دیلم در مجلس قسمت 1 مشکل آب در دیلم

شنبه 16 شهریور 1398 07:19 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


نوزدهمین دوره قانونگذارى در مجلس شورای ملی، در تاریخ 10 خرداد ماه 1335 خورشیدى مطابق با 20 شوال 1375 افتتاح شد. در این دوره بود كه دوره اجلاسیه‌‌ی مجلس از دو سال به چهار سال تغییر یافت و تعداد نمایندگان از 136 تن به 200 نفر افزایش پیدا كردند. دوره مزبور پس از چهار سال، در تاریخ 19 خرداد ماه 1339 (14 ذیحجه 1379) به پایان رسید.

حدوداً 5۳ سال قبل، و در همین دوره‌ی مجلس، در جلسه‌ی 298 آن، زمانی که عبدالله دشتی ، نماینده‌ی بوشهر در مجلس شورای ملّی بوده است، بحث کمبود آب دیلم و گناوه و بوشهر در مجلس مطرح می‌شود. آنچه می‌خوانید، بیانات جناب دشتی است در خصوص این مسئله. البته این بیانات، در پی تلگراف‌های متعددی بوده است که درباره‌ی همین مسئله برای ایشان از شهرهای فوق ارسال شده است:

«... و این جا راجع به‌ آب بوشهر خیلى صحبت شده إست به‌نظر بنده دیگر جنبه شوخى و تفریح كم‌كم پیدا مى‌كند اما عرض كنم تنها بوشهر نیست، بندر گناوه و بندر دیلم هم هست. اعلیحضرتِ همایونى دو جا را حضوراً امر فرمودند كه‏ باید براى گناوه و دیلم آب بیاورند. بنده این را به رئیس آبیارى عرض كردم و خود جناب آقاى نخست‌وزیر هم بودند. اما بنده مأمورم كه بگویم گناوه آب ندارد. بندرى إست كه بعد از این، یك بوشهر بزرگى خواهد شد، و خود جزیره خارك، یكى دو سال دیگر در ردیف آبادان مى‌شود. گناوه یك شهر عظیمى مى‌شود. گنجایش هم دارد. عملیات عجیبى هم در آنجا می‌شود. یعنى تقسیم املاك و واگذارى املاك به مردم خیلى توسعه پیدا می‌كند. بنابراین آب لازم دارد. بندر دى‌لُم یكى از بنادر قدیمى ایران است. ببخشید شما دیلم مى‌گوئید ولى چون در محل مى‌گویند دى‌لُم، بنده زبان محل را به عرض رساندم. فرمودند كه آب باید براى اینجا بیاورند از رودخانه زهره مى‌توانند بیاورند. حالا خودتان مطالعه بكنید و مطالعه هم شده إست...».‏

(مشروح مذاكرات مجلس ملى،    دوره‏19،  جلسه‌ی  298)   

انتخابات دوره 24 مجلس شوراى ملى، یا انتخابات رستاخیزى، آخرین انتخابات دوران حكومت پهلوى بود كه در تاریخ 17 شهریور 1354 برابر با 2 رمضان 1395 افتتاح شد. در این دوره مجلس بخاطر فضاى انقلابى كه در كشور بوجود آمده بود پنج نخست وزیر در طى چهار سال روى كار آمدند كه هیچ یك از آنها موفق به ادامه كار نشدند.

  عمر مجلس بیست و چهارم نیز در 21 بهمن 1357 به پایان رسید.

بیانات زیر از آن دکتر حسین طیب است،نماینده بوشهر که حدوداً 35 سال قبل بنا به وظیفه نمایندگی، از بندردیلم بازدید کرده است. ظاهراً بعد از گذشت حدود 1۷ سال!! از بیانات عبدالله دشتی در مجلس نوزدهم، مشکل آب در دیلم همچنان به قوت خود باقی بوده است:

«...منطقه دیگرى كه مورد بازدید قرار گرفت منطقه‌ی دیلم بود در این منطقه یك راه هست كه سالها است ساختمان آن راكد مانده و در فصل تابستان به هر ترتیب كه هست و با هر مشكلى كه می‌تواند وجود داشته باشد انسان از كوره‌راه‌ها مى تواند خودش را به بندر دیلم برساند ولى در فصل زمستان این‌ راه به‌كلى مسدود است و قابل استفاده نیست یادآورى می‌كنم كه این راه قسمتى مربوط است به پل بویرات كه باید تكمیل بشود و هرچه زودتر مورد استفاده‌ی اهالى قرار بگیرد. بالاخره به‌هر طریق كه بود از راههاى فرعى روستائى دیگر، به بندر دیلم رسیدیم و به‌یاد آوردیم كه مردم در تابستان بیشترین فریاد و شكایتشان و اصلى‌ترین مسئله‌شان آب بود ولى من انتظار نداشتم كه در فصل زمستان هم بیشترین و مهمترین مسئله مورد بحث مردم بندر دیلمـ در حالی‌كه نزولات آسمانى باریده است ـ باز هم مسئله‌ی آب باشد اما به‌قرارى كه مشاهده كردیم باز هم در فصل زمستان و در موسم بارندگى بیشترین مسئله‌ی مردمبندر دیلم مسئله آب بود زیرا طرح تأمین آب بندر دیلم طورى بى‌اساس و پایه است كه به‌محض اینكه اندك بارانى می‌آید و در رودخانه زهره جارى می‌شود بكلى، بكلى، دستگاه آبرسانى را عاطل و باطل و تعطیل می‌سازد و من روزى كه رفتم مردم گفتند 20 روز است كه آب نداریم و از آب‌هاى آلوده‌ی راكد كه در بركه‌هاى عادى، روى زمین جمع شده بود آبشان را تأمین می‌كردند و این مسئله قابل پذیرش براى مردم امروز ایران و اهالى بندر دیلم نبود و براى آنها تعجب‌آور بود كه می‌بایستى در عصر رستاخیز با یك چنین منظره‌هاى غیر قابل پذیرش روبرو باشند. انجمن شهر با نهایت علاقمندى در برابر خواست‌هاى مردم آنجا احساس مسئولیت می‌نماید. در گفت و شنودى كه در محل حزب به‌عمل آمده بود رئیس انجمن و اعضاى انجمن با دلسوزى صادقانه می‌گفتند كه اگر انجمن شهر براى ده سال آینده هیچ عملى انجام ندهد و شهردارى كلاً تعطیل باشد و ما فقط بتوانیم تنها آب بندر دیلم را تأمین كنیم می‌توانیم در برابر مردم روسفید باشیم. رئیس سازمان زنان می‌گفت با كمال تأسف میرویم در خانه‌ها كه مردم را تشویق كنیم براى باسواد‌شدن، می‌گویند این حرفها چیست كه می‌زنید؟! ما صبح تا حالا رفتیم از جاى دورى آب بیاوریم یك حلب 15 لیترى آب راكدى كه از توى بیابان‌ها جمع می‌كنند، ده ریال بدست مردم می‌رسد، دیگر كجا وقت اضافى داریم؟!  یك برنامه و طرحى است براى تأمین آب بندر دیلم كه در خواست می‌كنم جناب دكتر شادمان با آن علاقمندى و دقتى كه دارند به این مسئله توجه كنند و انشاء‌الله با پیشنهادى كه صورت می‌گیرد بتوانیم در آنجا یادگار بسیار خوب و ارزنده‌اى باقى بگذاریم. قیمت برآورد‌شده طرح آب‌رسانى بندر‌دیلم، یازده و نیم میلیون تومان می‌شود كه قسمت عمده‌اى از آن را مردم بندر دیلمحاضرند تأمین كنند از طریق حق اشتراك و لوله كشى داخلى، 5 میلیون تومان می‌بایستى از صندوق مشترك شهرداری‌ها و سه میلیون از محل طرح خاص ناحیه‌اى به این طرح كمك شود كه البته چون بنیه‌ی مالى بندر دیلم ضعیف و ناتوان هست و بازپرداخت این 5 میلیون تومان مشكل بنظر می‌رسد، می‌توان ترتیبى اتخاذ كرد و كمك بلاعوض شهردارى بندر دیلم را از طریق وزارت كشور افزایش داد تا بتوان باین مطلب جامه‌ی عمل پوشاند اما مسئله‌ی دیگرى كه وجود داشت مخصوصاً با توجه به فرمان 16 آبان ماه شاهنشاه، می‌توان كار مثبت خوبى را پیگیرى كرد و آنكه طرح دیگرى وجود دارد براى تأمین آب بندردیلم از محل اعتبارات وزارت مسكن و شهرسازى، كه طرحى است ناكامل و نارسا و جواب‌گوى تأمین احتیاجات آب‌رسانى بندر دیلم را بطور كاملى نمی‌نماید. من فكر می‌كنم و مردم پیشنهاد می‌كنند كه اگر این دو طرح درهم ادغام شود، چون هردو طرح مربوط است به اعتبارات مملكتى، در مدت كوتاهى به این مسئله می‌توان جامه‌ی عمل پوشاند. در این زمینه من خلاصه‌ی مشاهداتم را با جناب استاندار استان در میان گذاشتم. ایشان كه علاقمند براى پیشرفت این كار هستند عملى‌بودن این مسئله را مورد تأیید قرار دادند. بنابراین از جناب آقاى دكتر شادمان در خواست دارم كه نسبت به ادغام این دو طرح در فاصله‌ی زمان كوتاه، به‌طوری‌كه مردم بندر دیلم این قدم مثبت را بهره‌بردارى كنند. از بذل مساعدت و علاقمندى دریغ نفرمایند و من سپاس دارم از وقتى كه به من داده شد و توجهى كه به مطالب من فرمودید و امید است كه این مملكت با آن آینده‌اى كه شاهنشاه ترسیم فرموده‌اند با اتكا به نیروى ذاتى و گوهر وجودى كه در فرد فرد افراد ملت ایران نهفته است بتواند شایسته براى رهروى در راه تمدن بزرگ ملت ایران باشد. تشكر می‌كنم. (نمایندگان: احسنت)

 (مشروح مذاكرات مجلس ملى/  دوره‏24 /  جلسه: 71 / ص : 72 )

 در مشروح جلسات مجالس ملّی و اسلامی، بارها و هربار بنا به وجود مشکل و یا مسئله‌ و مناسبتی، نام بندردیلم بر زبان نمایندگان جاری شده است. اگر فراغ بالی و جمعیت خاطری فراهم شود، به‌تدریج برگ‌های تاریخی دیگری را از دیلم در همین وبلاگ درج خواهم کرد.


آخرین ویرایش: شنبه 16 شهریور 1398 07:21 ب.ظ

 

دیلم در مجلس قسمت 2 سپاه دانش در دیلم

شنبه 16 شهریور 1398 07:01 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


بیست و دومین دوره‌ی قانونگذارى مجلس، در روز جمعه 14 مهرماه 1346 خورشیدى، برابر با اول رجب 1387 هجرى قمرى افتتاح شد. پذیرش قطعنامه‌ی شوراى امنیت درباره‌ی بحرین و جدایى آن از ایران در روز پنجشنبه مورخ 24 اردیبهشت ماه 1349 در جلسه فوق‏العاده‏اى كه بنا به تقاضاى دولت تشكیل شده بود تصویب و جهت اجرا به دولت ابلاغ شد. این دوره‌ی قانونگذارى در تاریخ 9 شهریور ماه 1350 (19 رجب 1391) به مناسبت برگزارى جشن‏هاى 2500 ساله به موجب فرمان شاه منحل و در همان روز، دوره‌ی بیست و سوم مجلس شوراى ملّى به‌دست شاه گشایش یافت.

