شهر سمک

یکشنبه 25 اسفند 1398 10:08 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
کتاب شهر سمک تحلیل زیبای ادبی استاد پرویز ناتل خانلری بر کتاب  (  سمک عیار  ) نوشته فرامرز پسر خداداد ارجانی است که توصیه می کنم این کتاب را بخوانید و با اداب و رسوم مردم ایران در قرن ششم آشنا بشوید . 
به نحوی شهر سمک نشان می دهد که مناطق سینیز و مهربان و ارجان که موطن مولف کتاب بوده چه فرهنگی بر آن حاکم بوده است . 
هر چند فضای تخیلی آن حلب ( که حکایت جالب خودش و ارتباطش با لرهای ارجان در آن مستتر بوده و هست و من به آن تاکید می کنم) و چین و ماچین است. 
ارتباط با چین هم شاید بیشتر دریایی بوده تا زمینی اهل فن می دانند دو جاده ابریشم زمینی و جاده ادویه دریایی داشته ایم که چین را به ایران و حلب(شام) وصل می کرده اند. 
از آنجا که ارجان از طریق بنادر مهروبان و سینیز می توانسته با چین ارتباط تجاری داشته باشد پس فضای تخیلی فرامرز ارجانی نویسنده این کتاب ارزشمند احتمالا از طریق این فضا و حال و هوا ساخته شده است. 
علیرضا خلیفه زاده 
25 اسفند 1398

آخرین ویرایش: یکشنبه 25 اسفند 1398 11:03 ق.ظ

 

حسین جلال‌پور درگذشت

یکشنبه 11 فروردین 1398 01:43 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


همشهری آنلاین: شاعر و ادیب بوشهری و مصحح و گردآورنده دیوان محمدخان دشتی درگذشت.

حسین جلال‌پور درگذشت

به گزارش  باشگاه خبرنگاران جوان،حسین جلال‌پور شب گذشته طی یک سانحه رانندگی در محور جاشک - خورموج جان خود را از دست داد.

وی متولد ۱۳۵۵ در شهر گناوه بوده و مجموعه غزل «کلاغِ بعد از باغ»، و تصحیح‌هایی، چون «دیوان محمدخان دشتی»، «دیوان خواجوی کرمانی»، مثنوی «همای و همایون» خواجوی کرمانی، مثنوی «گل و نوروز» خواجوی کرمانی، مثنوی «گوهرنامه» خواجوی کرمانی، تصحیح مثنوی «کمال‌نامه» خواجوی کرمانی و … را در کارنامه خود داشته است.

حسین جلال‌پور همچنین مدرس و عضو هیأت علمی دانشگاه و دبیر انجمن ادبی هوای تازه نیز بوده است.


آخرین ویرایش: یکشنبه 11 فروردین 1398 01:49 ب.ظ

 

جعفر گره ای دشتستانی 3 دوبیتی

شنبه 13 خرداد 1396 10:09 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

مرا زیبا رخی دیوانه کردی
چو مجنون در بدر از خانه کردی
بیا ای نازنین شرم از خدا کن 
گره با دوستان بیگانه کردی

****
خوش است ای دوستان فصل بهار است 
که این نوروز از جم یادگار است 
گره ای سبز گشته دشت و صحرا
به هر جایی که بینی لاله زار است 
****

خوشا سردشت زیدون و بهارش
خوشا این مردم و آن کشت و کارش
گره ای اندر این ایام نوروز 
گل خو شبو بروید جویبارش

جعفر گره ای

از شاعران دوبیتی سرای لیراوی . 


آخرین ویرایش: شنبه 13 خرداد 1396 10:12 ق.ظ

 

وهرسن یا بررستن

یکشنبه 30 فروردین 1394 08:39 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
یک واژه جاری در گویش لیراوی وهرَسَن می باشد . مثال : هنی نه وهرسُ مه (هنوز کارم تمام نشده / هنوز دستم فارغ نشده) 
 وش وهرسم : از ... فارغ شدم . 
مِن کارم گرند افتاده نی وهره / در کارم گره افتاده تمام نمی شود.
وه- رَ-سن از ریشه مصدر فارسی بر-رستن و وا-رستن می باشد : 
یک نمونه از کاربرد این واژه را در کشف المحجوب ،1358، تهران ، طهوری صفحه 81 دیده ام که برایتان نقل می کنم: 
« و دیگر مسیح منسوبست به روح خذا [ با تلفظ محلی مردم لیراوی که دال را بین ذ و ی تلفظ می کنند] و کلمه خذا که بدمیذ در مریم از جهت بررستن و زاذن او را.» 
هر معانی : فارغ شدن / تمام شدن / رها شدن می دهد.

آخرین ویرایش: دوشنبه 31 فروردین 1394 07:16 ق.ظ

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic