میترا داور  معاش |  |انتشارات مهستان| حمید رضااکبری شروه

http://www.morur.ir/article.aspx?id=1113

نوشته حمید رضا اکبری شروه / مجموعه داستان / انتشارات مهیستان


 مجموعه داستان " معاش"     شامل  هیجده داستان کوتاه است ،  این مجموعه  از نگاهی  صدای دریاست ، آفتاب تیز جنوب   و سایه  درخت های نخل واضطراب  " معاش " .  برش هایی کوتاه از زنده گی مردم جنوب : آبادان و  بوشهر در  دودهه بعد از انقلاب . درون مایه  تعدادی از داستان ها همان نام کتاب است ؛ " معاش " ، درد جاودانه ی معاش  در شکل بومی آن ، از کباب سگ ها گرفته در داستان معاش تا  خرید وفروش قاچاق در بنادر نزدیک  

 - زایر بریز! این دیگه حوصلمه سربرده ، بذار کباب بشه!

 تمام لوله  داغ شد . مندو دیگر بالای لوله تاب ایستادن نداشت . پایین جست . از دو سر لوله آتش زبانه داشت . بوی گوشت سوخته تا دریا را برداشته بود  وبادی کز روی دریا می امد در محوطه بندرگاه پخشش می کرد . آزیر ماشین آتش نشانی بندرکه بلند شد سمت اسکله ها چرخیدند رو به روی قرص کم رنگ آفتاب که می رفت در مغرب دریا حل شود و دویدند . آسمان رو به رویشان دق کرده بود.

 و… و گاه جنگ است ،  مرگ عزیزان و  اینکه بعد از ان خورشید چگونه خواهد تابید !

 زبان در این مجموعه   پویا و زنده  است همانند صدای دریا . خواننده زیر وبم صدای موج دریا و بوی نخل ها را از نوشته در می یابد  و ازا ین جهت   به تمامی هنر است …  و مردها در این مجموعه می روند ، نیستند  و تب نبودشان خانه را  مضطرب و پیر می کند … و نمی ایند و…و سایه ها …  دست ها بی سایه هستند و انسان ها نیز گاه بی سایه و همین است که نوشته قلب را میکوبد و می رود …همان موج های جنوب … بی رحم درساحل دریا …

 " از اسب که افتاد، تیری بر پیشانی اش گل کرده بود. زن که حادثه را از لای تخت سنگ ها می دید ، دل می چزاند و به شکل گریه می خندید به طوری که شانه هایش تکان می خوردند و لی صدایش در نمی امد "

 از داستان ناتمام که کامل است به تمامی ...  در انتها باید گفت   تمرکز بیشتر روی درون مایه می توانست این مجموعه را به تمامی ماندگار سازد  و همچنین عدم استفاده از کلمات بومی  به نظر از ضروریات ادبیات فارسی می باشد .