در جلسه‌ی 228 مجلس بیست‌ و دوم، یکی از نمایندگان، به‌نام مهندس محمدحسین قادرپناه، شرحی می‌دهد از اعزام فرزندش به بندردیلم در قالب نیروی‌های سپاه‌دانش. مهندس قادرپناه نماینده‌ی مردم گرگان بود و تقریباً سه سالی بعد از این سخنرانی در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۵۲ در اثر سانحه‌ی اتومبیل درگذشت.

تاریخ این سخنرانی حدوداً 42 سال قبل است. 

مهندس قادرپناه:

«... یكى از مواد دوازده‌گانه‌ی انقلاب سفید ایران كه بابت كار شاهنشاه عظیم پى‌ریزى و به مرحله اجرا در آمد، ایجاد سپاهیان انقلاب در رشته‌هاى دانش، بهداشت، ترویج آبادانى و مسكن بود كه به دور‌افتاده‌ترین نقاط مملكت نفوذ پیدا كرده و مردمى كه احتیاج به فرهنگ، بهداشت و آبادانى و ترویج كشاورزى داشتند مقدم آن را گرامى داشته و حداكثر استفاده از معلومات و دانش آنها نمودند. مردمى كه فكر نمى‌كردند در ظرف چندین سال، داراى مدرسه و معلم شوند. مردمى كه فكر نمى‌كردند پزشكى براى درمان امراض آنها اعزام گردد و بالاخره كشاورزانى كه براى استفاده از آخرین تكنولوژى كشاورزى روزشمارى مى‌كردند. این‌ها همه، عملًا مشاهده نمودند متخصص در هر فن و حرفه‌اى در ده آنها ساكن شده و شبانه‌روز براى ایجاد یك زندگى بهتر [برای] آنها و استفاده بیشتر از وسائل موجود كوشش مى‌نمایند. سپاهیان انقلاب را مى‌توان مردان ما‌فوق بشرى دانست كه زندگى راحت شهرى را براى مدتى پشت سر گذارده و رو به روستاها آوردند و زندگى جدیدى در روستاها به راه انداخته، هم براى خود و هم براى روستانشینان. در این مجلس مقدس، جاى اظهار امور خصوصى نیست ولى چون واقع شده است باید به استحضار مردم برسد بدانند كه در دوره‌ی انقلاب و براى پیش‌برد انقلاب بین یك وكیل و مردم عادى هیچ فرقى نیست.

 (نمایندگان: صحیح است).

فرزند من به‌نام سید‌رضا قادرپناه پس از اتمام دوره متوسطه و اخذ دیپلم وارد سپاه بهداشت شد. پس از طى دوره چهار‌ماهه به بندر دیلم اعزام گردید. وقتى به من گفت كه عازم بندر دیلم است به او گفتم بى‌نهایت خوشحالم پسرم به جائى مى‌رود كه من هنوز ندیده ام و باز افتخار می‌كنم براى خدمت مقدس و كمك به هم‌میهنان خودت مى‌روى. او هم با جان و دل قبول كرد و رفت و در گرماى سوزان این بندر دورافتاده به خدمت مشغول شد و تا آخرین روز، به انجام وظیفه پرداخت. هستند اغلب كسانى كه راحتى را براى فرزندان خود خواسته و براى اینكه به نقاط خوش آب و هوا منتقل شوند به این و آن متوسل مى‌گردند. ولى من كه خود نماینده‌ی انقلاب هستم نه تنها از كسى درخواست ننمودم ـ و جناب آقاى دكتر شاهقلى وزیر محترم بهدارى و مأموران مربى سپاه بهداشت شاهد هستند كه به هیچ‌وجه براى تغییر محل مأموریت فرزندم اقدامى نكردم ـ بلكه او را تشویق نمودم كه به بندر دیلم برود و كشور بزرگ خود را عملاً ببیند تا به میهن‌پرستى او كمكى شده باشد.

درهرحال آنچه به استحضار رسانیدم نماینده‌ی علاقه‌ی قلبى من در خدمت به مملكت است...».

(مشروح مذاكرات مجلس ملى/   دوره‏22 /  جلسه: 228 / ص : 228)

 


آخرین ویرایش: شنبه 16 شهریور 1398 07:19 ب.ظ

 

دیلم در مجلس قسمت 3

شنبه 16 شهریور 1398 06:58 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


مشکلات بهداشتی و درمانی در دیلم:

پانزدهمین دوره قانونگذارى پس از یك فترت طولانى (2 سال و چهار ماه و دو روز) در تاریخ 25 تیرماه 1326 خورشیدى مطابق با 28 شعبان 1366 افتتاح و در تاریخ 6 مرداد ماه 1328 (2 شوال 1368) به پایان رسید.

در جلسه‌ی 164 این دوره‌ی مجلس، شکرالله صفوی، نماینده‌ی بوشهر، شرح دردناکی ارائه می‌دهد از کمبودهای بهداشتی و درمانی در شهرهای جنوب ایران از جمله در بندردیلم.

تاریخ این سخنرانی حدوداً  63 سال قبل است.

صفوى:

«... متاسفانه آقاى وزیر بهدارى و معاون وزارت بهدارى اینجا تشریف ندارند كه یك توضیحاتى راجع به بهدارى شهرستان‌ها و این قسمت‌ها به ما بدهند و آقاى مخبر كمیسیون هم در خبرهاى كمیسیون یك توضیحاتى داده‌اند. بنده مخالفتم از این نظر است كه شهرستان‌ها متاسفانه، بكلى از داشتن طبیب و وسایل بهداشتى محرومند و البته مالیات‌هائى كه مردم می‌دهند براى تمام كشور است ولى متاسفانه یك قسمت، یعنى شهرستان‌ها استفاده نمی‌كنند. ملاحظه بفرمائید یك قسمت مهم، بیمارستان‌ها و داروخانه‌ها و غیره در مركز است و آقایان كه از شهرستان‌ها اطلاع دارند می‌دانند كه یك دهم استفاده‌ای‌ كه باید شهرستان‌ها بكنند نمیكنند و همه مصارف بهدارى در تهران است و مردم شهرستان‌ها متاسفانه محرومند. بنده اطلاعاتى كه دارم در هشتاد فرسخ نود فرسخ فاصله، مردم یك طبیب نمی‌بینند و یك طبیب ندارند. ([عمادالدین] سزاوار[نماینده ساوه و زرند]: اغلب جاها همین طور است). بلى همینطور است. بنده هم راجع به تمام شهرستان‌ها عرض می‌كنم طبیب نیست، دندان‌ساز نیست، ماما و قابله وجود ندارد، و اصلاً ماما را مردم ندیده‌اند و اگر متاسفانه یك زایمان و یك آكوشمان غیر طبیعى پیش بیاید، متاسفانه باید عرض كنم صدى هشتاد، صدى نود از مرضى[=زائوها] می‌میرند.

 (نمایندگان: صحیح است)

 و اطبا و دندان‌سازها و ماماها هیچوقت حاضر نمی‌شوند به نقاط جنوب بروند. بنده از حوزه‌ی انتخابیه خودم عرض می‌كنم، یك طبیب دیپلمه[!]  با اطلاع در آنجا هست ولى تنها یك طبیب براى تمام بنادر كافى نیست.

 (نمایندگان:صحیح است)

 در بنادر جنوب، ریگ، دیلم، در تنگستان و دشتستان یك طبیب وجود ندارد و اگر یك مریض پیدا بشود مجبورند به سى فرسخ، چهل فرسخ آن طرف[تر] مریض را ببرند و ممكن است آنها در بین راه تلف بشوند و اگر بخواهند بیایند طبیب را ببرند باز هم ممكن است مریض تلف بشود. بنابراین اگر طبیب براى معالجه‌ی فورى پیدا نشود اسباب زحمت مردم است. این است كه بنده عرض می‌كنم متاسفانه بنادر جنوب از همه جا بدتر است و آقاى وزیر بهدارى و معاون وزارت بهدارى هم تشریف ندارند كه در این‌باره توضیحاتى بدهند و بنده مخصوصاً نظر آقاى دكتر ملكى را متوجه می‌سازم و به ایشان تذكر می‌دهم كه به ماماها و دندان‌سازها و اطباء مخصوصاً تاكید كنند كه در قسمت‌هاى جنوب و در بنادر جنوب دو سال خدمت خودشان را انجام بدهند و به آن نقاط توجهى بفرمایند زیرا مردم جنوب هم جزو مردم ایران هستند و مالیات می‌دهند لااقل نسبت به مردم آن دیار هم توجهى بفرمائید كه امیدوار باشند و بتوانند زندگانى كنند...»

(مشروح مذاكرات مجلس ملى/ دوره‏15 / جلسه: 164/  ص : 165 )

 


آخرین ویرایش: شنبه 16 شهریور 1398 07:00 ب.ظ

 

دیلم در مجلس 4 مالیات مشتی در دیلم!

شنبه 16 شهریور 1398 06:56 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


پنجمین دوره‌ی قانونگذارى مجلس ملی در تاریخ 22 بهمن ماه 1302 خورشیدى مطابق با 5 رجب 1342 افتتاح شد. در این دوره بود كه سلطنت قاجاریه منحل شد و مجلس مؤسسان در 21 آذرماه همان سال سلطنت را به پهلوى داد. مجلس پنجم در تاریخ 22 بهمن 1304 خاتمه یافت.

در جلسه‌ی 168 این دوره‌ی مجلس، ابوالحسن حائری‌زاده (1350-1271)، نماینده‌ی مردم یزد، از نوعی مالیات در بندردیلم سخن می‌گوید به نام مالیات مُشتی!

تاریخ این سخنرانی حدوداً 88 سال قبل است.

حائری‌زاده:

«... بنده امروز رفتم از اداره‌ی تقنیه، صورت مالیات‌ها را گرفتم كه به عرض آقایان برسانم. ما كه چهار میلیون و هفتصد هزار تومان كسرى مالیات اینجا داریم وضع مى‌كنیم در مقابلش خوب است این مالیات‌هاى كثیف قدیمى را هم كه از سیصد چهار صد هزار تومان تجاوز نمى‌كند لغو كنیم... مالیات صنفى كه صد و هفتاد و هفت قلم مالیات براى آنها معلوم شده است. یك چیزهایی كه حقیقتاً انسان خجالت می‌كشد ذكر كند. این‌ها را به عنوان مالیات[وضع] می‌كردند. صورت انواع مالیات‌ها را كه از دولت خواسته‌اند، این صورت‌ها را فرستاده. مالیات داروغه‌گى. موضوع داروغه از بین رفته است مالیاتش هست!

احتساب اعطای مالیات سیاه‌ها. سیاه‌هائی كه از آفریقا به بنادر جنوب مى‌آمدند، آنجا یك مالیاتى از آنها مى‌گرفتند. مالیات گله‌دارى. كوه‌چَر، علف‌چَر، حق‌المرتع گاودارى، كه تمام، معنایش یكى است. ولى به اسامى مختلف این مالیات‌ها گرفته مى‌شود. مالیات مُشتى در بندر دیلم و بندر ریگ. از هر 37 من باری كه خالى مى‌شود 1 مَن بر مى‌دارند. این اسمش مالیات مُشتى است...»

