکا یه حَل    دَفه رِیمو زلزله هم خَرده پَل

علیرضا خلیفه زاده یکی از نویسندگان برجسته استان و نویسنده کتاب هفت شهر لیراوی و بندر دیلم که دست توانایی هم بر شعر دارد ابتدا نگاهی گذرا بر تاریخ[ادبیات لیراوی و شاعران معاصر آن] انداخت و سپس با یک غزل و چند دوبیتی محلی جایگاه را ترک کرد.

اصغر شمسی پور یکی از افرادی است که یک پای شب شعر بهارونه بنه احمد و لیراوی بوده است .شمسی پور در این شب هم با شعر اجتماعی «گرونی» که نگاهی انداخته بود به وعدهای دولت برای کنترل گرانی همه را میهمان کرد.

قشنگ اومه که سیمون کارسونی    چه خَش معنا که سی مردم گرونی

و در آخر به سراغ قیمت مرغی رفت که حالا حالاها باید با خیالش طی شود:

چِنو منها و جمع کِرد تقسم    که قیمت مرغ وابی کهکشونی

محمد غلامی یکی از باتجربه های دشتستان هم از میهمانان این برنامه بود غلامی که از محل کار خود از کنگان به این مراسم آمده بود یکی از شعرهای معروف خود را خواند.

لَولته تاگل دلخواه نادن     ری پهنه جگر مو آه نادن

چشلته تا که میخواسن بسازن     دو تا دریا میون ماه نادن

سید طالب هاشمی (از خشت فارس) که با شعرهای محلی خود نامی نیک در میان شاعران برجسته استان دارد هم از میهمانان خاص این شب شعر بود که سروده خود را به حاضران تقدیم کرد ، شعری خطاب به فرج اله کمالی که این شعر هم مضمونی اجتماعی داشت.

ای کمالی ای کمالت بی مثال        ای دلت مثل دل طالب بلال

 با ورود امراله خدری میزبان برنامه پشت تریبون ، برنامه به لحظات پایانی خود نزدیک شد .خدری شعری را خواند که مورد تشویق مداوم حاضران قرار گرفت «گفتی بِیار ، آوُردمه » که در قسمتی از آن اشاره داشت به حضور شاعران محلی سرای استان که به منظور شعر خوانی به شب شعر بهارونه دعوت شده بودند.

خدری شعر خود را با این پیام آغاز کرد ؛پیامی که قصد داشت ثابت کند گفته هایش در این شعر همراه با اسناد تاریخی است.

یه پَیومی سی شما اُمشو وَ یار آوُردمه    وصفِ حالی شاخصِ تذکره دار آوُردمه

و در پایان شاعر رو به عاشقان می کند و به آنها شعرهای عاشقانه ناب را تقدیم می کند:

گندمینه ی ایگه بی بیخ تیش خدری بگو    شعر فایز ، بیت باکی سی نگار آوردمه

 و اما پایان دفتر شب شعر بهارونه لیراوی را ایرج شمسی زاده با تشویق بدون توقف حاضران امضا کرد. ایرج شمسی زاده که ماه هاست با بیماری دست و پنجه نرم می کند همچنان کلمات در کامش به خوبی به بازی گرفته می شوند ، شناخت کافی و شاید بیش از اندازه شمسی زاده از زبان مادری از این نابغه محلی سرایی یکه تازی بی همتا در عرصه شعر محلی به وجود آورده است.« بیو بارون» یکی از  شعرهایی بود که ایرج شمسی زاده در این مراسم خواند .

هلاکُم ، تشنه یم ، بی جون ، بیو بارون     بشورم مِی کُناری زرغر طیفون ، بیو بارون

شمسی زاده در ادامه اشاره ای داشت به خاطرات خود و گروهی از دوستان و استاد بهزادی در ایام جوانی در سبزه زارهای روستای تل تل که در نزدیکی گناوه قرار دارد .شمسی زاده می گوید : در هوای دوستان سروری از برای قد رعنای دوستم خواندم که ناگهان با صدای کِل خانمهای اطراف همراه شد .شمسی زاده با شعر «عَیدِه بَیو» که به گفته خودش پیش از انقلاب و در شیراز سروده بود حس بهار را بهاریتر از چهچه هر پرنده ای به صدا در آورد.شعر شمسی زاده دارای چنان قدرتی است که مخاطب را در دل خود جای می دهد.

نوروز اِیا اُمرو صَوا آخِر زِمِستونه بیو    بِندِشک دور گَندُمَل مَی بُلبُل ایخونِه بیو

و سر انجام ضرب آهنگ شعر «هَمار »می شود و به طبع آن آواز «ایرجو »هم متفاوت :

اَی پَرپَروک یارم بِجو هَمار مِن گوشش بُگو   عَیدِ بیَو تَی «ایرجو»سیت عَیدی ایسونِه بِیو

در حاشیه:

این برنامه با نقاط قوتش حاضران را گرمی بخشید ولی سرمای شدید در دقایق پایانی تاب توان ریش سفیدها را گرفت.


برای انجام این مراسم عبدالحسین خواجه گیری ، عبدالرسول داریوشی و رضا خواجه گیری از روستای خواجه گیر ، اکبر لیراوی از روستای باباحسنی و محسن خواجه گیری از فعالان روستای بنه احمد سنگ تمام گذاشتند.

