حسین جلال‌پور درگذشت

یکشنبه 11 فروردین 1398 01:43 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


همشهری آنلاین: شاعر و ادیب بوشهری و مصحح و گردآورنده دیوان محمدخان دشتی درگذشت.

حسین جلال‌پور درگذشت

به گزارش  باشگاه خبرنگاران جوان،حسین جلال‌پور شب گذشته طی یک سانحه رانندگی در محور جاشک - خورموج جان خود را از دست داد.

وی متولد ۱۳۵۵ در شهر گناوه بوده و مجموعه غزل «کلاغِ بعد از باغ»، و تصحیح‌هایی، چون «دیوان محمدخان دشتی»، «دیوان خواجوی کرمانی»، مثنوی «همای و همایون» خواجوی کرمانی، مثنوی «گل و نوروز» خواجوی کرمانی، مثنوی «گوهرنامه» خواجوی کرمانی، تصحیح مثنوی «کمال‌نامه» خواجوی کرمانی و … را در کارنامه خود داشته است.

حسین جلال‌پور همچنین مدرس و عضو هیأت علمی دانشگاه و دبیر انجمن ادبی هوای تازه نیز بوده است.


آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1398 01:49 ب.ظ

 

جعفر گره ای دشتستانی 3 دوبیتی

شنبه 13 خرداد 1396 10:09 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

مرا زیبا رخی دیوانه کردی
چو مجنون در بدر از خانه کردی
بیا ای نازنین شرم از خدا کن 
گره با دوستان بیگانه کردی

****
خوش است ای دوستان فصل بهار است 
که این نوروز از جم یادگار است 
گره ای سبز گشته دشت و صحرا
به هر جایی که بینی لاله زار است 
****

خوشا سردشت زیدون و بهارش
خوشا این مردم و آن کشت و کارش
گره ای اندر این ایام نوروز 
گل خو شبو بروید جویبارش

جعفر گره ای

از شاعران دوبیتی سرای لیراوی . 


آخرین ویرایش: شنبه 13 خرداد 1396 10:12 ق.ظ

 

وهرسن یا بررستن

یکشنبه 30 فروردین 1394 08:39 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
یک واژه جاری در گویش لیراوی وهرَسَن می باشد . مثال : هنی نه وهرسُ مه (هنوز کارم تمام نشده / هنوز دستم فارغ نشده) 
 وش وهرسم : از ... فارغ شدم . 
مِن کارم گرند افتاده نی وهره / در کارم گره افتاده تمام نمی شود.
وه- رَ-سن از ریشه مصدر فارسی بر-رستن و وا-رستن می باشد : 
یک نمونه از کاربرد این واژه را در کشف المحجوب ،1358، تهران ، طهوری صفحه 81 دیده ام که برایتان نقل می کنم: 
« و دیگر مسیح منسوبست به روح خذا [ با تلفظ محلی مردم لیراوی که دال را بین ذ و ی تلفظ می کنند] و کلمه خذا که بدمیذ در مریم از جهت بررستن و زاذن او را.» 
هر معانی : فارغ شدن / تمام شدن / رها شدن می دهد.

آخرین ویرایش: دوشنبه 31 فروردین 1394 07:16 ق.ظ