(مشروح مذاكرات مجلس ملى/ دوره ‏5/ جلسه: 168/ ص : 168)

  نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۰ ساعت 8:58 توسط عبدالرضا شهبازی


آخرین ویرایش: شنبه 16 شهریور 1398 06:58 ب.ظ

 

تاریخ مشکل آب و آبرسانی در دیلم به روایت مجلس

شنبه 16 شهریور 1398 06:16 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


 

مشکل آب دیلم، خصوصاً آب آشامیدنی، را من تا حدی به یاد دارم و کسانی که سنشان از من بیشتر است مسلماً بیشتر به یاد می‌آورند. مشکل آب و آبرسانی در دیلم خود تاریخی دارد مثل هر واقعه و پدیده‌ی دیگری در این شهرستان. آنچه در زیر می‌خوانید روایت طرح و پیگیری این مشکل است مستفاد از مشروح مذاکرات مجلس ملی (قبل از انقلاب) و مجلس شورای اسلامی (بعد از انقلاب). در این قطعات می‌خوانیم که نمایندگان و احیاناً افرادی از مجلس که در نقش بازرس به دیلم سر زده‌اند و گزارش بازدیدشان را به مجلس ارائه داده‌اند، مشکل آب دیلم را چگونه مطرح می‌کرده‌اند، چه راه‌کارهایی برای حل آن پیشنهاد می‌داده‌اند و احیاناً چگونه آن را پیگیری می‌کرده‌اند.

از زمان مشروطه تاکنون، مشکل آب دیلم نخستین بار، دست‌کم مستند و طبق سوابق مشروح مذاکرات مجلس ملی، در جلسه‌ی 298 از دوره‌ی 19 مجلس ملی و از زبان دشتی، نماینده استان در حدود 55 سال قبل مطرح شده است. هرچند از کلام دشتی مشخص است که مشکل آب دیلم و شهرهای اطراف قبلاً هم به کرات و مرات مطرح می‌شده است (ظاهراً به‌صورت غیر رسمی) ولی گوش شنوایی برای شنیدن آن و دست توانایی برای حل آن یافت نمی‌شده است!

 

بیوگرافی مختصر مجلس نوزدهم: نوزدهمین دوره‌ی قانونگذارى در تاریخ 10 خرداد ماه 1335 خورشیدى افتتاح شد. در این دوره بود كه دوره‌ی اجلاسیه‌ی مجلس از دو سال به چهار سال تغییر یافت و تعداد نمایندگان از 136 تن به 200 نفر افزایش پیدا كرد. دوره مزبور پس از چهار سال در تاریخ 19 خرداد ماه 1339 به پایان رسید.

دشتی:

«اینجا راجع به آب بوشهر خیلى صحبت شده است بنظر بنده دیگر جنبه‌ی شوخى و تفریح كم‌كم پیدا مى‌كند اما عرض كنم تنها بوشهر نیست، بندر گناوه و بندردیلم هم هست، اعلیحضرت همایونى دو جا را حضوراً امر فرمودند كه‏ باید براى گناوه و دیلم آب بیاورند. بنده این را به رئیس آبیارى عرض كردم و خود جناب آقاى نخست‌وزیر هم بودند اما بنده مأمورم كه بگویم گناوه آب ندارد. بندرى است كه بعد از این یك بوشهر بزرگى خواهد شد و خود جزیره‌ی خارگ یكى دو سال دیگر در ردیف آبادان مى‌شود. گناوه یك شهر عظیمى مى‌شود گنجایش هم دارد عملیات عجیبى هم در آنجا می‌شود یعنى تقسیم املاك و واگذارى املاك به مردم خیلى توسعه پیدا می‌كند بنابراین آب لازم دارد. بندر دى‌لُم یكى از بنادر قدیمى ایران است. ببخشید شما دیلم مى‌گوئید ولى چون در محل مى‌گویند دى‌لُم، بنده زبان محل را به‌ عرض رساندم. فرمودند كه آب باید براى اینجا بیاورند، از رودخانه‌ی زهره مى توانند بیاورند، حالا خودتان مطالعه بكنید و مطالعه هم شده إست. راجع به بوشهر پروژه و برنامه و اعتبار همه چیز تمام شده إست دو میلیون وزارت جنگ داده إست دو میلیون شركت نفت ویك قسمت را هم گمرك و جاهاى دیگر داده اند این را بنده میدانم كه یك جریاناتى داشت ولى حالا هیچ اطلاع ندارم چون در این مدتى كه قریب سى چهل روز نبودم روزنامه نخواندم و اطلاع ندارم استدعا مى كنم همانطور كه جناب آقاى صارمى فرمودند دولت در نظر بگیرد بنده ماده و چیزى ندارم كه از لحاظ آئین نامه بگویم فقط خواهش میكنم كه انجام بدهند مطالب دیگرى هم داشتم كه نمیدانم وقت دارم یا نه. . .»

(مشروح مذاكرات مجلس ملى/ دوره ‏19/جلسه‌ی 298/  ص/ 298 )

 

اما مشکل آب دیلم یا دی‌لُم خودمان در این مجلس حل نشد!

ادامه‌ی داستان مشکل آب دیلم را در دوره‌ی بیست و چهارم مجلس ملی پی می‌گیریم. یعنی حدود 38 سال قبل و حدود 17 سال بعد از سخنان دشتی در مجلس نوزدهم!

 

بیوگرافی مجلس بیست و چهارم: انتخابات دوره 24 مجلس شوراى ملى، یا انتخابات رستاخیزى، آخرین انتخابات دوران حكومت پهلوى بود كه در تاریخ 17 شهریور 1354 افتتاح شد. در این دوره‌ی مجلس به‌خاطر فضاى انقلابى كه در كشور به‌وجود آمده بود پنج نخست‌وزیر در طى چهارسال روى كار آمدند كه هیچ یك از آنها موفق به ادامه كار نشدند. سرانجام به‌دنبال مبارزات ملت ایران و استعفاى بسیارى از نمایندگان و سقوط رژیم سلطنتى، عمر مجلس بیست و چهارم نیز در 21 بهمن 1357 به پایان رسید.

     در این دوره و در جلسه‌ی 71 آن، دکتر حسین طبیب که در نقش بازرس به دیلم و مناطقی از استان بوشهر سفر کرده بود گزارش خود را از مشکل آب دیلم اینگونه به مجلس ارائه می‌دهد:

دکتر طبیب:

«... منطقه دیگرى كه مورد بازدید قرار گرفت منطقه‌ی دیلم بود در این منطقه یك راه هست كه سالهاست ساختمان آن راكد مانده و در فصل تابستان به هر ترتیب كه هست و با هر مشكلى كه می‌تواند وجود داشته باشد انسان از كوره‌راه‌ها مى‌تواند خودش را به بندر‌دیلم برساند ولى در فصل زمستان این‌ راه بكلى مسدود است و قابل استفاده نیست یادآورى می‌كنم كه این‌ راه قسمتى مربوط است به پل بویرات كه باید تكمیل بشود و هرچه زودتر مورد استفاده‌ی اهالى قرار بگیرد. بالاخره به‌ هر طریق كه بود از راه‌هاى فرعى روستائى دیگر به بندر‌دیلم رسیدیم و بیاد آوردیم كه مردم در تابستان بیشترین فریاد و شكایتشان و اصلى‌ترین مسئله‌شان آب بود، ولى من انتظار نداشتم كه در فصل زمستان هم بیشترین و مهمترین مسئله‌ی مورد بحث مردم بندر‌دیلم در حالی‌ كه نزولات آسمانى باریده است بازهم مسئله‌ی آب باشد.

      اما به قرارى كه مشاهده كردیم باز هم در فصل زمستان و در موسم بارندگى بیشترین مسئله‌ی مردمبندردیلم مسئله‌ی آب بود زیرا طرح تأمین آب بندر‌دیلم طورى بى اساس و پایه است كه به محض اینكه اندك‌بارانى می‌آید و در رودخانه زهره جارى می‌شود، بكلى، بكلى، دستگاه آبرسانى را عاطل و باطل و تعطیل می‌سازد و من روزى كه رفتم مردم گفتند 20 روز است كه آب نداریم و از آب‌هاى آلوده‌ی راكد كه در بركه‌هاى عادى روى زمین جمع شده بود آبشان را تأمین می‌كردند و این مسئله قابل پذیرش براى مردم امروز ایران و اهالى بندردیلم نبود و براى آنها تعجب‌آور بود كه می‌بایستى در عصر رستاخیز بایك چنین منظره‌هاى غیر قابل پذیرش روبرو باشند.

      انجمن شهر با نهایت علاقمندى در برابر خواست‌هاى مردم آنجا احساس مسئولیت می‌نماید، در گفت و شنودى كه در محل حزب به‌ عمل آمده بود رئیس انجمن و اعضاى انجمن با دلسوزى صادقانه می‌گفتند كه اگر انجمن شهر براى ده‌سال آینده هیچ عملى انجام ندهد و شهردارى كلاً تعطیل باشد و ما فقط بتوانیم تنها آببندر‌دیلم را تأمین كنیم می‌توانیم در برابر مردم روسفید باشیم. رئیس سازمان زنان می‌گفت با كمال تأسف می‌رویم در خانه ها كه مردم را تشویق كنیم براى باسواد‌شدن، می‌گویند این حرف‌ها چیست كه می‌زنید، ما صبح تا حالا رفتیم از جاى دورى آب بیاوریم یك حلب 15 لیترى آب راكدى كه از توى بیابان‌ها جمع می‌كنند ده‌ریال به دست مردم می‌رسـد دیگر كجا وقت اضافى داریم.

     یك برنامه و طرحى است براى تأمین آب بندر‌دیلم كه درخواست می‌كنم جناب دكتر شادمان با آن علاقمندى و دقتى كه دارند به این مسئله توجه كنند و انشاءالله با پیشنهادى كه صورت می‌گیرد بتوانیم در آنجا یادگار بسیار خوب و ارزنده‌اى باقى بگذاریم. قیمت برآوردشده‌ی طرح آبرسانى بندردیلم یازده و نیم میلیون تومان می‌شود كه قسمت عمده‌اى از آن را مردم بندردیلم حاضرند تأمین كنند از طریق حق اشتراك و لوله‌كشى داخلى، 5 میلیون تومان می‌بایستى از صندوق مشترك شهرداری‌ها و سه میلیون از محل طرح خاص ناحیه‌اى به این طرح كمك شود كه البته چون بنیه‌ی مالى بندردیلم ضعیف و ناتوان هست و بازپرداخت این 5 میلیون تومان مشكل به نظر می‌رسد می‌توان ترتیبى اتخاذ كرد و كمك بلاعوض شهردارى بندردیلم را از طریق وزارت كشور افزایش داد تا بتوان به این مطلب جامه‌ی عمل پوشاند.