ایرج-شمسی-زاده..ابراهیمیبشیریدهقانمبارکیجهانگیر-اژدریمحمودی..محمد-غلامیعسکریاصغر-شمسی-پورعلیرضا-خلیفه-زاده شمسی-زاده.هاشمی.خدریسید-طالب-هاشمیخلیفه-زادهخدادادیتنگسیریامراله-خدریایرج-شمسی-زاده



آخرین ویرایش: یکشنبه 31 فروردین 1393 10:01 ق.ظ

 

سال نو

چهارشنبه 28 اسفند 1392 12:00 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
دوستان خوبم 

سال نو 

و نوروز 1393 

بر شما مبارک باد 


نه تنها ابر لطف ارزنده کرده 

نه تنها گل به رویم خنده کرده
 
بهار امسال بعد از روزگاری 

تو را در خاطر من زنده کرده


آخرین ویرایش: چهارشنبه 28 اسفند 1392 12:05 ب.ظ

 

نوروز92

سه شنبه 29 اسفند 1391 11:55 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

سلام بر دوستان خوبم 

سال نو و نوروز 92 بر همه ی شما فرخنده باد.

آخرین ویرایش: سه شنبه 29 اسفند 1391 04:05 ب.ظ

 

یک غزل با گویش گناوه (حیاتداود)

پنجشنبه 10 فروردین 1391 01:03 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

ایرج شمسی زاده

سرخ آویده سوز آویده صحرا چه قشنگه

اُمسال نه می پاره ، بهاره ، همه رنگه


مهس آویدنه غولکل اُورَل سرخو

هی غُره تراق ایکُنه یا بنگ تفنگه؟


گُلی نَرو اُو بارونَ خَرده ،مث شیره

کُربک شلو غوص ایزنه ،مَی پیره نهنگه


سرنیزه کشیده بهمن سی دل ِ جوسال

تاک ِپوک در ایره زِر گوش گُل مثلَ فشنگه


تمون جیکه تَر آوی وَ پاش در اومه

باقله مُشی دَورش در ایره بَسکی زرنگه


نَی جیله ایناله مِن گوشِ نَیِ هندی

فیلش یاد هند افتاده ،خُ کَرِ دَونگه


دُحتر! مَزَه سَر مثلَ شکالِ سَرِ مازَه

کُر بو تُنَ بُرده ایسُو بَتَر وَ پلنگه


بُو دُحترو بی شیر بها دحترَه رد کُه

پی  جاهل عاشق سی چه دل تو مث سنگه؟


دنیا مِنِ یک رِِحته نه سر خینِ بُوایه

سَر دُحتر ِ نشمین تُنِ  ،هر چی که جنگه


بُنگِ کِلِ دُحتر دَرَی تِل تِلَ ور داشت

مَی قه قَه کُوگِ کُهِ ، می جل جل ِ زنگِ


زِر بُرمِشَ ورداشت، حنا بهس کف دهسِش

یُه پینجَشِ یا خارکِ زینی سر ِ پنگه


زِِر بار نَخوسی خَرِ دیزَی بیابونی

نه وَختِ سَقَط واویدنه ، روز ِ هُلنگه


هیهای که پیر آویدی ای عاشق پاری

ای وای که اسب عربی مَی خرِ لنگه


هم سال نو آوی ، دل مو یارَ نو ایخه

جا مُنده خو دَس نیکَشِه ،سی یار ِکه تنگِ


"اُسا بده مندی"  نُکِنش ایرجو ،  بسته

یاکُ دِلِ منِ سینه نه سنگه کُهِ بَنگه


1353


آخرین ویرایش: - -

 

سال نو مبارک

سه شنبه 1 فروردین 1391 05:42 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
دوستان بزرگوار
سال نو و جشن جهانی نوروز بر شما مبارک


نه تنها ابر لطف ارزنده کرده
نه تنها گل به رویم خنده کرده
بهار امسال بعد از روزگاری
تو را در خاطر من زنده کرده

دل مو کهکشونی از ستاره
برات از آسمون هر شو میاره
چه می شه آسمونو گل بکاری
که فردا بر سر ما گل بباره

آخرین ویرایش: سه شنبه 1 فروردین 1391 05:47 ب.ظ

 

سال 1390

دوشنبه 1 فروردین 1390 12:20 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
سلام بر دوستان خوبم
سلام بر همراهان وبلاگ لیراوی
سلام بر شما عزیزی که همیشه به این صفحه سر می زنی
امیدوارم سال نود سالی پر از شادمانی ، مهربانی و تندرستی باشد
سال 1390 سالی پر از پژوهش های جدید و پیمان های نو و پیوند های پایدار دوستی باشد
سال نو خجسته باد

آخرین ویرایش: دوشنبه 8 فروردین 1390 10:22 ق.ظ

 

نوروز

چهارشنبه 29 اسفند 1386 07:03 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

نوروز باستانی بر شما مبارک

1387

 


آخرین ویرایش: دوشنبه 8 فروردین 1390 10:22 ق.ظ

 

نوروز آمد

چهارشنبه 1 فروردین 1386 07:03 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

نوروز 1386 آمد با دستانی پر از زیبایی

روز هایی قشنگ برای شما دوستداران آرزومندم.



آخرین ویرایش: دوشنبه 8 فروردین 1390 10:20 ق.ظ

 

عید نوروز

جمعه 26 اسفند 1384 12:03 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
نوروز شما فرخنده باد
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 فروردین 1390 10:19 ق.ظ