      اما مسئله‌ی دیگرى كه وجود داشت مخصوصاً با توجه به فرمان 16 آبان‌ماه شاهنشاه، می‌توان كار مثبت خوبى را پیگیرى كرد و آنكه طرح دیگرى وجود دارد براى تأمین آب بندردیلم از محل اعتبارات وزارت مسكن و شهرسازى كه طرحى است ناكامل و نارسا و جوابگوى تأمین احتیاجات آبرسانى بندردیلم را به طور كاملى نمی‌نماید، من فكر می‌كنم و مردم پیشنهاد می‌كنند كه اگر این دو طرح درهم ادغام شود چون هردو طرح مربوط است به اعتبارات مملكتى در مدت كوتاهى به این مسئله می‌توان جامه‌ی عمل پوشاند. در این زمینه من خلاصه‌ی مشاهداتم را با جناب استاندار استان در میان گذاشتم، ایشان كه علاقمند براى پیشرفت این كار هستند عملى‌بودن این مسئله را مورد تأیید قرار دادند، بنابراین از جناب آقاى دكتر شادمان در خواست دارم كه نسبت به ادغام این دو طرح در فاصله‌ی زمان كوتاه به طوری كه مردم بندردیلم این قدم مثبت را بهره‌بردارى كنند، از بذل مساعدت و علاقمندى دریغ نفرمایند. . ..»

(مشروح مذاكرات مجلس ملى/ دوره‏24/جلسه‌ی 71 / ص72 /1354)

 

چندماه بعد و در اواخر خردادماه سال بعد (1355)، دکتر حسین طبیب طی بازدید دیگری که از بندردیلم داشته است، در جلسه‌ی 103 مجلس ملی باز مشکل آب دیلم را مطرح کرده و طرح دیگری را پیشنهاد می‌دهد:

 

دکتر طبیب:

«... علاوه بر این، برنامه‌ی اساسى دیگرى تحت بررسى است براى انتقال آب كارون به بنادر دیلم و گناوه و زمین‌هاى پربركت شهرها در روستاهاى استان بوشهر كه با این كیفیت می‌توانیم امیدوار باشیم اراده‌ی خستگی‌ناپذیر ملت ایران سرانجام در راه تمدن بزرگ و سیماى راستین ایرانى به پیروزى كامل خواهد رسید و ایران را آنگونه كه آرزوى همگان است آباد و پر بركت با مردمى شاد و سرافراز رشك بهشت خواهد ساخت. پاینده ایران (نمایندگان: احسنت). ..»

در جلسه‌ی 151، یعنی حدود چهار‌ماه بعد از جلسه‌ی فوق، دکتر حسین طبیب بار دیگر و این‌بار مشکل دیگری از مشکلات عدیده‌ی آب دیلم را عنوان می‌کند:

دکتر طبیب:

«... در بندردیلم رفتم گفتند یك شركت پیمانكارى هست كه فضولات را در رودخانه زهره لیراوى می‌ریزد و حدود 100 هزار نفر از آب این رودخانه استفاده می‌كنند و به تشخیص آزمایشگاه آب رودخانه آلوده شده و سازمان حفاظت محیط زیست عملى انجام نداده ویا همانطور كه عرض كردم وقتى این سازمان می‌خواهد ابراز وجود بنماید به یاد حمایت از خوك‌هاى وحشى مى‌افتد و مانع اصلاح مسیر رودخانه‌ی كره‌بند كه آبش به دریا می‌ریزد و زندگى كشاورزان را مختل نموده است میشود. . .»

 

اما مشکل آب دیلم همچنان حل‌ناشده باقی ماند، نشان به این نشان که مشکل آب دیلم در نخستین مجلس شورای اسلامی در اواخر سال 1360، یعنی 5 سال بعد نیز بار دیگر مطرح شد.

بیوگرافی نخستین مجلس شورای اسلامی: انتخابات اولین دوره‌ی مجلس شوراى اسلامى در بیست و چهارم اسفندماه 1358 برگزار شد. در این دوره 10 میلیون و 871 هزار و 645 نفر رأى دادند. با توجه به شرایط انقلابى جامعه‌ی ایران، این دوره، به خاطر اختلاف‏نظر شدید نمایندگان كه از طیف‏ها و گروه‏هاى مختلف سیاسى بودند، به تغییر قوانین قدیمى و تصویب قوانین جدید مشغول شد. البته وقوع جنگ در سال 1359، سال‏هاى پایانى دوره‌ی مجلس اول را به خود مشغول كرد.

 

آقای نبوی، نماینده استان بوشهر:

«...آب رودخانه‌ی خیرآباد اگر به دیلم و گناوه راه یابد حوزه‌ی وسیعى را از بى‌آبى نجات مى‌دهد. آیا شما باور مى‌كنید كه شهردارى گناوه براى رساندن آب مشروب به مردم هر متر مكعبى 720 ریال هزینه مى‌كند و مترى 180 ریال در اختیار مصرف‌كننده قرار مى‌دهد آخر با كدام درآمد، مردم جوابگوى هزینه‌ی زندگى باشند كه آبشان با این قیمت بدست مى‌آید؟..»

(مشروح مذاكرات مجلس شوراى اسلامى/دوره‏1 / بیستم دى 60)

 

حدود شش‌ماه بعد، یعنی در نهم تیرماه 61 در همان نخستین مجلس شورای اسلامی، نبوی، نماینده‌ی استان بوشهر بار دیگر مشکل آب دیلم را عنوان می‌کند ولی این‌بار در قالب تذکری که به وزیر نیرو می‌دهد و در مجلس عنوان می‌شود: 

«...تذکر آقاى نبوى نماینده بوشهر به وزارت نیرو در خصوص تأمین سریع آب و برق براى بندردیلم و بندرگناوه...»

 

     بعد از این تاریخ، دست کم طبق مشروح مذاکرات مجلس، اثری از ذکر مشکل آب دیلم دیده نمی‌شود و ظاهراً این مشکل دیرپا سرانجام در همان سال‌های آغازین دهه‌ی شصت حل شده است. البته می‌توان این گونه گفت که مشکل آب دیلم طی این بیست و پنج سال (از طرح نخستین تا رفع) به‌شکلی بسیار کند و تدریجی، آرام آرام به یکی بهبودی نسبی نزدیک می‌شده است و سرانجام در سال‌های آغازین دهه‌ی شصت تا حد زیادی رفع شده است.

 تاریخ این مشکل و اصولاً تاریخ آب و آبرسانی در دیلم را از طریق دو منبع اصلی می‌توان تدوین کرد:

نخست، اسناد و مدارک بایگانی‌شده در اداره‌ی آب و فاضلاب دیلم (که امیدوارم موجود باشد!) و همچنین بایگانی‌های شرکت آب و فاضلاب استان. با کنارهم‌نهادن این اسناد و مدارک و تحلیل آنها می‌توان خط سیر این مشکل را تقریباً از آغاز تا رفع نهایی تدوین کرد.

     دوم، تاریخ شفاهی این مشکل است که با مصاحبه با سالمندان دیلمی قابل حصول است. با کنار‌هم نهادن مفاد این مصاحبه‌ها و اعمال اصول و روش‌های تدوین تاریخ شفاهی، می‌توان به جزییاتی دست یافت که در تاریخ مکتوب و رسمی مطرح نشده است. این که آب شرب و آب شست و شو از کجا تأمین می‌شده است، چه کسانی این کار را انجام می‌داده‌اند، مستلزم چه رنج و مرارتی بوده است، قیمت تمام‌شده چقدر بوده، چقدر کفاف احتیاجات را می‌کرده و صدها نکته‌ی ریز و درشت دیگر که می‌توان کشف و ضبط کرد. تردیدی نیست که تاریخ آب و آب‌رسانی در دیلم جزیره‌ی تنهایی نخواهد بود. این تاریخ بسیار مرتبط است با تاریخ بهداشت و درمان در دیلم. تاریخ بهداشت و درمان مرتبط است با تاریخ زاد و ولد در دیلم و ...

به امید تدوین تاریخ جامع دیلم. . .


آخرین ویرایش: شنبه 16 شهریور 1398 07:22 ب.ظ

 

هفته فرهنگی شهرستان دیلم

چهارشنبه 22 اسفند 1397 09:10 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

تجلیل از ۶۳ خدمات مطبوعاتی پیشکسوت جنوب کشور

به همت اعضای شورای شهر و شهرداری بندر دیلم هفته فرهنگ و هنر در سالن اجتماعات مسجد نور واقع بر ساحل خلیج همیشه فارس برگزار گردید.

 

محمد رضا غزنوی رییس شورای شهر هدف از اجرای این جشنواره را بیان دستااوردها و ظرفیتهای این شهرستان در حوزه های مختلف فرهنگی ،هنری و اجتماعی و ارج نهادن به تلاشهای فرهیختگان تاثیر گذار است این دیار عنوان نمود.

 

ششمین شب این جشنواره با تجلیل از پیشکسوت مطبوعات جنوب کشور و خبرنگار تابا، همراه بود.

دکترخلیفه زاده محقق و پژوهشگر تاریخ با گرامیداشت یاد بزرگان دیلم و لیراوی از اقای پرویز خلیجی بعنوان چهره ماندگار این خطه یاد کرد و افزود که مستندات من در مراجعه به کتابخانه مرجع مجلس شورای اسلامی بیانگر فعالیت ۶۳ساله این پیشکسوت مطبوعات جنوب کشور است.

 

دکتر علیرضا خلیفه زاده افزود تلاش برای احداث بیمارستان در دیلم و درمانگاه در روستاهای لیروای، دایر کردن دبیرستان،ایجاد راههای ارتباطی(بخصوص پل زیدون حد فاصل دیلم ،بهبهان)، مساعی فراوان برای ایجاد تاسیسات آب و برق و تاسیس دادگاه و همه نیازمندیهای یک شهر مدرن را، از شش دهه پیش وجه همت این فعال عرصه مطبوعات بوده است.

 

همکاری گسترده وی با مطبوعات ازسال ۱۳۳۵ با روزنامه های فریاد خوزستان در اهواز، پیک خجسته شیراز، پست تهران و تهران مصور، کیهان و اطلاعات آغاز و با همکاری با خبرگزاری ایرنا، روزنامه خبر، نیم نگاه شیراز و… ادامه یافت و اینک با روزنامه های جمهوری اسلامی،طلوع فارس و خوزستان و بسیاری از پایگاههای خبری تحلیلی از جمله تابا نیوز. ذاکر نیوز. بدرپرس . ایران باران نیوز و صاحب قلم در حال استمرار است.

 

عبدالرضا صادقی عضو دیگر شورای دیلم نیز عنوان داشت: در این جشنواره یک هفته ای همچنین از کتاب راهنمایی دریایی مرحوم ناخدا عبدالله فهیمی دریانورد شهیر دیلمی با ویراش خانم دکتر آرمیندخت امین و کتاب جفرافیای شهرستان دیلم به قلم دکتر رضا درویشی رونمایی شد.

 

خانم دکتر امین استاد تاریخ دانشگاه، کتاب مرحوم فهیمی را کتابی مرجع برای همه محققان دریانوردی در این سو و انسوی خلیج فارس خواند.

در این جشنواره که با شناساندن صنایع دستی و غذاهاو شیرینی های محلی همراه بود. 

مختار تنگسیری در ابتدای این برنامه چند شعر محلی با محوریت دیلم خواند. 

پنجشنبه 16 اسفند 1397 در دیلم برگزار شد . 

 روزهای قبل : 

شاعران خوش قریحه بندر دیلمی از جمله هاشم شعله.فتح الله علیمرادی، ابراهیم کازرونی، معصومه زمردی، خیری خلیفه نژاد، مختار تنگسیری و مرضیه رشتی و بشیر ذبیحی با قرائت اشعاری با مضامین تمدن کهن و قدمت دیلم ،شور زایدالوصفی در جشنواره ایجاد نمودنند.


آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 اسفند 1397 09:14 ق.ظ

 

جشنواره هفته فرهنگی دیلم استقبال پرشور شد

شنبه 18 اسفند 1397 11:13 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
گناوه-ایرنا- نایب رئیس شورای اسلامی شهر دیلم گفت: نخستین جشنواره هفته فرهنگی این شهرستان با استقبال خوب و پرشور مردم مواجه شده است.

عبدالرضا صادقی روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: بیان دستاوردها و ظرفیت های این شهرستان در حوزه های مختلففرهنگی ، هنری ، اجتماعی و معرفی و شناسایی آیین و بازی های بومی و سنت های این منطقه با اجرای برنامه های مختلف از اهداف برگزاری این آیین است.
وی اظهارداشت: برگزاری این رویداد مهم فرهنگی پیامدهای مطلوبی در جهت معرفی فرهنگ بومی منطقه و شور ونشاط در بین همشهریان و گردشگران داشته است.
صادقی گفت: تجدید بیعت و ادای احترام به شهدای این شهرستان سرآغاز برنامه های این هفته بوده که باحضور مردم و مسئولان برگزار شد.
نایب رئیس شورای اسلامی شهر دیلم یادآورشد: نواختن زنگ آغاز هفته فرهنگی در همه مدارس، برپایی جشن باشکوه توسط دانش آموزان هنرمند دبیرستان صدف، نقاشی روی دیوارهای سطح شهر توسط هنرمندان خوش ذوق و گرافیست، افتتاح نمایشگاه متنوع هنری و دستاوردهای صنایع دستی و غذاهای بومی محلی از مهم ترین برنامه های جشنواره است.
صادقی افزود: برگزاری آیین ویژه جشن فرهنگی در سالن مسجد نور از برنامه های باشکوه این جشنواره بود که در اولین روز مورد استقبال خیلی خوب عموم قرار گرفت.
وی از همکاری و مشارکت همه ادارات و نهادها و گروههای مردمی بویژه هنرمندان در برپایی این جشنواره تقدیر کرد.
نخستین هفته فرهنگی دیلم از 11 اسفند ماه جاری آغاز شده است.
شهرستان دیلم با بیش از 34 هزار نفر جمعیت در 210 کیلومتری شمال استان بوشهر قرار دارد.
6164/7215/6045 

افزوده از وبلاگ لیراوی : 

روز پنجشنبه 16 اسفند 1397 علیرضا خلیفه زاده در خصوص هویت تاریخی دیلم در دوره صفوی به سخنرانی پرداخت . 

در ادامه برنامه خانم دکتر آرمیندخت امین مصحح کتاب راهنمای دریایی اثر ناخدا عبداله فهیمی بندردیلمی به معرفی آثار و اندیشه های این دریانورد عرصه خلیج فارس و اقیانوس هند پرداخت. 


آخرین ویرایش: شنبه 18 اسفند 1397 11:21 ق.ظ

 

بنیادگذاری حسینیه دیلم توسط خاندان گله گیر

یکشنبه 10 تیر 1397 11:53 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
سهراب گله گیریان:

شرحی گذرا بر ساخت حسینیه اعظم از اول تا به امروز

شرحی گذرا بر ساخت حسینیه اعظم از اول تا به امروزحسینیه اعظم با قدمتی حدود دویست سال از قدیمی ترین بناهای مذهبی شهرستان دیلم می باشد. در ادامه شرحی گذرا بر تاریخ ساخت و بازسازی های این بنا خواهیم داشت.

به گزارش "عصر دیلم"، دعوت شیخ دراویش شریفاوی (عرب) حاكم دیلم، این سه خانواده كه مذهب شیعه داشتند به فكر تاسیس و بنای مركزی جهت ادای فرایض دینی و مراسم مذهبی از جمله عزاداری افتادند.

ایشان برای احداث یك باب حسینیه خارج از قلعه اقدام به حفر یك حلقه چاه كردند كه آب مورد نیاز را جهت تهیه خشت و گل و ملات تامین نماید . پس از اطلاع از این ماجرا، شیخ قلعه (شیخ درواش شریفاوی- عرب-حاكم دیلم) كه سنی مذهب بود از ساخت حسینیه ممانعت بعمل آورد. اصرار گله گیرها مثمر ثمر واقع نشد و شیخ همچنان بر مخالفت خود پافشاری می كرد .

شبی شیخ درواش در خواب می بیند ماری بدور گردنش پیچیده و فشار می آورد و میخواهد او را خفه كند و می گوید "چرا نمی گذاری ملاعبدو حسینیه اش را بسازد؟". شیخ متوحش و سرآسیمه از خواب پریده به حیاط خانه می رود و با صدای بلند در آن نیمه شب فریاد می زند كه " عبدو! عبدو! برو حسینیه ات بساز مار ایخاس خفه ام کنه!" همه اهل قلعه از خواب پریده و به خانه شیخ آمدند و شیخ قضیه خواب خود را به همه بازگو كرد.

صبح روز بعد ملاعبدو و سایر گله گیرها اقدام به تهیه خشت و گل و مصالح ساخت نموده، پس از مدتی حسینیه را ساختند و محرم و صفر همان سال عزاداری و روضه خوانی راه انداختند. شیخ صنعان، بزرگ خانواده عنزی ها (سلیمی های     دیلم)، اولین كسی بود كه به مذهب تشیع گروید و پس از وی خانواده اش نیز شیعه شدند. این حسینیه اول با خشت خام و گل توسط ملا عبدو اخته شد.

بار دوم، توسط فرزندان ملا عبدو با مصالح سنگ (سنگ دیره بنه) و گچ محلی (چاری) تجدید بنا شد. سومین بار توسط حاج قنبر بشیری (داماد گله گیرها) با آجر محلی ساخته شد و بنای كنونی، چهارمین تجدید بنای این حسینیه است كه توسط مردم انجام گرفته است.

قدمت این حسینیه حدود دویست سال است.

منبع : عصر دیلم 

http://www.asredeylam.ir/?module=news&news_id=13322

توضیح وبلاگ لیراوی : 

البته بررسی حضور تاریخی برخی افراد مانند شیخ صنعان و مذهب برخی از اهالی جای بحث بررسی دارد . ولی به عنوان روایتی جامع ومحلی نقل شد. از نقد و نظر دوستان استقبال می شود.


آخرین ویرایش: یکشنبه 10 تیر 1397 11:58 ق.ظ

 

ساحل بندر دیلم 1352

یکشنبه 7 خرداد 1396 11:32 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
Related image
آخرین ویرایش: یکشنبه 7 خرداد 1396 11:33 ق.ظ

 

استاد حاج عبدالنبی خلیلی، خیاط با سابقه ی بندر دیلم

سه شنبه 23 آذر 1395 03:35 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

خلیلی در سال 1313 در بندردیلم متولد گردید، استاد در دوران كودكی به هنگامی كه هنوز قدرت راه رفتن نداشت، بردوش پدر، فاصله منزل واقع در محله ی بهبهانی را تا خیاطی  پدرش استاد علی محمد در بازاز شمالی نزدیك گود قصابخانه قدیم طی میكرد تا با هنر خیاطی بیش از پیش آشنا گردد.

پدرش مرحوم استاد علی محمد اصالتاً بهبهانی بوده و از شهر بهبهان استان خوزستان به دیلم آمده بود.ساكنان محله بهبهانی، عمدتاً افرادی بودند كه در جستجوی كار و امرار معاش از بهبهان به دیلم  مهاجرت كرده بودند. به قول قدیمی ها ، آن روزها بندر دیلم به دروازه ی بهبهان معروف بود. برادر بزرگ استاد حاج عبدالنبی، مرحوم استاد مصطفی (معروف به صفا اُس علی محد) یكی دیگر از خیاط های با سابقه شهر بود كه در این شغل به مردم خدمت میكرد.

از دیگر خیاط های قدیمی دیلم می توان از مرحوم حاج عبدالبنی قارونی ،مرحوم کربلایی آقا خلیجی ،مرحوم حاج محمد صبوری، مرحوم جعفر قانعی، مرحوم محمدحسن دیلمی،مرحوم محمدعلی خان ، مرحوم کربلایی ناصر نیکوان ، مرحوم حاج احمد پیران،مرحوم غفار قنواتی ، مرحوم حاج مصطفی خاکپور، صفر قارونی، حاج ابول اخلاق، حاج ابراهیم علی نیا، حاج عبدالله خواجه، حاج حبیب خلیجی، محمدشاه تركزاده و حسین بشیری نام  برد. استاد حاج عبدالنبی خلیلی اكنون با 80 سال سن، همچنان جهت كسب روزی حلال درخیاطی خود واقع در پاسا‍ژ دیلمی در نزدیكی میدان حسینیه (امام حسین)مشغول به فعالیت می باشد. در پایان از خدواند بزرگ برای استاد، توفیق روزافزون توام با سلامتی خواستارم.  

تهیه و تنظیم از : سید حسین میرجهانمردی


آخرین ویرایش: سه شنبه 23 آذر 1395 03:36 ب.ظ

 

زادگاه کبوتر فارسی

جمعه 25 تیر 1395 02:57 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
نظر یکی از خوانندگان وبلاگ لیراوی :
من از اقوام کبوتر هستم.طایفه فارسی و بازماندگان آن الان در دهدشت در روستای چیر و در نزدیک گچساران در روستایی به اسم مله برفی زندگی می کنند.

آخرین ویرایش: جمعه 25 تیر 1395 02:59 ب.ظ

 

گزارش تاریخی «والتر بارینگ»

دوشنبه 12 بهمن 1394 10:41 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

درباره عشایر کوهگیلویه -بویراحمد و ممسنی

ابوذر همتی*

فراسو - سال هشتم - شماره 25 و 26 - بهار و تابستان 1394

والتر بارینگ از مأموران حکومت انگلستان از سال 1879 تا 1882 میلادی در زمان ناصرالدین شاه قاجار در ایران مشغول به خدمت بود. وی همراه با کاپیتان ولز در سال 1261 شمسی (1299 ق. 1882/1881م.) حدود 134 سال پیش، مسیر شوشتر به دزفول، بهبهان و شیراز را پیمود و شرح مسافرت خود را یادداشت نمود.

بارینگ در ماه دسامبر از منطقه کوهگیلویه و ممسنی عبورکرد و بخشی از گزارش سفر او اشاره کوتاهی به عشایر و فهرست خوانین طوایف منطقه می باشد که برای اطلاع علاقمندان به موضوع، گزیده مطالب مربوطه را از صفحات 19، 20 و22 متن انگلیسی به فارسی ترجمه کرده ام.(1)

ترجمه:

ایل کوهگیلو قبیله اصلی اطراف بهبهان است، که به دو قسمت بزرگ پشت کوه و زیرکوه تقسیم می شود و دربردارنده  طوایف زیر است:

طوایف پشت کوه:

باوی - رئیس: نجفقلی خان(2)

بویراحمد (سرحدی و گرمسیری) - رئیس: ولی خان و حسین خان

دهدشت - در حال حاضر خان ندارد

چروم - رئیس: محمدعلی خان

نویی - رئیس: عباس خان

دشمن زیاری - رئیس: رستم خان

طیبی (سرحدی و گرمسیری) - رئیس: میرعلی خان و حسینعلی خان

بهمئی (سرحدی و گرمسیری) - رئیس: محمدحسین خان و جعفرخان

طوایف زیرکوه:

یوسفی - رئیس: جعفرخان

آغاجری - رئیس: حاجی بمونی

زیدون - رئیس: کامحمدباقر

بندردیلم - رئیس: عبدالله خان

معمولا قبایل نامبرده دائماً باهم بر سر چراگاه درگیر هستند. همچنین منازعات خونینی باهم دارند و تمایلی به اطاعت از رئیس واحدی ندارند و اداره کردن آنها مشکل است. کوهگیلویی ها از سمت شیراز با ممسنی ها، از شمال و شمال شرق با قشقاییها و بختیاریها و از سمت غرب و شمالغرب با اعراب هم مرزاند. تعدادی از قبایل مذکور تحت فرمان حکومت خوزستان و برخی تحت حکومت فارس اند. من نمی توانم با اطمینان آمار دقیقی از تعداد کل نفرات طوایف ارائه دهم. قبایل جنوب ایران را می توان به سه گروه بزرگ تقسیم کرد. لرها: شامل بختیاری، کوهگیلویه و ممسنی که به لهجه لری با ویژگی های متفاوت محلی صحبت می کنند. قبایل ترک زبان شامل قشقایی و بهارلو. و گروه کوچ نشینان عرب. با اعراب هیچگاه برخوردی نداشته ام، آنها در زمستان به طرف لار و بندرعباس می روند و در تابستان به سوی بوانات. گفته می شود که به لهجه عربی آمیخته ای صحبت می کنند و حدود 12000 فامیل می باشند. جمعیت قشقایی ها حدود 50000 خانوار است.

ایل ممسنی

تل اسپید، اولین دهکده ممسنی است که ما وارد آن شدیم. دراین دهکده برج چهارگوشی که دارای سوراخ های دیده بانی است بر بالای تپه ای قراردارد، و اطرف آن را خانه ها احاطه کرده است. در هر روستای ممسنی یکی یا تعداد بیشتری از این برجها دیده می شود. در تل اسپید نهر آبی است که از میان کشتزارهای برنج می گذرد. ممسنی که از اینجا تا شیراز ادامه دارد دارای طوایف زیر است:

رستم - رئیس: الله قلی خان

بکش - رئیس: شریف خان

جاوی - رئیس: محمدعلی خان

فهلیون - رئیس: میرزاهادی

دشمن زیاری - رئیس: مرادقلی خان

مم صالح - رئیس: علی خان(3)

ممسنی ها همیشه به خاطر گردنکشی مشهور بوده اند و تا گذشته نه چندان دور مسافرت از منطقه آنها امکانپذیر نبود. با این وجود فرهادمیرزا شاهزاده حاکم بر فارس این مردم سرکش را مطیع کرد و در حال حاضر آمدورفت از این ناحیه  نسبتاً ایمن است. به نظر می رسد ممسنی ها از یک نژاد عالی هستند. خصوصیات بسیاری از آنها بطور شگفت انگیزی شبیه ایرانیان باستان است که در تخت جمشید به تصویر کشیده شده اند. گویی کدخدای تل اسپید از درون یکی از این حجاریها به بیرون گام نهاده است.

*عضو هیئت علمی دانشگاه

پی نوشت ها:

1-Report on a Journey to Shushtar, Dizful, Behbehan, and Shiraz by Walter Baring, Tehran 24 January 1882

2-گزارش بارینگ حدود پنج سال قبل از تالیف جلد دوم فارسنامه ناصری بوسیله فسائی تهیه شده است. به همین دلیل  تفاوتهایی بین گزارش بارینگ و فسائی در تقسیم بندی منطقه کوهگیلویه همچنین اسامی برخی خوانین وجود دارد. در فارسنامه ناصری، خان ایل باوی حسینقلی خان نام دارد. به گفته  بارینگ، حسینقلیخان خان باوی به علت شورش، به وسیله  نصیرالملک تحت تعقیب بود و به بصره گریخت. طبق گفته نویسنده، برادر خان باوی سه مرد را نابینا کرده بود و به دستور نصیرالملک اعدام گردید. ظاهراً علت شورش حسینقلی خان اعدام برادرش بوده که بعداً بخشیده شده و مجدداً در مقام خانی ابقا گردید.

3-طایفه مماصالح، مم صالح (محمدصالحی) از طوایف قدیمی ممسنی است که تا زمان ناصرالدین شاه خوانینی داشتند و  بتدریج تضعیف و ساختار ایلی آن متلاشی شد و بسیاری از خانوارهای آن به خارج از ممسنی مهاجرت کرده اند. فارسنامه ناصری از خان وطایفه مماصالحی نامی نبرده است. بخش بزرگی از ناحیه کمهر و کاکان در مالکیت خوانین مماصالحی بود که در هنگامه فشار حکومت قاجار بر ایل ممسنی، خوانین کشکولی آن را به بهای اندکی خریده و تصاحب کردند.

توضیح: در ماه ربیع الثانی سال 1298 ق. سلطان مسعودمیرزا ظل السلطان فرزند ناصرالدینشاه حکومت فارس را علاوه بر حکومت چندین ایالت دیگر ایران دراختیار گرفت. ظل السلطان حکومت فارس را به فرزند خردسالش جلال الدوله سپرد و میرزا فتحعلی خان صاحب دیوان را وزیر و نایب الحکومه او  قرارداد. صاحب دیوان برادر خودش میرزاحسنعلی خان نصیرالملک را به حکومت بهبهان و کوهگیلویه منصوب کرد. والتر بارینگ در سال 1299 در زمان ریاست حاکمان نامبرده از شوشتر به شیراز سفرکرد. حکومت ایل قشقایی را سلطان محمدخان ایلخانی و ایلات خمسه را میرزاعلی محمدخان قوام الملک اداره می کردند.

منابع توضیح: 1-فارسنامه ناصری، تالیف میرزا حسن فسائی، جلد اول و دوم 2-فارس در عصر قاجار، تالیف حسن امداد. (تصاویر حکام از کتاب فارس در عصر قاجار است)

لینک در نشریه فراسو : 

http://farasoomag2.blogfa.com/page/94a16

تصویر جلد


آخرین ویرایش: دوشنبه 12 بهمن 1394 10:50 ق.ظ

 

فرهنگیان دیلم و زیارت بی بی حکیمه 1

دوشنبه 11 خرداد 1394 12:41 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

روز پنجشنبه هفتم اسفند ماه 93 به اتفاق جمعی از فرهنگیان شهرستان دیلم توفیقی حاصل گردید تا یکبار دیگر مسیر کوهستانی "دیلم " تا  "بی بی حکیمه " را پیاده روی نماییم.

مسیری که گفته می شود در گذشته های دور محل عبور کاروانیان و مردم محلی منطقه لیراوی به زیارتگاه حضرت بی بی حکیمه (س) دختر امام موسی کاظم (ع) بوده است و با آسفالته شدن و ایجاد راه ماشین رو به فراموشی سپرده شده است.

مسیر قدیم کاروانیان

البته مردم دیلم نیز در گذشته از مسیر سیاهمکان- دهک به بی بی حکیمه با پای پیاده مشرف می شدند که چند روزی به طول می انجامید. اما مسیر انتخابی ما از سمت غربی شهرستان دیلم و از روستای (والفجر) یا همان "گربه ای " سابق صورت گرفت.

حرکت ما از ساعت 11/30صبح شروع شد و ساعت 3 عصر به یک کاروانسرای قدیمی رسیدیم. گفته می شود این کاروانسرا را فردی به نام "احمد خان" از خوانین گذشته لیراوی برای استراحت کاروانیانی که از این مسیر عبور می کردند احداث نموده و دارای دو اتاق و یک آب انبار قدیمی است که در کنار رودخانه قرار گرفته است. حدود پنجاه متر بالاتر تعدادی قبر وجود دارد که شاید از کاروانیان ان زمان باشند که در کنار کاروانسرا آرمیده اند.

کاروانسرای بین راه

کاروان هشت نفره ما شب را در آنجا به استراحت گذراند و در حالی که هوای شبانگاهی مطبوع و دل انگیز بهاری در دل کوهستان انسان را به بیدار ماندن ترغیب می نمود، صمیمیت و شوخ طبعی بچه های گروه در کنار آتش هیزمها موجب شده بود تا خستگی پیاده روی روز را از یاد ببریم.

به ناچار به چادرها روی آورده تا با کمی خواب و استراحت بتوانیم صبح مسیرمان را ادامه بدهیم. 5 صبح همه از خواب بلند شدیم و پس از اقامه نماز و صرف صبحانه و خیمه ها را بستیم و ساعت 7/30 صبح آماده حرکت شدیم.

پس از حدود 5 ساعت پیاده روی و کمی استراحت در بین راه در ساعت 12/30به آبشار بی بی حکیمه رسیدیم.

آب تنی در زیر آبشار خستگی سفر را از تن می زدود. ساعت 13/30ظهر به زیارت بی بی حکیمه مشرف شدیم. پس از اقامه نماز ظهر و صرف ناهار در جمع دوستان فرهنگی در ساعت 15/30به سمت دیلم برگشتیم.( البته این بار بوسیله مینی بوس اداره آموزش و پرورش).

بارگاه بی بی حکیمه

دوستان و فرهنگیان حاضر در پیاده روی بی بی حکیمه: محسن تنگسیری –  جعفر علوی – جواد خلیلی - قاسم سلحشور -  شکرالله قائمی – عبدالنبی پرگان- عبدالله شاکریان و اینجانب (عبدالله مرادی)

لازم به ذکر است که نخستین باری که فرهنگیان دیلمی این مسیر را با پای پیاده پیمودند بهمن ماه سال 1377 (16 سال پیش) بود که این عزیزان عبارت بودند از: محسن تنگسیری – ایاز دریانورد – عبدالله شاکریان و حقیر (عبدالله مرادی) که تنها غایب ما در این سفر آقای ایاز دریانورد بود.


آخرین ویرایش: دوشنبه 11 خرداد 1394 12:43 ب.ظ

 

فرهنگیان دیلم و زیارت بی بی حکیمه 2

دوشنبه 11 خرداد 1394 12:39 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
تاریخ : جمعه ۱۵ اسفند۱۳۹۳ | 0:36 | نویسنده : عبدالله مرادی

 

 

 

 


آخرین ویرایش: دوشنبه 11 خرداد 1394 12:41 ب.ظ

 

پرویز خلیجی و پیک خجسته

شنبه 29 فروردین 1394 10:47 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
پرویز خلیجی که پدرش نخستین خبرنگار دیلمی بوده است از ۱۷ سالگی(یعنی سال ۱۳۳۴ و ۳۵ ) با همکاری خبری با پیک خجسته  (شیراز) و هفته نامه فریاد خوزستان(اهواز )  و آیندگان و... وقایع و اتفاقات و نیاز های شهر دیلم و بلوک لیراوی را انعکاس داده است و خوشبتختانه هم اکنون نیز در این زمینه فعال می باشد.
جستار هایی جسته - گریخته از پیک خجسته
بررسی مضامین سیاسی - اجتماعی روزنامه پیک خجسته از سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۶

مقطع:
نویسنده:
ماهریان، فریده
استاد راهنما:
موسوی، احمد
استاد مشاور:
رشته گرایش:
ادبیات و علوم انسانی
استاد ناظر:
دانشگاه:
دانشگاه آزاد اسلامی تهران
تاریخ دفاع:
1375
واحد:
چکیده:
‫هدف تحقیق نقد و بررسی روزنامه پیک خجسته است که همزمان با دوران پهلوی دوم انتشار می یافت و روزنامه ای دست راستی و طرفداری سلطنت محسوب می شد. براساس این پژوهش روزنامه پیک خجسته روزنامه ای بود که در دوران پهلوی دوم انتشار یافت و بر روی هم روزنامه ای دست راستی به شمار می رود. بیشتر مطالب و محتوای آن نشان می دهد که این روزنامه طرفدار سلطنت است و از اهداف آن طرفداری کرده است. هرچند که مطالب انتقادی در آن گاه به گاه مشاهده می شود ولی بر رویهم روزنامه ای وابسته است که در نشان دادن حقایق تامل کرده است. شکل و فرم روزنامه نیز چندان مخاطبان را جلب نمی کند.
پیک خجسته از نگاهی دیگر

جمله مى توان به اخبار و مقالات روزنك ، پیك خجسته اشاره كرد.
این روزنامه در شماره همان روز یعنى 27 دى ماه مهم ترین تیتر خود را به امام ره اختصاص داده و مى نویسدآیت الله العظمى خمینى تا پایان هفته آینده وطن مراجعت مى كند.
پیك خجسته همچنین طى مقاله مفصل به تشریح حوادث یك ساله گذشته از 17 دى ماه 1356 تا دى ماه 1357 مى پردازد و نوشتار خود را با تیترى تحت عنوان جرقه ، آتش ، خون ، اعتصاب آغاز مى نماید. در این مقاله روند حركت نهضت را به طور واقعى در خلال یك سال بررسى مى نماید.

روزنامه پیک خجسته، به مدیریت مرحوم مصطفی خجسته، فرزند مرحوم غلامعلی فرزند خواجه غلامحسین کازرونی، معروف به آقادائی، در سال 1327 شمسی آغاز به انتشار کرد و حدود ربع قرن، بدون وقفه، در شیراز منتشر شد. مندرجات روزنامه پیک خجسته، بیشتر در زمینه مسایل تاریخی، اجتماعی، سیاسی و دفاع از منافع مردم جزایر خلیج فارس و صفحات جنوب تنظیم می شد.

مرحوم خجسته که از نویسندگان خونگرم و مبارز فارس بود علاوه بر نشر روزنامه، به تحقیقات تاریخی نیز می پرداخت و کتاب (بحرین در دو قرن اخیر) که چاپ شده و طی آن با مدارک متقن تاریخی، حاکمیت ایران بر جزایر بحرین به اثبات رسیده، از کارهای تحقیقاتی اوست.





سندی در کتابخانه مجلس:
شناسگر رکورد:793765
شماره بازیابی:۲/۲۰۱۰/۴۰۵/۱/۲۰س
شماره بازیابی:۲/۲۰۱۰/۴۰۵/۱/۲۰
موضوع کارتن:[فارس]
زبان اثر:Per(فارسی)
عنوان اصلی:[مدیر روزنامه پیک خجسته]
تاریخ سند:۱۳۳۳/۲/۷ تا ۱۶/۴/۱۳۳۳
نام خاص و کمیت اثر:۶برگ، ۱پاکت
یادداشتهای مربوط به مندرجات:نامه مدیر روزنامه پیک خجسته شیراز در شکایت از اینکه روزنامه مزبور را بدون جهت توقیف نموده اند



آخرین ویرایش: یکشنبه 30 فروردین 1394 08:53 ق.ظ

 

پنجمین جشنواره شعر «سنگار افتو» دیلم استان بوشهر به سرانجام رسید

دوشنبه 11 اسفند 1393 08:54 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 


پنجمین جشنواره شعر «سنگار افتو» دیلم استان بوشهر به سرانجام رسید
پنجمین جشنواره شعر «سنگار افتو» دیلم استان بوشهر به سرانجام رسیدمردم جنوب آیین اختتامیه پنجمین جشنواره استانی شعر محلی «سنگار افتو» دیلم در استان بوشهر با حضور مقامات استانی و شهرستانی و با حضور جمعی از شاعران کشوری و استانی روز پنج شنبه 30 بهمن ماه 93 در سالن مجتمع فرهنگی و هنری پیامبر اعظم (ص) دیلم برگزار شد

عبدالصمد دشتی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیلم و دبیر اجرایی جشنواره هدف از برگزاری این جشنواره را پاسداشت زبان و ادبیات و گویش های محلی  دانست و گفت : پنجمین جشنواره استانی شعر محلی «سنگار افتو» با استقبال خوب شاعران مواجه شد و 162 اثر به دبیرخانه جشنواره رسید.

دشتی اضافه کرد: بر اساس رای هیئت داوران، در بخش جوان جشنواره، مهدی شیخیانی از دشتی مقام اول، زینب مفتاحی مقدم از تنگستان مقام دوم و ایمان جمشید پور از بوشهر  موفق به کسب مقام سوم شدند.

وی ادامه داد : در بخش بزرگسال بر اساس رای هیئت داوران، معصومه خدادادی از دشتستان مقام اول ، عبدالحسین ستوده و امان اله ابراهیمی از دشتستان به طور مشترک مقام دوم و جمشید لیراوی از بلوک لیراوی و غلامعلی زارعی از دشتی به طور مشترک به مقام سوم دست یافتند.

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیلم اعلام کرد: سعید بیابانکی از شاعران نام آشنای کشور مهمان ویژه این برنامه بود که در این مراسم شعرخوانی کرد.

دشتی برپایی نمایشگاهی از آثار هنرمندان حوزه هنرهای تجسمی ، اجرای موسیقی، پخش نماهنگ و توزیع بسته های فرهنگی را از دیگر بخش های این برنامه عنوان کرد.

جشنواره استانی شعر محلی «سنگار افتو» هر ساله به میزبانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیلم برگزار می شود.



آخرین ویرایش: یکشنبه 17 اسفند 1393 03:54 ب.ظ

 

محرم و اهالی بندر دیلم

دوشنبه 19 آبان 1393 08:37 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
در تهران هر سال اهالی بندر دیلم مراسم بزرگداشت دهه اول ماه محرم و عزاداری امام حسین (ع) و یارانش را برگزار می کنند وقتی به تاریخ بندر دیلم را ورق می زنیم با چهره های بسیاری روبه رو می شویم .
وبلاگ دیلمی یل مطلب زیبایی را در معرفی برگزارکنندگان مراسم عزاداری و تعزیه در شهرستان دیلم (استان بوشهر ) نوشته که پاسداشت تلاش های آن عزیزان درگذشته در اینجا درج می گردد: 


 فرا می رسد محرم وصفر . اندوهی ناخواسته تمام وجود شوریدگان وعزاداران حسینی را فرا می گیرد. آنان که دل باخته اند در این وادی دل باختگی، گمشده خود را می جویند. شاید می توان به جرائت گفت دیار دیلم از معدود شهرهایی است که همه ساله در طول دوماهه محرم وصفر آئین عزاداری، پامنبری و روضه خوانی و تعزیه  آن با شور وشکوه برگزار می گردد ومی توان گفت بسیاری ازمناطق کشور عزاداری خود را به دهه اول محرم و ده آخر صفر ختم می کنند. نمی خواهم بگویم که رسم آنان درست است یا رسومات ما دیلمییان .اما یک چیز که برای همگان به اثبات رسیده شور وحال آغاز محرم واندوه وشاید شور پایانی آن است که همه دل دادگان را فرا می گیرد و اینکه به قول منبری ها  هیچ گاه شعله محرم درطول تاریخ خاموش نشده وشعله ارادت آن هرسال شعله ور تر می شود و این شعله با بود یا نبود من تو و هیزم های ما اشتعال نیافته بلکه گرمای آن ازهمان شور درونی عزاداران حسینی است که دست خود آنان هم نیست و اما یک چیز هست که باید به ان پرداخت ای که آن همه کسانی بودند که با تمام وجود عزا و ماتم حسینی را گرم نگه می داشتند ولی خود اکنون زیر خروارها خاک سرد خاموش آرامیده اند.اما این عزاداری هم گرم است و هم پر هیاهو، چه آنان که پارچ آب برست می گرفته اند یا نوحه سرایی می نموده اند یا خانه ومغازه خود را به آماده نمودن اسباب وابزار گرم نمودن عزاداری تعلق می دادند یا بر ترک اسب تعزیه ونعش وکتل ودر لباس اهل حرم نقش بازی می کردندو.... همه وهمه در دوره های گذشته بوده اند واکنون دربین ما نیستند.امید که صاحبان عزا یاریگر آنان درآن سرا باشند . جا دارد ما نیز در این وبلاگ از آن رفتگان پر هیاهو وپرشور وعشق به نیکی یاد کنیم . انشاء اله خداوندیاری دهد نامی را از قلم نیاندازم وشما نیز در این راه به من کمک کنید تا کسی از رفتگان عزاداری دیروز حسینی خاموش نمانند گر چه نام آنان هیچگاه خاموش نمی ماند ونخواهد ماند از جمله
مرحومین حاج رئیس التجار  (بهبهانی ) حاج یوسف و حاج عباس دیلمی پور وحاج بشیر بشیری(میزبانان روحانیون و روضه خوانان مجالس امام حسین (ع)

حاج اسماعیل وحاج غلامحسین دیلمی،
حاج عبدالنبی قارونی مداح وخیاط علم عزای حسینی،
حاج ابوالقاسم شریفی،حاج جعفرشاکری (آخوند)واجدادایشان و اجداد خاندان ذاکری
 وبرمکی،
ملامحمدحسین آخوند(برمکی) عبدالنبی،حاج نعمت الله وحاج عباس برمکی،حاج مصطفی آخوند(خدامی)
و اجداد پارسا وخادمی (متولیان حسینیه اعظم)،احمدخادم،حاج محمود خدایاریان(خیر و بانی زینبییه)حاج عبدالرسول خدایاریان،
استاد ماشاءالله وسیف الله سلیمی،(از بازماندگان و وابستگان خلیفات ) 
حاج عبداله و حاج مرتضی قصابکار وعبدالله قصابی،
حاج عبدالنبی وحاج عبدالحسین رئوف ،کربلایی قباد رمضانی،حاج منصورمعتمد،حاج حیدرجوکاری،حاج(کربلایی)ناصراژدری،
کربلایی محمد داوودی(شاعر اهل بیت)احمدداوودی،حاج ابراهیم امید،حاج محمد،حاج عبدالرسول وحاج محمودسعیدی،مرتضی حسین زاده (فیاضی)
میرزا علی فصیحی(تعزیه گردان مشهور دیلمی) ،
حاج سید جبل اشرف،حاج سید عنایت الله فاطمی،حاج محمد علی خاکپور،حاج سید طالب هاشمی،بابک کپتان، کربلایی عباس مزارع، کربلایی احمد غلام زاده،کربلایی خلیفه مزارع،
کربلایی منصورکنارکوهی کربلایی هادی گله گیر،بشیردیلمی و ...خدایشان بیامرزاد. (خوانندگان عزیز اگر کسی از قلم افتاده مدیون یادآوری و اطلاع رسانی شما هستم ) 

    درپی درج مطلب فوق ودرخواست از همکاری ومشارکت خوانندگان عزیز برخی دوستان وهمشهریان گرامی نام برحی مرحومین خادم امام حسین (ع) را یادآورنمودند. به ویژه جناب آقای غلامرضاجوکار من با تقدیر از همه این عزیزان، اسامی مورد اشاره آنان را عینا" درج می نمایم.
مرحومان حاج اسدالله وحاج نعمت الله صادقی،حاج جوادشیدا،حاج رضا صابری،
حاج بندر و حاج محمد روغنی، میرفرج چپکش(فرید) علم خواجه،کریم علی(علی پور)،زائرحسین آردی ،عبدالحسین ومصطفی بشیری، حاج غلامحسین خلیجی،
حاج محمدحسن آزاد،حاج محمودوحاج غلامشاه دامغانی،حاج حسین غضبانی ،محمد و فضل الله کربلایی حاجی بابا (براهیمی)،عبدالنبی بشیردیلمی، حمید نوبخت،ناخداحاج رحیم تنگسیری،حیدرتنگستانی فرد،محمدحقیقت،رحیم وفلکناز اسماعیلی زاده،ابراهیم شوشتری،حاج صمددیلمی،جابر وعبدل وحاج ابراهیم عباسیان،نادر قنواتی،  

در وبلاگ مرحوم آیت اله شریعت نیز افراد ذیل معرفی شده اند: 

همزمان با تاسوعا و عاشورای حسینی بیاد آیت الله میرزا عبدالوهاب شریعت


ضمن عرض تسلیت بمناسبت  فرارسیدن ایام حزن انگیز محرم و بخصوص تا سوعا و عاشورای حسینی یادی می کنیم از مرحوم آیت الله حاج میرزا عبدالوهاب شریعت بهبهانی که دهه های مختلف در بندر دیلم برای احیای این شعائر دینی و مذهبی کوشیدند.

در آن سالها که  بندر دیلم شهری کوچک و دور افتاده و محروم از بسیاری امکانات بود مرحوم آیت الله شریعت اهتمام ویژه ای به برپایی باشکوه  مراسم عزاداری سالار شهیدان در این شهر داشتند.

ایشان میزبان خطبا و وعاظی بودند که برای سخنرانی به بندر دیلم می آمدند چه در مسجد خودشان واقع در گود قصابخانه دیلم و چه در حسینیه  شهر و یا سایر مساجد و تکایا

اغلب عزاداران حسینی در مسجد مرحوم شریعت در گود قصابخانه در شب و روز عاشورا حضور بهمرسانده ودر  محضر آن روحانی  به عزادارای خالصانه می پرداختند.

پاس می داریم یاد همه خادمان حسینی که رخ در نقاب خاک کشیده اند و در اینجا به ذکر برخی از اسامی و افراد که در دیلم در برپایی این آیینها و مراسم آن مشارکت داشتند می پردازیم.  از مخاطبین عزیزی که اسامی دیگر افراد را مد نظر دارند درخواست می کنیم ما را در تکمیل آن یاری دهند

به روح شهید کربلا و همه اصحاب و یارانش درود می فرستیم

مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسین سلیمانی - مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالوهاب شریعت. مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ جعفر سلیمانی- مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ جواد سلیمانی- مرحوم حاج بشیر بشیری- مرحوم حاج عبدالرسول بشیری- مرحوم حاج رییس دیلمی پور- مرحوم حاج اسداله صادقی-مرحوم حاج عبدالنبی قارونی-  مرحوم حاج جواد شیدا- مرحوم حاج شعبان متانت-مرحوم حاج جعفر شاکری- مرحوم حاج محمود دیلمی -درگذشتگان و بزرگان خانواده های  اشرف - فاطمی - صابری -بشیری -دامغانی --برمکی- ذاکری-خدامی- پارسا-خادم- رئوف- خدایاریان- خدادادی-سعیدی- ابراهیمی- فصیحی- خاکپور-گله گیری- مزارع--روغنی- کنعانی- پیرو- امامی -راستی -شوشتری-  پیران-عباسیان- خلیجی- نوبخت-احمد زاده- تنگسری- بحریه- عباسیان-دیلمی-قنواتی-دهدشتی- شریفی - عطارزاده-تاجدین- ترک زاده- ایرانی- هاشمی- اخلاقی-حقیقت-اکبری- پورابراهیم-ناصری-روحی- کپتان-جبلی- حسینی- علی پناه -اسماعیلی- صالحیان- تنگستانی-جبلی-طاهری-محمدی-خلیلی-صالحی-محسنی- معتمد



آخرین ویرایش: دوشنبه 19 آبان 1393 11:03 ق.ظ

 

عکس هایی از خاندان گله گیر بندر دیلم

سه شنبه 6 آبان 1393 03:24 ب.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 



















آخرین ویرایش: سه شنبه 6 آبان 1393 03:28 ب.ظ

 

سه عکس تاریخی از بندر دیلم

دوشنبه 5 آبان 1393 10:08 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 
قلعه خلیفات بندر دیلم سال 1304هجری قمری ،و کمی آن سو تر قبر سید محمد جبل عاملی مقتول 1296 هجری قمری و دو نخلستان در طرح تایلور نقاش همراه دو سیاح فرانسوی بابن و هوسه دیده می شود . البته در این سفرنامه یک منظره دیگر به نام ساحل خلیج فارس نیز ترسیم شده که احتمالا ساحل دیلم است. 


میرزاغلامحسین خان ایمنی 
مسئول تلگرافخانه بندر دیلم در آذر ماه 1303 خورشیدی هنگام سفر سردار سپه از دیلم به قصد دستگیری شیخ خزعل 


(منبع عکس: کتاب تحولات اجتماعی برازجان  نوشته فرزند فاضل ایشان استاد سروش اتابک زاده)


غلامرضا فروتن 
در سن نه سالگی در حال ارسال تلگراف به هند در تلگرافخانه بندردیلم 

عکس سوم حدود ۱۳۱۶ خ : غلامرضا فروتن خواهر زاده میرزا غلامحسین  ایمنی که با وجود کمی سن در حال ارسال یک نامه به زبان انگلیسی جهت یک نفر هندی می باشد . عکس را  آن هندی  گرفته است. ( این عکس را استاد سروش اتابک زاده در اختیارم گذاشته )

غلامرضا فروتن  مدتها مسئول اداره پست و تلگراف در شهر های مختلف خوزستان بوده است .

خاطر نشان می شود فرخنده فروتن دختر ایشان نیز فرهنگ لغات بندردیلم را آماده چاپ کرده که امید است به همت و سرمایه گذاری خیرین فرهنگ دوست شهرستان دیلم منتشر گردد.


آخرین ویرایش: دوشنبه 5 آبان 1393 10:54 ق.ظ

 

بندر تاریخی حماد

سه شنبه 11 شهریور 1393 07:39 ق.ظنویسنده : علیرضا خلیفه زاده

 

 عملیات اجرایی احداث منطقه گردشگری بندرحماد با حضور معاون سیاسی استاندار بوشهر و جمعی از مسئولان شهرستان دیلم آغاز شد.

خبرگزاری فارس: عملیات اجرایی احداث منطقه گردشگری بندر حماد آغاز شد

شهردار بندر دیلم صبح امروز در این آیین اظهار داشت: این پروژه شامل جاده دسترسی به طول سه کیلومتر و عرض 12 متر و ارتفاع متغییر تا یک مترو سی سانتیمتر است که در حال حاضر  70 درصد پیشرفت فیزیکی دارد.

محمود طاهری‌نیا افزود: پروژه پارک، شامل سنگ چینی حدود 2500 متر مربع به ارتفاع 2 متر از ضلع غربی که برای جلوگیری از فرسایش خاک به دلیل جزر و مد آب دریا امسال انجام می‌شود تا این جزیره حفظ شود.

وی بیان داشت: 4هزار متر پیاده‌روسازی داخل جزیره، ایجاد پارکینگ، کمپینگ، آلاچیق، جاده سلامتی اطراف جزیره و کافی شاپ و ایستگاه بازی در دست طراحی است و امسال بخشی از آنها را تا جایی که اعبتارت اجازه دهند اجرا می‌شود.

شهردار بندر دیلم خاطر نشان کرد: در بندر تاریخی حماد هنوز درختان زیادی وجود دارد و درختکاری آن با حجمی حدود دو برایر وضع موجود تا آخر سال انجام خواهد شد.

طاهری‌نیا اضافه کرد: اعتبارات این پروژه از  محل منابع استانی حدود 700 میلیون تومان است که بخشی از تخصیص آن قرار است تامین شود.

وی به برق‌رسانی و آبرسانی به این منطقه اشاره کرد و افزود: چهار هزار و 500 متر شبکه  فشار متوسط و دو هزار متر روشنایی معابر برای برق‌رسانی به بندر حماد نیاز است که جمعاً حدود 450 میلیون تومان اعتبار نیاز دارد.

شهردار بندر دیلم تصریح کرد: خط انتقال آب به جزیره با یک لوله 4 اینچی به طول چهار و نیم کیلومتر هزینه‌ای در حدود 200 میلیون تومان نیاز دارد.

وی یادآور شد: این پروژه به مساحت 10 هکتار و 70 هکتار اراضی ساحلی حد فاصل دو خور جن و یفره(از خورهای محلی دیلم) در دست طراحی است.

طاهری‌نیا گفت:: 40 هکتار از این اراضی در حال آماده‌سازی است و کارهای اجرایی آن در حال انجام است که امیدواریم با اجرای این پروژه در بخش توسعه گردشگری و اقتصاد شهرستان قدم خوبی برداشته شود.

بندر تاریخی «حماد» برگرفته از نام «شیخ حماد» از  شیوخ بزرگ خلیفات است که روزگاری به اینجا مهاجرت کرده و در اینجا سکنی گزیده‌اند.

این بندر در زمان صفویه رونق داشته و آباد بوده و مردم در اینجا به تجارت می‌پرداخته، ولی در زمان کریم خان دوباره از رونق افتاده است.

در این منطقه درختان بلند کهور، انجیر، بید و اکالیپتوس و چاه آبی معروف به «مغدر» وجود دارد.

وبلاگ لیراوی:
گفتنی است خاندان صباح شیوخ امروزی کویت(اعراب عتوب بحرینی الاصل) پس از خروج از بحرین در سال 1112 قمری حدود یک سال و نیم نزد مشایخ خلیفات بندردیلم پناه گرفتند و ساکن بندر حماد شدند و پس از آن ابتدا به بصره و سپس به قرین رفتند (ناحیه قرین حدود 50 سال بعد به کویت به معنی کوت کوچک معروف شد.  کوت در هندی به معنی قلعه است در کلمه کوتوال به معنی نگهبان قلعه این واژه دیده می شود) شیوخ خاندان آل صباح که حلیف و هم پیمان خلیفات بندردیلم در رخدادهای خلیج فارس بودند همواره ارتباط خوبی با خوانین و بزرگان لیراوی نیز داشته اند. که شاید به دوره سکونت آنها در بندر حماد و بندر دیلم مرتبط باشد. 

آخرین ویرایش: سه شنبه 11 شهریور 1393 07:52 ق.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 3 ) 1 2 3